۴ اردیبهشت ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

بازخوانی لقب «شیعه جعفری» در بستر تاریخ حدیث (۴)

0
SHARES
8
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

۲ــ۳ــ۳.پاره ای کژرفتاری های شیعیان و دیگران: در میان گروندگان به امام صادق(ع) که توده وار و در زبان و سخن به آن حضرت وفادار بوده اند. همه گونه مدعی ای پیدا می شد و این، داستانی نیست که ویژه ی آن جناب باشد؛ در میان انبوه مردمی که از هر کس یا هر اندیشه ای دنباله روی می کنند، طیف هفت رنگی از انگیزه ها و آهنگ های گوناگون و پر شمار به چشم می آید که مرزبندی میان آنها و جدا کردن راستین از دروغین، نه برای دیگران، شدنی است و نه کمتر کسی برای داوری در کار کسی که اینها سنگ او را به سینه می زنند، درنگ می کند و میان خوب و بد، تفاوت می نهد؛ چنین است که همگان را به یک چوب می رانند و رهبر و پیشوایشان را هم همان گونه که مدعیان جلوه می کنند، می دانند و ارزیابی می کنند!همه می دانند که در عصر امام صادق(ع) که خود در مدینه می زیست و از گرانیگاه هواداران خود، کوفه، فرسنگ ها دور بود، کسانی به نام آن حضرت، چه دروغ ها گفتند(شیخ طوسی، ۱۳۴۸، ص۳۵۲) و در پی چه فرقه سازی ها و مرید و مرادبازی ها برآمدند (ر.ک به: شیخ طوسی، همان، ص۳۲۴)؛ تا آنجا که آن جناب کسانی چون ابوالخطاب محمد بن مقلاص را سرزنش و نفرین کرد و بارها و بارها کوفیان را که به دیدار آن بزرگوار می شتافتند، از زشتی و نادرستی کار فرقه سازانو به گمراهی کشانندگان، بین داد(برای نمونه، ر.ک.به: شوشتری ۱۴۱۹ق، ج۹، ص۵۹۴). شاید این سخن آن حضرت در این باره، کوتاه اما گویا باشد: «بی گمان، میان آنان که خود را وابسته ی تشیع می دانند، کسانی دروغگو هستند که حتی اهریمن هم به دروغشان نیازمند می شود!» (شیخ طوسی، ۱۴۱۴ق، ص ۴۱۵) و نیز این سخن: «کار ما به جایی کشیده است که روز را در حالی به شب می رسانیم که هیچ کس بیشتر از مدعیان دوستی ما، دشمن ما نیست!» (شیخ طوسی ۱۳۴۸، ص ۳۰۷).این، داستان دروغگویان و کسانی بود که دانسته و خواسته، رفتارهایی کژتابانه داشتند اما در این میان، نمی توان از ندانم کاری ها و لغزش های دوستان نادان هم دیده فرو بست. میان گروندگان به امام صادق(ع) کسانی هم بودند که سخنانی ناپسند یا دروغین را که در ظاهر خود، محکم کاری باورهای شیعی را به ویژه درباره ی امامت یا امام علی(ع) در پی داشت، از زبان آن حضرت میان توده ی مردم پخش می کردند و با این رویکرد خود، برانگیختن احساسات منفی پیروان دیگر باورها و خرده گیران، به سستی گفته های آن بزرگوار در دل و دیده ی دیگران دامن می زدند(شیخ طوسی، همان، ص۳۲۴ــ ۳۲۵). بیهوده نبود که آن جناب پافشارانه از پیروان خود ــ صد البته از آنها که درغگو و دشمنی در لباس دوست نبودند، بلکه یارانی نیک خواه و خوش انگیزه، اما نادان و بدانگیخته بودند ــ می خواست کاری کنند که مایه ی سربلندی و نه سرشکستگی آن حضرت میان مردم باشند؛ زبان خود را باز دارند و زیاده گویی و زشت گفتاری را وانهند(مجلسی، همان، ج ۶۵، ص۱۵۱؛ ج۶۷، ص ۲۹۹؛ ج ۶۸، صص۲۸۶و ۳۱۰؛ ج۷۵، ص۱۹۹و ج۸۲، ص۱۳۶). سخنی که با این پیام و واژه ها جز در برخی گزارش های مجلسی(همان، ج۷۵، صص ۳۴۸و ۳۷۲) که گویا بازگویی همین سخن و تقریباً خود آن است از هیچپیشوایی جز ایشان گفته و شنیده و گزارش نشده است!در همین عصر بود که یکی از یپروان آن پیشوای پاک، با به کار بردن تعبیر «این شیعه نماها» درباره ی کسانی که در چارچوب ویژگی هایی که آن جناب از گروندگان راستینش چشم داشت، نمی گنجیدند، از درماندگی خود در کار اینان نالید!(کلینی، همان، ج۲، ص۲۳۸، ح۲۷).این کژرفتاری ها، از آنِ دوست ها و دوست نماهای درون سازمان تشیع و نارسایی ای درون گروهی بود؛ در این میان، بیرونیانی هم بودند که افزون بر اینکه شیعه نبودند، با کارهای نابخردانه ی خود بر خرمن نارسایی ها می افزودند و این داستان کوتاه شده، گواهی است اندک برای آن همه سختی ها و فراروی امام صادق(ع) و سخنی که او می گفت و نمی شنیدند و یا می شنیدند و او نگفته بود!گروهی از مردم بصره، برای شنیدن حدیث، نزد آن حضرت آمدند و چون ایشان از آنان خواست برخی از آنچه را که شنیده اند برایش باز گویند، یکی از آن میان، از زبان سفیان ثوری چند حدیث واگفت که نام آن حضرت یا پدرانش در پایان سند هر یک از آنها بود؛ احادیثی سر تا پا دروغ و ساختگی مانند اینکه جعفر بن محمد نوشیدن هر گونه نوشیدنی الکلی را جز آنچه از آب انگور فراهم می آید، روا می داند!امام(ع) از او پرسید: این «جعفر بن محمد» را که نام می بری، می شناسی و از او رو در رو چیزی شنیده ای؟ پاسخ داد: نه و افزود: روزگاری است که مردم شهر ما، بصره، بی هیچ دو دلی ای این سخنان جعفر بن محمد را برای هم بازگو می کنند! امام فرمود: اگر همین «جعفر بن محمد» را ببینی و از خودش بشنوی که این احادیث دروغ اند، چه خواهی گفت؟ پاسخ داد: از او نمی پذیرم؛ زیرا کسانی این سخنان را از او نقل کرده اند که گواهی هایشان پذیرفته و بی برو برگرد است!باری، چون آنان رفتند، آن جناب رو به میمون بن عبدالله ــ گزارشگر این داستان ــ کرد و فرمود: چون علی(ع)(با پایان گرفتن نبرد جمل) خواست از بصره بیرون رود، آن را نفرین کرد و یادآور شد: این شهر به دردهایی بی درمان که یکی از آنها، دشمنی با ما اهل بیت و دروغ بستن بر ماست، گرفتار خواهد شد(شیخ طوسی، ۱۳۴۸، ص۳۹۳ــ ۳۹۷).۳ــ۳ــ۳ــ.بازتاب آن همه بدگویی ها و بدخواهی ها: ناگفته پیداست برآیند آن خرده گیری های رجالیان و محدثان نامدار، واین کژراهه رفتن های مردم کوچه و بازار، چه چیزی می توانست باشد؛ از یک سو به گفته ی سفیان بن عیینه، اگر می شنیدند کسی برای شنیدن حدیث، نزد سه تن از جمله جعفر بن محمد می رود، به او می خندیدند؛ زیرا این سه تن در کار گزارش حدیث، آن محکم کاری شایسته و بایسته را نداشتند(ذهبی، ۱۴۰۲ق، ج۶، ص۹۱) و از سوی دیگر، ابو حنیفه با آنکه پاسخی دندان شکن از حریز بن عبدالله سجستانی شنید، شیعیان را مردمی تهی دست از دانش می دانست(شیخ طوسی، ۱۳۴۸، ص۳۸۴). قاضی ابن ابی لیلی، گواهی محمد بن مسلم ثقفی را در دادگاه نمی پذیرفت(شیخ طوسی، همان، ص۱۶۳/شیخ مفید، [بی تا]، ص۲۰۲) و قاضی شریک بن عبدالله هم که پشتیبان راستگویی امام صادق(ع) بود و پیروان آن حضرت را مایه ی ننگ و بدنامی اش می دانست(شیخ طوسی، همان، ص۳۲۴ــ ۳۲۵)، در آغاز، گواهی همان محمد بن مسلم و دوستش ابوکریبه ی ازدی را در دادگاه نپذیرفت و آن دو را با نگاهی پست شمارنده، دو «جعفری» و «فاطمی» خواند و دست انداخت!(شیخ طوسی، همان، ص۱۶۲/شیخ مفید، همان، ۲۰۲).کار به جایی کشید که ابوالصباح کنانی با همه ی ستایش هایی که امام صادق(ع) از او می کرد(شیخ طوسی، همان، ص۳۵۰/همو، ۱۳۸۰ق، ص۱۰۲/نجاشی، ۱۴۰۷ق،ص۱۹) یک بار درمانده از سخن مردم کوفه ــ و شاید هم به پشتوانه ی آنکه مردی تندخو بود(شیخ طوسی، ۱۳۴۸، ص۳۵۰) ــ با تندی، به آن حضرت گفت: «از دست تو، چه چیزها که از دست مردم نمی کشیم!» و چون آن بزرگوار توضیح خواست، پاسخ داد: «با این و آن که گفت و گو می کنیم، ما را سرزنش کنان، «جعفری خبیث» یا «جعفری ها» می خوانند و به بهانه ی شما، ما را دست می اندازند!(همان، ص۲۵۵/کلینی، همان، ص۷۷،ح۶).بدین سان بود که سر تا پا ناهمخوان و بیگانه از خوش گمانی نویسندگانی که در آغاز این نوشته از آنان یاد کرده ایم، لقب «شیعه ی جعفری» یا «جعفری ها»، نه با مثبت انگاری و ستایش از تلاش های تاب فرسای امام صادق(ع) بر سر زبان ها افتاد که از سر بدگویی و ریشخند کردن آن پیشوا و این پیروان، گفته و شنیده می شد؛ گر چه به حکم بازی های شگفتی آور روزگار، روزگاری که ما در آن به سر می بریم، فرا رسید و آنچه در آن سال ها و سده ها، بهانه ی سرشکستگی بود، در این دهه ها، مایه ی سربلندی و گردن فرازی شد و ما به خود می بالیم که «جعفری» ایم و بی نام گران مایه ی آن بزرگوار، در هیچ کجای جهان، شناخته نمی شویم!
4ــ۳.دو نکته ی پایانی ۱ــ۴ــ۳.شادی کسی خرده بگیرد که چگونه روا و پذیرفتنی است، از یک سو همه ی رجالیان اهل سنت امام صادق(ع) را «صادق» و «ثقه» بخوانند و از سوی دیگر مردم سخنانش را نادرست بدانند؟!پاسخ ــ چنان که پیش تر هم یادآوری کرده ایم ــ آن است که داوری بیشتر رجالیان، سال ها و سده های پس از روزگار زیست آن حضرت و نوشدارویی دیر هنگام بود؛ افزون بر اینکه توده های مردمی که خیلی زود هر بانگی راطوطی صفت تکرار می کنند و پی هر گرد و خاکی برخاسته بر می خیزند، کمتر در گیر کار محدثان و رجالیان مثبت انگار و ستایشگر آن جناب بوده اند. این را هم نباید فراموش کنیم که در جهان گفت و شنود حدیث «صادق» و «صدوق» و «ثقه» دانستن یک تن و همزمان دچار لغزش و خرده پذیر خواندن همان کس، چیزی شگفت آور نیست و کم نیستند کسانی که به هر دو ویژگی شناخته می شدند: احمد بن بشیر مخزومی، احمد بن صبّاح نهشلی، احمد بن ابی الطیب بغدادی، احمد بن عبدالله بن محمد و تنی چند از این گروه پرشمارند(ابن حجر عسقلانی، ۱۳۹۵ق، ج۱، صص۱۷،۱۲و ۱۸) و چه بسا کسانی امام صادق(ع) را هم از این دسته راویان راستگوی لغزش دار می دانستند؛ چنان که امام رضا(ع) را هم چنین راوی ای دانسته اند!(ابن حیان، ۱۴۰۲ق، ج۸، ص۴۵۶/همو، [بی تا]، ج۲، ص۱۰۶/ذهبی، [بی تا]، ج۳، ص ۱۵۸).۲ــ۴ــ۳.جهان نام ها و لقب ها، جهانی سرگیجه آور و گمراهی آفرین است. در این جهان همه چیز به دلخواه ما و آن گونه که ما چشم داریم و چشم به راهش هستیم رخ نمی دهد و هم از این روست که چون برای نمونه برخی «وجه تسمیه ها» و «وجه تلقب ها» را می شنویم، در شگفت می شویم و می خندیم.گاه کسی «زنجی»(=زنگی) لقب می گیرد؛ چون خرما بسیار دوست دارد و یا سیاه پوست و یا به علاقه ی تضاد پوست بسیار سفیدی دارد(ذهبی، ۱۴۰۲ق، ج۸، ص ۱۷۸) و کسی دیگر «ضال» نامیده می شود، نه چون با دین خدا دشواری ای دارد، که در راه مکه گم می شود(ذهبی، ۱۴۱۴ق، مجلد حوادث و وفیات ۱۷۱ــ۱۸۰، ص۳۶۱/مزی، ۱۴۱۳ق، ج ۲۸، ص ۱۹۹). یکی را «ضعیف» می خواندند، نه چون در نقل حدیث، ضعیف و ناستوده بود، که به خاطر فراوانی نمازگزاری و لاغری اش از این رهگذر و یا محکم کاری اش در ضبط حدیث، چنین آوازه ای یافته بود(ابنحیان، ۱۴۰۲ق، همان، ص۳۶۲/مزی،۱۴۱۳ق، ج۱۶،ص ۹۸ــ ۹۹/ابن حجر عسقلانی، ۱۳۲۵ق، همان، ج۶، ص ۱۹) و یکی دیگر را با آنکه قرشی بود، «انصاری» می نامیدند، چون مادرش از انصار بود(ابن حجر عسقلانی، ۱۳۹۵ق، ج۲،ص۹۷)؛ چنان که مِقسم بن بجره را با آنکه برده ی عبدالله بن حارث بود، «مولی ابن عباس» گفتند؛ نه چون برده ی او بود که چون همواره با او بود(ابن حجر عسقلانی، همان، ص۲۷۳) و مانند همین داستان را برای نافع بن عباس، «مولی ابی قتاده» هم پیش آوردند!(ابن حجر عسقلانی، همان، ص ۲۹۵).همچنین، در جهان لقب ها و نام ها، بسیار پیش می آید که سرنوشت یک نام یا یک لقب، دیگرگون می شود و داستان شوربختی و خوشبختی آدمیان، سوی آنها نیز کشیده می شود. «ابوتراب» کنیه ای بود که از قضا امام علی(ع) آن را دوست می داشت و با شنیدنش، شاد می شد(ابن ابی الحدید، ۱۳۸۵ق، ج۱، ص۱۱)، اما امویان سخنرانان وابسته ی خود را وا می داشتند از آن حضرت با همین کنیه بر سر منبرها بد بگویند و آن را مایه ی کاستی و سرزنش او جلوه دهند(همان، ص۱۱ــ ۱۲)؛ از همین رو، زیاد بن ابیه هنگام گفت و گویش با یکی از شیعیان آن جناب، صیفی بن فسیل شیبانی، از سر نکوهش، این لقب را به کار می برد و صیفی خواسته و دانسته یا نادانسته و ناخواسته، از به جا آوردن چنین کنیه ای که دستمایه ی دست انداختن مولایش بود، سر باز می زد(ابن اثیر، ۱۳۸۵ق، ج۳، ص۴۷۷).داود بن علی ظاهری اصفهانی را چون در جهان اهل سنت نخستین فریادگر نفی قیاس در اجتهاد بود و ابلیس را پیشتاز قیاس کنندگان و بنیاد گذار آن می دانست، به مصداق «بر عکس نهند نام زنگی کافور»، به دلیل سرسختی اش در رویارویی با آن، «قیاسی» خواندند(قیسی دمشقی، ۱۴۱۴ق ، ج۷، ص ۲۵۹/ابن حزم اندلسی، ۱۹۸۳، ج۴، ص۳۹۱).در برابر، واژه ی «اجتهاد» سرنوشتی باژگونه پیدا کرد و با آنکه در نگاه نخستین دانشمندان شیعه، بار معنایی ای ناپسند داشت و چیزی بود همگن با موازی سازی در برابر اهل بیت(ع) تن زدند از سر فرود آوردن در آستان مرجعیت علمی شان و کوس جدایی و «انا رجل» اندک اندک آبرومند و خواستنی و مایه ی سربلندی کسانی شد که به زیورش آراسته و از ویژگی رو در رویش(تقلید)، پیراسته می شدند(سید مرتضی، ۱۳۴۸، ج۲، ص۷۹۲/محقق حلی، ۱۳۰۴ق، ص ۱۷۹ــ ۱۸۰/فیض کاشانی، ۱۴۱۲ق،ص ۹ــ۱۳، کرکی، [بی تا]، ص ۱۸۶/صدر، ۱۳۹۵ق، ص۲۳ــ ۲۹).
نتیجه لقب «شیعه ی جعفری» چنان که کسانی گمان کرده اند، لقبی نو آمد و نوخاسته نیست و چنان که کسانی دیگر اندیشیده اند، دارای بار معنایی ای خوشایند و گوارا نبوده است، اما اندک اندک به بهانه ی کنار کشیدن نویسندگان سال ها و سده های دور دست از یادآوری این لقب در نوشته های خود و نیز در پی ناآگاهی بسیاری از نویسندگان دهه های نزدیک به امروز ما از زادگاه نخستین آن ــ که با چاشنی ای از مثبت انگاری و خوش بینی ــ همراه بوده است ــ رنگ و بویی خوشگوار و دلپذیر یافت.یادآوری پوست اندازی و دگرگونی این لقب، نه از آن روی است که بخواهیم چارچوب کاربری این لقب را در هم شکنیم و دوباره به گذشته های دور بازگردیم، بلکه بدان آهنگ است که یک بار دیگر، زیانمندی بس بزرگ ذهنیت را بر سر راه پژوهش های خود یادآوری کنیم و این نوشته را گواهی دیگر برای گریز ناپذیری هر چه ژرف تر نگاه کردن و هر چه بیشتر نقادانه سخن گفتن، بدانیم.منابع:۱.آل کشف الغطاء، محمد حسین؛ اصل الشیعه و اصولها؛ بیروت: دارالاضوء، ۱۴۱۰ق.۲.ابن ابی الحدید، عبدالحمید بن هبه الله؛ شرح نهج البلاغه؛ الطبعه الثانیه، بیروت: داراحیاء التراث العربی، ۱۳۸۵،ق.۳.ابن اثیر جزری، مبارک بن محمد؛ جامع الاصول؛ الطبعه الثانیه، بیروت: دارالفکر، ۱۴۰۳ق.۴.ابن اثیر، علی بن محمد؛ الکامل فی التاریخ؛ بیروت: دارصادر و دار بیروت، ۱۳۸۵ق.۵.ابن انس، مالک الموطّأ؛ بیروت: داراحیاء التراث العربی، ۱۴۰۶ق.۶.ابن حبان، ابوحاتم؛ کتاب الثقات؛ حیدر آباد دکن: دارالمعارف العثمانیه، ۱۴۰۱ق (ج۱)و ۱۴۰۲ق (ج۲).۷.ــــــــــــ؛ کتاب المجروحین؛ بیروت: دارالمعرفه، [بی تا].۸.ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی؛ تقریب التهذیب؛ الطبعه الثانیه، بیروت: دارالمعرفه، ۱۳۹۵ق.۹.ـــــــــــ؛ تهذیب التهذیب؛ حیدر آباد دکن: دار المعارف النظامیه، ۱۳۲۵ق.۱۰.ــــــــ؛ هدی الساری، بیروت: دارالمعرفه، [بی تا].۱۱.ابن حزم اندلسی، علی بن احمد؛ رسائل ابن حزم الاندلسی؛ بیروت: المؤسسه العربیه، ۱۹۸۳م.۱۲.ابن خلکان، احمد بن محمد؛ وفیات الاعیان؛ چ۲، قم: منشورات رضی، ۱۳۶۴.۱۳.ابن عدی جرجانی، ابواحمد؛ الکامل فی ضعفاء الرجال الطبعه الثالثه، بیروت: دارالفکر، ۱۴۰۹ق.۱۴.ابن منجویه، احمد بن علی؛ رجال صحیح مسلم؛ بیروت: دارالمعرفه، ۱۴۰۷ق.۱۵.ابو نعیم اصفهانی، احمد بن عبدالله؛ حلیه الاولیاء؛ بیروت: دارالکتب العلمیه، ۱۴۰۹ق.۱۶.الهامی، داوود؛ امامان اهل بیت در گفتار اهل سنت؛ [بی جا]، مکتب اسلام، ۱۳۷۷.۱۷.الهی ظهیر، احسان؛ الشیعه والتشیع؛ چ۴، لاهور: اداره ی ترجمان السنه، ۱۴۰۵ق.۱۸.امین، سید حسن؛ دائره المعارف الاسلامیه الشیعیه؛ الطبعه السادسه، ج۶، بیروت: دارالتعاریف للمطبوعات، ۱۴۲۲ق.۱۹.امین، سید محسن؛ اعیان الشیعه؛ بیروت: دارالتعاریف للمطبوعات، ۱۴۰۳ق.۲۰.امین، عبدالله؛ دراسات فی الفرق و المذاهب القدیمه المعاصره؛ الطبعه الثانیه، بیروت: دارالحقیقه، ۱۹۹۱م.۲۱.امین غالب طویل، محمد؛ تاریخ العلویین؛ بیروت: دارالاندلس، [بی تا].۲۲.بغدادی، عبدالقادر؛ الفرق بین الفرق؛ بیروت: دارالجلیل و دارالآفاق الجدیده، ۱۴۰۸ق.۲۳.پیشوائی، مهدی؛ سیره پیشوایان؛ قم: مؤسسه امام صادق(ع)، ۱۳۷۲.۲۴.تشید، علی اکبر؛ هدیه اسماعیل: قیام سادات علوی …؛ تهران: بنگاه مجله تاریخی اسلام، ۱۳۳۱.۲۵.تهانوی، محمد علی؛ کشاف اصطلاحات الفنون؛ بیروت: مکتبه لبنان ناشرون، ۱۹۹۶م .۲۶.جعفری، سید حسین محمد؛ تشیع در مسسیر تاریخ؛ چ۶، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۲.۲۷.جمعی از نویسندگان؛ دائره المعارف بزرگ اسلامی؛ تهران: مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی؛ ۱۳۸۰.۲۸.ـــــــــ؛ دائره العارف تشیع؛ تهران: سازمان دائره المعارف تشیع، ۱۳۶۸(ج۲) و ۱۳۷۵(ج۵).۲۹.حاجی خلیفه، مصطفی بن عبدالله؛ کشف الظنون؛ بیروت: داراحیاء التراث العربی، [بی تا].۳۰.حیدر، اسد؛ الامام الصادق و المذاهب الاربعه؛ الطبعه الثانیه، بیروت: دارالکتاب العربی، ۱۳۹۰ق.۳۱.خریس، علی و ع.امیر مهنا؛ جامع الفرق و المذاهب الاسلامیه؛ الطبعه الثانیه، بیروت: المرکز الثقافی العربی، ۱۹۹۴م.۳۲.ذهبی، شمس الدین؛ تاریخ الاسلام؛ الطبعه الثانیه، بیروت: دارالکتاب العربی، ۱۴۱۴ق.۳۳.ـــــــــ؛ سیر اعلام النبلاء؛ الطبعه الرابعه، بیروت: مؤسسه الرساله، ۱۴۰۲ق (ج ۷،۶،۵و ۸) و ۱۴۰۶ق(ج۱۰و۱۲).۳۴.ــــــــــ؛ میزان الاعتدال، بیروت: دارالمعرفه، [بی تا].۳۵.ریچارد، یان؛ السلام الشیعی؛ بیروت: دارعطیه، ۱۹۹۶م.۳۶.زکی خورشید، «ابراهیم و دیگران»؛ دائره المعارف الاسلامیه؛ [بی جا]، [بی نا]، [بی تا].۳۷.سجادی، سید جعفر؛ فرهنگ معارف اسلامی؛ چ۳، تهران، کوشش، ۱۳۷۳.۳۸.سراج انصاری، مهدی؛ شیعه چه می گوید؟؛ [بی جا]، نشر اتحادیه مسلمین، ۱۳۲۷.۳۹.سیوطی، جلال الدین؛ تدریب الراوی؛ الطبعه الثانیه، بیروت: دارالکتب العلمیه، ۱۳۹۹ق.۴۰.شریف قرشی، باقر؛ موسوعه الامام الصادق؛ بیروت: دارالاضواء، ۱۴۱۳ق.۴۱.شوشتری، محمد تقی؛ قاموس الرجال؛ قم: جامعه مدرسین، ۱۴۱۹ق.۴۲.شیخ طوسی، ابوجعفر؛ اختیار معرفه الرجال، مشهد: دانشگاه مشهد، ۱۳۴۸.۴۳.ــــــــــ؛ الامالی؛ قم: دارالثقافه، ۱۴۱۴ق.۴۴.ــــــــــ؛ رجال الطوسی؛ نجف: المکتبه الحیدریه، ۱۳۸۰ق .۴۵.شیخ مفید، محمد بن محمد بن نعمان؛ الاختصاص؛ قم: جامعه مدرسین، [بی تا].۴۶.کتاب الامالی؛ قم : جامعه مدرسین، ۱۴۰۳ق.۴۷.شیرازی، ابواسحاق؛ الاشاره الی مذهب اهل الحق؛ بیروت: دارالکتاب العربی، ۱۴۱۹ق .۴۸.شیرازی، سلطان الواعظین؛ شب های پیشاور؛ چ۲۸، تهران: دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۱.۴۹.صدر، سید محمد باقر؛ المعالم الجدیده للاصول؛ الطبعه الثانیه، تهران: مکتبه النجاح، ۱۳۹۵ق.۵۰.طباطبائی، سید محمد حسین؛ معنویت تشیع؛ [بی جا]، [بی نا]، [بی تا].۵۱.عثمان، هاشم؛ تاریخ الشیعه فی ساحل بلاد الشام الشمالی؛ بیروت: مؤسسه الاعلمی، ۱۴۱۴ق.۵۲.عزیز ابراهیم، علی؛ العلویون فی دائره الضوء؛ بیروت: الغدیر، [بی تا].۵۳.علم الهدی، سید مرتضی؛ الذریعه الی اصول الشریعه؛ تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۴۸.۵۴.علی سالوس، احمد؛ مع الشیعه الاثنی عشریه؛ مصر: دارالتقوی و قطر: دارالثقافه، ۱۴۱۷ق.۵۵.فرید وجدی، محمد؛ دائره المعارف القرن العشرین؛ بیروت: دارالفکر، [بی تا].۵۶.فیاض، عبدالله؛ تاریخ الامامیه؛ الطبعه الثانیه، مؤسسه الاعلمی، ۱۳۹۵ق.۵۷.فیض کاشانی، محمد محسن؛ الاصول الاصیله(بخش سفینه النجاه)؛ چ۳، قم: داراحیاء الاحیا، ۱۴۱۲ق.۵۸.قزوینی، سید محمد کاظم؛ موسوعه الامام الصادق(ع)؛ قم : مؤلف، ۱۴۱۵ق.۵۹.قیسی دمشقی، شمس الدین؛ توضیح المشتبه؛ بیروت: مؤسسه الرساله، ۱۴۱۴ق.۶۰.کرکی، حسین بن شهاب الدین؛ هدایه الابرار؛ [بی جا]، [بی نا]، [بی تا].۶۱.کلینی، ابوجعفر؛ الکافی؛ بیروت: دارالاضوا، ۱۴۰۵ق.۶۲.کمال شعت، احمد؛ الشیعه فلسفه و التاریخ؛ قاهره: مکتبه مدبولی، ۱۴۱۴ق.۶۳.مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار؛ الطبعه الثانیه، بیروت: مؤسسه الوفاء، ۱۴۰۳ق.۶۴.محقق حلی، جعفر بن حسن، معارج الاصول؛ قم: مؤسسه آل بیت(ع)، ۱۴۰۳ق.۶۵.محمد علی محمد، مجدی؛ انتصار الحق؛ ریاض: دارطیبه، ۱۴۱۸ق.۶۶.مرکز مطالعات اسلامی استراسبورگ؛ مغز متفکر جهان شیعه؛ چ۹، تهران: سازمان انتشارات جاویدان، ۱۳۶۱.۶۷.مزی، ابوالحجاج؛ تهذیب الکمال؛ الطبعه الثالثه، بیروت: مؤسسه الرساله، ۱۴۰۳ق (ج۳)، ۱۴۰۸ق (ج۱۲)، ۱۴۰۹ق(ج۵)و ۱۴۱۳ق (ج۲۷،۲۶،۲۴،۱۹،۱۶و ۲۸).۶۸.مطهری، مرتضی؛ بیست گفتار؛ چ۵، قم: صدرا، ۱۳۵۸.۶۹.مظفری، محمد حسین؛ تاریخ الشیعه، قم: مکتبه بصیرتی، [بی تا].۷۰.معروف حسنی، هاشم؛ سیره الائمه الاثنی عشر: الطبعه الثالثه، بیروت: دارالقلم، ۱۹۸۱م.۷۱.مغنیه، محمد جواد؛ الشیعه فی المیزان؛ بیروت: دارالتعاریف،[بی تا].۷۲.موسوی، سید موسی؛ الشیعه و التصحیح؛ [بی جا]، [بی نا]، [بی تا].۷۳.ناصر الدین شاه؛ العقائد الشیعیه؛ [بی جا]، [بی نا]، ۱۴۰۷ق.۷۴.نجاشی، ابوالعباس؛ رجال النجاشی؛ قم: جامعه مدرسین، ۱۴۰۷ق.۷۵.نعمه، عبدالله؛ روح التشیع؛ بیروت: دارالبلاغه، ۱۴۱۳ق.۷۶.یحیی امین، شریف؛ معجم الفرق الاسلامیه؛ بیروت: دارالاضواء، ۱۴۰۶ق.منبع:ماهنامه موعود شماره ۱۰۳.
 

نوشته قبلی

بازخوانی لقب «شیعه جعفری» در بستر تاریخ حدیث (۳)

نوشته‌ی بعدی

تعاملات دیرینه شیعیان ایران و لبنان

مرتبط نوشته ها

قدرت خاموش ساختار غیرنظامی ایران
ویژه جنگ رمضان

قدرت خاموش ساختار غیرنظامی ایران

امتیاز شیعه در حوزه اجتهاد
علوم شیعه

امتیاز شیعه در حوزه اجتهاد

اعتقاد به عصمت ائمه علیهم السلام
ولایت و امامت

اعتقاد به عصمت ائمه علیهم السلام

زیارت در اندیشه و بینش شیعی
عقاید شیعه

زیارت در اندیشه و بینش شیعی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

یاران امام عسکرى (ع) در خطّه نیشابور
امام عسکری (ع)

یاران امام عسکرى (ع) در خطّه نیشابور

نوشته‌ی بعدی

تعاملات ديرينه شيعيان ايران و لبنان

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

قدرت خاموش ساختار غیرنظامی ایران

قدرت خاموش ساختار غیرنظامی ایران

امتیاز شیعه در حوزه اجتهاد

امتیاز شیعه در حوزه اجتهاد

اعتقاد به عصمت ائمه علیهم السلام

اعتقاد به عصمت ائمه علیهم السلام

زیارت در اندیشه و بینش شیعی

زیارت در اندیشه و بینش شیعی

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا