۳ اردیبهشت ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

اگزیستانسیالیسم و اندیشه مهدویت (۲)

0
SHARES
0
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

آزادی و اگزیستانسیالیسم مقصود از آزادی در فلسفه‌های اگزیستانس، آزادی به معنای سیاسی یا عرفی آن نیست. آزادی در این فلسفه‌ها بدین معناست که انسان، به مقتضای طبع خویش عمل کند و از قانون علیت پیروی نکند.بیشتر فیلسوفان وجودی، ضرورت تصمیم‌گیری، آزادی و التزام را مؤلفه‌های زندگی اصیل می‌دانند. شخصی که در حال تفکر، احساس تصمیم و فاعل تفکر وجودی است، چشم‌اندازی تاریخی، متناهی و محدود دارد و به خلاف پیش‌فرض فلسفه ایدئالیستی هیچ‌گاه نمی‌تواند از سطح محدودیت‌هایش فراتر رود و دیدگاهی مطلق داشته باشد.[۵۹] به نظر سارتر، وجود بشر همین آزادی است که مقدم بر ذات و ماهیت بشر است و اگر آزادی نبود، ذات و ماهیت بشر معنی نداشت؛ زیرا آزادی، شرط امکان ماهیت بشر است.[۶۰]این مضمون در آثار بسیاری از نویسندگان فلسفه وجودی به چشم می‌خورد ولی در تفکر کی‌یرکگارد، وجود داشتن و مختار بودن تقریباً تعبیرهایی مترادفند.[۶۱] انسان با تکیه بر گزینش و اختیار، آینده بشر را می‌سازد و در این راه چه بسا مشتقاتی را نیز تحمل کند.به گفته پروفسور اچ. بی اکتون،[۶۲] « انسان، وجودی است که قدرت انتخاب دارد و می‌تواند فکر کند ، آزاد است و چون آزادی دارد، رنج می‌برد؛ زیرا آینده او تا حدی به انتخاب‌های آزاد او مربوط است».[63] بنابراین، مضامینی مانند آزادی، اختیار و تصمیم‌گیری و مسئولیت، نزد تمامی فیلسوفان وجودی با اهمیتند؛ چون بنیان وجود شخصی آدمی را می‌سازند. اعمال آزادی و توانایی به شکل دادن آینده است که انسان را از همه هست‌ها یا دیگر کائنات روی زمین، متمایز می‌کند و انسان به گونه‌ای، اصیل خودش می‌شود.[۶۴]از نظر آنان، اختیار در واقع ، سرآغازی است مطلق، تبیین نا‌پذیر و از نظر عقلی، توجیه ناشدنی که جهش آغازین هست بودن و فعل تعالی است که با آن، خود هر کس، خود را از بند دنیا رها می‌کند و خود را می‌سازد.[۶۵] با وجود این، ذکر سه نکته درباره آزادی از نگاه اگزیستانسیالیسم ضروری است:۱٫ آزادی انسان‌ها کاملاً به آزادی دیگران بستگی دارد و آزادی دیگران به آزادی ما وابسته است. ما هنگامی آزاد هستیم که حتی یک اسیر در جهان نباشد.[۶۶]۲٫ گردن نهادن به قانون، از آن‌جا که گسستی از عوامل ناآگاه و خیزشی به سوی آگاهی از ارزش است، خود به معنی آزادی است، ولی این امر همه چیز را به مسئله مبدّل می‌کند و به انتخاب می‌انجامد.[۶۷]۳٫ تقدیر و آزادی، دست اخوت به یکدیگر می‌دهند و تقدیر فقط با آن کسی روبه‌رو می‌شود که آزادی را محقق می‌سازد.[۶۸]در مکتب اگزیستانسیالیسم این معنای افراطی مطرح است که انسان می‌تواند هر کاری را هر وقت اراده کرد، انجام دهد. برای مثال، این سخن سارتر در جنگ ویتنام که « اگر من اراده کنم، جنگ ویتنام تمام می‌شود»، حاکی از گستره قوت اراده انسان است.
آزادی و گزینش در اندیشه مهدویت پیش‌بینی و پیش‌گویی آینده بشر از دیر باز در کانون توجه اندیشه‌وران دینی و غیر دینی قرار داشته است. بسیاری، اصل پیش‌بینی از آینده را محال می‌شمرند. دی تور می‌گوید:آن‌چه را ما آینده (زمان حال در لحظه‌ای دیرتر) می‌نامیم، پیش‌گویی‌پذیر نیست… درباره آینده نمی‌توان پیش‌گویی کرد و هیچ کس در هیچ کجا با قطعیت کافی، نمی‌داند آینده چگونه خواهد بود.[۶۹]معتقدان به امکان فهم آینده، نظریات گوناگونی درباره ماهیت و چگونگی این امر بیان داشته‌اند، ولی در یک دسته‌بندی کلّی، پیش‌بینی و پیش‌گویی از آینده دو گونه است:۱٫ پیش‌بینی علم‌محورانهبر این اساس، بسیاری از عالمان فلسفه تاریخ، روند تاریخ را پیش‌بینی کرده‌اند و با توجه به حرکت تاریخ به آینده، فرجام جهان را پیش‌بینی می‌کنند که تئوری‌های فصلی و تکاملی،[۷۰] تئوری‌های دورانی[۷۱] و تئوری‌های ستیز[۷۲] از این جمله‌اند.[۷۳]۲٫ پیش‌بینی دین‌مدارانهبر اساس‌ بینش‌های دین‌مدارانه، آینده را می‌توان پیش‌بینی کرد و با ظهور یک منجی مصلح، عدل، داد، آسایش و رفاه بر جهان حاکم شود. بنابراین، اعتقاد به ظهور منجی مصلح و تعیین سرنوشت بشر توسط او ایده‌ای فرا اسلامی است که پیروان دیگر ادیان الهی و غیر الهی نیز بر آن تکیه می‌کنند. در این میان، این پرسش مطرح است که آیا اراده و اختیار انسان در این امر مؤثر است یا خیر؟در پاسخ می‌توان گفت سه دیدگاه به‌طور کلی متفاوت درباره تأثیر داشتن یا نداشتن اراده انسانی بر قیام منجی مطرح است که اکنون بر می‌شماریم:۱٫ ماهیت انفجاریبه باور برخی، ظهور منجی، ماهیتی انفجاری دارد، همانند دُمَل که وقتی در بدن شخصی پدید آمد، باید به حدّی برسد که یک‌‌باره منفجر شود و هر کاری که از انفجار آن جلوگیری می‌کند، ناپسند است. اگر دوایی هم می‌خواهند روی آن بگذارند، آن دوا، باید دمل را زودتر منفجر کند. بنابراین، اصلاحات اجتماعی به کلی مردود است؛ زیرا سبب می‌شود آن دمل، بیشتر عمر کند. پس بگذارید عقده‌ها و کینه‌ها زیاد شوند تا یک مرتبه بنیان ستم را برکنند.[۷۴]این نظریه پذیرفتنی نیست؛ زیرا روایات پر شماری، تکالیف بسیاری را برای منتظران ظهور حضرت مهدی(علیه السّلام) در دوران غیبت و قبل از ظهور بیان کرده‌اند که خودسازی و تهذیب نفس،[۷۵] آماده شدن برای نابودی فتنه‌ها،[۷۶] اطاعت محض از دستور امامان بزرگوار در هر زمان و مکانی از این جمله است. این مسئله با بی‌تفاوتی نسبت به فساد و تباهی در جامعه، منافات صریح دارد. استاد مطهری در این‌باره می‌گوید:این (رها کردن تکلیف) بر خلاف یک اصل قطعی اسلامی است؛ یعنی انتظار حضرت حجت، هیچ تکلیفی را از ما ساقط نمی‌کند، نه تکلیف فردی و نه اجتماعی. شما در شیعه و اهل تسنن یک عالم پیدا نمی‌کنید که بگوید انتظار ظهور حضرت حجت، یک تکلیف کوچک را از ما ساقط می‌کند.[۷۷]هم‌چنین با توجه به آیاتی که ضرورت امر به معروف و نهی از منکر را مطلقاً بیان می‌کنند،[۷۸] می‌توان گفت در هر عصری، باید مقابل هر فساد و ظلمی صف‌آرایی کرد و ریشه آن را خشکاند بنابراین، امر به معروف و نهی از منکر عمومیت دارد و عصر پیش ظهور را نیز دربر می‌گیرد.۲٫ نظریه تحصّلیبر اساس این نظریه، فقط خواست و اراده الهی، در تحقق ظهور منجی مصلح مؤثر است و او هر گاه بخواهد، ظهور، تحقق می‌یابد بی‌آن‌که عامل انسانی، کوچک‌ترین نقشی در آن داشته باشد.۳٫ نظریه تحصیلیمسئله ظهور همانند رسیدن میوه است که مسیر تکاملی خود را می‌پیماید تا این‌که به مرحله‌ای می‌رسد که باید چیده شود. بنابراین، اگر منجی ظهور نمی‌کند، برای این است که دنیا به آن مرحله از قابلیت نرسیده است. قابلیت‌ها هم در صورتی شکل می‌گیرند که از یک سو، فساد، فراوان شود و از سوی دیگر، آنهایی که می‌خواهند حکومت را تشکیل دهند، پدید آیند.[۷۹] براساس این نظریه، فقط اراده الهی در ظهور منجی، مؤثر نیست، بلکه خواست مردم و عامل انسانی نیز برای تحقق آن دخالت دارد. به عبارت دیگر، در اندیشه اسلامی، انسان، تکویناً در انتخاب عمل و تفکر تواناست؛ یعنی می‌تواند آزادانه به چیزی ایمان بیاورد یا نه.[۸۰] بنابراین، انسان‌ها، آزادانه، حق انتخاب موقعیت و جایگاه خویش را دارند و می‌توانند سرنوشت خویش را رقم بزنند.شیخ طوسی می‌گوید:اراده الهی و نیز تلاش ما در بسط ید و قدرت و سلطنت امام زمان(علیه السّلام) مؤثر است و چنان‌چه خداوند بنا بر مصلحت‌هایی به وی بسط ید ندارد، باز هم بر ما واجب است در تقویت و بسط ید او بکوشیم؛ زیرا این امر به آمادگی ما بستگی دارد. پس اگر بسط ید آن حضرت از کارهای خداوند باشد، به ناچار باید مردم در اطاعت و تمکین از آن حضرت مجبور می‌شدند و خداوند میان آن حضرت و توطئه دشمنان، مانع می‌شد تا کسی نتواند به او آسیب برساند یا او را توسط فرشتگان بر دیگران تسلط ببخشد، ولی چنین کاری تکلیف را از همه ساقط می‌کند. پس در هر شرایطی، بر ما واجب است که برای بسط ید امام بکوشیم؛ زیرا در غیر این صورت، تقصیر از خود ماست.[۸۱]بر اساس آن‌چه اشاره شد، تنها اراده ذات باری‌تعالی برای تحقق ظهور کافی نیست، بلکه برای تحقّق ظهور باید به قدر کافی، یارانی باتقوا برای حضرت مهدی(علیه السّلام) وجود داشته باشد تا با تعمیق پیوندهای عاطفی خویش با امامشان، با اختیار و اراده خویش، در تحقق قیام آن حضرت و بسط ید و ظهور او بکوشند.[۸۲]شهید صدر می‌گوید:انقلاب او [حضرت مهدی] از نظر اجرا همانند دیگر انقلاب‌ها به زمینه‌های عینی و خارجی بستگی دارد و بایستی فضای مناسب موجود باشد.[۸۳]امام صادق(علیه السّلام) می‌فرماید: لا یکون ذلک حتّی تمسحوا العرق و العلق؛نهضت صاحب‌الامر تمام نمی‌شود مگر این‌که در میدان جنگ عرق بریزیم و خون‌ها ریخته شود.[۸۴]پیامبر اکرم۶ نیز می‌فرماید: یخرج ناسٌ من المشرق فیوطّئون للمهدی یعنی سلطانه؛[۸۵]در آینده، برخی مردم در مشرق زمین به پا می‌خیزند و زمینه‌ را برای استقرار حکومت مهدی(علیه السّلام) فراهم می‌کنند.باید دانست فقط وجود چنین افرادی برای تحقق ظهور کافی نیست، بلکه آمادگی فکری، فرهنگی و اجتماعی باید در انسان پدید آید تا خود را از تئوری‌ها، ایسم‌ها و لفاظی‌های دروغین حاکم بر جوامع بشری رها کند. تنها در این صورت می‌تواند به حقیقت انسانی خویش باز گردد و معنویت را به عرصه زندگی آورد تا آن‌گاه شاهد ظهور و درک منجی مصلح شود؛ زیرا قرآن کریم می‌فرماید:إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ[۸۶]دلهره،[۸۷] بی‌قراری و اگزیستانسیالیسمدرباره دلهره، بین اگزیستانسیالیست‌ها اختلاف است:۱٫ دلهره هستی: انسان از زوال و نیستی دلهره دارد.۲٫ دلهره این‌جا و آن‌جا: همه مقدورات جهان در دست انسان نیست. برای نمونه، وقتی انسان در یک مکان تمکن یابد، در مکان‌های دیگر قرار ندارد و این مسئله موجب دلهره می‌شود.۳٫ دلهره آزادی: هر گاه انسان در گزینش و تصمیم‌گیری آزاد باشد و از آزادی خود آگاهی یابد، دست‌خوش دلهره می‌شود.[۸۸]به نظر نویسندگان اگزیستانسیالیست، دلهره (دل‌شوره) از جهت خاصی منکشف کننده وضع انسان است. به باور برخی آنان، انسان در حالتی از دلهره به سر می‌برد؛ زیرا از یک جانب، تحت فشار ضرورت اراده، انتخاب و تصمیم‌گرفتن است و از سوی دیگر، تمامی تصویر آینده را که در معرض خطاست، نمی‌بیند و ناشناخته‌ها، او را تهدید می‌کنند. تناهی میدان، مخاطره اوست و عدم، بزرگ‌ترین دشمنش است.[۸۹]کی یرکگارد در کتاب «مفهوم دلهره»،[۹۰] موضوع دل‌شوره را به بحث منشأ گناه (بر حسب روایت سفر تکوین در مورد هبوط انسان) یعنی گذر از معصومیت به گناه مرتبط می‌داند، همان‌گونه که هایدیگر، آن را با سقوط کردن[۹۱] مرتبط می‌سازد.[۹۲] به باور او، فلسفه با یأس آغاز می‌شود و مأنوس‌ترین و منفی‌ترین احساسات فردی که هر کس می‌تواند داشته باشد، احساس اضطراب و دلهره، ترس و ترس از مرگ (است) که در واقع، وحشت از دست دادن فردیّت است.[۹۳]سارتر می‌گوید: به گونه کلی، بشر؛ یعنی دلهره. وقتی انسان فهمید که با تعیین و انتخاب، روش خود جامعه بشری را انتخاب می‌کند، نمی‌تواند از احساس مسئولیت تمام و عمیق بگریزد.[۹۴]مارسل نیز می‌گوید:ساختار زیرین وجود انسانی، بی‌قراری است. آدمی موجودی است گرفتار غم غربت و همیشه در آرزوی رضایت خاطری که از چنگش می‌گریزد، دل‌نگران وضع و حال خویش است. کنار خود نیز آسوده نیست و پیوسته در پی پیروز شدن بر این غربت و بیگانگی است.[۹۵]نتیجه این دلهره‌ها آن است که اگزیستانسیالیست‌ها، خود را در یک جهان ناممکن، عاطل و باطل و متروک می‌یابند و مانند یتیمان بی‌پناهی هستند که از تسلّای مادرانه عقل و ضرورت، محرومند و به دلتنگی می‌نالند.[۹۶]بنابراین، اگزیستانسیالیست‌ها با احساس ترس از مرگ و اضطراب و دلهره نسبت به آینده خویش و جهان، بدبین و مأیوسند. ‌چنین احساساتی، آرامش و امنیت روحی را از آنان سلب می‌کند و تصوری منفی از زندگی و آینده در آنان پدید می‌آورد.
اندیشه مهدویت و رفع اقسام دلهره در اندیشه اسلامی که اساس مهدویت است، راه‌کارهایی برای مقابله با هرگونه دلهره و کسب آرامش و امنیت روانی وجود دارد، مانند:۱٫ ایمان به خداقرآن کریم یکی از مهم‌ترین اسباب آرامش روحی و رفع دلهره را ایمان به خدای بزرگ می‌داند، چنان‌که می‌فرماید:الَّذِینَ آمَنُوا وَلَمْ یَلْبِسُوا إِیمَانَهُمْ بِظُلْمٍ أُوْلَئِکَ لَهُمْ الْأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ؛[۹۷]و نیز می‌فرماید:أَلَا إِنَّ أَوْلِیَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ؛[۹۸]۲٫ عمل صالحدر آیات متعددی از قرآن[۹۹] بیان شده است که انجام دادن کارهای شایسته موجب می‌شود انسان آرامش روحی بیابد و نگرانی‌هایش رفع شود، چنان‌که می‌فرماید: کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای نیک انجام داده‌اند و نماز به پا داشته‌اند و زکات را پرداخته‌اند، اجرشان نزد پروردگارشان است و ترسی ندارند و اندوهگین نمی‌شوند.در اندیشه مهدویت، ایمان به خدا و عمل صالح از ویژگی‌های اساسی منتظران و یاران امام عصر(علیه السّلام) است و در نتیجه، این گروه هیچ گونه دلهره و بی‌قراری ندارند. در این اندیشه، نگرش خوش‌بینانه‌ای به آینده وجود دارد؛ زیرا با ظهور حضرت مهدی(علیه السّلام)، ارزش‌های معنوی بر جامعه انسانی حاکم می‌شود و به برکت آن، رفاه و آسایش عمومی نیز برای مردم پدید می‌آید. این اندیشه، آموزه‌ای قرآنی است که با قاطعیت تمام، پیروزی نهایی ایمان بر کفر و غلبه صالحان و متقیان بر ستمگران و تحقق آینده‌ای درخشان و سعادتمندانه را برای بشر نوید داده است.[۱۰۰] بر این اساس، نگرانی‌های بشر نسبت به آینده جهان از بین می‌رود؛ زیرا می‌داند مردم در آینده وحدت عقیدتی می‌یابند[۱۰۱] و به رفاه اقتصادی[۱۰۲] و مساوات[۱۰۳] و آرامش می‌رسند.افزون بر آن، در اندیشه مهدویت (از دیدگاه شیعه امامیه) با وجود فعلی امام بین مردم، ارتباط بشر با عالم بالا قطع نشده است و فیض الهی همیشه به واسطه او به بشر می‌رسد.[۱۰۴] هانری کربن، اسلام‌شناس فرانسوی می‌گوید:به عقیده من، مذهب تشیع تنها مذهبی است که رابطه هدایت الهیه را میان خدا و خلق برای همیشه نگه داشته است و به استمرار ولایت اعتقاد دارد… تنها مذهب تشیع است که می‌گوید: نبوت، با رحلت حضرت محمد۶ ختم شد، اما ولایت که همان رابطه هدایت و تکمیل است، پس از رحلت آن حضرت هم‌چنان باقی است. مهدی، حقیقتی زنده است که هرگز نظرهای علمی نمی‌توانند او را از خرافات بشمارند و او را از فهرست حقایق حذف کنند.[۱۰۵]اعتقاد به وجود مقدس امام زمان(علیه السّلام) ، غم غربت، بی‌قراری و یأس را از درون انسان‌های صالح می‌زداید و در این دنیای پر آشوب، زندگی پر معنا و سرشار از امیدی به آنان هدیه می‌دهد. در واقع، هرکسی که وجود مقدس آن حضرت را باور کند، او را به عنوان پدری معنوی بالای سر خود می‌داند و با احساس نظارت ایشان بر خود، آرامش خاطر پیدا می‌کند و دل‌نگرانی‌ها را از خویش می‌زداید.در پاسخ به این پرسش که امام غایب چگونه می‌تواند به مؤمنان دل‌گرمی بدهد و اضطراب‌ها را از آنان بزداید؟ می‌توان گفت غیبت به معنای قطع رابطه مطلق حضرت مهدی(علیه السّلام) با مردم جهان نیست؛ زیرا او به صورت ناشناس در جامعه حضور دارد و از حوادث و رخدادهای اجتماعی و مشکلات مردم باخبر است و هر گاه مصلحت بداند به فریاد مردم به ویژه مؤمنان می‌رسد؛ آن حضرت در یکی از توقیعاتش به شیخ مفید می‌نویسد:ما شما را رها نکرده‌ایم و در رسیدگی و سرپرستی شما کوتاهی نمی‌کنیم و یاد شما را از یاد نبرده‌ایم؛ پس باتقوا باشید و ما را یاری کنید تا شما را از فتنه‌هایی که به سویتان می‌آید، نجات دهیم… .[۱۰۶]وجود آن حضرت در عصر غیبت همانند خورشید پشت ابر، به جهانیان سود می‌رساند.[۱۰۷] باور داشتن چنین اصولی، هرگونه دلهره، بی‌قراری، ترس و اضطراب را از انسان‌ها می‌زداید و آرامش و امنیت روحی، انسان‌های شایسته و منتظران واقعی ظهور را دربرمی‌گیرد. براساس روایات بسیاری، در عصر ظهور نیز شاهد امنیت و آسایش روحی و رفع دلهره‌ها و اضطراب‌ها برای بشریت هستیم. از این‌رو، عصر ظهور را می‌توان عصر آرامش واقعی و زدودن ترس‌ها و اضطراب‌ها دانست.
امید و اگزیستانسیالیسم اصل امید و ناامیدی از مسائل اساسی مطرح در فلسفه‌های اگزیستانس است. بسیاری از اگزیستانسیالیست‌ها، ناامیدی را در ذات انسان نهفته می‌دانند. به باور مارسل، هنگامی که امکان و استعداد و عشق ورزیدن و امیدوار بودن، نابود شود، انسان توانایی و حتی خواستِ فراتر رفتن از اوضاع و احوال خود را که قرین با خودبیگانگی و اسارت است، از کف می‌دهد.[۱۰۸] نومید شدن، تن دادن به این اندیشه است که آینده هیچ‌گاه نخواهد توانست از یوغ جبر و جباریّت گذشته برهد.[۱۰۹] بنابراین، امید، معطوف به نجات است و خروج از ظلمات مرضِ جدایی، غربت، یا بندگی را شامل می‌شود.[۱۱۰] مارسل امید را از نشانه‌های ایمان به خدا می‌داند و می‌گوید: انسان هیچ‌گاه از تلاش باز نمی‌ایستد.در مقابل او، افرادی مانند سارتر و کی یرکگارد ، از ناامیدی و محاسن آن سخن به میان آورده‌اند. سارتر می‌گوید:برای دست به کار شدن به امید نیاز نیست؛ برای نمونه، اگر این پرسش به ذهن بیاید که آیا روزی خواهد رسید که دارایی همگان در اختیار همگان باشد؟ باید گفت: نمی‌دانم. فقط باید به وظایفی که در محقق شدن آن کمک می‌کند، عمل کرد. بیرون از این حد نمی‌توان به هیچ چیز امیدوار بود؛[۱۱۱] رؤیا و انتظار و امید، معرفی کننده آدمی از نظر منفی است نه مثبت.[۱۱۲]به نظر کی یرکگارد، نومیدی آگاهانه[۱۱۳] دو شکل دارد؛ شکل نادرست آن وقتی است که فرد می‌داند نومید است، ولی خیال می‌کند دیگران چنین نیستند (هیچ کس نمی‌داند من چه می‌کشم). این وضعیت، او را به دام نومیدی بیشتر می‌کشاند، در حالی که شکل درست نومیدی آگاهانه وقتی است که فرد می‌داند در واقع، نومیدی بخشی از موقعیت انسان به شمار می‌آید و از این نظر بخشی از خود است. تنها راه خروج از آن نیز گزینش خویشتن خویش و جهش به مرتبه ایمان است.[۱۱۴]بنابراین، به نظر برخی، فلسفه وجودی، جهانی را پیش روی ما می‌گذارد که باید مدعاهای آن را در هم شکست. جهانی که باید آن را پذیرفت و هم رد کرد. شناخت آن زندگی که باید در فراسوی نومیدی ساخت، ناکامل و غیر قطعی است.[۱۱۵]
امید در اندیشه مهدویت در فرهنگ اسلامی، اصل امید، ره‌گشای بسیاری از اهداف و آرزوهای بشر است. پیامبر اکرم۶ می‌فرماید: «اگر امید نبود، هیچ مادری، نوزاد خود را شیر نمی‌داد و هیچ باغبانی، نهالی بر زمین نمی‌کاشت».[116]برآورده شدن حاجات،[۱۱۷] نشاط کاری، رحمت الهی،[۱۱۸] حل مشکلات[۱۱۹] و مانند آن، اثر امید صحیح است و ناامیدی نیز زیان‌های فراوانی دارد، مانند: شکست و ناکامی در زندگی و ارتکاب گناهان بزرگ.جبران خلیل جبران از زبان همه انسان‌ها به خود می‌گوید:ای من! اگر امید نداشتم، هرگز به آهنگی که روزگار می‌نوازد، گوش نمی‌دادم، بلکه از هم‌اکنون ادامه حیاتم را قطع و نمایش وجودم را در عرصه هستی به رازی پنهانی مبدّل می‌کردم که گورها آن را بپوشانند. چه تنگ است روزگار آدمی اگر گشایش امید نباشد.[۱۲۰]انتظار در اندیشه مهدویت به معنای امید، مقاومت و حرکت است. منتظر، کسی است که از وضع موجود، ناراحت است و برای ایجاد وضع بهتر تلاش می‌کند. بنابراین، مسئله انتظار از دو عنصر نفی (بیگانگی از وضع موجود) و اثبات (خواهان ایجاد وضعیت مطلوب) ترکیب یافته است. انتظار، امید و آرزویی است که جوهر آن، خوش‌بینی به آینده و تلاش برای فرجامی نیکوست و پشتوانه آن، مژده قطعی خداوند به پیروزی صالحان و مستضعفان به شمار می‌آید:وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ؛[۱۲۱]از منظر روان‌شناختی، وعده‌های پیروزی حتمی، قوت روحی و روانی در شخص منتظر پدید می‌آورد.[۱۲۲] از این‌رو، پیشوایان معصوم: بر چنین امری اصرار ورزیده‌اند. امام علی(علیه السّلام) می‌فرماید:انتظروا الفرج و لا تیأسوا من روح الله فأن أحبّ الأعمال عند الله عزّ و جلّ انتظار الفرج؛انتظار فرج داشته باشید و از رحمت خدا نومید نشوید؛ زیرا بهترین کارها در پیش‌گاه خدای عزوجل، انتظار فرج است.[۱۲۳]بر خلاف ایده اگزیستانسیالیست‌ها ، انتظار و امید، معرّف انسان از جنبۀ منفی نیست و او را در رسیدن به آرزوهای دیرینه‌اش یاری می‌کند.امام جواد(علیه السّلام) می‌فرماید: أفضل أعمال شیعتنا انتظار الفرج؛برترین اعمال شیعیان ما انتظار فرج است.[۱۲۴]به باور اندیشه‌وران شیعه امامیه، انتظار واقعی در اندیشه مهدویت، مذهب اعتراض[۱۲۵] و نیز مذهب احتراز[۱۲۶] یا انقراض[۱۲۷] نیست، بلکه استراتژی و مفهومی ارزشی است که افزون بر امیدبخشی، سبب مقاومت، حرکت و پویایی، اصلاح‌طلبی، ظلم‌ستیزی و نگهبانی از ایمان و تقوای الهی مردم می‌شود. به‌طور کلی، امید و انتظار در اندیشه مهدویت آثار متعددی دارد که آنها را می‌توان چنین برشمرد:۱٫ ایجاد تقوای الهی در انسانامام صادق(علیه السّلام) می‌فرماید:بی‌شک، حکومت آل محمد(صلی الله علیه واله) تأسیس خواهد شد. پس هر کس علاقه‌مند است از اصحاب و یاران قائم ما باشد، باید کاملاً از خود مراقبت کند و تقوا پیشه باشد. خودش را به اخلاق نیک مزین کند و سپس انتظار فرج قائم آل محمد را بکشد. هر کس برای ظهور قائم ما، چنین آمادگی و انتظاری داشت، ولی توفیق نصیبش نگشت و پیش از ظهور آن حضرت، اجلش فرا رسید، به ثواب یاران آن جناب می‌رسد.[۱۲۸]چنین روایاتی، منتظران را مکلّف می‌کند که تنها چشم به راه بودن کافی نیست، بلکه باید برای رسیدن به آن هدف نهایی، باید با آراسته شدن به تقوای الهی، خود را آماده کنند. اگر ظهور حضرتش را درک کردند، در ردیف یاران او قرار خواهند گرفت. و در غیر این‌صورت، به عنوان عمل کننده به تکلیف، از پاداش هم‌رکابی با آن حضرت بهره‌مند خواهند شد.۲٫ متخلّق کردن مردم به اخلاق اسلامیمنتظران حضرت مهدی(علیه السّلام) باید با برخورداری از اخلاق محمدی، صفات علوی(علیه السّلام) و فضائل جعفری(علیه السّلام) همیشه مایه افتخار معصومان: باشند و این کار در دوران غیبت امام واجب است.[۱۲۹]امام صادق(علیه السّلام) می‌فرماید:إنّ لنا دوله یجیء الله بها إذا شاء ثمّ قال: من سرّه أن یکون من أصحاب القائم فلینتظر و لیعمل بالورع و محاسن الأخلاق و هو منتظر؛[۱۳۰]همانا برای ما دولتی است که هر زمان خدا بخواهد آن را می‌آورد. سپس فرمود: هر کس دوست دارد از اصحاب قائم باشد پس منتظر بماند و پرهیزگار باشد و به شایستگی رفتار کند در حالی‌که منتظر است.۳٫ ایجاد انقلاب‌ها و نهضت‌های نجات‌بخش:یکی از علل غیبت امام زمان(علیه السّلام) ، آماده نبودن جهانیان برای پذیرفتن حکومت اوست. چنان‌چه جامعه بشری، آمادگی و آگاهی کافی را برای حضور حضرتش بیابد، آن حضرت ظهور می‌کند. از این‌رو، انقلاب‌ها و نهضت‌های نجات‌بخشی برای رسیدن به این هدف، صورت می‌گیرد که امید و انتظار در آنها، بسیار اثرگذار است.انسان‌های منتظر با پروراندن آرزوی ظهور حضرت حجت(علیه السّلام) و با شکیبایی، به خودسازی و دگرسازی می‌پردازند و با آگاهی دادن به جامعه جهانی، قیام‌ها و انقلاب‌هایی را پدید می‌آورند.خلاصه سخن این‌که بر خلاف ایده بسیاری از اگزیستانسیالیست‌ها ، در اندیشه مهدویت، امید و انتظار، محرکی است که انسان را به کار و تلاش وا می‌دارد تا شخص منتظر برای رسیدن به تکامل ، زمینه‌های تعجیل ظهور منجی موعود را فراهم آورد.
پی نوشت ها :

[۵۹] . گابریل مارسل، ص۱۲٫[۶۰] . ر.ک: ژان لاکوست، فلسفه در قرن بیستم، ترجمه رضا داودی، ص ۱۶۰ـ۱۶۱، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی، تهران ۱۳۷۵٫[۶۱] . فلسفه وجودی، ص۱۷۸ ـ ۱۷۹ (با اندکی تلخیص).[۶۲] . Professor H. B. Acton .[63] . فلسفه و ایمان مسیحی، ص۱۸۵٫[۶۴] . فلسفه وجودی، همان، ص۸ ـ ۹٫[۶۵] . نگاهی به پدیدارشناسی و فلسفه‌های هست بودن، ص۱۷۳٫[۶۶] . اگزیستانسیالیسم و اصالت بشر، همان، ص۷۰٫[۶۷] . هـ.ج. بلاکهام، شش متفکر اگزیستانسیالیست، ترجمه محسن حکیمی، ص۷۸، چاپ دوم: نشر مرکز، تهران۱۳۷۲٫[۶۸] . مارتین بوبر، من و تو، ترجمه ابوتراب سهراب و الهام عطاردی، ص۱۰۱، انتشارات فروزان، تهران ۱۳۸۰٫[۶۹] . جیمز دی‌تور، آینده‌پژوهی به عنوان دانشی کاربردی، ص۱۰۳، رهیافت، ش۲۰، بهار ۱۳۷۸٫[۷۰] . linear theorise .[71] . Cyclical theorise .[72] . Conflict theorise .[73] . نک: آیت قنبری، شیعه و جهان فردا، چاپ اول: انتشارات زمزم هدایت، قم ۱۳۸۴٫[۷۴]. مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج۱۸، ص۱۷۸، صدرا.[۷۵]. محمد تقی موسوی اصفهانی، مکیال المکارم، ج۲، ص۴۲۸، ایران نگین، قم.[۷۶]. نهج‌البلاغه، ترجمه فیض‌الاسلام، خطبه۱۵۰٫[۷۷]. مرتضی مطهری، سیری در سیره ائمه اطهار، ص۲۹۵، انتشارات صدرا.[۷۸].) کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّهٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنْ الْمُنکَرِ( (آل عمران، آیه ۱۱۰).[۷۹] . همان، ص۱۷۰۹٫[۸۰] . دین و آزادی، همان، ص۶٫[۸۱] . شیخ طوسی، الغیبه، فصل اول، ص۱۱٫[۸۲] . مرتضی مطهری، جهاد، ص۴۸٫[۸۳]. محمدباقر صدر، رهبری بر فراز قرون، ص۱۰۸٫[۸۴]. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، الجامعه لدرر أخبار الأئمّه الأطهار، ج۵۲، ص۳۵۸، دار احیاء التراث العربی، بیروت ۱۴۰۳ هـ.ق.[۸۵]. بحارالانوار، ج۵۱، ص۸۷٫[۸۶]. سوره رعد، آیه۱۱٫[۸۷]. Dread / Angolsse/ Anxiety/ Solicitude .[88]. عبدالحسین خسروپناه، گستره شریعت، ص ؟؟.[۸۹] . تاریخ فلسفه دین، ص۱۹۵٫[۹۰] . The concept of Dread .[91] . Varfallen .[92] . فلسفه وجودی، ص ۱۶۵ ـ ۱۶۷(با تلخیص بسیار).[۹۳] . آشنایی با فلسفه غرب، همان، ص۲۹۴٫[۹۴] . اگزیستانسیالیست و اصالت بشر، ص۳۷٫[۹۵] . گابریل مارسل، ص۳۹ ـ ۴۰٫[۹۶] . شش متفکر اگزیستانسیالیست، ص۲۳۹٫[۹۷] . سوره انعام، آیه۸۲٫[۹۸]. سوره یونس، آیه ۶۲٫[۹۹] . سوره بقره، آیه۶۲ و ۲۷۷؛ سوره اعراف، آیه۳۵٫[۱۰۰] . مرتضی مطهری، قیام و انقلاب امام مهدی۴، ص ۵ـ ۶، انتشارات صدرا، قم.[۱۰۱]. بحارالانوار، ج۵۳، ص۴٫[۱۰۲]. همان، ج۵۱، ص۷۸٫[۱۰۳]. همان، ص۲۹ و ۳۱۰٫[۱۰۴] . جعفر سبحانی، مقاله در فصل‌نامه انتظار، ص۷۰، شماره اول، سال اول، قم ۱۳۸۰٫[۱۰۵] . محمد تقی خلجی، تشیع و انتظار، ص۱۲۰، چاپ پنجم: نشر پیام اسلام، قم ۱۳۸۱٫[۱۰۶] . الاحتجاج، ج۲، ص۴۹۷، انتشارات سعید، نشر مرتضی، مشهد.[۱۰۷] . شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ص۴۸۵، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم.[۱۰۸] . گابریل مارسل، ص۲۵٫[۱۰۹] . همان، ص۹۲٫[۱۱۰] . همان.[۱۱۱] . اگزیستانسیالیست و اصالت بشر، ص۵۰٫[۱۱۲] . همان، ص۵۲٫[۱۱۳] . از نظر کی‌یرکگارد، نومیدی آگاهانه وقتی عارض می‌شود که شخص، خود را با چیزی بیرونی تعریف می‌کند. فرد با چنین روی‌کردی خود را در اختیار سرنوشت قرار می‌دهد. پس با نرسیدن به آن هدف، خود جاه‌طلبانه‌اش محقق نمی‌شود و واقعیت را هم نمی‌تواند بپذیرد.[۱۱۴]. پل استراتون، آشنایی با کی‌یرکگارد، ترجمه علی جوادزاده، ص۵۴، نشر مرکز، تهران ۱۳۷۸٫[۱۱۵]. شش متفکر اگزیستانسیالیست، ص۲۳۲٫[۱۱۶]. متقی هندی، کنز العمال، ج۳، ص۴۹۱، ش۷۵۶۰، بیروت، مؤسسه الرساله.[۱۱۷]. «الحوائج تطلبُ بالرّجاء» (همان، ص۴۹۰، ش۷۵۵۶).[۱۱۸]. پیامبر فرمود: «الأمل رحمهٌ لاُمّتی» (همان، ص۳۹۱، ش۷۵۶۰).[۱۱۹]. اصول کافی، ترجمه سید هاشم محلاتی، ص۲۱۹، ح۳٫[۱۲۰] . محمد تقی جعفری، ترجمه و تفسیر نهج‌البلاغه، ج۲۷، ص .[۱۲۱] . سوره قصص، آیه۵٫[۱۲۲]. یوسف مدن، سیکولوجیه الانتظار، ص۱۹۲، دار الهادی للطباعه و النشر و التوزیع، بیروت ۱۴۲۲٫[۱۲۳]. بحارالأنوار، ج۵۲، ص۱۲۳، مؤسسه الوفاء.[۱۲۴]. صادق احسان‌بخش، آثار الصادقین، ج۲۹، ص۲۱۴، نشر صادقین، ۱۳۷۶٫[۱۲۵]. دیدگاه دکتر شریعتی.[۱۲۶]. دیدگاه میرفطروس.[۱۲۷]. دیدگاه محمداقبال لاهوری.[۱۲۸] . محمد بن ابراهیم نعمانی، غیبت نعمانی، تحقیق فارس حسون، ص۲۰۷، ح۱۶، انوار الهدی.[۱۲۹] . محمد رضا حکیمی، خورشید مغرب، ص۲۷۳، چاپ بیست و سوم: نشر فرهنگ اسلامی، تهران ۱۳۷۷٫[۱۳۰] . نعمانی، الغیبه، ص۲۰۷، ح۱۶٫

 

برچسب ها: shia
نوشته قبلی

سیمای جوانان در اسلام

نوشته‌ی بعدی

اگزیستانسیالیسم و اندیشه مهدویت (۱)

مرتبط نوشته ها

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نیامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

مدینه فاضله امام زمان (عج)
انقلاب مهدوی

مدینه فاضله امام زمان (عج)

سه برداشت از شکوفایی علم در عصر ظهور
انقلاب مهدوی

سه برداشت از شکوفایی علم در عصر ظهور

نوشته‌ی بعدی

اگزیستانسیالیسم و اندیشه مهدویت (۱)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

قدرت خاموش ساختار غیرنظامی ایران

قدرت خاموش ساختار غیرنظامی ایران

امتیاز شیعه در حوزه اجتهاد

امتیاز شیعه در حوزه اجتهاد

اعتقاد به عصمت ائمه علیهم السلام

اعتقاد به عصمت ائمه علیهم السلام

زیارت در اندیشه و بینش شیعی

زیارت در اندیشه و بینش شیعی

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا