۲۹ فروردین ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home ولایت و امامت

امامت در آیات و احادیث

0
SHARES
0
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

 مقدمهاز روزی که پیامبر گرامی اسلام(ص) به دیار باقی شتافتند، اختلاف‌ها در میان مسلمانان، روز به روز افزایش پیدا کرد تا فرقه‌ها شکل گرفتند و یکدیگر را گمراه و ضال نیز شمردند!همراه با به وجود آمدن و تشدید اختلاف‌ها، زمینه‌ی بررسی‌های اختلافی و پژوهش‌های تطبیقی نیز رفته رفته به وجود آمد و انبوهی از کتاب‌ها و رساله‌ها به رشته تحریر درآمدند؛ اما در بسیاری از موارد بحث و بررسی‌ها از جاده‌ی منطق و استدلال دور شده و در باتلاق تعصب و دشمنی فرو رفتند، البته دشمنان امت اسلام بیشترین سوء استفاده را از این فضای فتنه و تفرقه، کردند.یکی از انحرافاتی که تعداد زیادی از پژوهش‌گران به آن مبتلا شدند، عدم تشخیص اصل و فرع در موضوعات مورد بررسی است، مثلاً بحث امامت که یک موضوع اساسی؛ کلیدی و اصل است را نادیده گرفته، به دنبال بررسی برخی موضوعات فقهی رفته‌اند. در حالی که نادیده گرفتن بحث امامت خودش مشکلات مباحث فقهی را دو برابر می‌کند و خیلی از موضوعات فقهی به دنبال حل اختلاف در امامت، خود به خود حل و فصل می‌شوند.یکی از مشکلات دیگر پژوهش‌های ناپخته این است که حتی وقتی سراغ موضوع امامت می‌آیند، باز دچار اشتباه بزرگ دیگری می‌‌شوند، و آن این است که معنی امامت و نکته اختلاف را به صورت درست و دقیق تشخیص نمی‌دهند. از آنجا که بحث امامت فوق‌العاده مهم، اساسی و کلیدی است و دیدگاه‌های علمی در رشته‌های مختلف علوم اسلامی بر آن استوار و مبتنی است، برآن شدیم که این موضوع بسیار مهم را مورد بررسی قرار دهیم.
نکته نخست: اختلاف در موضوع امامت دقیقاً چیست؟از اشتباهات مهم برخی پژوهش‌گران، عدم تشخیص محلّ نزاع است، یعنی این که دقیقاً در این موضوع، کجا و در چه نکته‌ای اختلاف نظر است؟برخی به اشتباه فکر می‌کنند که اختلاف در اول یا چهارم بودن حضرت امیرالمؤمنین(ع) است، به گمان اینها، شیعه فقط می‌گوید: حضرت علی(ع) خلیفه اول است نه چهارم! در حالی‌که اهل تسنّن علی(ع) را چهارم قرار داده‌اند.عده‌ای دیگر به اشتباه این گمان واقف‌اند، اما دچار اشتباه دیگرند؛ چرا که گمان می‌کنند اختلاف سر این است که چه کسی خلیفه‌ی بر حق است؛ مولا امیرالمؤمنین(ع) یا ابوبکر، عمر و عثمان، یعنی اینها گمان کردند خلافت نزد مسلمان‌ها یک معنا دارد، و اختلافشان این است که چه کسی خلیفه بر حق است و چه کسی خلیفه ناحق! بیشتر پژوهش‌گران معتقد به این دیدگاه‌اند؛ در تشخیص ماهیت اختلاف، با تبیین وجه صحیح اختلاف، به اشتباه این دیدگاه نیز پی خواهیم برد.احتمالاً دلیل این گمان‌های نادرست این باشد که معمولاً علمای شیعه ـ که در صدد تبیین اشتباه دیدگاه سنّی‌ها هستند ـ بر اساس مبانی و دیدگاه‌های آنها وارد بحث می‌شوند؛ این نحوه‌ی پرداختن به موضوع تصور نادرست یکی بودن مبنا را به ذهن‌ها القا می‌کند؛ اما بررسی اقوال و استدلال‌های دو طرف قضیه نشان می‌دهد که اختلاف آنها مطلبی اساسی‌تر است، که در واقع خود ماهیت امامت است.در واقع وقتی شیعیان دوازده‌ امامی عنوان امامت را مطرح می‌کنند، یک منظور و معنای خاصی مد نظرشان است که اهل تسنّن اصلاً به آن فکر هم نمی‌کنند. یعنی در حقیقت امامت نزد شیعیان اهل‌بیت(ع) و مخالفان آنها فقط از لحاظ لفظ، مشترک است اما از لحاظ معنا، زمین تا آسمان فرق می‌کند.امامت از دیدگاه شیعه مرتبه‌ای والا در نبوغ و کمال علمی و معنوی شخصیت است؛ آن هم به حد عصمت ـ که به معنای مصونیت از طرف خدای متعال است‌ـ که مانع از بین رفتن آن نبوغ و کمال می‌گردد، و به دنبال آن، صاحب این نبوغ و کمال برای مقام رهبری و هدایت خلق، از طرف خداوند منصوب می‌شود. مقامی که یک پیامبر نیز بعد از گذراندن امتحانات سخت، به آن نایل می‌شود؛ همان‌گونه که در حق ابراهیم خلیل الله(ع) خدای متعال می‌فرماید: {وَإِذِ ابْتَلى إِبْراهیمَ رَبُّهُ بِکَلِمات فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّی جاعِلُکَ لِلنّاسِ إِماماً قالَ وَمِنْ ذُرِّیَّتی قالَ لایَنالُ عَهْدِی الظّالِمینَ}([۱])؛ «و (یاد کنید) هنگامى که پروردگار ابراهیم، او را با دستوراتى آزمود و او به طور کامل از عهده‌ی آنها برآمد؛ خداوند به او فرمود: «من تو را امام و پیشواى مردم قرار دادم»؛ ابراهیم گفت: «از دودمان من (نیز امامانى قرار بده)» خداوند فرمود: «پیمان من، به ستمکاران نمى‌رسد (فقط آنها که شایسته‌اند به این مقام می‌رسند)».امامت مقامی است که به {لِیُخْرِجَکُم مِنَ الظّلُمَاتِ إِلَى النّورِ}([۲]) از آن یاد می‌شود، و همچنین به {وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أئِمّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمّا صَبَرُوا وَکَانُوا بِآیَاتِنَا یُوقِنُونَ}([۳])؛ «و از آنان پیشوایانى قرار دادیم که به فرمان ما (مردم را) هدایت مى‌کردند چون شکیبایى نمودند و به آیات ما یقین داشتند».و دیگر آیات فراوانی که عظمت و اهمیت جایگاه امامت را می‌رساند.به عبارت مختصر: امام، نماینده‌ی خدا است که صراط مستقیم را به همه‌ی خلق نشان می‌دهد و به سوی آن هدایت می‌کند.و به عبارت دیگر: امام کعبه‌ی ایمان است که جهت مسیر را مشخص می‌کند و باید حرکت همه‌ی حق‌خواهان، به سمت او باشد.در حالی‌که امامت نزد برادران اهل تسنّن فقط به معنی رهبری و مدیریت جامعه، در جهت حفظ منافع دینی و دنیوی است، که بر فرض عدم تحقق رهبری دینی یا دنیوی‌ـ ولو اینکه هر دو نیز منتفی باشند ـ ، باز هم این امامت از مشروعیت ساقط نمی‌شود، مثلاً: زکریای انصاری ـ که از علمای شافعیه است در کتاب خود می‌نویسد: «اگر حتی یک نوجوان غیربالغ یا زن یا هر کسی که اهلیّت رهبری را نداشته باشد، به قدرت برسد، ولو به زور و عدم انتخاب اهل حل و عقد، باز هم امامت او صحیح است و مشروعیت دارد!».([4])ملاک صحت این‌گونه امامت را هم جناب آقای انصاری شافعی، مسئله‌ی حفظ وحدت و یکپارچکی می‌داند!همین نظر و دیدگاه را، بسیاری از علمای مذاهب چهارگانه‌ پذیرفته و به آن تصریح نموده‌اند.برای این‌که مطلب به درستی تفهیم شود باید دقت کنیم که علمای اهل تسنّن در وهله‌ی اول برای امامت و امام، شرایطی را مطرح می‌کنند که تقریباً همان شرایط ولایت فقیه است، اما در عین حال اگر فاسق و فاجری زمام قدرت را به زور به دست بگیرد، امامت او را باطل نمی‌دانند، بلکه خروج بر حکومت او را حرام دانسته و اعتقاد به امامتش را واجب می‌دانند.این به ما نشان می‌دهد که امامت نزد اهل تسنّن به معنی رهبری جامعه است، که باید طبق شرایط خاص، در شخص معینی متجلّی گردد، که ملاکش حفظ یکپارچگی جامعه است، نه هدایت به سمت خدا! لذا امامت فاجر و فاسق را نیز صحیح و معتبر دانسته‌اند.پس اختلاف بین پیروان اهل‌بیت(ع) و عامه، در ماهیت امامت و ملاک آن است که شیعیان اهل‌بیت(ع) آن را مقام هدایت به سوی خدا و رضای او می‌دانند، در حالی‌که اهل تسنّن آن را مقام حفظ یکپارچگی جامعه‌ی اسلامی می‌دانند.به عبارت دیگر: شیعه راجع به خلیفهًْ الله و حجهًْ الله بر بندگان و هدایت‌کننده‌ای معصوم ـ که وارث علم انبیا و {عِندَهُ عِلْمُ الْکِتَابِ}([۵]) است ـ سخن می‌گوید؛ در حالی‌که اهل تسنّن راجع به مقام ولایت فقیه صحبت می‌کنند، حتی اگر حکومت در دست یک جاهل ستمگر فاسق هم بیفتد، باز هم آن را معتبر و پیروی از آن را فریضه‌ی دینی می‌دانند.لازمه‌ی فرق‌گذاشتن بین این دو دیدگاه این است که اثبات حقانیت و ضرورت امامت به آن معنی که شیعیان به آن معتقدند، منجر به حل و فصل اختلاف بین شیعه و سنّی شود؛ چرا که اهل تسنّن مدعی نیستند و نمی‌توانند ادعا کنند که خلفای خودشان به این معنای عظیم امامت نایل بودند، پس اگر برای آنها اثبات شود که امامت ـ به این معنی که شیعیان به آن معتقد هستند ـ حق و ضروری است، آنها مجبور می‌شوند که به دنبال ائمه‌ای بگردند که هیچ وقت زمین از وجود با برکت آنها خالی نمی‌ماند؛ ائمه‌ای که معصوم باشند و فقط از راه متون دینی و نص شرعی، می‌توان آنان را شناخت، نه از طریق شورا یا بیعت اهل حل و عقد یا به دست گرفتن قدرت با زور و غلبه!. تشخیص دقیق محل اختلاف در روند استدلال نیز اهمیت به سزایی دارد؛ زیرا پژوهش‌گر باید برای اثبات موضع خود، در محل دقیق اختلاف حرکت کند و به چینش ادله بپردازد.در موضوع امامت، هر دلیلی که بیاوریم باید امامت را به این معنی که بیان شد و مد نظر شیعیان است، اثبات کند.اگر این مطلب را به خوبی فهمیده باشیم، می‌توانیم سِّرِ آوردن متون فضائل را در باب امامت بفهمیم؛ زیرا فضایل، مقام قرب خاص ائمه را می‌رساند، مثلاً: وقتی در یک متن آمده است که علی(ع) مانند کعبه است، این دلیل امامت آن حضرت است؛ زیرا مثل کعبه بودن، معنایش این است که همه‌ی دل‌ها باید به سمت علی(ع) حرکت کنند و در غیر این صورت ـ یعنی وقتی که علی(ع) قبله‌ی ایمان نیست ـ اعمال و کردار نیز باطل است.استدلال برای اثبات امامت طبق نظر شیعه در دو مرحله انجام می‌گیرد:۱ـ مرحله‌ی اثبات ماهیت امامت و ضرورت آن.۲ـ مرحله‌ی معرفی اشخاص ائمه که مصادیق این امامت‌اند.خود ادله‌ی امامت نیز دو گونه‌اند:۱ـ ادله‌ی مشترک که عبارت است از: آیات قرآن کریم و احادیث مشترک.۲ـ ادله‌ی مختص که عبارت است از: احادیثی که در منابع معتبر شیعه آمده اما در منابع مخالفان نیامده ‌است.
امامت در مکتب تشیعپس از رحلت رسول خدا(ص) جامعه اسلامی دچار تشتّت شد. معتقدان به وصایت و انتخاب امام و جانشین پیامبر(ص) از جانب خود ایشان، این جانشینی را منحصر در امام علی(ع) می‌دیدند و آنها هسته‌ی اولیه شیعه را شکل دادند. تشیع در دوران خلافت امام علی(ع) نهادینه و در قرن اول هجری به سازمان و گروه منسجم و متشکل دینی و سیاسی تبدیل شد.موضوع انحصار امامت در خاندان و اهل‌بیت نبوت یا به عبارت دیگر، در نسل فاطمه÷ و نیز ارادت به آن خاندان، محوری استراتژیک بود که تمام اندیشه‌ها و نحله‌های فکری پراکنده شیعه را متحد می‌کرد. محبّت به اهل‌بیت رسول خدا(ص) و اعتقاد به جانشینی خاندان پیامبر(ص) از بنی‌هاشم و فرزندان امام علی(ع)، از محورهای استراتژیک و پیونددهنده‌ی فرقه‌های شیعی است.در مکتب تشیع از آغاز پیدایش، حاکمیت و اندیشه‌ی سیاسی تعریفی خاص داشته است که با آنچه در جامعه آن عصر و در میان بیشتر مسلمانان، به ویژه زمامداران جامعه رواج داشته، کاملاً متمایز و متفاوت بوده است. اندیشه‌ی سیاسی در آیین تشیع پیش از این که سیاسی باشد، دینی و کلامی است و از منظر ایدئولوژی تعریف شده است. از این‌رو، مقوله‌ی امامت در میان تشیع با حاکمیت و خلافت تفاوت ماهوی داشت. همین تفکر، نخستین تفاوت‌ها را در اندیشه سیاسی و حاکمیت در جامعه تشیع و فراتر از آن در جامعه اسلامی پدید آورد. امامت از نظر تشیع، ادامه نبوت و رسالت در قالبی دیگر بود و تنها کسانی می‌توانستند در این جایگاه قرار گیرند که ویژگی‌های یکی نبی را داشته باشند. تنها تفاوت، ارتباط مستقیم نبی با خداوند از طریق وحی و نزول جبرئیل بود. همه گروه‌های شیعه، صرف نظر از اختلافات جزئی، در بحث امامت اتفاق‌نظر دارند. البته در ضرورت امامت و وجوب آن، بین همه مذاهب اسلامی اشتراک و اتحاد نظر وجود دارد با این تفاوت که وجوب آن از منظر شیعه، عقلی و از نظر اهل تسنّن نقلی است، و بالاتر آنکه در نظر شیعه از اصول دین و در منظر اهل تسنّن از فروع مذهب است.([۶]) البته در نوع ضرورت امامت و وجوب آن در میان فرقه‌های شیعه اختلاف است؛ برخی آن را ضرورت دینی و الهی و برخی نیز ضرورت سیاسی می‌دانند و برخی نیز معتقد به هر دو هستند.([۷])پیروان امام علی(ع) که معتقد بودند حاکمیت و جانشینی پس از رسول خدا(ص) باید در خاندان او باشد و نیز بر اساس انتخاب ایشان صورت گیرد، به مسئله «نص» و انتخاب «منصوص» و نیز وصایت از طرف پیامبر(ص) که از طرف خداوند اعلام شد و پیامبر(ص) آن را در مقاطع مختلف، به ویژه غدیر خم ابلاغ فرمود، اشاره و تأکید می‌کردند. آنها به این نوع انتخاب در سقیفه معترض شدند و از آن روی برتافتند. می‌توان ادعا کرد که هسته اصلی سیاسی تشیع از همین زمان شکل گرفته است. آنان بیعت با خلیفه وقت را بر این اساس نپذیرفتند؛ زیرا معتقد بودند که اولاً: تنها علی(ع) صلاحیت و شایستگی این امر را دارد، ثانیاً: پیامبر(ص) او را وصی خود قرار داده است. وصی به معنای کارگزار، امین، مأمور، اختیاردار و ولی است و آنان در سخنان خود در اعتراض به مسئله انتخاب خلیفه، بحث وصایت که معنای جانشینی و ولایت را دارد، مطرح ساختند تا روشن کنند مردم در انتخاب جانشین رسول خدا(ص) اختیاری ندارند، چنان که قیس بن سعدبن عباده در سقیفه، خطاب به پدرش بر حقانیت امام علی(ع) به جانشینی، از زبان رسول خدا(ص) تأکید([۸]) و در اشعارش به انتخاب منصوص امام علی(ع) در غدیر خم از طرف رسول خدا(ص) اشاره می‌کند.
علی امامنا و امام لسوانا اتی به التنزیلیوم قال النبی من کنت مولاه فهذا علی مولاه خطب جلیلان ما قال النبیّ على الأمه حتم ما فیه قال و لا قیل([۹])همین‌طور حسّان‌بن ثابت در اشعارش به منصوص بودن ولایت امام علی(ع) از طریق وصایت اشاره دارد.ینادیهم یوم الغدیر نبیهم                بخم واسمع بالرسول منادیا([۱۰])«مسلمانان را پیامبرشان در روز غدیر خم چنین ندا کرد، این سخن را از رسول(ص) که منادی آن بود بشنو! آن روزی که فرمود: هر کس را که من مولای اویم، علی مولای اوست. او از بین نیکان علی را برگزید و گفت: ای علی! برخیز که من از تو راضی‌ام که پس از من امام و هادی امت باشی. خدایا! هر که او را دوست دارد دوست بدار و هر که دشمن می‌دارد دشمنش بدار».در اشعار فضل بن عباس:الا ان خیر الانس بعد محمد وصی النبی المصطفی عند ذی ذکرو اول من صلی مع نبیه و اول من اردی الغواه لدی البدر([۱۱])و سخنان ابوذر، عمار بن یاسر، سلمان فارسی([۱۲])، مقداد بن اسود، عبدالله بن مسعود([۱۳])، خالد بن سعید بن عاص([۱۴])، عبدالله بن عباس([۱۵])، ابی بن کعب([۱۶])، ابوالهیثم تیهان([۱۷]) و نیز اشعار نعمان بن عجلان([۱۸]).ان علیا کان اخلق بالامر و کان هوانا فی علی و انهلاهل لها یا عمرو من حیث لاندرک فذالک یعون الله یدعوا الی الهدیوینهـی عن الفحشاء والمنکـر والکفر وصی النبی المصطفی و ابن عمهبر این مسئله تأکید شده و همگی علاوه بر ذکر صلاحیت و شایستگی‌های امام علی(ع)، به انتخاب ایشان از طرف رسول خدا(ص) در دوران حیات خود، یعنی مسئله وصایت و نص، اشاره دارند. این اعتقاد نه تنها در میان برخی از انصار و مهاجر در مدینه، بلکه در خارج از مدینه یعنی در یمن نیز رواج داشت و به صراحت مطرح شد، از جمله عرفجهًْ بن عبدالله بجلی در منطقه یمن در اعتراض به انتخاب ابوبکر در سقیفه توسط انصار و مهاجر، می‌گوید: «مهاجران و انصار نسبت به امت از پیامبرشان بیناتر نیستند».([19])همچنین یکی از بزرگان بنی‌تمیم در یمن می‌گوید: «در قلب من قابل قبول نیست که پیامبر(ص) از دنیا رفته باشد و برای مردم کسی را برنگزیده باشد تا از او پیروی کنند».([20]) این سخنان، تصریحی بر مسئله نص و تأکید بر آن است. بسیاری دیگر از افراد در محاجه‌ها و گفته‌ها یا سروده‌های خویش دقیقاً از کلمه وصی و وصایت برای امام علی(ع) بهره برده‌اند که ذکر آن باعث تطویل کلام است.([۲۱])بنابراین، آنچه در آن دوران، هسته اولیه تشیع را پیرامون یک محور متحد می‌کرد، امامت منصوص از طرف خدا و پیامبر(ص) برای امام علی(ع) بود و اندک یاران امام از این طریق بر حقانیت و شایستگی ایشان به جانشینی پیامبر(ص) تأکید می‌کردند که می‌توان آنان را «شیعیان مذهبی» نامید. در برابر، برخی دیگر از یاران امام علی(ع) بر شایستگی‌های ایشان، نه بر اساس وصایت و نص، بلکه از طریق طرح سبقت در اسلام، قرابت با رسول خدا(ص)، بنی‌هاشمی و قریشی بودن و… تأکید می‌کردند و بدیهی بود که پذیرش بیعت با کسی از خاندان‌های کوچک قریش، مثل تیم بن مره برای آنان ناگوار بود. این دسته را می‌توان «شیعه سیاسی» نامید. کسانی چون خاندان عباس، زبیر، اشعث‌بن قیس و دیگران از این دسته هستند. در دوران سه خلیفه، تحول عمده‌ای در این اعتقاد پدید نیامد و پیروان امام علی(ع) همواره در مواضع سیاسی به پیشوایان اقتدا می‌کردند تا این که امر خلافت با استقبال عمومی جامعه اسلامی به امام علی(ع) واگذار شد.
عوامل اعتقادی و دینی امامت۱. امامت و ویژگی‌های آنچنان‌که گفته شد، یکی از محورهای اتحاد استراتژیک شیعیان، موضوع امامت بود. عموم شیعیان و حتی اهل تسنّن بر این مسئله (یعنی ضرورت وجود امام) اتفاق نظر دارند، با این تفاوت که اهل‌تسنّن امامت را در معنای خلافت، امری شرعی و الهی می‌دانند و امام جامعه را به دلیل جانشینی پیامبر(ص) ـ که قائلند از طریق اجماع اصحاب حلّ و عقد انتخاب می‌شود ـ خلیفه واجب الاطاعه می‌دانند.([۲۲]) اما در دیدگاه شیعه امامیه، انتخاب مردم در آن راهی ندارد.به طور مسلم امامت، رهبری عمومی جامعه اسلامی است در امور دینی و دنیوی که ناظر به هر دو وجه سیاسی و معنوی است: «الامامه ریاسه عامه فی امور الدین والدنیا».([23])امام رضا(ع) در این باره می‌فرمایند:«امام، متولی دین، مایه انتظام مسلمانان، صلاح دنیا و عزت مومنان است. امامت، بنیاد و اساس استوار و فرع نمایان اسلام است. به واسطه امام، نماز، زکات، روزه، حج و جهاد تکمیل می‌شود و همه نیازمندان از سرمایه‌های عمومی بهره می‌برند؛ حدود و احکام الهی اجرا و مرزها و سرحدات کشور اسلامی از تهاجم دشمنان حفظ می‌شود. امام حلال خداوند را حلال و حرام او را حرام می‌شمارد و حدود الهی را برپا می‌دارد و از دین دفاع می‌کند و با حکمت و موعظه پسندیده و حجت قوی و رسا مردم را به سوی پروردگار فرا می‌خواند»([24]).آنچه از کلام امام بر می‌آید، وظایف الهی امام در دو بعد سیاسی و دینی است که در میان فرقه‌های شیعی نیز در این خصوص اختلافی وجود ندارد.۲. اعتقاد به نص و امامت منصوصنص در اعتقاد شیعه به معنای تأکید صریح بر امامت فردی از طرف خداوند، پیامبر(ص) یا امام قبلی است. از نظر شیعه، مقام امامت تالی مقام نبوت، جزئی از آن و به عبارتی، تداوم بخش نبوت و علّت مبقیه رسالت است، و همان‌گونه که رسول از جانب خداوند تعیین می‌شود، امام نیز باید از سوی خدا تعیین و بر آن تصریح شود. در قرآن کریم به بسیاری از انبیاء از جمله ابراهیم، اسحاق و یعقوب اشاره شده که علاوه بر مقام نبوت، مقام امامت نیز داشته‌اند.([۲۵])در دیدگاه سیاسی شیعه امامیه، امام باید از طرف خداوند تعیین شود و پیامبر(ص) باید آن را معرفی کند و امر انتخاب امام را نمی‌توان بر عهده مردم گذاشت، زیرا به گفته امام رضا(ع) مقام امامت برتر، بزرگ‌تر و عمیق‌تر از آن است که عقول بشر آن را درک کند و به اراده آنان سپرده و با گزینش آنان تعیین شود. خداوند مقام امامت را ـ که نزد رسول خدا(ص) بود ـ از جانب ایشان به علی(ع) سپرد و این مقام در پاکان و برگزیدگان از فرزندان او باقی است و تا قیامت ادامه خواهد داشت؛ زیرا پیامبری از این پس برانگیخته نخواهد شد.([۲۶])در حقیقت، همان‌گونه که هدف ارسال پیامبران هدایت بشر است؛ هدف از امامت نیز هدایت باطنی و معنوی انسان‌هاست که باید از طرف حق تعیین شود. این یک ضرورت عقلی است که اختیار انتخاب امام، همچون پیامبران از عهده مردم سلب شود؛ زیرا تعیین معصوم برای انسان‌ها ممکن نیست و تنها خداوند بر عصمت بندگانش آگاه است.([۲۷])ابوسهل نوبختی بر لزوم وجود امام منصوص و عالم به کتاب و سنّت که واجب الاطاعه است و نیز بر وجود عقلی نص از سوی رسول خدا(ص) و امام مؤمنان اشاره می‌کند. او شخص امام را حجت خداوند تلقی می‌کند که به واسطه وجود اوست که شرایع خداوند پایدار می‌ماند.([۲۸]) این کار در غدیر خم توسط پیامبر(ص) در خصوص معرفی علی(ع) به امامت مسلمانان با عبارت «من کنت مولاه فهذا علیّ مولاه» صورت پذیرفت. بسیاری از یاران امام علی(ع) پس از رحلت رسول خدا(ص) و انتخاب خلیفه اول در سقیفه، در مدینه و پیرامون آن، به ویژه در یمن، به انتخاب گروه اندکی از مردم در سقیفه بنی‌ساعده اعتراض کردند که در مبحث قبل به آن اشاره کردیم. این نص ـ بر اساس اعتقاد امامیه ـ در دوازده امام از طریق رسول خدا(ص) و امام قبلی و وصیت او بر جانشین تداوم می‌یابد.([۲۹]) البته این نص باید با علائمی مانند، مشاهده علم و فضل امام همراه باشد.([۳۰])۳. عصمت امامامامت در دیدگاه شیعه ادامه نبوت است، به همین دلیل امام باید صفات یک نبی را نیز داشته باشد. مقوله عصمت و دوری از خطا و گناه عمدی و سهوی امام، از اعتقادات منحصر به فرد شیعه امامیه است. امام باید معصوم باشد تا در بیان احکام الهی که از سوی رسول خدا(ص) به وی واگذار شده و در هدایت جامعه در مقام جانشین پیامبر(ص)، به راه خطا نرود. همچنین برای جلوگیری از تحریف و تبدیل احکام شریعت و نیز تشخیص حق از باطل، معصوم بودن امام از ضروریات است.([۳۱])این امام معصوم ـ که حضورش در هر عصری ضروری است ـ باید عالم‌ترین مردم به تفسیر شریعت، حلال و حرام و تشخیص حق از باطل باشد؛ زیرا حفظ شریعت بر عهده اوست.([۳۲])در دیدگاه امامیه، مقام عصمت تنها به ائمه شیعه تعلق دارد که سکان‌دار هدایت جامعه هستند و در قرآن کریم از آنان به عنوان {یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أطیعُوا اللهَ وَأطیعُوا الرَّسُولَ وَاُولِی اْلأَمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَی اللهِ وَالرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تومِنُونَ بِاللهِ وَالْیَوْمِ اْلآخِرِ ذلِکَ خَیْرٌ وَأحْسَنُ تَأْویلاً}([۳۳])؛ و {وَإِذا جاءَهُمْ أمْرٌ مِنَ اْلأَمْنِ أوِ الْخَوْفِ أذاعُوا بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلى اُولِی اْلأمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذینَ یَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَلَوْ لا فَضْلُ اللهِ عَلَیْکُمْ وَرَحْمَتُهُ لاَتَّبَعْتُمُ الشَّیْطانَ إِلاّ قَلیلاً}([۳۴]) یاد شده است و تبعیت از آن همانند پیروی از خداوند و رسولش واجب است. در حدیثی از امام رضا(ع) آمده است:«الامام المطهر من الذنوب والمبرأ من العیوب… فهو معصوم مؤید، موفق مسدد، قد أمن من الخطایا والزلل والعثار، یخصه الله بذلک لیکون حجته علی عباده وشاهد علی خلقه»([35])؛ «امام از هرگونه گناهی پاک و از هر نوع عیب و نقصی مبرّا است… امام، معصوم، مورد تأیید، رستگار، راهنمایی شده، راهنمایی‌کننده و از هرگونه خطا و لغزش در امان و مصون است؛ خداوند این امر را اراده فرموده است تا به این وسیله امام معصوم، حجت خداوند بر بندگانش و نیز گواه او بر مردم باشد».بر حسب آیه {إِنّمَا یُرِیدُ اللهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرّجْسَ…}([۳۶])، پنج تن آل عبا دارای عصمت و مبرا از گناه و پلیدی هستند.۴. افضلیت اماماز منظر امامیه امام باید افضل زمان خود باشد. بنابراین تا زمانی که چنین شخصی در جامعه وجود داشته باشد ـ که یقیناً وجود دارد و هیچ‌گاه جهان خالی از چنین افضلی به عنوان حجت نیست ـ ، اگر کسی به اقتضای زمان و شرایطی استثنایی بدون قصد و نیابت، بر زعامت مسلمانان دست یافت، خلافت و زعامت او نامشروع است. بر این اساس، خلافت مفضول بر افضل و یا فاضل در هیچ شرایطی جایز نیست و با وجود امام علی(ع) پس از رحلت پیامبر(ص) که افضل صحابه است، خلافت دیگران جایز نبود.عقلا ترجیح امامت مفضول را بر فاضل نمی‌پذیرند و حتی بر اعتقادات معتزله خرده می‌گیرند که چرا آنان می‌گویند: با این‌که علی(ع) افضل صحابه بود، با مفضول خود یعنی خلفای پیشین بیعت کرد. آنان این گفته را علاوه بر عقل، بر اساس کتاب و سنّت نیز باطل می‌دانند، زیرا می‌گویند خداوند طاعت فاضل را بر مفضول جایز و واجب کرده است و اگر فاضل بخواهد از مفضول تبعیت کند صحیح نیست، زیرا مفضول به امر و نهی خدا جاهل است و فاضل به احکام شریعت در مقایسه با او عالم، و عقلاً اطاعت فاضل از مفضول محال است.([۳۷]) آنان به روایتی از رسول خدا(ص) استناد می‌جویند که می‌فرمود:«من تقدم علیه قدم من المسلمین، یری ان فیهم من هو افضل منه، فقد خان الله ورسوله والمسلمین»([38])؛ «هر کسی بر زعامت مسلمانان پیش‌قدم شد در حالی که در میان آنان فردی افضل وجود داشته باشد، به خدا، رسول و مسلمانان خیانت کرده است». شایان ذکر است که امامیه برای همه دوازده امام خویش چنین تفکر و اعتقادی دارند، ولی زیدیه فقط برای امام علی و حسنین(ع) و آن‌گاه همگی اهل‌بیت از فرزندان حضرت فاطمه÷؛([۳۹]) البته هنگامی که با شمشیر و امر به معروف و نهی از منکر قیام کنند.موضوع افضلیت امام مورد توجه برخی از علمای اهل تسنّن نیز قرار گرفته است؛ به عنوان مثال، قاضی ابوبکر باقلانی (م ۴۰۳ ق) با استناد به حدیث یاد شده اذعان می‌دارد که هرگاه افضلیت در امام جماعت برای نماز مطلوب باشد، در پیشوایی جامعه اسلامی به طریق اولی مطلوب خواهد بود.([۴۰])۵. اعلمیت و مرجعیت علمی و دینیموضوع امام و میزان و حد و حدود امامت، همواره از دیگر بحث‌های کلامی در جامعه تشیع بوده است. امام برای هدایت و رهبری جامعه باید به احکام شریعت و مصالح و مفاسد مسلمانان آگاه و از علم کافی برای تحقّق هدف امامت برخوردار باشد. از این‌رو او باید در مقایسه با هم‌گنان و هم عصران خود عالم‌تر و به عبارتی، اعلم باشد. اعلمیت یکی از صفات امامت در شیعه است و هم از صفات ضروری و شرایط عقلی امام نزد امامیه.امام رضا(ع) در این باره می‌فرمایند: «امام دانایی است که نادانی در او راه ندارد؛ رهبر و نگهبانی است که ضعف و سستی در او نیست؛ سرچشمه قدس، پاکی، زهد، پارسایی، علم و عبادت است. دانشش فراوان و حلمش کامل و خبره امامت و دانای سیاست است».([41])بنابر نظر امامیه، امام عالم‌ترین فرد از خاندان پیامبر(ص) است که تفسیر شریعت، تعلیم حلال و حرام، تشخیص حق از باطل، حفظ شریعت از تحریفات و بدعت‌ها و تضمین اصالت آن را بر عهده دارد.([۴۲])از این‌رو نقش امام در مرجعیت دینی جامعه در مقایسه با نقش سیاسی او اهمیت بیشتری می‌یابد. در میان امامیه نیز در میزان علم امام اختلافاتی وجود دارد و دیدگاه‌های مختلفی ارائه شده است؛ برخی علم امام را اکتسابی و برخی ذاتی و لدنی دانسته‌اند و در سرچشمه آن نیز به مباحثی پرداخته‌اند. آنان که علم امام را ذاتی می‌دانند، معتقدند چون علم پیامبر(ص) که نبی و رهبر امت است ذاتی و از جانب خداوند است پس علم امام و جانشین او هم باید غیراکتسابی باشد. امامان، معارف و علوم دین را از طریق الهام‌های غیبی و ربوبی دریافت کرده‌اند و بخشی از آن نیز از طریق رسول خدا(ص) و امام علی(ع) به آنان رسیده است([۴۳]).بعضی تا آنجا پیش رفتند که گفتند کودکان در قنداق از خاندان آل محمّد(ص) در دانش و بینش همانند پیامبر خدا(ص) هستند؛ زیرا هیچ یک از ایشان به آموختن از کسی نیازی ندارد و خداوند همه علوم را به آنان آموخته است.([۴۴])۶. حجت و استمرار امامتاستمرار امامت و در حقیقت بلافصل بودن آن و این‌که زمین هیچ‌گاه نباید از حجت خالی باشد، از جمله موضوعاتی است که کمتر درباره آن اختلاف شده است و در این زمینه اجماع نسبی در میان فرقه‌های شیعه وجود دارد، البته با اندکی تفاوت.امامیه معتقد است چون امامت، استمرار نبوت است و هیچ‌گاه بشر از وجود هادی و راهنما بی‌‌نیاز نبوده و همیشه خداوند به طور دائم برای مخلوقات خود نبی و راهنما فرستاده است، در موضوع امامت نیز چنین فرضی وجود دارد. در حقیقت، امامیه با وجود این که به ختم نبوت پس از رحلت پیامبر(ص) معتقد است، حفظ و استمرار شریعت و دین خداوند را جز از طریق وجود مستمر «حجت» امکان‌پذیر نمی‌داند. در تداوم این سنت، وجود حجت در زمین تا برپایی قیام، ضرورت عقلی و دینی است و این بر اساس قاعده لطف خداوند در حق بندگانش است که چنین تقدیری را برای بشریت رقم زده است تا هیچ‌گاه زمین از حجت خالی نباشد و مردم به انحراف میل نکنند و به هدایت رهنمون شوند.در حقیقت، شخص امام، حجت خداوند است و به واسطه وجود اوست که شرایع خداوند، زنده و پایدار می‌ماند و در صورت نبودن امام و حجت در زمین، شریعت خداوند تعطیل می‌گردد.وجود تکلیف برای مردم، عقلاً ضرورت وجود استمرار و همیشگی بودن حضور امام را از جانب خداوند واجب می‌سازد. بر این اساس، تصرف امام در امت، لطف است و مصلحت دینی آنان را در بر دارد.([۴۵])اعتقاد به لطف از موضوعات منحصر به فرد در عقاید کلامی امامیه است. اسماعیلیه هم در این میان بر اساس نظر امامیه معتقدند که امامت تا ابد ادامه دارد و جهان هستی بدون وجود امام استمرار نمی‌یابد و بدون وجود او جهان نابود می‌شود.([۴۶])
منابعـ قرآن کریم۱ـ انصاری، زکریا بن محمد الانصارى؛ فتح الوهاب، چاپ اول، سال ۱۴۱۸ قمرى، نشر دار الکتب العلمیهًْ، بیروت.۲ـ ابوحامد غزالی؛ الاقتصاد فی الاعتقاد، پرویز رحمانی، تهران، ۱۳۸۶.۳ـ شیخ طوسی، ابو جعفر محمد بن حسن؛ تمهید الاصول.۴ـ ابن ابی الحدید؛ شرح نهج البلاغه، بیروت، دار احیاء التراث‏العربی و دار الکتب العلمیهًْ.۵ـ سبط بن جوزی، تذکرهًْ الخواص الامهًْ فی معرفهًْ الائمه، قم، شریف رضی، ۱۴۱۸ق.۶ـ یعقوبی، احمد بن اسحاق؛ تاریخ یعقوبی؛ قم، منشورات شریف رضی.۷ـ ابن بکار، زبیر؛ الاخبار الموفقیات، تحقیق: سامی مکی العانی، قم، منشورات الشریف الرضی، ۱۳۷۴ش.۸ـ طبری، محمد بن جریر؛ تفسیر الطبری، بیروت، دار الفکر.۹ـ شیخ صدوق، محمد بن علی بن بابویه؛ الخصال، مؤسسه انتشارات اسلامی ـ قم.۱۰ـ طبرسى، ابو منصور احمد بن على؛ الإحتجاج، نشر مرتضى مشهد مقدس، ۱۴۰۳هـ.ق.‏11ـ مجلسی، محمد باقر؛ بحارالانوار، مؤسسهًْ الوفاء، بیروت، لبنان، ۱۴۰۴ق.۱۲ـ قندوزی حنفی، ینابیع الموده، اسوه، ۱۴۱۶ق.۱۳ـ ابن اعثم کوفی، الفتوح، دار الندوهًْ الجدیدهًْ بیروت.۱۴ـ ماوردی، الاحکام السلطانیه، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، ۱۴۰۶ق.۱۵ـ کلینی، محمد بن یعقوب؛ اصول کافی، دار الاضواء بیروت.۱۶ـ سید مرتضی، الفصول المختاره، قم، کنگره جهانی شیخ مفید،۱۴۲۳ق.۱۷ـ ابوسهل نوبختی، التنبیه.۱۸ـ صفار، محمد بن حسن؛ بصائر الدرجات، انتشارات کتابخانه آیهًْ الله مرعشى قم، ۱۴۰۴هـ.ق؛ چاپ دوم.۱۹ـ خیاط، عبدالرحیم؛ الانتصار، به کوشش نیبرگ، قاهره، ۱۳۴۴ ق/۱۹۲۵م.۲۰ـ طوسی؛ تمهید الاوایل.۲۱ـ شیخ مفید، ابوعبد الله محمد بن محمد بن نعمان؛ اوائل المقالات، قم، انتشارات داوری، سال ۱۳۷۱ ه‍ ش، چاپ دوم.۲۲ـ حسن بن موسی نوبختی؛ فرق الشیعه، به کوشش محمدجواد مشکور، تهران وزارت فرهنگ و آموزش عالی.۲۳ـ قاضی نعمان، نعمان بن محمد؛ دعائم الاسلام و ذکرالحلال والحرام، چاپ آصف بن علی اصغر فیضی، قاهره ۱۹۶۳ـ ۱۹۶۵.۲۴ـ  اربعهًْ کتب اسماعیلیه، مصحح: ر.اشتروتمان، بیروت، مؤسسهًْ النور للمطبوعات، ۱۴۲۲ق ـ ۲۰۰۲م. پی نوشتها :[۱]) بقره: ۱۲۴.[۲]) احزاب: ۴۳.[۳]) سجده: ۲۴.[۴]) زکریای انصاری؛ فتح الوهاب،ج۲، ص۲۶۸.[۵]) رعد:‌3.[6]) ابوحامد غزالی، الاقتصاد فی الاعتقاد، ص ۲۳۶.[۷]) شیخ طوسی، تمهید الاصول، ص ۲۴۸.[۸]) ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ص ۴۴-۴۶.[۹]) سبط بن جوزی، تذکره الخواص الامه فی معرفه الائمه، ص ۲۰.[۱۰]) تاریخ الیعقوبی، ج ۲، ص ۱۰۷ و ابن بکار، الاخبار الموفقیات، ص ۵۹۶.[۱۱]) تاریخ الطبری، ج ۳، ص ۴۴۹.[۱۲]) شیخ صدوق، الخصال، ج ۲، ص ۵۴۴ـ۵۴۷.[۱۳]) طبرسی، الاحتجاج، ج ۲، ص ۲۱۱ و مجلسی، بحارالانوار، ج ۲۸، ص ۲۱۲.[۱۴]) شیخ صدوق، همان، ج ۲، ص ۵۴۳.[۱۵]) قندوزی حنفی، ینابیع الموده، ص ۱۲۲.[۱۶]) طبرسی، همان، ج ۲، ص ۲۱۸.[۱۷]) شیخ صدوق، همان، ج۲، ص ۵۴۷.[۱۸]) ابن بکار، همان، ص ۵۹۳.[۱۹]) ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج ۱، ص ۶۱.[۲۰]) همان.[۲۱]) ابن بکار، همان، ص ۵۹۳.[۲۲]) ماوردی، الاحکام السلطانیه، ص ۳۴.[۲۳]) شیخ طوسی، همان، ص ۲۴۸.[۲۴]) کلینی، اصول کافی، ج ۱، کتاب الحجه.[۲۵]) بقره: ۱۲۴ و انبیاء: ۷۳؛ «وجعلنا ائمه یهدون بأمرنا».[26]) کلینی، همان، ج ۱، ص ۱۵۴.[۲۷]) سید مرتضی، الفصول، ص ۱۲۰.[۲۸]) ابوسهل نوبختی، التنبیه، ص ۹۵.[۲۹]) صفار، بصائر الدرجات، ص ۴۷۰.[۳۰]) کلینی، همان، ج ۱، ص ۲۸۵.[۳۱]) صفار، همان، ص ۳۸۷ و کلینی، همان، ج ۱، ص ۲۸۵.[۳۲]) خیاط، الانتصار، ص ۲۰۵ و ۲۳۴.[۳۳]) نساء: ۵۹.[۳۴]) نساء: ۸۳.[۳۵]) کلینی، همان، ج ۱، ص ۱۵۴.[۳۶]) احزاب: ۳۳.[۳۷]) احمد بن علی طوسی، همان، ص ۱۵۵.[۳۸]) طوسی، تمهید الاوایل، ص ۴۷۲.[۳۹]) امام المنصور بالله، همان، ص ۱۵۴ و ۱۶۹.[۴۰]) کلینی، همان، ج ۱، ص ۳۲۱ و شیخ مفید، الارشاد، ص ۳۱۷.[۴۱]) شیخ مفید، اوائل المقالات، ص ۷۴.[۴۲]) همان، ص ۲۹۵.[۴۳]) خیاط، همان، ص ۲۰۵.[۴۴]) حسن بن موسی نوبختی، فرق الشیعه، ص ۵۴.[۴۵]) شیخ مفید، اوائل المقالات، ص ۴۶.[۴۶]) قاضی نعمان، دعائم الاسلام، ص ۲ و اربعه کتب اسماعیلیه، ص ۴۹.
منبع : نشریه ندای تشیع، شماره اول، تابستان ۱۳۹۱

نوشته قبلی

مشاهیر تشیع

نوشته‌ی بعدی

پاسخ به یک پرسش (چرا صحابه زیر بار خلافت علی(ع) نرفتند؟ )

مرتبط نوشته ها

مرجعیّت دینی و علمی اهل بیت (ع)
ولایت و امامت

مرجعیّت دینی و علمی اهل بیت (ع)

چرا نام ائمه شیعه در قرآن نیامده است؟
ولایت و امامت

چرا نام ائمه شیعه در قرآن نیامده است؟

چرا شیعیان ائمه را معصوم مى دانند؟
ولایت و امامت

جایگاه اهل بیت (ع) از دیدگاه ابوحنیفه

مرجعیت اهل بیت (ع)
ولایت و امامت

مرجعیت اهل بیت (ع)

مفهوم‌شناسی بیعت در فرهنگ اسلامی
ولایت و امامت

مفهوم‌شناسی بیعت در فرهنگ اسلامی

منزلت اهل بیت (ع) و وجوب محبت و اطاعت از آنان
ولایت و امامت

منزلت اهل بیت (ع) و وجوب محبت و اطاعت از آنان

نوشته‌ی بعدی

پاسخ به یک پرسش (چرا صحابه زير بار خلافت علی(ع) نرفتند؟ )

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

ایرانیان حاضر در کربلا

سیری در سیره اخلاقی امام حسین (ع)

حدیث سلسله الذهب

هجرت امام رضا (ع) به ایران

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا