منجی موعود از منظر نهج البلاغه«و منها: قد لبس للحکمه جنتها و أخذها بجمیع أدبها من الاقبال علیها و المعرفه بها والتفرغ بها، فهی عند نفسه ضآلته التی یطلبها و حاجته التی یسأل عنها، فهو مغترب اذا اغترب الاسلام و ضرب بعسیب ذنبه و ألصق الأرض بجرانه، بقیه من بقایا حجته، خلیفه من خلائف أنبیائه.»(1)
ترجمه:«به راستی که او سپر و زره حکمت را به بر کرده (یعنی با داشتن مراتب عالی علم و عصمت، از تیرهای تمایلات نفسانی و علایق مادی مصون می باشند)و حکمت را با تمام آدابش داراست که عبارتند از اقبال و توجه به آن، و معرفت کامل به آن، و فارغ شدن برای آن؛ به گونه ای که حکمت گمشده ی او بوده و همواره آن را می طلبد و آرزو و نیاز اوست که پیوسته ( به خاطر شدت اشتیاق به حکمت) جویای آن است. پس آن رهبر موعود، غربت و غیبت اختیار کند هنگامی که اسلام غریب، و در غروب باشد و همانند شتر رنج دیده و در راه مانده، دم خود را به حرکت درآورد و سینه اش را به زمین چسباند.(۲) او باقیمانده ی حجت های خدا و آخرین خلیفه از جانشینان پیامبران خدا است».واژه ها: ضاله: گمشدهجنه: سپر، نوعی لباسعسیب: رستنگاه مو، بیخ چانه و دمذنب: دنباله، دمجران: جلوی گردن شتر یا سینه ی او
شأن صدور خطبه:نوف بکالی (۳) نقل کرده است: امیرالمؤمنین علی علیه السلام در سال ۴۰ ه ق (اواخر عمر خود) در شهر کوفه، روی سنگی که «جعده بن هبیره مخزومی»(4) آماده کرده بود، ایستاد و در حالی که امام علیه السلام پیراهنی از پشم بر تن داشت و بند شمشیر و کفش او از لیف خرما و بر پیشانی حضرتش (از کثرت سجود) پینه آشکار بود، این خطبه را ایراد فرمود.
توضیح و تفسیر:امام علی علیه السلام در این خطبه بعد از حمد و ثنای خداوندی و بیان راه های شناخت او و توصیه ی به تقوا و عبرت و درس آموزی از تاریخ، به بیان برخی از اوصاف آخرین حجت حق می پردازد و ضمن ذکر فضیلت و حکمت او، غیبت و غربتش را (غیبت صغری و کبری) و عدل اسلام(۵) و قرآن بودنش را که با غروب و طلوع هر یک، دیگری هم غروب و طلوع می یابد،(۶) خاطر نشان می سازد.آری؛ علی علیه السلام در آن عصر سخت اسلام، آینده ی امیدآفرین را نوید می دهد، (ائمه علیهم السلام نیز در هر فرصت مناسبی، از ظهور و نهضت عظیم علوی جهانی مهدی موعود علیه السلام و ویژگی های او و حکومت و یارانش خبر می دادند).از علامه مجلسی رحمه الله نقل شده که می گوید: این بخش از خطبه در رابطه با حضرت مهدی علیه السلام می باشد و هم چنین ابن ابی الحدید این نظر را به شیعه ی امامیه نسبت می دهد.(۷) و نیز علامه خویی رحمه الله همین نظر را تأیید نموده (۸) و عقیده طایفه معتزله را که می گویند: « آن حضرت در آینده و آخرالزمان به دنیا خواهد آمد و مدتی پنهان بوده، بعد قیام می کند» رد می نماید؛ چرا که ما دلایل عقلی و نقلی و روایات و اخبار متواتر و فراوان داریم که هیچ گاه زمین از حجت حق و امام معصوم خالی نمی باشد و در کتب اهل تسنن نیز مکرر آمده است.(۹) به علاوه عقیده ی ما شیعیان دوازده امامی بر آن است که حضرتش در زمان خاصی (سال ۲۵۵ه ق) در سامراء از پدر و مادر خاص (امام حسن عسکری و نرجس خاتون علیها السلام) با تمام خصوصیاتش به دنیا آمده و اکنون زنده و در پرده ی غیبت به سر می برد؛ همانند خورشید در پشت ابرها که باز نور و انرژی حیات بخش آن به تمام موجودات زمین می رسد. البته پنهان بودن آن ولی الله اعظم- عجل الله فرجه الشریف- از دید مردم به خاطر مصالح و حکمت است و آن گاه که زمینه های اجتماعی و علمی و… فراهم شود، به فرمان الهی قیام می کند و بشریت را از بدبختی و ظلم و فساد نجات می دهد.مسئله ی طول عمر آن حضرت نیز از نظر علمی، تاریخی، اعتقادی و … پاسخ داده شده است که پرداختن به آن از حوصله این کتاب بیرون است.امام علی علیه السلام در بیان وپژگی های آن منجی موعود می فرماید:الف) حکمت را با تمام آداب و ابعادش داراست، حقایق هستی و علوم حقه را یافته، مطیع محض خدا می باشد ( بیعت هیچ قدرتمندی را ندارد) عبودیت و خشیت پروردگار، پرورده ی اوست ( در برابر تیرهای توطئه ها و تهدیدهای شیاطین درون و بیرون) معصوم است و مصون ( در حصن تقوا و خوف خداوندی) و چون می داند خصلتی شریف تر و رفیع تر و گران بهاتر از حکمت نیست، چنان که قرآن می فرماید:(ومن یؤت الحکمه فقد أوتی خیراً کثیراً)(۱۰)یا آن که نسبت به همه ی جهان و دنیا می فرماید: (قل متاع الدنیا قلیل)(۱۱) یعنی او از علایق و وابستگی های دنیوی و مادی محدود، دل بریده، و با حکمت و معنویت و ملکه ی فضایل کامله انس و الفت یافته، همان گونه که علی علیه السلام می فرماید: «الحکمه ضآله المؤمن)(۱۲)ب) آن رهبر موعود از نظرها غایب بوده؛ زیرا اسلام غریب و در غربت مانده است (با فراگیر شدن فساد و گسترش جور و جنایت)، قرآن مهجور واقع شده و عترت همان امام معصوم و عدل کتاب الله است و طبق حدیث ثقلین (۱۳) که با مهجور ماندن یکی، دیگری هم مهجور قرار می گیرد وقتی قوانین قرآن و دستورات اسلام و ارزش های اخلاقی آن منزوی گشت و افول نمود، امام حق و عدل هم دور از مدیریت دین و دنیای جامعه ی بشری (در غیبت) به سر می برد و همان طور که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:«اذا خرج المهدی من ولدی نزل عیسی بن مریم فصلی خلفه، بدء الاسلام غریباً و سیعود غریباً کما بدء، فطوبی للغرباء. قیل: یا رسول الله! ثم یکون ماذا؟ قال: ثم یرجع الحق الی أهله(۱۴)؛ وقتی حضرت مهدی علیه السلام قیام کند، او که از فرزندان من است، حضرت عیسی علیه السلام از آسمان فرود آید و پشت سر او به نماز ایستد، اسلام با غربت و کمی یاور شکل گرفت و در آینده نیز غریب خواهد شد (کمی مسلمانان راستین و عدم اجرای دستوراتش ) پس خوشا به حال غریبان (مسلمانان اندکی که صبر کردند و ایمان خود را حفظ نمودند و به پاداش و بهشت رسیدند).در ادامه از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم سؤال شد: بعد از غربت چه خواهد شد؟ فرمود: آن گاه حق به اهلش بر می گردد ( خلافت و حکومت به امام حق و جانشینان معصوم پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می رسد و اسلام عزت و اقتدار می یابد)».جالب آنکه در برخی از روایات به حضرت مهدی علیه السلام نسبت غریب داده شده؛ از جمله امام موسی کاظم علیه السلام می فرماید:«هو الطرید الوحید الغریب الغائب عن أهلبه الموتور بأبیه».(15)ج) ویژگی دیگر آن صاحب حکمت، این است که آخرین و باقیمانده ی حجت های الهی و از جانشینان پیامبران می باشد ( برای هدایت و رهبری بندگان خدا) بدیهی است وصف حجه الله و خلیفه الله فقط به انبیا و اوصیا و ائمه ی معصوم و منصوب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اطلاق می شود (نه به هر عالم یا عارفی بدون مقام عصمت که کلام و کارش حجت نمی باشد) و خلیفه و وارث واقعی انبیا و امامان علیهم السلام در عصر غیبت، همان مهدی منتظر علیه السلام می باشد.(۱۶)شاید این همه توصیف و تبیین ویژگی های آن امام موعود، هشدار ائمه علیهم السلام است به پیروان خود و مسلمانان تا مبادا در عصر طولانی غیبت و آزمون های سخت، دنبال هر فرصت طلب مدعی مهدویت بروند، بلکه با آگاهی از معیارهای مکتبی، مدعیان دروغین را طرد کنند.در فصل پایانی خطبه، حضرت علی علیه السلام اصحاب خود را پند و اندرز می دهد و با یادی خاص از یاران شجاع و شهیدش، همگان را برای جهاد و پیکار علیه معاویه بن ابوسفیان، مهیا و سازماندهی کرده، این گونه می فرماید:«ای مردم! من مواعظی را که پیامبران برای امت های خود بیان کردند میان شما نشر دادم و تکالیفی را که جانشینان پیامبران گذشته در میان امت خود به انجام رساندند، تحقق بخشیدم. با تازیانه (کنایه از کلام تند) شما را ادب کردم نپذیرفتید، به راه راست نرفتید، با هشدارهای فراوان شما را خواندم ولی جمع نشدید.شما را به خدا! آیا منتظرید رهبری جز من با شما همراهی کند و راه حق را به شما نشان دهد؟ آگاه باشید! آنچه از دنیا روی آورده بود، پشت کرد و آنچه پشت کرده بود روی آورد و بندگان نیکوکار خدا آماده ی کوچ کردن شدند و دنیای اندک و فانی را با آخرت جاویدان تعویض کردند.آری، آن دسته از برادرانی که در جنگ صفین خونشان ریخت، هیچ زیانی نکرده اند؛ گرچه امروز نیستند تا خوراکشان غم و غصه، و نوشیدنی آن ها خونابه ی دل باشد. به خدا سوگند! آنان خدا را ملاقات کردند، که پاداش آنان را داد و پس از دوران ترس، آن ها را در سرای امن خود جایگزین فرمود.کجا هستند برادران من که بر راه حق رفتند و با حق درگذشتند؟! کجاست عمار؟ کجاست پسر تیهان (مالک بن تیهان انصاری)؟ و کجاست ذوالشهادتین؟ (خزیمه بن ثابت انصاری که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم شهادت و گواهی او را ذوالشهادتین- دو شهادت- دانست) و کجایند همانند آنان از برادرانشان که پیمان جانبازی بستند و (دشمنان) سرهایشان را برای ستمگران فرستادند؟!»نوف می گوید: امام علیه السلام به اینجا که رسید، دست به محاسن مبارک گرفت و زمانی طولانی گریست و فرمود:«دریغا! از برادرانم که قرآن را خواندند و بر اساس آن قضاوت کردند، در واجبات الهی اندیشه کرده و آنها را بر پا داشتند. سنت های خدا را زنده و بدعت ها را نابود کردند. دعوت جهاد را پذیرفته و به رهبر خود اطمینان داشته و از او پیروی کردند.»سپس با صدای بلند فرمود:«جهاد! جهاد! بندگان خدا، من امروز لشکر آماده می کنم، آن که می خواهد به سوی خدا رود، همراه شما خارج شود.»نوف در این مورد می گوید: امام علی علیه السلام برای امام حسین علیه السلام ده هزار سپاهی، برای قیس بن سعد ده هزار سپاهی، برای ابوایوب انصاری ده هزار سپاهی و برای دیگر فرماندهان نیز سپاهی معین کرد و آماده ی بازگشت به صفین بود که قبل از جمعه، ابن ملجم ملعون به امام ضربت زد و لشکریان به خانه ها بازگشتند و ما چون گوسفندانی بودیم که شبان خود را از دست داده و گرگ ها از هر طرف برای ما دهان گشوده بودند.
پی نوشت:
۱-نهج البلاغه: خطبه ۱۸۱.۲- در بین عرب ها این ضرب المثل بوده، و کنایه از درماندگی و ناتوانی از قیام و حرکت است و علی علیه السلام با تشبیه اسلام به شتر آسیب دیده و خفته (که حیات و حضور ظاهری دارد ولی بی تحرک و بی فایده مانده است) نهایت ضعف و ناتوان شدنش را در آخرالزمان می رساند.۳- نوف پسر فضاله از بنی بکال که قبیله و تیره ای بودند در حمیر (محلی در نزدیکی صنعای یمن). وی از اصحاب خاص امام علی علیه السلام است.۴- جعده، خواهر زاده امام علی علیه السلام، پسر ام هانی دختر ابوطالب، که از طرف آن حضرت استاندار خراسان بوده است.۵- قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم: « انی تارک فیکم الثقلین: کتاب الله و عترتی اهل بیتی، فانهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض». (حدیث متواتر و مشهور در کتب شیعه و سنی)۶- قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم: «الاسلام بدأ غریباً و سیعود غریباً».7- شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید: ج۱۰، ص۹۶.۸- شرح نهج البلاغه، محقق خویی: ج۱۰، ص۳۵۱.۹- الامام المهدی عند اهل السنه.۱۰- سوره ی بقره، آیه ی ۲۶۹.۱۱- سوره ی نساء، آیه ی ۷۷.۱۲- نهج البلاغه: حکمت ۸۰.۱۳- مسند حنبل: ج۵، ص۱۸۱؛ کنزالعمال: ج۱، ص۴۴؛ مجامع روایی شیعه.۱۴- بحارالانوار: ج۲۵، ص۱۳۶؛ منتخب الاثر: ص۴۱.۱۵- منتخب الأثر: ص۲۶۲.۱۶- منهاج البراعه، ص۱۰، ص۳۵۵.















هیچ نظری وجود ندارد