یکی دیگر از محدثان درباری که اهل سنت و حدیث، بسیار به بزرگی از وی یاد میکنند «بوعمرو، عبدالرحمان بن عمرو»([1])، مشهور به اوزاع است. مزی از او به: «… إمام أهل الشام فی زمانه فی الحدیث والفقه…» یاد کرده است.([2]) از شیوخ او، میتوان به زهری اشاره کرد.([3])
دربارهی او گفته شده است:
«… ما کان بالشام أحدا أعلم بالسنّة من الأوزاعی»([4])
او در سال 88ه، دیده به جهان گشود و تا ماههای پایانی خلافت منصور عباسی ـ دشمن اهلبیت(علیهم السلام) ـ زنده بود. ذهبی در تذکره، داستانی را میان اوزاعی و سفاح نقل کرده که از آن علاقهی اوزاعی به خلفای اموی ـ مروانی و اعتقاد او به مشروعیت حکومتشان روشن میشود.([5]) نیز بنابر گفته ذهبی، شامیان و اهل اندلس مدتی بر مذهب اوزاعی بودهاند.([6])
در هر صورت او در زمان منصور، از مقربان درگاه و بارگاه بود. ذهبی میگوید:
«قلت: قد کان المنصور یعظّم الاوزاعی و یصغی إلی وعظه و یجلّله»([7])
در تمام صحاح، روایات اوزاعی به چشم میخورد.
عسقلانی دربارهی او میگوید: «… ثقة جلیل…»([8])
از او روایات زیادی، نقل شده، ولی در روایات او خبری از فضائل اهلبیت(علیهم السلام) نیست؛ مگر روایت آیهی تطهیر. علی بن محمد جزری در شرح حال امام حسین بن علی‘ مینویسد:
«وروی الاوزاعی عن شداد بن عبدالله، قال: سمعت واثلة بن الأسقع، وقد جیء برأس الحسین، فلعنه رجل من أهل الشام و لعن أباه، فقال واثلة: والله لا أزال أحب علیا والحسن والحسین وفاطمة بعد أن سمعت رسول الله صلیالله علیه وسلم یقول فیهم ما قال… ثم قال: «إنما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهّرکم تطهیرا»؛ قلت لواثلة: ما الرجس؟ قال: الشک فی الله عزوجل.
قال أبو أحمد العسکری: یقال إن الأوزاعی لم یرو فی الفضائل حدیثا غیر هذا، والله أعلم. قال: وکذلک الزهری لم یرو فیها إلاّ حدیثا واحدا، کانا یخافان بنیامیه»([9])
شعبی، زهری، رجاء و اوزاعی تنها و تنها مشتی از خروار محدثان درباری زمان بیامیه و بنیعباس بودند که جامعهی آن روز، آنها را به عنوان عالمان و راویان حدیث پذیرفته بود. آنها بسیاری از فضائل اهلبیت(علیهم السلام) را یا از روی ترس یا از روی تعصب نقل نکردند؛ و از قدیم گفتهاند: «مشت نمونهی خروار است!».
[1]) همان؛ ج17، ص307.
[2]) همان؛ ص308.
[3]) همان؛ ص309.
[4]) همان؛ ص313.
[5]) نك: ج1، صص 180ـ 181.
[6]) همان؛ ص182.
[7]) همان، ص183.
[8]) تقريب التهذيب؛ ج1، ص458.
[9]) أسد الغابة في معرفة الصحابة؛ ابن الأثير؛ ج2، ص27.
منبع : اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی

















هیچ نظری وجود ندارد