فصل سوم : وظایف افراد در شرایط فتنه :
وظیفه افراد در شرایط فتنه : چنانکه امیر المومنین (ع) بیان می فرمایند : کسی نمی تواند خود را بر کنار از فتنه ها بگیرد و نباید درخواست بیرون ماندن آن از آزمایشگاه و پالایشگاه را داشته باشد ، زیرا فتنه سراسر زندگی انسان را فرا گرفته است و از لوازم و ضرورتهای زندگی اجتماعی است، زیرا ساخته شدن انسان تنها در زندگی اجتماعی و در ضمن برخورد با مسائل گوناگون و درگیری با دشواریها عملی می گردد. خود را از مسئولیت ها دور نگاه داشتن و از ترس آلودگی دست به سیاه و سفید نزدن ، به معنای دور گرفتن خود از انسانیت است و از زبان قرآن و رسول خدا ، آشکارا منع شده است.آیا می توان تصور کرد که یک کلوخه ی معدنی طلا داربی آنکه در بوته ی آزمایش گذاشته شود ، ناخالصیهای آن زوده و طلای نابش از آنها بیرون آورده شود ؟ لیکن وسیله بیرون آمدن از آزمایشگاه فتنه ، به شکلی پاک و سرافراز ، نیز از سوی پروردگار شناسانیده شده است. امیر المومنین (ع) در این باره می فرمایند:(( و اعملوا انه من یتق الله یجعل له مخرجا) من الفتن و نورا من الظلم)). بدانید که هر کس خدای را پروا گیرد ، خدا راه بیرون شدن از تنگناهای تیره ی فتنه ها و روشنایی راهنمایی کننده از تیرگی ها را برای او فراهم می سازد.(۱۷)بنابراین هر کدام از افراد جامعه نسبت به موقعیت اجتماعی و سیاسی خود در جامعه ، وظایف خاصی را در شرایط فتنه دارند که به مواردی از آنها اشاره می کنیم:
وظایف مردم :
۱- شناخت حق و ملاک آن : مهمترین مسئله ای که در زمان فتنه ، افراد جامعه را از افتادن در ورطه ی هلاکت حفظ می کند و در مسیر حق استوار و ثابت قدم می دارد ، شناخت حق است و برای شناخت حق ابتدا باید ملاک حق را شناخت. اگر مشاهده می شود که در فتنه ها بسیاری گمراه شده راه فتنه را در پیش می گیرند و به جبهه ی باطل می پیوندند و بسیاری نیز به خاطر شک و تردید سکوت اختیار کرده و نظاره گرند به خاطر این است که حق را نشناخته اند . علت بسیاری از انحرافات این است که اشخاص ملاک حققرار می گیرند،در نتیجه با انحراف اشخاص از مسیر واقعی حق ، امر بر دیگران مشتبه می گردد.امام علی(ع) می فرمایند :((الحق لایعرف بالرجال إعرف الحق تعرف اهله)) .حق به واسطه اشخاص شناخته نمیشود ،خود حق را بشناس پیروان آن را خواهی شناخت .(۱۸)در جنگ جمل امیر المومنین (ع) وصی جانشین و پسر عموی رسول خدا با چهارصد تن از مهاجران و انصار که هفتاد تن آنها از شرکت کنندگان در بدر بودند یک طرف ام المومنین عایشه که موقعیت خاصی در میان زنان پیامبر و جامعه اسلامی داشت ، همراه با طلحه و زبیر دو صحابی بزرگ رسول خدا که سوابق فراوانی در پیشبرد اسلام داشتند در طرف دیگر قرار گرفتند. در این میان بسیاری در تحیر بودند که کدام جبهه حق است ، اینان همان هایی بودند که ملاکشان برای شناخت حق اشخاص بود . وضع در جنگ صفین و نهروان هم همینگونه بود ، حتی بدتر از آن، به طوری که امیر المومنین (ع) فرمودند :(( من چشم فتنه را کور کردم ، در حالی که احدی جرات چنین کاری را نداشت.))(۱۹)
۲- توجه به رهبری جامعه : قوام یک جامعه به رهبری آن است وبرای اینکه یک جامعه بتواند پابرجا واستوار بماند ودر مقابل خطرهای داخلی وخارجی آسیب ناپذیر باشد باید تمام افراد جامعه حول محور امام ورهبر خود گردآمده و او را حمایت ویاری کنند. امیرالمومنین (ع) می فرماید:((الزموا ما عقد علیه حبل الجماعه و بنیت علیه ارکان الطاعه.)) بر خود لازم شمارید آنچه را که پیوند امت اسلامی بدان استوار وپایه های طاعت بر آن پایدار است.(۲۰)ایشان رهبری جامعه اسلامی را اساس اتحاد وهمدلی وپیوند امت اسلامی می نامند وآن را پایه دین ورکن اساسی اطاعت خدای تعالی معرفی می کند . ایشان با این بیان می خواهند اهمیت رهبری را به ماگوشزد کرده وبفهمانند که اگر افراد جامعه از رهبر خود حمایت نکرده وپشتیبان اونباشند؛ نه تنها اجتماع از هم پاشیده ودچار فتنه ها می شود بلکه مهمتر از آن دیگر اثری از اطاعت پروردگار که هدف اصلی ادیان الهی است باقی نخواهد ماند.دشمنان نیز به اهمیت این مسأله پی برده ودر رأس همه اهدافشان از بین بردن این عنصر گرانبها را قرارداده اند. آنها دریافته اند تازمانی که رهبری با تقوا ، عدالت پیشه، آگاه وکاردان در رأس امور جامعه اسلامی باشد کاری از پیش نخواهند برد. تا زمانی که مردم حامی رهبرشان هستند واو را حمایت می کنند به هیچ یک از اهدافشان نخواهند رسید واصلاً جایگاهی برای آنها در چنین جامعه ای نخواهد بود. بنابراین فتنه گران ا بتدا رهبر جامعه را هدف قرار داده وبه هر وسیله سعی در تضعیف او نموده وتلاش می کنند تا مردم را از اوجدا کنند . امیرالمؤمنین (ع) وظیفه مردم را در چنین شرایطی مشخص کرده اند.ایشان می فرمایند:((ایها الناس شقّوا امواج الفتن بسفن النجاه وعرجوا عن طریق المنافره وضعوا تیجان المفاخره.)) ای مردم امواج فتنه ها را با کشتی های نجات درهم بشکنید، واز راه اختلاف وپراکندگی بپرهیزید، وتاج های فخروبرتری جویی را برزمین نهید…(۲۱)امیرالمؤمنین (ع) با این بیان راه برون رفت از فتنه را برای مردم بیان می کند ، پرهیز از اختلاف وپراکندگی از اطراف رهبری به خاطر فخرفروشی وبرتری جویی که از مظاهر دنیاپرستی هستند راه سعادت است برای جامعه اسلامی. کشتی نجات در اینجا اشاره دارد به حدیث معروف پیامبر (ص) که فرمود: مَثل اهل بیت من همانند کشتی نجات است. پس شکستن امواج فتنه ها تنها با پیوستن به کشتی نجات ممکن است. امروزه مصداق کشتی نجات همان است که مورد تأیید اهل بیت می باشد. امام زمان(ع) می فرمایند: ((واما الحوادث الواقعه فارجعوافیها الی رواه حدیثنا))(۲۲)ولایت فقیه کشتی نجاتی است که که امام علی (ع) ما را سفارش به پیوستن به آن می کند. کشتی نجاتی که ما را از امواج فتنه ها عبور می دهد واز شرّدشمنان وفتنه گران می رهاند. پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد ، این همان کلام امیرالمؤمنین است. پس باید در زمان فتنه ها گوشمان به کلام رهبری باشد تا از گزند فتنه ها در امان باشیم .
وظیفه خواص : دریک جامعه خواص ونخبگان موقعیت ویژه ای دارند ، زیرا توجه عموم مردم به آن هاست. بنابراین درجهت دهی افکار عمومی جامعه بسیارمؤثرند. اگر خواص یک جامعه راه انحراف را پیمودند ، بخش عظیمی از مردم نیز به انحراف کشیده می شوند واگر راه صواب را برگزیدند در تقویت ثبات جامعه ونجات از فتنه ها تأثیر فراوانی خواهند داشت.بعد از این که معاویه در صفین متوجه شد که دیگر تاب مقاومت در برابر شمشیرهای دلاوران لشکر علی (ع) را ندارد به فکر چاره افتاد تا به ترتیبی از این مهلکه نجات پیدا کند؛ زیرا در یوم ولیله الهریر هفتاد هزارنفر از دوطرف لشکرمعاویه کشته شدند ونابودی شامیان قطعی به نظر می رسید. در این موقعیت أشعث که از فرماندهان لشکر امیرالمومنین(ع) بود سخنانی گفت که معاویه از آن برای ایجاد تفرقه وجدایی بین لشکریان علی (ع) کمال استفاده رانمود.اشعث گفت:ای مسلمانان ، ملاحظه کردید چه برشما گذشت؟ مردم عرب هلاک شدند. به خدا قسم در طول عمرم چنین ایامی را ندیده ام ، ای مردم، باید کسانی که این رویداد عظیم را نظاره کرده اند، دیگران را مطلع کنند، اگر ما به جنگ ادامه بدهیم نسل عرب قطع می شود، لکن به خدا قسم این سخنانم از روی بیم از مرگ نیست بلکه برای زنان وفرزندان بی سرپرست بیمناکم… .وقتی جاسوسان معاویه، سخنان اشعث را به او گزارش کردند، وی فرصت را مغتنم شمرده وگفت: به خدای کعبه اشعث راست می گوید،اگر فردا دوبار جنگ ادامه پیداکند، رومیان بر زنان وفرزندان ما گستاخ می شوند وایرانیان بر زنان وکودکان عراقی دست می اندازند. اشعث مردی خردمند است؛ بنابراین قرآنها را بالای نیزه کنید(بالای نیزه کردن قرآنها قبلاًتوسط عمروعاص طرح ریزی شده بود).شامیان هم از این فرصت استفاده کردند در تاریکی شب فریاد برآوردند:ای مردم عراق، اگر ما وشما هم دیگر را بکشیم پس چه کسی فرزندانمان را مراقبت کند، شما را به خدا، از کشتن دست بردارید، هنوز هوا روشن نشده بود که شامیان قرآنها را بر سر نیزه ها کردند وقرآن بزرگ دمشق را ده نفر ازمردان بر سرچند نیزه بستند وحمل کردند وفریاد می زدند: ای مردم عراق، قرآن خدا را میان خود داورکنیم.(۲۳)آری، اشعث با سخنان خود راه را برای معاویه هموار کرد وچراغ سبزی به او نشان داد وهمین سبب شد که معاویه از نابودی حتمی نجات یابد. این است نقش خواص در ایجاد فتنه ها دانسته یا نادانسته. آن ها باید بسیار زیرکانه وهوشمندانه در جامعه رفتار کنند زیرا کوچک ترین اشتباه آن ها ممکن است سرآغاز فتنه ای عظیم باشد ،ودر مقابل ممکن است یک حرکت به موقع وصحیح آن ها باعث جلوگیری از برپایی فتنه ای عظیم گردد.براساس به موادی از وظایف خواص در شرایط فتنه اشاره می کنیم.
۱- حمایت به موقع از رهبری : همان طور که گفته شد قوام یک جامعه به رهبری آن جامعه بسته است، واولین چیزی را که دشمنان هدف می گیرند همین رهبری است، لذا ضرورت حمایت تمامی افراد از رهبری جامعه روشن وواضح است. اما در این میان نقش خواص جامعه برجسته تر از نقش عموم افراد می باشد.از آنجایی که مثمرثمر بودن هرکاری دراین است که به موقع ودر وقت لازم انجام گیردواگر غیر از این باشد آن اثر مطلوب را نخواهد داشت، درحمایت خواص از رهبری جامعه نیز این اصل صادق است. یعنی اگر حمایت آن ها در زمان لازم صورت نگیرد، آن اثر مطلوب که همان برون رفت از فتنه هاست حاصل نمی شود.بنابراین درک موقعیت ها برای خواص بسیار حائض اهمیت است.این مزاحم از أبی الودّاک نقل می کند:پس از آنکه نیروهای شام قرآن ها را بر سر نیزه ها بالا بردند وتمایل به صلح وترک ستیز قوت گرفت ومردم تظاهر به پذیرفتن حکمیت قرآن کردند ونامه حکمیت نوشته شد، حضرت امیر(ع) خطاب به یارانش فرمود:(( إنما فعلت ما فعلت لما بدافیکم الخور و الفشل عن الحرب)).من اگر به این صلح وآشتی تن دادم تنها به این دلیل بود که شما در این جنگ ضعف وسستی از خود نشان دادید.دراین هنگام افراد قبیله همدان همچون کوه با حالت استوار آمدند وسعیدبن قیس وپسرش عبدالرحمن جلو آمده وسعید خطاب به حضرت گفت: اکنون من وقومم آماده ایم وفرمان تورا رد نمی کنیم، هرچه می خواهی فرمان بده تا آن را عمل کنیم واز دستورهای شما هرگز سرپیچی نمی کنیم.امیرالمومنین (ع) فرمود: ((أما لوکان هذا قبل رفع المصاحف (قبل سطرالصحیفه) لأزلتهم عن عسکرهم أوتنفرد سالفتی قبل ذلک ولکن انصرفوا راشدین فلعمری ما کنت لأعرض قبیله واحدهً للناس)).اگر این اعلان وفاداری واطاعت بی قید وشرط سپاهیان توقبل از بالا رفتن قرآن ها وقبل از نوشتن عهدنامه می بود، من توسط شما دشمن را تارومار می کردم وتا فواصل زیادی از قرارگاه هایشان عقب می راندم ویا آنکه دراین راه کشته می شدم، اما حالا دیگر زمان آن گذشته است؛ پس به خیمه های خود سالم باز گرید، خداوند شما راموفق بدارد. ومن هرگز راضی نمی شوم که یک قبیله واحد را در مقابل این همه نیروی دشن قرار دهم.(۲۴)اگر سعیدبن قیس که از خواص محسوب می شد به موقع عمل می کرد، به فرموده امیرالمومنین قطعاً نتیجه این فتنه تغییر می کرد. اثر وقت شناسی در حمایت از رهبری تا این حد می تواند سرنوشت ساز باشد.در فتنه سیاسی مربوط به خلیفه سوم امیرالمومنین (ع) که در آن زمان جزء خواص جامعه محسوب می شد شب و روز می کوشید تا فتنه ها از بین برود وامنیت اجتماعی حاکم گردد.در آن روزها که انقلابیون در بیرون منزل خلیفه سوم اجتماع کرده وبا راه انداختن سروصدا از او انتقاد می کردند امام علی (ع) تنها کسی بود که ازخلیفه حمایت می کرد، با اینکه عثمان از غاصبان حق مسلّم او بود.امام علی (ع) چون مردم را در کشتن خلیفه مصمّم دید، دستور داد که فرزندانش حسن وحسین علیهماالسلام با عده ای ازخدمت گذاران اسلحه بردارند ودر کنار درب خانه خلیفه در مقابل شورشیان آماده دفاع شوند ونگذارند که کسی از مهاجمین به داخل خانه راه یابد. ایشان با چند نفر درب خانه خلیفه را در اختیار خود گرفتند وهمان گونه که امیرالمومنین (ع) دستور داده بود،نگذاشتند مهاجمین به آنها نزدیک شوند. طلحه وزبیر هم که چنین دیدند برای حفظ ظاهر فرزندان خود را به یاری آنها فرستادند.اینچنین است تأثیر عمل خواص بر دیگران .
۲- موضع گیری شفاف : مشخص بودن موضع خواص در شرایط فتنه از نکات بسیار مهم است. از آنجایی که چشم مردم به خواص وبزرگان جامعه است، آنها نقش مهمی در هدایت افکار عمومی دارند. وقتی در یک جامعه فتنه ای برپا شد فضا آلوده شده وتشخیص حق از باطل برای عموم مردم سخت می شود. بنابراین آنها برای اینکه از این فضای غبار آلود خارج شده وراه حق را پیدا کنند به خواص توجه می کنند. دراینجاست که اگر موضع خواص در قبال جبهه ی حق وباطل شفاف و روشن نباشد مردم سردرگم شده ودر امواج فتنه گمراه می شوند.امیرالمومنین (ع) می فرمایند : )) فلاتکونوا انصاب الفتن واعلام البدع)) نشانه های فتنه وپرچمهای فتنه نباشید.(۲۵)خطاب این کلام امیرالمومنین خواص جامعه هستند زیرا آنها پرچمهایی هستند که گروههای مردم زیر این پرچمها قرار می گیرند واز آن ها پیروی می کنند. بنابراین حضرت می فرمایند خواص نباید به گونه ای رفتار کنند که مردم آن ها را در مقابل جبهه حق ببینند. سکوت آنها ویا ابهام در موضع آن ها این را در ذهن ردم تداعی می کند که اینان مخالف جبهه ی حق هستند. بنابراین موضع گیری صریح وشفاف خواص خنثی ننده بسیاری از فتنه ها وانحرافات است.
۳- روشنگری و آگاهی بخشی : فتنه گران در شرایط فتنه قطعاً آرام نمی نشینند ودائماً تلاش می کنند که عموم مردم وخواص بی بصیرت را از مسیر حق منحرف کرده وآن ها را از حول محور رهبری متفرق ساخته واین گونه به تضعیف جبهه حق بپردازند. در چنین شرایطی وظیفه ای سنگین ومهم متوجه خواص با بصیرت جامعه است. آنان باید به روشنگری بین مردم پرداخته وعموم جامعه را از اهداف پلید فتنه گران آگاه ساخته و نقشه های آنان را نقشه بر آب کنند. خواص باید چهره پلید فتنه گران را برای مردم آشکار کنند وکشتی های نجات را به مردم بشناسانند وبه سوی آن هدایت کنند.عمار یاسر ازخواصی بود که با این وظیفه خویش به خوبی آگاه بود وآن را به بهترین وجه انجام داد. درزمان عثمان به خاطراین روشنگری هایش بارها مورد آزار و اذیت قرارگرفت. در جنگ جمل وصفین دائماً در خیمه ها حضور می یافت ومردم را از حقایق آگاه می ساخت . در جنگ صفین در یکی از سخنانش اینگونه می گوید:((این پرچمی که در مقابل شماست، من دیدم که به جنگ پیامبر آمد وزیر این پرچم، کسانی ایستاده بودند که الان ایستاده اند ؛ وپرچمی را دیدم (اشاره به پرچم امیرالمومنین) که در مقابل آن پرچم بود و زیر آن پیامبر (ص)و همان کسانی که امروز ایستاده اند (یعنی امیرالمؤمنین ) بودند؛ چرا اشتباه می کنید ؟چرا حقیقت را نمی شناسید؟))درجای دیگری می گوید: «خداپرستان، با من به جنگ با کسانی برخیزید که ادعا می کنند به خون خواهی مردی که ظالمانه وبه ناحق کشته شده برخاسته اند . حقیقت این است که او را مردم صالح ونیکوکار ومخالفان تجاوز وستم وکسانی که به نیکوکاری می خوانند ودستور می دهند کشته اند. آن وقت این آدم هایی که اگر دنیا به کامشان باشد واین دین متروک گردد ککشان هم نمی گزد آمده می گویند: چرا او را کشتید؟در جواب می گوئیم : به خاطر کارهای بدعت آمیزش می گویند: از او کارهای بدعت آمیز سرنزده است. این را از آن جهت می گویند که (در دوره حکومت عثمان) دستشان را در ثروت ولذت دنیا بازگذاشت تا لفت ولیس کردند وچریدند ودر آن حال اگر کوه ها (بر سرمردم) فرو می ریخت اهمیتی نمی دادند. به خدا فکر نمی کنم اینها در پی قصاص خون عثمان باشند، بلکه چون لذت ثروت ومقام زیر دندانشان مزه انداخته این جنگ را به راه انداخته اند، ونیز بدان سبب که دریافته اند اگر صاحب حق(علی (ع) یا کسی که معتقد به اسلام واجرای قانون وبرقراری نظامش می باشد) برآن ها حکومت پیدا کند مانع این خواهد شد که بخورند وبچرند ولفت ولیس کنند.این ها چون سابقه وتقدمی در اسلام نداشتند که به موجب آن شایستگی حکومت وفرمانروایی پیدا کنند. درصدد فریب مردم واتباعشان برآمده این شعار را برآورده اند که امام ما (یعنی عثمان )مظلومانه وبه ناحق کشته شده است، تابدین وسیله بتوانند پادشاه شوند. واگر این حیله سیاسی نبود حتی یک تن از این جماعت از آن ها پیروی واطاعت نمی نمود ….)) .خواص باید این چنین عمل کنند، کاملاً صریح وروشن موضع خودرابیان کرده واز حق دفاع کنند وبه روشنگری بپردازند.
وظایف حاکم در شرایط فتنه: رهبر جامعه اسلامی به عنوان یکی از افراد جامعه ودر واقع مهمترین شخصیت درجامعه در شرایط فتنه وظایف خاص خود را دارد. وظیفه رهبری در جلوگیری از بروز فتنه وگسترش آن بسیار حساس وتعیین کننده می باشد واگر در شرایط فتنه بتواند با درایت، جامعه را پیش ببرد وامور را مدیریت کند فتنه گران نمی توانند آسیبی به جامعه اسلامی وارد کنند.امیرالمومنین (ع) می فرمایند:((ایها الناس ان أحق الناس بهذالأمر أقواهم علیه وأعلمهم بأمرالله فیه: فإن شغب شاغب استعتب ، فان أبی قوتل .)) ای مردم سزاوارترین اشخاص به خلافت آن کسی است که در تحقق حکومت نیرومندتر، ودر آگاهی از فرمان خدا داناتر باشد، تا اگر آشوبگری به فتنه انگیزی برخیزد، به حق بازگردانده شود واگر سرباز زد، با او مبارزه شود.(۲۶)دراین کلام امیرالمومنین (ع) شرایط حاکم را برای رویارویی با فتنه ها این گونه بیان می کنند:حاکمی می تواند با فتنه گران مقابله کند که اولاً شجاع بوده قدرت لازم در اداره امور جامعه را داشته باشد وثانیاً از همه افراد جامعه نسبت به امور جامعه وامور دینی آگاهتر باشد . این چنین شخصیتی می تواند به مبارزه با آشوبگران برخیزد وآنان را به حق بازگرداند. حال به چند مورد از وظایف حاکم از دیدگاه امیرالمومنین (ع) اشاره می کنیم.
۱- برکناری سران فتنه : وقتی شرایط بروز فتنه اعم ازفرهنگی، مذهبی واقتصادی در جامعه بروز پیداکرد، وجود افرادی که زمینه فتنه انگیزی را دارا هستند در رأس امور جامعه وپست های کلیدی خطری بزرگ محسوب می شود. زیرا هرآن احتمال فتنه گری آن ها وجود دارد. اگر لحظه ای احساس کنند که دنیای آن ها که با تبعیض ها، امتیاز طلبی های ویژه وغصب وزورگویی به دست آمده در خطر است ، برای حفظ آن ها دست به ایجاد هرفتنه ای خواهند زد، حتی اگر لازم باشد اساس اسلام وجامعه اسلامی را ویران خواهند کرد. بنابراین بر کناری به موقع آنها از این مناصب کلیدی ضروری ولازم است. هرچند برکناری آن ها خود فتنه ای به پا خواهدکرد لکن آثار زیانبار آن کمتر است.امیرالمومنین (ع) نیز به این مسأله توجه کامل داشته اند. بعد از رحلت رسول خدا (ص) ، جامعه اسلامی دچار آسیب های گوناگونی گشته یود . این آسیب ها هم در مبانی اقتصادی واندیشه ای مردم ونوع نگرش آنان به دین ودنیا پدید آمده بود وهم در مبانی اخلاقی ورفتاری وخصلت های روحی وروانی آنان خود را نمایانده بود. در آن جامعه فسادوبدعت آشکار شده بود ، مردم از سنت پیامبر اسلام (ص) واهداف او دور افتاده بودند. تبعیض نژادی وقوم گرایی وعصبیت های جاهلی در حکومت اسلامی رخ نموده بود. فساد مالی رایج وبیت المال مسلمانان به سادگی به یغما می رفت. والیان ناشایست در شهرهای اسلامی به ظلم وستم وزراندوزی روی آورده وبر امور مردم مستولی شده بودند. این همه ، ونگرانی از آینده دین اسلام وسرنوشت مسلمانان از عواملی بود که امام علی (ع) را به فکر چاره انداخت.از نگرانی های عمده ایشان، پیدایش انحراف در حکومت اسلامی ودورشدن آن از مسیر عدالت، دین گریزی جامعه وحاکمان ورغبت آنان به دنیا زدگی وغفلت ازقوانین وتعالیم اسلامی بود بخش عظیمی از این انحرافات به حاکمیت های نادرست وعدم اجرای قوانین اسلامی در جامعه وکاگزاران ناشایست مربوط می شد. از این روآنگاه که زمام امور را به دست گرفت از اولین اقدامات ایشان این بود که بلافاصله تمام مدیران وکارگزاران حکومتی دوران خلیفه سوم را عزل وبه جای آنان در سال ۳۶ هجری فرمانداران، استانداران وفرماندهان نظامی لایقی منصوب فرمود.ازجمله نامه ای به معاویه نوشت که پست فرمانداری شام را به سهل به حنیف تحویل داده، به مدینه بازگردد. بسیاری از سیاستمداران به امام علی (ع) گفتند :«به معاویه مهلت بده، او کسی نیست که دل از حکومت وقدرت بردارد. چون از زمان عمر، پایه های حکومت را استحکام بخشیده، واموال فراوانی گرد آورده وبا سردمداران توطئه گر قریش در ارتباط است. صبرکن تا پایه های حکومت شما محکم گردد، آنگاه معاویه را عزل کن.»اما حضرت فرمود :(( نه ، به خدا قسم هرگز معاویه را دو روز نیز به کار نخواهم گماشت .))(۲۷)ایشان در برابر تمام این نظریه های سیاسی ایستاد وکار تصفیه مدیریت های سیاسی کشور را حتی یک لحظه از یاد نبرد ودر همان آغاز حکومت به معاویه نوشت:« از بنده خدا علی امیرمؤمنان، به معاویه بن أبی سفیان پس از یاد خدا ودرود! می دانی که من در مورد شما معذور و از آنچه در مدینه گذشت روی گردانم، تا شد آنچه که باید می شد ، و بازداشتن آن ممکن نبود ، داستان طولانی و سخن فراوان است و گذشته ها گذشت ، وآینده روی کرده است ، تو وهمراهانت بیعت کنید، وبا گروهی از یارانت نزد من بیا، بادرود.»امام (ع) با تمام وجود تلاش می کرد که این فتنه گران را از ریشه نابود کند، اما بی بصیرتی یارانش مانع از این شد که امام موفق گردد. ودیدیم که بقای این فتنه گران چه انحراف عظیمی دراسلام وجامعه اسلامی پدید آورد.
۲- باز گرداندن اموال غارت شده از بیت المال : از آن چیزهایی که در تقویت هر فرد و گروهی بسیار مؤثر است دسترسی به سرمایه های مادی و ثروت های اقتصادی است ، خصوصا در جامعه ای که گرایش به مادیگری، دنیاپرستی ومال پرستی رواج پیدا کرده باشد . در عالم سیاست این مسأله نمود بیشتری دارد وتأثیر زیادی در معادلات سیاسی جامعه دارد. خصوصا اگر گروهی بخواهد در مسیر انحرافی ودر مقابل حق قدم بردارد ،چرا که دیگر در مسیر آن ها ارزش های دینی و اخلاقی جایی ندارد و آن ها برای رسیدن به اهداف خویش به هر وسیله ای متوس می شوند . بنابر این بودن ثروت های کلان در دست فتنه گران و مخالفان حق بسیار فساد انگیز است . و اما نکته قابل توجه در اینجا این است که فتنه گران این سرمایه ها و ثروت ها را از راه نامشروع به دست می آورند خصوصا اگر در پست و مقامی باشند که بتوانند اموال بیت المال را غارت کنند.بنابراین وظیفه حاکم ورهبر جامعه است که از غارت بیت المال توسط افراد سود جو و دنیا طلب جلوگیری کند و هر آنچه را که از اموال مردم و بیت المال را به غارت برده اند باز پس گیرد ، تا قدرت و نفوذ آن ها بیشتر نگردد . زیرا هر چه نفوذ آن ها عمیق تر گردد جدا کردن آن ها از بیت المال سخت تر و پیامد های آن زیانبار تر است .در دوران خلیفه دوم امتیازهایی از بیت المال برای صحابه در نظر گرفته شد و در دوران خلیفه سوم به اوج خود رسید به طوری که گروهی از برجسته ترین اصحاب جزء بزرگ ترین سرمایه داران زمان خود شدند . گروهی از این صحابه که در پست های حکومتی نیز مشغول بودند ، از این ثروت ها برای تحکیم موقعیت سیاسی خود استفاده کردند ،در جامعه ای که مادیگری و دنیا پرستی در آن رواج پیدا کرده بود .معاویه بارزترین مصداق این گروه از اصحاب بود که در پست فرمانداری شام با بذل و بخشش های بی حد وحصر از بیتالمال توانست یارانی فراهم آورده و دوستی سران قبایل را جلب کند تا آنجا که از نظر قدرت وتوانمندی به جایی برسد که خلیفه سوم پیش از مردنش اعضای شورا را ترساند که اگر با هم اختلاف پیدا کنند و به یکدیگر حسد بورزند ، معاویه خلافت را به به زور تصرف خواهد کرد .حال در چنین وضعیتی امیرالمؤمنین (ع) می خواست حکومت را به دست گیرد ، به همین خاطر قبل از پذیرش خلافت اتمام حجت کرد :((و الله لو وجدته قد تزوج به النساء و ملک به الإماء لرددته. )) به خدا سوگند بیت المال تاراج شده را هر کجا که بیابم به صاحبان اصلی آن باز می گردانم ،گرچه با آن ازدواج کرده ،یا کنیزا نی خریده باشند.
۳-کسب آمادگی نظامی : قبلا گفتیم که فتنه گران برای حفظ امتیازات ومنافع خود از هر وسیله ای استفاده کرده و به هر روشی متوسل می شوند .آخرین حربه ی آن ها برای حفظ این منافع این است که سر به شورش برداشته و با کسی که قصد اجرای عدالت و باز ستاندن دیون را از آن ها دارد مبارزه ی نظامی خواهند کرد بنابراین اولین چیزی که بر رهبر جامعه لازم می باشد کسب آمادگی نظامی برای مقابله با شورش های احتمالی می باشد .چرا که غفلت حاکم از این مسأله ی مهم باعث می شود کتا فتنه گران به راحتی شورشی به پا کرده ،جامعه را به آشوب بکشند و حاکم را مطیع خود سازند یا از اساس حکومت را ساقط کنند .از ضروریات آمادگی نظامی داشتن اطلاعات کامل از وضعیت جامعه و فتنه گران است ، زیرا غفلت و عدم آگاهی خود مقدمه شکست می باشد . امیرالمؤمنین (ع) برای نظارت دقیق بر جریان امور کشور اسلامی و کسب آمادگی برای هر گونه پیشامدی از نیروهای اطلاعاتی ، بیشترین استفاده را می کرد.در بازار نیروهای اطلاعاتی داشت ، نیروهای اطلاعاتی بر امور قضاوت نظارت داشتند .از نامه های سرّی دشمن به کارگزاران حکومتی با خبر بود . نیرو های اطلاعاتی حضرت حتی در خاک دشمن حظور داشته ، اخبار لازم را به مر کز حکومت می رساندند . از رفت وآمد ها ومیهمانی های فرمانداران در خانه های سرمایه داران باخبر بود . با عثمان بن حنیف برخورد شدید کرد ، که چرا سر سفره سرمایه داران بصره حاضر می شود .حضرت به فرماندار مکه این گونه می نویسد :همانا مأموران اطلاعاتی من در شام به من اطلاع داده اند که گروهی از مردم شام برای مراسم حج به مکه می آیند که حق را از راه باطل می جویند …پس در اداره امور خود هوشیارانه و سرسختانه استوار باش.(۲۸)امیرالمؤمنین(ع) مالک اشتر را به فرماندهی کل نیروهای مسلح منصوب کرده و در زمینه ی آمادگی نظامی وروش های آن توصیه های فراوانی به او می کند .
۴ – مبارزه با فتنه گران : هرگاه حاکم و رهبر جامعه ی اسلامی بنابر فرموده ی امیرالمؤمنین (ع) فتنه گران را به عدالت و پیروی از حق دعوت کرد و آن ها نپذیرفتند و در مرحله بعد آنان را مورد عتاب قرار داد ، و باز هم سر باز زدند و به حق باز نگشتند ، در مرحله ی آخر باید با آنان برخورد نظامی کرده و آنان را به اجبار به حق باز گرداند یا اینکه جامعه را از لوس وجود آن ها پا ک کند .((فإن شغب شاغب استعتب ، فإن أبی قوتل .))(۲۹)امیرالمؤمنین (ع) در دوران کوتاه خلافت خود دائما در حال برخورد با فتنه گران بودند و اکثر آن ها به مرحله ی آخر از برخورد یعنی جنگ منتهی شد ؛ فتنه ناکثین ، قاسطین و مارقین .
فصل چهارم : چگونگی پیشگیری از فتنهچگونگی پیشگیری از فتنه : پیشگیری همواره قبل از بروز بیماری و به معنای زدودن زمینه ها و عوامل بیماری زاست .در این مرحله کارشناسان ومسئو لان جامعه ، وظیفه دارند ، ریشه ها و زمینه های مساعد برای رشد و نمو فتنه را از بین ببرند . برای پیشگیری از وقوع فتنه باید دو کار اساسی در جامعه انجام داد :
۱- از بین بردن زمینه های پیدایش فتنه : یک بعد از پیشگیری ،خشکاندن زمینه های شکل گیری فتنه است . مثلا اگر مسائل مذهبی زمینه ساز فتنه است بر عالمان دین است که با بصیرت از نفوذ بدعت ها جلوگیری کنند ؛ اگر مسائل اقتصادی است بر مسئولان اقتصادی است که آن را از بین ببرند ؛ اگر مسائل سیاسی است بر سیاستمداران است که این عوامل را از میان بردارند ، تا مرز حق و باطل شناخته شده و این دو از هم متمایز گردند .
۲- تقویت وتحکیم اصول وارزش های دینی : همان گونه که در یک باغچه بایستی از روییدن علف های هرز جلوگیری کرد ، باید در تقویت و رشد گیاهان مطلوب نیز کوشید ؛ کود مناسب به پای آن ها ریخت و آبیاری اندازه وبه موقع کرد . در جامعه نیز ، یکسری اصول و بنیادها و ارزش های اجتماعی مقبول و ثابت وجود دارد که دوام و استحکام جامعه به دوام آن ها است و تزلزل در این اصول و ارزش های ناب ، نابسامانی وتزلزل جامعه را به دنبال دارد .برای حراست وپاسداری از این اصول و بنیادهای الهی بایستی ابتدا نسبت به آن ها آگاهی و بصیرت کافی داشت .از این رو ،هر چه سطح آگاهی جامعه به خصوص نسل جوان نسبت به اصول و ارزش های مکتبی بالا رود،استحکام بنیادها و اصول اجتماعی افزون تر و درنتیجه رسوخ و رخنه عوامل فتنه گر مشکل تر و زمینه عمل آنان کمتر خواهد بود.مهم تر از آن آگاهی وبصیرت ،ایمان وباور قلبی وتقید عملی نسبت به ارزش هاست چنانکه امیر فرزانگان (ع) می فرمایند :((واعملوا أنه من یتق الله یجعل له مخرجا من الفتن .))آگاه باشید آن کس که تقوا پیشه کند واز خدا بترسد ، خداوند متعال راهی برای نجات او از فتنه ها باز می کند. (۳۰)
درمان فتنه : این مرحله ، زمانی کاربرد دارد که فتنه بر پاشده و دامن جامعه را گرفته است . در این موقعیت ،مبارزه و ستیز برای از میان برداشتن فتنه ، وظیفه ای همگانی است ، أعم از حاکم ، خواص ومردم . مبارزه با فتنه بایستی در رأس فعالیت های اجتماعی قرار گیرد . اما این بدان معنا نیست که گرهی که با دست قابل گشودن است با دندان باز کنیم ، بلکه باید مراتب نهی از منکر را رعایت نمود و لکن اگر در نهایت امر ، ریشه کنی فتنه به جان باختن نیاز داشت ، باید همچون سالار شهیدان أبا عبدالله الحسین (ع) جان باخت .امام علی (ع) در مقابله با فتنه ی غاصبان خلافت با توجه به شرایط و موقعیت جامعه ی اسلامی و مصالح عالیه ی نهال نوپای اسلام ، نه تنها دست به شمشیر نبرد وبه اصطلاح خانه نشین شد بلکه دیگران را نیز از ایجاد اختلاف بر حذر داشت و در آ ن مقطع زمانی ، جنگ داخلی را فتنه ای دیگر می دانست :(( أیها الناس شقوا أمواج الفتن بسن النجاه و عرجوا عن طریق المنافره .)) ای مردم ، امواج فتنه ها را با کشتی های نجات (تمسک به اهل بیت پیامبر (ص) ) در هم بشکنید و از پیمودن راه اختلاف و پراکندگی بپرهیزید.(۳۱)اما پایان اغلب فتنه ها به جنگ و جهاد می انجامد و فتنه گران را سزایی جز شمشیر نشاید .فتنه گران تنگ نظر و متحجر مسلک (خوارج نهروان )مدت ها علیه نظام عدل علی (ع) فعالیت کردند ، حضرت تا وقتی آن ها دست به شمشیر نبردند ، با شیوه های تبلیغی و روشنگرانه ، با آن ها مقابله کرد ، اما آنگاه که دست به شمشیر بردند ، حضرت چاره ی دفع فتنه را در استفاده از شمشیر دید وحدود چهار هزار تن از آن ها را از دم تیغ گذراند .بنابر این برخورد با فتنه ها بایستی حساب شده باشد و مراتب نهی از منکر رعایت وشیوه ی برخورد و کیفیت آن و نوع موضعگیری دقیق باشد تا عملکرد ما و نوع برخورد ما خود مسبب فتنه ای دیگر در جامعه نشود .
پی نوشت ها :
۱٫ معجم البسیط ، ص۲۲۹ ، المنجد ، ج۲ ، ص ۱۴۵۲۲٫ بحار ، ج ۳۲، ص ۳۰۸۳٫ غرر الحکم ۲۴۴۸ ، میزان الحکمه ، ج۹ ، ص۳۸۴٫ فهرست موضوعی غرر الحکم ص ۱۱۱۵٫ اصول کافی ،ج۲ ،باب الشرک ،ح۲۶٫ غرر الحکم ۶۷۸۱۷٫ شرح غرر الحکم، ج ۶، ص ۳۹۳۸٫ مستدرک الوسائل، ج ۹، ص ۳۱۹٫ صحابه از دیدگاه نهج البلاغه ،ص۱۳۶۱۰٫ امام شناسی ، ج۸ ، ص۲۶۴۱۱٫ فهرست موضوعی غررالحکم ، ص۳۷۶۱۲٫ .نهج البلاغه ، نامه ۷۰۱۳٫ ابن ابی الحدید ، شرح نهج البلاغه ، ج ۱۰ ، ص ۲۳۱ولی وقتی مشاهده کردند که امیر المومنین مصمم است ، خط اصلی حکومتش را بر مبنای کتاب و سنت پیامبر گرامی اسلام قرار دهد سر به شورش برداشتند.۱۴٫ ابن ابی الحدید ، شرح نهج البلاغه ، ج ۱۱ ، ص ۱۰۱۵٫ همان ، ج ۹ ، ص ۱۱۰۱۶٫ نهج البلاغه ، خطبه ۱۴۸۱۷٫ نهج البلاغه ، خطبه ی ۱۸۳۱۸٫ میزان الحکمه ، ج۳ ، ص۱۵۶۱۹٫ نهج البلاغه ، فیض الاسلام ، خطبه ۹۲۰٫ نهج البلاغه ، خطبه ۱۵۱۲۱٫ نهج البلاغه ، خطبه ۵۲۲٫ بحار الانوار ، ج۵۳ ، ص۱۸۱۲۳٫ شرح ابن أبی الحدید، ج۲، ص ۲۱۵۲۴٫ شرح ابن أبی الحدید،ج۲، ص ۲۳۹۲۵٫ نهج البلاغه ، خطبه ۱۵۱۲۶٫ نهج البلاغه ،خطبه ۱۷۳۲۷٫ تاریخ طبری ، ج۵ ،ص۱۶۱۲۸٫ نهج البلاغه ، خطبه ۱۵۲۹٫ نهج البلاغه ، خطبه ۱۷۳۳۰٫ نهج البلاغه ، فیض الإسلام ، خطبه ۵۳۱٫ نهج البلاغه ، فیض الإسلام ، خطبه ۵ منابع و مآخذ :۱٫ نهج البلاغه ، محمد دشتی ، مؤسسه فرهنگی تحقیقاتی امیرالمؤمنین(ع) ، ۱۳۸۲۲٫ نهج البلاغه ، ترجمه و شرح سید علینقی فیض الإسلام ، ۱۳۵۱۳٫ شرح نهج البلاغه ، إبن أبی الحدید ، دار احیاء التراث العربی ، ۱۳۸۷۴٫ پیام امام (شرح نهج البلاغه) ، مکارم شیرازی و همکاران ، چاپ سوم ، دار الکتب الاسلامیه ، ۱۳۸۶۵٫ غررالحکم و درر الکلم آمدی ، سید هاشم رسولی محلاتی ، دفتر نشر فرهنگ اسلامی ، ۱۳۸۴۶٫ شرح غررالحکم و دررالکلم ، جمال الدین محقق خوانساری ، ج۷ ،انتشارات دانشگاه تهران ، ۱۳۷۳۷٫ فهرست موضوعی غررالحکم ، دکتر سید جلال الدین محدث ، انتشارات دانشگاه تهران ، ۱۳۶۱۸٫ اصول کافی،ابو جعفر محمد بن یعقوب کلینی،تصحیح :علی اکبرغفاری ،دار الکتب الاسلامیه ،۱۳۶۶۹٫ ترجمه الغدیر ، ج۱۷ ،عبد الحسین امینی نجفی ، جلال الدین فارسی ، بنیاد بعثت۱۰٫ بحار الانوار ، محمد باقر مجلسی ، دار الکتب اسلامی ، ۱۳۶۲۱۱٫ مستدرک الوسائل ، حاج میرزا حسین نوری ، تحقیق مؤسسه آل البیت ، چاپ سوم ، ۱۴۱۱٫ق۱۲٫ میزان الحکمه ، محمد محمدی ری شهری ، ویرایش دوم ، قم : دارالحدیث ، ۱۳۸۵۱۳٫ تاریخ طبری ، محمد بن جریر طبری ، ابوالقاسم پاینده ، تهران : اساطیر ، ۱۳۸۵۱۴٫ فتوحات امام علی (ع)در پنج سال حکومت ، احمد بن محمد بن أعثم کوفی ،احمد روحانی۱۵٫ بینش تاریخی نهج البلاغه ،یعقوب جعفری ،دفتر نشر فرهنگ اسلامی۱۶٫ آموزش نهج البلاغه ،سید محمد مهدی جعفری ،وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی ، ۱۳۷۳۱۷٫ خاطرات امیرمؤمنان(ع) ،شعبان صبوری ، تبلیغات اسلامی۱۸٫ امام علی (ع)و مدیریت اسلامی ، محمد دشتی ، امیر المؤمنین۱۹٫ امیرالمؤمنین (ع)و امور اطلاعاتی ، محمد دشتی ، امیر المؤمنین۲۰٫ امام علی (ع)و نظارت مردمی ، محمد دشتی ، امیر المؤمنین۲۱٫ اصحاب امام علی (ع) ، سید اصغر ناظم زاده ، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم ، ۱۳۸۵۲۲٫ بلند ترین داستان غدیر ، محمد رضا انصاری ،اعجاز۲۳٫ رسالت خواص ، سید احمد خاتمی ، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم ، ۱۳۷۶۲۴٫ علی(ع) در آئینه نهج البلاغه ، حسین نمازی ، مرکز تحقیقات اسلامی نمایندگی ولی فقیه در سپاه۲۵٫ امام شناسی ، ج۸ ، سید محمد حسین حسینی طهرانی ، حکمت ، چاپ سوم ، ۱۴۱۹٫ق۲۶٫ صحابه از دیدگاه نهج البلاغه ، داود الهامی ، هجرت۲۷٫ معجم البسیط ، ناصر علی عبدالله ، دانشگاه علوم اسلامی رضوی ، ۱۳۷۷۲۸٫ المنجد ، لویس معلوف ، احمد سیاح ، انتشارات اسلام ، ۱۳۷۷

















هیچ نظری وجود ندارد