2 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

بررسى احاديث مهدويت و ولادت حضرت مهدى (عج) (قسمت دوم)

0
SHARES
3
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

بخش دوم – بررسى مجموعه‏ى احاديث ولادت حضرت مهدى (عج)
كاتب در بخش ديگرى از كلام خود، احاديث ولادت امام مهدى عليه السلام را داراى ضعف و جهالت‏سند مى‏داند . به اين اشكال، جواب‏هاى ديگرى علاوه بر جواب‏هاى كلى گذشته مى‏توان داد كه به بعضى از آن‏ها اشاره مى‏كنيم .
1- احاديث وارده درباره‏ى ولادت امام مهدى عليه السلام بيش از هزار حديث است كه به دلالت مطابقى يا تضمنى يا التزامى، بر ولادت آن حضرت به عنوان مهدى موعود (عج) دلالت مى‏كند، ولو بعضى از اسنادش ضعيف يا مجهول است . لكن با توجه به اين كه بسيارى از اين روايت‏ها صحيح السند است، يكديگر را معاضدت نمود و همه‏ى آن‏ها حجت مى‏شوند . و اين طريق براى تصحيح مجموعه‏ى روايت‏ها – ولو در ميان آن‏ها ضعيف باشد طريقه‏اى است كه علماى شيعه و سنى از آن استفاده كرده‏اند .
ناصرالدين البانى; محدث معروف اهل تسنن در كتاب خود «سلسلة الاحاديث الصحيحة‏» بعد از تصحيح حديث ثقلين از راه‏هاى گوناگون مى‏نويسد: «بعد تخريج هذا الحديث‏بزمن بعيد، كتب على ان اهاجر من دمشق الى عمان، ثم ان اسافر منها الى الامارات العربية; اوائل سنة 1402 هجرية، فلقيت فى قطر بعض الاستاذة و الدكاترة الطيبين، فاهدى الى احدهم رسالة له مطبوعة فى تضعيف هذا الحديث فلما قراتها تبين لى انه حديث عهد بهذه الصناعة و ذلك من ناحيتين ذكرتهما له:
الاولى: انه اقتصر فى تخريجه على بعض المصادر المطبوعة المتداولة و لذلك قصر تقصيرا فاحشا فى تحقيق الكلام عليه، وفاته كثير من الطرق و الاسانيد التى هى بذاتها صحيحة او حسنة فضلا عن الشواهد و المتابعات كما يبدو لكل ناظر يقابل تخريجه بما خرجته هنا .
الثانية: انه لم يلتفت الى اقوال المصححين للحديث من العلما ولا الى قاعدتهم التى ذكروها فى مصطلح الحديث: ان الحديث الضعيف يتقوى بكثرة الطرق، فوقع فى هذا الخطا الفادح من تضعيف الحديث الصحيح‏» . (11)
نويسنده بعد از تخريج و تصحيح حديث ثقلين از طرق گوناگون مى‏گويد: «بعد از تخريج اين حديث از مدت‏ها قبل، دعوت‏نامه‏اى براى من فرستاده شد تا مسافرتى از دمشق به عمان داشته باشم . سپس در اوايل سال 1402 از آن جا به كشور امارات بروم . در كشور قطر با بعضى از اساتيد و دكترها (كه ظاهرا مراد ايشان، دكتر على احمد سالوس; استاد فقه و اصول در دانشكده‏ى شريعت قطر است) . ملاقاتى داشتم كه در آن موقع، يكى از افراد دانشكده، رساله‏اى از – دكتر سالوس – در تضعيف حديث ثقلين به دست من داد . من بعد از خواندن رساله پى بردم كه نويسنده، شخصى تازه وارد در علم حديث‏شناسى است و اشتباه او از دو ناحيه است كه به او تذكر دادم .
ناحيه‏ى اول اين كه ايشان در تخريج‏حديث ثقلين تنها به بعضى مصادر حديثى طبع شده‏ى متداول، اكتفا كرده و لذا در تحقيق و بحث درباره‏ى طرق حديث جدا كوتاهى كرده است . او بسيارى از طرق و سندهاى اين حديث را كه مستقل و بدون ضميمه كردن شواهد صحيح يا حسن است، فراموش كرده بود تا چه رسد به اين كه اين حديث، شواهد و متابعات نيز دارد . همان طورى كه واضح است‏بر هر شخصى كه طرق حديث را كه من استخراج كردم، مشاهده نمايد .
ناحيه‏ى دوم اين كه ايشان به كلمات علماى علم حديث و مصححين آن و قواعدى كه در اين رابطه در اصطلاحات حديثى دارند، هيچ توجهى نكرده است; زيرا حديث هرچند ضعيف باشد، لكن با كثرت طرق، تقويت مى‏شود . لذا اشتباه آشكارى از او سرزده و اين حديث را تضعيف كرده است .
2- احاديثى كه از طريق اماميه درباره‏ى مسايل مسلم اعتقادى و كلامى نزد شيعه رسيده، از باب اين كه مفاد آن‏ها نزد اماميه، مسلم و ثابت و راسخ است، راويان آن احاديث مورد بحث و جرح و تعديل نزد رجاليين قرار نگرفته‏اند; زيرا احتياج و ضرورتى براى آن ديده نمى‏شد . از آن جمله احاديث، احاديث ولادت امام مهدى عليه السلام است .
3- مساله‏ى ولادت امام مهدى عليه السلام و وجود او را مى‏توان از طريق تواتر و حساب احتمال نيز ثابت كرد و با اثبات تواتر، ديگر به بررسى سند هر يك از روايت‏هاى وارده حول ولادت، احتياجى نيست . توضيح اين مطلب، به مقدماتى احتياج دارد كه به هر يك از آن‏ها به اختصار اشاره مى‏كنيم .
مقدمه‏ى اول: با مراجعه به كتب منطق براى اطلاع از راى مشهور در كيفيت‏حصول يقين در خبر متواتر در مى‏يابيم كه منطق ارسطويى، خبر متواتر را اين چنين تعريف كرده است: «خبر متواتر، نقل جماعت كثيرى است كه اتفاق شان به دروغ، محال است‏» . از خلال اين تعريف پى مى‏بريم كه خبر متواتر از دو ركن اساسى تركيب يافته است:
 1) اخبار عدد كثير .
2) عدد كثير به حدى باشد كه توافق آن‏ها بر دروغ، محال باشد .
ركن اول درباره‏ى ولادت امام مهدى عليه السلام به حس و وجدان ثابت است . اما درباره‏ى ركن دوم، از منطق ارسطويى سؤال مى‏كنيم كه: چگونه ممكن است محال بودن اجتماع افراد زيادى به دروغ ثابت‏شود؟
منطق ارسطويى مى‏گويد: اين مساله از قضاياى بديهيه‏اى است كه عقل به مجرد تصورش، به آن حكم مى‏كند، مانند: قضيه‏ى «كل بزرگ تر از جزء است‏» . همان طور كه اين قضيه از بديهيات است و عقل به مجرد تصور طرفين موضوع و محمول و نسبت‏بين آن دو، به آن حكم مى‏كند، هم‏چنين قضيه‏ى استحاله‏ى توافق افراد كثيرى كه غرض‏ورزى آن‏ها بر كذب ثابت نشده، قضيه‏اى است كه عقل به بداهت آن حكم مى‏كند . پس مى‏بينيم كه در منطق ارسطويى، خبر متواتر يكى از قضاياى ضرورى شش گانه قرار گرفته است .
نظر مرحوم شهيد صدر اين است كه سبب پيدايش يقين در قضاياى متواتر و تجربى، حساب احتمال است، نه آن چه در منطق ارسطويى به آن اشاره رفته است . مثلا در قضيه‏ى «غدير خم‏» ، زمانى كه مخبر اول از اين قضيه خبر مى‏دهد، احتمال صدق درحد 1% است و هنگامى كه نفر دوم نيز خبر مى‏دهد، احتمال صدق و مطابقت‏با واقع به 2% مى‏رسد و هم‏چنين با اخبار جديد از هر راوى، احتمال صدق و مطابقت‏با واقع، تقويت و در مقابل، احتمال مخالفت‏خبر با واقع، ضعيف مى‏گردد و به حد صفر يا قريب به آن مى‏رسد و اين، منشا حصول يقين در قضاياى متواتر و تجربى است .
مقدمه‏ى دوم: در خبر متواتر لازم نيست كه هر يك از راويان خبر، از ثقات و عدول باشند; زيرا خبر متواتر خود به خود مفيد يقين و قطع به مفاد آن است و در جاى خود نيز ثابت گشته است كه قطع و يقين بودن احتياج به جعل شارع، حجت است . بر خلاف خبر واحد كه حجيت آن يا از باب حجيت‏خبر ثقه است – بنابر نظر عده‏اى از اصوليون – و يا از باب حجيت‏خبر موثوق به است، طبق نظر عده‏ى ديگرى . به هر دو تقدير، ما به اثبات وثاقت در خبر واحد محتاجيم .
بنابر آن چه ذكر كرديم، نتيجه مى‏گيريم كه ما نمى‏توانيم با احاديثى كه بر ولادت امام مهدى عليه السلام به عنوان موعود عالمى دلالت مى‏كند و فوق حد تواتر است، معامله‏ى خبر واحد كنيم و هر يك از راويان اين اخبار را مورد نقد وبررسى قرار دهيم و در صورت عدم اثبات وثاقت آنان، احاديث را مورد طعن قرار دهيم .
مقدمه‏ى سوم: بزرگان، تواتر را به سه بخش تقسيم كرده‏اند:
1- تواتر لفظى: آن است كه محور مشترك در تمام خبرها، لفظ معينى باشد . همان طور كه جماعتى ادعا كرده‏اند كه خبر «من فسر القرآن برايه فليتبوا مقعده من النار» از اين قسم است .
2- تواتر معنوى: آن است كه محور مشترك در تمام خبرها، معنى معينى باشد مثل: حديث كساء .
3- تواتر اجمالى: آن است كه محور مشترك در تمام خبرها، لازم انتزاعى، مدلول خبر باشد مثل: اخبار شجاعت امام اميرالمؤمنين على عليه السلام به دلالت التزامى از طريق قضاياى متعددى كه در مدلول التزامى شجاعت‏با هم اتفاق دارند .
پس مى‏گوييم فرض كنيم مجموعه‏اى از اخبار در دست ماست كه در خصوصيات و تفاصيل، با يكديگر اختلاف دارند، لكن تمام آن‏ها در يك معنى واحد و زاويه از زوايا با هم اشتراك دارند . براى ما علم به همان معنا و زاويه حاصل مى‏گردد، ولو از زواياى ديگر كه اختلاف در آن‏هاست، براى انسان علم حاصل نمى‏گردد . با اين بيان، ديگر نمى‏توانيم در احاديث ولادت امام مهدى (عج) به ادعاى اين كه اين‏ها در تفاصيل و جزئيات ولادت اختلاف دارند، مناقشه كنيم . همانند اختلاف در اسم مادر امام مهدى (عج) كه نام او سوسن يا نرجس بوده يا غير اين دو; زيرا تمام اين خبرها در يك امر كه آن ولادت حضرت (عج) است، اتفاق دارند و لذا به آن اخذ مى‏كنيم .
مقدمه‏ى چهارم: كسى حق ندارد در مقابل نصوصات، اجتهاد كند . پس اگر ادله، نص در ولادت امام مهدى (عج) و وجود آن حضرت است و سند نيز تمام بوده، بلكه متواتر است، كسى حق ندارد بگويد: من مجتهدم و حق دارم در روايات امام مهدى (عج) اجتهاد كنم; زيرا اين نوع اجتهاد از قبيل اجتهاد در مقابل نص است كه حكم به بطلان آن، در جاى خود مشخص شده است .
اقسام تواتر به اعتبار سعه و ضيق بزرگان براى تواتر به اعتبار سعه و ضيق دايره‏ى آن، تقسيماتى دارند كه مناسب است‏به يكى از آن‏ها اشاره شود:
1- گاهى دايره‏ى تواتر، بسيار وسيع است مثل: تواتر در خبر وقوع جنگ جهانى اول و دوم .
2- گاهى دايره‏ى تواتر، ضيق‏تر از قسم اول است مثل: تواتر در واقعه‏ى قيام امام حسين عليه السلام در كربلا .
3- گاهى دايره‏ى تواتر، از قسم دوم نيز ضيق‏تر است مثل: تواتر در قواعد ادبيات عرب از لغت و صرف و نحو و اشتقاق و بلاغت و . . . ; زيرا همه‏ى متكلمين به لغت عربى، از تمام خصوصيات ادبيات عرب، مطلع نيستند و تنها علماى علم ادب هستند كه از خصايص اين علم اطلاع دقيق دارند، ولى ضيق اين دايره مانع از تحقق تواتر به حساب رياضى و عقلى در محدوده‏ى قسم سوم نيست .
با ذكر اين نكته روشن مى‏شود كه اشكال بعضى از مشككين مانند عبدالرسول لارى معروف به احمد الكاتب و ديگران كه مى‏خواهند از وقوع حيرت بعد از وفات امام حسن عسكرى عليه السلام در بين عده‏اى از شيعيان در مساله‏ى جانشينى آن حضرت و تفرق شيعه در امر حضرت مهدى (عج) به دسته‏هاى مختلف، سوء استفاده كرده و اين موضوع را مخالف و معارض با تواتر احاديث‏بدانند، شبهه‏ى سستى بيش نيست; زيرا همان طورى كه پيش تر آورديم و در جاى خود نيز به اثبات رسيده است، در تواتر خبر، تنها تحمل جماعتى از راويان در هر طبقه، كافى است و احتياجى به اطلاع تمام مت‏يا تمام طايفه يا تمام راويان ندارد .
بله نهايت چيزى را كه مى‏توان گفت اين‏كه، دايره‏ى اين تواتر وسيع و گسترده به نحو اول و دوم نيست، بلكه متوسط يا ضيق است و اين امر با حصول پايين‏ترين درجه‏ى تواتر به قانون رياضى و عقلى، هيچ منافاتى ندارد و اين اشتباه آشكارى است كه كسى گمان كند طبيعت تواتر تنها به يك قسم منطبق بوده و بيشتر از يك دايره شامل نمى‏شود .
4- شخص متتبع و محقق بعد از ملاحظه‏ى وضع سياسى عصر امام عسكرى عليه السلام و قبل و بعد از آن، اطمينان پيداكند كه يكى از عوامل جهالت راويان احاديث ولادت امام مهدى (عج) همان فشارهاى سياسى بوده است كه از طريق حاكمان ظلم و جور در آن زمان بر شيعيان وارد آمده بود . لذا بسيارى از راويان خود را با اسامى مستعار معرفى مى‏كردند تا شناخته نشوند . خصوصااين كه مى‏دانيم كه عده‏اى از كسانى كه د راوايل عصر غيبت از وضعيت‏خلف و جانشين امام عسكرى عليه السلام و ولادت او سؤال مى‏كردند، اشخاصى بودند كه از مناطق دور به سامرا وارد شده و چندان از خواص شيعيان و معروفين از اصحاب نبوده‏اند .
5- شخص متتبع با مراجعه به مجموعه‏ى احاديثى كه اشاره به ولادت امام مهدى (عج) دارد، به تعداد زيادى احاديث كه سندهاى آن‏ها، تام و صحيح است، دست پيدا مى‏كند كه مجموعه‏ى آن‏ها را مى‏توان در حد استفاضه دانست . ما در اين مقاله، به يكى از احاديثى كه دلالت‏بر ولادت امام مهدى (عج) داشته و از حيث‏سند به تعبير بزرگان، صحيحى اعلايى بوده و شيخ كلينى آن را با دو واسطه نقل مى‏كند، اشاره مى‏كنيم تا براى طالبين حق، راه‏گشا باشد . بقيه‏ى احاديث را مى‏توان در مجموعه كتاب‏هاى روايى جستجو كرد .
روى الكلينى بسند صحيح اعلائى عن محمد بن عبدالله و محمد بن يحيى جميعا عن عبدالله بن جعفر الحميرى قال: اجتمعت انا و الشيخ ابوعمرو عند احمد بن اسحاق فغمزنى احمد بن اسحاق ان اساله عن الخلف، فقلت له: يا اباعمرو انى اريد ان اسالك عن شيى‏ء و ما انا بشاك فيما اريد ان اسالك عنه فان اعتقادى و دينى ان الارض لاتخلو من حجة الا اذا كان قبل يوم القيامة باربعين يوما فاذا كان ذلك رفعت الحجة و اغلق باب التوبة، فلم يك ينفع نفسا ايمانها لم تكن آمنت من قبل او كسبت فى ايمانها خيرا فاولئك اشرار خلق الله عزوجل و هم الذين تقوم عليهم القيامة و لكنى احببت ان ازداد يقينا و ان ابراهيم عليه السلام سال ربه عزوجل ان يريه كيف يحيى الموتى؟ قال: اولم تؤمن؟ قال: بلى و لكن ليطمئن قلبى و قد اخبرنى ابوعلى احمد بن اسحاق عن ابى الحسن عليه السلام قال سالته و قلت من اعامل او عمن آخذ و قول من اقبل؟ فقال له: العمرى ثقتى فما ادى اليك عنى فعنى يؤدى و ما قال لك عنى فعنى يقول، فاسمع له و اطع، فانه الثقة المامون . و اخبرنى ابوعلى انه سال ابا محمد عليه السلام عن مثل ذلك فقال له: العمرى و ابنه ثقتان فما اديا اليك عنى فعنى يؤديان و ما قالا لك فعنى يقولان فاسمع لهما و اطعها فانهما الثقتان المامونان . فهذا قول امامين قد مضيا فيك .
قال: فخر ابو عمرو ساجدا و بكى . ثم قال: سل حاجتك . فقلت له: انت رايت الخلف من بعد ابى محمد (عج) ؟ فقال: اى والله و رقبة مثل ذا – و اوما بيده – فقلت له: فبقيت واحدة، فقال لى: هات . قلت: فالاسم؟ قال: محرم عليكم ان تسالوا عن ذلك و لا اقول هذا من عندى، فليس لى ان احلل و لا احرم، ولكن عنه عليه السلام فان الامر عند السلطان، ان ابامحمد مضى و لم يخلف ولدا، و قسم ميراثه و اخذه من لا حق له فيه و هو ذا، عياله يجولون ليس احد يجسر ان يتعرف اليهم او ينيلهم شيئا و اذا وقع الاسم وقع الطلب فاتقوا الله و امسكوا عن ذلك .
قال الكلينى . قدس سره و حدثنى شيخ من اصحابنا – ذهب عنى اسمه – ان اباعمرو سال عن احمد بن اسحاق عن مثل هذا فاجاب بمثل هذا . (12)
و رواه الصدوق‏قدس سره . ايضا بسند صحيح عن ابيه و محمد بن الحسن عن عبدالله بن الجعفر الحميرى . (13)
حميرى گويد: من و شيخ ابوعمرو (عثمان سعيد عمرى، نايب اول) رحمه الله نزد احمد ابن اسحاق گرد آمديم . احمد بن اسحاق به من اشاره كرد كه راجع به جانشين (امام حسن عسكرى عليه السلام) از شيخ بپرسم . من به او گفتم: اى اباعمرو! من مى‏خواهم از شما چيزى بپرسم كه نسبت‏به آن شك ندارم، زيرا اعتقاد و دين من اين است كه زمين هيچ‏گاه از حجت‏خالى نمى‏ماند، مگر 40 روز پيش از قيامت . چون آن روز برسد حجت‏برداشته و راه توبه بسته شود . آن گاه كسى كه از پيش، ايمان نياورده و يا در دوران ايمانش، كار خيرى نكرده، ايمان آوردنش سودى ندهد (14) ايشان بدترين مخلوق خداى عزوجل باشند و قيامت عليه ايشان برپا مى‏شود، ولى من دوست دارم كه يقينم افزوده گردد . همانا حضرت ابراهيم عليه السلام از پروردگار عزوجل درخواست كرد كه به او نشان دهد، چگونه مردگان را زنده مى‏كند . فرمود: مگر ايمان ندارى؟ عرض كرد: چرا، ولى براى اين كه دلم مطمئن شود . (15) و ابوعلى احمد بن اسحاق به من خبر داد كه از حضرت هادى عليه السلام سؤال كردم: با كه معامله كنم (يا پرسيد احكام دينم را) از كه به دست آورم و سخن كه را بپذيرم؟ به او فرمود: عمرى مورد اعتماد من است، آن‏چه از جانب من به تو رساند، حقيقتا از من است و هر چه از جانب من به تو گويد، قول من است، از او بشنو و اطاعت كن; كه او مورد اعتماد و امين است . و نيز ابوعلى به من خبر داد كه او از حضرت امام حسن عسكرى عليه السلام همين سؤال را كرده و او فرموده است: عمرى و پسرش (محمد بن عثمان، نايب دوم) مورد اعتماد هستند . هر چه از جانب من به تو برسانند، حقيقتا از جانب من رسانده‏اند و هر چه به تو بگويند از من گفته‏اند . از آن‏ها بشنو و اطاعت كن; كه هر دو مورد اعتماد و امين‏اند . اين سخن دو امام است كه درباره‏ى شما صادر شده است .
ابو عمرو به سجده افتاد و گريه كرد . آن گاه گفت: حاجتت را بپرس . گفتم: شما جانشين بعد از امام حسن عسكرى عليه السلام را ديده‏اى؟ گفت: آرى، به خدا! گردن او چنين بود و با دست اشاره كرد . گفتم: يك مساله‏ى ديگر باقى مانده است . گفت: بگو . گفتم: نامش چيست؟ گفت: نمى‏گويم; زيرا براى من روا نيست كه چيزى را حلال يا حرام كنم، بلكه سخن خود آن حضرت عليه السلام است; زيرا مطلب نزد سلطان (معتمد عباسى كه در 12 رجب 256 ه . خليفه شد) چنين وانمود شده كه امام حسن عسكرى عليه السلام وفات كرده و فرزندى از خود به جا نگذاشته است و ميراثش قسمت‏شده و كسى كه حق نداشته (جعفر كذاب)، آن را برده است و عيالش در به در شده‏اند و كسى جرات ندارد با آن‏ها آشنا شود يا چيزى به آن‏ها برساند . و چون اسمش در زبان‏ها بيافتد، تعقيبش مى‏كنند . از خدا بپرهيزيد و از اين موضوع دست نگه داريد .
كلينى گويد: شيخى از اصحاب ما (شيعيان) كه نامش از يادم رفته است، به من گفت: ابوعمرو از احمد بن اسحاق همين پرسش را كرد و او هم همين جواب را گفت .
در ضمن، لازم به تذكر است كه شيخ صدوق، قدس سره همين حديث را به سند صحيح از پدرش و محمد بن حسن از عبدالله بن جعفر حميرى نيز نقل كرده است .
پى‏نوشت‏ها:
1. تطور الفكر السياسى الشيعى من الشورى الى ولاية الفقيه، ص 209 .
2. تطور الفكر السياسى الشيعى من الشورى الى ولاية الفقيه، ص 208 .
3. كمال الدين، ج‏1، صص 2- 3 .
4. رجال نجاشى، 230; 612; منتهى الآمال، ابوعلى حائرى، ج 4، ص 286 .
5. وسائل الشيعه، ج 20، صص 65- 66 .
6. ر . ك: موسوعة الامام المهدى عليه السلام، سيد محمد صدر .
7. الرواشح، ميرداماد، صص 60- 61 .
8. همان، صص 61- 62 .
9. مرآة العقول، ج 3، ص 61- 62 .
10. منتخب الاثر، ج 3، صص 345- 346 .
11. سلسلة الاحاديث الصحيحة، ناصرالدين البانى وهابى، چاپ رياض، ج 4، ص 358 .
12. اصول الكافى، ج 1، صص 329- 330 .
13. كمال الدين، ج 2، ص 441، باب 43 .
14. اعراف، 158 .
15. بقره، 26 .
 

نوشته قبلی

سخنرانى و پرسش و پاسخ درباره حضرت مهدى

نوشته‌ی بعدی

اسلام و گفت و گوى اديان (بخش دوم)

مرتبط نوشته ها

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نيامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

مدینه فاضله امام زمان (عج)
انقلاب مهدوی

مدینه فاضله امام زمان (عج)

سه برداشت از شکوفایی علم در عصر ظهور
انقلاب مهدوی

سه برداشت از شکوفایی علم در عصر ظهور

نوشته‌ی بعدی

اسلام و گفت و گوى اديان (بخش دوم)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

الو سلام حاج آقا / 49

الو سلام حاج آقا / 49

صفوان بن یحیی

صفوان بن یحیی

حضرت زهرا (ع) از منظر امام صادق (ع)

حضرت زهرا (ع) از منظر امام صادق (ع)

مناظره امام رضا (ع) با جاثليق

میراث ماندگار خورشید هشتم

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا