در روایات معصومین ـ علیهم السلام ـ اوصاف فراوانی برای قرآن ذکر شده است که به برخی از آنها اشاره میشود:
۱ـ اوّلین مهمان خدای سبحان
پیامبر اکرم ـ صلّی اللّه علیه و آله و سلّم ـ میفرماید: «أنا أوّلُ وافدٍ علی العزیز الجبّار یوم القیامه و کتابُه و أهلُ بیتی»[1]. در قیامت که همه مخلوقها به خالق باز میگردند: «أَلا إِلَى اللَّهِ تَصِیرُ الْأُمُورُ»[2]، اولین مهمانی که بر خدای سبحان وارد میشود، پیامبر اکرم ـ صلّی اللّه علیه و آله و سلّم ـ و قرآن کریم و اهل بیت پیامبر است و چون چنین کثرت نوری با وحدت حقیقی هماهنگ است، میتوان از مجموع انوار سه گانه به نور واحد و مهمان یگانه یاد کرد و گفت: اولین مهمان.
۲ـ برترین مخلوق خداوند
همچنین آن حضرت میفرماید: «القرآن أفضل کل شیء دون الله فمن وَقَّر القرآن فقد وَقَّرَ اللهُ و مَن لم یُوَقِّرِ القرآن فقد استخفّ بحرمه الله»[3]. قرآن کریم پس از خدای سبحان از هر چیزی برتر است. پس هر کس قرآن را بزرگ شمارد خدا را بزرگ شمرده و هر کس آن را بزرگ نشمارد، حریم خدای سبحان را سبک شمرده است. قرآن کریم مراحل مختلفی دارد: در مرحله نازله، «عربی مبین» است و در مرحله برتر، «علیّ حکیم»: «إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ وَ إِنَّهُ فِی أُمِّ الْکِتابِ لَعَلِیٌّ حَکِیمٌ»[4] و بین این دو مرحله نیز مراتب متوسط است. قرآن ریسمان پیوسته و مستحکمی است که یک سوی آن به دست خدای سبحان و سوی دیگر آن در دست انسانهاست و تمسک و اتصال به ریسمان خدا مایه سعادت و آقایی دنیا و آخرت است. خدای سبحان به حاملان قرآن دستور بزرگداشت قرآن میدهد و ثمره آن را محبوبیّت خدا و خلق ذکر میکند. پیامبر اکرم ـ صلّی اللّه علیه و آله و سلّم ـ میفرماید: «یقول الله عزّ و جلّ: یا حمله القرآن تحبّبوا إلی الله تعالی بتوقیر کتابه یَزدکم حباً و یُحببکم إلی خلقه»[5]؛ خدا میفرماید ای حاملان قرآن به واسطهی بزرگ شمردن کتاب خدا محبوب خدا شوید تا دوستی شما را زیاد کند و شما را محبوب خلق خود نماید. شایان ذکر است که، قرآن مرتبههایی دارد؛ چنانکه ولایت رسول گرامی و اهل بیت ـ علیهم السلام ـ نیز دارای مراتب است. مرتبه والای قرآن و ولایت نور واحد است و از این رو در آن جا سخن از برتری دارنده و برتری داشته شده نیست. اگر کثرت مرتبهها ملاحظه شود، مرتبهی والای قرآن از مرتبه نازل ولایت افضل است و تفصیل آن را در نوشتار دیگر نویسنده به نام (علیّ بن موسی الرضا و القرآن الحکیم) میتوان یافت.
۳ـ کتاب نجات بخش
معاد بن جبل میگوید: کنّا مع رسول الله ـ صلّی اللّه علیه و آله و سلّم ـ فی سفر فقلت یا رسول الله: حدّثنا بما لنا فیه نفع. فقال: «إن أردتم عیشَ السّعداء و موتَ الشهداءو النّجاهُ یومَ الحشر و الظّلَ یومُ الحرور و الهُدی یوم الضلاله فادرسوا القرآن فإنّه کلامُ الرّحمن و حرزٌ من الشیطان و رجحانٌ فی المیزان»[6]؛ در سفری همراه پیامبر ـ صلّی اللّه علیه و آله و سلّم ـ بودیم. به آن حضرت عرض کردم برای ما سخن سودمندی بگویید. آن حضرت فرمودند: اگر زندگی سعادتمندانه، مرگ شهیدانه، نجات روز حشر، سایه روز سوزندگی (قیامت) و هدایت روز گمراهی میطلبید، به درس قرآن بپردازید که آن، سخن خدای رحمان و سپری در برابر شیطان و مایه سنگینی کفّه عمل در میزان عدل است.
۴ـ راهنمای بهشت
پیامبر اکرم ـ صلّی اللّه علیه و آله و سلّم ـ میفرماید: «تَعلّموا القرآن و اقرؤوه و اعلموا أنّه کائنٌ لکم ذکراً و ذُخراً و کائن علیکم وزراً فاتّبعوا القرآن و لا یَتبِعُنَّکم فإنّه مَن تَبِعَ القرآن تَهجُمَ به علی ریاض الجنإ و من تبعه القرآن زَجّ فی قفاهُ حتی یَقْذِفَهُ فی جهنّم»[7]؛ قرآن را فرا گیرید و آن را قرائت کنید و بدانید که قرآن نام شما را بلند میکند ووسیلهای برای یاد خداست. قرآن هم ذُخْر (ذخیره) است و هم وِْزر؛ اگر امام و پیشوای انسان بود برای او ذخیره نیکویی است و اگر کسی خود را امام و پیشوای قرآن قرار داد، قرآن بار سنگینی بر دوش او خواهد بود و او را از پشت به دوزخ میافکند. حضرت امیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ نیز دربارهقرآن میفرماید: هر کس قرآن را در پیش روی خود قرار داد، «جلودار» او به سوی بهشت خواهد بود و هر کس آن را به پشت سر افکند، «کشانندهی» او به سوی دوزخ خواهد بود: «من جعله أمامه، قاده إلی الجنّه و من جعله خلفه، ساقه إلی النار»[8].
۵ـ راه ربّانی شدن انسان
پیامبر اکرم ـ صلّی اللّه علیه و آله و سلّم ـ میفرماید: «ما مِن مؤمنٍ، ذَکر أو أنثی، حُرٍّ أو مملوک إلّا و لله علیه حقٌ واجب: أن یَتَعَلّم من القرآن و یتفقّه فیه. ثمّ قرء هذه الآیه: «وَ لکِنْ کُونُوا رَبَّانِیِّینَ بِما کُنْتُمْ تُعَلِّمُونَ الْکِتابَ»[9]؛ حق خدای سبحان بر همگان این است که قرآن را فقیهانه فراگیرند؛ زیرا قرآن کریم انسانها را به ربّانی شدن فرا میخواند و راه آن را نیز فراگیری قرآن میداند. عالم ربّانی کسی است که هم پیوندی محکم با ربّ العالمین داشته باشد و هم انسانها را به خوبی بپروراند و گفتار امامان معصوم ـ علیهم السلام ـ: «فنحن العلماءو شیعتنا المتعلمون»؛[۱۰] (علما ما هستیم و شیعیان ما شاگردانند) نیز برای بیان مصداق کامل عالم ربانی است، نه حصر آن در اهل بیت ـ علیهم السلام ـ. البته کاملترین مصادیق عالم ربّانی امامان ـ علیهم السلام ـ هستند؛ اما راه ربّانی شدن برای شاگردان آنان نیز باز است.
۶ـ عامل صعود بهشتیان
مردی از حضرت سجّاد ـ علیه السّلام ـ سؤالاتی کرد و آن حضرت به آنها پاسخ داد. آن مرد به فکر طرح پرسش جدید افتاد، امام سجاد ـ علیه السّلام ـ فرمودند: «مکتوبٌ فی الإنجیل: لا تطلبوا علمَ ما لا تعلمون و لمّا عَمِلْتم بما عَلِمْتُم فإنَّ العالمَ إذا لم یَعمل به لم یزدهُ من الله إلّا بُعداً» ثم قال: «علیک بالقرآن فإنّ الله خَلَقَ الجنه بیده لِبَنَهً مِن ذهبٍ و لِبنهً من فضّه و جعل مَلاطَهَا الِمسک و ترابَهَا الزعفران و حَصاهَا اللؤلؤ و جعل درجاتَها علی قدر آیات القرآن فمَن قرء القرآن قال له اِقرء و ارقَ و من دخل منهم الجنّه لم یکن أحدٌ فی الجنّه أعلی درجهً منه ما خلَا النبیین و الصدیقین»[11]؛ در انجیل آمده است: تا به آموختههای پیشین خود عمل نکردهاید، دانش جدید مطلبید (زیرا معلوم میشود علم را برای عمل نمیخواهید و) علمی که برای عمل نباشد عامل دوری از خداست. آنگاه فرمود: خداوند بهشت را با دست خود، خشتی از طلا و خشتی از نقره آفرید و ملات آن را مِشک و خاک آن را زعفران و ریگ آن را لؤلؤ قرار داد و درجات بهشت را به اندازه آیات قرآن قرار داد. پس کسی که (در دنیا) قرآن خواند، خداوند به او میفرماید: بخوان و بالا برو و کسی که از آنان (اهل قرآن) وارد بهشت شد، هیچ کس در درجه بهشت از او برتر نخواهد بود، مگر پیامبران و صدّیقان. حفص میگوید: حضرت موسی بن جعفر ـ علیه السّلام ـ به مردی فرمودند: «أتحبّ البقاء فی الدّنیا»؛ آیا بقای در دنیا را دوست داری؟ آن شخص که از تربیت شدگان مکتب امامت بود، عرض کرد: آری آن حضرت پرسیدند: چرا؟ عرض کرد: برای آن که به قرائت سوره محبوب خود، «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» بپردازم[۱۲]. امام کاظم ـ علیه السّلام ـ پس از لحظهای سکوت فرمودند: «یا حفص! مَن مات مِن أولیائِنا و شیعتنا و لم یُحسنِ القرآنَ عُلّمَ فی قبره لیرفع اللهَ به مِن درجته فإنّ درجاتَ الجنه علی قدر آیات القرآن یقالُ له: اقرأ وارقَ. فیقرأُ ثم یرقی»؛ اگر از شیعیان ما، کسی قرآن را به خوبی فرا نگرفته باشد (چون به حقیقت آن ایمان دارد) در جهان برزخ، قرآن به او تعلیم داده میشود تا خدای سبحان با معرفت قرآن بر درجات او بیفزاید؛ زیرا درجات قرآن به اندازه آیات قرآن است. به قاری گفته میشود: بخوان و بالا برو. او نیز میخواند و بالا میرود. در جهان برزخ زمینهای برای تکامل عملی نیست، تا انسان با انجام کاری واجب یا مستحب به کمال برتر عملی برسد، ولی راه تکامل علمی باز است؛ نظیر آنچه در خواب برای روح معلوم میشود و برای آگاهی به آنْ حرکت فراگیری از قبیل کوششهای بدنی در زمان بیداری راه ندارد و بسیاری از علوم و معارف دین در آن جا برای انسانها روشن و مشهود خواهد شد و چون عدد درجات بهشت به عدد آیات نورانی قرآن کریم است، برای امضاء و نشانهگذاری درجات شیعیان، ابتدا از تعلیم قرآن بهرهمند خواهند شد و سپس با فرمان «اقرأ وارق» میخوانند و در درجات بهشت صعود میکنند. صعود در درجات بهشت پاداش قرائت در عالم آخرت نیست؛ زیرا در عالم برزخ، تکلیف و عمل مکلفانه که جزا را به همراه داشته باشد نیست؛ بلکه صعود بهشتیان در درجات بهشت، همان ظهور انس با قرآن در دنیاست. حفص میگوید: «فما رأیت أحداً أشدً خوفاًَ علی نفسه من موسی بن جعفر ـ علیهما السلام ـ و لا ارجأ النّاس منه و کانت قرائته حزناً فإذا قرء فکانه یخاطب انساناً»[13]؛ در خوف و رجا کسی را مانند موسی بن جعفر ـ علیه السّلام ـ نیافتم و قرائت او با حزن آمیخته بود هنگامی که قرآن را قرائت میکرد گویا با کسی سخن میگفت و این ویژگی تلاوت با تدبّر و تفکّر است که قاری متدبّر خود را گاهی «مخاطِب» و گاهی «مخاطَب» خداوند مییابد. نحوه فراگیری قرآن در میان اصحاب پیامبر اکرم ـ صلّی اللّه علیه و آله و سلّم ـ بدین گونه بیان شده است: «کانوا یأخذون من رسول الله ـ صلّی اللّه علیه و آله و سلّم ـ عشر آیات. فلا یأخذون فی العشر الأخری حتی یعلموا ما فی هذه من العلم و العمل»[14]؛ آنان ده آیه از پیامبر اکرم ـ صلّی اللّه علیه و آله و سلّم ـ فرا میگرفتند و تا بر علم و عمل به آن آگاه نمیگشتند، آیات بعدی را فرا نمیگرفتند.
پی نوشت:
[۱] . جامع الأحادیث الشیعه، ج ۱۵، ص ۶٫ [۲] . سوره شوری، آیه ۵۳٫ [۳] . جامع احادیث الشیعه، ج ۱۵، ص ۷٫ [۴] . سوره زخرف، آیات ۳ـ ۴؛ قرآن را عربی گردانیدیم تا تعقّل و تفکّر و اندیشه کنید و براستی که قرآن در اصل کتاب نزد ما بلند مرتبه و باحکم است. [۵] . جامع احادیث الشیعه، ج ۱۵، ص ۷٫ [۶] . جامع أحادیث الشیعه، ج ۱۵، ص ۹٫ [۷] . همان، ص ۱۰٫ [۸] . بحار، ج ۸۹، ص ۱۷٫ [۹] . جامع احادیث الشیعه، ج ۱۵، ص ۹ «سوره آل عمران، آیه ۷۹». [10] . اصول کافی، ج ۱، ص ۳۴٫ [۱۱] . جامع احادیث الشیعه، ج ۱۵، ص ۱۵٫ [۱۲] . در یکی از جنگهای صدر اسلام که امیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ از سوی رسول اکرم ـ صلّی اللّه علیه و آله و سلّم ـ فرماندهی لشکر را برعهده داشت، پیامبر ـ صلّی اللّه علیه و آله و سلّم ـ پس از بازگشت لشکر، از برخی سپاهیان گزارش سفر خواست و پرسید فرمانده لشکر خود را چگونه یافتید؟ آنان از مداومت حضرت امیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ بر قرائت سوره توحید در نمازها، نزد پیامبر ـ صلّی اللّه علیه و آله و سلّم ـ گلایه کردند. رسول اکرم ـ صلّی اللّه علیه و آله و سلّم ـ از امیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ پرسیدند: درباره این گزارش چه میگویید؟ حضرت امیر المؤمنین در پاسخ عرض کرد: من تلاوت «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» را دوست دارم (بحار، ج ۸۹، ص ۳۴۸). [۱۳] . جامع أحادیث الشیعه، ج ۱۵، ص ۱۵٫ [۱۴] . همان، ص ۲۷٫
منبع: تسنیم

















هیچ نظری وجود ندارد