بازشناسی مصادر احادیث کتاب الغیبه نعمانی
چکیده
بازشناسی مصادر نخستین حدیثی، فواید کتابشناختی، حدیثی، و تاریخی متعددی دارد. توجه به سند نقلِ مصادر نخستین در منابع فهرستی، تکرار سلسله سند منتهی به صاحب کتاب در منابع حدیثی و همخوانی موضوع روایات با عنوان کتاب مؤلف، از روشهای تشخیص اخذ حدیث از مصادر مکتوب است. مطالعه احادیث کتاب الغیبه نعمانی، که از منابع بسیار مهم و قدیمی شیعه در موضوع مهدویت است، و مقایسه آن با دادههای فهرستی و حدیثیِ موجود نشان میدهد که وی از کتابهایی همچون کتاب سلیم بنقیس و الکافی کلینی استفاده کرده است. از مصادر مفقود کتاب الغیبه نعمانی نیز میتوان به تألیفات عبیدالله بنموسی علوی، علی بنحسن بنفضال، محمد بنسنان، محمد بنعلی صیرفی حسن بنمحبوب، ابنهمام اسکافی، ابنابیحمزه بطائنی، حسن بنمحمد بنجمهور، عبدالله بنحماد انصاری، عبدالله بنجبله، عبدالکریم بنعمرو خثعمی، موسی بنسعدان اشاره کرد. در این پژوهش از میان ۴۷۸ روایت کتاب غیبت نعمانی، مصدر ۴۳۸ روایت بر اساس برخی شواهد شناسایی شده که از میان آنها، ۸۵ روایت از دو مصدرِ موجود و ۳۵۳ روایت از ۲۰ مصدرِ مفقود اخذ شدهاند.
کلیدواژهها
نعمانی؛ الغیبه؛ احادیث مهدویت؛ مصادر حدیثی نخستین؛ بازشناسی مصادر حدیثی
اصل مقاله
جوامع حدیثی که در سدههای سوم و چهارم به بعد نگاشته شده، از متونی گرفته شدهاند که در سدههای اول و دوم نوشته شده بودند و غالباً به دست ما نرسیدهاند. بر این اساس، میتوان ادعا کرد بسیاری از متون حدیثی کهن با کمک مجموعههای بهجامانده از سدههای بعد قابل بازشناسی و بازسازیاند.
بازشناسی و بازسازی مصادر حدیثی نخستین شیعه فواید مهمی را در خود نهفته دارد که بخشی از آن بهاختصار چنین است:
۱٫ شناسایی کتابهای موثق نزد محدثان قدیم شیعه که بعضاً ائمه (ع) هم تأیید کرده بودند؛
۲٫ بررسی کلی روایات راوی و کتاب او؛
۳٫ شناسایی نُسَخ مختلف و حل تعارض روایات؛
۴٫ شناخت بهتر محتوای آثار مفقود و حتی بازیابی قسمتهایی از آنها؛
۵٫ کمک به کشف اشتباه استنادات مشهور یا کشف اضافات و الحاقات به کتب یا کشف کتاب یا مؤلف جعلی.
ابوعبدالله محمد بنابراهیم بنجعفر الکاتب النعمانی البغدادی، معروف به ابنابیزینب، از راویان بزرگ شیعه در اوایل قرن چهارم هجری (نجاشی، بیتا: ۳۸۳، ح۱۰۴۳)، پس از درگذشت ابوالحسن علی بنمحمد سمری (متوفای ۳۲۹ ق)، آخرین نایب حضرت مهدی (عج)، برای تحکیم تفکرات و اعتقادات شیعیان و نیز پاسخگویی به شبهات اعتقادی در مسئله امامت و اسرار غیبت، کتاب غیبت را نگاشت (نک.: نعمانی، ۱۳۹۷: ۲۰ـ۲۵). او از مجموعههای روایی، بهویژه کتابهای غیبت که پیش از او تألیف شده بود، استفاده کرده است. از ویژگیهای این اثر استفاده از مصادر بسیاری است که فقط در این کتاب از آنها بهره برده شده است. تنها راوی کتابِ او، شاگردش ابوالحسین محمد بنعلی الشجاعی [یا البجلی] الکاتب است (نجاشی، بیتا: ۱۸۳، ح۱۰۴۳).
این پژوهش در پی بازشناسی آثاری است که نعمانی در تدوین کتاب غیبت از آنها بهره برده است. متذکر میشویم که در این مقاله اصالتاً به دنبال مصادر بیواسطه کتاب الغیبه نعمانی هستیم؛ هرچند ممکن است گاه به مصادر این مصادر نیز بپردازیم. بنابراین در این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش هستیم که مصادر حدیثیِ نخستینِ کتاب الغیبه نعمانی، کدام کتابها و با چه محتوایی بودهاند و در چه حدی از آنها اخذ حدیث شده است.
پیشینه تحقیق
پیش از این، محمدجواد شبیری زنجانی در مقاله «منبعشناسی: نعمانی و مصادر الغیبه» کتاب الغیبه نعمانی را از نگاه مصدرشناختی کاویده و برخی از مصادرش را بازشناسی کرده است. هرچند این مقاله فضل سبق در تحقیق این موضوع را از آنِ خود کرده و موفق به یافتن حدود ۱۲ نفر از مؤلفان مصادر مفقود شده، کاستیهایی دارد. استقصای روایات، بازشناسی حجم بسیار بیشتری از مصادر کتاب الغیبه نعمانی، یافتن مصادر موجود و مفقود، کتابمحوربودن به جای شخصیتمحوربودن، توجه به روایات مشابه در دیگر مصادر حدیثی، تحلیلهای مصدرشناختی درباره یکایک روایات کتاب الغیبه و به حداقل رساندن گمانهزنیها و اجتناب از بیان حدس و احتمالات ضعیف، از مهمترین مزایای این نوشتار نسبت به پیشینه مذکور است.
روش تحقیق
قرینههای متعددی در کنار یکدیگر، تشخیص مصدر احادیثِ مجموعههای ثانوی حدیثی را میسر میکنند؛ توجه به سند نقلِ مصادر نخستین در فهارس، تکرار سلسله سند منتهی به صاحب کتاب در منابع حدیثی، هماهنگی موضوع روایت با موضوع کتابی که نام مؤلفش در سلسله سند حدیث ذکر شده، اخذ مستقیم روایت از مشایخِ باواسطه، انطباق سند حدیث با طریق به برخی کتابهای رجال سند در منابع فهرستی، تکرار بخشهای آغازین سند یا تعلیق سند به اضمار در گروهی از روایات پیدرپی و شناسایی بخش مشترک اسانید در گروهی از روایات پراکنده از مهمترین آن قرائن است.[i] با بهکاربستن این قرائن میتوان بسیاری از روایات مصادر حدیثی کهنِ از دسترفته را بازشناخت و برخی از آثار را تا حدودی بازسازی کرد.
مصدرشناسی کتاب الغیبه
نعمانی فقط یک بار که از کتاب سلیم حدیث گرفته، به نام منبعِ خود تصریح کرده است (نعمانی، ۱۳۹۷: ۶۸، ح۸). با بررسی سند روایات کتاب نعمانی و سنجیدن آنها با برخی دیگر، مصادر کتاب او را میتوان شناسایی کرد. از منابع نعمانی در کتاب الغیبه، فقط کتاب سلیم و کتاب کافی محمد بنیعقوب کلینی تا کنون موجودند و نعمانی بارها در کتاب خود از آنها روایت نقل کرده است. دیگر منابع وی اکنون در دسترس نیست و با توجه به شواهد و قرائن میتوان تا حدودی آنها را بازشناخت.
مصادری را که نعمانی از آنها بهره برده میتوان به دو گروهِ مصادر موجود و مصادر مفقود تقسیم کرد. در این موضع، بر اساس مؤلفانی که نعمانی در تدوین کتاب غیبت از آثار مکتوب آنان بهره برده، مصادر مورد استفاده وی را بررسی میکنیم.
مصادر موجود
۱٫ کتاب ابوصادق سُلَیْم بنقِیْس هِلالی عامری کوفی
کتاب سلیم بنقیس از قدیمیترین کتب حدیثی باقیمانده است که اهمیت فراوانی از نظر تاریخیحدیثی و کلامی دارد. از دیرزمان شخصیت سلیم (متوفای ۷۶ ق) و کتاب منسوب به وی محل مناقشه اندیشمندان شیعه بوده است. دیدگاههای ابرازشده درباره کتاب سلیم در چهار دسته میگنجد: اعتبار مطلق، اعتبار نسبی، جعلیبودن کتاب و جعلیبودن کتاب و نویسنده. برخی پژوهشهای معاصر نشان از آن دارند که در این میان صحیحترین نظریه، اعتبار نسبی کتاب سلیم است. بر این اساس، شخصیت سلیم و کتابش وجود حقیقی داشته، اما به مرور زمان نسخههای آن دستخوش زیادت و نقصان شده است (نک.: قلیچ، ۱۳۹۰). طرفه آنکه، نعمانی خود در اظهارنظری نادر و مهم، کتاب سلیم را ارزیابی کرده و نگاه دانشمندان شیعه در عصر خود راجع به این کتاب را برای ما بازتابانده است. وی میگوید در اینکه کتاب سلیم از مهمترین اصولی است که راویان شیعی نقل کردهاند و قدیمیترین آنها محسوب میشود هیچ اختلافی میان شیعیان تا عصر او وجود نداشته است. نعمانی کتاب سلیم را از منابعی معرفی میکند که شیعیان دائماً بدان رجوع میکرده و به آن اعتماد داشتهاند (نعمانی، ۱۳۹۷: ۱۰۱ـ۱۰۲).
در مجموع، پنج حدیث از کتاب سلیم در باب چهارم از کتاب غیبت نعمانی آورده شده است (همان: ۶۸، ح۸؛ ۷۴، ح۹؛ ۷۵، ح۱۰؛ ۸۱، ح۱۱؛ ۸۲، ح۱۲).[ii] نکات زیر در خور توجه است:
الف) نعمانی در اولین حدیث (همان: ۶۸، ح۸) به اخذ از کتاب سلیم تصریح دارد. شایان ذکر است که علت پایینبودن درصد تشابهِ[iii] این روایتبا روایت موجود در کتاب سلیم (الهلالی، ۱۴۰۵: ۲/۷۴۸) افزون بر جابهجایی برخی الفاظ و نقل به معنا در سطح واژگان یا جملات، اختلاف نسخه در انتهای روایتِ نعمانی است.
ب) با تکرار سندِ «… عَبدِالرَّزَّاقِ بنهَمَّامٍ، عَن معمرِ بنرَاشِدٍ، عَن أبَانِ بنأبِی عَیاشٍ، عَن سُلَیمِ بنقَیسٍ الهِلالِی» در آغاز چهار سند (نعمانی، ۱۳۹۷: ۷۴، ح۹؛ ۷۵، ح۱۰؛ ۸۱، ح۱۱؛ ۸۲، ح۱۲) محتمل است که نعمانی این احادیث را از کتاب عبدالرزاق بنهمام، و عبدالرزاق نیز از کتاب سلیم گرفته باشد. البته دور از ذهن نیست که کتاب سلیم از طریق عبدالرزاق نقل شده باشد و نعمانی طریق عبدالرزاق به سلیم را در ابتدای اسناد ذکر کرده باشد.
ج) نعمانی پس از ذکر این پنج روایت، کثرت احادیث کتاب سلیم در زمینه تعداد امامان (ع) را متذکر شده و از قول او گفته است: «إِنَّ الْأئِمَّهَ مِنْ وُلْدِ الْحُسَینِ تِسْعَهٌ، تَاسِعُهُمْ قَائِمُهُمْ ظَاهِرُهُمْ بَاطِنُهُم وَ هُوَ أفْضَلُهُم» (همان: ۱۰۲). پس از جستوجو در کتاب سلیم، ۲۶ حدیث، غیر از روایات پنجگانه فوق، با همین مضمون یافت شد (الهلالی، ۱۴۰۵: ۱/۱۷۲؛ ۱/۱۷۳-۱۸۰؛ ۲/۹۴۰).
۲٫ کافی کلینی
میدانیم که نعمانی شاگرد و کاتب کلینی (متوفای ۳۲۸ یا ۳۲۹ ق) بوده است. نعمانی در گردآوری کتاب غیبت، ۸۰ حدیث از کافی نقل کرده که این احادیث به طور پراکنده در یازده باب از ابواب بیستوششگانه کتاب آمده است (نعمانی، ۱۳۹۷: ۶۰، ح۳ و ۴؛ ۹۴، ح۲۵ و ۲۶ و ۲۷؛ ۱۱۲، ح۳؛ ۱۴۴، ذیل ۸؛ ۱۲۹، ح۵؛ ۱۳۰، ح۷ و ۸ و ۹ و ۱۰؛ ۱۳۱، ح۱۱ و ۱۲؛ ۱۳۲، ح۱۳ و ۱۴؛ ۱۳۳، ح۱۵؛ ۱۳۵، ذیل ۸؛ ۱۳۷، ذیل ۲؛ ۱۳۸، ح۳ و ۴ و ۵ و ۶ و ۷ و ۸؛ ۱۳۹، ح۹ و ۱۰ و ۱۱ و ۲؛ ۱۴۰، ح۳ و ۴ و ۵؛ ۱۵۰، ذیل ۶ و ۷؛ ۱۵۳، ذیل ۱۰؛ ۱۵۴، ح۱۱؛ ۱۵۶، ح۱۷؛ ۱۵۸، ذیل ۳؛ ۱۵۹، ذیل ۷؛ ۱۶۲، ح۲؛ ۱۶۴، ذیل ۴؛ ۱۶۷، ذیل ۶ (دو روایت)؛ ۱۶۸، ذیل ۷ و ۹؛ ۱۶۹، ذیل ۱۱؛ ۱۷۰، ح۲؛ ۱۷۱، ح۴؛ ۱۷۳، ح۹؛ ۱۷۵، ح۱۴ و ۱۶؛ ۱۷۶، ذیل ۱۷؛ ۱۷۷، ذیل ۲۱؛ ۱۸۶، ح۳۸؛ ۱۸۷، ح۳۹ و ۴۰؛ ۱۸۸، ح۴۱ و ۴۲ و ذیل ۴۲؛ ۱۹۱، ح۴۶؛ ۲۰۱، ح۱؛ ۲۰۲، ح۲ و ۳؛ ۲۰۵، ذیل ۷؛ ۲۰۹، ذیل ۱۶؛ ۲۱۶، ح۶؛ ۲۲۴، ح۷؛ ۲۷۹، ح۶۷؛ ۲۹۳، ح۱۰؛ ۲۹۴، ح۱۱ و ۱۲ و ۱۳؛ ۲۹۵، ح۱۴؛ ۲۹۶، ح۱۵؛ ۳۲۹، ح۱ و ۲؛ ۳۳۰، ح۳ و ۴ و ۵ و ۶).[iv] در این باره نکات ذیل را متذکر میشویم:
الف) وجود این روایات در کافی و مقایسه میان متن روایات و سند آنها در دو کتاب، بهترین قرینه بر اخذ مستقیم آنها از کافی است.
ب) علت پایینبودن درصد تشابه در برخی از این روایات با روایاتِ موجود در کافی، افزون بر جابهجایی برخی الفاظ و نقل به معنا در سطح واژگان یا جملات، اختلاف نسخه در ابتدا یا انتهای روایتِ غیبت است (برای نمونه نک.: همان: ۶۰، ح۴؛ ۱۱۲، ح۳؛ ۱۳۱، ح۱۱).
ج) در یک فقره، روایت نعمانی در غیبت (همان: ۲۹۴، ح۱۲) نسبت به روایت کلینی در کافی (کلینی، ۱۴۰۷: ۱/۳۶۸، ح۳) زیادهای در ذیل حدیث دارد. بنابراین، این احتمال که نعمانی آن را شفاهاً از استادش کلینی اخذ کرده باشد تقویت میشود. همچنین محتمل است نعمانی این روایت را از سایر کتب کلینی (نجاشی، بیتا: ۳۷۷، ح۱۰۲۶) اخذ کرده باشد.
د) نعمانی روایتی را با سند «وَ أخْبَرَنَا محمد بنیعْقُوبَ الْکلَینِی أبُوجَعْفَرٍ، قَالَ …» (نعمانی، ۱۳۹۷: ۲۷۹، ح۶۷) از کلینی نقل میکند که بعد از فحص و جستوجو در کافی نیافتیم. البته روایتی در کافی با محتوا و مضمون بسیار شبیه به آن یافت شد (کلینی، ۱۴۰۷: ۸/۳۱۰، ح۴۸۳). قرائن زیر بیارتباطبودن این دو روایت را تأیید میکنند:
۱٫ سند نعمانی و کلینی از نظر تطبیق، با یکدیگر بسیار اختلاف دارند؛
۲٫ نعمانی حدیث را از امام باقر (ع) و کلینی از امام صادق (ع) نقل کردهاند؛
۳٫ تمام روایات نعمانی از جلد اول کافی گرفته شده بود، اما این روایت در جلد هشتم است.
حاصل آنکه از میان ۸۰ روایتی که نعمانی در کتاب غیبت از کلینی نقل کرده، فقط یک روایت را بعد از فحص در نسخ منتشرشده کتاب کافی نیافتیم. با توجه به اینکه نعمانی شاگرد بلاواسطه کلینی بوده، احتمال دارد آن را شفاهاً از کلینی دریافت کرده باشد. همچنین با توجه به مضمون حدیث، محتمل است نعمانی این روایت را از کتابهای دیگر کلینی، غیر از کافی، مانند کتاب الرّد علی القرامطه (نجاشی، بیتا: ۳۷۷، ح۱۰۲۶) اخذ کرده باشد. از سوی دیگر، بعید نیست این سند طریق دیگر نعمانی به کتاب ابنمحبوب باشد؛ یعنی کلینی و سندهای دارای تحویل،[v] در طریق روایت کتاب ابنمحبوب قرار دارند. قرائنی را که تقویتکننده این احتمال است در همین نوشتار در قسمت کتاب ابوعلی حسن بنمحبوب الزَّرّاد از مصادر مفقود خواهیم آورد.
مصادر مفقود
تعدادی از احادیث غیبت نعمانی از مصادری گرفته شده که اینک مفقودند. به کمک برخی قرائن و شواهد، آن منابع را برمیشمریم.
۱٫ کتاب ابوتراب عُبیدالله بنموسی العَلَویّ العبّاسیّ[vi]
روایاتی که نعمانی در غیبت از او اخذ کرده، ۵۸ تا است (نعمانی، ۱۳۹۷: ۲۶؛ ۵۲، ح۳؛ ۵۳، ح۴؛ ۵۴، ح۵ و ۷؛ ۱۱۵، ح۱۲ و ۱۳؛ ۱۲۸، ذیل ۲؛ ۱۵۵، ح۱۵؛ ۱۶۳، ح۴؛ ۱۶۴، ح۵؛ ۱۶۸، ح۸؛ ۱۷۶، ح۱۸ و ۱۹؛ ۱۸۲، ح۴۱؛ ۱۸۳، ح۳۳؛ ۱۸۵، ذیل ۳۶؛ ۱۹۷، ح۸ و ۹؛ ۱۹۸، ح۹؛ ۱۹۹، ح۱۲ و ۱۳؛ ۲۰۰، ح۱۵ و ۱۷؛ ۲۰۵، ح۸؛ ۲۰۶، ح۱۰ و ۱۲؛ ۲۰۷، ح۱۳؛ ۲۰۸، ح۱۴ و ۱۵؛ ۲۱۲، ح۱؛ ۲۱۴، ح۲؛ ۲۳۹، ح۳۳؛ ۲۴۲، ح۳۹ و ۴۰؛ ۲۴۳، ح۴۳؛ ۲۴۵، ح۴۶؛ ۲۴۸، ح۲؛ ۲۵۱، ح۷؛ ۲۵۲، ح۱۱؛ ۲۶۷، ح۳۸؛ ۲۷۰، ح۴۲؛ ۲۷۴، ح۵۵؛ ۲۸۳، ح۱؛ ۲۸۴، ح۳؛ ۲۸۹، ح۳ و ۵؛ ۲۹۰، ح۷؛ ۲۹۸، ح۴؛ ۲۹۹، ح۶؛ ۳۰۳، ح۱۱؛ ۳۰۴-۳۰۵، ح۱۴-۱۶؛ ۳۱۴، ح۶؛ ۳۱۹، ح۶؛ ۳۲۲، ح۱؛ ۳۳۲، ح۴). نعمانی با واسطه علی بناحمد بننصر البَندَنِیجِی از او روایت کرده است. علی بناحمد در غیبت نعمانی فقط در نقش راویِ عبیدالله بنموسی ظاهر میشود (نک.: غفاری، در: نعمانی، ۱۳۹۷: ۲۷، پاورقی ۱). نام بندنیجی در فهارس در شمار مؤلفان یاد نشده است. از دیگر سو، نام راویان در سند روایات تا عبیدالله بنموسی مشترک است و از او به بعد مختلف میشود (نعمانی، ۱۳۹۷: ۵۲، ح۳؛ ۵۴، ح۵ و ۷؛ ۱۱۵، ح۱۲ و ۱۳؛ ۱۷۶، ح۱۸ و ۱۹؛ ۱۸۳، ح۳۳؛ ۱۹۷، ح۸؛ ۱۹۸، ح۲؛ ۱۹۹، ح۱۲ و ۱۳؛ ۲۰۰، ح۱۵ و ۱۷؛ ۲۰۵، ح۸؛ ۲۰۶، ح۱۰ و ۱۲؛ ۲۰۸، ح۱۴ و ۱۵؛ ۲۴۲، ح۳۹ و ۴۰؛ ۲۸۹، ح۳ و ۵؛ ۳۰۴، ح۱۴؛ ۳۰۵، ح۱۵ و ۱۶). همچنین عبیدالله در برخی اسناد، از افرادی روایت کرده که از تعابیر «عن رجل» (همان: ۲۰۷/۱۳)، «عن بعض رجاله» (همان: ۲۱۴، ح۲؛ ۳۳۲، ح۴) یا «عمّن رواه» (همان: ۳۱۹، ح۶) برای معرفی آنها استفاده کرده است. نیز عبیدالله در برخی اسانید، از اشخاص ناشناخته مثل موسی بنهارون المَعبدِیّ (همان: ۲۱۲، ح۱) و عبدالرحمن بنقاسم (همان: ۲۴۸، ح۲؛ ۲۹۰، ح۷) روایت کرده است. اشتراک سند روایات تا عبیدالله مؤید این نکته است که وی مؤلف کتاب یا کتابهایی است که روایات از آن اخذ شده است.
۲٫ کتاب ابوالحسن علی بنالحسن بنعلی بنفضّال التَّیمُلِی الکوفی
روایاتی که نعمانی در غیبت از او اخذ کرده ۴۳ تا است (همان: ۲۵؛ ۱۱۲، ح۵؛ ۱۲۹، ح۶؛ ۱۷۰، ح۱؛ ۱۷۱، ح۳؛ ۱۷۷، ح۲۰؛ ۱۹۵، ح۳؛ ۲۰۶، ح۱۱؛ ۲۱۰، ذیل ۱۷؛ ۲۲۹، ح۱۲؛ ۲۳۲، ح۱۶ و ۱۷؛ ۲۳۹، ح۳۲؛ ۲۴۰، ح۳۴؛ ۲۵۷، ح۱۵ و ۱۶؛ ۲۵۸، ح۱۷؛ ۲۶۰، ح۱۹؛ ۲۶۳، ح۲۳ و ۲۵؛ ۲۶۴، ح۲۸؛ ۲۶۶، ح۳۲ و ۳۳؛ ۲۶۹، ح۴۱؛ ۲۷۱، ح۴۵؛ ۲۷۳، ح۵۰ و ۵۱؛ ۲۷۴، ح۵۲ و ۵۳ و ۵۴؛ ۲۷۸، ح۶۲؛ ۲۸۳، ح۱؛ ۲۸۸، ح۱؛ ۳۰۰، ح۳؛ ۳۰۱، ح۴ و ۵؛ ۳۰۴، ح۱۳؛ ۳۰۹، ح۴؛ ۳۱۲، ح۳؛ ۳۱۶، ح۱۲؛ ۳۱۷، ح۳؛ ۳۲۰، ح۱؛ ۳۳۱، ح۱). نعمانی با واسطه ابنعقده از او روایت نقل کرده است. وی از جمله مشایخی است که ابنعقده در برخی اسناد، به اخذ از کتابش تصریح کرده است (همان: ۱۱۲، ح۵؛ ۱۲۹، ح۶؛ ۲۶۶، ح۳۳؛ ۲۷۸، ح۶۲؛ ۲۸۳، ح۱؛ ۳۰۴، ح۱۳)؛ از جمله در برخی از این اسناد تصریح کرده که حدیث را در صفر سال ۲۷۴ ق از کتاب علی بنحسن بنفضّال روایت کرده است (همان: ۲۸۳، ح۱؛ ۳۰۴، ح۱۳). همین مطلب، با اشاره به همان ماه و همان سال، بدون تصریح به روایت از کتاب، در بعضی اسناد دیگر آمده است (همان: ۲۴۰، ح۳۴؛ ۳۰۰، ح۳). بنابراین متبادر به ذهن است که نمونههای بسیار دیگری نیز که ابنعقده صریحاً به نقلِ حدیث از کتاب ابنفضّال اشاره نکرده (همان: ۲۵؛ ۱۷۰، ح۱؛ ۱۷۱، ح۳؛ ۱۹۵، ح۳؛ ۲۰۶، ح۱۱؛ ۲۱۰، ذیل ۱۷؛ ۲۲۹، ح۱۲؛ ۲۳۲، ح۱۶ و ۱۷؛ ۲۳۹، ح۳۲؛ ۲۴۰، ح۳۴؛ ۲۵۷، ح۱۵ و ۱۷؛ ۲۶۰، ح۱۹؛ ۲۶۳، ح۲۳ و ۲۵؛ ۲۶۴، ح۲۸؛ ۲۶۶، ح۳۲؛ ۲۶۹، ح۴۱؛ ۲۷۱، ح۴۵؛ ۲۷۳، ح۵۰؛ ۲۷۴، ح۵۲؛ ۲۸۸، ح۱؛ ۳۰۰، ح۳؛ ۳۰۱، ح۴ و ۵؛ ۳۰۹، ح۴؛ ۳۱۲، ح۳؛ ۳۱۶، ح۱۲؛ ۳۱۷، ح۳؛ ۳۲۰، ح۱؛ ۳۳۱، ح۱) از کتاب او گرفته شده است؛ بهخصوص آنهایی که تاریخ روایت ابنعقده در آنها همان تاریخی است که ابنعقده صریحاً به نقلِ روایت از کتاب او اشاره کرده است (همان: ۲۴۰، ح۳۴؛ ۳۰۰، ح۳). مؤید این احتمال، وجود تعدادی اسانید پیدرپی در غیبت نعمانی است که از آغاز تا علی بنحسن بنفضّال یکساناند و از او به بعد متفاوت میشوند (همان: ۲۵۷-۲۵۸، ح۱۵-۱۷؛ ۲۶۴-۲۶۶، ح۲۸-۳۳؛ ۲۷۳-۲۷۴، ح۵۴-۵۰؛ ۳۰۰-۳۰۱، ح۳-۵).
۳٫ کتاب ابوجعفر محمد بنسِنان الزاهری
در کتب اربعه حدیثی عنوان «محمد بنسنان» در اسناد ۷۹۷ حدیث وجود دارد (خویی، ۱۴۱۳: ۱۷/۱۴۸، ح۱۰۹۳۶). کتاب الطرائف و کتاب النوادر از آثار او است (نجاشی، بیتا: ۳۲۸، ح۸۸۸). نعمانی در غیبت ۱۹ روایت از کتاب یا کتابهای وی اخذ کرده است (نعمانی، ۱۳۹۷: ۲۸؛ ۳۵، ح۵؛ ۸۵، ح۱۵؛ ۱۱۴، ح۸؛ ۱۳۴، ح۱۷؛ ۱۳۹، ح۱؛ ۱۹۳، ح۵؛ ۲۷۶، ح۵۷؛ ۲۷۸، ح۶۳؛ ۲۸۵، ح۴؛ ۲۸۸، ح۲؛ ۲۹۷، ح۲؛ ۲۹۹، ح۵؛ ۳۰۸، ح۳؛ ۳۱۳، ح۴؛ ۳۲۰، ح۹؛ ۳۲۱، ح۲ و ذیل ۲ و ۳). وجود چند سندِ پیدرپی در غیبت نعمانی که از آغاز تا محمد بنسِنان یکساناند و از او به بعد متفاوت میشوند (برای نمونه نک.: همان: ۳۲۱، ح۲ و ذیل ۲ و ۳) قرینهای است بر اینکه این روایات از کتاب محمد بنسنان اخذ شدهاند.
طریق نعمانی به کتاب وی در همه احادیث، جز دو حدیث (همان: ۳۵، ح۵؛ ۸۵، ح۱۵)، چنین است: «عبدالواحد بنعبدالله بنیونس الموصلی، عن محمد بنجعفر القُرشی المعروف بالرَّزّاز الکوفی، عن محمد بنالحسین بنابی الخطّاب، عن محمد بنسِنان». درباره دو حدیثی که طریق نعمانی به محمد بنسنان در آنها تکرار نشده، میگوییم: در سند اولین حدیث (همان: ۳۵، ح۵) «محمد بنغیاث» تصحیف «محمد بنسنان» است؛ زیرا همین حدیث در کافی از محمد بنسنان به روایت از عبدالأعلی بنأعین نقل شده است (کلینی، ۱۴۰۷: ۲/۲۲۲، ح۵). سند دومین حدیث (نعمانی، ۱۳۹۷: ۸۵، ح۱۵) نیز دچار اشکال است، زیرا عمر بنابان کلبی از اصحاب امام صادق (ع) است (طوسی، ۱۳۷۳: ۲۵۳، ح۳۵۶۱) و روایتِ بدون واسطه ابنابیالخطّاب از وی بعید است؛ چراکه ابنابیالخطّاب را در زمره اصحاب امام رضا، امام جواد و امام هادی (ع) برشمردهاند (همان: ۳۷۹، ح۵۶۱۵؛ ۳۹۱، ح۵۷۷۱). از اینرو ابنابیالخطّاب در برخی اسانید (کلینی، ۱۴۰۷: ۴/۵۸۱، ح۷؛ ابنقولویه، ۱۳۵۶: ۸۳، ح۲؛ ۱۱۹، ح۱؛ ۱۸۹، ذیل ۲؛ ۱۹۲، ح۹)به دو واسطه (موسی بنسعدان عن عبدالله بنقاسم) و در سندی (صدوق، ۱۳۹۵: ۱/۲۳۱، ح۳۴)به یک واسطه (جعفر بنبشیر) از عمر بنابان روایت کرده است. بنابراین تردیدی نیست که این سند دچار اشکال است. شاید در این سند جابهجایی رخ داده و در اصل چنین بوده است: «عن ابنسنان عن عمر بنابان الکلبی» (نک.: شبیری زنجانی، ۱۳۸۰: ۲۴۶-۲۵۹). بر این اساس، این دو روایت نیز مأخوذ از کتاب محمد بنسنان خواهد بود.
۴٫ کتاب ابوجعفر محمد بنعلی بنابراهیم الکوفی القرشی الصیرفی
صاحبان فهارس وی را مؤلف کتاب معرفی کردهاند (نجاشی، بیتا: ۳۲۸، ح۸۸۸؛ طوسی، ۱۴۲۰: ۴۰۶، ح۶۲۰؛ حلّی، ۱۴۱۱: ۲۷۱، ح۳۶؛ ابنغضائری، ۱۴۲۲: ۹۴، ح۱۳۴). نعمانی در غیبت ۳۰ روایت از کتاب وی اخذ کرده (نعمانی، ۱۳۹۷: ۸۵-۸۶، ح۱۶ و ۱۷؛ ۹۰، ح۲۰؛ ۱۱۵، ح۱۱؛ ۱۵۶، ح۱۸؛ ۱۸۳، ح۳۴؛ ۱۸۸، ح۴۲؛ ۱۹۱، ح۴۵ و ۱؛ ۲۰۴، ح۷؛ ۲۱۱، ح۲۰؛ ۲۳۱، ح۱۴ و ۱۵؛ ۲۳۳، ح۱۸-۲۰؛ ۲۳۶-۲۳۷، ح۲۵ و ۲۶؛ ۲۴۱، ح۳۸؛ ۲۷۷، ح۶۰ و ۶۱؛ ۲۸۵، ح۵؛ ۲۸۹، ح۶؛ ۳۱۲، ح۲؛ ۳۱۴، ح۷؛ ۳۱۵، ح۹ و ۱۰؛ ۳۱۶، ح۱۳؛ ۳۱۸، ح۴؛ ۳۲۲، ذیل ۱) که طریقش را چنین میآورد: «علی بنالحسین، عن محمد بنیحیی العطار، عن محمد بنحسّان الرازی، عن محمد بنعلی الکوفی»؛ از آنجا که این طریق در همه جا تا محمد بنعلی کوفی مشترک است و از او به بعد نام راویان مختلف است، مؤلفِ مصدرِ مکتوبی که نعمانی استفاده کرده محمد بنعلی کوفی است و محمد بنحسّان رازی راویِ نخستین کتاب است.
محمد بنعلی کوفی پنج کتاب به نامهای کتاب الوصایا، کتاب العتق، کتاب الدلائل، کتاب التفسیر و کتاب الآداب داشته است (نجاشی، بیتا: ۳۳۲، ح۸۹۴). با توجه به اینکه دو کتاب اولِ او در زمره آثار فقهی، و دو کتاب اخیرِ وی در موضوع تفسیر قرآن و اخلاق است، به نظر میرسد نعمانی این روایات را از کتاب الدلائل اخذ کرده است.
۵٫ کتاب ابوعلی حسن بنمحبوب السَّرّاد (الزَّرّاد)
نام او در شمار اصحاب اجماع (کشی، ۱۴۰۹: ۲/۵۵۶) و در طریق قریب به سه هزار حدیث از کتب اربعه شیعه دیده میشود (نک.: خویی، ۱۴۱۳: ۶/۹۶-۱۱۴). شیخ طوسی او را مؤلف کتب بسیار از جمله المشیخه، الحدود، الدیات، الفرائض، النکاح، الطلاق، النوادر، العتق و المراح دانسته است (طوسی، ۱۴۲۰: ۱۲۲، ح۱۶۲). هیچیک از کتابهای وی در دست نیست. به احتمال قوی منبعی که نعمانی استفاده کرده کتاب المشیخه حسن بنمحبوب است. ابنمحبوب در این نگاشته، تمامی استادان و مشایخ خود و آنچه از آنان با سماع و اجازه روایت کرده را در زیرِ نام هر یک آورده بوده است (همان).
طریق نعمانی به کتاب وی در همه جا، به جز دو جا (نعمانی، ۱۳۹۷: ۱۷۰، ح۱ و ۲)، چنین است: «احمد بنمحمد بنسعید ابنعقده، عن محمد بنالمفضّل بنابراهیم [بنقیس بنرُمّانَه] الأشعری و سعدان بناسحاق بنسعید و احمد بنالحسین ابنعبدالملک [الزَّیات] و محمد بناحمد بنالحسن [القَطَوانیّ]، عن الحسن بنمحبوب …» (همان: ۱۲۷، ح۲؛ ۱۲۹، ح۳؛ ۱۳۶، ح۲؛ ۱۶۳، ح۳؛ ۱۷۲، ح۷؛ ۲۲۸، ح۸؛ ۲۳۸، ح۲۷؛ ۲۶۰، ذیل ۱۹؛ ۲۶۷، ح۳۵؛ ۲۷۰، ح۴۳؛ ۲۷۹، ح۶۵-۶۷؛ ۲۹۲، ح۸ و ۹؛ ۳۳۱، ح۳). قرائن زیر اخذ نعمانی از کتاب حسن بنمحبوب را تأیید میکند:
الف) نعمانی پس از نقل روایتی (همان: ۲۷۹، ح۶۵) با طریق یادشده، دو روایت (همان: ۶۶ و ۶۷) دیگر آورده است. نعمانی روایت دوم را با واسطه کلینی و او با سه طریق از حسن بنمحبوب روایت کرده است. با توجه به یافتنشدن این روایت (همان: ۶۷) در کافی، بعید نیست که این سند طریق دیگر نعمانی به کتاب ابنمحبوب باشد. یعنی احتمالاً کلینی و سندهای دارای تحویل، طرق دیگرِ روایت کتاب ابنمحبوب هستند. همچنین محتمل است این حدیث از منقولات شفاهی نعمانی باشد. نیز با توجه به مضمون حدیث، احتمال دارد این روایت از کتابهای دیگر کلینی، غیر از کافی، مانند کتاب الرّد علی القرامطه (نجاشی، بیتا: ۳۷۷، ح۱۰۲۶) گرفته شده باشد.
ب) در ابتدای یکی از فصول کتاب غیبت دو حدیث مشابه با دو سند متفاوت، پشت سر هم آمده است (نعمانی، ۱۳۹۷: ۱۷۰، ح۱ و ۲). این در حالی است که عادتاً نعمانی اگر برای یک متن دو یا چند سند داشته باشد، متن را بعد از سند اول و سایر اسانید را پس از آن میآورد و دیگر متن را تکرار نمیکند، بلکه به کلمه «مثله» اکتفا میکند (برای نمونه نک.: همان: ۱۱۴، ذیل ۸؛ ۱۲۱، ذیل ۹؛ ۱۲۹، ذیل ۲؛ ۱۵۸، ذیل ۳؛ ۱۳۵، ذیل ۱۸). با دقت در سند این دو روایت ملاحظه میشود هر دو متن از حسن بنمحبوب از اسحاق بنعمار روایت شدهاند و بهخوبی نشان میدهد که هر دو سند، طریق برای کتاب حسن بنمحبوب الزَّرّاد هستند. از اینرو بدون تردید نامهایی که قبل از حسن بنمحبوب آمدهاند همگی مشایخ روایت کتاب او هستند (نک.: خویی، ۱۴۱۳: ۶/۹۶-۱۰۱).
آنچه باقی میماند علت تکرار متن حدیثِ مذکور از جانب نعمانی و تقدم طریق «ابنعقده» زیدی و «علی بنحسن التَیمُلیِ» فطحی بر طریق و متن کلینی است. در این باره میگوییم: مهمترین اختلافِ دو روایت، تقدم و تأخر کلمه «قصیره» و «طویله» است. به این ترتیب، در روایت اول کلمه «الأولی» به «غیبت طویله» و در روایت دوم به «غیبت قصیره» میخورد. از اینرو گزاره مربوط به این دو غیبت، در دو نقل متعاکس میشود. بنابراین نعمانی در ابتدا نسخه کتاب المشیخه را از طریق ابنعقده روایت کرده، سپس همان روایت را به دلیل اختلاف نسخه و انطباقش با اعتقادات اثناعشریه به واسطه دیگر استادش کلینی از کتاب کافی تکرار کرده است؛ چنانکه کلینی همین حدیث را به همان سند و متنِ کتاب غیبت نعمانی در کافی آورده است (کلینی، ۱۴۰۷: ۱/۳۴۰، ح۱۹). البته با این تفاوت که در کافی عبارت «فِی دِینِه» ذکر نشده است. با این توضیح شکی نیست که کلینی این روایت را از طریق مشایخش از کتاب ابنمحبوب نقل کرده است.
با توجه به توضیحاتی که گذشت، تعداد روایاتی که نعمانی در غیبت از حسن بنمحبوب اخذ کرده ۱۸ تا است (نعمانی، ۱۳۹۷: ۱۲۷، ح۲؛ ۱۲۹، ح۳؛ ۱۳۶، ح۲؛ ۱۶۳، ح۳؛ ۱۷۰، ح۱ و ۲؛ ۱۷۲، ح۷؛ ۲۲۸، ح۸؛ ۲۳۸، ح۲۷؛ ۲۶۰، ذیل ۱۹؛ ۲۶۷، ح۳۵؛ ۲۷۰، ح۴۳؛ ۲۷۹، ح۶۵-۶۷؛ ۲۹۲، ح۸ و ۹؛ ۳۳۱، ح۳).
۶٫ کتاب ابوعلی محمد بنهَمّام بنسهیل الکاتب الاسکافی
تنها اثری که در منابع متقدم به وی نسبت داده شده و امروزه اثری از آن در دست نیست، کتاب منتخب الأنوار فی تاریخ الائمه الأطهار (ع) است (نجاشی، بیتا: ۳۸۰، ح۱۰۳۲). در قرن پنجم هجری حسین بنعبدالوهاب در عیون المعجزات مطالبی را از آن کتاب نقل کرده است (نک.: ابنعبدالوهاب، بیتا: ۱۲، ۱۶، ۱۹، ۴۳، ۵۹، ۱۱۷). همچنین در قرن ۶ هجری ابنشهرآشوب (ابنشهرآشوب، ۱۳۷۹: ۳/۲۷۵، ۴/۴۲، ۵۰، ۱۳۴، ۱۳۵، ۲۷۲، ۲۹۷، ۳۲۸) و ابنادریس (ابنادریس حلی، ۱۴۱۰: ۱/۶۵۶) و در قرن ۷ هجری علی بنموسی بنطاووس (ابنطاووس، ۱۴۰۹: ۲/۵۸۲) و عبدالکریم بناحمد بنطاووس (ابنطاووس، بیتا: ۱۰۳، ۱۰۵، ۱۰۹، ۱۱۳) از این کتاب بهره بردهاند. منتخبی از این کتاب را مجلسی نیز در اختیار داشته است (مجلسی، ۱۴۰۳: ۱/۱۷).
نام ابنهمام در آغاز بسیاری از اسانید غیبت نعمانی آمده که شمار آنها به ۳۵ سند میرسد (نعمانی، ۱۳۹۷: ۲۴؛ ۶۷، ح۷؛ ۱۵۲، ح۱۰؛ ۱۵۴، ح۱۳؛ ۱۵۵، ح۱۶؛ ۱۵۷، ح۲۰؛ ۱۵۹، ح۴ و ۶ و ۷؛ ۱۶۶، ح۶؛ ۱۶۷، ح۷؛ ۱۶۹، ح۱۰ و ۱۱؛ ۱۷۶، ح۱۷؛ ۱۷۹، ح۲۴ و ۲۶؛ ۱۸۰، ح۲۷ و ۲۸؛ ۱۸۱، ح۲۹؛ ۱۸۳، ح۳۲؛ ۱۸۴، ح۳۵؛ ۱۸۵، ح۳۶؛ ۱۸۶، ح۳۷؛ ۲۰۴، ح۵؛ ۲۴۳، ح۴۲؛ ۲۴۹، ح۴؛ ۲۵۰، ح۵؛ ۲۷۷، ح۵۹؛ ۲۹۷، ح۳؛ ۳۰۲، ح۷؛ ۳۰۷، ح۱؛ ۳۱۱، ح۱؛ ۳۲۲، ح۲؛ ۳۲۴، ح۲؛ ۳۲۷، ح۵). نعمانی بدون واسطه از او روایت نقل کرده است. استفاده نعمانی از عباراتی در سند مثل «محمد بنهَمَّامٍ بِإِسْنَادِهِ یرْفَعُهُ إِلَی …» (همان: ۱۵۹، ح۶) و «محمد بنهَمَّامٍ بِإِسْنَادٍ لَهُ عَن …» (همان: ۱۶۷، ح۷) اِشعار بر اخذ آنها از ابنهمام دارد. همچنین تکرار نام ابنهمام در اسناد متوالی که فقط نام او مشترک است، حکایت از اخذ نعمانی از کتاب ابنهمّام دارد (برای نمونه نک.: همان: ۱۷۹-۱۸۱، ح۲۶-۲۹؛ ۱۸۴-۱۸۶، ح۳۵-۳۷). با این حال، استفاده از این قرینه نیازمند قرائن دیگری است تا احتمال اخذ بالتوسط (نقل از منابع واسطه) را منتفی کند. از اینرو اگر تمام اسانیدِ پراکنده غیبت را که نام ابنهمام در آغاز آنها آمده، طبق ترتیب حروف الفبا مرتب کنیم، خواهیم دید که این اسناد تا یک راوی مشخصِ دیگر، غیر از محمد بنهمّام، با یکدیگر مشترک خواهند شد (برای نمونه نک.: همان: ۱۶۶، ح۶، ۱۶۹، ح۱۰، ۱۷۹، ح۲۴، ۱۸۴، ح۳۵، ۳۰۲، ح۷). در واقع، طریق به مصدر مکتوب، آن مؤلفِ بخش مشترک اسناد است، نه محمد بنهمام. بنابراین ابنهمّام فقط در طریق نعمانی به آن مصدر جای دارد.
بنا بر صحیحبودن این احتمال، ابنهمّام در طریق نعمانی به چه کسی یا کسانی قرار دارد؟ در پاسخ میگوییم: چنانکه برخی از اصول حدیث امامیه همچون اصلهای «زید الزرّاد» (عدهای از علما، ۱۴۲۳: ۲۵) و «عاصم بنحمید الحنّاط» (همان) و نیز کتاب الرساله الذهبیه (طبّ الامام الرضا (ع)) (امام رضا (ع)، ۱۴۰۲: ۴) و کتاب سلیم بنقیس (الهلالی، ۱۴۰۵: ۱/۶۷) از طریق او به آیندگان رسیده است، محتمل است محمد بنهمّام در طریق نعمانی به مؤلفِ این آثار قرار گرفته باشد. به هر حال، شاهد یقینی در ترجیح احتمالات بالا در اختیار نداریم؛ چراکه راویانی که اسناد محمد بنهمّام به آنان میپیوندد، از جمله احمد بنهلال العبرتائی (نجاشی، بیتا: ۸۳، ح۱۹۹)، جعفر بنمحمد بنمالک الفزاری (همان: ۱۲۲، ح۳۱۳؛ طوسی، ۱۴۲۰: ۱۱۱، ح۱۴۷)، حُمید بنزیاد الکوفی (نجاشی، بیتا: ۱۳۲، ح۳۳۹) و عبدالله بنجعفر الحِمیری القمی (همان: ۲۱۹، ح۵۷۳؛ طوسی، ۱۴۲۰: ۲۹۴، ح۴۴۰)، همگی خود مؤلف کتاب یا کتابهایی هستند. بنابراین محتمل است که روایات منقول از آنان، از کتاب ایشان اخذ شده باشد.
۷٫ کتاب ابومحمد حسن بنعلی بنأبیحمزه البطائنی الکوفی
از میان کتب متعددی که به وی نسبت داده شده، آثار مربوط به موضوع غیبت را میتوان چنین نام برد: کتاب الدلائل، کتاب الفتن (کتاب الملاحم)، کتاب القائم، کتاب الغیبه و کتاب الرجعه (نجاشی، بیتا: ۳۷، ح۷۳؛ طوسی، ۱۴۲۰: ۱۳۰/۱۸۵).
نعمانی در غیبت ۳۲ روایت از او اخذ کرده است (نعمانی، ۱۳۹۷: ۳۴، ح۳؛ ۳۶، ح۶-۸؛ ۳۷، ح۹ و ۱۰؛ ۳۸، ح۱۲؛ ۵۱، ح۲؛ ۵۴، ح۶؛ ۱۱۴، ح۹؛ ۱۹۴، ح۱؛ ۱۹۸، ح۱۱؛ ۲۰۰، ح۱۶؛ ۲۰۴، ح۶؛ ۲۱۰، ح۱۸؛ ۲۳۴، ح۲۱ و ۲۲؛ ۲۳۹، ح۳۱؛ ۲۴۰، ح۳۵؛ ۲۴۱، ح۳۷؛ ۲۵۰، ح۶؛ ۲۵۳، ح۱۳؛ ۲۵۷، ح۱۴؛ ۲۵۹، ح۱۸؛ ۲۶۲، ح۲۲؛ ۲۶۳، ح۲۴؛ ۲۶۴، ح۲۷؛ ۲۶۷، ح۳۷؛ ۲۶۹، ح۴۰؛ ۳۱۷، ح۲؛ ۳۲۰، ح۱۰؛ ۳۲۲، ح۵). تعداد در خور توجهی از آنها که مربوط به موضوع غیبت است (همان: ۳۶، ح۶-۸؛ ۳۷، ح۹ و ۱۰؛ ۳۸، ح۱۲؛ ۱۱۴، ح۹؛ ۱۹۴، ح۱؛ ۲۰۴، ح۶؛ ۲۱۰، ح۱۸؛ ۲۳۴، ح۲۱ و ۲۲؛ ۲۳۹، ح۳۱؛ ۲۵۰، ح۶؛ ۲۵۳، ح۱۳؛ ۲۵۷، ح۱۴؛ ۲۵۹، ح۱۸؛ ۲۶۲، ح۲۲؛ ۲۶۳، ح۲۴؛ ۲۶۴، ح۲۷؛ ۲۶۷، ح۳۷؛ ۲۶۹، ح۴۰؛ ۳۲۲، ح۵) که به احتمال قوی برگرفته از کتاب الفتن یا کتاب القائماند (مدرسی طباطبایی، ۱۳۸۶: ۳۱۴). روایات دیگری هم از او موضوع رجعت پیامبر (ص) و امام علی (ع) را مطرح کرده (نعمانی، ۱۳۹۷: ۲۳۴، ح۲۱ و ۲۲) که با عنوان کتاب الرجعه متناسباند (مدرسی طباطبایی، ۱۳۸۶: ۳۱۵).
امکان دارد روایاتی را که نعمانی با سند «عبدالواحد بنعبدالله [بنیونس الموصلی]، عن احمد بنمحمد بن[علی بنعمر بن] رَباح الزُّهری، عن محمد بنالعباس [بنعیسی] الحسنی، عن الحسن بنعلی بنابیحمزه» (نعمانی، ۱۳۹۷: ۳۶، ح۶-۸؛ ۳۷، ح۹ و ۱۰؛ ۳۸، ح۱۲؛ ۱۱۴، ح۹؛ ۲۱۰، ح۱۸؛ ۲۳۹، ح۳۱؛ ۳۲۲، ح۵) در کتاب خود آورده، از کتاب وی اخذ کرده باشد. احتمال دیگری نیز وجود دارد که نعمانی آن احادیث را از کتاب الدلائل «احمد بنمحمد بنرَباح» گرفته باشد؛ اما در طرقی که نجاشی برای کتابها یاد کرده، نام ابنرباح را به عنوان راوی از ابراهیم بنسلیمان (نجاشی، بیتا: ۲۹، ح۵۷)، حسن بنمحمد بنسماعه (همان: ۲۱۳، ح۵۵۶)، قاسم بناسماعیل (همان: ۲۲۱، ح۵۷۷)و محمد بنالحسین الصائغ (همان: ۳۳۷، ح۹۰۰)میبینیم. همچنین با توجه به اینکه نام ابنرباح در غیبت نعمانی فقط در دو طریق آمده، یکی طریق پیشگفته و دیگری طریقِ «عبدالواحد بنعبدالله بنیونس، عن احمد بنمحمد بنرَباح الزُهری، عن احمد بنعلی الحمیری، عن الحسن بنایوب، عن عبدالکریم بنعمرو الخثعمی» (نعمانی، ۱۳۹۷: ۸۴، ح۱۳؛ ۸۵، ح۱۴؛ ۱۱۴، ح۱۰؛ ۱۳۳، ح۱۶؛ ۱۵۱، ح۹؛ ۱۵۵، ح۱۴؛ ۱۷۲، ذیل ۶؛ ۱۷۳، ح۸؛ ۱۷۴، ح۱۲؛ ۱۷۵، ح۱۵؛ ۲۱۵، ح۴؛ ۲۱۶، ح۵؛ ۲۳۰، ح۱۳؛ ۲۷۷، ح۵۸؛ ۳۲۶، ح۴)، بسیار بعید است روایات مبتنی بر این اسناد از کتاب ابنرباح گرفته شده باشند؛ زیرا با توجه به سند «وَ بِهِ عَن عَبْدِالْکرِیمِ بنعَمْرٍو عَنْ ثَابِتِ بنشُرَیحٍ …» (همان: ۸۵، ح۱۴) تعلیق سند به اضمار در گروهی از روایات پیدرپی (همان: ۸۴ و ۸۵، ح۱۳ و ۱۴) احتمال اخذ از کتاب «عبدالکریم بنعمرو الخثعمی» را قوت میبخشد. بنابراین میتوان گفت احمد بنرَباح در طریق نعمانی به کتاب حسن بنعلی بنابیحمزه و عبدالکریم بنعمرو خثعمی قرار دارد.
نعمانی به طریق دیگری نیز از حسن بنعلی بنابیحمزه بطائنی روایت کرده، و آن طریق چنین است: «احمد بنمحمد بنسعید بنعقده، عن احمد بنیوسف بنیعقوب الجعفی، عن اسماعیل بنمهران، عن الحسن بنعلی بنابیحمزه» (همان: ۳۴، ح۳؛ ۵۱، ح۲؛ ۵۴، ح۶؛ ۱۹۴، ح۱؛ ۱۹۸، ح۱۱؛ ۲۰۰، ح۱۶؛ ۲۰۴، ح۶؛ ۲۳۴، ح۲۱ و ۲۲؛ ۲۴۰، ح۳۵؛ ۲۴۱، ح۳۷؛ ۲۵۰، ح۶؛ ۲۵۳، ح۱۳؛ ۲۵۷، ح۱۴؛ ۲۵۹، ح۱۸؛ ۲۶۲، ح۲۲؛ ۲۶۳، ح۲۴؛ ۲۶۴، ح۲۷؛ ۲۶۷، ح۳۷؛ ۲۶۹، ح۴۰؛ ۳۱۷، ح۲؛ ۳۲۰، ح۱۰). با توجه به تصریح نعمانی به اخذِ ابنعقده از کتاب احمد بنیوسف (همان: ۵۱، ح۲؛ ۲۰۴، ح۶؛ ۲۴۰، ح۳۵؛ ۲۵۰، ح۶؛ ۲۵۳، ح۱۳؛ ۲۶۹، ح۴۰) به نظر میرسد نعمانی روایات کتاب ابیحمزه را به واسطه کتاب احمد بنیوسف نقل کرده است.
۸٫ کتاب ابومحمد حسن بنمحمد بنجمهور العمّی البصری
رجالشناسان وی را مؤلف کتاب الواحده دانستهاند (نجاشی، بیتا: ۶۲، ح۱۴۴). نعمانی در غیبت شش روایت (نعمانی، ۱۳۹۷: ۲۸؛ ۷۶، ذیل ۷؛ ۱۹۵، ح۴؛ ۱۹۸، ح۱۰؛ ۲۲۹، ح۱۱؛ ۲۴۲، ح۴۱) از وی گرفته که طریقش را به آنها چنین آورده: «محمد بنهمّام و محمد بنالحسن بنجمهور جمیعاً، عن الحسن بنمحمد بنجمهور». روایاتی که نعمانی به این طریق از حسن بنمحمد بنجمهور نقل کرده، محتمل است برگرفته از کتاب الواحده باشد.
۹٫ کتاب ابومحمد عبدالله بنحَمّاد الأنصاری
نام کتاب وی مشخص نیست. فقط میدانیم که در فهارس کتابهایی را به او نسبت دادهاند که به نوشته نجاشی یکی از آنها کوچکتر از دیگری بوده است (نک.: نجاشی، بیتا: ۲۱۸، ح۵۶۸؛ طوسی، ۱۴۲۰: ۲۹۷، ح۴۴۷).
نعمانی در غیبت ۲۴ روایت (نعمانی، ۱۳۹۷: ۵۷، ح۱؛ ۱۲۷، ح۱؛ ۲۰۹، ح۱۷؛ ۲۱۵، ح۳؛ ۲۳۸، ح۲۸؛ ۲۴۴، ح۴۴ و ۴۵؛ ۲۴۷، ح۱؛ ۲۶۶، ح۳۴؛ ۲۶۸، ح۳۹؛ ۲۷۲، ح۴۲؛ ۲۷۹، ح۶۴؛ ۲۸۲، ح۶۸؛ ۲۸۹، ح۴؛ ۳۰۲، ح۸؛ ۳۰۳، ح۱۲؛ ۳۱۳، ح۵؛ ۳۱۵، ح۸؛ ۳۱۶، ح۱۱؛ ۳۱۸، ح۵؛ ۳۱۹، ح۸؛ ۳۲۷، ح۶؛ ۳۲۹، ح۹؛ ۳۳۱، ح۲) با طریق «ابوسلیمان احمد بنهَوذَهَ الباهلی، عن ابراهیم بناسحاق [الأحمری] النهاوندی، عن عبدالله بنحمّاد الأنصاری» از وی اخذ کرده است. روشن است که روایات مبتنی بر این طریق، از کتاب احمد بنهوذه[vii] یا کتاب ابراهیم بناسحاق، که مؤلف کتابهایی مانند کتاب الغیبه، کتاب النوادر و کتاب جواهر الأسرار است (نجاشی، بیتا: ۱۹، ح۲۱؛ طوسی، ۱۴۲۰: ۱۶، ح۹)، گرفته نشدهاند؛ زیرا از یک سو، در تمام این اسناد احمد بنهوذه به واسطه ابراهیم بناسحاق احمری نهاوندی از عبدالله بنحمّاد انصاری روایت کرده و از سوی دیگر، راویِ کتابهای عبدالله بنحمّاد، احمری یعنی همان ابراهیم بناسحاق نهاوندیِ مذکور در اسناد غیبت نعمانی است (نجاشی، بیتا: ۲۱۸، ح۵۶۸). بنابراین مؤلف مصدر مکتوب ابومحمد عبدالله بنحَمّاد الأنصاری است؛ زیرا بر اساس قرائن کشف مصادر مفقود، طریق به منبع مکتوب، بخش مشترک اسناد است که همواره تکرار میشود.
شایان ذکر است که در یکی از این روایات (نعمانی، ۱۳۹۷: ۲۶۶، ح۳۴) در آغاز سند در متن چاپی غیبت، بهاشتباه نام احمد بنمحمد بنسعید [بنعقده] افزوده شده است. گواه بر این اشتباه، نقل مجلسی در بحار الأنوار است که این روایت را از غیبت بدون نام ابنعقده در آغاز سند آورده است (مجلسی، ۱۴۰۳: ۵۲/۲۹۶، ح۵۲).
۱۰٫ کتاب ابومحمد عبدالله بنجَبَله بنحیّان بنأبجر الکنانیّ
نجاشی کتب متعددی را، از جمله کتابی در موضوع غیبت با عنوان الصفه فی الغیبه علی مذاهب الواقفه، به او نسبت داده است (نجاشی، بیتا: ۲۱۶، ح۵۶۳). نعمانی ۱۵ روایت (نعمانی، ۱۳۹۷: ۳۳، ح۱؛ ۱۱۲، ح۴؛ ۱۱۳، ح۶ و ۷؛ ۱۵۸، ح۱-۳؛ ۱۷۴، ح۱۰؛ ۲۰۵، ح۹؛ ۲۲۹، ح۱۰؛ ۲۳۵، ح۲۳؛ ۲۶۱، ح۲۰؛ ۲۶۲، ح۲۱؛ ۲۶۷، ح۳۶؛ ۲۷۱، ح۴۶) از او گرفته که آنها را با طریق «احمد بنمحمد بنسعید بنعقده، عن القاسم بنمحمد بنالحسن بنحازم، عن عُبیس بنهشام النّاشِری، عن عبدالله بنجَبَله» در کتاب غیبت آورده است.
در اسنادِ روایات دیگری نیز نام عبدالله بنجبله دیده میشود (همان: ۱۶۴، ح۵؛ ۱۷۱، ح۵؛ ۱۷۲، ح۶؛ ۳۰۰، ح۲؛ ۳۲۶، ح۳)؛ اما نعمانی آن روایات را از کتاب وی اخذ نکرده است؛ زیرا گذشت[viii] که یکی (همان: ۱۶۴، ح۵) از آنها را از کتاب ابوتراب عُبیدالله بنموسی العَلَویّ العبّاسیّ و بقیه (همان: ۱۷۱، ح۵؛ ۱۷۲، ح۶؛ ۳۰۰، ح۲؛ ۳۲۶، ح۳) را از کتاب قاسم بنمحمد گرفته است؛ چراکه تصریح ابنعقده به نقل از کتاب قاسم بنمحمد در چهار جا (همان) این احتمال را تقویت میکند که جاهای دیگری که ابنعقده در آنها به اخذ از کتاب قاسم بنمحمد تصریح نکرده (همان: ۳۳، ح۱؛ ۱۱۲، ح۴؛ ۱۱۳، ح۶ و ۷؛ ۱۵۸، ح۱-۳؛ ۱۷۴، ح۱۰؛ ۲۰۵، ح۹؛ ۲۲۹، ح۱۰؛ ۲۳۵، ح۲۳؛ ۲۶۱، ح۲۰؛ ۲۶۲، ح۲۱؛ ۲۶۷، ح۳۶؛ ۲۷۱، ح۴۶) نیز برگرفته از کتاب او باشد. اما میان مواردی که ابنعقده در آنها به اخذ از کتاب وی تصریح کرده و مواردی که به این امر تصریح نکرده فرق است؛ زیرا در تمام جاهایی که به اخذ از کتاب تصریح نشده، عبیس بنهشام از فردی غیر از عبدالله بنجبله روایت نکرده، در حالی که در دو مورد (همان: ۳۰۰، ح۲؛ ۳۲۶، ح۳) از مواردی که به اخذ از کتاب تصریح شده، عبیس از فرد دیگری غیر از ابنجبله روایت کرده است. بنابراین هر جا به اخذ از کتاب قاسم بنمحمد تصریح نشده،ظاهراً مستقیماً از کتاب عبدالله بنجبله با عنوان الصفه فی الغیبه (نجاشی، بیتا: ۲۱۶، ح۵۶۳) اخذ شده و قاسم بنمحمد در طریق نعمانی به این کتاب جای دارد. آنچه این گفته را قوت میبخشد وجود چند سند پیدرپی در غیبت است (نعمانی، ۱۳۹۷: ۱۵۸، ح۱-۳) که از آغاز تا عبدالله بنجبله یکساناند و از او به بعد با یکدیگر تفاوت دارند.
ممکن است اشکالی به احتمال نقل مستقیم از کتاب عبدالله بنجبله مطرح شود؛ زیرا در این اسناد، پیش از عبدالله بنجبله نام عبیس بنهشام صاحب کتاب النوادر (طوسی، ۱۴۲۰: ۳۴۶، ح۵۴۷؛ ابنشهرآشوب، ۱۳۸۰: ۸۹، ح۶۰۷) آمده و احتمال دارد نعمانی به واسطه کتاب عبیس روایات ابنجبله را اخذ کرده باشد. در پاسخ به این اشکال میگوییم: نام عبیس در سندهای غیبت نعمانی فقط در طریق به ابنجبله وجود دارد، یعنی عبیس در طریق نعمانی به کتاب ابنجبله قرار دارد؛ چراکه با توجه به اینکه همگی روایات کتاب عبیس مروی از عبدالله بنجبله است، بعید است نعمانی به منبع اصلی توجهی نکرده باشد و روایات خود را از کتاب عبیس گرفته باشد. شایان ذکر است که نام «عبیس» در سند روایتی دیگر نیز آمده که به ابنجبله منتهی نمیشود (نعمانی، ۱۳۹۷: ۳۲۶، ح۳)؛ اما در آنجا ابنعقده تصریح کرده که روایت را از کتاب قاسم بنمحمد بنالحسن بنحازم اخذ کرده است (همان)، هرچند در اینجا نیز ممکن است قاسم بنمحمد از کتاب عبیس گرفته باشد.
۱۱٫ کتاب عبدالکریم بنعمرو بنصالح الخَثعَمِیّ الکوفی
نعمانی در غیبت ۱۵ روایت از کتاب وی اخذ کرده است (همان: ۸۴، ح۱۳؛ ۸۵، ح۱۴؛ ۱۱۴، ح۱۰؛ ۱۳۳، ح۱۶؛ ۱۵۱، ح۹؛ ۱۵۵، ح۱۴؛ ۱۷۲، ذیل ۶؛ ۱۷۳، ح۸؛ ۱۷۴، ح۱۲؛ ۱۷۵، ح۱۵؛ ۲۱۵، ح۴؛ ۲۱۶، ح۵؛ ۲۳۰، ح۱۳؛ ۲۷۷، ح۵۸؛ ۳۲۶، ح۴). طریق نعمانی به خثعمی و نمونههای آن در غیبت، ذیل بحث از «ابومحمد حسن بنعلی بنابیحمزه بطائنی کوفی» بیان شد.[ix]در آنجا با ذکر دلایلی بر نقل نعمانی از کتاب خثعمی گفتیم احمد بنرَباح در طریق نعمانی به کتاب عبدالکریم بنعمرو خثعمی قرار دارد.
۱۲. کتاب موسی بنسَعدان الحنّاط الکوفی
وی را صاحب کتب کثیره دانستهاند (نجاشی، بیتا: ۴۰۴، ح۱۰۷۲؛ ابنغضائری، ۱۳۶۴: ۹۰، ح۱۲۳). نام وی در غیبت نعمانی فقط در دو سند آمده است (نعمانی، ۱۳۹۷: ۱۳۴، ح۱۷؛ ۳۱۰، ح۵). دلایل زیر شاهدی بر اخذ این روایات از کتاب او با عنوان کتاب الطرائف (نجاشی، بیتا: ۴۰۴، ح۱۰۷۲) است:
الف) این طریق در همه جا تا موسی بنسعدان مشترک است و از او به بعد نام راویان مختلف است؛
ب) هر دو روایت فوق را ابوجعفر همْدانی از وی نقل کرده است. بنا بر فهارس نجاشی و شیخ طوسی، «محمد بنالحسین بنأبیالخطاب أبوجعفر الزیات الهمْدانی» راوی کتاب موسی بنسعدان است (همان؛ طوسی، ۱۴۲۰: ۴۵۲، ح۷۱۵)؛ بنابراین احتمالِ اخذ از کتاب موسی بنسعدان تقویت میشود.
۱۳٫ کتب دیگر مشایخ ابنعقده
ابوالعباس احمد بنمحمد بنسعید همْدانی کوفی، معروف به ابنعقده (۲۴۹-۳۳۲ یا ۳۳۳ ق)، از جمله محدثان بزرگ شیعی است. بخش معتنابهی از اصول شیعی را او روایت کرده و حدیث او بهوفور در کتب اربعه وارد شده است (نجاشی، بیتا: ۹۴، ح۲۳۳؛ طوسی، ۱۳۷۳: ۴۰۹، ح۵۹۴۹؛ همو، ۱۴۲۰: ۶۸، ح۸۶؛ حلّی، ۱۴۱۱: ۲۰۳، ح۱۳). از کتابهای متعددی که نگاشته و همگان بر ذکر عناوین آن اذعان دارند (همان) اثری در دسترس نیست.
نعمانی بارها از وی حدیث اخذ کرده است؛ اما چون ابنعقده خود کتابی ندارد که با موضوع روایاتِ غیبت نعمانی هماهنگ باشد، به نظر میرسد نعمانی این روایات را از کتب هشت نفرِ دیگر از مشایخ ابنعقده، که به تصریح وی از کتابشان برای او روایت کردهاند، گرفته است. تفصیل این اخذ چنین است:
ابنعقده در ۲۰ جا از احمد بنیوسف بنیعقوب الجعفی روایت نقل کرده که در برخی از آنها به اخذ از او و کتابش تصریح کرده است (با تعبیر «من کتابه»: نعمانی، ۱۳۹۷: ۵۱، ح۲؛ ۲۰۴، ح۶؛ ۲۴۰، ح۳۵؛ ۲۵۰، ح۶؛ ۲۵۳، ح۱۳؛ ۲۶۹، ح۴۰؛ مواضع دیگر: همان: ۳۴، ح۳؛ ۵۴، ح۶؛ ۱۹۴، ح۱؛ ۱۹۸، ح۱۱؛ ۲۰۰، ح۱۶؛ ۲۳۴، ح۲۱؛ ۲۴۱، ح۳۷؛ ۲۵۷، ح۱۴؛ ۲۶۲، ح۲۲؛ ۲۶۳، ح۲۴؛ ۲۶۴، ح۲۷؛ ۲۶۷، ح۳۷؛ ۳۱۷، ح۲؛ ۳۲۰، ح۱۰). از کتاب جعفر بنعبدالله المحمدی سه حدیث اخذ کرده است (همان: ۲۷؛ ۲۰۸، ح۱۶؛ ۳۲۴، ح۱). در هشت جا از حُمید بنزیاد روایت گرفته است (با تعبیر «من کتابه»: همان: ۹۹، ح۳۰؛ ۱۷۹، ح۲۵. مواضع دیگر: همان: ۱۱۱، ح۱؛ ۱۹۶، ح۵؛ ۲۴۱، ح۳۶؛ ۲۴۸، ح۳؛ ۳۰۶، ح۱۸؛ ۳۱۷، ح۱). دو روایت از عبدالله بناحمد بنمُستَورِد الأشجعی نقل کرده (با تعبیر «من کتابه»: همان: ۵۱، ح۱. مواضع دیگر: همان: ۱۷۷، ح۲۱) و در چهار سند از کتاب القاسم بنمحمد بنالحسن بنحازم روایت نقل کرده است (همان: ۱۷۱، ح۵؛ ۱۷۲، ح۶؛ ۳۰۰، ح۲؛ ۳۲۶، ح۳). گذشت[x] که روایات دیگری را که ابنعقده به اخذ از کتاب وی تصریح نکرده از کتاب ابومحمد عبدالله بنجبله بنحیّان گرفته و نام «قاسم بنمحمد» در طریق به کتاب عبدالله بنجبله آمده است؛ یعنی از کتاب قاسم بنمحمد اخذ نشدهاند. چهار بار از محمد بنسالم بنعبدالرحمن الأزدی روایت نقل کرده است (نعمانی، ۱۳۹۷: ۱۱۰، ح۳۹ و ۴۰؛ ۲۸۴، ح۲؛ ۳۰۱، ح۶). در دو جا تصریح کرده که حدیث را از کتاب وی در شوال ۲۷۱ ق (إحدی و سبعین و مأتین) اخذ کرده است (همان: ۲۸۴، ح۲؛ ۳۰۱، ح۶). در دو جای دیگر که از تعبیر «من کتابه» استفاده نکرده، تاریخ یکی را شوال ۲۸۱ ق (إحدی و ثمانین و مأتین) (همان: ۱۱۰، ح۳۹) و دیگری را شوال ۲۶۱ ق (إحدی و ستین و مأتین) (همان: ۱۱۰، ح۴۰) بیان کرده است. بعید نیست که «ثمانین» در اولی و «ستین» در دومی، تصحیف «سبعین» باشد؛ بنابراین هر چهار روایت را از کتاب او اخذ کرده است. هفت بار از محمد بنالمفضّل بنابراهیم بنقیس بنرُمّانه الأشعری روایت اخذ کرده است (با تعبیر «من کتابه»: همان: ۹۷، ح۲۹؛ ۲۹۹، ح۱. مواضع دیگر: همان: ۱۱۱، ح۲؛ ۲۳۶، ح۲۴؛ ۲۵۱، ح۸؛ ۲۹۶، ح۱؛ ۳۲۱، ح۴). نام او در جاهای دیگری نیز آمده که بیشتر آنها در طریق به ابنمحبوب است.[xi] در هشت جا از یحیی بنزکریا بنشیبان الکندی العلاّف روایت نقل کرده است (نعمانی، ۱۳۹۷: ۶۶، ح۶؛ ۱۲۹، ح۴؛ ۱۳۵، ح۱۹؛ ۱۷۸، ح۲۳؛ ۱۹۷، ح۶؛ ۲۳۴، ح۲۲؛ ۲۵۹، ح۱۸؛ ۳۳۱، ح۷). در دو جا به اخذ از کتابش تصریح کرده است (همان: ۶۶، ح۶؛ ۱۷۸، ح۲۳). در جاهایی که از تعبیر «من کتابه» استفاده نکرده، در دو جا تصریح به تحدیث در سال ۲۷۳ ق کرده است (همان: ۱۲۹، ح۴؛ ۱۳۵، ح۱۹) و این همان تاریخی است که ابنعقده در آن از کتاب یحیی بنزکریا روایت کرده است (همان: ۶۶، ح۶). بنابراین ممکن است همه این هشت روایت از کتاب یحیی بنزکریا باشد. با این حساب، نعمانی در مجموع ۵۶ روایت از دیگر مشایخ ابنعقده اخذ کرده است.
۱۴٫ سایر مصادر
روایات اندک دیگری باقی میمانند که وجود منبعی مکتوب در آنها برای ما ثابت نشده و محتمل است که به صورت شفاهی روایت شده باشند. در برخی از این اسناد، قرائنی نیز بر نقل شفاهی وجود دارد؛ مثلاً نعمانی در سندی مینویسد: «وجدت هذا الحدیث عند بعض إخواننا …» (همان: ۳۲۸، ذیل ۸). همچنین وی در برخی از اسناد، زمان و محل اخذ روایت را از استادش ذکر کرده است (برای نمونه نک.: همان: ۲۷؛ ۳۲۴، ح۱؛ ۲۰۸، ح۱۶). اینها میتوانند قرینهای بر استماع مستقیم وی از ایشان باشد؛ چراکه نعمانی برای دستیابی به منابع ناب حدیث، سفرهای فراوانی به مناطق گوناگون از جمله ایران، بغداد، شام، اردن و حلب داشته است (نجاشی، بیتا: ۳۸۳، ح۱۰۴۳؛ غفاری، در: نعمانی، ۱۳۹۷: مقدمه/۱۱).
نتیجه
در بازشناسی مصادر حدیثیِ کتاب غیبت نعمانی، نتایج کلی زیر به دست آمد:
۱٫ از میان ۴۷۸ روایت کتاب غیبت نعمانی، مصدر ۴۳۸ روایت تا حدی شناسایی شد که از میان آنها و بر اساس شواهد ذکرشده در متن، ۸۵ روایت از دو مصدرِ موجود و ۳۵۳ روایت از ۲۰ مصدرِ مفقود اخذ شدهاند.
۲٫ نعمانی احیاناً روایاتی را از مؤلفِ برخی مصادر حدیثی موجود گرفته که آنها را بعد از فحص در آن مصادر نیافتیم؛ مثلاً از میان ۸۰ روایتی که از کلینی گرفته، یک روایت را در کتاب کافی نیافتیم. در امثال این روایات چند احتمال وجود دارد، از جمله: اخذ شفاهی از مؤلف، اخذ از سایر کتب مؤلف، حذف آن روایت از آن مصدر به دست راویان بعدی یا ناسخان و … . بحث درباره میزان قوّت هر یک از این احتمالات در جایِ خود گذشت.
۳٫ نعمانی احادیثی را نقل کرده که به مصادر آنها اذعان نکرده است. در اکثر اینها که سند را با نام شیخش شروع کرده، بهسهولت تشخیصپذیر نیست که از او شنیده یا از کتابش گرفته یا از کتاب دیگر راویان حدیث اخذ کرده و در آغاز، طریق خود را به آن کتاب آورده است.
پینوشتها
[i]. برای آشنایی بیشتر با «قرائن کشف مصادر مفقود» نک.: شبیری زنجانی، ۱۳۸۰٫
[ii]. به ترتیب در: الهلالی، ۱۴۰۵: ۲/۷۴۸، ۷۰۵، ۶۲۰، ۶۳۶، ۶۷۵٫
[iii]. درصد تشابه روایات با استفاده از نرمافزار جامع الأحادیث نور ( نسخه ۳٫۵) بررسی شد.
[iv]. بهترتیب در: کلینی، ۱۴۰۷: ۱/۵۳۲، ح۱۱؛ ۳۳۸، ح۷؛ ۵۳۳، ح۱۵؛ ۵۳۴، ح۱۹؛ ۵۲۹، ح۴؛ ۳۷۳، ح۴؛ ۳۷۲، ح۱؛ ۳۷۳، ح۸؛ ۳۷۴، ح۱؛ ۳۷۳، ح۶ و ۷ و ۹؛ ۳۷۴، ح۱۰ و ۱۱؛ ۳۷۶، ح۴؛ ۳۷۵، ح۳؛ ۳۷۶، ح۵؛ ۳۷۷، ح۴؛ ۳۳۹، ح۱۳؛ ۱۷۸، ح۲ و ۳ و ۴ و ۵ و ۸؛ ۱۷۹، ح۱۰ و ۱۱ و ۱۲ و ۱۳ و ۲؛ ۱۸۰، ح۳ و ۴ و ۵؛ ۳۴۱، ح۲۲ و ۲۳؛ ۳۳۶، ح۳ و ۲؛ ۳۳۸، ح۸؛ ۳۴۲، ح۲۸؛ ۳۴۰، ح۱۷؛ ۳۳۳، ح۱؛ ۳۳۶، ح۴؛ ۳۳۷، ح۵؛ ۳۴۲، ح۲۹ و ۲۶؛ ۳۴۱، ح۲۵؛ ۳۳۵، ح۱؛ ۳۴۰، ح۱۹؛ ۳۴۲، ح۲۷؛ ۳۴۰، ح۲۰؛ ۳۳۷، ح۶؛ ۳۳۹، ح۱۲ و ۱۴؛ ۳۳۸، ح۹؛ ۳۴۱، ح۲۱ و ۲۴؛ ۳۴۳، ح۳۰؛ ۳۴۰، ح۱۵ و ۱۶؛ ۳۳۸، ح۱۰؛ ۳۴۲، ح۲۷؛ ۳۶۹، ح۱؛ ۳۷۰، ح۴ و ۵ و ۲ و ۶؛ ۱۹۸، ح۱؛ ۲۰۳، ح۲؛ روایت موجود در کتاب الغیبه نعمانی، در کتاب الکافی کلینی یافت نشد؛ ۳۶۸، ح۱ و ۲ و ۳ و ۵؛ ۳۶۹، ح۶ و ۷؛ ۳۷۱، ح۱ و ۲ و ۳ و ۴ و ۵؛ ۳۷۲، ح۷٫
[v]. «تحویل» در اصطلاح محدثان نوعی عطف در سند است که یک طبقه را بر یک طبقه و گاه یک طبقه را بر دو طبقه و گاه چند طبقه را بر چند طبقه عطف میکند. به این ترتیب راوی چند سند را که اشتراکاتی با یکدیگر دارند در یک سند جمع میکند.
[vi]. به اعتقاد شوشتری، نام صحیح او عبدالله است (نک.: شوشتری، ۱۴۱۰: ۶/۶۳۲، ح۴۵۵۲؛ ۷/۹۳، ح۴۷۶۵).
[vii]. در منابع رجالی، انتساب کتابی به وی را نیافتیم.
[viii]. نک.: همین نوشتار، مصادر مفقود، ش۱٫
[ix]. نک.: همین نوشتار، مصادر مفقود، ش۷٫
[x]. نک.: همین نوشتار، مصادر مفقود، ش۱۰٫
[xi]. نک.: همین نوشتار، مصادر مفقود، ش۵٫
مراجع
منابع
ابنادریس حلی، محمد بناحمد (۱۴۱۰ق)، السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی، قم: انتشارات جامعه مدرسین.
ابنبابویه قمی (صدوق)، محمد بنعلی (۱۳۹۵ق)، کمال الدین و تمام النعمه، تهران: انتشارات اسلامیه.
ابنشهرآشوب، محمد بنعلی (۱۳۷۹)، مناقب آل أبی طالب (ع)، قم: علامه.
ابنشهرآشوب، محمد بنعلی (۱۳۸۰)، معالم العلماء فی فهرست کتب الشیعه، نجف: المطبعه الحیدریه.
ابنطاووس، عبدالکریم بناحمد (بیتا)، فرحه الغری فی تعیین قبر أمیر المؤمنین علی بنأبی طالب (ع) فی النجف، قم: منشورات الرضی.
ابنطاووس، علی بنموسی (۱۴۰۹ق)، إقبال الأعمال، تهران: دار الکتب الاسلامیه.
ابنعبدالوهاب (بیتا)، عیون المعجزات، قم: مکتبه الداوری.
ابنغضائری، احمد بنحسین (۱۳۶۴ش/۱۴۲۲ق)، الرجال، قم: دار الحدیث.
ابنقولویه قمی، جعفر بنمحمد (۱۳۵۶ق)، کامل الزیارات، نجف: دار المرتضویه.
الامام الرضا (ع)، علی بنموسی (۱۴۰۲ق)، طبّ الامام الرضا (ع) (الرساله الذهبیه)، قم: دار الخیام.
حلی، حسن بنیوسف (۱۴۱۱ق)، رجال العلامه الحلّی، نجف: دار الذخائر.
خویی، سید ابوالقاسم (۱۴۱۳ق)، معجم رجال الحدیث و تفصیل طبقات الرواه، بیجا: بینا.
شبیری زنجانی، محمدجواد (۱۳۸۰ش)، «منبعشناسی: نعمانی و مصادر الغیبه-۱»، انتظار موعود، ش۲، ص۲۴۶-۲۵۹٫
شوشتری، محمدتقی (۱۴۱۰ق)، قاموس الرجال، قم: انتشارات جامعه مدرسین.
طوسی، محمد بنالحسن (۱۳۷۳ش)، الرجال، قم: مؤسسه النشر الاسلامی.
طوسی، محمد بنالحسن (۱۳۹۰)، الاستبصار فیما اختلف من الأخبار، تهران: دار الکتب الاسلامیه.
طوسی، محمد بنالحسن (۱۴۰۷ق)، تهذیب الأحکام، تهران: دار الکتب الاسلامیه.
طوسی، محمد بنالحسن (۱۴۲۰ق)، الفهرست، قم: مکتبه المحقق الطباطبایی.
عدهای از علما (۱۳۸۱ش/۱۴۲۳ق)، الأصول السته عشر، قم: دارالحدیث.
قلیچ، رسول (۱۳۹۰ش)، بررسی دیدگاه عالمان شیعه درباره کتاب سلیم بنقیس با تأکید بر نقد دیدگاههای معاصر، پایاننامه کارشناسی ارشد رشته مطالعات تاریخ تشیع، استاد راهنما: مهدی مهریزی، استاد مشاور: مهدی فرمانیان، قم: دانشگاه ادیان و مذاهب.
کشّی، محمد بنعمر (۱۴۰۹ق)، اختیار معرفه الرجال، مشهد: انتشارات دانشگاه مشهد.
کلینی، محمد بنیعقوب (۱۴۰۷ق)، الکافی، تهران: دار الکتب الاسلامیه.
مجلسی، محمد باقر (۱۴۰۳ق)، بحار الأنوار، بیروت: دار إحیاء التراث العربی.
مدرسی طباطبایی، سید حسین (۱۳۸۶ش)، میراث مکتوب شیعه از سه قرن نخستین هجری، قم: انتشارات مورخ.
نجاشی، احمد بنعلی (بیتا)، الرجال، قم: مؤسسه النشر الاسلامی.
نعمانی، محمد بنابراهیم (۱۳۹۷ق)، الغیبه، مصحح: علیاکبر غفاری، تهران: صدوق.
الهلالی، سلیم بنقیس (۱۴۰۵ق)، کتاب سلیم بنقیس، قم: الهادی.
منبع: مقاله ۱، دوره ۵، شماره ۱۴، بهار و تابستان ۱۳۹۷، صفحه ۵-۲۶
نوع مقاله: مقاله پژوهشی
نویسندگان
محمد معرفت ۱؛ محمد غفوری نژاد۲
۱دانشجوی دکتری شیعه شناسی، دانشگاه ادیان و مذاهب قم
۲استادیار گروه تاریخ تشیع، دانشگاه ادیان و مذاهب قم
هیچ نظری وجود ندارد