13 ژوئن 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home ائمه شیعه امام سجاد (ع)

امام سجاد (ع) سرچشمه کمالات انسانى

0
SHARES
2
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

امام سجاد (ع) در عين آن که زينت عبادت کنندگان، بزرگمرد عبادت، عرفان وسجده بود، مجاهد بزرگ فى سبيل الله بود، او در عين آن که کانون علم و انديشه ومعرفت بود، تواضع ويژه اى داشت، و در عين آن که شکوه و جلال و ابهت خاصى داشت، داراى حلم و بردبارى و سعه صدر مخصوصى بود، و در يک کلمه کانون همه کمالات انسانى و ارزش هاى والاى معنوى، و زيبنده اين شعر معروف بود که:
رخ زيبا يد بيضا دم عيسى دارىآن چه خوبان همه دارند تو تنها دارى
در اين گفتار برآنيم تا به چند نمونه از رفتار آن حضرت زندگى اشاره کنيم، به اين اميد که درس هاى سودمند زندگى سالم و سازنده را از شيوه زندگى درخشان آن بزرگمرد فضايل بياموزيم:
زينت پرستش کنندگان الهى
آن حضرت با عنوان زين العابدين و سجاد خوانده مى شود، چرا که او قبل از هر چيز بنده خالص و صالح خدا بود، و سجده هاى طولانى او، هربيننده را به سوى خدا و پرستش خدا جذب مى کرد.خداوند در حديث لوح که آن نامه اى از سوى خدا به پيامبر اکرم (ص) است او راچنين معرفى کرده است: «سيد العابدين و زين اوليائى الماضين; او آقاى عبادت کنندگان و زينت اولياى پيشين من است.» يوسف بن اسباط مى گويد، پدرم گفت:نيمه هاى شب به مسجد رفتم، جوانى را که به سجده افتاده بود ديدم که چنين باخدا راز و نياز مى کرد: «سجد وجهى متعفرا فى التراب لخالقى و حق له; صورتم خاک آلود، براى آفريدگارم سجده کرد، که خداوند سزاوار سجده است.» به محضرش رفتم، دريافتم امام سجاد (ع) است، صبر کردم تا هوا روشن شد، به نزد ايشان رفتم و عرض کردم: «اى فرزند پيامبر! چرا آن همه به خود زحمت مى دهى با اين که خداوند تورا برترى بخشيده و تو در پيشگاه خدا مقام بسيار ارجمندى داري؟» او با شنيدن اين سخن منقلب شده و گريه کرد و فرمود: پيامبر (ص) فرمود:«هنگامى که روز قيامت برپا گردد هر چشمى جز چهار چشم گريان است:1- چشمى که از خوف خدا بگريد;2- چشمى که در راه (جهاد) براى خدا نابينا شده باشد;3- چشمى که از حرام هاى خدا پوشيده شده باشد;4- چشمى که شب تا صبح در حال سجده بيدار باشد… .»عبادت امام سجاد (ع) پرستش کاملا آگاهانه و بسيار عميق بود، او با لذت و شيفتگى مخصوص، آميخته با عرفان کامل، خدا را عبادت مى کرد. ارتباطو پيوند او با خدا به گونه اى بود که روايت شده:شبى براى عبادت برخاست، هنگام وضو، چشمش به ستارگان آسمان افتاد، و هم چنان به ستارگان مى نگريست ، و در انديشه آفريدگار و آفرينش آنها فرو رفت، حيران وبهت زده در حالى که دستش در آب بود، به آسمان چشم دوخته بود تا صداى اذان صبح را شنيد.فاطمه (س) يکى از دختران اميرمومنان على (ع) از جابربن عبدالله انصارى تقاضاکرد که نزد امام سجاد (ع) برود، به عنوان دل سوزى از آن حضرت بخواهد که جانش رااز آسيب عبادت بسيار حفظ کند، زيرا او بر اثر عبادت بسيار، از ناحيه بينى و سرزانوها و کف دستها و پيشانى، آسيب سختى ديده بود، جابر نزد امام سجاد (ع) رفت وآن حضرت را از تحمل آن همه رنج طاقت فرسا در عبادت برحذر داشت.امام سجاد (ع) به او فرمود: «اى همنشين رسول خدا (ص)! جدم رسول خدا (ص) آن قدرعبادت کرد که پاهايش ورم کرد، شخصى به او عرض کرد: چرا آنقدر به خود رنج مى دهي؟ فرمود: «افلا اکون عبدا شکورا; آيا بنده سپاسگزار خدا نباشم.» جابربه امام سجاد (ع) عرض کرد:«جان عزيزت در خطر است، کم تر خود را در فشار قرار بده.» امام سجاد (ع) فرمود:«يا جابر لا ازال على منهاج ابوى موتسيا بهما حتى القاهما; اى جابر همواره راه پدرانم (پيامبر و علي) را مى پيمايم، و آنها را الگو قرار مى دهم تا به آنهابپيوندم.» صحيفه سجاديه، يکى از نمادهاى عرفانى و زاييده انديشه هاى معرفت شناسى امام سجاد (ع) است که به عنوان زبور آل محمد (ص) شناخته شده، و با مطالعه آن، مى توان به عظمت بى کران پرستش آگاهانه آن بزرگوار واقف شد.
توجه عميق به بينوايان
امام سجاد (ع) به تامين معاش زندگى افراد بى بضاعت ومستمند، توجه عميق و اقدام همه جانبه داشت، علاوه بر اين که با نظم خاصى از صدخانواده فقير مدينه به طور مستمر سرپرستى مى کرد، به بينوايان ديگر نيز توجه داشت، او نان و آذوقه را در انبان مى کرد و خودش آن را بر دوش مى گرفت و به صورت ناشناس و محرمانه براى آنها مى برد، نيازمندان هرگاه او را مى ديدند به همديگرمى گفتند صاحب الجراب (صاحب انبان) آمد. آن بزرگوار وقتى که فقير را مى ديد نه تنها با نظر خشمگين يا تحقيرآميز به او نگاه نمى کرد، بلکه با شادمانى مى گفت:«مرحبا بمن يحمل زادى الى الاخره; آفرين به کسى که توشه مرا به سوى آخرت حمل مى کند.» يکى از شخصيت هاى عصر آن حضرت به نام زهرى مى گويد: در يک شب سرد وتاريک زمستانى امام سجاد (ع) را ديدم; بار آرد و هيزم بر پشت گرفته بود و عبورمى کرد، پرسيدم: اين بار چيست؟فرمود: قصد سفر دارم، اين توشه راه سفر است که آماده کرده ام تا به محله حريزببرم.غلام خود را به آن حضرت معرفى نمودم و عرض کردم: «شما زحمت نکشيد، اين غلام من است که آن بار شما را حمل مى کند.» فرمود: نه. عرض کردم: پس اجازه بدهيد خودم آن را حمل کنم، فرمود: «من زحمتى را که موجب نجات من در سفر خواهد شد، وپيمودن راه سفر مرا نيکو کند، از خود دور نمى کنم.» پس از چند روزى او را درمدينه ديدم، پرسيدم شما فرموديد به مسافرت مى روم، پس چرا مسافرت نکردي؟ فرمود:اى زهرى، منظورم از مسافرت، آن سفرى که تو گمان کردى نبود، بلکه منظورم سفرمرگ بود که خود را براى آن آماده مى ساختم، آن گاه فرمود:«انما الاستعداد للموت تجنب الحرام و بذل الندى فى الخير; همانا آمادگى براى سفر مرگ، اجتناب از کارهاى حرام، و بخشش عطاياى نيک به مردم است.» آن حضرت برهمين اساس از بيماران عيادت مى کرد، و اگر با خبر مى شد که آنها مقروض هستند، قرض آنها را ادا مى نمود، چنان که روايت شده شنيد که «محمدبن اسامه » بيمار وبسترى شده، به عيادتش رفت، وقتى فهميد او مقروض است و دوست دارد قبل از مرگش، قرض هايش پرداخته شود، همه قرض هاى او را برعهده گرفت و پرداخت.پس از آن که آن بزرگوار مهربان، به شهادت رسيد، هنگامى که پيکر پاکش را غسل مى دادند، خراش هايى در پشت مبارکش ديدند، بعضى از حاضران از علت آن پرسيدند، يکى از حاضران پاسخ داد:«اين سياهى ها و خراش ها از آثار انبان هاى طعام است که آن حضرت آن را به طورمکرر حمل مى کرد و به خانه مستمندان مى برد، و نيز از آثار آب کشى آن حضرت از چاه است که براى همسايگان، از آن چاه آب مى کشيد، و اينک جاى طناب آب کشى در پشتش باقى مانده است ».
خوف از حساب روز قيامت
امام سجاد (ع) در طول زندگى براى انجام مناسک حج و عمره بسيار به مکه مى رفت، با اين که فاصله بين مدينه و مکه حدود هشتاد فرسخ است، آن حضرت براى انجام عبادت بزرگ حج، گاهى اين راه را پياده مى پيمود، و از اين که براى انجام عبادت خدا، رنج مى کشيد، لذت مى برد.آن بزرگوار بيست بار (و به نقلى 22 بار) سوار بر شترش شده و به مکه مى رفت، وپس از انجام مراسم عمره يا حج، به مکه باز مى گشت، او در اين مدت حتى يک بارتازيانه بر شترش نزد، هرگاه مى خواست شترش تندتر حرکت کند، تازيانه اش را بربالاى سر شتر به حرکت در مى آورد، و مى فرمود: «لولا خوف القصاص لفعلت; اگر ترس قصاص قيامت نبود، با زدن تازيانه بر شتر، آن را به تند حرکت کردن وادارمى کردم.» با توجه به فاصله بين مکه و مدينه که حدود هشتاد فرسخ بود، نتيجه مى گيريم که بيست بار رفتن و بازگشتن آن حضرت معادل 3200 فرسخ خواهد شد، آن بزرگوار در تمام طول اين مدت با اين که تازيانه در دستش بود، از خوف قصاص قيامت، حتى يک بار تازيانه اش را بر شترش نزد، با اين که شتر در ميان مرکب ها به پوست کلفتى معروف است، و تازيانه زدن به آن، رنجش چندانى براى او نخواهد بود.در صفحه ديگرى از زندگى امام سجاد (ع) مى خوانيم: او يکى از غلامان آزاد کرده اش را سرپرست رسيدگى به مزرعه اى نموده بود، روزى براى ديدن آن مزرعه به آن جا رفت مشاهده کرد که بر اثر سهل انگارى غلام آسيب فراوانى به آن مزرعه وارد شده است، ناراحت شد و براى تنبيه غلام، يک بار تازيانه اى به او زد. پس از اين کار پشيمان شد، وقتى که آن حضرت به خانه بازگشت، شخصى را نزد آن غلام فرستاد تا او را به حضورش بياورد، آن شخص پيام امام را به او ابلاغ کرد، غلام به محضر امام سجاد (ع) آمد، ديد امام خود را برهنه کرده، و تازيانه اش را پيش رويش انداخته است. غلام گمان برد که امام مى خواهد او را مجازات کند، از اين رو به شدت ترسيد، ولى ناگاه ديد امام سجاد (ع) آن تازيانه را برداشت و به غلام داد و فرمود: «اى مردامروز کارى از من در مورد تو سرزد که سابقه نداشت، لغزشى بود که رخ داد، اينک اين تازيانه را بگير و همان گونه که به تو زدم به من بزن و از من قصاص کن.»غلام گفت: سوگند به خدا جز اين گمان نداشتم که مرا مجازات کنى که سزاوار آن هستم، تا چه رسد به اين که من از تو قصاص کنم. امام سجاد (ع) فرمود: عزيزم!تازيانه را بردار و قصاص کن، غلام گفت:معاذالله! هرگز چنين نکنم، تو را (اگر لغزشى بود) بخشيدم. اين گفت و گو به طور مکرر بين امام سجاد (ع) و آن غلام رد و بدل شد، هنگامى که امام (ع) ديد آن غلام از قصاص کردن خوددارى مى کند به او فرمود: «اما اذا ابيت فالضيعه صدقه عليک; هان آگاه باش اکنون که از قصاص خوددارى مى کنى آن مزرعه را به تو انفاق کردم، مال تو باشد.» سپس امام سجاد (ع) آن مزرعه را در اختيار آن غلام گذاشت.
همنشينى با مستضعفان
از شيوه هاى زندگى امام سجاد (ع) اين که: بسيار متواضع بود، نه تنها از همنشينى با تهى دستان و مستضعفان عار نداشت، بلکه مشتاقانه درکنار آنها مى نشست و همچون دوست صميمى با آنها هم صحبت مى شد، بعضى اين روش رااز آن حضرت نپسنديدند، و از نشست و برخاست آن حضرت با طبقه پايين دست، انتقادکردند، امام سجاد (ع) در پاسخ آنها فرمود:«انى اجالس من انتفع بمجالسته فى ديني; من با کسى همنشين مى شوم که از مجالست او به نفع دينم بهره مند گردم.»يک روز امام سجاد (ع) سوار بر مرکب از راهى مى گذشت چشمش به جمعى از بيماران جذامى که در کنار هم نشسته بودند و غذامى خوردند افتاد، آنها وقتى که امام را ديدند او را دعوت به خوردن غذا کردند.امام (ع) آن روز را روزه بود، به آنها فرمود:«اگر روزه نبودم، در کنار سفره شما مى نشستم.» امام سجاد (ع) آن روز به خانه خود بازگشت، دستور داد غذاى مطبوعى آماده کردند، آن گاه همه آن جذاميان را به خانه خود دعوت کرد، آنها به خانه آن حضرت آمدند، امام (ع) در کنار آنها نشست وبا هم از غذا خوردند.
احترام به نامادرى
امام سجاد (ع) مادرش را به هنگامى که نوزادى بيش نبود ازدست داد. از اين رو، بانويى پرستارى آن حضرت را بر عهده گرفت و به عنوان نامادرى در حفظ آن حضرت کوشيد، امام سجاد (ع) وقتى که بزرگ شد، با نامادرى اش دريک کاسه غذا نمى خورد، شخصى از آن حضرت پرسيد:«با اين که شما مادرت (نامادريت) را دوست دارى، چرا در يک کاسه با او غذانمى خوري؟» آن حضرت در پاسخ فرمود: «انى اکره ان تستبق يدى الى ما سبقت اليه عينها فاکون عاقا لها; من دوست ندارم که دستم به لقمه اى سبقت گيرد که چشم مادرم به آن سبقت گرفته است، آن گاه جفاکار نسبت به مادرم گردم.» به راستى وقتى که آن حضرت به نامادرى اين گونه احترام مى گذاشت، براى مقام مقدس مادرچقدر ارج و ارزش قائل بود؟!
خشنودى به رضاى الهى
امام باقر (ع) نقل کرد، پدرم امام سجاد (ع) فرمود: دچار بيمارى سختى شدم، پدرم به من فرمود: چه ميل داري؟گفتم: ميل دارم به گونه اى باشم که در برابر تدبير و خواست خدا، خواسته ديگرى نداشته باشم. پدرم فرمود: «احسنت ضاهيت ابراهيم الخليل; احسن و آفرين که به ابراهيم خليل (ع) شباهت يافته اي.» در آن هنگام که دشمنان مى خواستند او را به درون آتش شعله ور بيفکنند، جبرئيل نزد او آمد و گفت: آيا حاجتى داري؟ابراهيم (ع) گفت: «لا اقترح على ربى، بل حسبى الله و نعم الوکيل; در برابرمقدرات پروردگارم چيز ديگرى درخواست نمى کنم، بلکه خدا مرا کفايت مى کند، و اوپشتيبان خوبى است.»
پاسخ شديد به طاغوت عراق
امام سجاد (ع) در تمام مصائب کربلاو اسارت، شرکت داشت، و سخت ترين و جانکاه ترين حوادث را تحمل کرد، او و همراهانش را به صورت اسير، در کوفه به مجلس عبيدالله بن زياد حاکم عراق که طاغوتى سنگ دل و بى رحم بود وارد نمودند. عبيدالله پس از گستاخى هاى بسيار بى شرمانه متوجه امام سجاد (ع) شد، و گفت: «اين شخص کيست؟» يکى از حاضران گفت: على بن حسين (ع) است.عبيدالله گفت: مگر خداوند على پسر حسين (ع) را نکشت؟ امام سجاد (ع) فرمود:من برادرى به نام على بن حسين (ع) [على اکبر] داشتم، مردم او را کشتند.عبيدالله با خشونت گفت: «بلکه خدا او را کشت.» امام سجاد (ع) فرمود: «الله يتوفى الانفس حين موتها; خداوند جانها را هنگام مرگشان، قبض مى کند.» عبيدالله گفت: آيا تو جرئت پيدا کرده اى پاسخ مرا مى دهي؟ سپس به ماموران جلادش گفت:برخيزيد و گردنش را بزنيد.حضرت زينب (س) به دفاع برخاست، و پس از گفتارى، خطاب به عبيدالله فرمود:«اگر بنا است على بن الحسين (ع) را بکشى، مرا نيز با او بکش.» در اين هنگام امام سجاد (ع) به عمه اش زينب (س) فرمود: آرام باش، تا من با عبيدالله سخن بگويم، سپس به عبيدالله رو کرد و با صلابت و قاطعيت فرمود: «ابالقتل تهددنى يابن زياداما علمت ان القتل لنا عاده، و کرامتنا الشهاده; اى پسر زياد! آيا مرا به کشتن تهديد مى کنى و مى ترسانى، آيا نمى دانى که کشته شدن عادت ما است، و شهادت مايه کرامت و سرافرازى ما مى باشد؟!»
دخالت در سياست
ماجراى نهضت کربلا، يک حادثه بزرگ سياسى بود، امام سجاد (ع) در پيدايش آن و ابلاغ پيام شهيدان و پى گيرى نتايج نهضت نقش اصلى را داشت، آن حضرت پس از ماجراى خونين عاشورا، چه هنگام اسارت، وچه هنگام بازگشت به مدينه، در هر فرصتى مردم را بر ضد طاغوت عصر، يزيدبن معاويه مى شوراند، خطبه غرا و کوبنده او در شام، يزيد و حکومتش را رسوا نمود، وماهيت پليد حکومت خودکامه او را افشا کرد، با اين که در جو خفقان آن عصر ، حتى ذکر نام حسين (ع) ممنوع بود، به دستورآن حضرت در نگين انگشترش چنين نوشته بودند: «خزى و شقى قاتل الحسين بن على عليه السلام; رسوا و بدبخت شد قاتل حسين پسر على (ع »). آن حضرت چهل سال، مصائب پدرش امام حسين (ع) را ياد مى کرد ومى گريست، هنگام غذا خوردن، دست از غذا مى کشيد، مى گفتند بفرماييد غذا ميل کنيد، در پاسخ مى فرمود: «قتل ابن رسول الله جائعا، قتل ابن رسول الله عطشانا;حسين (ع) فرزند رسول خدا (ص) گرسنه و تشنه کشته شد.» کوتاه سخن آنکه آن حضرت اکثر بهره بردارى را از نهضت امام حسين (ع) به عناوين گوناگون بر ضد طاغوت هاى وقت نمود. پس از بنى اميه، هنگامى که خلفاى بنى مروان روى کار آمدند، موضع گيرى امام سجاد (ع) در برابر آنها نيز نوع ديگرى از رودر رويى شديد در برابرطاغوتيان بود. آن حضرت قيام مختار بر ضد بنى اميه را تاييد کرد و با صراحت فرمود: «لاتسبوا المختار فانه قتل قتلتنا و طلب ثارنا; از مختار بدگويى نکنيد، چرا که او قاتلان ما را کشت، و به خون خواهى از ما قيام کرد.» آن حضرت قبل ازقيام انقلابى پسرش «زيد» که برضد حکومت هشام بن عبدالملک (دهمين طاغوت اموي)رخ داد، قيام او را تاييد مى کرد و مى فرمود: «پدرم از پدرش اميرمومنان على (ع) نقل کرد در پشت کوفه مردى قيام کند که او را «زيد» مى گويند…او و يارانش در قيامت با شکوهى بسيار باعظمت در کنار مردم عبور کنند، وفرشتگان به آنها اشاره کرده و مى گويند: اينها جانشينان صالحان پيشين و دعوت کنندگان به حق هستند، آن گاه رسول خدا (ص) از آنها استقبال کند و خطاب به زيدمى فرمايد: اى فرزندم! شما مسووليت خود را به انجام رسانديد، اکنون بدون حساب، وارد بهشت شويد.»
راز شهادت امام سجاد (ع)
موضع گيرى هاى قاطع و پر صلابت امام سجاد (ع) در برابر هشام بن عبدالملک (دهمين خليفه اموي) و عظمت روز افزون امام (ع) در ميان مردم، به ويژه در ميان مردم حجاز موجب شد که هشام به قتل امام سجاد (ع) کمر بست، برادر او وليد بن عبدالملک، به دستور او، آن حضرت را مسموم کرده و به شهادت رساندند. آن بزرگوار به جرم دفاع از حيثيت اسلام، و مبارزه با طاغوت هاى اموى و مروانى، شهد شهادت نوشيد، چند روز در بستر شهادت آرميده بود، معالجات سودى نبخشيد، او در لحظه آخر عمر همان وصيت پدرش را بازگو کرد و فرمود: هنگامى که پدرم امام حسين (ع) وفات کرد، ساعتى قبل مرا به سينه اش چسبانيد و فرمود:«يا بنى اياک و ظلم من لايجد عليک ناصرا الا الله; اى پسر جانم! بپرهيز از ستم کردن بر کسى که ياورى براى انتقام تو، جز خدا ندارد.» نيز به پسرش امام باقر (ع) فرمود: پسرم! تو را به همان سخن وصيت مى کنم که پدرم هنگام شهادت مرابه آن وصيت کرد:«يا بنى اصبر على الحق و ان کان مرا; اى پسر جان! در راه حق صبور و مقاوم باش گرچه تلخ و رنج آور باشد.»به اين ترتيب آن امام همام بعد ازنهضت عظيم امام حسين (ع) پس از حدود 35سال مبارزه به صورت هاى گوناگون، در 75سالگى به لقاءالله پيوست، و با خون سرخ خود پاى نهضت خونين پدرش را امضاء کرد.او در فرازى از صحيفه سجاديه که از گنجينه هاى بزرگ معارف و عرفان است و ازاو به يادگار مانده، به درگاه خدا چنين عرض مى کند:«اللهم انى اعتذر اليک من مظلوم ظلم بحضرتى فلم انصره; خدايا! من از پيشگاه تو عذرخواهى مى کنم در مورد مظلومى که در برابر من به او ستم شده، و من به يارى او نشتافته ام.» «خدايا! به من دست و نيرويى ده تا بتوانم بر کسانى که به من ستم مى کنند پيروز شوم، و زبانى عنايت فرما تا در مقام احتجاج و استدلال برمخالف چيره شوم، و انديشه اى ده تا نيرنگ فکرى دشمن را درهم شکنم، و دست ستمگران را از تعدى و تجاوز، کوتاه سازم.»
 منبع : نشريه پاسدار اسلام، ارديبهشت 1377، شماره 197

نوشته قبلی

قوانين و مقررات بشر دوستانه در سيره پيامبر اسلام (3)

نوشته‌ی بعدی

امام سجاد عليه السلام و دفاع فرهنگى

مرتبط نوشته ها

اوضاع سیاسی عصر امام چهارم
امام سجاد (ع)

اوضاع سیاسی عصر امام چهارم

آثار برخی گناهان از زبان امام سجاد (ع)
امام سجاد (ع)

آثار برخی گناهان از زبان امام سجاد (ع)

نقش دعا در سیرۀ تربیتی امام سجاد (ع)
امام سجاد (ع)

نقش دعا در سیرۀ تربیتی امام سجاد (ع)

امام سجاد (ع) و دفاع فرهنگی
امام سجاد (ع)

امام سجاد (ع) میراث دار قافله عشق و حماسه

امام سجاد (ع) و روش های تفسیری
امام سجاد (ع)

امام سجاد (ع) و روش های تفسیری

امام سجاد (ع) و دفاع فرهنگی
امام سجاد (ع)

امام سجاد (ع) و دفاع فرهنگی

نوشته‌ی بعدی

امام سجاد عليه السلام و دفاع فرهنگى

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

احیای دین در عصر ظهور

احیای دین در عصر ظهور

ایران از فروپاشی آتش‌بس هراسی ندارد.

ایران از فروپاشی آتش‌بس هراسی ندارد.

مروری بر واقعه تاریخى مباهله

مروری بر واقعه تاریخى مباهله

امام حسن عسكرى (ع) و تصوّف

امام حسن عسكرى (ع) و تصوّف

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا