۳ـ۲ـ۱ـ۱۰٫ انکار وجود امام دوازدهم شیعیان از دیگر اشکالات بزرگ این کتاب، ادعای عدم تولد امام دوازدهم شیعیان میباشد. نویسنده در جلد دوم، (صفحه۳۵۰) مدعی شده که امام حسن عسگری(ع) بلا عقب از دنیا رفته است. وی ضمناً اظهار داشته که یکی از عوامل مهم در موفقیت فاطمیان، بدون فرزند از دنیا رفتن امام یازدهم شیعیان اثناعشری است.(۱) انکار مسلمات تاریخی توسط شرقشناسان میتواند عوامل و انگیزههای گوناگونی داشته باشد، اما در این مورد، آبشخور ادعای آدام متز، سخنان مغرضانه ابنتیمیه در مورد امام دوازدهم شیعیان است.(۲)
۳ـ۲ـ۲٫ موارد دیگر اشکالات و نقدهای وارد بر کتاب آدام متز، منحصر به بخشها و قسمتهای مربوط به شیعیان نیست و در بخشهای دیگر نیز مواردی از نقدهای جدی وجود دارد که به بعضی از آنها در این قسمت، اشاره میشود:
۳ـ۲ـ۲ـ۱٫انتساب مطالب غیر صحیح به اسلام نویسنده در فصل بیست و یک کتاب، حمامهای گرم را که در جهان اسلام آن روز به شکل وسیع، رواج داشت، وارداتی دانسته و مدعی شده که همواره به دلایل مذهبی، شرقیان از این نعمت محروم بودهاند. در دوره ساسانی، شاه میخواست حمام عمومی بسازد، اما با خشم سران مذهبی روبهرو شد که آن را بیحرمتی به دین میشمردند. نویسنده شبیه چنین چیزی را به اسلام نسبت داده و اظهار میدارد که اسلام درباره حمام، نظر مساعد ندارد و به حدیثی از امام علی (ع) تمسک جسته که فرمود: «حمام چه بد جایی است، صدا درآن میپیچد، صوت قرآن به گوش نمیرسد و عورتها آشکار است». از زمخشری نیز نقل کرده است که گفت: «مکروه است که مرد به زنش پول حمام بدهد، زیرا کمک به عملی کرده است که شرعاً کراهت دارد».(3) به گفته آدام متز حمام برای اولین بار از روم وارد جهان اسلام شد.(۴) او از قاهر، خلیفه عباسی روایت کرده است که یکی از اسلاف خلیفه(قاهر)، نخستین بار، حمامهای رومی در حرمسرا ساخت، سپس گفته قاهر خلیفه را، دلیل اقتباس مسلمانان از رومیان در ساخت و بهره برداری حمام، دانسته است.(۵)در نقد این قسمت از ادعای آدام متز باید گفت که اولاً: اثبات نشده است که یونان و روم خاستگاه حمام در جهان، بودهاند، بلکه باید در جای خود، بحث و بررسی شود که حمام برای اولین بار در چه نقطهای از جهان اختراع و از آن بهره برداری شده است،، ثانیاً: تردیدی نیست که نظافت و پاکیزگی جسمی، همانند طهارت وپاکیزگی روحی، از مسلمات دین اسلام به حساب میآید. نویسنده حدیثی که به امام علی(ع) نسبت داده، برای آن سند و ارجاعی ذکر نکرده است، علاوه بر این، گفتههای پیشوایان دین اسلام، ناظر به حمامهایی است که در عین عمومی بودن، ورود به آنها در حالت برهنگیِ عفتستیز، صورت گیرد، چنانکه پیامبر اسلام(ص) فرمود: «هر کس به خدا و روز قیامت ایمان دارد، باید بدون لنگ وارد حمام نشود».(6)پذیرش مالکیت غیر مسلمان بر برده مسلمان، از دیگر موضوعاتی است که به اسلام نسبت داده شده است. نویسنده در فصل یازدهم کتاب، به گوشهای از قوانین بردهداری در بیزانس پرداخته و ضمن بیان ممنوعیت مالکیت غیر نصرانی بر برده نصرانی، گزارش داده است که حتی کلیسای مسیحی در ممالک اسلامی، مسیحیانی را که بردههای همکیش خود را به غیر مسیحی فروخته بودند، از شرکت در مراسم مذهبی محروم میکردند. سپس ادعایی را مبنی بر جواز مالکیت غیر مسلمان بر برده مسلمان از جانب اسلام مطرح کرده و گفته است: «شریعت اسلام بر یهودی و نصرانی، داشتن برده مسلمان را ممنوع نکرده بود».(7) صرف نظر از استنباطات فقهی مذاهب و فرقههای مسلمان، بر پایه نص صریح آیه قرآن: «… وَ لَن یَجعَلَ اللَّهُ لِلکافِرِینَ عَلَی المُؤمِنِینَ سَبِیلاً»(نساء: ۱۴۱) و سخن پیامبر مکرم اسلام: «الاسلام یعلو و لا یعلی علیه»،(۸) مالکیت غیر مسلمان بر برده مسلمان، ممنوع است و بنا به استنباط فقیهان شیعه، اگر برده و صاحبش، هردو کافر باشند و سپس برده، به دین اسلام مشرف شود، صاحب غیر مسلمان وی ملزم است که او را به فروش برساند.(۹)
۳ـ۲ـ۲ـ۲٫ تناقضات درونی؛ از اشکالات دیگر کتاب آدام متز، تناقضات درونی یا پارادوکسهایی است که گاهی به چشم میخورد، برای مثال، در بحث از سازمانهای اداری مسلمانان، کارمندان دیوانی را از فقیهان و عالمان تفکیک میکند و اظهار میدارد که بر خلاف عالمان، دیوانیان، نماینده تربیت ادبی بودند که جز در حد لزوم به شرعیات نمیپرداختند و حاکمان از انتخاب فقیهان و عالمان، در مقام وزارت و سایر کارهای دیوانی به شدت خودداری میکردند.(۱۰) اما جای دیگر گزارش میدهد که در سالهای قرن چهارم، قاضی مروزی که یک روحانی بود، وزارت امیر سامانی را بر عهده داشت و ابوالفضل سلمی، فقیهی گشادهزبان و محدث و حافظ قرآن، متصدی وزارت عباسیان بود.(۱۱) در بحث از فرقههای شیعی، تشیع را در قرن چهارم فاقد مکتب کلامی دانسته و استدلال کرده که عضدالدوله از فرمانروایان شیعی، طبق مذهب معتزله عمل میکرد. اندکی بعد، مدعی شده است که از فرمانروایان قرن چهارم، تنها فاطمیان شیعه بودند و در بیشتر مبادی با معتزله توافق داشتند.(۱۲) در بحث از مسائل مالی مسلمانان، یادآور میشود که فقیهان و عالمان مسلمان، به جز جزیه اهل ذمه، خراج زمین و زکات، هر نوع مالیات را غیر مشروع میدانستند. این گفته نویسنده حکایت از وجود سیستم و شیوه خاص اقتصادی و مالیاتی در اسلام دارد، اما ذیل گفتارش، اسلام را متهم کرده که از همان آغاز، شیوههای اقتصادی قدیمی، مانند سیستم مالیاتی بطالسه، رومیان و ساسانیان را بر نینداخت(۱۳). نویسنده در فصل سیزدهم، قرن چهارم هجری را دوره علم کلام خوانده که در این سده، علم کلام از خدمتگذاری فقه خلاصی یافت وکسوت استقلال پوشید، اما اندکی بعد، از استقلال کلام معتزله در قرن سوم خبر داده است(۱۴).
۳ـ۲ـ۲ـ۳٫ ادعای ورود گزارههای بیگانه در اسلام از دیگر نقدهای وارد بر کتاب آدام متز، ادعای ورود گزارههای مسیحی در اسلام است.(۱۵)رسوخ و نفوذ افکار، اندیشهها و آموزههای یک دین در ادیان مجاورش طی دوره زمانی بلند مدت، هرچند به طور کلی قابل انکار نیست، اما ادعای ورود آموزههای مسیحی در اسلام، بر پایه تحقیقات و پژوهشهای تاریخی و بررسیهای پدیدارشناسانه دینی، در هیچ سطحی قابل دفاع نمیباشد؛ و نمیتوان تشابهات جزئی را دلیلی محکم و منطقی به حساب آورد. نویسنده، پیرو ادعای فوق، پا را فراتر گذاشته و گزارههای اصیل اسلامی و قرآنی را به مسیحیت و فرقههای مرتبط با آن، نسبت داده است؛ یکی از این گزارهها «معرفه الله» است که به پندار وی مربوط به مذهب گنوسیان قدیم است و دوباره در موطن اصلی خویش، یعنی شرق میانه، ظهور کرده و طی دو قرن در زندگی معنوی مسلمانان مقام نخست را احراز نمود.(۱۶) گزاره دیگری که مورد ادعای نویسنده قرار گرفته، «ولایت» است. به باور وی، گزاره «ولایت» جزء اعتقادات عرفانی مسیحیان گنوسی بوده و متصوفه اسلامی آن را وارد اسلام کردند.(۱۷)بیتردید، مفاهیم و گزارههای «معرفت» و «ولایت»، گزارههای اصیل اسلامی بوده و از هیچ دینی وام گرفته نشده است. واژه «ولی» به طور مکرر در قرآن کریم وارد شده و از جمله در سورههای؛ بقره آیه۱۲۰ و آیه ۲۵۷، آلعمران آیه۶۸، عنکبوت آیه۲۲، انعام آیه۷۰، مائده آیه۵۵ و اعراف آیه۵۵ و ۱۹۶، ذکر شدهاست.همچنین گزاره «معرفه الله»، برای اولین بار در سخنان گهربار پیامبر(ص) مکرم اسلام به چشم میخورد؛ آنگاه که اعرابی در محضر پیامبر وارد شد و درخواست آموزش غرائبالعلم را کرد، پیامبر(ص) فرمود: با «رأسالعلم» چه کار کردی که از «غرائبالعلم» سخن میگویی؟ اعرابی سئوال کرد: یا رسول الله «رأسالعلم» چیست؟ پیامبر(ص) در پاسخ فرمود: «معرفه الله حق معرفته».(18) در سخنان امام علیبن ابیطالب(ع) نیز گزاره «معرفه الله» وارد شده است. ایشان «معرفه الله» را اول عبادت و توحید خداوند دانسته است.(۱۹)
۳ـ۳٫اسناد و منابع با مستندیابی کتاب تمدن اسلامی در قرن چهارم هجری، میتوان مقدار آشنایی آدام متز با منابع و متون تاریخی مسلمانان را به دست آورد و در مجموع میتوان اینگونه نتیجهگیری کرد که آدام متز بهرغم جدایی زبانی و فرهنگیاش از جهان اسلام، آشنایی گستردهای با منابع تاریخی مسلمانان داشته است، با وجود این، اشکالات و نارساییهای وی در این زمینه، قابل اغماض نیست. با توجه به حجم گسترده ارجاعات کتاب آدام متز، بررسی تمام کاستیها و نارساییهای آن، کاری است پرحجم و نیازمند مجال دیگر، از این رو ، مقاله حاضر بسته به ظرفیت خویش، برخی از اشکالات سندی کتاب را رصد کردهاست:الفـ در جلد اول، صفحه ۱۹، چنین آمده است. «… در بغداد حال دگرگونه بود، از سال۳۱۵ق به بعد که نخستین بار، عیاران در آنجا فتنه و فساد بر انگیختند و به تاراج دست زدند…»،(۲۰) سپس این مطلب به الکامل ابن اثیر، (ج۸، ص۱۲۶) ارجاع داده شده است. با توجه به پیروی تفاوت شماره صفحات از اختلاف در چاپها، به شماره صفحه نمیتوان تکیه کرد، از این رو، گفته آدممتز باید ذیل حوادث سال۳۱۵ق درج شده باشد، لکن چنین چیزی در الکامل ذیل حوادث سال۳۱۵ق وجود ندارد، بلکه ابناثیر جریان عیاران را در حوادث سالهای۲۷۶ و ۳۰۶ق(۲۱) که نشاندهنده عدم اختصاص قضیه عیاران به بعد از سال۳۱۵ق است.بـ در جلد اول، صفحه۷۹ گزارش شده که عضدالدوله از فرمانروایان متمایل به تشیع، طبق مذهب معتزله عمل میکرد،(۲۲) سپس ارجاع آن به احسنالتقاسیم مقدسی ذکر شده است، این در حالی است که احسنالتقاسیم عضدالدوله را پیرو مذهب داودیه میداند(۲۳).جـ در جلد اول، صفحه۸۰ گزارش شده که شیعیان میپنداشتند، حسین(ع) کشته نشده و همانند عیسی بن مریم، درباره وی امر بر مردم مشتبه شده است(۲۴). ارجاع این مطلب به علل الشرایع ابنبابویه قمی ذکر شده است، در حالی که چنین چیزی در علل الشرایع وجود ندارد. البته در (ص ۲۲۵) حدیثی از امام صادق(ع) نقل شده که برگردان فارسی آن، چنین است: «ادعا کنندگان چنین امری(زندهبودن امام حسین(ع))، از شیعیان ما نیستند و ما از آنها بیزاریم و چنین کسانی سخنان پیامبر(ص)، امام علی(ع) و سایر ائمه(ع) را درباره شهادت حسین(ع) تکذیب کردهاند».(25)دـ در جلد اول، صفحه۱۵ دیدگاه ابنحوقل درباره محدوده جغرافیایی سرزمینهای اسلامی نقل شده(۲۶) و سپس به کتاب المسالک والممالک ارجاع داده شده که بی تردید، این ارجاع، اشتباه است، زیرا ابنحوقل، کتابی به نام المسالک و الممالک ندارد و اسم کتاب وی صورهالارض میباشد.ه ـ در جلد دوم، صفحه۵۴۸ گزارشی به این مضمون نقل شده است که تاجری سمرقندی در «کله» از کشتی عمانی پیاده شد و در کشتیهای چینی به مقصد «کانتون» نشست.(۲۷) آنگاه این گزارش به معجم البلدان یاقوت حموی ارجاع داده شده است، لکن چنین چیزی در معجم البلدان یافت نشد، علاوه بر این، گزارش مذکور در مروج الذهب مسعودی بهگونه متفاوتی نقل شده است: مردی از تجار سمرقندی به عراق آمد و سپس به بصره وارد شد و از دریا به عمان رسید و از آنجا به طرف «کله» که در میانه راه چین واقع است، رهسپار گردید.(۲۸)با توجه به چینش منطقی اجزای گزارش مسعودی، نقل وی در مقایسه با گزارش آدام متز، معقولتر به نظر میرسد.وـ در جلد دوم، صفحه۵۴۵ از ثروتمندی و سادهزیستی اهل سیراف خبر داده و سپس در صفحه۵۴۶ به توصیف یکی از تاجران سیرافی پرداخته که با ثروت چهارهزار دیناری، لباس بسیار سادهای، همانند؛ تنپوش غلامش به تن داشته است.(۲۹) نویسنده، این گزارش را به «المسالک و الممالک» اصطخری ارجاع داده، حال آنکه در المسالک و الممالک چنین آمده است: «…، حتی ان احدهم یبلغ ملکه اربعه آلاف ألف دینار»(30) طبق این تعبیر، باید دارایی آن تاجر سیرافی، چهار میلیون دینار باشد، لکن آدام متز جمله عددی «اربعه آلاف الف دینار» را چهارهزار دینار فهمیده است. به نظر میرسد که چهار میلیون معقولتر باشد، زیرا سادهپوشی با ثروت چهار هزار دیناری جای افتخار ندارد.زـ در جلد دوم، صفحه۵۲۲ فاصله بغداد تا انبار با ارجاع به المسالک و الممالک ابنخردادبه، دوازده فرسخ ذکر شده است،(۳۱) حال آنکه در المسالک و الممالک ابنخردادبه، فاصله بغداد تا انبار، هشت فرسخ آمده است.(۳۲)حـ از اشکالات عمده سندی کتاب آدممتز، نادیدهانگاشتن منابع و متون شیعی است. وی در بحث از اقلیتهای مذهبی، ضمن طرح مسئله ارث از دیدگاه اسلام، ادعا کرده است که اهل هیچ دینی از پیروان دین دیگر ارث نمیبرد.(۳۳) این در حالی است که فقه شیعه، به این مسئله نگاه متفاوت دارد؛ و ارث مسلمان را از غیر مسلمان جایز میداند، اما عکس آن را جایز نمیداند.
نتیجه کتاب تمدن اسلامی در قرن چهارم هجری، مهمترین اثر شرقشناس سوئیسی ـ آلمانی در اواخر قرن نوزده و اوایل قرن بیست میلادی، آدام متز میباشد که نخستین بار، وارد تاریخ اجتماعی مسلمانان شده و درباره تمدن اسلامی در قرن چهارم هجری، بهگونهای گسترده و با رویکرد گزارشگونه، بحث و بررسی کردهاست. کتاب آدام متز علاوه بر اشکالات و نارساییهایی که در بُعد ساختار و بخش اسناد و منابع، دارد، محتوای کتاب نیز در زمینه معارف اسلامی، تعالیم و تاریخ تشیع با توجه به بیگانگی نویسنده از فرهنگ و معارف اسلامی و نیز انگیزههای شرقشناسانه وی با اشتباهات فاحش و کاستیهای گمراه کننده، مواجه میباشد، از این رو، بایسته است که این کتاب با نگاه نقادانه و با پیشینه و اندوخته علمی و معارفی قابل توجه، مورد استفاده قرار گیرد، در غیر این صورت، موجب شکلگیری انحرافهای دینی و معرفتی در خواننده خواهد شد.
پی نوشت ها :
*دانشجوی دکتری تاریخ اسلام جامعه المصطفی العالمیه** استادیار جامعه المصطفی العالمیه۱٫همان، ج۲، ص۳۵۰٫۲٫ابن تیمیه، منهاج السنه النبویه، ج۱، ص۵۷٫۳٫آدام متز، تمدن اسلامی در قرن چهارم هجری، ج۲، ۴۲۸٫۴٫همان.۵٫همان.۶٫شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۱۴۵٫۷٫آدام متز، تمدن اسلامی در قرن چهارم هجری، ج۱، ص۱۸۶٫۸٫ شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۶، ص۱۴و۱۲۵٫۹٫ شهید ثانی، روضه البهیه، ج۶، ص۳۲۱ـ۳۲۲؛ شیخ مرتضی انصاری، مکاسب، ج۱، ص۶۷٫۱۰٫ آدام متز، تمدن اسلامی در قرن چهارم هجری، ج۱، ص۱۰۳٫۱۱٫ همان، ص۱۱۱ـ۱۱۲٫۱۲٫ همان، ص۷۸ـ ۷۹٫۱۳٫ همان، ص۱۴۷ـ ۱۴۸٫۱۴٫ همان، ج۲، ص۲۱۹٫۱۵٫ همان، ص۳۱۸٫۱۶٫ همان، ص۳۱۹٫۱۷٫ همان، ص۳۳۴٫۱۸٫ شیخ صدوق، کتاب توحید، ص۲۸۵٫۱۹٫ شیخ مفید، الارشاد، ج۱، ص۲۲۳٫۲۰٫ آدام متز، تمدن اسلامی در قرن چهارم هجری، ج۱، ص۱۹٫۲۱٫ ابن اثیر، الکامل، ج۸، ص۱۶و۱۱۳٫۲۲٫ آدام متز، تمدن اسلامی در قرن چهارم هجری، ج۱، ص۷۹٫۲۳٫ محمدبن احمد مقدسی، احسن التقاسیم، ص۴۳۹٫۲۴٫ آدام متز، تمدن اسلامی در قرن چهارم هجری، ج۱، ص۸۰٫۲۵٫ شیخ صدوق، علل الشرایع، ص۲۲۷٫۲۶٫ آدام متز، تمدن اسلامی در قرن چهارم هجری، ج۱، ص۱۵٫۲۷٫ همان، ج۲، ص۵۴۸٫۲۸٫ علیبن حسین مسعودی، مروج الذهب، ج۱، ص۱۵۸٫۲۹٫ آدام متز، تمدن اسلامی در قرن چهارم هجری، ج۲، ص۵۴۷٫۳۰٫ ابراهیم بن محمد اصطخری، المسالک والممالک، ص۸۳٫۳۱٫ آدام متز، تاریخ تمدن اسلامی در قرن چهارم هجری، ج۲، ص۵۲۲٫۳۲٫ ابن خردادبه، المسالک والممالک، ص۷۲٫۳۳٫ آدام متز، تمدن اسلامی در قرن چهارم هجری، ج۱، ص۵۸٫ منابع:ـ صحیفه سجادیه، قم، مؤسسه انصاریان، ۱۳۸۳ ش.ـ آشتیانی، عباس اقبال، خاندان نوبختی، تهران، بینا، ۱۳۱۱٫ـ ابن اثیر، ابوالحسن علی بن ابی الکرم، الکامل فی التاریخ، بیروت، دارصادر، ۱۳۸۵ق، ج۸ .ـ ابن اعثم کوفی، ابو محمد احمد، الفتوح، بیروت؛ دارالندوه الجدیده، بیتا، ج۴٫ـ ابن تغری بردی، جمالالدین ابوالمحاسن، النجوم الزاهره فی ملوک مصر و القاهره، مصر، وزاره الثقافه و الارشاد، بیتا.ـ ابن جوزی، جمالالدین ابو الفرج عبدالرحمن، تلبیس ابلیس، مصر، بینا، ۱۹۲۸م.ـ ـــــ ، المنتظم، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۲ق.ـ ابن حجر عسقلانی، احمد، تهذیب التهذیب، بیروت، دار صادر، بیتا.ـ ابن حجر هیثمی، احمد، الصواعق المحرقه، قاهره، مکتبه القاهره، بی تا.ـ ابن خردادبه، عبیدالله بن عبدالله، المسالک و الممالک، بیروت، دارصادر، ۱۸۸۹م.ـ ابن خلدون، عبدالرحمن، تاریخ ابن خلدون، ج۳، بیروت، دارالفکر، چ دوم، ۱۴۰۸م.ـ ابن فضل الله العمری، شهابالدین احمدبن یحی، مسالک الابصار فی ممالک الامصار، ابوظبی، المجمع الثقافی، ۱۴۲۳ق.ـ ابن ندیم، محمدبناسحاق، الفهرست، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۱۵ق.ـ ابن قتیبه، عبدالله بن مسلم، المعارف، قاهره، الهیئه المصریه العامه للکتاب، چ دوم، ۱۹۹۲م.ـ ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایه و النهایه، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۷ق.ـ اصطخری، ابراهیم بن محمد، المسالک و الممالک، قاهره، الهیئه العامه لقصور الثقافه، بی تا.ـ الویری، محسن، «رویکرد مطالعات تمدنی»، فصلنامه تاریخ اسلام؛ ش ۲۰، زمستان۱۳۸۳، ص ۵ ـ ۲۰ـ امام خمینی، تحریر الوسیله، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۰٫ـ امین، احمد، فجرالاسلام، بیروت، دارالکتاب العربی، بی تا.ـ امین عاملی، سیدمحسن، امام حسن و امام حسین، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چ هشتم، ۱۳۶۵٫ـ امینی نجفی، عبدالحسین، الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، بیروت، دارالکتب العربی، چ سوم، ۱۳۸۷ق.ـ انصاری، حسن، دایره المعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، مدخل ابوسهل، تهران، مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، چ دوم، ۱۳۷۸٫ـ انصاری، شیخ مرتضی، المکاسب، قم، دارالحکمه، ۱۳۷۰، ج ۱٫ـ بدوی، عبدالرحمن، فرهنگ کامل خاورشناسان، ترجمه؛ شکرالله خاکرند، قم، دفتر تبلیغات،۱۳۷۵٫ـ حاکم نیشابوری، محمدبن عبدالله، المستدرک علی الصحیحین، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۱ق.ـ حسنبن محمدبن حسن قمی، تاریخ قم، ترجمه حسنبن محمدبن عبدالملک قمی، قم، زائر، ۱۳۸۵٫ـ خطیب بغدادی، ابوبکراحمد بن علی، تاریخ بغداد، بیروت، دارالفکر، ۱۴۲۴ق.ـ دورانت، ویل، تاریخ تمدن، (قیصر و مسیح)، ترجمهحمید عنایت و علی اصغر سروش، تهران، علمی و فرهنگی، چ دوازدهم، ۱۳۸۵، ج۳٫ـ ذکاوتی قراگزلو، علیرضا، مقدمه ترجمه فارسی کتاب تمدن اسلامی در قرن چهارم هجری، تهران، امیرکبیر، چ دوم، ۱۳۶۴٫ـ رازی، ابوحاتم، گرایشها و مذاهب اسلامی در سه قرن نخست هجری، ترجمه علی آقانوری، قم مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، ۱۳۸۲٫ـ الزبیدی الحنفی، محمدمرتضی، تاج العروس من جواهر القاموس، بیروت، دارالفکر، چ دوم، ۱۴۲۴ق.ـ زرکلی، خیرالدین، الاعلام، بیروت، دارالعلم، چ هفتم، ۱۹۸۶م، ج۱٫ـ سبط ابن جوزی، ابوالمظفر، تذکره الخواص، با مقدمه محمد صادق بحرالعلوم، تهران، نینوا الحدیثه، بیتا.ـ سبکی، تاجالدین عبدالوهاب، طبقات الشافعیه، مصر، بینا، ۱۳۸۴ق.ـ سیوطی، عبدالرحمن ابن ابی بکر، الدر المنثور، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۲۱ق، ج۶٫ـ شریف مرتضی، علیبن حسین موسوی، امالی، تحقیق، محمد ابوالفضل ابراهیم، ج۱و۲، قم، ذوی القربی، چ دوم، ۱۴۲۸ق.ـ شهید ثانی، زیدالدین العاملی، الروضه البهیه، قم، مکتبه داوری، ۱۴۱۰ق، ج۶٫ـ شهیدی، عبدالحسین، دایره المعارف تشیع، (مدخل بنی عمار)، تهران، شهید سعید محبی، ۱۳۸۶، ج۳٫ـ شیبی، کامل مصطفی، تشیع و تصوف، ترجمهعلیرضا ذکاوتی قراگزلو، تهران، امیرکبیر، ۱۳۸۰٫ـ صدر، سیدحسن، تأسیس الشیعه، تهران، علمی، بی تا.ـ صدوق، محمدبن علی، علل الشرایع، قم، مکتبه الداوری، بی تا.ـ ـــــ ، التوحید، قم، جامعه مدرسین، ۱۳۸۹ق.ـ ـــــ ، من لایحضره الفقیه، ترجمهعلیاکبر غفاری، تهران، صدوق، ۱۳۶۷، ج۱٫ـ صفری فروشانی، نعمتالله، غالیان، مشهد، بنیاد پژوهشهای اسلامی (آستان قدس رضوی)، چ دوم، ۱۳۷۸٫ـ طبری، محمدبنجریر، تاریخ الامم و الملوک، بیروت، دارالتراث العربی، ۱۴۰۴ق.ـ طاهره توکلی، دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، (مدخل تناسخ)، تهران، مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۸، ج۱۶٫ـ طباطبایی، سیدمحمدحسین، شیعه، (مذاکرات هانری کوربن، با علامه طباطبایی)، تهران، مؤسسه پژوهشی حکمت وفلسفه ایران، چ چهارم، ۱۳۸۲٫ـ طبری، محمدبن جریر، تاریخ الامم و الملوک، بیروت، دارالتراث العربی، ۱۴۰۴ق.ـ طوسی، ابوجعفر محمدبن حسن، الفهرست، تحقیق، جوادقیومی، قم، مؤسسه نشرالفقاهه، چ دوم، ۱۴۲۲ق.ـ عاملی، شیخ حر، وسائل الشیعه، قم؛ مؤسسه آل البیت، ۱۴۰۹ق، ج۲۶٫ـ قزوینی، زکریا بن محمد، آثار البلاد و اخبار العباد، تهران، امیر کبیر، ۱۳۷۳٫ـ کلینی، محمدبنیعقوب، اصول کافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵٫ـ کوربن، هانری، تاریخ فلسفه اسلامی، ترجمه، جواد طباطبایی، تهران، کویر، ۱۳۷۳٫ـ متز، آدام، تمدن اسلامی در قرن چهارم هجری، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگزلو، تهران، امیرکبیر، چ دوم، ۱۳۶۴٫ـ مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، بیروت، مؤسسه الوفا، ۱۴۰۴ق، ج۴، ۲۳، ۲۵، ۴۴، ۴۵٫ـ مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، قم، دارالهجره، چ دوم، ۱۴۰۹ق.ـ مفید، محمدبن محمدبن نعمان، الارشاد، قم، کنگره شیخ مفید، ۱۴۱۳ق، ج ۱٫ـ ـــــ ، اوائل المقالات، (با مقدمه و تعلیقه؛ علامه فضل الله زنجانی)، بیجا، بیتا.ـ ـــــ ، تصحیح الاعتقاد، قم، منشورات رضی، ۱۳۶۳٫ـ مقریزی، تقیالدین ابو العباس احمدبن علی، المواعظ والاعتبار بذکر الخطط والآثار، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۸ق.ـ میشل، توماس، کلام مسیحی، ترجمه حسین توفیقی، قم، مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، ۱۳۸۱٫منبع: نشریه تاریخ در آینه پژوهش شماره ۲۶

















هیچ نظری وجود ندارد