عصمت از نظر ساختار صرفی، اسم مصدر از ریشۀ «ع.ص.م» است که در زبان عربی به معنای مَنَع([۱])، إمساک([۲]) و نگاهداری نفس از گناه([۳]) به کاربرده شده است. به نظر چند تن از اهل لغت توجه کنید:
انطوان الیاس مینویسد:
عِصمَه: منع. جلوگیری، ممانعت، نگهداری، حفظ، حمایت، تنزّه عن الخطیئه (بیگناهی، پاکی)، تنزّه عن الخطأ (مصونیت از خطا) و لغزش ناپذیری.([۴])
معصوم: محفوظ، مصون، منزّه من ارتکاب الخطایا (بیگناه و پاک)، منزّه عن الخطأ (لغزش ناپذیر).([۵])
خلیل بن احمد مینویسد:
عصمت؛ آن است که خداوند متعال تو را از شر نگه دارد؛ یعنی شر را از تو دفع کند.([۶])
ابن فارس مینویسد:
عصمت؛ نگهداشت الهی از امور و حوادث بدی است که بر بندگان عارض میشود:
«(عصم) العین والصاد والمیم أصل واحد صحیح یدل علی إمساک ومنع وملازمه والمعنی فی ذلک کله معنی واحد من ذلک العصمه أن یعصم الله تعالی عبده من سوء یقع فیه».([7])
«(ع ص م) یک اصل صحیحی است که دلالت بر امساک و منع و ملازمه میکند و همه اینها (منع، امساک و ملازمه) به یک معنا است و عصمت این است که خداوند بندهاش را از هر بدی که در آن واقع میشود، نگهدارد».
منع کردن میتواند به دو صورت انجام گیرد: کسی دیگری را مجبور به ترک کاری کند به گونهای که از او سلب اختیار شود یا وسایل و مقدماتی برای او فراهم آورد که با اختیار خویش از انجام کاری امتناع ورزد.
ابن منظور مینویسد:
«العصمه فی کلام العرب المنع و عصمه الله عبده أن یعصمه مما یوبقه، عصمه یعصمه عصما منعه و وقاه».([8])
عصمت در کلام عرب به معنای منع است و عصمت این است که خداوند بندهاش را از چیزهایی که موجب هلاک و ضایع شدن او میشود، نگهدارد».
ابن منظور از زجاج چنین نقل میکند:
«أصل العصمه الحبل وکل ما أمسک شیئاً فقد عصمه».([9])
فیروزآبادی مینویسد:
«عصم یعصم: اکتسب([۱۰]) و منع و وقی… وعصمه الطعام: منعه من الجوع … عصمه بالکسر: المنع. اعتصم بالله: به لطف خدا از گناه دوری گزید».([11])
شیخ مفید نیز عصمت را به معنای «وسیله بازداشتن» و «ابزار مصونیت» میداند، نه عمل بازداری و آیه شریفه: {واعتصموا بحبل الله جمیعاً ولا تفرّقوا}([۱۲]) را به همین معنا تفسیر کرده است.([۱۳])
باید توجه داشت که واژه عصمت و مشتقات آن در آیات قرآنی و بسیاری از روایات در همین معنای لغوی به کار برده شده است.
به نمونههای زیر توجه کنید:
الف ـ {لاعاصم الیوم من امر الله الا من رَّحم}([۱۴])؛
ب ـ {والله یعصمک من الناس}([۱۵])؛
خداوند تو را از (خطرات احتمالی) مردم، نگاه میدارد.
ج ـ از علی(علیه السلام) نقل شده است:
«الاعتبار یثمر العصمه».([16])
عبرت گرفتن [از عواقب کارهای بد دیگران] موجب مصونیت انسان [از مبتلا شدن به کارهای آنان] میگردد.
د ـ امام علی(علیه السلام) در جای دیگر میفرماید:
«انّ التقوی عصمه لک فی حیاتک و زلفٰی لک بعد مماتک».([17])
همانا تقوای الهی تو را در دنیا [از آلودگی به گناهان] باز میدارد و بعد از مرگ نیز همراه تو است.
[۱]) ر.ک: سید محمد مرتضی حسینی الزبیدی، تاج العروس من جواهر القاموس (بیروت، مکتبهًْ الحیات، بیتا)، ج ۸، ص ۳۹۹.
[۲]) راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن (بیجا، دفتر نشر الکتاب، چ اول، ۱۴۰۴ق)، ص۳۳۶.
[۳]) حسن عمید، فرهنگ فارسی عمید (تهران: امیر کبیر، چ بیست و دوم،۱۳۷۹ﻫ.ش)، ج۲، ص1440.
[۴]) انطون الیاس، فرهنگ نوین، ترجمه: سید مصطفی طباطبایی (تهران: کتابفروشی اسلامیه، چ نهم، ۱۳۷۳)، ص۴۴۲.
[۵]) همان.
[۶]) خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، تحقیق: مهدی المخزومی/ ابراهیم السامرائی (بیجا: دار ومکتبهًْ الهلال، بیتا)، ج ۱، ص۳۱۳.
[۷]) ابوالحسین احمد بن فارس، بن زکریا، معجم مقاییس اللغه، تحقیق: عبد السلام محمد هارون (بیروت: دار الجیل، چ دوم، ۱۴۲۰ق)، ج ۴، ص ۳۳۱.
[۸]) عصمه یعصمه عصماً؛ یعنی او را منع کرد. (محمد بن مکرم بن منظور الأفریقی المصری، لسان العرب، بیروت: دار صادر، چ اول، بیتا، ج۱۲، ص ۴۰۳).
[۹]) همان، ص۴۰۵.
[۱۰]) اسماعیل بن حماد الجوهری، الصحاح تاج اللغهًْ و صحاح العربیهًْ، بیروت: دارالعلم للملایین، چ ۴، ۱۴۰۷ﻫ .
[۱۱]) شیخ نصرالهورینی (فیروز آبادی)، القاموس المحیط، بیجا، بیتا، ج ۴، ص ۱۵۱.
[۱۲]) آل عمران/ ۱۰۳.
[۱۳]) ر.ک: شیخ مفید، اوائل المقالات، قم: کنگره جهانی شیخ مفید، ۱۴۱۳ﻫ.، ص ۱۳۴.
[۱۴]) هود /۴۳.
[۱۵]) مائده / ۶۷.
[۱۶]) عبد الواحد بن محمد تمیمی آمُدی، غررالحکم و درر الکلم (قم: دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، ۱۳۶۶، ص۴۷۲).
[۱۷]) همان، ص ۴۷۲.
منبع : اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی

















هیچ نظری وجود ندارد