9 جولای 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home ائمه شیعه امام حسن (ع)

انتظارات امام حسن مجتبى عليه السلام از شيعيان

0
SHARES
4
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

نيمه ماه خدا نور خدا آمد خوش آمد / سبط پيغمبر امام مجتبى عليه السلام آمد خوش آمدشد گلستان دامن زهرا ز ريحان محمد صلى الله / عليه و آله ميوه قلب على مرتضى آمد خوش آمدحجّت آمد، رحمت آمد مقدمش بادا مبارک / سَرْوَرْ آمد، رهبر آمد، مقتدا آمد خوش آمدآن حَسَنْ خُلقُ و حَسَنْ خوى و حسن روى و حسن مو / آيت نور خدا، سر تا بپا آمد خوش آمدنور ايزد، پور احمد، جان احمد، روح زهرا / مَظْهَر حِلمْ و عطا، صدق و صفا آمد خوش آمدبَدْر ساطع، حِلْم شافع، صبر جامع، صلح قاطع / آنکه دارد اين صفات از کبريا آمد خوش آمد
در نيمه ماه مبارک رمضان سال سوم هجرى اوّلين فرزند خانواده على و زهرا عليهاالسلام پا به عرصه وجود گذاشت و نشاط و شادى را در بيت نبوّت و امامت به ارمغان آورد.امام هشتم عليه السلام از پدران خود از على بن الحسين عليه السلام و او از اسماء بنت عميس جريان ولادت و نامگذارى آن حضرت را اين گونه گزارش نموده است.اسماء مى گويد: من قابله جدّه ات فاطمه عليهاالسلام هنگام ولادت [امام [حسن عليه السلام و [امام] حسين عليه السلام بودم، پس آنگاه که امام حسن متولّد گشت، پيامبر اکرم صلى الله عليه و آله آمد و فرمود: اسماء! (1) پسرم را بياور. او را در پارچه زردى پيچيده، خدمت پيامبر اکرم صلى الله عليه و آله بردم. حضرت آن پارچه را کنار انداخت و فرمود: اسماء! مگر من سفارش نکرده بودم که نوزاد را با پارچه زرد نپيچيد. پس او را در پارچه سفيدى پيچاندم و به دست حضرت دادم. پيامبر اکرم صلى الله عليه و آله در گوش راست او اذان، و در گوش چپش اقامه خواند، سپس به على عليه السلام رو کرد و فرمود: پسرم را چه ناميده اي؟ على عليه السلام گفت: «ما کُنْتُ لِاَسْبِقَکَ بِاسْمِه يا رَسُولَ اللّهِ؛ اى رسول خدا! در نامگذارى بر شما سبقت نمى گيرم»، ولى دوست داشتم اسم او را «حَرْب» گذارم.رسول اکرم صلى الله عليه و آله فرمود: من هم بر پروردگار در نامگذارى اين طفل سبقت نمى گيرم. پس آنگاه جبرئيل فرود آمد و عرضه داشت: اى محمّد! عليِّ اَعْلى به شما سلام مى رساند و مى فرمايد: على نسبت به شما مثل هارون نسبت به موسى است، جز آنکه بعد از تو پيغمبرى نخواهد آمد. اين پسرت را به نام پسر هارون نام گذارى کن. پرسيد، اسم پسر هارون چه بود؟ جبرئيل گفت: شُبّر. حضرت فرمود: زبان من عربى است. جبرئيل گفت: «سَمِّهِ الْحَسَنَ؛ اسم او را حسن بگذار.»اسماء مى گويد: پس او را حسن ناميد. پس از آن چون روز هفتم فرا رسيد، رسول خدا دو گوسفند قوچ براى او عقيقه کرد و يک ران با يک دينار طلا، به قابله (دايه) داد و سر او را تراشيد و هم وزن موى او نقره صدقه داد و سر او را خوشبو کرد. (2)آنها از اين قرار است:1. رعايت بهداشت در مورد نوزادان با پيچيدن در پارچه سفيد؛2. خواندن اذان و اقامه در گوش نوزاد، که در واقع تلقين عقائد و معارف بحساب مى آيد؛3. نامگذارى امر مهمّى است و اين امر بايد به بزرگان واگذار شود و على عليه السلام اين کار را به پيامبر صلى الله عليه و آله و او به خدا واگذار مى کند؛4. استحباب عقيقه که بيمه عمر طفل به حساب مى آيد؛5. تراشيدن سر نوزاد؛6. صدقه دادن که باعث سلامتى نوزاد مى شود؛7. خوشبو نمودن طفل؛8. توجّه خاص به دايه و قابله داشتن.آنچه پيش رو داريد، بيان برخى انتظارات و توقّعاتى است که امام حسن مجتبى عليه السلام از امت اسلامي؛ بخصوص از شيعيان دارد. اميد آنکه در ماه مبارک رمضان ره توشه اى براى رهروان کوى دوست باشد.
1. خدا محورى
از مهمترين انتظاراتى که تمام انبياء و اولياء از بندگان خدا، داشته اند و دارند اين است که مردم در کارها و رفتارها خدا محور باشند و رضايت الهى و خداوندى را در تمام امور محور و اساس قرار دهند. امام حسن مجتبى عليه السلام نيز که خود خدا محور و سرا پااخلاص بود، از امت اسلامى و شيعيان خويش توقّع و انتظار دارد که رضايت الهى را محور فعّاليت خويش قرار دهند. اين توقّع را گاه با بيان زيان مردم محورى و خارج شدن از محور رضايت الهى ابراز مى دارد، آنجا که فرمود:«مَنْ طَلَبَ رِضَى اللّهِ بِسَخَطِ النّاسِ کَفاهُ اللّهُ اُمُورَ النّاسِ وَ مَنْ طَلَبَ رِضَى النّاسِ بِسَخَطِ اللّهِ وَ کَّلَهُ اللّهُ اِلَى النّاسِ؛ (3) هر کس رضايت خدا را بخواهد هر چند با خشم مردم همراه شود؛ خداوند او را از امور مردم کفايت مى کند و هر کس که با به خشم آوردن خداوند دنبال رضايت مردم باشد، خدا او را به مردم وا مى گذارد.»و گاه فوائد خدا محورى و در نظر گرفتن رضايت الهى را به زبان مى آورد و مى فرمايد: «اَنَا الضّامِنُ لِمَنْ لَمْ يَهْجُسْ فى قَلْبِهِ اِلاّ الرِّضا اَنْ يَدْعُوَ اللّهَ فَيُسْتَجابُ لَهُ؛ (4) من ضمانت مى کنم براى کسى که در قلب او چيزى نگذرد جز رضا[ى خداوندي]، که خداوند دعاى او را مستجاب فرمايد.»مخصوصا در ماه مبارک رمضان که ماه تمرين اخلاص و دستيابى به رضايت الهى است، اين توقّع دو چندان مى شود؛ چرا که هدف اصلى از ماه مبارک رمضان اين است که امّت اسلامى و شيعيان براى فتح قلّه رضايت الهى مسابقه دهند و در پايان ماه، همه بر آن قلّه صعود کنند. راوى از حضرت امام حسن عليه السلام اين مهمّ را چنين نقل مى کند: امام حسن عليه السلام روز عيد فطر بر گروهى از مردم گذر کرد که مشغول بازى و خنده بودند، بالاى سر آنها ايستاد و فرمود: «اِنَّ اللّهَ جَعَلَ شَهْرَ رَمَضانَ مِضْمارا لِخَلْقِهِ فَيَسْتَبِقُونَ فيهِ بِطاعَتِهِ اِلى مَرْضاتِهِ فَسَبَقَ قَوْمٌ فَفازُوا وَ قَصَّر آخَرُونَ فَخابُوا؛ (5) به راستى، خداوند ماه رمضان را ميدان مسابقه براى خلق خود قرار داده است تا به وسيله طاعت او براى جلب رضايت خداوند بر يکديگر سبقت گيرند. مردمى سبقت گرفتند و کامياب گشتند و ديگران کوتاهى کردند و ناکام ماندند.»رسيدن به رضايت الهى آرزوى تمام انبياء بوده است. لذا در روايت آمده است که «موسى عليه السلام عرض کرد: خدايا! مرا به عملى راهنمايى کن که با انجام آن به رضايت تو دست يابم. خداوند وحى کرد که اى فرزند عمران! رضايت من در سختى و گرفتارى تو است که طاقت آن را نداري. موسى به سجده افتاد و مشغول گريه شد…، سرانجام وحى شد که اى موسي! رضايت من در رضايت تو به قضا و تقديرات من است.» (6)
2. فراگيرى دانش
علم و دانش کليد خيرات و دستيابى به سعادت است. بدون دانش نه راه سعادت معلوم است و نه حرکت ممکن؛ به همين جهت از مهم ترين مأموريتهاى انبيا در طول تاريخ، تعليم کتاب و آموزش مسائل دينى و تربيتى بوده است. از مهمترين توقّعات امامان معصوم عليهم السلام از شيعيان اين است که اهل دانش و فراگيرى حکمت باشند.امام حسن مجتبى عليه السلام فرمودند: «عَلِّمِ النّاسَ عِلْمَکَ وَ تَعَلَّمْ عِلْمَ غَيْرِکَ؛ (7) دانش خود را به مردم بياموز و دانش ديگران را يادگير.»خداوند تمام امکانات فراگيرى دانش را در اختيار ما قرار داده است. لذا لازم است که از چشم و گوش و فرصتها بيشترين استفاده را ببريم و با فراگيرى دانش، شک و شبهه را از دل و درون خويش بيرون برانيم.امام حسن عليه السلام فرمود: «اِنَّ اَبْصَرَ الاَْبْصارِ ما نَفَذَ فِى الْخَيْرِ مَذْهَبُهُ وَ اَسْمَعَ الاَْسْماعِ ما وَعَى التَّذْکيرَ وَ انْتَفَعَ بِهِ وَ اسْلَمَ الْقُلُوبِ ما طَهُرَ مِنَ الشُّبَهاتِ؛ به راستى، بيناترين ديده ها آن است که در خير نفوذ نمايد، و شنواترين گوشها آن است که تذکّرات [ديگران] را بشنود و از آن بهره مند شود و سالم ترين دلها آن است که از شک و شبهه پاک باشد.» (8)
3. انديشيدن و تفکّر
علم و دانش آنگاه نتيجه بخش و ثمرده خواهد بود که با تفکّر و تدبّر همراه باشد. خواندن و فراگيرى قرآن نيز آنگاه مفيد و مثمر خواهد بود که با تدبّر و تفکّر همراه شود. از مهم ترين انتظاراتى که امامان ما از شيعيان خويش داشته و دارند، اين است که اهل انديشه و تفکر باشند. آنان اين توقّع را با بيانهاى مختلف ابراز نموده اند.امام مجتبى عليه السلام مى فرمايد: «اُوصيکُمْ بِتَقْوَى اللّه و اِدامَةِ التَّفَکُّرِ، فَاِنَّ التَّفَکُّرَ اَبُو کُلِّ خَيْرٍ وَ اُمُّهُ؛ (9) شما [شيعيانم] را به پروا پيشگى و انديشيدن دائم سفارش مى کنم؛ زيرا تفکّر پدر و مادر [و ريشه و اساس] تمامى خوبيها است.»در جاى ديگر فرمود: «عَلَيْکُم بِالْفِکْرِ فَاِنَّهُ مَفاتيحُ اَبْوابِ الْحِکْمَةِ؛ (10) بر شما [شيعيان] لازم است که انديشه کنيد؛ زيرا فکر کليدهاى درهاى حکمت است.»راستى اگر امّت اسلامى بيشتر انديشه و تفکّر مى کردند و به آن عمل مى نمودند، اين همه عقب ماندگى و مشکلات نداشتند و اين همه محل تاخت و تاز استعمارگران و ابرقدرتها قرار نمى گرفتند.گاه دل مولا امام حسن عليه السلام بدرد آمده و با زبان گلايه اظهار مى دارد: «عَجِبْتُ لِمَنْ يتَفَکَّرُ فى مَأْکُولِهِ کيْفَ لا يَتَفَکَّرُ فى مَعْقُولِهِ فَيُجَنِّبُ بَطْنَهُ ما يُؤذيهِ وَ يُودِعُ صَدْرَهُ ما يُرْديهِ؛ (11) در شگفتم از کسى که در [چگونگى استفاده از] خوراکيهاى خود انديشه مى کند ولى درباره معقولات خويش انديشه نمى کند. پس از آنچه معده اش را اذيت مى نمايد دورى مى کند، در حالى که سينه [و روح] خود را از پست ترين چيز پر مى کند.»راستى در کدام مکتب و مذهب جز اسلام و تشيّع پيدا مى کنيد که اين همه بر علم و دانش، تدبّر و تفکر، انديشه و تعقل سفارش و تاکيد نموده باشند.
4. تلاش و کوشش
فکر و انديشه، و يا تامّل و تدبّر، آن گاه ارزش حقيقى و عينى خويش را نشان مى دهد که منجر به عمل و تلاش و سعى و کوشش شود، وگرنه تفکرى که منهاى عمل باشد، ارزش واقعى نخواهد داشت. در واقع فکرى مطلوب و کارساز است که به عمل و تلاش بينجامد.يکى از انتظارات امام حسن عليه السلام اين است که بندگان الهى در کنار علم و انديشه، اهل تلاش و عمل باشند. آن حضرت فرمود: «اِتَّقُوا اللّهَ عِبادَ اللّهِ وَ جِدُّوا فى الطَّلَبِ وَ تِجاهِ الْهَرَبِ وَ بادِرُوا الْعَمَلَ قَبْلَ مُقَطِّعاتِ النَّقِماتِ وَ هادِمِ الَّذّاتِ، فَاِنَّ الدُّنْيا لا يَدُومُ نَعيمُها وَلا تُؤمَنُ فجيعُها وَلا تَتَوَقّى مَساويها، غُرُورٌ حائِلٌ وَ سِنادٌ مائِلٌ؛ (12) اى بندگان خدا! پرواپيشه باشيد و براى رسيدن به خواسته ها تلاش کنيد و از کارهاى ناروا بگريزيد و قبل از آنکه ناگواريها به شما روى آورند و نابود کننده لذات [يعنى مرگ] فرا رسد، به کار[هاى نيک[ مبادرت ورزيد، پس براستى نعمتهاى دنيا دوام ندارند و [کسى از] خطرات و بديهاى آن در امان نيست.[دنيا[ فريبکار زودگذر و تکيه گاهى سست و بى اساس است.»نکته ديگرى را که حضرت مجتبى عليه السلام علاوه بر اصل تلاش و عمل گوشزد مى کند و انتظار دارد که به آن توجّه شود، اين است که انسان هم بايد براى دنيا کار و تلاش کند و هم براى آخرت. کلام نغز و دلنشين امام حسن عليه السلام در اين باره چنين است: «وَ اعْمَلْ لِدُنْياکَ کَاَنَّکَ تَعيشُ اَبَدا وَ اعْمَلْ لآخِرَتِکَ کَاَنَّکَ تَمُوتُ غَدا؛ (13) براى دنيايت چنان کار کن که گويا براى هميشه [در اين دنيا] خواهى بود. و براى آخرتت [نيز چنان] سعى و تلاش کن که گويا فردا از دنيا خواهى رفت.»طالب علمى به عالمى گفت: نيمه شبها و قبل از سحرها بيدار مى شوم، درس بخوانم بهتر است و يا نماز شب؟ عالم در جواب او گفت: کارى کن که هم درس بخوانى و هم نماز شب. نه درس فداى نماز شب و عبادت شود، و نه عبادت فداى درس و منبر، نه کار بخاطر عبادات مستحبى و… کنار گذاشته شود، و نه عبادات واجب و مقدارى مستحبّ بخاطر کار يا اضافه کارى به تأخير افتاده و يا از دست برود.
5. صبر و بردبارى
از يک سو دنيا جاى حوادث و مصائب است و از طرف ديگر، انجام عبادات و کنترل شهوات نياز به قدرت و نيرو دارد، آنچه انسان را در مقابل حوادث و مصائب نيرومند و مقاوم مى سازد، صبر و بردبارى است و آنچه انسان را بر انجام عبادات نيرو و توان مى بخشد، استقامت و پايدارى است. و آنچه انسان را بر شهوات غالب و پيروز مى سازد، صبر و پايدارى است. از انتظارات مهمّ امام حسن مجتبى عليه السلام اين است که شيعيان و پيروان او در تمام مراحل زندگى صابر و بردبار باشند، حضرتش در اين زمينه دلسوزانه مى فرمايد: «جَرَّبْنا وَ جَرَّبَ الْمُجَرِّبُونَ فَلَمْ نَرَ شَيْئا اَنْفَعُ وِجْدانا وَ لا اَضَرُّ فِقْدانا مِنَ الصَّبْرِ تُداوى بِهِ الاُْمُورُ؛ (14) تجربه ما و ديگران نشان مى دهد که چيزى نافع تر از داشتن صبر، و زيانبارتر از فقدان بردبارى ديده نشده است، صبرى که بوسيله آن تمام [دردها و [امور درمان مى شود.» راستى که بايد گفت:
صد هزاران کيميا حق آفريد / کيميايى همچو صبر، آدم نديد
امام مجتبى عليه السلام در کلام ديگرى فرمود: «اَلْخَيْرُ الَّذى لا شَرَّ فيهِ اَلشُّکْرُ مَعَ النِّعْمَةِ وَ الصَّبْرُ عَلَى النّازِلَةِ؛ خيرى که شرّ ندارد، شکر در حال نعمت و بردبارى در مقابل ناگوارى است.» (15)
کليد صبر کسى را باشد اندر دست / هر آينه درِ گنج مراد بگشايدبه شام تيره محنت بساز و صبر نما / که عاقبت سحر از پرده روى بنمايد
6. دقّت در دوستيابى
رفيق و دوست عميق ترين تأثير را بر زندگى و رفتار انسان دارد، تا آنجا که گفته شده: «اَلْمَرْءُ عَلى دينِ خَليلِهِ؛ انسان بر آيين رفيقش است.» به اين علّت در قرآن و روايات، سخت بر آيين دوست يابى تاکيد و سفارش شده است. امام حسن مجتبى عليه السلام نيز از نزديکترين افراد خانواده تا شيعيان انتظار دارد که در انتخاب دوست و رفيق دقّت بخرج دهند و مراقب باشند که در دام دوستان ناباب گرفتار نشوند.در سفارشى به يکى از فرزندان خويش فرمود: «يا بُنَيَّ لا تُواخِ اَحَدا حَتّى تَعْرِفَ مَوارِدَهُ وَ مَصادِرَهُ، فَاِذَا اسْتَنْبَطْتَ الْخُبْرَةَ وَ رَضيتَ الْعِشْرَةَ فَآخِهِ عَلى اِقالَةِ الْعَثْرَةِ وَ الْمُواساةِ فِى الْعُسْرَةِ؛ (16) پسرم! با هيچ کس برادرى [و دوستي] مکن مگر آنکه [اوّل] بدانى کجا رفت و آمد دارد و از چه خانواده اى مى باشد، هر گاه به اين مسئله پى بردى و معاشرت و دوستى او را [طبق معيارها] پسنديدى، پس با او برادرى [و دوستي] کن، در گذشتن از لغزشها و همدردى در سختي.»حضرت در اين باره فقط به سفارش اکتفا نکرده، بلکه گاه به معرّفى الگوهاى عينى، و دوستانى که خود بر اساس معيارهاى مطلوب انتخاب نموده مى پردازد، و درباره يکى از دوستان خود چنين مى فرمايد: «او از ديدگاه من از همه مردم بزرگتر بود و اساس بزرگى او به ديده من، کوچکى دنيا در ديده او بود، از سلطه جهالت برون بود. دست دراز نمى کرد مگر نزد کسى که مورد اعتماد بود و سُودى در آن وجود داشت، نه شکايتى داشت و نه خشمگين و ناخشنود بود، بيشتر روزگارش را خاموش بود، پس هنگامى که سخن مى گفت بر گويندگان و زبان آوران غلبه مى يافت. مردى افتاده بود و مردم ناتوانش مى انگاشتند؛ اما همين که زمان تلاش و جدّيت فرا مى رسيد، شير بيشه را مى ماند!.»حضرت در ادامه بيان اوصاف دوست خوبش مى فرمايد: «کانَ اِذا جامَعَ الْعُلَماءَ عَلى اَنْ يَسْتَمِعَ اَحْرَصَ مِنْهُ عَلى اَنْ يَقُولَ، کانَ اِذا غُلِبَ عَلى الْکَلامِ لَمْ يُغْلَبْ عَلَى السُّکُوتِ، کانَ لا يَقُولُ ما لا يَفْعَلُ وَ يَفْعَلُ ما لا يقُولُ، کانَ اِذا عُرِضَ لَهُ اَمْرانِ لا يَدْرى اَيُّهُما اَقْرَبُ اِلى رَبِّه نَظَرَ اَقْرَبَهُما مِنْ هَواهُ فَخالَفَهُ، کانَ لا يَلُومُ اَحَدا عَلى ما قَدْ يَقَعُ الْعُذْرُ فى مِثْلِهِ؛ (17) چون با دانشمندان جمع مى شد به شنيدن بيشتر شيفته بود تا به گفتن. اگر در سخن مغلوب مى شد، در خاموشى مغلوب نمى گشت. آنچه را انجام نمى داد نمى گفت، ولى کارهايى انجام مى داد که آن را به زبان نمى آورد. اگر در مقابل دو کار قرار مى گرفت که نمى دانست کداميک از آن دو خدا پسندانه تر است، آن را انجام نمى داد که نفسش مى پسنديد، هيچ کس را به کارى که زمينه عذر در آن بود سرزنش نمى کرد.»سخن را با شعرى درباره کريم اهلبيت عليهم السلام به پايان مى بريم: (18)
ماييم و کرامات خدا دادِ حسن / ميلاد کرامت است، ميلاد حسندوريم گر از مدينه امروز ولى / ما را به مدينه مى برد ياد حسن
——————————————–پى نوشت ها :

1. اسماء بنت عميس از زنان سعادتمند شمرده مى شود، او اوّل همسر جعفر بن ابى طالب بود که از او سه پسر آورد بنام، عبدالله (شوهر حضرت زينب) ، عون و محمّد. پس از شهادت جعفر در جنگ موته، با ابوبکر ازدواج نمود که محمد بن ابوبکر را به دنيا آورد و بعد از ابوبکر با امير مؤمنان عليه السلام ازدواج کرد که ثمره آن پسرى به نام يحيى بود.2. بحار الانوار، ج 43، ص 238 و ر. ک: هاشم معروف الحسنى، سيرة الائمة الاثنى عشر (قم، منشورات الشريف الرضي) ج 1، ص 462.3. محمدى رى شهرى، ميزان الحکمة، ج 4، ص 153.4. بحار الانوار، ج 43، ص 351.5. تحف العقول (همان) ، ص 410، شماره22.6. منتخب ميزان الحکمه، محمدى رى شهرى، ص 221، شماره 2628.7. بحار الانوار، ج 75، ص 111.8. على بن شعبه، تحف العقول، انتشارات آل على عليه السلام ، چاپ اوّل، 1382، ص 408، شماره 17.9. مجموعه ورّام، ج 1، ص 53.10. ميزان الحکمه، محمدى رى شهرى، ج 8، ص 245.11. بحار الانوار، ج 1، ص 218.12. بحار الانوار، ج 75، ص 109؛ تحف العقول (همان) ص408، شماره 20.13. بحار الانوار، ج 44، ص 139.14. شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 1، ص 320.15. تحف العقول (همان) ص 404، شماره8.16. همان، ص 404، شماره 3.17. همان، ص 406، شماره 13.* تا کنون درباره امام حسن مجتبى عليه السلام در مجله مبلّغان مقالات ذيل به چاپ رسيده است:1. پرتوى از زندگانى امام حسن مجتبى عليه السلام ، سيد عباس رفيعى پور علوى، شماره 4، ص 75.2. جلوه هاى علوى در نگاه امام مجتبى، عباس کوثرى، شماره 11، ص 19.3. تربيت در سيره و سخن امام مجتبى، عبدالکريم تبريزى، شماره 23، ص 50.4. شمّه اى از فضائل و مناقب امام حسن مجتبى عليه السلام ، سيد جواد حسينى، شماره 35، ص 49.5. چرا امام حسن صلح کرد؟، ميرزا عباس مهدوى فرد، شماره 40، ص 63.6. اشاره اى به کرامات امام حسن عليه السلام ، تقوى ـ صادقى، شماره 47، ص 42.7. معجزات و کراماتى از امام حسن مجتبى، سيد جواد حسينى، شماره 52، ص 44

 منبع : نشريه مبلغان، مهر و آبان 1383، شماره 59

برچسب ها: امام حسن علیه السلام
نوشته قبلی

جمعيت شيعيان عراق در 85 سال پیش

نوشته‌ی بعدی

اربعين در فرهنگ اهل بيت عليهم السلام

مرتبط نوشته ها

اوضاع سیاسی عصر امام چهارم
امام باقر (ع)

امام باقر (ع) حافظ دین

امام هادی (ع) پیشوای جهاد فکری و فرهنگی
امام هادی (ع)

امام هادی (ع) پیشوای جهاد فکری و فرهنگی

امام حسن عسكرى (ع) و تصوّف
امام عسکری (ع)

امام حسن عسكرى (ع) و تصوّف

بصیرت و مواطن آن در نهج البلاغه
امام علی (ع)

بصیرت و مواطن آن در نهج البلاغه

امام رضا (ع) نماد فضیلت ها
امام رضا (ع)

امام رضا (ع) نماد فضیلت ها

صلابت و مدارا در سیره امام کاظم (ع)
امام کاظم (ع)

صلابت و مدارا در سیره امام کاظم (ع)

نوشته‌ی بعدی

اربعين در فرهنگ اهل بيت عليهم السلام

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

مناجات شعبانیه

آقای شهید ایران در مشهد مقدس

یا لثارات الحسین علیه‌السلام

یا لثارات الحسین علیه‌السلام

آقای شهید ایران در کربلای معلی

آقای شهید ایران در کربلای معلی

آقای شهید ایران در نجف اشرف

آقای شهید ایران در نجف اشرف

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا