امامان دوازده گانه در قرآن و سنت (۲)
وجود اوصیای دوازدهگانه در ادیانروایات بسیاری در منابع شیعه و سنّی آمده است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:هر سنّتی که در ادیان گذشته بوده، مو به مو در آیین اسلام هم هست. از جمله این سنتها، داشتن دوازده وصی و خلیفه است؛ چنان که غیبت و ظهور رهبر و امام نیز از سنّتهای ادیان ابراهیمی است که در اسلام نیز اصل غیبت و ظهور رهبری وجود دارد (طبرانی، بیتا: ج۴، ص۲۰۴؛ سیوطی، بیتا: ج۲، ص۴۴۴).در این که پیامبران اولوا العزم هر یک دوازده وصی داشتهاند، تردیدی نیست و در قرآن و سنت به برخی از آنها تصریح شده است. موسی بن عمران علیه السلام دوازده نقیب، حضرت عیسی علیه السلام دوازده حواری و ابراهیم و نوح علیهم السلام هم هر یک دوازده وصی داشتهاند. قرآن کریم به صراحت یا به کنایه، بعضی از آنها را ذکر کرده است: (و قطّعناهم اثنتی عشره أسباطاً أمماً)؛ قوم موسی را به دوازده گروه منشعب کردیم» (اعراف، ۱۶۰؛ مائده، ۱۲). در آیهای دیگر میفرماید: (و لقد أخذ الله میثاق بنی إسرائیل و بعثنا منهم اثنی عشر نقیباً)؛ همانا خداوند، از بنی اسرائیل پیمان گرفت و دوازده نقیب و بزرگ از میان آنها برانگیختیم» (همان).همانگونه که میبینیم، سخن از برانگیختن و انتصاب دوازده وصی است، نه انتخاب امت. آلوسی، از مفسّران اهل سنّت، ذیل همین آیه مینویسد: «نقبای بنی اسرائیل، وزیران موسی بودند و سپس به مقام نبوت رسیدند» (آلوسی، بیتا: ج۶، ص۷۸).حتی کلمه «اثنتا عشره» در آیه ذیل نیز ظاهری دارد و تأویلی. در سوره بقره میفرماید: (فقلنا اضرب بعصاک الحجر فانفجرت منه اثنتا عشره عیناً)؛ ]به موسی[ گفتیم: عصایت را بر سنگ بکوب، ]تا عصا را به سنگ زد[ از آن، دوازده چشمه جاری شد» (بقره، ۶۰)؛ در صورتی که یک چشمه پر آب، به مثابه رودخانه بزرگ میتوانست تمام اقوام بنی اسرائیل را سیراب کند؛ از این رو نجم الدین رازی در تفسیر بحر الحقایق در تأویل آیه فوق میگوید:مقصود از آب، چشمههای حکمت است. چشمههای حکمت، حکیمان دوازدهگانه را میطلبد و کلمه «لا اله الا الله» نیز از دوازده حرف تشکیل شده و هر یک از آن حروف، چشمه ساری است از علم و معرفت. حکمت این دوازده حرف در کلمه توحید و اخلاص است که اساس دین و سرچشمه نقیبان دوازدهگانهاند و ممکن است رمز و اشاره به دوازده امام و خلیفه در تمام ادیان الهی نیز باشد.در حقایق التفسیر ذیل آیه فوق از امام صادق علیه السلام نقل شده است که «عین» را به معرفت تأویل میکند و نخستین منزل معرفت را توحید و عبودیت میداند و آن را به موارد دیگر مانند چشمه صداقت و اخلاق سرایت میدهد (اسلمی، بیتا: ج۱، ص۲۴۶).مشابه این کلام در تأویل آیه (و بئر معطّله و قصر مَشید) (حج، ۴۵)؛ نیز آمده است. چاههای سرگردانی که صاحبانش نابود و آب هایش در زمین فرو رفته و بیمصرف مانده است؛ نه کسی از آن، آب برمی دارد و نه تشنهای سیراب میشود. امام صادق علیه السلام فرمود:مقصود از «قصر مشید»، آن قصری است که به دلیل عدم مراجعه مردم در حال خرابی است، و منظور از «بئر معطّله» امام صامت و ساکت و راکد است و «قصر مشید» امام ناطق میباشد که مردم او را ترک کردهاند (طباطبایی، ۱۳۶۱: ج۱۶، ص۳۹۶).در سوره اعراف میفرماید: (و قطعناهم اثنتی عشره اسباطاً امماً) (اعراف، ۱۶)؛ قوم موسی را به دوازده گروه منشعب کردیم تا هر سبطی طایفهای باشند». در آیهای دیگر میفرماید: (و بعثنا منهم اثنی عشر نقیباً) (مائده، ۱۲)؛ و دوازده بزرگ و نقیب از میان قبایل بنی اسرائیل مبعوث کردیم تا ]هر کدام امامی برای گروهی باشند و هر امامی از علم و حکمت الهی، گروه خود را سیراب کنند[».پس نتیجه میگیریم هدف از چشمههای دوازدهگانه نقبای دوازدهگانهاند که هر یک باید گروهی را رهبری و از سرچشمه حکمت سیراب کنند.اگر به آیه «یوم ندعوا کل أناس بإمامهم»۱ توجه کنیم، خواهیم فهمید همان امام که در دنیا امت را هدایت یا گمراه میکند همان رهبر آخرتی نیز هست که آنان را به بهشت یا جهنم میکشاند.در خصوص امامان دین، آیات دیگری نیز هست که از طرق خاصه و عامه به امامان شیعه تفسیر و تأویل شده است و فرضاً اگر کسی اشارات و کنایاتی را که درباره امامان دوازدهگانه در قرآن رسیده است، قبول نداشته باشد، از پذیرش احادیث نبوی که از طریق شیعه و اهل سنّت به صورت متواتر رسیده است، گریزی ندارد. ما بخشی از آن احادیث را از باب نمونه میآوریم:امامان دوازدهگانه در منابع اهل سنّت و شیعهجای هیچ تردیدی نیست که حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم روایات مختلفی درباره امامان دوازدهگانه بیان کرده است که از طریق مجامع حدیثی شیعه و سنّی به تواتر به ما رسیده است. یکی از مضامین آن روایات این است که «خلفای بعد از من، دوازده نفرند که تمام آنها از قریش یا بنی هاشم هستند». اکنون فهرستی از عناوین این نوع احادیث را میآوریم و برای فزونی بصیرت، از هر عنوان، نمونه هایی از روایاتی که از طریق منابع اهل سنّت رسیده است، بازگو میکنیم.
الف. دوازده امام و تصریح بر آنانمجموعه احادیثی که به مضمون فوق از سنّی و شیعه به ما رسیده، ۲۷۱ حدیث است که به ذکر چند نمونه بسنده میکنیم:۱٫ صحیح بخاری از محمد بن المثنی و او از غندر و به ترتیب از شعبه و عبدالملک نقل کرده است که از جابر بن سمره شنیدم که میگفت: «سمعت النبی صلی الله علیه و آله و سلم یقول: «یکون اثناعشر امیراً» فقال کلمه لم أسمعها. فقال أبی: «یقول: کلهم من قریش» (ترمذی، همان: ج۲، ص۴۵)؛ در این حدیث، امامان دوازدهگانه به دوازده امیر و رهبر تعبیر شدهاند که از تبار قریشند.۲٫ مسلم در صحیح خود، با سند صحیح از جابر بن سمره از پدرش نقل میکند که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم میفرمود: «ان هذا الأمر لاینقضی حتی یمضی فیهم اثناعشر خلیفه کلهم من قریش؛ قطعاً حاکمیت اسلام تمام نمیشود، مگر این که دوازده خلیفه بر او بگذرد که تمام آنها از نسل قریش باشند» (مسلم، بیتا: ج۲، ص۱۹۱).۳٫ ابوداوود نیز در صحیح خود از جابر بن سمره نقل میکند: «سمعت رسول الله یقول: «لایزال الدین عزیزاً إلی اثنی عشر خلیفه فکبر الناس وضجّوا…»؛ شنیدم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «پیوسته دین اسلام، عزیز و سربلند خواهد بود، تا دوازده خلیفه بر آن حکومت کنند. مردم تکبیر گفتند و بلند گریستند» رسول اکرم پس از تکبیر و گریه شوق اصحاب، کلمهای فرمود که آن را نشنیدم. از پدرم پرسیدم؛ گفت: «کلّهم من قریش؛ همگی از قریشند» (سجستانی، ۱۴۰۴: ج۲، ص۲۰۷).به این مضمون، روایات فراوانی رسیده است که از مجموع آنها به دست میآید که حضرت، به صورت قضیه شرطیه فرموده است: در صورتی که امامان دوازدهگانه با اراده مردم بر امت حکومت کنند، ملت اسلام پیوسته عزیز و پیروز خواهند بود و اگر آنان حکومت نکنند، هرج و مرج پیش خواهد آمد؛ چنان که در حدیثی از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پرسیدند: «ثم یکون ماذا؟ ثم یکون الهرج». چنان که در بعضی از روایات دیگر به فتنههای ویرانگری بعد از رحلت خود نیز اشاره کرده است.در صحیح بخاری از طرق مختلف از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است که فرمود: «یرد علی یوم القیمه رهط من أصحابی فیجلون عن الحوض فأقول: یا ربّ اصحابی. فیقول: إنک لاعلم لک بما أحدثوا بعدک. إنهم ارتدوا علی أدبارهم قهقری؛ در قیامت، گروهی از اصحابم به من وارد میشوند. آنان را از حوض پراکنده و دور میسازند. عرضه میدارم: خدایا! اینها اصحاب من هستند. میفرماید: نمیدانی بعد از تو چه کردند؛ آنها مرتد شدند و عقب گرد کردند» (بخاری، ۱۴۰۷: ج۱۸، ص۱۴۸).در صحیح مسلم نیز حدیثی مشابه از عایشه نقل شده است.
ب. برابر بودن خلفای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با نقبای بنی اسرائیلدر یک سلسله از روایات، آمده است که خلفای بعد از پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم به عدد نقبای بنی اسرائیل هستند. در این باب، از طریق شیعه و سنّی مجموعاً چهل حدیث رسیده است که به نمونهای از احادیث اهل سنت اکتفا میکنیم:حاکم در مستدرک از مسروق نقل میکند: شبی در مسجد نشسته بودیم و قرآن میخواندیم. کسی پرسید: «ای أبا عبدالرحمن! آیا از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پرسیدید که چند نفر خلیفه بر این امت حکومت خواهند کرد؟» گفت: «آری؛ پرسیدم. فرمود: اثنا عشر عدد نقباء بنی اسرائیل» (احمد حنبل، همان: ج۴، ص۵۰۱؛ سیوطی، همان: ج۱، ص۳۵۰؛ متقی هندی، همان: ح۱۴۹۷۱).
ج. قریشی بودن دوازده امامبیش از سی روایت از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم رسیده است که میفرماید: خلفای دوازدهگانه از قریش و تبار هاشم هستند. اکنون به دو نمونه از آنها که از اهل سنّت نقل شده، اشاره میکنیم:۱٫ ابن ابی الحدید معتزلی از امام علی علیه السلام نقل میکند که فرمود: «إن الأئمه من قریش غرسوا فی هذا البطن من هاشم لاتصلح علی سواهم و لا تصلح الولاه من غیرهم؛ تحقیقاً امامان از نسل قریش در نسل بنی هاشم کاشته شدهاند و غیر آنان، صلاحیت امامت را ندارند و همچنین حاکمان از غیر بنی هاشم صلاحیت و شایستگی برای خلافت ندارند» (حاکم نیشابوری، همان: ج۴، ص۷۳).ابن ابی الحدید مینویسد:سخن امام علی علیه السلام با اصول معتزله نمیسازد؛ ولی من سخن علی را قبول دارم؛ چرا که به گونه متواتر ثابت است که پیامبر در شأن او فرمود: «إنه مع الحق و إن الحق یدور معه حیث دار؛ علی، تحقیقاً با حق است، به هر سو بگردد، حق هم به همراه او میگردد» (ابن ابی الحدید، ۱۴۰۴: ج۲، ص۲۸۷).
پی نوشت ها :
۱٫ هر گروهی به پیشوای خودشان در قیامت خوانده می شود.منبع : www.entizar.ir

















هیچ نظری وجود ندارد