بایسته ها در مقام بیان خطبه غدیر (۵)
تبریک و تهنیت گویی در غدیر
حلبی از ابو سعید خدری روایت کرده است: سپس پیامبر (صل الله علیه وآله وسلم) فرمود: «ای مردم! به من تهنیت بگویید، به من تهنیت بگویید، زیرا خدا مرا به نبوت و اهلبیتم را به امامت برگزید». ([۱])و حمیری در قرب الاسناد با سند خود از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده است که: «سپس به مردم دستور داد که با علی (علیه السلام) بیعت کنند و مردم چنین کردند». ([۲])قمی در تفسیرش از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده است: «رسول خدا (صل الله علیه وآله وسلم) به مردم فرمود درود بفرستید به علی به خاطر امیرالمؤمنین شدن». ([۳])شیخ صدوق در امالی با سند خود از ابن عباس روایت کرده است: «آن حضرت به اصحاب خود فرمود که یکی یکی به علی (علیه السلام) به خاطر امیرالمؤمنین شدن تبریک بگویید. ([۴])در خبر جامع الاخبار آمده است: «اصحاب رسول خدا (صل الله علیه وآله وسلم) نزد امیرالمؤمنین (علیه السلام) آمدند و ولایتش را تبریک گفتند و اولین کسی که به وی تبریک گفت: عمر بن خطاب بود که گفت: ای علی، مولای من، و مولای هر مرد و زن مؤمنی گردیدی». ([۵])
بیان مراسم ویژه بیعت رسمی
مسأله بیعت در مکتب اسلام، بسیار مهم است. «بیعت» از مصدر فعل «باع» و به معنای خرید و فروش است، بیع نوعی عقد است که نتیجه آن خرید و فروش مال است.امّا در اصطلاح، بیعت معاملهای است که میان ولی و رئیس قوم با افراد آن جامعه انجام میگیرد که بر اساس این معامله بیعت کنندگان جان و مال خویش را در اختیار و فرمان او قرار میدهند.پیامبر اسلام (صل الله علیه وآله وسلم) در خطبه غدیر میفرمایند: «من با خدا بیعت کردهام و علی (علیه السلام) هم با من بیعت نموده است و اکنون که برای علی (علیه السلام) از شما بیعت میگیرم بدانید که در حقیقت بیعت با حق تعالی است».فامرت اَن آخذ البیعه منکم والصقفه لکم بقبول ما جئت به عن الله عزّوجلّ فی علی امیرالمؤمنین (علیه السلام) والائمه من بعده الذین هم منّی ومنه ائمّه القائمه منهم المهدی الی یوم القیامه.من امر شدم از طرف خدا که بیعت بگیرم از شما و دست شما را بگیرم به قبول آن چیزی که از طرف خداوند آمده و بیعت بگیرم در مورد علی (علیه السلام) امیرالمؤمنین، (اولین جایی که پیامبر (صل الله علیه وآله وسلم) خواستند مردم رسماً با نام امیرالمؤمنین (علیه السلام) بیعت کنند در غدیر بوده، بیعت همراه با کلمه امیرالمؤمنین (علیه السلام) ).
در پایان خطبه پیامبر (صل الله علیه وآله وسلم) دستور دادند، دو خیمه برپا شود، در یک خیمه پیامبر (صل الله علیه وآله وسلم) نشستند و در یک خیمه امیرالمؤمنین (علیه السلام) ، پیامبر (صل الله علیه وآله وسلم) دستور دادند که بیایید اوّل با من بیعت کنید ـ طبق دستور خدا ـ بعد بروید با علی (علیه السلام) بیعت کنید، مردم نیز اینگونه عمل کردند، اوّل با پیامبر (صل الله علیه وآله وسلم) و بعد با حضرت علی (علیه السلام) بیعت کردند؛ حتی زنها، ظرف بسیار بزرگی از آب آوردند، دست امیرالمؤمنین (علیه السلام) در یک طرف ظرف بود، زنها دستشان را در طرف دیگر میگذاشتند و بیعت میکردند.عمر و ابوبکر نزد پیامبر (صل الله علیه وآله وسلم) رفتند و سؤال کردند: «آیا این کار از سوی تو بود یا از سوی پروردگار؟». پیامبر (صل الله علیه وآله وسلم) فرمودند: «آیا غیر از فرمان خدا میتواند باشد؟». سپس عمر با پیامبر (صل الله علیه وآله وسلم) بیعت میکند و بعد خدمت حضرت علی (علیه السلام) میرود و میگوید:بخٍ بخٍ یابن ابیطالب، أمسیت مولای ومولی کل مؤمن ومؤمنه. ([۶])گوارا باد بر تو، تبریک و تهنیت باد بر تو، پسر ابوطالب، شام کردی در حالیکه مولای من و مولای هر مرد و زن مؤمنی شدی.
شرح جریان بیعت شیخین را بیش از ۵۰ منبع از اهل سنّت ذکر کردهاند که به برخی از آنها اشاره میکنیم:
احمد بن حنبل، (امام حنبلیها) در مسند خود، ج ۴، ص ۲۴۱ و ۲۸۱.حافظ محمد بن جریر طبری در تفسیرش، ج ۳، ص ۴۲۸.قاضی ابوبکر باقلانی در کتاب «التمهید فی اصول الدین»، ص ۱۷۱.حافظ ابن صباغ مالکی، در کتاب «الفصول المهّمهًْ»، ص ۲۵.محب طبری در «الریاض النضرهًْ»، ج ۲، ص ۱۶۹.ابن حجر شافعی در «صواعق»، ص ۲۶.
حضور جبرئیل در غدیر خم
یکی از زیباییهای واقعه غدیرخم، حضور جبرئیل در بین بیعتکنندگان و نمایانشدن او در بین اصحاب بود که شگفتی همگان را برانگیخت.اصحاب مردی زیبا صورت و خوشبوی را دیدند که در کنار مردم ایستاده بود و میگفت: «به خدا قسم، روزی مانند امروز هرگز ندیدم. چقدر کار پسر عمویش را مؤکّد نمود، و برای او پیمانی بست که جز کافر به خداوند و رسولش آن را بر هم نمیزند. وای بر کسی که پیمان او را بشکند». ([۷])در اینجا عمر نزد پیامبر (صل الله علیه وآله وسلم) آمد و گفت: شنیدی این مرد چه گفت؟! حضرت فرمود: آیا او را شناختی؟ گفت: نه. حضرت فرمود:«او روح الأمین جبرئیل بود. تو مواظب باش این پیمان را نشکنی، که اگر چنین کنی خدا و رسول و ملائکه و مؤمنان از تو بیزار خواهند بود»!اشعار فی البداهه و آنی «حسان بن ثابت» در مراسم غدیربا پایان خطبهٔ غدیریه پیامبر اسلام (صل الله علیه وآله وسلم) شاعر نامدار و صحابی معروف رسول خدا (صل الله علیه وآله وسلم) شروع به سرودن شعری نمود که حاوی مضامین کلام رسول خدا (صل الله علیه وآله وسلم) در غدیر خم بود. او به حضرت عرض کرد: یا رسول الله، اجازه میفرمایید شعری را که دربارهٔ نصب ولایت و امامت علیبن ابیطالب (علیه السلام) هم اکنون سرودهام بخوانم؟حضرت فرمودند: بخوان به برکت خداوند.حَسّان گفت: «ای بزرگان قریش، سخن مرا به گواهی و امضایِ پیامبر گوش کنید». ([۸])و سپس اشعاری را که در همانجا سروده بود خواندکه به عنوان یک سند تاریخی از غدیر ثبت شد و به یادگار ماند.
ألَمْ تَعْلَمُوا أنَّ النَّبِی مُحَمَّداًوَقَد جاءَهُ جِبْریلُ مِنْ عِنْدِ رَبِّهِوَبَلِّغْهُمُ ما أنْزَلَ اللهُ رَبُّهُمعَلَیک فَما بَلَّغْتَهُمْ عَنْ إِلهِهِمْفَقامَ بِهِ إِذْ ذاک رافِعُ کفِّهِفَقالَ لَهُمْ: مَنْ کنْتُ مَوْلاهُ مِنْکمُفَمَوْلاهُ مِنْ بَعْدی عَلِی وَاِنَّنیفَیا رَبِّ مَنْ والی عَلِیاً فَوالِهِوَیا رَبِّ فَانْصُرْ ناصِریهِ لِنَصْرِهِمْوَیا رَبِّ فَاخْذُلْ خاذِلیهِ وَکنْ لَهُمْ
لَدی دَوْحِ خُمٍّ حینَ قامَ مُنادِیاًبِأَنَّک مَعْصُومٌ فَلا تَک وانِیاًوَإِنْ اَنْتَ لَمْ تَفْعَلْ وَحاذَرْتَ باغِیاًرِسالَتَهُ إِنْ کنْتَ تَخْشَی الأَعادِیابِیمْنی یدَیهِ مُعْلِنُ الصَّوْتِ عالِیاًوَکانَ لِقَوْلی حافِظاً لَیسَ ناسِیاًبِهِ لَکمْ دُونَ الْبَرِیهِ راضِیاًوَکنْ لِلَّذی عادی عَلِیاً مُعادِیاًإِمامَ الْهُدی کالْبَدْرِ یجْلُو الدَّیاجِیاإِذا وَقَفُوا یوْمَ الْحِسابِ مُکافِیاً ([۹])
ترجمه: آیا نمیدانید که محمّد پیامبر خدا (صل الله علیه وآله وسلم) کنار درختان غدیر خم با حالت ندا ایستاد، و این در حالی بود که جبرئیل از طرف خداوند پیام آورده بود که در این امر سستی مکن که تو محفوظ خواهی بود، و آنچه از طرف خداوند بر تو نازل شده به مردم برسان، و اگر نرسانی و از ظالمان بترسی و از دشمنان حذر کنی رسالت پروردگارشان را نرساندهای.در اینجا که پیامبر (صل الله علیه وآله وسلم) دست علی (علیه السلام) را با دست راست بلند کرد و با صدای بلند فرمود: «هر کس از شما که من مولای او هستم و سخن مرا به یاد میسپارد و فراموش نمیکند، مولای او بعد از من علی است، و من فقط به او ـ نه به دیگری ـ به عنوان جانشین خود برای شما راضی هستم. پروردگارا هر کس علی را دوست بدارد او را دوست بدار، و هر کس با علی دشمنی کند او را دشمن بدار. پروردگارا یاریکنندگان او را یاری فرما به خاطر نصرتشان امام هدایتکنندهای را که در تاریکیها مانند ماه شب چهارده روشنی میبخشد. پروردگارا خوارکنندگان او را خوار کن و روز قیامت که برای حساب میایستند خودت جزا بده». ([۱۰])
عذاب فوری مخالف امامت امیرالمؤمنین (علیه السلام) در غدیر خم
یکی از اعجابانگیزترین وقایع پس از خطبهٔ غدیر خم و هم زمان با بیعت عمومی، معجزه عذاب الاهی برای مخالف و معاند امام علی (علیه السلام) یعنی حارث فهری بود.در آخرین ساعات از روز سوّم، «حارث فهری» به همراه دوازده نفر از اصحابش نزد پیامبر (صل الله علیه وآله وسلم) آمد و گفت:«ای محمد! سه سؤال از تو دارم: آیا شهادت به یگانگی خداوند و پیامبری خودت را از جانب پروردگارت آوردهای یا از پیش خود گفتی؟ آیا نماز و زکات و حج و جهاد را از جانب پروردگار آوردهای یا از پیش خود گفتی؟ آیا این علیبن ابی طالب که گفتی «مَنْ کنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِی مَوْلاه …» از جانب پروردگار گفتی یا از پیش خود گفتی»؟حضرت در جواب هر سه سؤال فرمودند: «خداوند به من وحی کرده است و واسطهٔ بین من و خدا جبرئیل است و من اعلانکنندهٔ پیام خدا هستم و بدون اجازهٔ پروردگارم خبری را اعلان نمیکنم».حارث گفت: «خدایا، اگر آنچه محمّد میگوید حق و از جانب توست سنگی از آسمان بر ما ببار یا عذاب دردناکی بر ما بفرست».همین که سخن حارث تمام شد و به راه افتاد خداوند سنگی را از آسمان بر او فرستاد که از مغزش وارد شد و از دُبُرش خارج گردید و همانجا او را هلاک کرد.بعد از این جریان، آیهٔ {سَألَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ * لِلْکافِرِینَ لَیسَ لَهُ دَافِعٌ…}([۱۱]) نازل شد. پیامبر (صل الله علیه وآله وسلم) به اصحابشان فرمودند: آیا دیدید و شنیدید؟ گفتند: آری. ([۱۲])با این معجزه، بر همگان مسلّم شد که «غدیر» از منبع وحی سرچشمه گرفته و یک فرمان الاهی است.
منابع
[۱]) مناقب آل ابی طالب، ج ۳، ص ۴۵ ـ ۴۶.[۲]) بحارالانوار، ج ۳۷، ص ۱۱۹، ح ۷؛ تفسیر عیاشی، ج ۳۷، ص ۱۳۸.[۳]) بحارالانوار، ج ۳۷، ص ۱۲۰.[۴]) بحارالانوار، ج ۳۷، ص ۱۱۱؛ مناقب، ثعلبی به نقل از کلبی، ج ۳، ص ۲۹.[۵]) جامع الاخبار، ص ۱۰ و از او در بحارالانوار، ج ۳۷، ص ۱۶۶؛ مناقب آن را از ابو سعید خدری و از شرف المصطفی از براء بن عازب و از التمهید باقلانی نقل کرده است و معنای آن را هم از سمعانی ذکر کرده است و در بحارالانوار، ج ۳۷، ص ۱۰۷ از امالی صدوق از ابی هریره آمده است و فخر رازی آن را در تفسیر مفاتیح الغیب، ج ۳، ص ۴۳۳ آورده است و علامه امینی در الغدیر، ج ۱، ص ۲۷۲ ـ ۲۸۲ به طور مفصل این مطلب را از ۶۰ مصدر نقل کرده است.[۶]) مسند احمد بن حنبل، ج ۴، صفحات ۲۴۱ تا ۲۸۱.[۷]) بحار الأنوار، ج ۳۷، ص ۱۲۰ و ۱۶۱؛ عوالم، ج ۱۵/۳، ص ۸۵ و ۱۳۶.[۸]) بحارالأنوار، ج ۳۷، ص ۱۱۲ و ۱۶۶ و ۱۹۵؛ عوالم، ج ۱۵/۳، ص ۴۱ و ۹۸ و ۱۴۴ و ۲۰۱.[۹]) کتاب سلیم بن قیس، ص ۸۲۸.[۱۰]) بحار الأنوار، ج ۳۷، ص ۱۱۲.[۱۱]) معارج / ۱ و ۲.[۱۲]) بحارالأنوار، ج ۳۷، ص ۱۳۶ و ۱۶۲ و ۱۶۷، عوالم، ج ۱۵/۳، ص ۵۶ و ۵۷ و ۱۲۹ و ۱۴۴.لازم به تذکر است که نام «حارث فهری» در روایات به اسمهای مختلف آمده است که احتمالاً بعضی از نامها مربوط به دوازده نفر همراهان او باشد.
برگرفته از کتاب “بایسته ها در مقام بیان خطبه ی غدیر” نوشته ی علی انصاری بویر احمدی
اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی















هیچ نظری وجود ندارد