8 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home بدون دسته ( پیشفرض)

خلاف بودن اطلاق جمع بر مفرد، شبهه‌ای به آیه ولایت و پاسخ به آن

تأخیر در حکومت ظاهری به مدت ۲۵ سال
0
SHARES
6
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

خلاف بودن اطلاق جمع بر مفرد

گفته‏اند؛ عبارت «الذين آمنوا» و اوصاف پس از آن جمع است و اگر مقصود از اين جمع على × باشد، لازم مى‏آيد كه لفظ جمع بر مفرد اطلاق شود و اين خلاف قواعد ادبیات عرب است.

به اين شبهه توجه كنيد:

«و يرد على الشيعة انّ حمل الجمع على الواحد خلاف الظاهر.»

«بر شيعه اشكال مى‏شود كه حمل جمع بر مفرد خلاف ظاهر است».

اين شبهه در برخى از منابع ذكر شده است.([1])

نقد

پاسخ اين شبهه را از چند جهت زیر مى‏توان بررسى كرد:

اطلاق جمع بر مفرد در قرآن

سؤالى كه در اين بحث به ذهن مى‏رسد اين است كه آيا در قرآن تنها در همين مورد كلمه جمع به كار رفته است و مصداق خارجى آن يكى است، يا اينكه موارد ديگرى هم وجود دارد؟ و اگر وجود دارد در بقيه موارد، علماى اهل سنت چه پاسخى مى‏دهند؟

در پاسخ اين سؤال بايد گفت: به طور قطع اين تنها موردى نيست كه در قرآن با لفظ جمع آمده باشد، و مصداق خارجى آن يكى باشد.

براى اثبات اين مسئله چند مورد را از منابع اهل سنت نقل مى‏كنيم:

1– {الَّذينَ قالُوا إِنَّ اللّهَ فَقيرٌ وَ نَحْنُ أَغْنِياءُ}([2])

اين كلمه جمع است، با اينكه گوينده سخن حىّ بن اخطب است و او يك نفر است.([3])

2- {وَ مِنْهُمُ الَّذينَ يُؤذُونَ النَّبِيَّ وَ يَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ}([4])

اين كلمه جمع است، با اينكه گوينده آن يكی از منافقان است و مفسران اختلاف نظر دارند كه آن شخص «جلاس بن سويه» يا «نبتل بن الحارث» و يا «عتّاب بن قشير» است.([5])

3- {وَ الَّذينَ يَبْتَغُونَ الْكِتابَ مِمّا مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ فَكاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فيهِمْ خَيْراً}([6])

اين كلمه جمع است، با اينكه گوينده آن «صبيح، مولى حويطب بن عبدالعزى»، است.([7])

4- {إِنَّ الَّذينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى ظُلْمًا إِنَّما يَأْكُلُونَ في بُطُونِهِمْ نارًا}([8])

اين كلمه جمع است، با اينكه اين آيه درباره مرثد بن زيد الغطفانى نازل شده است.([9])

5- {لا يَنْهاكُمُ اللّهُ عَنِ الَّذينَ لَمْ يُقاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَ لَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ}([10])

اين كلمه جمع است، با اينكه درباره اسماء دختر ابوبكر نازل شده است.([11])

6- {يا أَيُّهَا الرَّسُولُ لا يَحْزُنْكَ الَّذينَ يُسارِعُونَ فِي الْكُفْرِ مِنَ الَّذينَ قالُوا آمَنّا بِأَفْواهِهِمْ}([12])

اين كلمه جمع است، با اينكه مى‏گويند اين آيه درباره عبدالله بن صوريا نازل شده است.([13])

7- {وَ قالَ الَّذينَ لا يَعْلَمُونَ لَوْ لا يُكَلِّمُنَا اللّهُ أَوْ تَأْتينا آيَةٌ}([14])

اين كلمه جمع است، با اينكه گوينده اين سخن رافع بن حريمله است.([15])

8- {وَ الَّذينَ هاجَرُوا فِي اللّهِ مِنْ بَعْدِ ما ظُلِمُوا لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِي الدُّنْيا حَسَنَةً}([16])

اين كلمه جمع است، با اينكه درباره ابو جندل بن سهيل العامرى نازل شده است.([17])

9-{«إِنَّ الَّذينَ يَتْلُونَ كِتابَ اللّهِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَنْفَقُوا مِمّا رَزَقْناهُمْ }([18])

اين كلمه جمع است، با اينكه درباره حصين بن الحارث بن المطلب بن عبدمناف نازل شده است.([19])

10- {ثُمَّ أَنْزَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً نُعاسًا يَغْشى طائِفَةً مِنْكُمْ وَ طائِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنْفُسُهُمْ يَظُنُّونَ بِاللّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجاهِلِيَّةِ يَقُولُونَ هَلْ لَنا مِنَ اْلأَمْرِ مِنْ شَيْءٍ قُلْ إِنَّ اْلأَمْرَ كُلَّهُ لِلّهِ يُخْفُونَ في أَنْفُسِهِمْ ما لا يُبْدُونَ لَكَ يَقُولُونَ لَوْ كانَ لَنا مِنَ اْلأَمْرِ شَيْءٌ ما قُتِلْنا ههنا}([20])

اين كلمه جمع است، ولى مفسران مى‏گويند يا درباره «عبدالله بن ابى بن سلول»، رهبر منافقان، و يا «معتب بن قشير»، يكى از منافقان، نازل شده است.([21])

11- {يَسْئَلُونَكَ ما ذا يُنْفِقُونَ قُلْ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَيْر}([22])

اين كلمه جمع است، با اينكه درباره «عمرو بن الجموح» نازل شده است وی پيرمردى پولدار بود و به رسول خدا | عرض كرد: چه چيزى صدقه بدهيم و به چه كسى بدهيم؟ كه اين آيه نازل شد.([23])

12- {وَ آخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلاً صالِحًا وَ آخَرَ سَيِّئًا}([24])

اين كلمه جمع است، با اينكه درباره ابولبابه انصارى نازل شده است.([25])

13- {يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوّي وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِياءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ} (ممتحنه/1)

اين كلمه جمع است، ولى درباره «حاطب بن ابى بلتعه» نازل شده است.([26])

14- {يَقُولُونَ لَئِنْ رَجَعْنا إِلَى الْمَدينَةِ لَيُخْرِجَنَّ اْلأَعَزُّ مِنْهَا اْلأَذَلَّ}([27])

اين كلمه جمع است، ولى درباره «عبدالله بن ابى بن سلول» نازل شده است.([28])

15- {الَّذينَ يُظاهِرُونَ مِنْكُمْ مِنْ نِسائِهِمْ ما هُنَّ أُمَّهاتِهِمْ }([29])

با اينكه اين كلمه جمع است، ولى درباره «اوس بن صامت» نازل شده است.([30])

آنچه نقل كرديم بخش اندکی از آيات قرآن بود كه لفظ به كار رفته در آنها جمع، ولى مصداق خارجى آنها اعم از گوينده يا كسى كه آيه درباره او نازل شده است، يك نفر بود.

بنابر اين هر چه برادران اهل سنّت ما درباره اين آيات مى‏گويند، ما درباره آيه «انّما» مى‏گوييم؛ اگر مى‏گويند اين خلاف قواعد است، در همان حال در قرآن كاربرد آن رايج است، درباره اين آيه نيز ما همين را مى‏گوييم و اگر مى‏گويند طبق قاعده است، اين مورد هم چنين است.

آنچه بيان شد جواب نقضى از اشكال بود و اكنون به پاسخ حلّى آن مى‏پردازيم.

تبيين كاربرد لفظ جمع و تطبيق آن بر فرد

كاربرد جمع و تطبيق آن بر مفرد دو گونه است:

الف – گاهى لفظ جمع را به كار مى‏بريم، ولى اراده واحد مى‏كنيم و استعمال در واحد مى‏شود.

اين كاربرد مورد خدشه است.

ب – گاهى لفظ جمع را درباره چيزى به كار مى‏بريم كه مى‏تواند از طرف عده زيادى انجام گيرد ولى در خارج جز بر يك نفر تطبيق نشده است.

در چنين موردى نه تنها كاربرد جمع نادرست نيست، بلكه در همه لغت‏ها و گفت‏وگوها معمول است؛ به عنوان مثال عمل «ظهار» در آيه {الَّذينَ يُظاهِرُونَ مِنْكُمْ مِنْ نِسائِهِمْ}([31]) مى‏تواند از افراد فراوانى سر بزند، ولى هنگام نزول آيه تنها بر يك نفر تطبيق شده است و يا در آيه {يَقُولُونَ لَئِنْ رَجَعْنا إِلَى الْمَدينَة}([32]) اين گفتار مى‏تواند از افراد زيادى سر بزند، ولى در حال نزول آيه يك نفر آن را گفته بود.

در آيه مورد بحث نيز چنين است. {الَّذِينَ يُقِـيمُونَ الصَّلاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَهُمْ راكِعُونَ} مى‏تواند افراد بسيارى را دربرگيرد، ولى هنگام نزول آيه تنها از يك تن سرزده است.

در اوامر حكومتى نيز همين‏گونه است كه مثلاً دولتمردان در اطلاعيه‏ها مى‏گويند: ما چنين كرديم و چنان مى‏كنيم كه مى‏تواند اين كار از افراد زيادى سر بزند ولى در خارج هنگام سخن گفتن تنها از اين حاكم سرزده است.

در گفتگوهاى روزمره نيز چنين است كه شما به طرف مقابل مى‏گوييد شما چنين كرديد و شما چنين مى‏كنيد، شما چنين گفتيد كه اين كار مى‏تواند از افراد زيادى سر بزند ولى هنگام سخن گفتن تنها از يك نفر سرزده است.

بنابر اين قسم دوم از كاربرد لفظ جمع و تطبيق آن بر فرد، كاربردى معمول و شايع است، نه اينكه خلاف قواعد باشد و آيه مورد بحث از اين گونه است نه از گونه اول.

راز كاربرد قسم دوم

گرچه اين نوع كاربرد در لغت عرب رايج است، ولى راز اين كاربرد در نكات زیر نهفته است:

1- تشويق به انجام آن كار:

گاه گوينده مى‏خواهد ديگران نيز همانند اين كار را انجام دهند. در اين مورد كار انجام شده توسط يك نفر را با صيغه جمع بيان مى‏كند كه مى‏رساند ديگران نيز بايد چنين باشند.

2- تهديد به انجام ندادن كار:

گاه گوينده نمى‏خواهد ديگران اين كار را انجام دهند. در اين مورد ضمن توبيخ و سرزنش فاعل كار انجام شده آن را با صيغه جمع بيان مى‏كند تا ديگران چنين كارى را انجام ندهند.

3- تعيين جايگاه فرد:

گاه گوينده مى‏خواهد نقش مهم و تعيين كننده شخص را بيان كند؛ به عنوان مثال خداوند وقتى مى‏خواهد جايگاه حضرت ابراهيم × و نقش تعيين كننده او را در نشر توحيد بيان كند، مى‏فرمايد:

{إِنَّ إِبْراهيمَ كانَ أُمَّةً قانِتًا لِلّهِ حَنيفًا وَ لَمْ يَكُنْ مِنَ الْمُشْرِكينَ}([33])

«به راستى ابراهيم امتى بود فرمانبردار و حنيف و از مشركان نبود».

خداوند در اين آيه نقش تعيين كننده حضرت ابراهيم × را در نشر توحيد بيان كرده است.

حضرت رسول | نيز در سخنان خود نقش تعيين كننده امام على × را در نشر اسلام و پيروزى بر مشرك چنين بيان فرموده است:

«لمبارزة علىّ بن ابى‏طالب لعمرو بن عبدود يوم الخندق افضل من عمل امّتى الى يوم القيامة.»([34])

«مبارزه على بن ابى طالب × با عمرو بن عبدود در روز خندق برتر از عمل تمام امت من تا روز قيامت است».

حاكم نيشابورى پس از نقل روايات نبرد خندق مى‏نويسد:

آنچه از روايات در اين باب به من رسيده بود بيان كردم تا نزد عالمان منصف مسلّم شود كه عمرو بن عبدود را كسى جز اميرالمؤمنين × نكشته است و انگيزه‏ام از اين كار اين بود كه نظر عده‏اى از خوارج كه محمد بن مسلمه را نيز شريك دانسته‏اند، نفى كنم.

سپس مى‏گويد:

«والله ما بلغنا هذا من احد من الصحابة و التابعين.»([35])

«به خدا سوگند! از هيچ يك از صحابه و تابعين چيزى به ما نرسيده است كه در كشتن عمروبن‏عبدود، شريك باشند».

ابن ابى الحديد درباره مبارزه امام على × در روز خندق مى‏نويسد:

«فانّها اجلّ من ان يقال جليلة و اعظم من ان يقال عظيمة و ما هى الاكما قال شيخنا ابوالهذيل و قد سأله سائل: ايّما اعظم منزلة عندالله علىّ ام ابوبكر؟ فقال: يا ابن اخى و اللّه لمبارزة عليّ عمروٱ يوم الخندق تعدل اعمال المهاجرين و الانصار و طاعاتهم و تربى عليها فضلاً عن ابى‏بكر وحده.»([36])

«مبارزه على × در روز خندق برتر از آن است كه بگوييم كار برترى است و بزرگتر از آن است كه بگوييم كار بزرگى است»، مبارزه على × را پيشواى ما «ابوهذيل» به درستى وصف كرده است هنگامى كه از او پرسيدند كه نزد خداوند ارزش على × بيشتر است يا ابوبكر؟ پاسخ داد: پسر برادرم به خدا سوگند! تنها مبارزه على × با عمرو در روز خندق با همه كارهاى مهاجران و انصار و عبادات آنها برابرى مى‏كند، بلكه فزون‏تر نيز هست، تا چه رسد به ابوبكر تنها!»

ابن ابى الحديد مى‏نويسد:

از حذيفة بن يمان، – صاحب سرّ رسول خدا | ، – نيز روايتى رسيده است كه مناسب اين سخن است؛ ربيعة بن مالك مى‏گويد: نزد حذيفه رفتم و به او گفتم: مردم فضائلى براى على بن ابى طالب × نقل مى‏كنند، ولى مردم بصره مى‏گويند درباره على × افراط مى‏كنيد! آيا تو حديثى دارى كه برايم بگويى تا براى مردم نقل كنم؟

حذيفه گفت: اى ربيعه! درباره على × از من چه مى‏پرسى؟ و درباره او به تو چه بگويم؟ سوگند به آن كه جان حذيفه در اختيار اوست:

«لو وضع جميع اعمال امّة محمد صلى اللّه عليه و آله فى كفّة الميزان منذ بعث اللّه تعالى محمّدا الى يوم الناس هذا و وضع عمل واحد من اعمال علىّ فى الكفّة الاخرى لرجح على اعمالهم كلّها»

«اگر تمام كارهاى امت محمد | از روزى كه مبعوث شده است تا امروز را در كفه‏اى بگذارند و يك كار على × را در كفه ديگر بگذارند، يك كار على × بر همه آنها برترى دارد».

ربيعه گفت: اين ستايش نه قابل اندازه‏گيرى است و نه قابل تحمل. تصور مى‏كنم زياده‏روى است اى حذيفه؟!

حذيفه گفت: اى بدبخت! چگونه قابل تحمل نيست؟ مسلمانان كجا بودند در روز خندق هنگامى كه عمروبن عبدود با همراهانش از خندق عبور كردند و مبارز مى‏طلبيدند و هيچ كس جرئت نمى‏كرد به او پاسخ بگويد تا اينكه على× به ميدان رفت و او را كشت؛

«والذى نفس حذيفة بيده لعمله ذلك اليوم اعظم اجرا من اعمال امّة محمّد صلى اللّه عليه و آله الى هذا اليوم و الى ان تقوم القيامة.»

«سوگند به آن كه جان حذيفه در اختيار اوست كار على × در آن روز برتر است از كارهاى امت محمد | تا امروز و تا روزى كه قيامت بر پا شود».

سپس ابن ابى الحديد از ابوبكر بن عياش نقل مى‏كند كه گفته است:

«لقد ضرب علىّ بن ابى طالب × ضربة ما كان فى الاسلام ايمن منها ضربته عمروا يوم الخندق.»

«على بن ابى‏طالب در روز خندق ضربه‏اى به عمرو بن عبدود زد كه در اسلام هيچ ضربه‏اى مبارك و ميمون‏تر از آن نبوده است».

ابن ابى الحديد مى‏نويسد:

«انّ رسول اللّه | قال ذلك اليوم حين برزاليه، برز الايمان كلّه‏الى الشرك كلّه.»([37])

«بدون ترديد رسول خدا | در روز خندق، هنگامى كه على × در برابر عمرو قرار گرفت، فرمود: تمام ايمان در برابر تمام شرك قرار گرفته است».

دانشمندان اسلامی تعبیر به جمع در آیه مورد بحث را چنین بیان کردهاند:

1- زمخشرى مى‏نويسد:

«فان قلت كيف صحّ ان يكون لعلّى رضى اللّه عنه و اللفظ لفظ جماعة؟ قلت! جى‏ء به على لفظ الجمع – و ان كان السبب فيه رجلاً واحدا – ليرغب الناس فى مثل فعله فينالوا مثل ثوابه و لينبّه على انّ سجّية المؤمنين تجب ان يكون على هذه الغاية من الحرص على البرّ و الاحسان و تفقّد الفقراء حتى ان لزمهم امر لا يقبل التاخير و هم فى الصلاة لم يؤخّروه الى الفراغ منها.»([38])

«اگر بپرسند با اينكه لفظ به كار رفته در این آیه جمع است پس چرا میگویند که این آیه در شأن امام علی × نازل شده است؟

دلیل پاسخ با اینکه شأن نزول یک نفر است، اما به دو دلیل زیر لفظ جمع به کار رفته است:

الف – براى تشويق مردم، تا اينكه همانند اين كار را انجام دهند و از ثوابى مثل آن برخوردار شوند.

ب – براى توجه بیشتر مؤمنان به اينكه بر انجام كار خير و رسيدگى به فقرا آن قدر حريص باشند كه اگر كارى پيش آمد كه نمى‏شد آن را به تأخير انداخت اگر در نماز هم بودند، آن را تا پايان نماز به تأخير نيندازند.

زمخشرى كه در نكته سنجى ادبى آيات بسيار ماهر و دقيق است، براى اولين بار اين توجيه ادبى را بيان كرده است و بعد از او بقيه نيز از او پيروى كرده و آن را نقل نموده‏اند.

2- قاضى شهاب الدين در اين‏باره مى‏نويسد:

«و ذكروا فى التعبير عن الواحد بالجمع انّه يكون لفائدتين: تعظيم الفاعل و انّ من اتى بذلك الفعل عظيم الشأن بمنزلة جماعة، كقوله تعالى: {إِنَّ إِبْراهيمَ كانَ أُمَّةً}([39])

«ليرغب الناس بمثل فعله، و تعظيم الفعل ايضا حتى انّ فعله سجيّة لكلّ مؤمن»([40])

«براى تعبير از واحد به جمع دو ویژگی گفته‏اند: يكى تجليل از فاعل و اينكه آن كس كه اين كار را انجام داده است، جايگاه رفيعى دارد و گويا به منزله جماعتى است، همان طور كه خداوند درباره ابراهيم× فرموده است: بدون ترديد ابراهيم امتى بود. تجليل از فاعل برای این است كه ديگران نيز تشويق شوند و مثل آن كار انجام دهند و ديگر تجليل از كار است. گويا اين كار به اندازه‏اى ارزشمند است كه شايسته است هر مؤمنى به آن عادت نماید».

دانشمندان شيعه نيز ضمن نقل اين نكات ادبى توجيههای زیر را بیان کردهاند:

1- مرحوم مظفر در اين باره چنين مى‏نويسد:

«والاشارة الى انّه بمنزلة جميع المؤمنين المصلّين المزكّين، لانّه عميدهم و من اقوى الاسباب فى ايمانهم و مبراتهم، كما اشار الى ذلك رسولاللّه | بقوله يوم الخندق برز الايمان كله الى الشرك كلّه.»([41])

«اين تعبير اشاره به اين است كه امام على × به منزله همه مؤمنان نمازگزار و زكات دهنده است، چون او رهبر آنان و از قوى‏ترين اسباب ايمان و كارهاى خير آنان است، همان طور كه رسول خدا | در جريان خندق به اين مسئله اشاره كرده است آنجا كه فرمود: تمام ايمان در برابر تمام كفر قرار گرفته است».

2- مرحوم شرف الدين در اين باره مى‏نويسد:

«نكته دقيق‏تر و ظريف‏تر از سخن زمخشرى اين است كه اگر بنا بود با لفظ مفرد اين مسئله را بيان كند، مخالفان على × و بنى‏هاشم تحمل شنيدن مفرد را نداشتند، چون در آن صورت زمينه گمراه كردن مردم از دستشان گرفته مى‏شد و عليه اسلام شورش مى‏كردند و اسلام را در معرض خطر قرار مى‏دادند. خداوند براى رفع خطر آنان در اين آيات مسئله ولايت را به صورت جمع بيان كرد و در عبارت‏هاى بعدى رفته رفته و آرام آرام اين مسئله را ترويج كرد تا دين كامل گرديد و نعمت تمام شد، همان طور كه حكمت در هر مسئله تبليغى اقتضا مى‏كند كه تدريجى باشد».([42])

([1]) تفسير البيضاوى، ج 2، ص 338؛ تفسير غرائب القرآن و رغائب الفرقان، ج 4، ص 2840؛ تفسير القرآن، ج 3، ص 311؛ البحر المحيط، ج 3، ص 525؛ مواهب الرحمن فى تفسير القرآن، ج 3، ص 167؛ الكشاف، ج 3، ص 258؛ حاشية الشهاب على تفسير البيضاوى، ج 3، ص 498؛ تفسير الكبير، ج 12، ص 28؛ الجامع لاحكام القرآن، ج 6، ص 221.

([2]) آل عمران/181.

([3]) الجامع‏لاحكام القرآن، ج 4، ص 294؛ تفسير ابن كثير، ج 1، ص 434؛ تفسير الخازن، ج 1، ص 322.

([4]) توبه/61.

([5]) همان، ج 8، ص 192؛ تفسير الخازن، ج 2، ص 253؛ الاصابة، ج 6، ص 230.

([6]) نور/33.

([7]) همان، ج 12، ص 244؛ اسدالغابة، ج 3، ص 11؛ الاصابة، ج 3، ص 235.

([8]) نساء/10.

([9]) همان، ج 5، ص 53؛ الاصابة، ج 6، ص 77.

([10]) ممتحنه/8.

([11]) همان، ج 18، ص 59؛ تفسير ابن كثير، ج 4، ص 349؛ تفسير الخازن، ج 4، ص 272؛ صحيح البخارى، ج 2، ص 924، حديث 2477؛ صحيح، مسلم، ج 2، ص 391، حديث 50، كتاب الزكاة؛ مسند، احمد بن حنبل، ج 7، ص 483، حديث 26375؛ جامع البيان، ج 28، ص 66.

([12]) مائده/41.

([13]) همان، ج 6، ص 177؛ الاصابة، ج 4، ص 86.

([14]) بقره/118.

([15]) تفسير، ابن كثير، ج 1، ص 161.

([16]) نحل/41.

([17]) تاريخ مدينه دمشق، ج 8، ص 668؛ الجامع‏لاحكام القرآن، ج 10، ص 107.

([18]) فاطر/29.

([19]) الاصابة، ج 2، ص 32.

([20]) آل‏عمران/154.

([21]) الجامع‏لاحكام القرآن، ج 4، ص 242؛ تفسير ابن كثير، ج 1، ص 418؛ تفسير الخازن، ج 1، ص 306.

([22]) بقره/215.

([23]) الجامع لاحكام القرآن، ج 3، ص 36؛ تفسير خازن، ج 1، ص 148.

([24]) توبه/102.

([25]) الجامع لاحكام القرآن، ج 8، ص 242؛ الروض الانف، ج 2، ص 196.

([26]) همان، ج 18، ص 50.

([27]) منافقون/8.

([28]) همان، ج 18، ص 121.

([29]) مجادله/2.

([30]) همان، ج 17، ص 269.

([31]) مجادله/2.

([32]) منافقون/8.

([33]) نحل/120.

([34]) تاريخ بغداد، ج 13، ص 19؛ شرح نهج‏البلاغه، ابن ابى الحديد، ج 19، ص 61؛ المستدرك على الصحيحين، ج 3، ص 34؛ شواهد التنزيل، ج 2، ص 14؛ مناقب، خوارزمى، ص 107؛ ميزان الاعتدال، ج 2، ص 17.

([35]) مستدرك، ج 3، ص 36.

([36]) ابن ابى الحديد، شرح نهج‏البلاغه، ج 19، ص 60.

([37]) شرح نهج‏البلاغه، ابن ابى الحديد، ج 19، ص 61.

([38]) الكشاف، ج 2، ص 258؛ تفسير البيضاوى، ج 2، ص 338؛ تفسير غرائب القرآن، ج 4، ص 284.

([39]) نحل/120.

([40]) حاشية الشهاب على تفسير البيضاوى، ج 3، ص 500.

([41]) دلائل الصدق، ج 2، ص 82.

([42]) المراجعات، ص 164.

نوشته قبلی

شبهه به آیه ولایت: عدم دلالت «انّما» بر حصر و پاسخ به آن

نوشته‌ی بعدی

بیهوده بودن ذكر اللّه و رسوله، شبهه به آیه ولایت و پاسخ به آن

مرتبط نوشته ها

بدون دسته ( پیشفرض)

توحید از دیدگاه شیعه چگونه است؟

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی
بدون دسته ( پیشفرض)

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی

میانه روی در نهج البلاغه
بدون دسته ( پیشفرض)

میانه روی در نهج البلاغه

ادوار اجتهاد
بدون دسته ( پیشفرض)

ادوار اجتهاد

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن
بدون دسته ( پیشفرض)

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن

بدون دسته ( پیشفرض)

قاطعیت و عطوفت در سیره امام علی(علیه السلام)

نوشته‌ی بعدی
عدم اطاعت از علی علیه السلام و کفر به خدا

بیهوده بودن ذكر اللّه و رسوله، شبهه به آیه ولایت و پاسخ به آن

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …

مناجات شعبانیه

مناجات شعبانیه

سیره اخلاقی امام جواد (ع)

سیره اخلاقی امام جواد (ع)

امام حسن (ع) و سیاستِ صحیحِ اسلامی

امام حسن (ع) و سیاستِ صحیحِ اسلامی

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا