امتحان و آزمایش از دیدگاه قرآن
آزمایش در اصل به معنی آشکار ساختن چیزی و خالص نمودن گوهری از آمیزه های پنهانی آن است .اگر این کار توسط شخص ناآگاه صورت گیرد هدف دستیابی به حقیقت آن شی می باشد و اگر آزمایش کننده خود به حقیقت آن چیز آگاه بود غرض آن باشد که دیگری بدان آگاه گردد .مانند زرگری که می خواهد زر ناخالص را از کسی که مدعی خلوص آن است بخرد آن را در بوته ی آزمایش می نهد و فروشنده را به مغشوش بودن آن آگاه می سازد .آزمایشی که خداوند در مورد انسان اعمال می دارد برای آشکار شدن ماهیت آزمایش شده است . برای خود او باشد که از یک زنگ خطر به در آید و با انگیزه های برخواسته از بعد منفی پنهانی وی که اکنون آشکار گشته مبارزه می کرد و ورزیده شدن اراده و در نتیجه به دست گرفتن زمام اختیار نفس را با آزمونهای پی در پی در خویش آبدیده می ساخت .
سنت ابتلا و آزمایش :مراد از سنت الله در برخی از آیات به کار رفته این است که خداوند واضح و مجری سنتهای حاکم بر حیات انسانهاست . سنتهای الهی غیر قابل تبدیل و تحویل هستند . منظور از غیر قابل تبدیل بودن سنتهای الهی این است که اگر افراد جامعه ای بر اثر اعمال و رفتار خود در مسیر یکی از سنتهای الهی قرار بگیرند و سرنوشت خاصی درمورد آنها قطعیت پیدا کند امکان ندارد که سرنوشت دیگری حاکم بر حیات آنها شود .« سنه الله التی قد خلت من قبل و لن تجد لسنه الله تبدیلا » ( فتح / ۲۳ )سنت الهی قانون نظام ربانی بر این بوده که حق بر باطل غالب شود و ابداً در سنت خدا تغییر نخواهی یافت . سنت ابتلا یکی از سنتهای الهی است که در قرآن کریم بر روی آن تاکید بسیار شده است . سنت امتحان و آزمایش است قرآن کریم از این سنت گاه تعبیر به ابتلا و گاه تعبیر به فتنه و در موردی به عنوان امتحان از آن یاد کرده است .
سنت امتحان سنت عمومی است :احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا و هم لا یفتنون * و لقد فتنا الذین من قبلهم فلیعلمن الله الذین صدقوا لیعلمن الکاذبین . ( عنکبوت / ۳ ، ۲ )آیا مردم گمان کردند به حال خود رها می شوند و آزمایش نخواهند شد . ما کسانی را که پیش از آنان بودند آزمودیم باید علم خدا در مورد کسانی که راست می گویند و کسانی که دروغ می گویند تحقق یابد .امتحان یک سنت همیشگی و جاودانی الهی است . امتحان مخصوص شما جمعیت مسلمان نیست سنتی است که در تمام امتهای پیشین جاری بوده است . قرآن می فرماید : « ما کسانی را که قبل از آنها بودند آزمایش کردیم آنها را نیز در کوره های سخت امتحان افکندیم آنها نیز همچون شما در فشار دشمنان بیرحم و جاهل و بی خبر و متعصب و لجوج قرار داشتند همیشه میدان باز بوده و گروهی در این میدان شرکت داشته اند باید هم چنین باشد چرا که در مقام ادعا هرکس می تواند خود را برترین مومن بالاترین مجاهد و فداکارترین انسان معرفی کند باید وزن و قیمت و ارزش این ادعاها از طریق آزمون روشن شود . باید معلوم گردد تا چه اندازه نیات درونی و آمادگی روحی با این گفته ها هماهنگ یا ناهماهنگ است ؟ آری باید خداوند بداند چه کسانی راست می گویند و چه کسانی دروغگو هستند .بدیهی است خدا همه اینها را می داند حتی قبل از خلقت انسانها منظور از علم در اینجا همان تحقق عینی مسائل و وجود خارجی آنهاست و به تعبیر دیگر ظهور آثار و شواهد عملی است یعنی باید علم خدا درباره ی این گروه عملاً در خارج پیاده شود و تحقق عینی یابد و هر کسی آنچه را در درون دارد بیرون ریزد این است معنی علم هنگامی که در این گونه موارد در مورد خداوند به کار می رود . دلیل این مساله نیز روشن است زیرا نیات درونی و صفات باطنی تا در عمل انسان تحقق و عینیت پیدا نکند ثواب و جزا و کیفر مفهومندارد .آزمایش برای تحقق بخشیدن به نیات و صفات درونی است و به عبارت دیگر این عالم همچون یک دانشگاه یا یک مزرعه است برنامه این است که در دانشگاه استعدادها شکوفا گردد . لیاقتها پرورش یابد و آنچه در مرحله قوه است به فعالیت برسد .
فلسفه ی شداید و بلایافلسفه شداید و بلایا فقط سنجش وزن و درجه و کمیت نیست بلکه زیاد کردن وزن و بالا بردن درجه و افزایش دادن به کمیت است . خداوند امتحان نمی کند که وزن واقعی و حد و درجه معنوی و اندازه ی شخصیت کسی معلوم شود امتحان می کند . یعنی در معرض بلایا و شداید قرار می دهد که بر وزن واقعی و درجه معنوی و حد شخصیت آن بنده افزوده شود . امتحان نمی کند که بهشتی واقعی و جهنمی واقعی معلوم شود امتحان می کند و مشکلات و شداید به وجود می آورد که آنکه می خواهد به بهشت برود در خلال همین شداید خود را شایسته و لایق بهشت کند و آنکه لایق نیست سر جای خودبماند علی (ع) در آن نامه ای که به والی بصره عثمان بن حنیف نوشته پس از آنکه او را نصیحت می کند که گرد تنعم نرود و از وظیفه ی خودش غفلت نکند وضع زندگی ساده و دور از تجمل و تنعم خودش را ذکر می کند که چگونه به نان جوی قناعت کرده است و خود را از هرگونه نازپروردگی دور داشته آنگاه می فرماید : « شاید بعضی تعجب کنند که چطور علی (ع) با این خوراکها توانایی برابری و غلبه بر شجاعان را دارد قاعدتاً باید این طرز زندگی او را ضعیف و ناتوان کرده باشد خودش جواب می دهد که اینها اشتباه می کنند زندگی سخت نیرو را نمی کاهد تنعم و نازپروردگی است که موجب کاهش نیرو می گردد . چوب درختهای صحرایی و جنگلی که نوازش باغبان را ندیده است محکم تر است اما درختهای سرسبز و شاداب که مرتب تحت رعایت باغبان و نوازش او می باشند نازک تر و کم طاقت تر از کار در می آید .مردان سرد و گرم چشیده و فراز و نشیب دیده و زحمت کشیده با سختی و شداید و مشکلات دست وپنجه نرم کرده نیز طاقت و قدرتشان از مردهای نازپروده بیشتر است .فرق است بین نیرویی که از داخل و باطن می جوشد با نیرویی که از خارج کمک می گیرد عمده این است که استعدادهای باطنی بشر بروز کند .
آزمایش الهی :انسان در ظرف خلقت و حیاتش از نیروها و استعدادها و قوای مرموزی برخوردار است که وجود این نیروها در وجود انسان همانند دانه ها و حبه ها نباتی است که در ظرفی قرار داده جائی گذاشته اند اگر باغبان به سراغ این حبه ها و دانه ها برود و آنها را در زمین مستعد بکارد آن دانه ها با تمام قدرت شروع به فعالیت کرده و با عوامل مخالف به مبارزه برخاسته و در این راه از هیچ کوششی کوتاهی نمی کند تا به ثمر برسد و تمام منافع خود را آشکار و کمال خداوند را نشان دهند . اما اگر این دانه ها در سرزمین مستعد قرار نگیرد و این حبه ها کاسته نشود پس از مدتی می پوسد و جز آن که آنها را به عنوان دانه های فاسد کنار بریزند چاره ای نیست .نیروها و استعدادهای عالی انسان حتماً و بدون شک در برخوردهای انسان به حوادث آرام و سخت مصائب و شدت ها و کوشش ها و نقمت ها شکوفا می گردد و به نتایج بسیار مثبت دنیایی و آخرتی می رسد و چون راهی برای شکوفایی قوای روحی و عقلی و نفسی بشر جز با حوادث و رنج ها و به قول قران ابتلا نیست خداوند مهربان در قرآن مجید ابتلا و امتحان را جهت انسان ضروری و حیاتی اعلام فرموده واحدی را از این فضای پر قیمت و پر سود استثنا ننموده است به این نکته باید توجه کنید که امتحان حضرت حق مانند امتحان مدارس در دنیا نیست که برای معلم شاگردان درس خوان از تنبل معلوم شوند خدای جهان بی امتحان به وضع ظاهر و باطن تمام هستی آگاه است این امتحان فقط به خاطر خود انسان و جهت رشد و کمال و شکوفایی استعدادهای اوست .
رمز پیروزی در امتحان :حال که همه انسانها در یک امتحان گسترده الهی شرکت دارند راه موفقیت در این آزمایش چیست ؟درپاسخ باید بگوییم نخستین و مهمترین گام برای پیروزی همان است که در جمله کوتاه و پر معنی و بشر الصابرین است که قرآن باصراحت می فرماید : رمز پیروزی در این راه صبر و پایداری است و به همین دلیل بشارت و پیروزی را تنها صابران و افراد با استقامت می دهد .دیگر اینکه توجه به گذرا بودن حوادث این جهان و سختی ها و اینکه این جاده گذرگاهی بیش نیست عامل دیگری برای پیروزی محسوب می شود که در جمله « انا لله و انا الیه راجعون » ما از آن خداییم و به سوی او باز می گردیم » آمده است .منبع:نشریه راه قرآن ،شماره ۱۹

















هیچ نظری وجود ندارد