9 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home بدون دسته ( پیشفرض)

بیهوده بودن ذكر اللّه و رسوله، شبهه به آیه ولایت و پاسخ به آن

عدم اطاعت از علی علیه السلام و کفر به خدا
0
SHARES
2
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

بیهوده بودن ذكر اللّه و رسوله

گفته‏اند؛ اگر مقصود از «ولىّ» حاكم و متصرف در امور باشد، ذكر «الله و رسوله» در آيه بیهوده است؛ زيرا مسلمانان يقين داشتند كه خدا و رسول | حق تصرف در امور آنان را دارند؛ پس نيازى به ذكر آنان نيست. به اين شبهه توجه كنيد:

«و ايضا انّهم كانوا قاطعين بانّ المتصرف فيهم هو اللّه و رسوله، فلا حاجة بهم الى ذكر ذلك.»

اين شبهه دست کم در منبعى ذكر شده است.([1])

نقد

الف – اين قضاوت درباره مسلمانان صدر اسلام يا به تعبير ديگر، صحابه رسول خدا |  -كه آنان به تصرف خدا و رسول او در امور آنان يقين داشتند و در برابر خدا و رسول تسليم بودند – قضاوتى بسيار خوش بينانه و برخلاف قرآن، سنت و تاريخ و عقل بوده كه بحث مشروح جايگاه صحابه در كتاب و سنت و تاريخ و عملكرد آنان خارج از اين نوشتار است، ولى براى روشن شدن مبناى اين اشكال، تنها در دو محور زیر مسئله را بررسى مى‏كنيم:

1- صحابه در قرآن

2- مقاومت صحابه در برابر رسول خدا |

1- سیمای صحابه در آینة قرآن

خداوند در قرآن در مواردى از بعضى از صحابه تجليل نموده، اخلاص و تلاش آنان را مورد تاييد قرار داده است؛ از اين رو تلاش آنان در حمايت از رسول خدا | و گسترش اسلام قابل انكار نيست، ولى اين بدين معنى نيست كه هر كس عنوان صحابه بر او صدق مى‏كند، عملكرد او مورد تاييد خدا و رسول باشد. خداوند در قرآن گروه‏هاى متعددى از صحابه را تخطئه کرده انديشه و عمل آنان را مورد نقد قرار داده است كه براى پرهيز از طولانى شدن تنها به ذكر عنوان و آوردن آيه‏اى بدون شرح آن اكتفا مى‏كنيم:

1- منافقان شناخته شده

بدون شك در ميان اصحاب رسول خدا | عده‏اى بودند كه هيچ اعتقادى به خدا و رسول خدا | نداشتند، ولى به ظاهر مسلمان بودند و مسلمانان نيز به عنوان صحابه رسول خدا | به آنان مى‏نگريستند. عملكرد اين گروه به حدى خطرناك بود كه خداوند در نقد انديشه و عمل آنان يك سوره نازل كرده است كه با اين آيه شروع مى‏شود:

{إِذا جاءَكَ الْمُنافِقُونَ قالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللّهِ وَ اللّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَ اللّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنافِقينَ لَكاذِبُون}([2])

2- منافقان ناشناس

گروه ديگر از اصحاب، كسانى بودند كه در زمره منافقان بودند، ولى هيچ‏كس حتى رسول خدا | هم آنان را به نفاق نمى‏شناخت؛ چنان كه قرآن تصريح مى‏كند شما آنان را نمى‏شناسيد، ولى ما مى‏شناسيم:

{وَ مِمَّنْ حَوْلَكُمْ مِنَ اْلأَعْرابِ مُنافِقُونَ وَ مِنْ أَهْلِ الْمَدينَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفاقِ لا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ سَنُعَذِّبُهُمْ مَرَّتَيْنِ ثُمَّ يُرَدُّونَ إِلى عَذابٍ عَظيمٍ}([3])

3- بيماردلان

گروه ديگرى از اصحاب كسانى بودند که انحراف روحى داشتند و از اعتقادات درستى نسبت به خدا و رسول برخوردار نبودند، تا آنجا كه بر اين باور بودند كه خدا و رسول به آنان وعده خلاف داده‏اند.

به اين آيه توجه كنيد:

{وَ إِذْ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذينَ في قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ما وَعَدَنَا اللّهُ وَ رَسُولُهُ إِلاّ غُرُورًا }([4])

4- همكاران و جاسوسان دشمن

گروه ديگرى از اصحاب رسول خدا | كسانى بودند که نه تنها از اعتقاد درستى برخوردار نبودند و براى گسترش اسلام تلاش نمى‏كردند، بلكه براى ضربه زدن به رسول خدا | و اسلام با دشمنان رسول خدا | همكارى مى‏كردند و در برابر آنان بيشتر تسليم بودند تا در برابر رسول خدا |.

به اين آيه توجه كنيد:

{لَوْ خَرَجُوا فيكُمْ ما زادُوكُمْ إِلاّ خَبالاً وَ َلأَوْضَعُوا خِلالَكُمْ يَبْغُونَكُمُ الْفِتْنَةَ وَ فيكُمْ سَمّاعُونَ لَهُمْ وَ اللّهُ عَليمٌ بِالظّالِمينَ}([5])

«اگر اين مردم منافق با شما مؤمنان براى جهاد بيرون مى‏آمدند جز خيانت و مكر در سپاه شما چيزى نمى‏افزودند و در كار شما اخلال مى‏كردند در جستجوى فتنه بر مى‏آمدند و هم در ميان لشكر شما جاسوس‏هايى وجود دارد و خدا به احوال ظالمان داناست».

5- معترفان به فساد

گروه ديگرى از اصحاب رسول خدا | كسانى بودند که خود نيز قبول داشتند كه عملكرد آنان مورد رضايت خدا و رسول خدا | نيست.

به اين آيه توجه كنيد:

{وَ آخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلاً صالِحًا وَ آخَرَ سَيِّئًا}([6])؛

«و بعضى ديگر آنان به گناه نفاق خود اعتراف كردند كه عمل صالح و فعل قبيح هر دو را به جاى آوردند اميد كه خدا توبه آنان را بپذيرد».

6- بدبينان در حال ارتداد

گروه ديگرى از اصحاب رسول خدا | كسانى بودند که در رويارويى با مشكلات به قدرى از خود ضعف نشان مى‏دادند كه نسبت به خدا و وعده‏هاى او بدبين مى‏شدند و در آستانه ارتداد از اسلام قرار مى‏گرفتند؛ گرچه اين مسائل را هرگز اظهار نمى‏كردند. به اين آيه توجه كنيد:

{وَ طائِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنْفُسُهُمْ يَظُنُّونَ بِاللّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجاهِلِيَّةِ يَقُولُونَ هَلْ لَنا مِنَ اْلأَمْرِ مِنْ شَيْءٍ قُلْ إِنَّ اْلأَمْرَ كُلَّهُ لِلّهِ يُخْفُونَ في أَنْفُسِهِمْ ما لا يُبْدُونَ لَكَ يَقُولُونَ لَوْ كانَ لَنا مِنَ اْلأَمْرِ شَيْءٌ ما قُتِلْنا ههنا}([7])

«و گروهى كه وعده نصرت خدا را – از روى جهل و نادانى – راست نمى‏پنداشت هنوز در غم جان خود بودند و از روى انكار مى‏گفتند: آيا ممكن است ما را قدرت و فرمانى به دست آيد بگو (اى پيامبر!) هر چه هست همه به فرمان خداست خيالات باطل خود را به تو اظهار نمى‏دارند با خود مى‏گويند اگر كار ما به وحى و آيين حق بود در اين جا كشته نمى‏شديم».

7- فاسقان

گروه ديگرى از اصحاب رسول خدا | كسانى بودند که انحراف و فسق آشكار داشتند.

به اين آيه توجه كنيد:

{يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصيبُوا قَوْمًا بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلى ما فَعَلْتُمْ نادِمينَ}([8])

«اى مؤمنان! هر گاه فاسقى خبرى براى شما آورد تحقيق كنيد مبادا به سخن‏چينى فاسقى از نادانى به قومى رنجى رسانيد و سخت پشيمان گرديد».

8 – تسليم شدگان، نه مؤمنان

گروه ديگرى از اصحاب رسول خدا | كسانى بودند که چون قدرت مقابله با اسلام را نداشتند و تسليم شده بودند، نه آنكه اعتقاد و ايمان در روح آنان تأثير گذاشته باشد. به اين آيه توجه كنيد:

{قالَتِ اْلأَعْرابُ آمَنّا قُلْ لَمْ تُؤمِنُوا وَ لكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمّا يَدْخُلِ اْلإيمانُ في قُلُوبِكُمْ}([9])

«اعراب گفتند ما ايمان آورديم به آنها بگو هنوز ايمان به قلبهايتان وارد نشده است ولى بگوييد ما اسلام آورديم».

9- فراريان از جبهه جنگ

گروه ديگرى از اصحاب رسول خدا | کسانی بودند که هرگاه در برابر دشمن قرار مى‏گرفتند، با اينكه فرار از جنگ حرام و حمايت از رسول خدا | واجب بود، با اين حال از صحنه نبرد مى‏گريختند و به تقاضاى كمك رسولخدا| نيز توجهى نمى‏كردند.

به اين آيه – كه فرار اصحاب رسول خدا | از جنگ «احد» و تقاضاى كمك رسول خدا | از آنان را به تصوير مى‏كشد – توجه كنيد:

{إِذْ تُصْعِدُونَ وَ لا تَلْوُونَ عَلى أَحَدٍ وَ الرَّسُولُ يَدْعُوكُمْ في أُخْراكُمْ فَأَثابَكُمْ غَمًّا بِغَمِّ لِكَيْلا تَحْزَنُوا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا ما أَصابَكُمْ وَ اللّهُ خَبيرٌ بِما تَعْمَلُونَ}([10])

«بياد آريد هنگامى كه رو به فرار گذاشته و مى‏گريختيد و توجه به احدى نداشتيد تا آنجا كه به پيامبر – كه شما را به يارى ديگران مى‏خواند – توجه نكرديد تا غمى بر غم شما افزود تا از اين پس براى از دست رفتن يا به دست آوردن چيزى اندوهناك نشويد و خدا به هر چه انجام دهيد، آگاه است».

2- مقاومت صحابه در برابر رسول خدا |

عملكرد اصحاب رسول خدا | در تاريخ بسيار تيره‏تر و تأسفبار بوده که گوشههایی از آن در قرآن ذکر شده است. بعضى از آنان به گونهای عمل مى‏كردند كه نه تنها اعتقادى به حاكميت رسول خدا | در امور خويش نداشتند، بلكه در مواردى نيز به رسول خدا | اعتراض مى‏كردند و تسليم نمى‏شدند.

اين نوع مقاومت‏ها در تاريخ اسلام فراوان است كه تنها به ذكر چند نمونه از آن بسنده مى‏كنيم:

1- بعد از آن كه پيمان صلح حديبيه با همه مشكلات و مسائل آن ميان رسول خدا | و سهيل بن عمرو به عنوان نماينده قريش بسته شد، رسولخدا| فرمود:

«قوموا فانحروا و احلقوا، فلم يجبه منهم رجل الى ذلك فقالها رسول اللّه صلى‏عليه و سلّم ثلاث مراّت كل ذلك، يأمرهم فلم يفعل واحد منهم ذلك، فانصرف رسول اللّه صلى الله عليه و سلّم، حتى دخل على امّ سلمة زوجته مغضبا شديد الغضب و كانت معه فى سفره ذلك، فاضطجع فقالت: مالك يا رسول الله؟ مرارا لا تجيبى ثم قال: عجبا يا ام سلمه! انّى قلت للناس انحروا و احلقوا و حلّوا مرارا، فلم يجبنى احد من الناس الى ذلك و هم يسمعون كلامى و ينظرون فى وجهى!»([11])

«برخيزيد! قربانيها را بكشيد و سرهايتان را بتراشيد، ولى با اينكه رسول خدا | اين دستور را سه بار تكرار كرد، حتى يك نفر هم اطاعت نكرد. پيامبر | با عصبانيت زياد نزد ام‏سلمه – كه در سفر همراهش بود – برگشت و در خيمه دراز كشيد. ام سلمه گفت: اى رسول خدا | چه شده است؟ چندين بار «ام سلمه» اين جمله را تكرار كرد، ولى رسول خدا | به او پاسخى نداد، تا اينكه فرمود:

ام سلمه! شگفت‏آور است من چندين‏بار به مردم گفتم: قربانى كنيد و سرهايتان را بتراشيد. با اينكه سخن مرا مى‏شنيدند و به من نگاه مى‏كردند، هيچ كس به سخنم گوش نداد»!

2- در جريان فتح مكه مسلمانان روزه‏دار بودند. پيامبر دستور داد كه آنان افطار كنند، ولى عده‏اى نپذيرفتند! به اين جريان توجه كنيد:

«عن جابر بن عبدالله قال: كنّا بالكدير بين الظهر و العصر، اخذ رسول اللّه صلى الله عليه و سلّم اناء من ماء فى يده حتى رآه المسلمون ثم افطر تلك الساعة و بلغ رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم انّ قوما صاموا، فقال اولئك العصاة.»([12])

«جابر بن عبدالله مى‏گويد: در جريان فتح مكه ميان نماز ظهر و عصر در منطقه كدير بوديم. رسول خدا | ظرف آبى را در دست گرفت، به طورى كه همه مسلمانان او را ديدند و آن گاه روزه‏اش را افطار كردند. بعد از آن به رسول خدا | گزارش رسيد كه عده‏اى از اصحاب روزه دارند. حضرت فرمود: آنان معصيت كارند»!

3- ميان زبير و مرد انصارى – كه در مزرعه، همسايه بودند – بر سر استفاده از آب اختلاف بروز كرد، براى حل مشكل نزد رسول خدا | رفتند. رسولخدا| به زبير فرمود:

«اسق ثم ارسل الى جارك، فغضب الانصارى و قال يا رسول اللّه آن كان ابن عمتك فتلون وجه رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم فنزل([13]): «فلا و ربك لا يؤمنون حتى يحكّموك فيما شجر بينهم ثم لا يجدوا فى انفسهم حرجا ممّا قضيت و يسلّموا تسليما»([14])

«از آب استفاده كن و سپس براى همسايه‏ات رها كن كه مرد انصارى ناراحت شد و عرض كرد: اى رسول خدا | چون زبير پسر عمه‏ات بود به نفع او و بر ضرر من حكم كردى؟! با شنیدن این سخن رنگ چهره رسول خدا | تغيير كرد و در پى اين جريان آيه زير نازل شد:

«چنين نيست، به پروردگارت سوگند كه آنها ايمان نمى‏آورند مگر آنكه در اختلافات خود تو را به داورى بخوانند و از قضاوت تو دلگير نشوند و كاملاً تسليم باشند.»

الف – آيا با وجود چنين نمونه‏هايى در تاريخ مى‏توان پذيرفت كه همه مسلمانان بر اين باور بودند كه رسول خدا | سرپرست و متصرف در امور آنان است، تا ذكر آن در آيه لغو باشد؟ پس ساده انديشى است كه ادعا شود همه مسلمانان يقين داشتند كه خدا و رسول خدا | متصرف در امور آنان هستند.

ب – آيه درصدد بيان حاكميت و ولايت «الذين آمنوا» است كه با توجه به شأن نزول و زمان نزول، مسئله رهبرى بعد از رسول خدا | را مشخص مى‏كند.

ج – همان طور كه پيشتر بيان كرديم، آيه درصدد بيان اين نكته نيز هست كه {و رسوله و الذين آمنوا} در طول هم هستند نه در عرض هم؛ يعنى ولايت «اصالة» و «بالذات» از آنِ خداوند و سپس به رسول خدا | و پس از او به {الذين آمنوا} مى‏رسد. بنابر اين نه تنها ذكر {اللّه و رسوله} لغو نيست، بلكه ضرورت ذکر آن نیز بیش از پیش روشن است.

([1]) تفسير غرائب القرآن و رغائب الفرقان، ج 4، ص 284.

([2]) منافقون/1.

([3]) توبه/101.

([4]) احزاب/12.

([5]) توبه/47.

([6]) توبه/102.

([7]) آل عمران/154.

([8]) حجرات/6.

([9]) الحجرات/14.

([10]) آل عمران/153.

([11]) مغازى، واقدى، ج 2، ص 613.

([12]) همان، ج 2، ص 802.

([13]) الجامع لاحكام القرآن، ج 266؛ مجمع‏البيان، ج 3، ص 69.

([14]) نساء/65.

نوشته قبلی

خلاف بودن اطلاق جمع بر مفرد، شبهه‌ای به آیه ولایت و پاسخ به آن

نوشته‌ی بعدی

جنگ‌های خلفا و منفعت یهود از آن

مرتبط نوشته ها

بدون دسته ( پیشفرض)

توحید از دیدگاه شیعه چگونه است؟

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی
بدون دسته ( پیشفرض)

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی

میانه روی در نهج البلاغه
بدون دسته ( پیشفرض)

میانه روی در نهج البلاغه

ادوار اجتهاد
بدون دسته ( پیشفرض)

ادوار اجتهاد

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن
بدون دسته ( پیشفرض)

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن

بدون دسته ( پیشفرض)

قاطعیت و عطوفت در سیره امام علی(علیه السلام)

نوشته‌ی بعدی
جنگ‌های خلفا و منفعت یهود از آن

جنگ‌های خلفا و منفعت یهود از آن

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …

مناجات شعبانیه

مناجات شعبانیه

سیره اخلاقی امام جواد (ع)

سیره اخلاقی امام جواد (ع)

امام حسن (ع) و سیاستِ صحیحِ اسلامی

امام حسن (ع) و سیاستِ صحیحِ اسلامی

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا