۵ اردیبهشت ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

بازتاب حماسی انتظار در دیوان ابن حسام خوسفی ( ۲)

0
SHARES
4
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

اوضاع دینی در عصر تیموری
تیمور گورکانی با همه ی خونخواری و سخت دلی و قتل عامهای وحشیانه و غارت اموال مردم و اسیر کردن زنان و فرزندان آنان مدعی دین داری بود و نسبت به سادات و اهل بیت پیغمبر (ص)اظهار ارادت و اخلاص می کرد. شرف الدین علی یزدی – که برای تیمور و پسرش شاهرخ عنوان خلیفه ی خداوند بر روی زمین ذکر کرده و وجودش را مورد تأییدات الطاف الهی و الهامات غیبی می داند – در این باره می گوید: «حسن عقیده و کمال اخلاص که حضرت صاحبقرانی را نسبت با مطلق اهل بیت (ع) بوده، اشهر و اظهر از آن است که به شرح محتاج باشد…»(1)تیمور معمولاً در قتل عامهای خود سادات هر کشور را از بقیه مستثنی می کرد (۲) و از تخریب و سوزاندن مساجد خودداری می ورزید و در سفرهای جنگی به دیار صوفیان و زاهدان شهرها می رفت و بر سر مقابر بعضی از آنان همت طلبیده و از خداوند درخواست نصرت و تأیید می کرد. لشکریان خود را از خوردن شراب و ارتکاب مناهی باز می داشت. وقتی در حمله ی بغداد به او گفتند در این شهر شراب زیاد وجود دارد، دستور داد همه را جمع کردند و به دجله ریختند (۳).تیمور که خود را یک مصلح دینی می دانست، حمله هایش به هندوستان، گرجستان، مغولستان و روم را به بهانه ی غزو با کفار و خراب کردن بت خانه های آن جا و انتشار شرع مقدس انجام می داد. قبل از حمله به دهلی و غارت آن جا نماز خواند و از خداوند تقاضای کمک نمود و از قرآن تفأل زد، اما صد هزار هندی را که در لشکرش اسیر بودند برای این که مبادا به لشکر هندیان بپیوندند، از دم تیغ گذارنید. در ظفرنامه در این باره آمده است: در همان روز «امیر جهان شاه و دیگر امرا به عرض همایون رسانیدند که از لب سند تا به این منزل، کم و بیش صد هزار هندوی بی دین از گبر و بت پرستی اسیر گشته اند و در معسکر ظفرپناه جمع آمده، مبادا که روز جنگ به اهالی دهلی میلی نمایند و هجوم کرده به ایشان بپیوندند […] بنابراین یرلیغ قضا نفاذ به صدور پیوست که مجموع هندوان که در دست لشکریانند به قتل آورند و هر کس که در امتثال این امر تأخیر و تهاون روا دارند او را بکشند و زن و بچه هایش از آن کس باشد که تقصیر او را به عرض رساند. بر حسب فرموده به روایت اقل صدهزار هندوی بی دین را به تیغ جهاد بگذرانید و از آن جمله مولانا ناصرالدین عمر که یکی از زمره ی ارباب عمایم بود. پانزده هندو در خیل داشت و با آن که هرگز گوسفندی ذبح نکرده بود در آن روز امتثال فرمان را هر پانزده را طعمه شمشیر غرا ساخت» (4).و هنگامی که به کشور روم حمله کرد و آن جا را تسخیر کرد، چهل هزار نفر از لشکریان ایلدورم بایزید را که با او مخالفت کرده بودند و اکثراً ارمنی بودند دستور داد در چاه ها کردند و چاه ها را از خاک پر و آنان را زنده به گور کردند. «چون سپاهیان ایلدورم بایزید که در شهر پای مخالفت فشرده بودند و از سر جهل و ظلالت دست جسارت به محاربه و قتال برآورده و بیشتر ارمنی بودند، حکم شد چهار هزار سپاهی بر تومانات قسمت کردند و همه را از برای سیاست، زنده در چاه ها کرده به خاک بینباشتند تا عبرت دیگر مخالفان بشود»(5).شاهرخ میراز فرزند تیمور اهل عبادت و به جا آوردن فرائض و نوافل بود و اکثر جمعه ها در مسجد جامع حضور می یافت و به شادات و خاندان پیغمبر به دیده ی احترام می نگریست و مرتب برای زیارت امام رضا (ع) به مشهد مقدس می رفت (۶). اما هنگامی که برای جنگ با سلطان محمدابن بایسنقر عازم اصفهان شده بود، جمعی از سادات و فضلا را که در سلک هوادران میرزا سلطان محمد درآمده بودند، به یاساق رسانید (۷) و فرزندش بایسنقر میرزا که از طرف پدر مدتی متصدی دیوان قضاوت بود بر اثر خوردن شراب زیاد در مجالس کامرانی و عشرت جان باخت. (۸) بعد از او پسرش علاءالدوله که دائماً بساط عیش و نوش گسترده بود «و غیر می گلرنگ و استماع آواز دف و چنگ نقشی بر لوح ضمیر نمی نگاشت» (9) به امارت دیوان اعلی منصوب شد.میرزا عبداللطیف که پدرش الغ بیگ و برادرش را کشت، به تقلید خلفا در روزهای جمعه خطبه می خواند و به پیش نمازی می پرداخت، ولی مخفیانه عده ای را که در راه رسیدن به سلطنت او جان نثاری کرده بودند گردن زد. «میرزا عبداللطیف بر وجهی که سبق یافت والد ماجد خود را شربت شهادت چشانده و در ایام جمعه به نفس نفیس خویش به قرائت خطبه و امر پیش نمازی می پرداخت و در رعایت رعیت شرایط اهتمام مرعی داشته، بساط عدل و انصاف ممهد ساخته، اما جمعی از برلاسیان و ترخانیان را مثل امیر محمود تایبوق و سلطان جنید و سلطان یوسف و امیر اسماعیل صوفی ترخان که در ملازمت او جان سپاریها کرده بودند در مجلس خاص طلبیده به قتل رساند» (10).پادشاهان تیموری مذهب سنی حنفی داشتند. هرچند این مذهب را مذهب رسمی قرار داده بودند و از آن دفاع می کردند، نسبت به مذاهب دیگر تعصبی نشان نمی دادند، به امام رضا (ع) و دیگر ائمه شیعه اظهار اخلاص و ارادت می کردند و بسیار برای زیارت به مشهد مقدس می رفتند و سادات و علما و زاهدان و صوفیان را به دیده ی احترام می نگریستند. شاهرخ قبل از عازم شدن به آذربایجان برای جنگ با قرایوسف قندیلی که از سه هزار مثقال طلا ساخته شده بود بر سبیل نذر از سقف گنبد مرقد امام رضا(ع) فرو آویخت (۱۱).در این دوره شیعه اثنی عشری از این فرصت برای تبلیغ مذهب خود استفاده فراوان برد و مبلغان و علمای شیعه با آزادی بیشتری نسبت به دوره های قبل به نشر عقاید خود اشتغال داشته، شاعران شیعه در اشعار خود به طور فراوان به مدح و ستایش ائمه (ع) می پرداختند (۱۲). هر چند مبلغان شیعه گاهی از طرف بعضی پادشاهان و امرا مجازات و عقوبت می شدند و درگیریهایی بین اهل سنت و شیعه پیش می آمد، اما این مسائل از تلاش آنان بر ای گسترش مذهب شیعه در میان مردم چیزی نمی کاست و علی رغم مخالفتهایی که می شد به تدریج اعتقادات شیعه در جامعه رواج بیشتری می یافت.دکتر ذبیح الله صفا در کتاب خود درباره ی اوضاع دینی این دوره چنین می گوید: «شیعیان که در طول قرن نهم برقوت خود می افزودند گویا همین مایه پیشرفت و نفوذ را کافی نمی دانستند و بر آن بودند که قیام و غلبه ای بر اهل سنت نموده، یا حکومت ایران را به دست گیرند و یا رسمیت مذهب خود را مسجل سازند و اگر چه این تندروی شیعه در قرن نهم با غلبه ی قاطع حنفیان تیموری و ترکمانان به نتیجه ای نرسید، لیکن چنان که می دانیم مقدمه ی سودمندی گشت برای قیام نهایی و غلبه ی آنان در آغاز قرن دهم هجری و تبدل مذهب رسمی ایران از تسنن به تشیع» (13)چنان که قبلاً بیان شده در این دوره خراسان میدان تاخت و تاز فرزندان تیمور برای دست یافتن به تخت پادشاهی بود و آنان علاوه بر آن که به مردم شهرها حمله می کردند و اموال آنان را به تاراج می بردند. مالیاتهای سنگین سرانه نیز وضع کرده بودند و کسانی را که قدرت پرداخت آنرا نداشتند، به انواع شکنجه و عذاب دچار می کردند؛ بدین جهت دهات و سرزمینهای حاصلخیز به ویرانه ای مبدل شد و مردم بر اثر ظلم و ستم غارتگران بیگانه و نداشتن امنیت جانی زن و فرزند خود را ترک کرده و به محلهایی دیگر متواری می شدند.بازتاب این وضعیت بد اجتماعی در شعر ابن حسام مشاهده می شود او در قصیده ای درباره ی خرابی خوسف می گوید:
 
خراب گشت زجور فلک خرابه ی خوسفچه گویم آنچه بگویم زیاده زان صدبار
مقام و مسکن مردم خراب گشت تمامنه خانه ماند و نه صفه و نه درگه و دیوار
چهار دانگ خراب است از آن که من دیدمدو دانگ مانده و تا چون شود به آخر کار (۱۴)
و در قصیده ای دیگر از فقر و تهیدستی خود و هموطنانش که خانه و کاشانه ی خود را بر اثر ستم و تعدی مأموران مالیات ترک کرده اند شکایت می کند و خطاب به یکی از بزرگان می گوید:
گر به عین مردمی چشمت به مردم ننگردمی نماند خوسف را بر صفحه هستی رقم
اکثر ارباب را بین خان و مان پرداختهمانده یابی چند مفلوک و پریشان و دژم
این منم چون کوف بر ویرانه ی ادبار خویشسر فرو برده چو بوتیمار با چندین الم
می زند فصاد چرخم در مقام نوش نیشمی دهد دهر ستمکارم به جای شهد سم
کاسه خالی، کیسه بی زر، خانه بی خوان، دل خرابمطبخ من بی درمنه خود چه گویم از دلم (۱۵)
سقوط و انحطاط اخلاق مردم جامعه از پیامدهای بسیار بد هجوم تاتارها به ایران بود. ابن حسام در یکی از قصایدی که درباره ی مدح و ستایش حضرت مهدی (عج) سروده و با مقدمه ای حزن آلود آغاز می شود، وضعیت اخلاقی مردم جامعه خود را تجسم کرده است. او از اجرا نشدن احکام شرع و رواج یافتن ریاکاری و شراب خواری و زنا و زیر پانهاده شدن حقوق دیگران در میان مردم جامعه می نالد و غم و اندوه خود را اظهار میدارد:
جهان فساد گرفت ای دریغ اهل صلاحبر آفتاب علو می کند شب دیجور
چراغ صومعه افروز را ز دود کنشتنماند صفوت تاب و برفت رونق نور
خطا و زلت و عصیان به غایتی برسیدکه زنده رشک برد بر فنای اهل قبور
ربا و خمر و زنا و عقوق و ترک حقوقحمایت طرف باطل و شهادت زور
کراست منع مناهی به واجبی کردناگر چه کردن آن واجب است بر جمهور (۱۶)
شاعر از ظلم و بیداد حاکمان تیموری که موجب این همه بدبختی و فساد اخلاق و نابسامانی مردم جامعه او شده اند رنج می برد و قلبش از خشم و کینه نسبت به آنان آکنده است. هر جنبش و طغیانی علیه آنان به شدت سرکوب می شود و او در خود توان مبارزه با آنان را نمی بیند. هیچ نجات بخشی نیز به یاری محرومان نمی شتابد، اما بارقه ی امیدی قلبش را روشنی می بخشد. قهرمانی در پشت پرده ی غیب است و به زودی خواهد آمد تا ظلم و ستم را نابود کند و عدالت را در جهان بگستراند و او به ناچار در انتظار این قهرمان می نشیند؛ زیرا انتظار آمدن او تنها راه مخالفت و شورش علیه غارتگران بیگانه است.بدین جهت اشعاری درباره ی حضرت مهدی (عج) می سراید. موضوع اصلی این اشعار توصیف دلاوری و شجاعت و قدرت جنگاوری و بیان صحنه های جنگ این قهرمان با ظالمان و ستمگران است. این قهرمان در حالی که ردای پیامبر را بردوش افکنده و شمشیر دوپیکر علی را به دست گرفته، از پشت پرده غیب ظاهر می شود و با ظهور او ترس و بیم از دلها رخت برمی بندد؛ لشکری از مجاهدان دین به راه می افتند؛ فرشتگان مقرب خدا به یاریش می آیند و حضرت عیسی (ع) از آسمان فرود می آید تا در رکاب او بجنگد، بدین گونه این قهرمان وارد عرصه ی پیکار می شود. دیوان فریب کار، ابولهبان سخت دل و دجالان منافق زمان که رمز حاکمان و شاهزادگان ستمگر و مدعی دیانت سلطه ی تیموری هستند در برابر او صف آرایی می کنند، اما این قهرمان در حالی که ذوالفقار علی (ع) را به دست گرفته، مانند شیر به آنان حمله ور می شود و همه را نابود می کند. او هرگز شکست نمی خورد و همه ی قدرتهای دنیا از قیصر روم تا فغفور چین در برابرش به زانو درمی آیند:
ایا به ضابطه ی عدل و داد در عالمچو جد خویش به نام پیامبری مشهور
بپوش درعه ی جد شریف و درع پدرو فوق جیدک قلد بسیفک المأثور
تو از حجاب برون آی تا برون آیندبه نصرت تو شجاعان دین چو روز نشور
لوای فتح نصب کن که بنمایدنشان آیت نصرت ز رایت منصور
به روز معرکه آید تو را فرشته سپاهبه گاه مشوره روح القدس تو را دستور
تو را امین ملک بر یمین و میکائیلعن الشمال و بالخلف صاحب الناقور
بر آن براق همایون رکاب برق شتابکه گاه سیر سبق می برد زباد دبور،
چو باد صبح گذر کن به بزمگاه چمنببر خمار می از مغز نرگس مخمور
اگر به کین تو دجالیان بر آغالندچه باک شیر ژیان را ز بانگ کلب عقور
چو بازوی تو شود قهرمان تیغ، شوندمخالفان به سر تیغ قاهرت مقهور (۱۷)
او در این اشعار به واقعه ی کربلا و شهادت مظلومانه امام حسین (ع) اشاره می کند و از حضرت مهدی (عج) می خواهد که به خونخواهی او قیام کند.اگر چه خوانخواهی امام حسین (ع) به وسیله ی حضرت مهدی (عج) و همچنین جنگها و قهرمانی های آن حضرت که در این اشعار مطرح می شود، اعتقادی مذهبی است اما در پشت سر این قهرمان مذهبی و اعتقادی، شبح و سایه یک قهرمان آرمانی نیز دیده می شود؛ همان قهرمانی که در قرن چهارم در شاهنامه به صورت رستم و در قرن نهم در خاوران نامه به صورت حضرت علی (ع) نمودار می شود.چنان که می دانیم بعد از حمله ی مسلمانان به ایران، چهار قرن ایران تحت سلطه ی حکومت عربی بنی امیه و بنی عباس قرار گرفت. در این مدت مردم ایران انواع خواری و مذلت را تحمل کردند و غرور ملی آنان لگدکوب شد؛ بنابراین در ناخودآگاه جمعی مردم، قهرمانی آرمانی شکل گرفت که شکست ناپذیر است و تن به اسارت بیگانه نمی دهد.در روزگار ابن حسام نیز که مهاجمان تاتار آبرو و اعتبار قوم ایرانی را در معرض خطر قرار می دهند، همان قهرمان آرمانی قرن چهارم ظاهر می شود، اما نه به شکل و نام قهرمان ملی بلکه به شکل و نام قهرمان مذهبی: علی(ع) این هر دو از جهت آرمانگرایی شاعر و منجی طلبی او یکی هستند:رستم با مهاجمان سرزمین توران می جنگد و حضرت علی (ع) با کفار غارتگر سرزمین خاور که سمبل و رمز مهاجمان تیموری هستند هر دو قهرمان شکست ناپذیرند و تن به اسارت و خواری نمی دهند. در خاوران نامه جنگ و پیکار حضرت علی (ع) با کفار سرزمین خاور زمانی آغاز می شود که خیمه گاه او توسط لشکریان خاور غارت می شود و او برای مبارزه با ستم و تعدی آنان به پا می خیزد:
چو باز آمدم سوی بنگاه خویشبه آیین و آرایش و راه خویش
زمال خود این جا ندیدم نشاننه این باشد آیین گردنکشان
نمودند بر مال من پردلینیند آگه از دست و تیغ علی
کسی بازوی خویشتن رنجه کردکه با شیرنر پنجه در پنجه کرد
ندانم، کسی چون برد مال مننمی ترسد از زخم کوپال من؟!
بدین کینه اکنون میان بسته امدر سود پیش از زیان بسته ام
دلم پر شتاب است و سر پر ز جنگدگر در میانه نباشد درنگ
چو فردا درآید خور از کوهسارمن و خاوران و سر ذوالفقار (۱۸)
در خاوران نامه، حضرت علی (ع) تجسم خشم شاعر برای ستیز و پیکار با قدرتهای ظالم و غارتگر عصر اوست.در یکی از صحنه های جنگ، شمشیر حضرت علی (ع) شکسته می شود و او با دست خالی در حالی که نعره های رعد آسایش لرزه بر پیکر دلاوران می افکند، مانند شیر خشمگین به آنان حمله می کند و بسیاری را به خاک و خون می کشد و لشکر خاوران را شکست می دهد:
میان سپاهش در آن گرد و میغبه دست اندر از دسته بشکست تیغ
به بازوی خنجر کش ذوالفقارکجا تیغ دیگر بود پایدار؟!
چو از دسته بشکست شمشیر شیررها کرد سر آب را سوی زیر
به سر پنجه ی آهنین چون پلنگکه بر عزم زور آورد روز جنگ
به کردار شاهین که از شاخ سروبه سر پنجه اندر رباید تذرو
گرفتی کمرگاه مردان کینربودی به آسانی از پشت زین
زدی مرد را بر سواری دگربینداختی نامداری دگر (۱۹)
در اشعاری که شاعر درباره ی حضرت مهدی (عج) سروده است نیز سایه ی قهرمان آرمانی که به علت سلطه و غلبه ی گرایشهای دینی و مذهبی بر گرایشهای ملی و نژادی در این دوره به شکل حضرت علی (ع) یا قهرمانی دینی در خاوران نامه ظاهر شده، مشاهده می شود؛ همان قهرمانی که رمز و سمبل آرزوی شاعر برای قهر و غلبه بر تیموریان بیدادگر و همه ی قدرتهای بیدادگر تاریخ بشر است. در حقیقت در این اشعار، بین واقعیت و آرمان و یا اعتقاد مذهبی و حماسه، رابطه و پیوند برقرار می شود. بنابراین وقتی شاعر از حضرت مهدی (عج) می خواهد که ظهور کند و به انتقام و خونخواهی امام حسین (ع) شمشیر بکشد، اگر چه این خونخواهی اعتقادی مذهبی است، اما در ذهن او امام حسین (ع) سمبل و رمز همه ی کسانی است که بر اثر ستم و ظلم فرزندان تیمور و یا قتل عامهای وحشیانه خود تیمور، مظلومانه کشته شده اند و هیچ کس جرأت و توان بپاخاستن برای انتقام و خونخواهی آنان را نداشته است:
هر شب فلک ز مضجع جد شهید توعطفی آل یافته بر دامن کبود
آن کو قبای جد تو همرنگ آل کردفرداش درکشند به پیراهن کبود
در چشم خون فشان فلک کحل عین کنبر اهل شام دعوی خون حسین (ع) کن (۲۰)
یکی دیگر از مسائلی که در این اشعار مطرح می شود این است که در زمان ظهور این قهرمان، هیبت او آن چنان است که هیچ قدرتمندی بر ضعیف نمی تواند ظلم و ستم روا دارد و عدالتی فراگیر بر همه جا گسترده می شود؛ آن چنان که میش در کنار گرگ، گور در کنار شیر و کبک در کنار باز، بدون هیچ گونه ترسی از تعدی و ستم، با آرامش زندگی می کنند.چنان که در اوضاع و احوال اجتماعی این دوره دیده شد، شاهزادگان تیموری با تقسیم غنائم و ثروتهای بی اندازه ای که تیمور در سمرقند، پایتخت خود، جمع کرده بود، به عیش و نوش و شراب خواری می پرداختند و اکثر مردم در فقر و تهیدستی به سر می بردند و در حالی که قحطی در هرات هزاران نفر را به کام مرگ می فرستاد، آنان دامن دامن زر و جواهر به امرای خود می بخشیدند تا در نزاعها و درگیریهایی که بر سر تخت و تاج وجود داشت، حامی آنان باشند. مردم فقیر را مجبور به پرداخت انواع مالیاتهای سنگین می کردند و بسیاری از تهیدستان که توانایی پرداخت این مالیاتها را نداشتند، در زیر شکنجه آنان جان می دادند. غارت اموال مردم شهرها، تعدی به عرض و آبروی آنان، مصادره اموال و گرفتن رشوه، حتی توسط بعضی وزرا، و کشتار افراد بی گناه، برای شاهزادگان و امرای آنان در این دوره امری عادی بود.خشم و انزجار شاعر نسبت به این فجایع و عدم توانایی او برای تغییر و یا عصیان و شورش علیه چنین جامعه ای موجب می شود که او به توصیف یک جامعه آرمانی عادلانه بپردازند و این آرمان با اعتقادی مذهبی در هم بیامیزد و واکنش منفی و عصیانگرانه ی شاعر را علیه حوادث و رویدادهای سیاسی و اجتماعی عصرش ظاهر کند.
سیاست عدل کامل او رای خلق و خلق راعی استبه ضبط شامل نهیب گرگ از درون جان غنم برآرد
نه شیر بر گور و گرگ بر میش و باز بر کبک و سگ بر آهوبه روز عدلش مجال یابد که دست زور و ستم برآرد (۲۱)
ظهور مهدی قائم که چون سلیمانشمسخرند به رغبت و حوش و جن و طیور
به دور او نتواند که پنجه بگشایدنه شیر شرزه بر آهو نه باز بر زر زور (۲۲)
به طور کلی در اشعاری که ابن حسام درباره ی مدح و ستایش حضرت مهدی (عج) سروده است جنبه ی حماسی بر جنبه های دیگر غلبه دارد و شاعر با آوردن تشبیهات و استعارات رزمی و اغراق و غلو و آفریدن تصویرهای ذهنی مربوط به ابزار و ادوات جنگ، از جمله شمشیر، نیزه، خنجر، شیپور و اسب و طبل، خواننده را در فضایی کاملاً حماسی قرار می دهد. بیشترین توصیفات و صور ذهنی و خیالی این اشعار مربوط به شمشیر دو سر و اژدها مانند حضرت مهدی (عج) است.
 
پی نوشت ها :

*استادیار دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان۱-شرف الدین علی یزدی، همان، ج۱،ص۱۴۶٫۲-میرخواند: همان، ج۶،ص۱۰۴۸٫۳-شرف الدین علی یزدی، :همان، ج۱،ص۴۵۷٫۴- معین الدین نطنزی، منتخب التواریخ معینی، ص۳۸۶٫۵-شرف الدین علی یزدی، همان، ج۲،ص۷۲٫۶-همان: ص۱۹۶٫۷-خواندمیر: همان: ج۳،ص۶۱۵٫۸-همان: ج۳، ص۶۳۵٫۹-همان: ج۶، ص۱۱۶۵٫۱۰-همان: ج۴، ص۱۹٫۱۱-همان: ج۳، ص۴۲٫۱۲-همان: ج ۶، ص۱۱۵۴٫۱۳-ذبیح الله صفا، تاریخ ادبیات در ایران، ج۴،ص۵۵و۵۶٫۱۴-ابن حسام خوسفی، دیوان، ص۲۹۲۱۵-همان:ص۲۸۵٫۱۶-همان:ص۲۳۷٫۱۷-همان:ص۲۳۸٫۱۸-نسخه عکس خاوران نامه، ج۱،ص۸۳٫۱۹-همان.۲۰-ابن حسام خوسفی، دیوان، ص۳۸۰٫۲۱-همان:ص۱۵۵٫۲۲-همان:ص۲۳۸٫ منابع:-ابن حسام خوسفی، خاوران نامه، نسخه ی عکسی مربوط به کتابخانه مرکزی دانشگاه شهید بهشتی.-ابن حسام خوسفی: دیوان، به اهتمام احمد احمدی بیرجندی، محمدتقی سالک، انتشارات اداره کل حج و اوقاف و امور خیریه استان خراسان.-خواندمیر: حبیب السیر، کتابخانه ی خیام، ۱۳۳۳شمسی، ج۳و۴٫-شرف الدین علی یزدی: ظفرنامه به تصحیح و اهتمام محمد عباسی، ج۱و۲،امیر کبیر، ۱۳۳۶شمسی.- صفا، ذبیح الله: تاریخ ادبیات در ایران، ج ۴، دانشگاه تهران، ۱۳۵۶٫-میر خواند:روضه الصفا: تهذیب و تلخیص از دکتر عباس زریاب، ج۶٫-نطنزی، معین الدین: منتخب التواریخ، تصحیح ژان اوبن، کتابفروشی خیام، ۱۳۳۶خورشیدی.پایگاه نور- ش ۱۵

 

برچسب ها: shia
نوشته قبلی

خطرناک‌ترین دشمنان سیدالشهداء

نوشته‌ی بعدی

بازتاب حماسی انتظار در دیوان ابن حسام خوسفی ( ۱)

مرتبط نوشته ها

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نیامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

مدینه فاضله امام زمان (عج)
انقلاب مهدوی

مدینه فاضله امام زمان (عج)

سه برداشت از شکوفایی علم در عصر ظهور
انقلاب مهدوی

سه برداشت از شکوفایی علم در عصر ظهور

نوشته‌ی بعدی

بازتاب حماسی انتظار در دیوان ابن حسام خوسفی ( ۱)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

قدرت خاموش ساختار غیرنظامی ایران

قدرت خاموش ساختار غیرنظامی ایران

امتیاز شیعه در حوزه اجتهاد

امتیاز شیعه در حوزه اجتهاد

اعتقاد به عصمت ائمه علیهم السلام

اعتقاد به عصمت ائمه علیهم السلام

زیارت در اندیشه و بینش شیعی

زیارت در اندیشه و بینش شیعی

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا