یکی از نقاط مهم در تاریخ کربلا و حوادث عاشورا، بازشناسی مبانی فکری اصحاب سید الشهداء علیه و علیهم السلام است. اصحاب آن حضرت دارای چنان مقامی بودند که امام(علیه السلام) در شب عاشورا خطاب به آنان فرمودند:…. فانی لا اعلم اصحاباً اوفی و خیراً من اصحابی»؛ من اصحابی وفادارتر و بهتر از اصحاب خویش سراغ ندارم. (ارشاد مفید، ج 2، ص 91).گرچه در جای جای حوادث کربلا سخن از انتساب حضرت ابا عبد الله به جد اطهرش رسول خدا(صلی الله علیه و آله) میباشد، اما نکتهای که هرگز نباید مورد غفلت قرار گیرد، اشاره صریح به عقائد شیعی و امامت محور اصحاب است. تا معلوم شود آن کسانی که سادات شهدا لقب گرفتند، بر اساس عقیده به امامت امام زمان خود و تبری کامل از دشمنان اهل بیت(علیهم السلام) بوده که شاخصۀ مهم شیعه امامیه است، و لذا در رکاب امام خویش جنگیدند و به شهادت رسیدند. بدین منظور یکی از بحثهای تاریخ عاشورا که نشان دهندۀ این حقیقت است، رجزهای اصحاب امام میباشد. سال گذشته در مقالهای با همین عنوان گوشهای از امامشناسی اصحاب حسین(علیه السلام) را بیان کردیم و در این قسمت به نقل رجزها و سخنانی میپردازیم که نشان دهندۀ عقائد ویژۀ تشیع میباشد.
الف) تصریح بر امامت سید الشهداء(علیه السلام)
1– رجز حضرت عباس(علیه السلام)… لخضبن اليوم جسمي بدميدون الحسين ذي الفخار الأقدمإمامِ أهل الفضل و التّکَرُّم…«(به خدا قسم) امروز جسم خود را با خونم خضاب میکنم در راه امام حسین(علیه السلام) که صاحب افتخار و پیشوا است و امام فاضلان و بزرگواران است.» (مقتل الحسین خوارزمی/ج 2/ص 34، انوار الهدی/ج 5/ص 207)2– رجز فرزند امام حسن مجتبی(علیه السلام) به نام احمدإنّي أنا نجل الإمام بن عليٍّأضربکم بالسّيف حتّي يعدلنحنُ و بيت الله أولي بالنَّبيِّ…«من فرزند امام (حسن(علیه السلام)) فرزند امام علی(علیه السلام) هستم. شما را با شمشیر میزنم تا عدالت برقرار شود. قسم به خانۀ خدا ما سزاوارتر به پیامبر هستیم» (ینابیع المودة/ج 3/ص 77)3- رجز بکیر بن حر ریاحی أنا بکير و أنا ابن الحرِّأفدي حسيناً من جميع الضُرِّأرجوا بذاک الفَوز يوم الحشرمع النَّبيِّ و الإمام الطُّهر«من بکیر فرزند حرّ هستم، خودم را فدا میکنم و امام حسین(علیه السلام) را از تمام ضررها حمایت میکنم و به رستگاری روز قیامت همراه پیامبر و امام (حسین(علیه السلام)) معصوم امیدوارم.» (اسرار الشهاده/ج 2/ص 278)4- در کلمات امام حسین(علیه السلام) در یکی از خطبهایی که بر لشکر ابن سعد احتجاج فرموند، چنین خطاب شده است:«فسُحقاً و بُعداً لطواغيت هذه الاُمة… الذين هجلوا القرآن عضين و عصاة الامام»؛ (پلید و دور باشد طاغوتهای این امت کسانی که قرآن را ترک و امام را نافرمانی کردند» (احتجاج طبرسی/ج 2/ص 24)5- همچنین در مناظرهای که بین بریر بن خضیر و شخصی اتفاق میافتد چنین آمده است که آن شخص به بریر میگوید: «کيف تري صنع الله بک؟» (دیدی خداوند با تو چه کرده!) و بریر جواب داد: «صنع الله بي و الله خيراً و صنع بک شراً» (به خدا قسم خداوند برای من خیر و برای تو شر مقدر فرموده است) و آن شخص به بریر گفت: تو قبل از این دروغگو نبودی ولی اکنون دروغ گفتی. آیا به یاد میآوری که در محله بنی لوذان راه میرفتیم و تو میگفتی: «إن عثمان کان ظالماً لنفسه و إن معاوية ضالٌّ مضلٌّ و إنّ علي بن ابي طالب إمام الحقِّ و الهدي» (بدرستی که عثمان ظالم به نفس خویش بوده و معاویه گمراه و گمراه کننده و علی بن ابی طالب امام حق و هدایت است) و بریر در جواب او گفت: «إشهد أنّ هذا رأیی و قولی»(بله این مطلب نظر و گفته من است و تو شاهد باش)؛ (تاریخ الطبری/ج 5/ص 432)
ب – تصریح بر وصی بودن أمیر المؤمنین(علیه السلام)
رجز جعفر بن علی بن ابی طالب(علیهم السلام)إنّي إنا جعفر ذو المعاليإبن عليِّ الخير ذو النَّوالذاک الوصي ذو السَّنا و الوالي حسبي بعمّي جعفر و الخالأحمي حسيناً ذا النَّدي المفضال(بدرستی که من جعفرم که صاحب خانوادۀ برترم، فرزند علی(علیه السلام) هستم که بهترین و صاحب فضائل بود، علی بن ابی طالبی که وصی سنت نبوی بود و ولایت داشت؛ کافی است مرا عمویم جعفر طیار و دایی ام، حمایت میکنم حسین(علیه السلام) را که صاحب مقامات و فضائل است (مناقب ابن شهر آشوب/ج 3/ص 255)
ج – اعتقاد به دین ائمه و نفی آیینهای دیگر
رجز عبد الرحمان بن عبد الله ارحبیإنّي لمن ينکرني إبن الکدنإنّي علي دين حسينٍ و حسنٍ«هر که مرا نمیشناسد، من فرزند کدن هستم و بر دین امام حسین و امام حسن(علیمهاالسلام) هستم)؛ (انساب الاشراف/ج 3/ص 196)
د – تبری اصحاب از دشمنان اهل بیت(علیهم السلام)
یکی از شاخصههای اساسی عقائد امامت محور، تبری از دشمنان اهل بیت است. در کلمات اصحاب، این نکته به وضوح دیده میشود که لشکر مقابل را که برای اطاعت به اصطلاح امر خلیفه مسلمین و امیر یزید به میان آمده، نه تنها فاسق بلکه در واقع کافر میشمارند. با اینکه برخی از آنان ظاهراً اهل نماز بودهاند اما چون بر امام معصوم شمشیر میکشند از دین خدا خارجند و این اعتقاد مختص شیعیان است.1 – رجز حضرت عباس(علیه السلام) پس از قطع شدن دستشان.يا نفس لاتخشي من الکفّارو أبشري برحمة الجبّار«ای نفس من از کفار نترس و مرا به رحمت خداوند مقتدر بشارت بده»؛ (مناقب ابن شهر آشوب/ج 4/ص 117)2- رجز جعفر بن محمد به عقیلنشکو الي الله من العدوانقتال قوم في الرَّدي عيانقد ترکوا معالم القرآنو محکم التَّنزيل و البيانو أظهروا الکفر و الطغيانشکایت میکنم به خداوند از دشمنان و از جنگ با قومی که در پستی آشکار هستند؛ قومی که تعالیم قرآن و محکمات آن و بیان رسول خدا(صلی الله علیه و آله) را ترک نمودهاند و کفر و طغیان را ظاهر نمودند»در کلمات نورانی سید الشهدا نیز اشاره بر کفر سپاه عمر سعد شده است. در ارشاد شیخ مفید چنین نقل شده که هنگامی که اسب سواران عمر سعد بر آن حضرت و اصحابشان رد شدند، امام این آیه را تلاوت فرمودند: {وَ لايحْسَبَنَّ الَّذينَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلي لَهُمْ خَيرٌ ٌ ِلأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلي لَهُمْ لِيزْدادُوا إِثْمًا وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهينٌ}؛ و البته نباید کسانی که کافر شدهاند تصور کنند مهلتی که به ایشان میدهیم برای آنان نیکو است؛ ما فقط به ایشان مهلت میدهیم تا بر گناه خود بیفزایند و آنگاه عذابی خفت آور خواهند داشت. (آل عمران/178) (ارشاد/ج 2/ص 95)4 – رجز یکی از بنی هاشم أضرِبُکُم و لا أري فيکم زَحَرذاک الشَّقيُّ بالنَّبيِّ قَد کَفر«شما را میزنم (می کشم) ولی در شما زحر را نمیبینم، آن گمراه را که به پیامبر کافر شد.» (زحر قاتل برادر سید شهدا یعنی یکی از فرزندان علی بن ابی طالب(علیهم السلام) میباشد.) (مقتل الحسین خوارزمی/ج 2/ص 29 – 28)
هـ – عقیدۀ اختصاصی شیعه در فضائل اهل بیت(علیهم السلام)
– رجز ابو ثمامه صائدی: عزاءً لآل المصطفي و بناتهعلي حبس خير الناس سبط محمَّدعزاءً لزهراءِ النَّبيِّ و زوجهاخزانه علم الله من بعد أحمد«امروز عزای آل مصطفی و دخترانش است؛ بر حبس بهترین مردم که فرزند پیامبر است؛ عزای زهرا دختر پیامبر و شوهرش (علی بن ابیطالب(علیه السلام)) که گنجینۀ علم خداوند بعد پیامبر است، میباشد.»در این رجز ابو ثمامه امیر المؤمنین را گنجینۀ علم خدا میداند.بنابر این به روشنی معلوم است که اعتقاد صریح اصحاب سید الشهداء، امامت ایشان و فضائل و مقامات و برتری آن حضرت و پستی و پلیدی دشمنان و غاصبین حقوق ایشان و پدرشان و وجوب تبری از آن دشمنان بوده است و اینکه چنین عقایدی از صدر اسلام بوده و مورد تأیید حضرات معصومین(علیهم السلام) واقع شده است.
مجله ماهنامه امامشناسی شماره 16

















هیچ نظری وجود ندارد