۴ اردیبهشت ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

بررسی حدیث ردّ الشمس (۱)

0
SHARES
13
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

الف- مقدمه ؛خداوند منان را سپاسگزارم که به بنده توفیق پرداختن به تحقیق پیرامون علوم اسلامی را عنایت فرمود و چشمه هایی زلال از معارف ناب در اختیارمان قرار داد که قرآن و احادیث گوهر بار خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام در رأس آن می باشد .بدون شک راه رسیدن به قرب الهی شناخت و پیروی از فرستادگان خداوند و رسولان او می باشد و یکی از راههای شناخت پیامبران و اولیاﺀ و بلکه بهترین راه شناخت ، از طریق معجزه (۱) می باشد و برای اثبات معجزه برای کسانی که هم عصر با شخص معجزه آورنده نمی باشند راهی به جز نقلیات باقی نمی ماند . و در فرهنگ تابناگ اسلامی مهمترین راه برای دریافت نقلیات روایات و احادیث می باشند که در میان شیعه و سنی از جایگاه بالایی برخوردار می باشند و بعد از قرآن مهمترین منبع تغذیه علمی و روحی برای ایشان به حساب می آید .در این میان یکی از معجزات پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله ، و امیرالمؤمنین علیه السلام که راجع به آن توسط علمای شیعه و سنی به مقدار قابل توجهی قلم فرسایی شده است مسأله ردّ الشمس می باشد که اکثر علما آنرا قبول کرده اند و صحیح می دانند و عده ای نیز نسبت به آن اشکالاتی را مطرح کرده اند ، و بنده نیز سعی کرده ام تا حد امکان این موضوع را مورد بررسی قرار داده و نظرات مختلف را گرد آوری کرده ، و با جواب مقتضی قضاوت راجع به این مسئله برای خوانندگان عزیز سهل و آسان گردد.آنچه در این مختصر به آن پرداخته خواهد شد ؛ بررسی واژه ای ، بررسی محتوایی ، کتابهای نوشته شده راجع به موضوع ، منابع روایی ، کسانی که قائل به صحت و یا وضع حدیث گردیده اند ، سابقه تاریخی ، زمان وقوع ، احتمالات مطرح شده ، احتجاجات ، اشکالات و جواب آن ، رد الشمس برای حضرمی ، برداشتهای فقهی ، زیارت نامه ها می باشد ، که امیدوارم جهت نزدیک شدن خواننده به حقیقت مطلب مفید واقع گردد .
تذکرات :۱- در مواردی که «صلی الله علیه و آله» و «علیه السلام» داخل پرانتز قرار داده شده اند ، نشان دهنده این مطلب می باشد که این عناوین در متن اصلی موجود نمی باشد و توسط این جانب اضافه گردیده است .۲- آدرسهایی که در منابع دسته دوم (مانند الغدیر ، دلائل الصدق و …) ذکر گردیده بودند تا حد امکان بررسی گردیده و از منابع دسته اول آدرس آورده شده است که در بعضی از موارد منجر به تغییر این آدرسها و در مواردی که آدرسی بیان نگردیده بود با بررسی منابع آدرسهای آن مطالب بیان گردید .در مواردی هم که از منابع دسته دوم آدرس آورده شده است ، یا جوابهای اشکالاتی است که ایشان مطرح کرده اند و یا اینکه مطالب در کتابهای ارجاع داده شده یافت نشده است (احتمالا به خاطر نسخه های مختلف و در مواردی دست برده شدن در کتاب ) و یا اینکه به کتاب مورد نظر دسترسی پیدا نشده است .۳- تا حد امکان سعی بر این بوده است که متنهای عربی به فارسی روان برگردانده شود تا قابل استفاده برای دوستانی که با زبان عرب آشنایی کامل ندارند باشد .در مواردی که ترجمه دیگران آورده شده است به این مطلب در پاورقی اشاره گردیده است .
ب- چکیده مطالب ؛« ردّ » در لغت به معنای برگرداندن ، ارجاع دادن ، دفع کردن و ارسال کردن است و شمس به ستاره بزرگی گفته می شود که زمین به دور آن می گردد .ردّ الشمس برای پیامبران گذشته همچون موسی و یوشع نیز اتفاق افتاده است و همچنین روایاتی از ردّ الشمس برای پیامبر صلی الله علیه و آله خبر می دهند . برای امیرالمؤمنین علیه السلام نیز چندین نقل وجود دارد که به دو بخش عمده ؛ در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله و بعد از رحلت ایشان تقسیم می گردند .مشهورترین آنها مربوط به موقعی است که سر مبارک رسول الله صلی الله علیه و آله به هنگام نزول وحی بر دامن امیرالمؤمنین علیه السلام بود و ایشان موفق به خواندن نماز عصر نمی شوند و لذا با دعای رسول الله صلی الله علیه و آله خورشید برای ایشان باز می گردد.راجع به بعد از رحلت رسول الله صلی الله علیه و آله دو نقل وجود دارد که یکی مربوط به جنگ نهروان و هنگام گذشتن از فرات می باشد که نماز تعدادی از یاران ایشان قضا می گردد و با دعای ایشان خورشید باز می گردد و بار دیگر مربوط به عبور ایشان از زمینی است که حاضر به خواندن نماز در آن نمی شوند ( به خاطر معذّب بودن یا شوره زار بودن و یا … ) .حداقل در ۱۹ منبع روایی شیعه و ۲۰ منبع روایی اهل سنت این حدیث مطرح گردیده است .از علمای اهل سنت کسانی مانند : ابن حجر عسقلانی ، سیوطی ، طحاوی ، قاضی عیاض ، عینی ، گنجی شافعی ، سبط ابن جوزی و … قائل به صحت حدیث گردیده اند .چهار تن از متعصبین اهل سنت به شدت به مخالفت با این حدیث پرداخته اند ، که عبارتند از : ابن جوزی ، ابن تیمیه ، ابن حزم و ابن کثیر . آنچه در زندگی این افراد به چشم می آید ؛ حبس ، تبعید و مخالفت علمای هم عصر خودشان از اهل سنت می باشد .راجع به زمان وقوع این واقعه برای امیرالمؤمنین علیه السلام دو نقل وجود دارد : ۱۵ و ۱۷ شوال ، که نشان دهنده توجه مورخان به این واقعه بوده است .بعضی از کسانی که قائل به صحت حدیث گردیده اند برای نزدیک کردن این مطلب به عقول بشری و توان درک بهتر آن احتمالاتی مطرح کرده اند . از جمله ؛ خلقت چیزی مانند خورشید ، فرو رفتن قسمتی از زمین ، توقف خورشید و … که البته با توجه به قدرت الهی و محال نبودن بازگشت حقیقی این توجیهات لازم به نظر نمی رسد .ائمه علیهم السلام و اشخاص برجسته دیگری در سخنان و احتجاجات خود از این حدیث استفاده کرده اند که نشان دهنده صحت این واقعه در نزد ایشان می باشد .اشکالاتی نیز بر این حدیث وارد گردیده است که جوابهای هر کدام به صورت جداگانه بیان می گردد .برخی از اهل سنت که قبول ردّ الشمس برای امیرالمؤمنین را دست آویزی برای مؤاخذه شیعیان قرار داده اند ، نسبت به نقل این واقعه برای حضرمی سکوت اختیار کرده اند .علامه مجلسی رحمه الله به نقل از ابن ادریس با توجه به این حدیث قائل به کراهت نماز خواندن در زمینی که رانش پیدا کرده است ، شده اند .در زیارت نامه ای مأثور نیز به این واقعه اشاره شده است .
ج- ضرورت بحث ؛آن چیزی که منشأ سعادت انسان می باشد و پیامبران الهی همگی به خاطر آن آمده اند و متحمل سختیهای طاقت فرسایی در راه تعلیم آن گردیده اند شناخت و معرفت نسبت به ذات اقدس اله ، و پیروی از دستورات و فرامین او می باشد . یکی از بهترین راههای شناخت و معرفت نسبت به خداوند ، شناخت ائمه اطهار علیهم السلام می باشد ؛ که خود فرمودند : « من عرفنا فقد عرف الله » (2) و « بنا عبد الله و بنا عرف الله و بنا وحّد الله تبارک و تعالی » (3) . و برای شناخت این بزرگواران علاوه بر سیره عملی ، فردی ، اجتماعی و … ایشان یکی از بهترین ابزار ، بررسی و شناخت نسبت به فضائل و معجزات ایشان می باشد و البته ذهن بشر از درک بسیاری از مقامات ایشان قاصر می باشد که فرمودند ؛ « قولوا فی فضلنا ما شئتم فإِنّکم لن تبلغوا من فضلنا کُنْهَ ما جعله اللَّه لنا »(4) .یکی از این معجزات قضیه ردّ الشمس می باشد که در بر دارنده مسائل معرفتی ، اخلاقی ، کلامی و … می باشد که به آن در حد وسع خواهیم پرداخت .همچنین این مسئله یکی از واضح ترین دلایل بر جایگاه رفیع روحی و معنوی امیرالمؤمنین علیه السلام و عظمت شأن ایشان در نزد خداوند متعال و پیامبر عظیم الشأن صلی الله علیه و آله می باشد . و لذا برخی از اهل سنت این حدیث را حدیثی جعل شده توسط شیعیان برای اثبات امامت امیرالمؤمنین علیه السلام می دانند ، که به شرح آن خواهیم پرداخت .
د- بررسی واژه ای ؛برای بررسی و برداشت صحیح از یک روایت و یا هر مطلب علمی دیگر ، اولین قدم شناخت معانی صحیح از کلمات کلیدی می باشد که در فهم آن مطلب مؤثر می باشد .راجع به حدیث ردّ الشمس دو واژه کلیدی وجود دارد که در این فصل ، به کمک منابع موثق در فهم معانی کلمات ، به بررسی آنها می پردازیم . اهمیت این بررسی راجع به حدیث ردّالشمس در جایی مشخص می شود که بعضی در صدد بیان برداشت مجازی از این کلمات را دارند و در فصل احتمالات مطرح شده برای ردّ الشمس به آن خواهیم پرداخت ؛
_ ردّ ؛در کتاب معجم الوسیط آمده است : « ردّه – ردّا ، تردادا ، ورده : منعه و صرفه و – ارجعه . یقال : ردّه الیه : اعاده . و ردّه علی عقبه : دفعه » (5). (منع – بر گرداندن – دفع کردن )مرحوم راغب راجع به این کلمه می گوید : « الرّد : صرف الشیﺀ بذاته ، أو بحاله من احواله ، یقال : رددته فارتد »(6) . (برگرداندن)ابن منظور می گوید : « ردد: الرد : صرف الشیﺀ و رجعه » (7). (برگرداندن )رافعی می گوید : « رددت ؛ الشیﺀ ( ردّا ) : منعته فهو مردود . و ردّت الیه جوابه أی رجعت و ارسلت »(8) . (ردت الیه جوابه یعنی برگشت داده شد و ارسال گردید)
_ شمس ؛در کتاب معجم الوسیط آمده است : « الشمس : النجم الرئیس الذی تدور حوله الارض ، و سائر الکواکب المجموعه الشمسیه » (9). (خورشید ستاره رئیس می باشد که زمین و سایر ستاره های مجموعه شمسی به دور آن می چرخند)مرحوم راغب می گوید : « الشمس : یقال للقرصه ، و للضوﺀ المنتشر عنها و تجمع علی شموس »(10). (خورشید به قرص معروف گفته می شود، و نور منتشر از آن و جمع آن شموس می باشد )همانگونه که ملاحظه کردید تمامی فرهنگ لغتها این دو کلمه را به معانی ظاهری آنها معنا کرده اند و معنایی دیگر برای آنها بیان نگردیده است. پس اگر قرینه ای بر استعمال مجازی نداشته باشیم همین معانی قصد گردیده اند.هـ- بررسی محتوایی و مقایسه ای احادیث ردّ الشمس ؛با توجه به این مطلب که کتاب شریف بحارالانوار به عنوان جامع روایی شیعه شناخته شده است و جناب علامه رحمه الله برای نقل احادیث به بهترین نسخه ها دسترسی داشته اند ، لذا در این بخش کتاب بحارالانوار را محور بحث قرار می دهیم ؛راجع به حدیث ردّ الشمس چندین نقل وجود دارد و از بررسی آن به دست می آید که حداقل این واقعه دو مرتبه اتفاق افتاده است . (در زمان رسول الله صلی الله علیه و آله – در زمان خلافت امیرالمؤمنین علیه السلام ) ولی با توجه به اینکه در روایات مربوط به آنها اختلافاتی وجود دارد دو مطلب محتمل می باشد ؛۱- این واقعه در هر زمان چندین مرتبه اتفاق افتاده است (همانگونه که جناب ابن شهر آشوب رحمه الله به آن اشاره کرده است ) (۱۱)۲- روایات مضطرب (۱۲) بوده و اشتباه در نقل و توسط راویان و مؤلّفان صورت گرفته است .روایات کتاب بحارالانوار (۱۳) در این زمینه را می توانیم به چهار دسته تقسیم کنیم ؛الف – روایتی است که جناب علامه رحمه الله آنرا از کتاب علل الشرایع شیخ صدوق رحمه الله نقل کرده اند و از جهت سند و متن ضعیف می باشد زیرا در سند آن عبدالرحمن بن محمد الحسنی و احمد بن نوح وجود دارد که هر دو مجهول می باشند و همچنین احمد بن هلال که ضعیف می باشد .و اما از جهت متن به دلیل اینکه شامل مطالبی است که با عصمت امیرالمؤمنین علیه السلام مخالفت دارد زیرا در متن آن آمده است که ایشان به صحبت کردن با جمجمه ای مشغول می گردند و خورشید غروب می کند و نماز ایشان فوت می گردد ! در ضمن در ادامه روایت هنگامی که ایشان به خورشید دستور بازگشت می دهند ، خورشید سرپیچی میکند و بعد از دعای امیرالؤمنین علیه السلام خداوند هفتاد هزار فرشته را مأمور می کند تا خورشید را غل و زنجیر کرده و بر گردانند !حال سؤال اینجاست که دستوری که توسط امیرالمؤمنین علیه السلام صادر می گردد آیا امر لغوی بوده است و خورشید مُلزم به اطاعت نبوده است ؟! مشخص است که این حرف با مقام عصمت ایشان منافات دارد . و یا اینکه خورشید سرپیچی کرده است ؟! که با مقام ولایت کلیه اهل البیت علیهم السلام منافات دارد ، و اگر حضرت علیه السلام در چنین مقامی نبودند که به خورشید دستور بدهند ، پس چرا کاری لغو انجام داده و دستور می دهند ؟!متن و سند روایت به این شرح است : « [علل الشرائع‏] الْقَطَّانُ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْحَسَنِیِّ عَنْ فُرَاتِ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنِ الْفَزَارِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ نُوحٍ وَ أَحْمَدَ بْنِ هِلَالٍ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَنَانٍ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام مَا الْعِلَّهُ فِی تَرْکِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام صَلَاهَ الْعَصْرِ وَ هُوَ یُحِبُّ(۱۴) أَنْ یَجْمَعَ بَیْنَ الظُّهْرِ وَ الْعَصْرِ فَأَخَّرَهَا قَالَ إِنَّهُ لَمَّا صَلَّى الظُّهْرَ الْتَفَتَ إِلَى جُمْجُمَهٍ تِلْقَاﺀهُ فَکَلَّمَهَا أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام فَقَالَ أَیَّتُهَا الْجُمْجُمَهُ مِنْ أَیْنَ أَنْتِ فَقَالَتْ أَنَا فُلَانُ بْنُ فُلَانٍ مَلِکُ بِلَادِ آلِ فُلَانٍ قَالَ لَهَا أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع فَقُصِّی عَلَیَّ الْخَبَرَ وَ مَا کُنْتِ وَ مَا کَانَ عَصْرُکِ فَأَقْبَلَتِ الْجُمْجُمَهُ تَقُصُّ خَبَرَهَا وَ مَا کَانَ فِی عَصْرِهَا مِنْ خَیْرٍ وَ شَرٍّ فَاشْتَغَلَ بِهَا حَتَّى غَابَتِ الشَّمْسُ فَکَلَّمَهَا بِثَلَاثَهِ أَحْرُفٍ مِنَ الْإِنْجِیلِ لِأَنْ لَا یَفْقَهَ الْعَرَبُ کَلَامَهَا قَالَتْ لَا أَرْجِعُ وَ قَدْ أَفَلْتُ فَدَعَا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَبَعَثَ إِلَیْهَا سَبْعِینَ أَلْفَ مَلَکٍ بِسَبْعِینَ أَلْفَ سِلْسِلَهِ حَدِیدٍ فَجَعَلُوهَا فِی رَقَبَتِهَا وَ سَحَبُوهَا عَلَى وَجْهِهَا حَتَّى عَادَتْ بَیْضَاءَ نَقِیَّهً حَتَّى صَلَّى أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام ثُمَّ هَوَتْ کَهَوِیِّ الْکَوْکَبِ فَهَذِهِ الْعِلَّهُ فِی تَأْخِیرِ الْعَصْرِ »(15).ترجمه : محمّد بن ابى عمیر، از حنان نقل می کند که : محضر امام صادق علیه السّلام عرض کردم: چه علّتى داشت که حضرت نماز عصر را ترک نمودند و مؤخر انداختند در حالی که ایشان جمع کردن میان نماز ظهر و عصر را دوست داشتند؟حضرت فرمودند: زمانى که امیر المؤمنین علیه السّلام نماز ظهر را خواندند استخوان جمجمه‏اى توجّه آن حضرت را جلب کرد، حضرت با آن به سخن پرداختند و فرمودند : ای جمجمه تو از کجایی؟عرضه داشت: من فلانى پسر فلانى سلطان بلاد آل فلان هستم. امیر المؤمنین علیه السّلام به آن فرمودند : قصّه خود را براى من نقل کن و بگو چگونه بودى و در چه عصر و زمانى مى‏زیستى؟جمجمه جلو آمد و از قصّه خود و آنچه از خیر و شر در عصرش اتّفاق افتاده بود براى آن جناب خبر داد حضرت مشغول او بودند که خورشید غائب شد، حضرت با سه حرف از انجیل با خورشید تکلّم فرمود که عرب متوجّه کلامش نشوند ، خورشید گفت : من غروب کرده‏ام و دیگر باز نمى‏گردم.امیر المؤمنین علیه السّلام خداى عزّ و جل را خواند، حق تعالى هفتاد هزار فرشته با هفتاد هزار زنجیر آهنى به طرف خورشید فرستاد، فرشتگان زنجیرها را در گردن خورشید انداخته و آن را به رو کشاندند تا با نورى درخشان و صاف برگشت و حضرت نمازشان را خواندند آنگاه همچون ستارگان فرو رفت و این است علّت تأخیر نماز عصر آن حضرت.ب – روایاتی است که در آن بیان گردیده است که سر مبارک رسول الله صلی الله علیه و آله در هنگام نزول وحی بر زانوان مبارک امیرالمؤمنین علیه السلام بود که خورشید غروب کرد و حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام نماز عصرشان را نخوانده بودند (۱۶). و یا بنابر برخی دیگر از این دسته روایات خورشید نزدیک به غروب کردن بود (۱۷).در حدیث بیست و دوّم که از کتاب «الطرائف فی معرفه مذاهب الطوائف » نقل گردیده است جناب «سید ابن طاووس رحمه الله » حدیثی را از کتاب «مناقب ابن مغازلی » نقل کرده اند که ایشان هر دو نقل را آورده اند و غروب خورشید را نسبت به «قیل» داده اند و نقل معتبر را « حتی فات وقت الفضیله » دانسته اند (۱۸). همچنین این احتمال از روایت نوزدهم نیز برداشت می گردد که با این تعبیر بیان گردیده است : «حتی ذهب الوقت و فاتت الصلوه ». (تا اینکه وقت نماز گذشت و نماز فوت گردید).نکته قابل توجه اینکه در حدیث هشتم که از کتاب شریف «ارشاد شیخ مفید رحمه الله » بیان گردیده است ایشان ادعای مستفیضه بودن روایت را دارند و اذعان کرده اند که حضرت علیه السلام نمازشان فوت نگردیده است و بلکه در همان حال به صورت ایماﺀ و اشاره نمازشان را ادا کرده اند . (فصلّی امیرالمؤمنین علیه السلام جالساً یؤمی برکوعه و سجوده ایماﺀً؛ امیرالمؤمنین علیه السلام نمازش را نشسته خواند و سجود و رکوعش را با اشاره ادا فرمود )(۱۹) .از همین دسته روایات حدیث نهم می باشد که از « تفسیر عیاشی رحمه الله » نقل گردیده است و با اندکی تفاوت نسبت به سایر روایات این دسته به این صورت نقل گردیده است که ؛ سر مبارک رسول الله صلی الله علیه و آله در حالت بیماری و مدهوشی ایشان بر روی زانوان جبرائیل قرار داشت که امیرالمؤمنین علیه السلام داخل می گردند و جبرائیل امین به ایشان می فرماید : « بگیر سر عمو زاده ات را که تو نسبت به آن از من سزاوارتری زیرا خداوند متعال در قرآن می فرماید ؛ ٭ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى‏ بِبَعْضٍ فی‏ کِتابِ اللَّه(۲۰) »(21)متن روایت به این شرح است : « [قرب الإسناد] … عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ : صَلَّى رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله الْعَصْرَ فَجَاﺀ عَلِیٌّ علیه السلام وَ لَمْ یَکُنْ صَلَّاهَا فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَى رَسُولِهِ عِنْدَ ذَلِکَ فَوَضَعَ رَأْسَهُ فِی حَجْرِ عَلِیٍّ علیه السلام فَقَامَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله عَنْ حَجْرِهِ حِینَ قَامَ وَ قَدْ غَرَبَتِ الشَّمْسُ فَقَالَ یَا عَلِیُّ أَ مَا صَلَّیْتَ الْعَصْرَ فَقَالَ لَا یَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله اللَّهُمَّ إِنَّ عَلِیّاً کَانَ فِی طَاعَتِکَ فَرُدَّتْ عَلَیْهِ الشَّمْسُ عِنْدَ ذَلِکَ».(22)ترجمه : ابو جمیله از امام صادق علیه السلام نقل می کند که : پیامبر صلی الله علیه و آله نماز عصرشان را خواندند و بعد از آن علی علیه السلام آمدند و هنوز نماز عصرشان را نخوانده بودند در همین هنگام خداوند بر رسول خود وحی نازل کرد . پس پیامبر صلی الله علیه و آله سر خود را بر روی دامن علی علیه السلام گذاشتند و هنگامی که بلند شدند فرمودند : ای علی ! آیا نماز عصر را نخواندی ؟ علی علیه السلام فرمودند : نه ای رسول خدا . پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند :خداوندا علی در طاعت تو می باشد پس خورشید در این هنگام برای ایشان بازگشت .ج – روایاتی است که در آن آمده است ؛ حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام به همراه یارانشان به منطقه ای می رسند و حضرت علیه السلام از نماز خواندن در آن مکان خودداری می کنند .دلیل این خودداری به صورتهای مختلفی نقل گردیده است ؛۱- به خاطر اینکه زمین معذَّب بوده است (۲۳) .۲- به خاطر اینکه زمین ملعون بوده است (۲۴).۳- به خاطر اینکه زمین شوره زار بوده است (۲۵).۴- به خاطر اینکه زمین قبیح بوده است (۲۶).راجع به مکان این منطقه نیز روایات با یکدیگر اختلاف دارند ؛۱- جسر الصّراد ( نهری در عراق )(۲۷)۲- بابل(۲۸)اقوال روایات راجع به زمان واقعه ؛۱- جنگ نهروان(۲۹)۲- نصر بن مزاحم این واقعه را در کتاب خود « الصفین » نقل کرده است(۳۰) .د- روایاتی هستند که در آن آمده است ؛ حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام هنگامی که به همراه یارانشان از فرات برای رفتن به بابل عبور می کردند نماز تعدادی از یارانشان قضا می گردد و حضرت علیه السلام از خداوند می خواهند که خورشید برای آنها برگردد و دعای ایشان بر آورده می شود(۳۱).و- کتابهای نوشته شده راجع به ردّ الشمس ؛باید توجه داشت که پرداختن علما و بزرگان به یک موضوع به صورت مجزّا در سالها و قرون متمادی نشان دهنده جایگاه و اهمیت آن موضوع برای آن اشخاص می باشد ، و همچنین نشان دهنده اعتماد آن اشخاص به حدیثی که موضوع سخن است می باشد ، همچنین باید توجه داشت که در بررسی هایی که بنده انجام دادم به کتاب مستقلی که برای ردّ این حدیث نوشته شده باشد دست نیافتم .آقا بزرگ تهرانی این کتابها را چنین معرفی می کند :۱- اثبات ردّ الشمس لامیرالمؤمنین علیه السلام ، متعلق به « مفتی سید میر ناصر حسین بن علامه میر حامد حسین بن سید امام محمد قمی بن محمد بن میر حامد نیشابوری» ( متولد ۱۲۸۴ ) (۳۲)۲- جواز ردّ الشمس ، متعلق به «حسین جعل بصری» (33)3- ردّ الشمس ، متعلق به «ابی الحسن سنجاری نصر بن عامر بن وهب ، شیخ ابی عبدالله حسین بن عبید الله غضائری » ( متوفی ۴۱۱) (۳۴)۴- رد الشمس و انشقاق القمر ، متعلق به « حاج سید ابی قاسم بن حسین رضوی قمی کشمیری » (متوفی ۱۳۲۴) (۳۵)۵- طرق من روی ردّ الشمس ، متعلق به احمد بن عبد الله بن احمد بن جلین ابی بکر وراق دوری » (36)6- معجزه رد الشمس ، متعلق به « مولی عابد حسین انصاری سهارنپوری » (37)7- البیان‏ فی رد الشمس لأمیر المؤمنین علیه السلام ، متعلق به «شیخ أبی الحسن محمد بن أحمد بن علی بن الحسن بن شاذان القمی » ، صاحب إیضاح دفائن النواصب و المائه منقبه و غیر آن که آن را ابن شهرآشوب در مناقب خود نقل کرده است و گفته است «إن فیه بیان رد الشمس فی أزید من خمسه عشر موطنا» (38)ابن داوود حلی در رجال خود ذیل « احمد بن عبد الله بن احمد » می گوید : « … ثقه فی حدیثه له کتاب رد الشمس … » (39)احمد بن علی نجاشی برای دو نفر کتاب مربوط به ردّ الشمس نام می برد :۱- احمد بن عبد الله بن احمد بن جلین دوری ابوبکر الوراق ( لا نعرف له الا کتابا واحدا فی طرق من روی ردّ الشمس »(40)2- نصر بن عامر بن وهب ابو الحسن سنجاری ( له کتب منها … کتاب ردّ الشمس . ) (۴۱) .شیخ طوسی نیز در ذیل نام « احمد بن عبد الله بن احمد بن جلین دوری ابوبکر الوراق » می گوید : « … و له کتاب فی طرق من روی رد الشمس … » (42).محمد بن شهر آشوب کتابهای زیر را معرفی می کند :۱- کتاب طرق من روی رد الشمس (ابی بکر وراق )۲- جواز رد الشمس (ابی عبد الله جعل )۳- مسأله فی تصحیح رد الشمس و ترغیم النواصب الشمس ( ابی القاسم حسکانی )۴- بیان رد الشمس علی امیر المؤمنین علیه السلام ( ابی الحسن شاذان ) (۴۳)علامه امینی رحمه الله موارد زیر را نام می برد :۱- أبو بکر الورّاق: صاحب کتاب «من روى ردَّ الشمس»،۲- أبو الحسن شاذان الفضلی: صاحب رساله ای در طرق حدیث،.۳- الحافظ أبو الفتح محمد بن الحسین الأزدی الموصلی: صاحب کتابی که اختصاص به این حدیث دارد۴- أبو القاسم الحاکم ابن الحذّاء الحسکانی النیسابوری الحنفی: صاحب رساله ای با عنوان « مسأله فی تصحیح ردّ الشمس و ترغیم‏ النواصب الشُّمْس »،۵- أبو عبد اللَّه الجعل الحسین بن علیّ البصری ثمّ البغدادی (م ۳۹۹)، صاحب کتاب «جواز ردّ الشمس»،۶- خطیب خوارزم أبو المؤیّد موفّق بن أحمد (م ۵۶۸) صاحب کتاب « ردّ الشمس لأمیر المؤمنین »7- أبو علیّ الشریف محمد بن أسعد بن علیّ بن المعمر الحسنی (م ۵۸۸). صاحب جزوه ای در جمع طرق حدیث ردّ الشمس ( لسان المیزان ج ۵ ص ۸۵ )۸- الحافظ جلال الدین السیوطی (م ۹۱۱) صاحب رساله ای راجع به حدیث که آن را « کشف اللبس عن حدیث ردّ الشمس » نامیده است .۹- أبو عبد اللَّه محمد بن یوسف الدمشقی الصالحی (م ۹۴۲) او شاگرد سیوطی است و صاحب جزوه « مزیل اللبس عن حدیث ردّ الشمس » که آن را « برهان الدین الکورانی المدنی » در کتاب خود « الأمم لإیقاظ الهمم » (ص ۶۳) ذکر کرده است (۴۴).همچنین در زمانهای متأخر علامه محمودی در کتاب « کشف الرمس عن حدیث رد الشمس » و علامه سید جعفر مرتضی عاملی در کتاب « رد الشمس لعلی علیه السلام » به این مسئله پرداخته اند .ز- منابع روایی شیعه و حدیث ردّ الشمس ؛یکی از عواملی که می تواند موجب اعتبار یک حدیث گردد وجود آن در کتب روایی معتبر می باشد و هنگامی که این حدیث در چندین کتاب معتبر نقل گردیده باشد خود حاکی ازموثوق الصدور بودن آن روایت می باشد . حدیث رد الشمس در منابع شیعی در کتب زیر بیان گردیده است :۱- الکافی (شیخ کلینی رحمه الله )ج ۴ ص ۵۶۱ ح ۶ ابواب الزیارات ، باب اتیان المشاهد و قبور الشهداﺀ۲- من لا یحضره الفقیه (شیخ صدوق رحمه الله) ج ۱ ص ۲۰۳ ح ۶۰۹ و ۶۱۰ و ۶۱۱ باب فرض الصلاه .۳- الارشاد ( شیخ مفید رحمه الله ) ج ۱ ص ۳۴۵ و ۳۴۶ ، ج ۲ ص ۳۸۵۴- ارشاد القلوب (حسن بن ابى الحسن دیلمى ) ج ۲ ص ۲۲۷ جزﺀ الثانی فی فضائل و مناقب امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و غزواته علیه السلام۵- اعلام الوری (امین الاسلام فضل بن حسن طبرسى ) ص ۱۷۸ باب الثالث فی ذکر طرف من آیات الله سبحانه الظاهره على أمیر المؤمنین علیه السلام و …۶- تأویل الآیات الظاهره (سید شرف‏الدین حسینى استرآبادى ) ص ۶۳۲ سوره الحدید و ما فیها من الآیات فی الائمه الهداه۷- خصائص الائمه علیهم السلام ( سید رضی رحمه الله ) ص ۵۶ خبر رد الشمس و ان کان من الاخبار المشهوره۸- روضه الواعظین (محمد بن حسن فتال نیشابورى ) ج ۱ ص ۱۲۹ مجلس فی ذکر فضائل أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب صلوات الله علیه ج ۲ ص ۲۶۴ مجلس فی ذکر إمامه صاحب الزمان و مناقبه عجل الله تعالی فرجه۹- الفضائل (شاذان بن جبرئیل قمى ) ص ۶۸ خبر رد الشمس لأمیر المؤمنین علیه السلام و هو مشهور عند جمیع الرواه۱۰- البرهان ( سید هاشم بحرانی ) ج ۵ ص ۲۱۶ و ۲۸۰۱۱- قصص الأنبیاﺀ ( قطب الدین راوندی ) ص ۲۹۰۱۲- کشف الغمه (على بن عیسى إربلى ) ج ۲ ص ۴۶۶ باب ذکر علامات قیام القائم عجل الله تعالی فرجه و …۱۳- کشف الیقین ( علامه حلی رحمه الله ) ص ۱۱۱ و ۱۱۲ فصل ۳ باب ۱ مطلب ۱ مبحث ۷ فی الورع و الدین و استجابه الدعاﺀ۱۴- نهج الحق (علامه حلی رحمه الله ) ص ۲۲۳ حدیث کسر الأصنام و رد الشمس و غیره۱۵- المناقب( محمد ابن شهرآشوب مازندرانى )ج ۲ ص ۳۱۸ فصل فی طاعه الجمادات له علیه السلام۱۶- وسائل الشیعه (شیخ حرّ عاملی رحمه الله ) ج ۵ ص ۱۸۰ باب حکم الصلاه فی ارض بابل و … ج ۱۴ ص ۳۵۵ باب استحباب اتیان المشاهد کلها بالمدینه و …۱۷- بحارالانوار (علامه مجلسی رحمه الله ) ج ۴۱ص ۱۶۶- ۱۸۴ باب رد الشمس له و تکلم الشمس معه علیه السلام ، ج ۴۲ ص ۳۷ باب جوامع معجزاته صلوات الله علیه ،ج ۵۲ ص ۳۳۹ باب سیره و اخلاقه و عدد اصحابه ، ج ۵۵ ص ۹۱ باب السموات و کیفیاتها و عددها و ص ۱۶۶ باب الشمس و القمر و احوالهما و … ج ۹۷ ص ۲۱۶ باب زیاره ابراهیم بن رسول الله صلی الله علیه و آله و فاطمه بنت اسد و حمزه و …۱۸- مرآه العقول (علامه مجلسی رحمه الله )ج ۱۸ ص ۲۷۶ و ۲۷۷۱۹- جامع احادیث الشیعه (آیت الله بروجردی رحمه الله ) ج ۲ ص ۲۷۳
 

نوشته قبلی

بررسی حدیث ردّ الشمس (۲)

نوشته‌ی بعدی

خورشید بی افول(۲)

مرتبط نوشته ها

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

امام علی علیه السلام و عدالت
امام علی (ع)

امام علی علیه السلام و عدالت

چرا امام قائم (عج) در قرآن نیامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

امام علی (ع) مرد میدان جهاد در نهج البلاغه
امام علی (ع)

امام علی (ع) مرد میدان جهاد در نهج البلاغه

نوشته‌ی بعدی

خورشید بی افول(۲)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

قدرت خاموش ساختار غیرنظامی ایران

قدرت خاموش ساختار غیرنظامی ایران

امتیاز شیعه در حوزه اجتهاد

امتیاز شیعه در حوزه اجتهاد

اعتقاد به عصمت ائمه علیهم السلام

اعتقاد به عصمت ائمه علیهم السلام

زیارت در اندیشه و بینش شیعی

زیارت در اندیشه و بینش شیعی

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا