29 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

با محمد (ص) بود عشق پاک جفت (2)

0
SHARES
3
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

او «پيامبر اعظم» و چشمه کوثر است، اهل دل که عاشق اند و رعونت ندارند از محمد(ص) سيراب مي شوند و سرخ روي که روي و آواز پيمبر معجزه است و بر فرعونيان هم چون نيل ناگوار، از نظر مولوي معجزه براي اقناع دشمن است نه دوست:در دل هر امتي کز حق مزه استروي و آواز پيمبر معجزه استچون پيمبر از برون بانگي زندجان امت در درون سجده کند(همان:ب3613)موجب ايمان نباشد معجزاتبوي جنسيت کند جذب صفاتمعجزات از بهر قهر دشمن استبوي جنسيت پي دل بردن است(همان،دفتر 6:ب1812)نه تو اعطيناک کوثر خوانده اي؟پس چرا خشکي و تشنه مانده اي؟يا مگر فرعوني و کوثر چو نيلبر تو خون گشته ست و ناخوش اي عليل!هر که را ديدي ز کوثر سرخ رواو محمد خوست با او گير خوهر که را ديدي ز کوثر خشک لبدشمنش مي دار هم چون مرگ و تب(همان ،دفتر5:ب1234)پيامبر هادي است و راهنما:پس بِکَش تو زين جهان بي قرارجَوق کوران را قطار اندر قطارکار هادي اين بود تو هادي ايماتم آخر زمان را شادي ايهين روان کن اي امامُ المتَّقيناين خيال انديشگان را تا يقينهر که در مکر تو دارد دل گروگردنش را من زنم، تو شاد رو(همان،دفتر 4:ب1471)از جمله ترفندهاي منافقان ساختن مسجدي بود که به مسجد ضرار معروف است و البته براي ايجاد شکاف و تفرقه در صفوف مسلمانان به بناي آن اقدام نمودند.يک مثال ديگر اندر کژ رويشايد ار از نقل قرآن بشنوياين چنين کژ بازيي در جفت و طاقبا نبي مي باختند اهل نفاقکز براي عِزَ دين احمديمسجدي سازيم و بود آن مرتدياين چنين کژ بازويي مي باختندمسجدي جز مسجد او ساختندسقف و فرش و قُبه اش آراستهليک تفريق جماعت خواستهنزد پيغمبر به لابه آمدند که به مسجد ما بيا تا با قدم شما مبارک شود، رسول خدا(ص)از سر مهرباني دست رد نزد و جواب درشت نداد:چون برآن شد تا روان گردد رسولغيرت حق بانگ زد مشنو ز غولکين خبيثان مکر و حيلت کرده اندجمله مقلوب است آنچ آورده اندقصد ايشان جز سيه رويي نبودخير دين کي جست ترسا و جهود؟قصدشان تفريق اصحاب رسولفضل حق را کي شناسد هر فضول؟گفت پيغمبر که: آري ليک مابر سر راهيم بر عزم غزازين سفر چون باز گردم آن گهانسوي آن مسجد روان گردم روانچون بيامد از غزا باز آمدندچنگ اندر وعده ي ماضي زدندگفت: اي قوم دغل خامش کنيدتا نگويم رازهاتان تن زنيدرسول خدا(ص) به فرمان خداوند مسجد را آتش مي زنند و منافقان رسوا مي شوند (همان،دفتر 2:ب2836)ديگر داستان: داستان بلال است در گرماي حجاز از محبت مصطفي (ص)وقتي که خواجه اش از تعصب جهوي به شاخ خارش مي زد پيش آفتاب حجاز و از زخم خون بر مي جوشيد و او احد احد مي گفت:تن فداي خار مي کرد آن بلالخواجه اش مي زد براي گوش مالکه: چرا تو ياد احمد مي کني؟بنده بد منکر دين منيابوبکر صداي احد احد مي شنود به سوي صدا مي رود، بلال را مي گويد: مي تواني اعتقادت را مخفي کني و به رهي خداوند: عالم اسرار است پنهان دار گام: بلال قبول مي کند بار ديگر ابوبکر به کاري بيرون مي رود و صداي احد احد را مي شنود اين بار هم او را پند مي دهد.:باز پندش داد باز او توبه کردعشق آمد توبه او را بخورداين کار ادامه دارد لذا مولوي مي گويد:توبه کردن زين نمط بسيار شدعاقبت از توبه او بي زار شدچرا که:عشق قهار است و من مقهور عشقچون شکر شيرين شدم از شور عشقعاشقان در سيل تند افتاده اندبر قضاي عشق دل بنهاده اندابوبکر قصه را به رسول اکرم (ص) مي گويد و مشورت مي کند نهايت ابوبکر مي گويد او را مي خرم.مصطفي گفتش که: اکنون چاره چيستگفت: اين بنده مر او را مشتري استرسول خدا ضمن قبول پيشنهاد ابوبکر از او مي خواهد که ايشان را در اين کار شريک کند. در اين جا مي بينيم که رسول خدا (ص) مستقيماً به عنوان حامي بردگان و غلامان وارد ميدان مي شود:مصطفي گفتش که اي اقبال جواندر اين من مي شوم انباز توتو وکيلم باش، نيمي بهر منمشتري شو قبض کن از من ثمنابوبکر مي رود و بلال را مي خرد و با خود همراه مي کند.بعد از آن بگرفت او دست بلالآن ز زخم ضرس محنت چون خلالبلال به خدمت رسول خدا مي رسد:مصطفي اش در کنار خود کشيدکس چه داند بخششي کو را رسيد؟ماهي پژمرده در بحر اوفتادکاروان گم شده زد بر رشادرسول مکرم اسلام (ص) به ابوبکر مي گويد: چرا من را در اين کار شريک نکردي، ابوبکر به سپاس حرمت رسول خدا بلال را آزاد مي کند و در اين جا يکي ديگر از بزرگواري هاي رسول خدا جلوه مي کند به عنوان رهبري که يارانش براي او حرمت بسيار قايل اند و از هر گونه گذشت و ايثار در راه او دريغ ندارند:گفت: اي صديق آخر گفتمتکه: مرا انباز کن در مَکرمتگفت: ما دو بندگان کوي توکردمش آزاد من بر روي تو(همان،دفتر 3:ب893)قرآن او معجزه پايدار است آن گونه که «قاصدان را بر عصاي موسي دست نيست» دست ناپاکان هم البته به قرآن او نمي رسد:مصطفي را وعده کرد الطاف حقگر بميري تو نميرد اين سبقمن کتاب و معجزت را رافعمبيش و کم کن را ز قرآن مانعمکس نتاند بيش و کم کردن در اوتوبه از من حافظي ديگر مجوتا قيامت باقيش داريم ماتو مترس از نسخ دين اي مصطفياي رسول ما تو جادو نيستيصادقي هم خرقه ي موسي ستيهست قرآن مر تو را هم چون عصاکفرها را در کشد چون اژدهاتو اگر در زير خاکي خفته ايچون عصايش دان تو آن چه گفته ايقاصدان را بر عصايت دست نيتو بخسب اي شه! مبارک خفتني(همان:ب1197)مولوي به معجزات رسول مکرم اسلام نيز اشاراتي دارد به يکي از آن موارد اشاره مي شود:سنگ ها اندر کف بوجهل بودگفت: اي احمد بگو اين چيست؟زودگر رسولي چيست در مشتم نهان؟چون خبر داري ز راز آسمانگفت چون خواهي؟ بگويم کان چه هاست؟يا بگويد آن که ما حقيم و راستگفت بوجهل اين دوم نادرترستگفت: آري حق از آن قادرترستاز ميان مشت او هر پاره سنگدر شهادت گفتن آمد بي درنگلا اله گفت، الا الله گفتگوهر احمد رسول الله سفتچون شنيد از سنگ ها بوجهل اينزد زخشم آن سنگ ها را بر زمين(همان،دفتر1:ب2154و)البته محمد (ص) غرض آفرينش و خلقت نيز بود مگر خداوند در حديث قدسي نمي فرمايد: «لَولاکَ لما خلقتُ الافلاک»، او راز آفرينش و حکمت هستي است و هستي طفيل او:آسمان ها بنده ماه وي اندشرق و مغرب جمله نان خواه وي اندز آن که لولاک است بر توقيع اوجمله در انعام و در توزيع اوگر نبودي او نيابيدي فلکگردش و نور و مکاني ملکگر نبودي او نيابيدي بحارهيبت و ماهي و دُرّ شاهوارگر نبودي او نيابيدي زميندر درونه گنج و بيرون ياسمينرزق ها هم رزق خواران وي اندميوه ها لب خشک باران وي اند(همان،دفتر 6:ب2109)آن دم لولاک اين باشد که کاراز براي چشم تيز است و نظار(همان:ب1668)گر چه شاخ و برگ و بيخش اول استآن همه از بهر ميوه مرسل استپس سري که مغز آن افلاک بوداندر آخر خواجه لولاک بودجمله عالم خود عرض بودند تااندر اين معني بيامد «هَل اَتي:(همان،دفتر 2ب:977)پيامبر منتهاي عشق است و شأن لولاک يعني همين:با محمد بود عشق پاک جفتبهر عشق، او را خدا لولا ک گفتمنتهي در عشق چون او بود فردپس مرا او را ز انبيا تخصيص کردگر نبودي بهر عشق پاک راکي وجودي دادمي افلاک را؟(همان،دفتر5ب2739)
منبع:www.noormags.com

نوشته قبلی

با محمد (ص) بود عشق پاک جفت (1)

نوشته‌ی بعدی

با محمد (ص) بود عشق پاک جفت (3)

مرتبط نوشته ها

ما مسلح به الله اکبریم
محور مقاومت

ما مسلح به الله اکبریم

جایگاه اهل ‏بیت (ع) در آثار سنایی غزنوی
شعر و شاعران

جایگاه اهل ‏بیت (ع) در آثار سنایی غزنوی

اخلاق اجتماعی از منظر امام رضا (ع) و سیره رضوی
امام رضا (ع)

اخلاق اجتماعی از منظر امام رضا (ع) و سیره رضوی

اوضاع سیاسی عصر امام چهارم
امام سجاد (ع)

اوضاع سیاسی عصر امام چهارم

نظر قرآن کریم در مورد انتخاب اوصیا از ذریه پیامبران
علوم شیعه

تحولات تفسیر قرآن در مذهب شیعه در عصر صفوی

این پرچم بر زمین نمی‌ماند.
محور مقاومت

این پرچم بر زمین نمی‌ماند.

نوشته‌ی بعدی

با محمد (ص) بود عشق پاک جفت (3)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

ما مسلح به الله اکبریم

ما مسلح به الله اکبریم

جایگاه اهل ‏بیت (ع) در آثار سنایی غزنوی

جایگاه اهل ‏بیت (ع) در آثار سنایی غزنوی

اخلاق اجتماعی از منظر امام رضا (ع) و سیره رضوی

اخلاق اجتماعی از منظر امام رضا (ع) و سیره رضوی

اوضاع سیاسی عصر امام چهارم

اوضاع سیاسی عصر امام چهارم

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا