23 جولای 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

اوصاف قرآن در نگاه معصومین (علیهم السلام) (۲)

0
SHARES
6
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

۷ـ درجه‌ای از نبوّت
امیرالمؤمنین ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: «من قرء القرآن فکأنما أدرجت النبوه بین جنبیه إلّا أنه لا یُوحی إلیه»[1]؛ آن کس که قرآن را قرائت کند، گویا نبوّت در جان او داخل شده است، گر چه او وحیی دریافت نمی‌کند. قرائت قرآن شرایط خاصی دارد که با رعایت آنها چنین آثاری را همراه دارد، چنانکه قرائت در آیاتی مانند «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقْ» و« اقْرَأْ وَ رَبُّکَ الْأَکْرَمُ»[2] نیز خواندن صِرْف نیست.
پیامبر اکرم ـ صلّی اللّه علیه و آله و سلّم ـ نیز می‌فرماید: «من قرء ثلث القرآن فکأنّما أوتی ثلث النبوه و من قرء ثلثی القرآن فکأنّما أوتی ثلثی النبوه و من قرء القرآن کلّه فکأنّما أوتی تمام النبوه ثم یقال له: إقرء وارق بکل آیه درجه. فَیرقی فی الجنه بکل آیه درجه حتی یبلغ ما معه من القرآن ثم یقال له: اقبض فیقبض… فاذاً فی یده الیمنی الخلد و فی الأخری النعیم»[3]. پس از صعود مؤمن در درجات بهشت حکم جاودانگی در بهشت را در دست راست خود و نعم الهی را در دست چپ خود می‌یابد و از این رو در دعای وضو می‌گوییم: «اللّهم أعطنی کتابی بیمینی و الخلد فی الجنان بیساری…»؛[۴] خدایا نامه‌ی عملم را به دست راست من بده و جاودانی در بهشت را (نصیبم کن).
۸ـ عامل نورانیت
ابوذر ـ رضوان الله علیه ـ از رسول اکرم ـ صلّی اللّه علیه و آله و سلّم ـ درخواست نصیحت کرد. آن حضرت فرمودند: تو را به تقوای الهی که سرآمد همه امور است سفارش می‌کنم. ابوذر گفت: بیش از این مرا نصیحت کنید. آن حضرت فرمودند: بر تو باد به تلاوت قرآن و کثرت یاد خدا؛ زیرا تلاوت قرآن، عامل یاد تو در ملکوت و مایه نورانی شدن تو در زمین است: «أوصیک بتقوی الله فإنّه رأس الأمر کلّه». قلت: زدنی. قال: «علیک بتلاوه القرآن و ذکر الله کثیراً فإنّه ذکر لک فی السماء و نور لک فی الأرض»[5]. قرآن که خود ذکر خداست و یکی از لقب‌های آن نیز «ذکر» است پیروان خود را در ملکوت بلند آوازه و در زمین نورانی می‌کند. مطلوبیت تلاوت قرآن محدود به پنجاه آیه در روز نیست و آنچه در برخی روایات آمده که در هر روز پنجاه آیه تلاوت کنید بیان حدّ نهایی نیست؛ زیرا دست کم قرائت پنجاه آیه‌پس از نماز صبح مطلوب است؛ چنانکه حضرت امام رضا ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: «ینبغی للرجل إذا أصبح أن یقرأ بعد التعقیب خمسین آیه»؛[۶] سزاوار است برای انسان بعد از تعقیب نماز صبح پنجاه آیه از قرآن را تلاوت کند.
۹ـ راه دستیابی به ثواب شاکران
پیامبر اکرم ـ صلّی اللّه علیه و آله و سلّم ـ می‌فرماید: «قال الله تبارک و تعالی: من شغله قرائه القرآن عن دعائی و مسئلتی، أعطیته أفضل ثواب الشاکرین»[7]؛ اگر اشتغال به قرائت قرآن، بنده مؤمن را از بازگویی خواسته‌هایش در پیشگاه الهی باز دارد، خدای سبحان، بدون در خواست، بهترین ثواب شاکران را به چنین بنده‌ای عطا می‌کند؛ همان گونه که خلیل حق، حضرت ابراهیم ـ علیه السّلام ـ در هنگام شنیدن «حَرِّقُوهُ وَ انْصُرُوا آلِهَتَکُمْ»؛[۸] بسوزانید او را و خدایان خود را یاری کنید، یا «فَأَلْقُوهُ فِی الْجَحِیمِ»؛[۹] پس او را در آتش بیاندازید، از خدا چیزی طلب نکرد؛ چون می‌دانست که برآمدن حاجت او در نخواستن است: «حسبی من سؤالی علمه بحالی»؛[۱۰] همین که از احوالم خبردارد نیاز به درخواست نیست.
۱۰ـ عامل حشر با پیامبران
پیامبر اکرم ـ صلّی اللّه علیه و آله و سلّم ـ می‌فرماید: «إن أکرم العباد إلی الله بعد الأنبیاء العلماء ثم حمله القرآن یخرجون من الدّنیا کما یخرج الأنبیاء و یحشرون من قبورهم مع الأنبیاء و یمرّون علی الصراط مع الأنبیاء و یأخذون ثواب الأنبیاء. فطوبی لطالب العلم و حامل القرآن ممّا لهم عند الله من الکرامه و الشرف»[11]؛ گرامی‌ترین بندگان خدا پس از پیامبران دانشمندان هستند و سپس حاملان قرآن. عالمان و حاملان علم و عمل قرآن به گونه پیامبران از دنیا رخت برمی‌بندند و حشر آنان و عبورشان از صراط همراه پیامبران خواهد بود و از ثواب انبیا بهره‌مند می‌شوند. پس خوشا به حال جویندگان علم و حاملان قرآن که از کرامت و شرف الهی برخوردارند. کسی که قرآن را فرا گیرد تا فقط در خطابه‌ها یا نگارش کتابها از آن بهره گیرد، معلوم می‌شود قرآن را برای تدبّر در آن و عمل به آن نخواسته است و این دانش تجاری، حرفه‌ای بیش نیست و چنین علمی در اواخر عمر آدمی نیز به فراموشی سپرده می‌شود. گر چه این فراگیری نیز ثواب آشنایی با ظاهر قرآن را دارد؛ اما آن که قرآن را برای تدبّر و عمل فرا گیرد جایگاه دیگری دارد.
۱۱ـ مایه خرّمی و خوشحالی دلها
امیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: «و تعلموا القرآن فإنّه أحسن الحدیث و تفقّهوا فیه فإنّه ربیع القلوب و استشفوا بنوره فإنّه شفاء الصدور و أحسنوا تلاوته فإنّه أنفع القصص و إن العالم العامل بغیر علمه کالجاهل الحائر الذی لا یستفیق من جهله بل الحجه علیه أعظم و الحسره علیه ألزم و هو عند الله ألوم»[12]؛ قرآن را فرا گیرید که آن نیکوترین سخن است و به فهم عمیق آن دست یابید که آن مایه خرّمی و خوشی دلهاست و از نور آن شفا بجویید که آن شفای بیماریهای روحی است و آن را نیکو تلاوت کنید که سودمندترین قصه‌هاست و کسی که به علم خویش عمل نکند، همانند نادان سرگردانی است که به هوش نمی‌گراید و چون عالم است، حجت بر او گرانتر وحسرت او بیش‌تر و ملامت و سرزنش او در پیشگاه خدای سبحان بیشتر است. مراد از تفقّه (تفقّهوا) در قرآن کریم و روایات اهل بیت طهارت ـ علیهم السلام ـ، آشنایی با فقه معروف که در مقابل کلام و فلسفه قرار دارد، نیست؛ همان گونه که واژه «حکمت» در قرآن و روایات، حکمت معروف، یعنی فلسفه نیست، بلکه بر فراگیری معارف اصول دین و معارف عقلی نیز «فقه» اطلاق می‌گردد و فهمیدن احکام حرام وحلال الهی نیز «حکمت» نامیده می‌شود. پس فقه که عبارت از فراگیری عمیق است به معنایِ مطلق آگاهی به معارف دین است و به معنای اصطلاحی آن نیست و گرنه لازم می‌آید که تنها یک سیزدهم قرآن که آیات الأحکام و مربوط به فروع فقه مصطلح و معروف است، دارای فقه باشد و مراد از تفقّه در قرآن معرفت خصوص همان مقدار اندک باشد؛ در حالی که تمامی قرآن فقه است. البته اگر مسائل حقوقی، سیاسی، اجتماعی و مدنی را جزو فقه بدانیم، آیات فقهی رقم بیشتری پیدا می‌کند. از قرار گرفتن شفا در نور قرآن (و استشفوا بنوره) بر می‌آید که جهل به قرآن نیز مانند به کار نبستن آن، بیماری است؛ جهل مانند رذایل اخلاقی دیگر، از بیماریهای قلبی است و قرآن کریم شفای این دردهاست: «وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ»[13]، «شِفاءٌ لِما فِی الصُّدُورِ»[14]. مراد از قلب در قرآن، همان لطیفه الهی، یعنی روح است، نه عضو گرداننده خون در بدن. سلامت و بیماری قلب جسمانی انسان، در محدوده دانش پزشکی است و ارتباطی با سلامت و بیماری قلب روحانی ندارد؛ ممکن است انسانی از سلامت کامل قلب جسمانی برخوردار باشد، اما نتواند نگاه خود را در برابر نامحرم مهار کند و در نتیجه قلب روحانی او بیمار باشد: «فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ»[15]. همچنین کسی که گرایشهای ناروای سیاسی دارد بیمار دل است، گر چه از نظر طب مادی، قلبی سالم داشته باشد: «فَتَرَى الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ یُسارِعُونَ فِیهِمْ…»[16]. قرآن کریم در کلام حضرت امیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ به عنوان «أحسن الحدیث» و «أنفع القصص» معرفی و به نیکو تلاوت کردن آن، سفارش شده است. مراد از تلاوت نیکو، تنها آهنگ خوب نیست. فهم درست قرآن و عمل به آن نیز از درجات تلاوت نیکوست؛ زیرا امیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ در ادامه سخن خود می‌فرماید: عالم بی عمل همانند جاهل سرگردانی است که از جهل خود به هوش نمی‌گراید و علم حجّتی علیه عالم بی‌عمل و مایه حسرت و ملامت او نزد خدای سبحان خواهد بود. البته ترتیل و شمرده و با تأنّی تلاوت کردن و حدود تجوید را رعایت کردن، فیض خاص تلاوت نیک را به همراه دارد.
۱۲ـ دریای بی‌کران معرفت
همچنین امیر المومنین ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: «‌ثمّ أنزل علیه الکتاب نوراً لا تُطفأ و سراجاً لا یخبو توقّده و بحراً لا یُدْرَک قعره و منهاجا لا یُضِلّ نهجُه و شعاعاً لا یُظْلِم ضوئُه… جعله الله ریّاً لعطش العلماء و ربیعاً لقلوب الفقهاء و محاجَّ لطرق الصلحاء و دواءً لیس بعده داء و نوراًَ لیس معه ظلمه و حبلاً وثیقاً عروته و معقِلاً منیعاً ذِروته…»[17]؛ خدای سبحان کتابی آسمانی بر پیامبر اکرم ـ صلّی اللّه علیه و آله و سلّم ـ فرو فرستاد و آن، نوری است که خاموشی ندارد و چراغی است که روشنایی آن زوال ناپذیر است و دریایی ژرف است که قعر آن به چنگ ادراک آدمی (بشر عادی) نمی‌افتد و راهی است که در آن گمراهی نیست و شعاعی است که روشنی آن تیرگی نگیرد… خداوند آن را فرو نشاننده تشنگی علمی دانشمندان وخرّمی دلهای فقیهان و راه روشن سالکان صالح قرار داد. قرآن کریم دارویی است که پس از آن، بیماری نمی‌ماند و نوری است که هیچ گونه تیرگی در آن نیست و ریسمانی است که دستگیره آن مطمئن و پناهگاهی است که قله بلند آن مانع دشمن است.
۱۳ـ یگانه عامل توانگری
پیامبر اکرم ـ صلّی اللّه علیه و آله و سلّم ـ می‌فرماید: «القرآن غنی لا غنی دونه و لا فقر بعده»[18]؛ قرآن مایه توانگری است که جز در آن توانگری یافت نشود و هیچ فقری نیز پس از آن نیست. همچنین آن حضرت می‌فرماید: «من قرأ القرآن فرأی أنّ أحداً أعطی أفضل مما أعطی فقد حقّر ما عظّمه الله و عظّم ما حقّره الله»[19]؛ کسی که قرآن تلاوت کند و آنگاه بپندارد بهره دیگران از او بیشتر است، او آنچه را خدا بزرگ شمرده (قرآن) حقیر پنداشته و آنچه را خدا حقیر دانسته (دنیا) او بزرگ پنداشته است. نیز می‌فرماید: «لا ینبغی لحامل القرآن أن یظن أحداً أعطی أفضل مما أعطی لانه لو ملک الدنیا بأسرها لکان القرآن أفضل مما ملکه»[20]؛ برای حاملان قرآن سزاوار نیست که بهره دیگران را برتر از بهره قرآنی بدانند؛ زیرا اگر آدمی مالک سراسر گیتی نیز باشد، قرآن بر هر چه دارد برتر است.
پی نوشت:

[۱] . همان، ص ۱۷٫ [۲] . سوره علق، آیات ۱ و ۳٫ [۳] . جامع أحادیث الشیعه، ج ۱۵، ص ۱۷؛ کسی که یک سوم قرآن را بخواند مثل اینکه یک سوم نبوت به او داده شده و کسی که دو سوم قرآن را بخواند مثل اینکه دو سوم نبوت به او داده شده و کسی که تمام قرآن را بخواند مثل این که تمام نبوت به او داده شد، و سپس به او گفته می‌شود بخوان و با هر آیه یک درجه بالا برو، پس به واسطه‌ی هر آیه در بهشت بالا می‌رود تا آیات تمام شوند و به او گفته می‌شود بگیر و می‌گیرد… و در دست راستش خُلد است و در دست چپش برین. [۴] . بحار، ج ۷۷، ص ۳۱۹٫ [۵] . جامع أحادیث الشیعه، ج ۱۵، ۱۹٫ [۶] . جامع أحادیث الشیه، ج ۱۵، ص ۲۰٫ [۷] . همان، ص ۲۱٫ [۸] . سوره انبیاء، آیه ۶۸٫ [۹] . سوره صافات، آیه ۹۷٫ [۱۰] . بحار، ج ۶۸، ص ۱۵۶٫ [۱۱] . جامع أحادیث الشیعه، ج ۱۵، ص ۲۴٫ [۱۲] . نهج البلاغه، خطبه ۱۱۰، بند ۶٫ [۱۳] . سوره إسراء، آیه ۸۲؛ از قرآن آنچه که شفا هست می‌فرستیم. [۱۴] . سوره یونس، آیه ۵۷؛ شفای دردهای سینه‌ها. [۱۵] . سوره احزاب، آیه ۳۲؛ خطاب به زنان پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ صدا را نازک نکنند و با ناز و کرشمه صحبت نکنند تا کسی که در قلبش مرضی هست طمع کند. [۱۶] . سوره مائده، آیه ۵۲؛ کسانی را که در قلبشان مرضی هست می‌بینی که می‌شتابند [۱۷] . نهج البلاغه، خطبه ۱۹۸، بند ۲۵٫ [۱۸] . جامع أحادیث الشیعه، ج ۱۵، ص ۷٫ [۱۹] . همان، ص ۱۶٫ [۲۰] . جامع أحادیث الشیعه، ج ۱۵، ص ۲۶٫
منبع:تسنیم

نوشته قبلی

فهم قرآن از دیدگاه امام خمینی (رحمت الله علیه) (۱)

نوشته‌ی بعدی

اوصاف قرآن در نگاه معصومین (علیهم السلام) (۱)

مرتبط نوشته ها

احیای دین در عصر ظهور
انقلاب مهدوی

احیای دین در عصر ظهور

فلسفه و علل مهدویت در اسلام
انقلاب مهدوی

فلسفه و علل مهدویت در اسلام

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)
انقلاب مهدوی

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)

وکلاى حضرت مهدى (عج)
انقلاب مهدوی

وکلاى حضرت مهدى (عج)

ضرورت تشکیل حکومت جهانی
انقلاب مهدوی

ضرورت تشکیل حکومت جهانی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

نوشته‌ی بعدی

اوصاف قرآن در نگاه معصومین (علیهم السلام) (۱)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

فرهنگ عاشورا در سیره معصومین (ع)

نهضت کربلا از دیدگاه اهل سنت

امام حسین (ع) از دیدگاه اندیشمندان جهان

امام حسین (ع) از دیدگاه اندیشمندان جهان

جهاد در فقه شیعه

سیلی دوبارۀ واقعیت بر گونۀ سرخ واشنگتن

سیره ائمه (ع) در زنده نگاه داشتن عاشورا

سیره ائمه (ع) در زنده نگاه داشتن عاشورا

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا