11 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

ایرانیان مسلمان در زمان پیامبر (ص)

0
SHARES
7
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

در عصر پیامبر صلی الله علیه و آله و اندکی پس از رحلت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله ، ایرانیان بسیاری به اسلام گرویدند که درباره ی آنها به اختصار توضیح می دهیم:
ام الفارسیه، نخستین زن مسلمان ایرانیسلمان فارسی می گوید: وقتی که وارد مدینه شدم، زنی اصفهانی را دیدم که قبل از من به حضور پیامبر صلی الله علیه و آله رفته و مسلمان شده بود، او مرا به سوی آن حضرت راهنمایی کرد. (۱)سلمان چگونگی مسلمان شدنش را این گونه بیان می دارد: با کاروانی به شهر مکه وارد شدم، رییس کاروان مرا به عنوان برده، کنار غلامان حبشی خود که در بوستانی ( یا در نخلستانی ) بودند، برد (سلمان قبلا می دانست که یکی از زنان همشهری خود، به حجاز آمده است، از این رو) در آنجا پرس و جو کرد تا از آن زن ایرانی، نشانی پیدا کند، در این جستحو دریافت که آن زن، جزء افراد همان خانواده ای است که خودش غلام آن خانواده شده است و آگاه شد که آن زن به اسلام گرویده است.سرانجام همان زن ایرانی در آنجا نزد سلمان آمد و سلمان را به پیامبر صلی الله علیه و آله راهنمایی کرد. به این ترتیب که به سلمان گفت: «آن هنگام که در مکه گنجشک جیک جیک می کند ( یعنی قبل از اذان صبح) پیامبر صلی الله علیه و آله با چند نفر از اصحابش کنار کعبه می آیند و هنگامی که طلوع فجر شده و هوا روشن می شود، از آنجا می روند و پراکنده می شوند.از آن پس سلمان به طور محرمانه، بی آنکه غلامان حبشی اطلاع یابند، با پیامبر صلی الله علیه و آله تماس می گرفت. وقتی از آن بوستان بیرون می آمد و رفت و آمد می کرد، غلامان حبشی از او می پرسیدند: چرا آرام نمی گیری، کجا می روی؟!سلمان برای آنکه آنها از ماجرا آگاه نشوند، به آنها می گفت: دلم در پیچ و تاب است و می خواهم راه بروم، تا آرام بگیرد!سلمان این گونه پاسخ می داد تا آنها به راز او پی نبرند که اگر این راز ( تماس با پیامبر و قبول اسلام) فاش می شد، برای سلمان بسیار خطر داشت.در دنبال این نقل آمده: سلمان مقداری از خرمای بوستان را نزدپیامبر صلی الله علیه و آله برد و عرض کرد: «این صدقه است.»پیامبر صلی الله علیه و آله از آن نخورد، سلمان با خود گفت: این یک علامت که او پیامبر است.سپس مقداری خرما نزد پیامبر صلی الله علیه و آله برد و گفت: «این هدیه است.»پیامبر صلی الله علیه و آله از آن خورد. سلمان با خود گفت: این دومین علامت! زیرا پیامبر صلی الله علیه و آله از هدیه می خورد.سپس اطراف شانه ی پیامبر صلی الله علیه و آله را مورد توجه قرار داد و مهر نبوت را یافت و با خود گفت: این سومین نشانه ی صدق پیامبر صلی الله علیه و آله ! و همان وقت مسلمان شد.(۲)[طبق این نقل، سلمان در مکه به اسلام گرویده است ولی نقل های دیگر، چنانکه خاطرنشان می گردد، حاکی است که سلمان در مدینه به حضور پیامبر صلی الله علیه و آله رسید و مسلمان شد.]
سلمان، نخستین مرد مسلمان ایرانینخستین مردی که از ایران به اسلام گروید و در همان آغاز در مدینه به محضر پیامبر صلی الله علیه و آله رسیده است، سلمان می باشد. بنابراین لازم است، در این کتاب، نگاهی بر زندگی سلمان داشته باشیم.نام اصلی او «روزبه» یا «ماهویه» یا «بهبود» یا «مابه» بوده است که پیامبر صلی الله علیه و آله نام او را سلمان گذاشت.پدر سلمان به نام بدخشان بود، بدخشان دهقان بود و شغل کشاورزی داشت. سلمان در روستایی از روستاهای رامهرمز شیراز و یا در روستای «جی» یا «جیان» اصفهان دیده به جهان گشود.(۳) و ممکن است هر دو صحیح باشد، زیرا از خود او نقل شده که گفت: «در رامهرمز از مادرزادم و پدرم اهل اصفهان است.» (4)کنیه ی او ابوعبدالله یا ابوالحسن یا ابواسحاق بود. زمان ولادت او روشن نیست. او در حدود سال های ۳۶-۳۴ هجرت در مدائن ( نزدیک بغداد) از دنیا رفت و قبرش در همانجاست.او به عنوان یکی از موالی- غلام آزاد شده ی پیامبر صلی الله علیه و آله – به شمار می آمد.امیرمؤمنان علی علیه السلام در وصف او فرمود:«بخ بخ! سلمان منا اهل البیت و من لکم بمثل لقمان الحکیم علم علم الاول و الآخر و هو بحر لا ینزح؛ به به ! سلمان جزء خانواده ی ما است. شما در کجا مانند سلمان می یابید که مانند لقمان حکیم است و علم پیشینیان و آیندگان را می داند، او دریایی است که پایان ندارد.»(5)و پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «خداوند به من فرمان داد که چهار نفر را دوست بدارم و به من خبر داد که او نیز آنها را دوست دارد و آنها عبارتند از : علی علیه السلام ، سلمان، ابوذر و مقداد.» (6)و نیز فرمود:«سلمان منی من جفاه فقد جفانی و من آذاه فقد آذانی؛سلمان از من است، اگر کسی به او جفا کند، به من جفا کرده است و کسی که به او آزار برساند، به من آزار رسانده است.»و امام صادق علیه السلام فرمود:«و لا تقل سلمان الفارسی و لکن قل سلمان المحمدی؛سلمان فارسی نگو بلکه سلمان محمدی بگو.» (7)تلاش و زحمات سلمان برای رسیدن به دین حقاز گفتنی ها و شنیدنی های عجیب و جالب در زندگی سلمان، کنجکاوی و جدیت طاقت فرسای او برای به دست آوردن دین حق است که رنج های فراوان دید و با مشقت های پی گیر و طولانی، خود را به مقصود رسانید که از زبان خودش چنین آمده است:من، فرزند یکی از ده بانان روستای «جی» اصفهان بودم، پدرم علاقه ی بسیار به من داشت، برای حفظ من همواره مرا در خانه، مانند دختر نگه می داشت. از این رو از جایی خبر نداشتم. پدرم به ساختن ساختمانی برای خود سرگرم بود و فرصت رسیدگی به مزرعه را نداشت. به من دستور داد تا به روستا بروم و کارهای لازم را به کشاورزان دستور بدهم.در مسیر راه از نزدیک کلیسای مسیحیان می گذشتم که آنان را مشغول نماز دیدم. من که در جستجوی دین حق بودم، پرس و جو کردم تا بفهمم آنها چه می کنند؟ دریافتم که آنها به عبادت خدا اشتغال دارند، به دین آنها علاقه مند گشتم و آن را بهتر از آیین پدران خود (زرتشتی) یافتم. نزد آنها ماندم و مانند آنها به عبادت مشغول شدم.از آنها پرسیدم: «ریشه ی این دین در کجاست؟»گفتند:« در شام است.»شبانه نزد پدرم آمدم، پرسید:« کجا بودی که دربدر به دنبال تو می گردم؟»جریان را گفتم. به من گفت: «دین خودمان از همه ی دین ها بهتر است.» ولی من حرفش را نپذیرفتم، سرانجام مرا تهدید کرد و پای مرا در بند نهاد تا به کلیسا نروم. من مخفیانه برای مسیحیان پیام دادم که هر گاه کاروانی به سوی شام حرکت کرد، به من اطلاع بدهید. هنگام حرکت کاروان، به من خبر دادند و من بند را از پایم درآوردم و مخفیانه به کاروان پیوستم تا به «شام» رسیدم. در آنجا به کلیسا نزد اسقفی رفتم و سرگذشت خود را به او گفتم و پیشنهاد کردم که می خواهم اینجا بمانم و با شما مشغول عبادت گردم.او مرا پذیرفت و پس از مدتی از دنیا رفت تا آنکه راهب نیک سیرتی به جای او گمارده شد و مدت ها با او بودم تا اینکه او هم در بستر مرگ قرار گرفت. به او گفتم: «مرا بعد از خود به کسی می سپاری؟»گفت: «برو موصل، در آنجا راهبی پرهیزکار هست، به او بپیوند.»پس از مرگ او، به موصل نزد راهب آنجا رفتم و وقتی شرح حال خود را به او گفتم، او مرا پذیرفت و مدتی نیز با او بودم تا او نیز در بستر مرگ افتاد و به من سفارش کرد که بعد از من به «عموریه» برو و به راهب آنجا بپیوند.پس از مرگ او به عموریه نزد آن راهب رفتم، او مرا پذیرفت. سال های متمادی با او بودم تا آنکه در بستر مرگ قرار گرفت. به او گفتم: «پس از مرگ تو به کجا بروم؟»گفت: «امروز کسی را که عقیده ی درستی داشته باشد، نمی شناسم. ولی بزودی پیامبری از کیش ابراهیم علیه السلام مبعوث می شود، به سرزمینی که محصولش خرما است، هجرت کن تا به او برسی. او دارای نشانه های بسیار است، از جمله: در میان دو شانه ی او مهر نبوت است، هدیه را می پذیرد، ولی صدقه را قبول نمی کند.»سلمان می گوید: پس از مرگ او، کاروانی از عرب را در حال حرکت دیدم، نزد آن کاروان رفتم. راهب عموریه، گوسفندان و گاوهایی را به عنوان ارث برایم گذاشته بود، به افراد کاروان گفتم: «من چند گاو و گوسفند به شما می دهم، مرا با خود به سوی محل زندگی تان ببرید.»آنها پذیرفتند و مرا تا وادی القری (۸) بردند، ولی آنها به من ستم کردند و مرا در آنجا به عنوان برده به یک نفر یهودی فروختند.(۹)آنجا درختان خرما دیدم، شادمان شدم. مدتی در آنجا بودم تا مردی از یهود بنی قریظه به آنجا آمد و مرا از صاحبم خرید و به مدینه آورد، مدتی در آنجا بودم، ولی از همه جا بی خبر بودم و حتی نمی دانستم آن پیامبری که برای من تعریف کرده اند، آیا مبعوث شده یا نه؟ تا روزی پسر عموی اربابم به باغ آمد و گفت: «خدا بنی قیله را بکشد که گرد یک نفر جمع شده اند و او را پیامبر می دانند و می گویند: از مکه هجرت کرده و به مدینه آمده است.»من بالای درخت بودم، تا این سخن را شنیدم، لرزه بر اندامم افتاد. با سرعت پایین آمدم و با عجله پرسیدم: چه خبر است؟اربابم مشتی بر سینه ام کوفت و گفت: «این کارها به تو چه مربوط است؟ مشغول کار خود باش! »به کار خود ادامه دادم، تا شب فرا رسید. به اربابم گفتم مقداری خرما به من بدهد. با اجازه ی او اندکی خرما برداشتم، در سرزمین قبا (که پیامبر صلی الله علیه و آله در آغاز هجرت، نخست به آنجا آمد) به خدمت آن حضرت رسیدم. خرما را نزد آن حضرت نهادم و گفتم : این خرما صدقه است، از آن بخورید.پیامبر صلی الله علیه و آله به همراهان فرمود: «شما بخورید، من نمی خورم.» با خود گفتم: این یک علامت! بار دیگر مقداری خرما نزد آن حضرت بردم و گفتم: این هدیه است بخورید ! آن حضرت از آن خرما خوردند، با خود گفتم: این دومین علامت صدق پیامبری!بار سوم در مدینه هنگامی که رسول اکرم صلی الله علیه و آله برای تشییع جنازه ی مسلمانی به بقیع رفته بود، به حضورش رسیدم و در پشت آن حضرت ایستادم و با دقت به اطراف شانه ی او می نگریستم تا مهر نوبت را ببینم .آن حضرت، عبای خودش را از دوش خود برداشت، ناگهان مهر نبوت را دیدم و بوسیدم و گریستم . پیامبر صلی الله علیه و آله مرا نزد خود نشانید و من سرگذشتم را از آغاز تا پایان برای آن حضرت نقل کردم. پیامبر صلی الله علیه و آله شاد گردید و دوست داشت این سرگذشت را برای اصحابش نیز بازگو کنم. (۱۰)به این ترتیب در همان آغاز هجرت، به اسلام گروید؛ در حالی که برده ی شخصی یهودی بود . (۱۱)
نام زیبای سلمان برای روزبه«سلمان» قبل از آنکه به حضور پیامبر صلی الله علیه و آله بیاید، روزبه یا … نام داشت، پیامبر صلی الله علیه و آله نام او را تغییر داد و نام زیبای سلمان را برای او برگزید، سلمان گاهی به این موضوع افتخار می کرد و می گفت:«کنت عبدا فاعتقنی رسول الله و سمانی سلمانا؛ من برده بودم، رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا آزاد کرد و نام مرا سلمان نهاد.» (12)این سخنان، دارای دو پیام است:۱- نام های مربوط به زمان جاهلیت شایسته ی یک فرد مسلمان نیست، بنابراین نام های نامناسب بهتر است تغییر یابد.۲- واژه ی «سلمان» از سلامتی و تسلیم ریشه می گیرد. گویی پیامبر صلی الله علیه و آله با انتخاب چنین نامی برای سلمان، پاکی و سلامتی او را از انحرافات و تسلیم او را در برابر حق بیان می کند و گاهی برای تکمیل این مطلب به او سلمان محمدی و سلمان الخیر می گفتند.و در مورد شهربانو نیز نقل شده که نام او «جهان شاه» بود، امیرمؤمنان علی علیه السلام نام او را تغییر داد و شهربانو گذاشت.
سرگذشت آزادی سلمان از بردگیدرباره ی چگونگی آزاد نمودن سلمان، روایات مختلفی نقل شده است، ولی از قراین تاریخی استفاده می شود که پیامبر صلی الله علیه و آله سلمان را از صاحبش خرید و آزاد کرد. در روایات متعددی نقل شده که سلمان خود را به عنوان مولی رسول خدا صلی الله علیه و آله خوانده است یعنی غلام آزاد شده ی پیامبر صلی الله علیه و آله .از سخنان معروف سلمان است که می گفت:«اعتقنی رسول الله و سمانی سلمانا؛ رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا آزاد کرد و نامم را سلمان نهاد.» (13)
تنظیم سند آزادی سازی سلمانبرای خریداری سلمان از صاحبش که یک نفر یهودی بود، پیامبر صلی الله علیه و آله سندی تنظیم کرد، آن سند را به حضرت علی علیه السلام املاء نمود و علی علیه السلام آن را نوشت و جمعی از اصحاب، پای آن را امضا کردند. به گفته ی «ابونعیم اصفهانی» متن سند چنین بود:«هذا ما فادی محمد بن عبدالله رسول الله صلی الله علیه و آله فدی سلمان الفارسی من عثمان بن الأشهل الیهودی، ثم القرظی، بغرس ثلاثمأه نخلا و اربعین اوقیه ذهب، فقد بریء محمد بن عبدالله رسول الله لثمن سلمان الفارسی و ولاؤه لمحمد بن عبدالله رسول الله و اهل بیته فلیس لأحد علی سلمان سبیل؛ این قرارداد خریداری سلمان، توسط محمد رسول خدا صلی الله علیه و آله از صاحبش عثمان بن اشهل که از یهودیان بنی قریظه می باشد، در برابر کاشتن سیصد نهال خرما و چهل وقیه ( هر وقیه معادل چهل درهم) طلا: (محمد صلی الله علیه و آله این مبلغ را عطا کرد) و محمد بن عبدالله رسول خدا صلی الله علیه و آله از قیمت سلمان فارسی بریءالذمه شد. سرپرستی سلمان مربوط به محمد رسول خدا ص و اهلبیت او می باشد و هیچ کس حقی بر سلمان ندارد.»گواهی کنندگان عبارتند از: علی بن ابی طالب، ابوبکر، عمر بن خطاب، حذیفه الیمان، ابوذر غفاری، مقداد، بلال غلام آزاد شده ی ابوبکر و عبدالرحمان بن عوف. این سند را علی بن ابی طالب علیه السلام در روز دوم جمادی الاولی در همان آغاز سال هجرت رسول خدا صلی الله علیه و آله نوشت. (۱۴)
دین سلمان، قبل از اسلاماز روایات متعددی استفاده می شود، سلمان قبل از آن که به حضور پیامبر صلی الله علیه و آله برسد و قبول اسلام کند، مجوسی ( زرتشتی) نبود، بلکه یکتاپرست بود و دین خود را برای حفظ جان خود، کتمان می کرد. از جمله نقل شده: عربی از بادیه نشینان از پیامبر صلی الله علیه و آله پرسید: آیا سلمان قبلا مجوسی نبود و سپس مسلمان شد؟پیامبر صلی الله علیه و آله در پاسخ فرمود:«ان سلمان ما کان مجوسیا و لکنه کان مضمرا للایمان مظهرا للشرک؛ سلمان، مجوسی نبود ولی ایمان خود را مخفی می داشت و اظهار شرک می نمود.» (15)و نیز نقل شده که سلمان از اوصیاء حضرت عیسی علیه السلام بود(۱۶) و در کودکی به آیین مسیح علیه السلام اعتقاد داشت. گر چه در بعضی از روایات، نسبت مجوسیت به او داده شده ولی احتمالا این نسبت، به خاطر مجوس بودن پدر و مادر و خاندانش است و خودش در ظاهر برای حفظ جانش تقیه می کرد و در آن آیین بود، ولی در باطن یکتاپرست بود و از آتش پرستی و مانند آن دوری می جست.
پی نوشت :

۱- گلزار اکبری، ص ۸۵؛ سید محمد مقدس، الاوائل، ص ۱۶۱٫۲- سید محسن امین، اعیان الشیعه، چاپ ارشاد، ج۷، ص ۲۸۳٫۳- رجال کشی، ص ۱۵؛ معجم البلدان، ج۲، ص ۱۹۶؛ قاموس الرجال ، ج ۴ ، ص ۴۲۹٫۴- استیعاب، ج۲، ص ۵۴؛ نامه دانشوران، ج۹، ص ۲۰۵٫۵- رجال کشی، ص ۱۸ و ۲۰؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۱۸، ص ۳۶ و ۳۸٫۶- خصال صدوق، ج۱، ص ۲۵۵٫۷- محدث قمی، سفینه البحار، ج ۱، ص ۶۴۸٫۸- وادی القری، منطقه ای است که در بین شام و مدینه قرار گرفته و از بخش های مدینه است و روستاهای بسیار، در اطراف آن قرار دارد.۹- طبق بعضی از روایات، سلمان برای رسیدن به اسلام، حدود ده نفر ارباب عوض کرد که او را به عنوان برده می فروختند تا سرانجام به دست پیامبر (ص) آزاد شد ( شرح نهج البلاغه حدیدی، ج۱۸، ص ۶۳۴).۱۰- زمخشری، ربیع الابرار، ج۱، ص ۷۹۶٫۱۱- صحیح بخاری و مسلم و ترمذی، طبق نقل جامع الاصول جزری، ج۱۰، ص ۱۴۹٫۱۲- حلیأ الاولیاء، ج۱، ص ۱۸۵٫۱۳- اصول کافی، ج۱، ص ۴۶۷؛ درباره ی تغییر نام های نامناسب توسط رسول خدا (ص) به وسائل الشیعه، ج۱۵، ص ۱۲۴ و بحارالانوار، ج ۱۱۴ ، ص ۱۲۷ مراجعه کنید.۱۴- نفس الرحمان فی فضائل سلمان، ص ۲۰ و ۲۱؛ مکاتیب الرسول، ج۲، ص ۴۰۹؛ مکاتیب الرسول، ج۲، ص ۴۰۹؛ تاریخ بغدادی، ج۱، ص ۱۷۰ ( شرح بیشتر در کتاب سلمان الفارسی فی مواجهه التحدی، ص ۳۰ و ۴۱ ).۱۵- الاختصاص شیخ مفید، ص ۲۲ ؛ قاموس الرجال، ج۴ ، ص ۴۲۹٫۱۶- نفس الرحمان، ص ۴ .منبع:کتاب رابطه ی ایران با اسلام و تشیع
 

نوشته قبلی

محو تبعیضات نژادی عامل مهم گرایش ایرانیان به اسلام

نوشته‌ی بعدی

تحولات سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی دولت سر بداران

مرتبط نوشته ها

وکلاى حضرت مهدى (عج)
انقلاب مهدوی

وکلاى حضرت مهدى (عج)

ضرورت تشکیل حکومت جهانی
انقلاب مهدوی

ضرورت تشکیل حکومت جهانی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نيامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

نوشته‌ی بعدی

تحولات سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی دولت سر بداران

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

حاج شیخ عباس قمی؛ اسوۀ اخلاص

حاج شیخ عباس قمی؛ اسوۀ اخلاص

هویت ایرانی و اسلامی در هم تنیده است.

هویت ایرانی و اسلامی در هم تنیده است.

مداحی جای تحریف دین نیست.

مداحی جای تحریف دین نیست.

وکلاى حضرت مهدى (عج)

وکلاى حضرت مهدى (عج)

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا