مقدمه
شیعه به متابعت از سیره رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله و سلم ـ و در نظر گرفتن تقدس اماکن دینی و مذهبی, بنیانگذار زیباترین ابنیه ویژه نیایش و عبادت در جهان اسلام است. هر چند صرف عبادت به درگاه پروردگار در پایه گذاری این مکان هدف اصلی بوده, اما جنبه های اجتماعی و رویارویی مردم و همدلی و چهره به چهره شدن و جامعه شناسی تعاون و همیاری[۱] و همفکری در انجام فرایض دینی و رعایت تشریفات مذهبی نیز مدّ نظر بوده اند. ژرژگورویچ,[۲] جامعه شناس فرانسوی, می گوید: «هنگامی که تشریفات اجتماعی رو به زوال می گذارند, فضای آن تشریفات نیز رنگ می بازد.» فضای الهی و نظر کرده این اماکن همیشه ایام روح بخش و دلنواز بوده است. به فرمان الهی و اطاعت حضرت محمد ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ پیامبر گرامی, نخستین مسجد در مدینه النبی ساخته شد, اما اهل تشیع از همان روز, با توجه به دل سپاری به خاندان عصمت و طهارت ـ علیهم السلام ـ, سعی کردند هم در مسجد حضور یابند و گوش به موعظه های واعظان و نطاقان بسپارند و ـ به اصطلاح ـ به دین و روش مسجد احترام بگذارند و هم با توجه به قداست آرامگاه و مشهد اولیاء الله, دریچه ای به سوی عبادت بگشایند و آیین عبادت در مسجد و زیارت در امام زاده ها و مرقد مطهر امامان را از نظر دور نسازند و تشریفات اجتماعی ـ عبادی را پر رونق نمایند. ایرانیان در این طریق, الحق که سنگ تمام گذاشته اند. ایرانیِ پیرو تشیع, گویی در زیارت کعبه, زادگاه امام همام علی بن ابی طالب ـ علیه السلام ـ و مذبح ذبیح کربلا, اسمعیل دشت نینوا, را به یاد آورده, گریزی به مصایب اولیا می زند. ستایش و نیایش اهل تشیع ضمن برگزاری مناسک حج دیدنی است. مساجد شیعه مناظری از روضه خلد برین را مجسم می سازند و تربت شهدا همیشه ایام عطر آگین, و صحن و سرای امام زاده ها پیچیده در گل بانگ های ایمان, هماره معطرند, و سقاخانه ها که وقف سقای لب تشنگان حضرت عباس ـ علیه السلام ـاند, همواره منور, و آب انبارها به وقف, سیراب کننده مردم عطشان, و بقاع متبرکه محل عبادت مؤمنان جان شیفته, و حسینیه ها و زینبیه ها و عباسیه ها و مهدیه ها یاد آور حشمت و عظمت اولیا و اهل بیت, و تکایا محل تجمع ذاکران و واعظان و خطیبان, و مکتب خانه ها هماغوش عطر گل محمدی و قدمگاه ها نظر کرده, و خانقاه ها ویژه سرسپاران مولی الموحدین, حضرت علی بن ابی طالب ـ علیه السلام ـابوتراب, و ضریح اولیا و امام زاده ها مزین و منور به گل دانه های کلامی و اشعار دلنشین و همه یاد آور شکوه و بزرگواری اولیاء الله اند و حتی سیاه چادرها و آلاچیق های عشایری ـ این کوچندگان ساده دل ـ با عَلَم سیاه بر بالای خیمه ها یا گوشه ای ازمیدانگاه جلوی آلاچیق ها ـ این اماکن تابستانی ـ آراسته به کتیبه هایند و خیمه دوزان برای شبیه سازی در ایام عزا, به تار و پود برگرفته از ریشه جان و تن, خیمه های زربفت بافته و کلمه «وقف» را در گوشه ای از این خیمه ها و علم ها و بیرق ها و بیدق ها و پرچم ها نشانده اند. اهل تشیع با وقوف کامل از دارالاماره و دارالظلم و بیت الحزن و ماتم کده و عزاخانه و ماتم سرا توانسته اند در سرزمین قدسی مثال ایران, عرش و فرش و شهادتگاه را بازسازی نمایند و در صحنه آرایی نمایش شیعی و مذهبی تعزیه, جوهر جان صرف کرده اند. گویی بند بند دستورات اولیای الهی را در ساختن و برپا داشتن این بناها در نظر گرفته اند. زائر سراها در کنار امام زاده ها ـ وقف زوار شیدا و بازارهای شهر و بازارهای موقت روزانه در روستاها در کنار این زائر سراها و نیایشگاه ها برپا شده اند و معماران با وضوی مهر در آراستن صوری این اماکن و ابنیه و در نظر گرفتن ابعاد معنوی و رمزی دقت فراوان به عمل آورده اند. کمتر بنای مقدسی سراغ داریم که گنبد زرنشان یا گل دسته های آراسته به کاشی های زیبا را از دور دستها ـ از این مکان های پرصفا ـ به رف چینی خانه چشم نیاورد. مردم عاشق اولیا هنوز هم وقتی به سرپرستی بلد راه (در زمان گذشته, توسط چاووشان) به نزدیک ترین نقطه قابل رؤیت این گنبد ها و مناره ها می رسند, به عنوان مژدگانی, به بلد راه, گنبد نما هدیه می دهند. کاشی های بخش بیرونی این ابنیه, منقش به نقش عشق و ایمان شیعیان نسبت به اهل بیت ـ علیهم السلام ـ هستند و آیینه کاری های درون ساختمان ها دیدگان زائران را منور می سازند. هنوز هم چاووشان به صوت جلی در سفر های زیارتی ازقداست و حرمت این صحن و سراها یاد می کنند. مسجد
… و خداوند را عبادت می کنیم به خاطر رحمت واسعه او, و سر بر سجده می نهیم به حرمت حقانیت حق, و مساجد را مطهر می سازیم به پاس رعایت تنظیف و نظافت در این جایگاه ها و … پس ای خدا در سجده های ما! حضرت بی مثال! تو ربی الاعلی هستی. حمد تو را بجا می آوریم و در سبحان ربی العظیم تو را از هر عیبی منزه می دانیم و سپس فریاد بر می داریم که: «سمع الله لمن حمده» پس تو را ستایش می کنیم که آگاه از حمد و نیایش ما هستی. درایران زمین, از روزگار پارو پیرار, حرمت نیایشگاه در نظر گرفته شده و سرسپردگان به آیین تشیع در سجده گاه های خود, همواره در کنار اعمال عبادی, جنبه های زیبایی شناختی محل عبادت و آداب زیارت را رعایت کرده اند. در روند شکل گیری شهرها, مراکز مذهبی جایگاه خاصی داشته و نیایشگاه ها در شهر ها و روستاها, در دل آبادی جای گرفته اند. رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ در مدینه النبی با معماری ویژه اسلامی و به موهبت الهی, مسجدی زیبا بنیان نهاد و شاید کمتر از نیم سده از تاریخ بنای این مسجد نگذشته بود که یک ایرانی نو مسلمان و مؤمن در «پهره» یا «فهرج» ( = یکی از چهار شهر آن روز یزد) با بهره گیری از ذوق و شوق همیاران و گرویدگان به آیین رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ, خدا خانه ای برای همشهریان خود بنیاد کرد که خوشبختانه تاکنون از آسیب ویرانی و دست کاری بر کنار مانده است. اما آنچه در تأثیر تشیع در معماری مساجد فرا می گیریم, به کارگیری عناصر و عوامل مؤثر در شکل گیری مذهب تشیع است. شیعیان ایرانی برای نماز و نیایش, هرگز محراب خونین شهید محراب علی بن ابی طالب ـ علیه السلام ـ عاشق بی ریا و از سر بی خبر حضرت الله به عشق آفریننده جان ها ـ را فراموش نکرده اند و در حک و نقش و نقر, بعد از ذکر نام الله و پیامبرش رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ, نام اولیاء الله را بر روی محراب ها باز نوشته و در چرخاندن رخ به سوی محراب از عبادت بی ریای اولیا یاد کرده و سعی نموده اند بدان ها تشبه جویند, که علی ـ علیه السلام ـ در کنار محراب, نگین اقتدار خود به سائلی بخشید و در جوار همان محراب به شهادت رسید و … یادمان باشد که زیباترین توصیف در شأن و بلندای قامت این امام بی بدیل را از مأذنه های منقش و آراسته می شنویم که: «اَشهدُ اَنَّ علیاً ولیُّ الله.» در همین مسجد است که ازعلی ـ علیه السلام ـ و اولاد علی ـ علیه السلام ـ یاد می کنند و مجالس فراوانی برای مدح و منقبت و مراثی برای اولیاء الله تشکیل می دهند و هرگز اززبان مؤمنان نمی افتد که: «باز این چه شورش است که درخلق عالم است؟ …» شاید یکی از شواهد برجسته در مساجد اهل تشیع, کتیبه بندی و نگارش اشعاری در وصف سرسپردگان تشیع است. نماز و نیایش به درگاه خداوند با مجد و عظمت رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ و اهل بیت آن عزیر خدا ادامه می یابد و اصول دستورات مذهبی مطرح می گردند. مسجد یزد خواست, مسجد جامع اردبیل, مسجد جامع بروجرد, مسجد نیریز و مسجد سرکوچه محمدیه نایین و … همه تماشاییاند. نام علی ـ علیه السلام ـ و اولاد او ـ علیهم السلام ـ در چهار گوشه این مساجد درگچ بری های زیبا تجلی یافته اند. مسجد جامع گلپایگان, مسجد میدان ساوه (به روزگار صفویان از باب ایمان, شیعیان محراب زیبا و دیدنی با گچ بری رنگین بر آن افزوده اند) نمونه های خوبی از این بناهای مقدس اند. در زیر گنبد چشمگیر سلطانیه, هر آن چه می بینیم علی ـ علیه السلام ـ است و یاد علی ـ علیه السلام ـ و نام علی ـ علیه السلام ـ به حروف ابجد و … . مسجد علویان نایین, که گمان می رود بنیاد آن کهن باشد و در سده هشتم دو اشکوبه شده است, و مسجد جامع سمنان و ورامین که شیعیان سخت به عبادت دراین مساجد دلسپارند, همگی نشان از به کارگیری نماد ها و نشانه ها از سوی شیعیان دارند و از برکت تأثیر تشیع, مساجد شیعیان از نظر ریخت شناسی و سیما شناسی, از بسیاری از اماکن مقدسه دیگر ممتاز و متمایزند. جامعه شیعیان در مساجد ضمن عبادت, از بزرگواری اولیا بحث می کنند و در کنار هر پرچم و کتیبه ای شعری زیبا در مدح فرزندان رسول الله می نگارند. مسجد پرذله (میان ده ) ابیانه, مسجد خوانسار و مسجد جمعه اردبیل, هر یک نشانی از محبت به اولیا در گوشه گوشه این بناها نشان می دهند. گاهی مسجد, محل اجرای مجالس تعزیه می شود, به ویژه مجلس تعزیه مربوط به شام غریبان و داستان «بَجدل و ساربان» ـ این دو بی حیای غارتگر باقی مانده اموال امام حسین ـ علیه السلام ـ که در مساجد اجرا می شود, اهل غرا سینه زنان به مساجد نزدیک می شوند و فریاد می زنند: گلمیشوگ ای شیعه لر, شام غریبانه بیز ویر مگه باش ساغلیقی زینب ـ علیها السلام ـ نالانه بیز. یعنی: ای شیعیان, به مناسبت شام غریبان سینه دران آمدیم تا به زینب نالان سر سلامتی بدهیم. و دیگر این که می گویند: آمدیم بهر عزا, اهل عزا. جواب: خوش آمدید بهر عزا, اهل عزا. حسینیه
کیمیایی است عجب تعزیه داری حسین ـ علیه السلام ـ که نباید ز کسی منت اکسیر کشید «حسینی» یعنی منسوب به حسین ـ علیه السلام ـ, هر چه نوعی انتساب, ارتباط و شباهت با حسین ـ علیه السلام ـ داشته باشد. این پیوند میان حسین ـ علیه السلام ـ و حسینیان در تمام جلوه های زندگی عاشقان برقرار است. حسینیان در فکر و ایده و مرام, به مولای عاشقان, حسین ـ علیه السلام ـ, تشبه می جویند. آنان کسانی هستند که رهرو و راه خونین عاشورا و انقلاب اویند. شور حسینی, خط حسینی, نوای حسینی, عشق حسینی, نهضت حسینی, حماسه حسینی, حرم حسینی, عاشورای حسینی, عزای حسینی و … یعنی شور و حماسه ای که همچون شور آن حضرت برخوردار از حماسه و عزت و خروش است, و «حسینیه» مکانی است برای اقامه سوگواری برای اباعبدالله الحسین ـ علیه السلام ـ شاید روی آوردن شیعه به حسینیه, در دوران های کهن به خاطر آن بوده است که مساجد, اغلب در اختیار و سلطه حکومت هایی بوده اند که برای تشیع و اقامه عزاداری و مراسم و مناسک مذهبی شیعه, محدودیت هایی ایجاد می کردند. درایران, در گوشه و کنار شهر ها و روستا ها, حسینیه های فراوانی به چشم می خورند که همه از باب محبت به حسین ـ علیه السلام ـ ساخته شده و گاهی به عنوان زائر سرا برای زوار نیز در نظر گرفته شده اند؛ مثل حسینیه آذربایجانی ها, تهرانی ها, اصفهانی ها و … که در شهرهای نجف, کربلا, مشهد و … از این گونه فراوانند. در مناطق هند, به حسینیه, «امام باره» می گویند. در برخی از نقاط آسیای میانه نیز حسینیه هایی که می ساختند, به «مسجد شیعه ها» معروف می شدند. یکی از حسینیه های معروف ایران, «حسینیه مجتهد» درشهر اردبیل و دیگری بخشی از تکیه معاون الملک کرمانشاه و مشهور به حسینیه است که در کنار زینبیه و عباسیه قرار دارد و در کاشی های منقش این صحن و سرا, بسیاری از وقایع مربوط به کربلا نقش بسته اند. همیشه به تعمیر این حسینیه ها و رعایت ادب و در نظر گرفتن آداب ورود به حسینیه ها سفارش شده است. تأثیر مستقیم تشیع از دیرگاه در به وجود آمدن چنین مکان مقدسی کاملاً آشکار است . یا حسین ـ علیه السلامـ: دست تمنای همه سوی تو مرغ دل ما همه در کوی تو تکیه
ز دوستان و محبان سید الشهدا به دستیاری هر کس, شده است تکیه بپا تأثیر تشیع در برپایی تکیه ها و عزاخانه ها انکار ناپذیر است. معمولاً تکیه به عنوان محلی برای عزاداری سید الشهداء ـعلیه السلامـ به ویژه در دهه محرم, ساخته و بر پا می شود. البته این گونه اماکن غیر از تکیه های دایمی هستند. «تکیه» در حقیقت, پس از مسجد پایگاه معنوی مسلمانان, بخصوص شیعیان, به حساب می آید؛ جایی که مردم با تعزیه خوانی و سوگواری برای سالار شهیدان و یاران وفادارش, به او متوسل و متکی می شوند. تکیه با تعزیه و عزاداری عجین گشته است. به نظر می رسد در قلمرو آداب و رسوم صوفیان, تکایا ـ از دیرگاه ـ اماکن خاصی برای اجرای مراسم عارفان و مکمل خانقاه به حساب آمده اند. اما تأثیر تشیع در چنین مکانی نخست از باب مهر به قطب الاقطاب حضرت ابوتراب علی بن ابی طالب ـ علیه السلام – و سپس نقش اصلی آن برای عزاداری و به ویژه در حیطه هنر قدسی شبیه خوانی و تعزیه بوده است. بخش های تکیه
ترکیب ساختمانی تکیه هایی که به صورت ثابت, محل اجرای تعزیه بوده (و هم اینک در برخی از تکایا رعایت می شود) عبارت است از: سکویی در وسط ساختمان, به بلندی نیم تا سه ربع ذرع که جای اجرای تعزیه و موسوم به «مصطبه» بوده است. ـ دو ردیف پلکان دو سه تایی ـ در طرفین سکو ـ برای بالا و پایین رفتن شبیه خوانان. ـ گذرگاهی محیط بر سکو که آن هم جزو عرصه نمایش مذهبی و معمولاً جای اسب تازی و جنگ و جدل میان اولیا و اشقیا بوده است. ـ غرفه ها و طاق نماها برای حضور تماشاگران؛ این غرفه ها دور تا دور تکیه ساخته می شدند. دیوارهای تکیه با کتیبه های سیاهی که اشعاری در سوگ خاندان حضرت امام حسین ـ علیه السلام ـ بر آن نقش بسته بودند پوشانده می شدند. ـ پرچم ها و علامت ها و «کُتل» (= Kotal ) ها؛ یعنی پرچم های رنگی استوانه ای شکل مخصوص هر تکیه که در جای مناسبی جلوی چشم مردم قرار می گرفتند. ورود و خروج اسب سواران از سکوهای شیب دار در کنار سکوی اصلی صورت می گرفت. شیویه پذیرایی در تکیه ها
تکیه ها دارای طاقنماهایی بود که هر کدام یک نفر متصدی داشت. او می بایست از حاضران در مجلس با خرما و حلوا و شربت پذیرایی نماید. به محض این که تازه واردی به طاقنما وارد می شد. متصدی آن طاق نما, پس از ریختن گلاب از گلاب پاش به کف دست او, در سینی کوچک و ورشویی و نعلبکی بلوری و استکان مخصوص, قهوه یا چایی تعارف می کرد. اگر عزاداری در هنگام تابستان بود, شربت و آب یخ گردانده می شد. همچنین به دنبال شربت, چای و قلیان می آوردند. هزینه پذیرایی در طاقنماها را صاحب و مسئول هر طاقنما و یا مردم خیّر ( به وقف و نذر) متقبل می شدند. در تهران و شهر های دیگر ایران, تکایای گوناگونی برای عزاداری وجود داشتند. افزون بر ایران, در کشور های همجوار نیز تکایا و ماتمکده هایی وجود دارند. به گفته ابن اثیر در سده دهم هـ . ق در شهر بغداد برای مراسم محرم, فضایی باز و سرپناهی برای شرکت کنندگان در مراسم در نظر گرفته می شد. از جمله تکیه های معروف تهران, که اهمیت داشتند, می توان از این تکایا نام برد: تکیه زنبورک خانه, تکیه دباغ خانه, تکیه قمی ها, تکیه چهل تن, تکیه نوروز خان, تکیه عودلاجان, تکیه هفت تن, تکیه حاج میرزا آقاسی, تکیه درخونگاه, تکیه سرپولک, تکیه سلطنت آباد, تکیه نیاوران و بخصوص تکیه معروف دوره قاجار «تکیه دولت» که محلی بود در مرکز تهران در عصر ناصر الدین شاه قاجار که محل اجرای تعزیه های مهم در روز عاشورا و سایر ایام عزاداری محسوب می شد. این تکیه پشت ساختمان بانک ملی کنونی بازار روبهروی سبزه میدان واقع بود. در سال ۱۳۲۷ هـ . ش این محل تخریب گردید. تکایای معتبری هم در شهر مذهبی قم قرار دارند که اسامی برخی از این تکایا عبارتند از: تکیه باغ پنبه, تکیه پنجه علی, تکیه متولی باشی, تکیه شاه خراسان, تکیه گذر جدا, تکیه بزرگ, تکیه ارک, تکیه گذر صادق. تکیه شهر نطنز نیز با اصول معماری دقیق ساخته است. اما یکی از تکایای برجسته ایران, که در واقع موزه کاشی ایران محسوب می شود و از نظر نقش و نگار و نگاره های مذهبی در خور تأمل است, «تکیه معاون الملک» کرمانشاه می باشد. این تکیه مشتمل بر سه بنای «حسینیه», «زینبیه» و «عباسیه» است. این تکیه دو حیاط و یک عمارت در میان دارد و دیوارها و قسمت های گوناگون به طور کلی پوشیده از کاشی های گوناگون با رنگ های متنوع و زیبا هستند بانی تکیه مرحوم حسن معینی, معروف به «معین الرعایا» بوده که در سال ۱۳۲۰ هـ . ق به ایجاد آن همت گماشته است. چون در واقعه مشروطیت, بخشی از تکیه توسط مستبدان آسیب دید, معاون الملک در سال ۱۳۳۱ هـ . ق تکیه را احیا و خرابی های آن را ترمیم کرد و به همین دلیل, بنا به نام وی معروف شد. در شیراز نیز زمانی « حسینیه شیر» گل سرسبد تکیه ها و حسینیه های آن دیار بود که متأسفانه از جور روزگار, آتش به جان این حسینیه افتاد و طومار عمر این حسینیه را در هم پیچید. هنگام ورود به تکایا, اشعار جانسوزی به خط جلی به روی کاشی یا سنگ و چوب و گچ نوشته شده اند. وقتی قدم به صحن و سرای «تکیه معاون الملک» می گذاری, این اشعار توجهت را به خود جلب می کنند: سر زنان, سینه زنان, پای در این بقعه گذار کاین بنا غمکده واقعه کرب و بلاست می نبینی و تو مگر ز اندوه و غم, آب و گلش کابش از چشمه چشم است و گل از خاک عزاست. در گوشه ای از صحن تکیه ای درقم نیز چنین نبشته است: تا نسوزد جگرت, دیده نگرید ای دوست اشک بر هر دل غم دیده و هر درد نکوست تا نسوزی ز غم خسرو لب تشنه حسین ـ علیه السلام ـ دل نداری به خدا, دیده و دل هر دو از اوست. این ها همه از تأثیر تشیع و بزرگان مذهب شیعه و کرامت و عنایت این بزرگواران است که خاک بی مقدار را به نظر کیمیا می کنند. مردی مؤمن و خداشناس از تبار عاشقان سیدالشهدا ـ علیه السلام ـ وقتی از شدت و حدت عزاداری در تکیه متولی باشی قم سخن می گوید, اشک بر دیده می آورد و خاطراتی بازگو می کند: « … خدا شاهد است که اگر اشک هایی را که درطول سالیان متمادی در این تکیه ریخته شده, جمع آوری کرده, به یکباره در آن بریزند, سیل اشک از بالای دیوار آن به بیرون خواهد ریخت …» حسین بن علی ـ علیه السلام ـ آن حجت حق جمال حق تعالی, نور مطلق اگر خون و قیام او نبودی کجا اسلام و قرآن داشت رونق سقاخانه
ای پدر جان, تشنه ام سقای آب آور کجاست؟ تشنه کامم ای پدر, عباس غمپرور کجاست؟ ناله ها بر پا بود از شیون و افغان ما می رسد فریاد ما از تشنگی بر هر کجا ( زبان حال حضرت سکینه ـ علیها السلام ـ ) «سقا» پخش خننده آب را گویند و « سقاخانه» جایی را نامند که از آنجا برای تشنگان آب ذخیره نمایند و آنجا را متبرک دانند. «سنگاب» ظرف بزرگی است که از سنگ سازند و در حیاط مساجد و امام زاده ها و تکایا جای دهند و در آن آب ریزند تا تشنگان از آب آن بنوشند. مولانا واعظ کاشفی سبزواری (متوفی در اوایل قرن دهم هـ . ق) در کتاب بی نظیر فتوت نامه سلطانی ( باب ششم) در وصف سقایی و سقایان چنین می نویسد: «… اول کسی که از پیامبران سقایی کرد, حضرت نوح ـ علیه السلام ـ بود. زمانی که نوح به کشتی می نشست, (از سوی خداوند) امر آمد که آب شیرین با خود به کشتی بر, که آبِ طوفان, یک عذاب است و خوردن را نشاید … نوح هر روز دو بار بر اهل کشتی آب می داد؛ بدین ترتیب که سبویی از خم برداشتی و پیمانه در دست گرفتی و هر یک از اهل کشتی را پیمانه آب دادی. دوم از پیامبران, حضرت ابراهیم بود و از پوست قوچ قربانی شده به جای فرزندش اسمعیل, خیکی ساخت و در روزهای گرم از آب پر می کرد و بر چهار پا می نهاد و در صحرا, هر کجا تشنه ای یافتی, او را آب دادی. سومین پیامبری که سقایی کرد, حضرت خضر بود و او پس از قدم نهادن در ظلمات, با خود عهد کرد که اگر آب حیات نصیب من شود, به هر کسی که تشنه باشد, آبی رسانم تا تشنه حیات را مدد کار باشم. چهارمین و آخرین پیامبری که سقایی کرد, حضرت ختمی مرتبت بود. بنا به قولی, نخستین سقا در تاریخ شیعه, حضرت علی بن ابی طالب ـ علیه السلام ـ است. او در جنگ اُحد تشنگان را آب داد, فردای قیامت, ساقی حوض کوثر خواهد بود و در صحرای محشر, تشنگان را سیراب خواهد کرد. دوم عباس بن علی ـ علیه السلام ـ بود که روز عاشورا در صحرای کربلا, عزم جزم کرد تا تشنگان اهل بیت را سیراب کند. پس از کسب رخصت از امام حسین ـ علیه السلام ـ, عباس ـ علیه السلام ـ فرصت یافت و کنار فرات آمد و مشک آب را پر کرد. چون خواست که آب بنوشد, تشنگی اهل بیت را به یاد آورد. پس آب نخورد و مشک به دوش کشید. اما … ملعونان گرد وی در آمدند و دست هایش بیفکندند. پس هر کس به عشق شهیدان کربلا, به متاعبت عباس بن علی ـ علیه السلام ـ سقایی کند, اجری اخروی نصیب او شود… » به این دلیل است که مردم پس از نوشیدن آب و رفع عطش, به عنوان سپاس می گویند: « آبِ زمزم / کوثر نصیبتان شود.» «اجرتان با سقای کربلا, حضرت ابوالفضل ـ علیه السلام ـ. » در قالب بحر طویلی زیبا, شاعری (وصاف کاشی) به تفصیل از سقای دشت کربلا یاد کرده و شجاعت و غیرت او را ستوده است. بخشی از این بحر طویل را از باب تمین و تبرک ذکر می کنیم: « … زِ هر خیل و زِ هر فوج ببارید بر او بارش پیکان و ننالید ابوالفضل ز انبوهی عدوان, همی یک تنه می تاخت به میدان و خود از کشته شان پشته همی ساخت, که ناگاه لعینی ز کمینگاه یکی تیغ بر او آخت, که دستش ز سوی راست بینداخت. ولی حضرت عباس وفادار, چو مرغی که به یک بال بَرَد دانه سوی لانه به منقار, به دست چپ او تیغ شرربار, هَمَش مشک به دندان و بدرّید زعدوان, زره و جوشن و خفتان, که ناگاه لعین دگر از آل جفا, دست چپش ساخت جدا, شد به رکاب هنر از کوشش و تا کرد دلیران دغا از بر خود دور, تنش از زخم بُدی پُر, بُد او خرم و مسرور, که شاید ببرد آب برِ کودک بی تاب سکینه که بُد آرام دل باب, سواریش نماند, از زبر زین به زمین گشت نگونسار, یکی ناله برآورد که ای جان برادر! چه شود گر به دم باز پسین شادکنی خاطر ناشادم و بستانی از این لشکر کین دادم و سر وقت من آیی که سرم شق شده از ضربت شمشیر؟ دگر گر به تن اندر رمقی هست, که فرصت رود از دست. دگر ای غم زده «وصاف», مکن وصف بلاهای نصیب شه تشنه لب کرب و بلا را.» سقا خانه ها را می توان پدیدار هایی اجتماعی ـ مذهبی با قدمتی دیرینه نامید که در آنها, «آب» این عنصر حیات بخش ( و جعلنا مِن الماءِ کلَّ شی ءٍ حیٌّ) به رایگان در اختیار رهگذران تشنه قرار می گیرد. اما در پس این تعریف ساده و کوتاه, فرهنگی کهن و ارزشمند نهفته است. سقا خانه ها در نظر مسلمانان و به ویژه اهل تشیع, همواره از جایگاهی مکرم و حرمتی خاص برخوردار بوده اند. اولین موضوعی که در بررسی سقاخانه مورد توجه قرار می گیرد «آب» است. باید توجه داشت که آب سقاخانه ها در نظر مریدان آن یک آب معمولی نیست, بلکه عنصری است مقدس, شفای دردهای جسمانی و آرام بخش روح های پریشان. این آب نشان از ایمان دارد, از ایثار, از فداکاری و محبت و بالاخره, نشان ازشهادت. حقیقت این است که والاترین و متعالی ترین مفهوم اجتماعی ـ اعتقادی «آب» را در مذهب شیعه می توان یافت؛ آنجا که آب را مهریه حضرت فاطمه زهرا ـ علیها السلام ـ قرار داده اند. آب علاوه بر تمامی مفاهیم مزبور, نمادی از گذشت و فداکاری و سپس شهادت است. و این است همان فلسفه اصلی انفاق آب و احداث بنای کوچک سقاخانه. شاید دلیل اصلی احداث سقاخانه ها از طرف بانیان خیر آن ها, به طور عمده دو چیز بوده است: یکی تمسک به عملی خیر برای سقایت مردمان, که از قدیم الایام بدان توجه خاصی می شده است؛ و دیگری یاد آوری حادثه عاشورا و واقعه کربلا و خاطره تشنگان شهید از جور ستم اشقیا, که این در کشور های شیعی مذهب از مهم ترین دلایل احداث سقا خانه ها به شمار می آید. اغلب سقاخانه ها از طرف بانیان آنها, برای استفاده همگانی «وقف» می شده اند. هرگاه هنرمند ایرانی عنایتی به این ابنیه داشته, آنچنان شور و زیبایی در آن به یادگار گذارده که هنر, نوشنده آب از این سقاخانه ها را محو و واله عظمت ایمان و عشق به بزرگواران شهید نموده و ارزش این آب انفاق شده را تا حد آب کوثر بالا برده است. معماری سقاخانه ها
از نظر معماری و شکل بنا, سقا خانه های تهران و بسیاری از ولایات را می توان به طور نسبی در سه گروه کلی جای داد و خصوصیات مشترکی نیز برای هر گروه تعریف کرد: گروه اول سقاخانه هایی که ساختمان آنها با بناهای اطراف خود پیوند و دل بستگی ندارد و به تعبیری, مستقل هستند. این بناها معمولاً مکعبی شکل بوده و گاه به صورت بنایی استوانه ای و یا هشت گوش ساخته می شوند, به گونه ای که از چهار جهت نما دارند و قابل بهره برداری می باشند. گروه دوم را, که در تهران از کثرت بیشتری برخوردارند, می توان «سقاخانه های دکانی شکل» نامید. نمای کلی این سقاخانه ها به گونه دکانی نیم بابی یا یک بابی است که در کنار مجموعه ای از دکان ها و یا منازل و بناهای اطراف قرار گرفته اند. محل احداث این نوع سقاخانه ها بیشتر در کنار معابر اصلی و پر رفت و آمد شهر است. گروه سوم را می توان «سقاخانه های رفی شکل» نامید. این گونه سقاخانه ها در شکل کلی, کاملاً وابسته به بنای همراه خود هستند و از نظر تملک جزئی از بنای خانه یا مسجد مجاور خود محسوب می شدند. نماز عمومی این گروه از سقاخانه ها, که غالباً کوچک و محقر هستند, به صورت فرورفتگی مختصر رف مانند یا تاقچه مانندی در دیوار بنای پشتی خود می باشد. این گروه از سقاخانه ها بیشتر در معابر فرعی و کوی ها قرار دارند و فاقد وقف نامه ای مستقل هستند. صاحبان منازل یا بناهای اصلی, که در واقع این سقاخانه ها جزئی از آنها محسوب می شوند, عموماً خود بانی این مکان ها بوده و مخارج سقاخانه های رفی را شخصاً تقبل می کرده اند. تزیینات سقاخانه ها
تزیینات معماری در سقاخانه های عموم شهر های ایران, از جمله تهران, از نظر مصالح و شکل استفاده در بنا, در سه گروه عمده قابل بررسی می باشند: گروه اول. تزیینات سنگی و آجری سقاخانه ها هستند که از اجزا و مصالح ساختمانی خود بنا و یا روکار آن محسوب می شوند. به دلیل کوچکی فضای سقاخانه, این نوع تزیینات و آجرچینی ها غالباً به طور محدود و ساده در خارج بنا, بخصوص سر در و ازاره و گه گاه نیز در نمای بیرونی درگاه سقاخانه ها ایجاد شده اند. گاهی از قطعات سنگی نیز برای ایجاد استقامت بیشتر در قسمت خارجی بنای آجری سقاخانه ها استفاده می کرده اند. گروه دوم. بخشی از تزیینات سقاخانه های تهران را انواع کاشی کاری های موجود در آن ها تشکیل می دهند. معمولاً سقاخانه های شهرستان ها نیز این گونه اند. هر بنای سقاخانه, هر قدر هم که کوچک و محقر باشد, دارای فضای کاشی کاری شده ای دست کم به عنوان پوششی محقر برای کف سقاخانه است. کاشی های تزیینی به کار رفته در برخی از این بناها, غالباً از نوع کاشی هفت رنگ تهیه می شوند. در میان کاشی های در نظر گرفته شده برای سقا خانه ها, کاشی های کتیبه دار از محبوبیت والایی برخوردارند. از نمونه طرح هایی که مکرر در کاشی کاری سقاخانه ها مشاهده می شود, صحنه هایی از واقعه عاشورا و تمثال مبارک ائمه اطهار ـ علیهم السلام ـ به ویژه سید الشهداء و حضرت ابوالفضل ـ علیهما السلام ـ هستند که گاهی سوار بر اسب و زمانی پیاده, در حالتی که زره پوشیده و عَلَمی در دست دارند, یا مشک آب بر شانه مجسم شده اند. این تصاویر به ظاهر ساده, تأثیر زیادی بر هر بیننده دل سوخته ای می گذارند و شاید به همین دلیل, شکل گیری سبکی به نام ـ مکتب سقاخانه ـ در هنر نوین ایران را سبب شده اند. گروه سوم. بخشی از تزیینات معماری سقاخانه را می توان آیینه کاری دانست که معمولاً به سبک آیینه کاری های سایر اماکن مذهبی, همچون مساجد و بقاع متبرکّه و امام زاده ها انجام می شود. پی نوشت ها:
[۱]. Sociology of Co _ operation. [2]. Georges Gurviteh.

















هیچ نظری وجود ندارد