مقدمهفرهنگ و تمدن اسلامی و عناصر تشکیلدهنده آن به گونهای است که در صورت شناخت عمیق و همه جانبه آنها میتوان راهکارهای توسعه و پیشرفت معنوی و مادی جامعه بشری را از یک سو و چاره حل معضلات و مشکلات آن را از سوی دیگر در تعالیم حیات بخش این فرهنگ الهی جستجو کرد. توصیه به داشتن روحیه انفاق، احسان، ایثار، تعاون، فداکاری، نوع دوستی، تعاضد، همیاری و ایجاد صدقات جاریه در قالب سنت حسنه وقف یکی از عناصر و عوامل بهوجود آورنده فرهنگ و تمدن اسلامی است که ثمرات علمی، بهداشتی درمانی، اجتماعی و فرهنگی فراوانی در توسعه جامعه و رفع نیازهای روز آن در طول تاریخ داشته است.در حال حاضر نیز اگر فرهنگ «وقف» این ثروت عظیم مردمی که براعتقادات دینی و انگیزههای نوع دوستی مردم تکیه دارد، با روشهای درست تبلیغی به نسل امروز شناسانده شود، علاوه بر قدردانی از واقفان و نیکوکاران گذشته که یادگارهای ماندگاری از خود بر جای گذاشتهاند، نسل حاضر و آیندگان نیز به انجام کارهای خیر و عام المنفعه تشویق خواهند شد. باتبیین ارزشهای اسلامی چون سنت وقف خواهیم دید که هیچیک از نیازهای روز جامعه از دید واقفان نیک سرشت بدور نمانده است.از جمله مشکلات امروز بشریت در سطح جهان مسئله محیط زیست و چگونگی حفظ آن میباشد. ما در این نوشتار کوتاه علاوه بر توجه فرهنگ اصیل اسلام به حفظ محیط زیست و طراحی محیط و ایجاد فضای سبز و عنایت به موضوع آب و آبیاری به نقش تاریخی موقوفات در این باره خواهیم پرداخت و معتقدیم که وقف که یکی از بهترین و ماندگارترین روشهای مشارکت مردمی در حل مشکلات جامعه میباشد در زمینه حفاظت از محیط زیست میتواند منشاء خدمات فراوانی باشد.گرچه مدتهاست که بشر متوجه اهمیت محیط زیست در زندگی شده، اما دهههای آخر قرن بیستم میلادی مبدل شده است به فضایی سرشار از بحثهای داغ و تند علمی، دانشگاهی و سیاسی درباره محیط زیست و بحث درباره فاجعه زیست محیطی در پایان قرن بیستم.به طوری که این مشکل نه تنها آرامش و امنیت زندگی را بهم میزند، بلکه موجودیت بشر را نیز درمعرض تهدید و خطر قرار داده است. بدون تردید بحثهای زیست محیطی امروز در محافل علمی و حتی سیاسی پر سر و صداترین و جدیترین بحثهایی است که مطرحد میشود، یعنی احساس خطر بزرگی که بشر امروز میکند این است که تعادل محیط زیست به زیان انسان به هم خورده است و این روند اگر ادامه یابد بدون تردید حیات بشر را نابود خواهد کرد. بنابراین در کنار مشکلاتی که بشر امروز دارد فاجعه بهم خوردن تعادل محیط زیست اگر نگوییم مهمترین، یکی از مهمترین مسائل امروز انسان است. وقتی نگاه میکنیم به این مسئله و درصددیافتن علت یا علل آن بر میآییم بیتردید یکی از مهمترین عوامل (اگر نگوییم مهمترین عامل) عبارت است از بسط و توسعه فنآوری. در زمان ما، از یکسو فنآوری، دستاوردهای بسیار عظیم و شگفتانگیزی برای بشر داشته است، از سوی دیگر همین عامل سازنده و دگرگون کننده زندگی انسان خود را در معرض نابودی قرار داده است.مسئله این است که فنآوری مخلوق و آفریده انسان است، اما امروز به جای اینکه انسان صاحب و مالک فنآوری باشد، فنآوری مالک انسان شده است.طبیعت آفریده خداست و فنآوری آفریده انسان، در تعارض میان آفریده خدا و آفریده انسان به خاطر مدار و محور نبودن انسان، این انسان است که از پای در میآید، هستی بسیار بزرگتر از آن است که به خاطر به هم خوردن وضع زندگی در کره زمین که ذره ناچیزی است از بیکرانه هستی، عالم طبیعت و نظامات طبیعت به هم بخورد.در اینجا نقش موقوفات اسلام در سه پارامتر عمده محیط زیست را مورد بررسی قرار میدهیم:۱- طراحی محیط شهری۲- موضوع آب و آبیاری به عنوان زمینه اصلی فراهم کنند حیات و بهداشت در محیط زیست۳- ایجاد فضای سبزتجزیه و تحلیل چشمانداز فرهنگی، نشان میدهد که یک چشمانداز، همانطور که ممکن است یک کل با ساختار خاص خود نباشد ولی حداقل ترکیب درهم آمیختهای از ساختهها، نشانهها و افزارهای گوناگون میباشد.به عبارت دیگر، همان گونه که در بازدید و نظر اول ملاحظه میشود؛ چشمانداز فرهنگی از ساختههای واقعی حسی است و از این روناگزیر پرسش درباره «چرائی» و «چنین استی» آن مطرح میگردد.از این روست که با همه، شباهتها و همانندیهایی که در ایدههای عمومی برنامهریزی موجود میباشد، با این همه برنامهریزی در هر سرزمینی دارای یک وضعیت مادی، چشم انداز یک کیفیت روحی نیز جلوهگر میگردد.از باب مثال برنامهریزی کشورهای سوسیالیستی سابق در زمینههای گوناگون، به سبب برخورداری از نوعی جهانبینی، با برنامهریزی کشورهای سرمایهداری دارای تفاوتهای بنیادی میباشد.حال ببینیم معماران مسلمان در طول قرون گذشته در ساخت فضاهای شهری و بناهای اسلامی و قبل از یافتههای دانشمندان عصر حاضر چگونه این مسائل را مدنظر داشتهاند، البته ما از دیدگاه بناها و فضاهای شهری موقوفه این موضوع را مورد بررسی قرار میدهیم.در کنار آثار بیشمار اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و اخروی وقف نیز جلوه فضایی آن بشکل نقطهای، نواری و گسترده چشمانداز فرهنگی حوزههای زیستشهری و روستایی را آرایش میدهد و از این بابت است که وقف در جغرافیای جهانبینی و جغرافیای فرهنگی شهرهای جهان اسلام و بالاخص کشور ما جایگاه والایی مییابد. زیرا هر چند وقف در دیگر ادیان نیز نظایری دارد، اما در نظام جهانبینی اسامی بهصورت رکن مهم و پوایای به کار گرفته شده، که از قوههای محرکه و سایق حفظ و نشر معارف اسلامی، بزرگداشت، گرامیداشت و دوام مراسم مذهبی و نیز از جهاتی برآورنده نیازهای متنوع مادی انسان در هر عصر و زمان در دنیا و موجب رستگاری او در جهان عقبی است. موضوع و املاک و مستغلات و رقبات موقوفه میتواند از سنگنبشتهای کوچک، درختی مثمر، زمین کشاورزی، باغ میوه، قلمستان و بیشه، قنات، نهر، آب انبار، دکان، حمام، خانه، مسجد، حسینیه، مدرسه، بیمارستان، روستا، کارخانه تا عمارات مجموعههای وقفی را تا بنیاد کوی و شهرهای وقفی برای تأمین مقاصد خداپسندانه شامل شود. بدین ترتیب وقف سیستم لازمی در تحقق برخی از ضرورتهای دین است.کیفیت عمومی شهرسازی، شیوه ترکیب و طراحی سازمان فضایی کارکردهای اساسی زندگی انسان در حوزههای زیست، بهخصوص شهرها، از همان آغاز اسلام بر محور بنیاد سه کارکرد اصلی یعنی مسجد (یا جامع یا حوزه علمیه)، ساختمانهای دستگاه اجرایی حکومت و بازار، به ترتیب برای انجام و اجرای ضرورتهای دینی – فرهنگی، سیاسی و اقتصادی در شهرها و حوزههای تابعه روستایی آنها حرکت میکرد. این سه کارکرد اصلی یا ارکان زندگی در مرکز و کانون شهرها جایگزین و یا بر پا میشدند. وجود این کارکردها منطبق با ماهیت دین اسلام، به عنوان نظام فراگیر زندگی دنیوی و اخروی امت اسلامی است.مشارکت و دخالت مردم در سازماندهی محیط پیرامون خود از طریق ایجاد و احداث بناهای وقفی یکی از جنبههای مهم تأثیر وقف در تشکل و قوام جوامع بشری به شمار میرود.به طور کلی نقش وقف در حیات جوامع انسانی آنچنان وسیع و گسترده است که باید از آن به عنوان یک «نظام» نام برد. نظام به این عنوان که وقف تمام ابعاد و جنبههای مختلف یک جامعه انسانی را شامل میشود و کمتر اموری از جامعه را میتوان یافت که از پوشش نظام وقف خارج باشد. علیرغم گستردگی و شمول فعالیتهای وقفی در جامعه تاکنون بحث جدی در زمینههای مهمی چون نقش وقف در شکلگیری فضاهای شهری و همچنین تأثیر ضوابط و مقررات شهرسازی در توسعه و گسترش موقوفات صورت نگرفته است. در اینجا با بررسی برخی از ابعاد تأثیرات متقابل وقف و شهرسازی در شکلدهی به محیطهای مصنوع انسانی، راهبردی عملی و اجرایی جهت بهرهبرداری بهینه از موقوفات مطرح میسازیم.یکی از ویژگیهای مهم انسانها دخالت در محیط زیست طبیعی و ساختن محیط مصنوع جهت زندگی اجتماعی است. در میان ساختههای دست انسان بیشک فضاها و محلهای زندگی شهری پیچیدهترین و در عین حال مهمترین مصنوع بشری بوده و در واقع عصاره تلاش و تمدن انسانی در روی زمین در شهرها تجلی پیدا کرده است.در شکلگیری و تشکل فضاها و ساختارهای شهری، عوامل مختلفی دخالت دارند. از مهمترین عواملی که از سوی محققان مختلف تأکید زیادی بر نقش آنها در شکلگیری فضاهای شهری شده است میتوان به این سه عامل اشاره کرد. عامل جهانبینی یا چگونگی نگرش به جهان، عامل اقتصادی یا چگونگی تعریف جهان مادی، عامل اقلیمی – محیطی با شرایط محیط زیست طبیعی، در تاریخ شهرنشینی ایران برحسب اهمیت و نقش مسلط هر یک از این عوامل شاهد شکلگیری فضاهای شهری گوناگون و مختلفی هستیم. در بین این عوامل بیشک تأثیر عامل جهانبینی و ارزشهای دینی و مذهبی بر ساخت و تولید فضاهای شهری به ویژه در دوره اسلامی بسیار تعیین کننده و مهم است. به همین دلیل درایران علیرغم گوناگونی و تنوع محیطهای طبیعی و اقلیمی شاهد ساخت و سازفضایی مشابه در اکثر شهرها در طی تاریخ دوره اسلامی هستیم. ازاینرو یکی از ویژگیهای این گونه شهرها که تحت حاکمیت و تسلط اسلام شکل گرفتهاند انصاف به واژه اسلامی و «شهراسلامی» است. این واژه به خوبی نقش فرهنگ و اعتقادات اسلامی در شکلگیری شهرها و فضاهای شهری در سرزمینهای اسلامی را، در مقایسه با سایر ادیان و مذاهب، نشان میدهد.
نقش وقف در تشکل فضاهای شهریوقف یکی از ارزشهای والای انسانی است که تحت تأثیر جهانبینی دینی و مذهبی اسلام علاوه بر اینکه از نظر اجتماعی واقتصادی کارکردهای فراوان و مهمی در زندگی روزانه و فعالیتهای شهری دارد، از نظر کالبدی نیز نقش بسیار موثری در شکل دهی به ساخت فضایی شهرهای دوره اسلامی به ویژه شهرهای ایران داشته است.بانگاهی گذرا به سیما و بافت کالبدی شهرهای ایران بسیاری از عناصر و اجزای شهری را که نقش عمدهای در عملکرد و حیات زندگی شهری دارند میتوان مشاهده کرد که نظام وقف در شکلگیری آنها نقشی بسزا داشته است. این تأثیر به گونهای است که اگر فضاهای عمومی و عامالمنفعه که ساختار شهرهای سنتی ایران تقریباً بسیاری از آنها موقوفهاند حذف شود، چیزی جز مجموعهای پراکنده و گسسته از مساکن، دکانهای تجاری و در کل فضاهای خصوصی باقی نمیماند. در واقع بسیاری از فضاهای عمومی در شهرهای سنتی ایران که عام اصلی پیوند مجموعه عناصر تشکیلدهنده شهر به یکدیگرند، وقفی میباشند.از نظر کالبدی نقش وقف را میتوان در ایجاد و احداث خردترین عناصر کالبدی شهر نظیر مساجد، مدارس، حمامها، آبانبارها، سقاخانهها، روشنایی معابر و بازارچه هاتا شکلگیری و تولید کلانترین فضاهای شهری نظیر بازارها و مجموعههای وقفی مشاهده و پیگیری کرد، از بسیاری آثار و تک بناهای شاخص و مهم شهری که بگذریم، در تاریخ شهرسازی ایرانی – اسلامی به مجموعههای کالبدی پیوسته و همبستهای در مقایسهای مختلف شهری، از مقایس یک مرکز محله یا محله تا مقیاس مرکز شهر و یا شهر بر میخوریم که سنت وقف در شکلگیری آنها نقش اساسی داشته است.بسیاری از شهرهای قدیمی اغلب محلههای کوچکی بودهاند که به تدریج شکل گرفتهاند که با افزایش جمعیت و توسعه بناها و اماکن به شهر تبدیل شدهاند. این محلهها که از پیش طراحی نشده بودند برای احداث و ایجاد مراکز و فضاهای خدماتی – عمومی در آنها بالطبع هیچگونه پیشبینی به عمل نمیآمد، ولی در عین حال میبینیم که شهرهای سنتی و قدیمی ایران در نظام و ساختار محلهای خود از انسجام و پیوستگی قوی برخوردار بودهاند و تقریباً بسیاری از خدمات و نیازهای شهری و محلهای به شکلی خودجوش و طبیعی در آنها ایجاد شده بود. این اجزاء و عناصر عموماً بدون اتکا به منابع و اعتبارات دولتی و در چهارچوب نظام وقف و با سرمایههای مردم احداث میشدند. در واقع تحت تأثیر فرهنگ وقف بسیاری از تأسیسات زیربنایی و روبنایی در مجتمعهای زیستی بدون اینکه حکومتها اصولاً وظیفهای در ایجاد آنها احساس کنند توسط مردم ساخته میشدند.نظام وقف نه تنها موجد ساخت و ایجاد بسیاری از فضاها و عناصر با ارزش شهرها بوده است، بلکه ارتباط و پیوند معنوی و نزدیک موقوف با امور دینی و مذهبی، سبب ماندگاری و پایداری فضاهای شهری موقوفه در طی زمان شده است. در یک نظر اجمالی میتوان گفت مالیکت بسیاری از آثار و عناصر شهری که در زمره مواریث فرهنگی و تاریخی کشور به مشار میروند، وقفی است. در واقع علل ماندگاری بسیاری از میراثهای معماری و شهرسازی ایران در بستر زمان را باید در نقش فرهنگ متعالی وقف جستجو کرد. از طرف دیگر اصول و ویژگیهای نظام وقف به گونهای است که بسیاری از این فضاها و عناصر از طریق رقبات درآمدزایی که بر آنها وقف شدهاند، خود را محافظت و مرمت کرده و در نهایت آبادان و معمور بر جای استوار باقی مانداند. همچنین ماهیت ابدی، دایمی و غیرقابل فروش و انتقال بودن موقوفات و صرف منافع رقبات آنها در راه مقاصد خیر و برای کارکردها و مصالح جامعه مسلمین، موجب شده است که تعداد زیادی از موقوفات یا رقبات، به خصوص املاک غیر منقول چون مساجد، حوزههای علمیه مدارس، کتابخانهها، بیمارستانها، مسافرخانهها، آبانبارها، و قنوات، پلها، حمامهای عمومی و بازار که کم و بیش دارای ساختار پایدار و دیرپایی هستند، از سایر عناصر شهری پایدارتر بباقی ماندهاند از جمله مشخصات مهم بناها وقفی در شهرهای سنتی ایران در نظر گرفتن تعدد روابط در بهرهوری از آنهاست.مراد از تعدد روابط، میزان وجود ابعاد مختلف روابط در زمینههای مختلف فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و کالبدی وزیر مجموعههای هر یک از آنها در شبکه روابط بین عناصر شهری است. وضعیت به اصطلاح مطلوب برای ساختار فضایی شهر آن است که این چهار نوع رابطه به صورت هم وزن در شبکه روابط فضایی کالبدی شهر حضور داشته باشند، در غیر این صورت با تمرکز روابط در یک حوزه خاص عملاً روابط تک عملکردی شده و فضا از کارکرد سایر حوزهها محروم میشود، در حالی که تنوع عملکردها یکی از اصول سازمان فضایی شهرهاست.در ساختار فضایی شهرهای سنتی ایران از مراکز مهم شهری که تعدد روابط در آن را به شکل بارزی میتوان مشاهده کرد، بازارهای شهری هستند. در ساختار فضایی شهرهای سنتی ایران، بازار و مجموعهای از دکانهای وقفی فقط یک مرکز تجاری نیست (فقط منحصر به روابط اقتصادی نمیشود)، بلکه وجود عناصر و عملکردهای متعدد و متنوع نظیر مدارس علمیه دینی و مساجد و… در درون بازار موجب تنوع روابط در ساختار روابط بازار میشود. در واقع اهمیت و جایگاه بسیار مهم بازار در ساختار فضایی شهرهای سنتی ایران را که همانند لولایی تمام اجزا و عناصر شهری را به هم پیوند میدهد باید در تعدد و تنوع روابط بین عناصر و عملکردهای آن جستجو کرد.منظور از شدت روابط، میزان فراوانی روابط بین عناصر ساختار شهری است. به عنوان مثال تعداد روابطی که بین فعالیتهای تجاری و مذهبی در ساختار شهری صورت میگیرد میزان فراوانی روابط دوکاربری محسوب میشود. در صورتی که میان فراوانی روابط عناصر در ابعاد چهارگانه افزایش یابد، به همان نسبت استحکام ساختار فضایی – کالبدی شهر افزایش مییابد اصولاً باید گفت یک سری از بناهای وقفی از نظر تاریخی بسیار پراهمیتاند و حتی در حال حاضر در برخی جاها از اهمیت سرشاری برخوردارند. نهاد وقف یا موقوفات برای جغرافیای اجتماعی، فرهنگی و جغرافیای اقتصادی شرق اسلامی و به ویژه شهرهای آن از سه جنبه یا لحاظ دارای اهمیت است. – از لحاظ اهمیت تکوینی و مکانی، – از لحاظ اهمیت اجتماعی – اقتصادی و از لحاظ اهمیت سیاسی.
شهرستان وقفی رشیدی در تبریز:خواجه رشیدالدین فضلالله در نیمه اول قرن هشتم هجری قمری اقدام به احداث شهرستانی وقفی (در بالای شهر تبریز) نمود. منبع و مرجع اصلی ما درباره چگونگی بناها و قسمتهای مختلف این شهر متن وقفنامه موقوفه است که به خط خود خواجه نوشته شده و هماکنون در کتابخانه ملی تبریز نگهداری میشود.این شهر علاوه بر ربع رشیدی که یک مجتمع بزرگ علمی و آموزشی وقفی بوده و در آن علوم دینی و علوم پزشکی تدریس میشده دارای مجموعههای تجاری و اقتصادی شامل بازار و کاروانسراها و محلههای مسکونی مختلف و مناطق کشاورزی و باغها همچنین دروازه و باروبوده که در مورد هر یک به تفصیل در وقفنامه مطالبی آمده است.محلههایی از یزد که براساس موقوفات شکل گرفتهاند:تقسیمبندی یک شهر به چند «محله» از سنتهای دیرین است. درباب محلههای شهر یزد، از تواریخ آنجا که مربوط به دوره تیموری و عصر صفوی است اطلاعات مفیدی به دست میآید.مؤلف جامع مفیدی در یک موضع استطراداً از هفده محله شهر یزد نام میبرد، همانطور که طاهر مالمیری مؤلف «تاریخ شهدای یزد» هم ذکر کرده است، برخی از این محله که به نام موقوفات مربوطه بود است از جمله:محله آبشور (سلغرآباد) نام سلغرآباد در تاریخ یزد آمده و از آبشور در تاریخ جدید یزد یاد شده است و مؤلف این ماخذ اخیر میگوید: «چون منبع این آب (یعنی سلغرآباد) از شوره زمین است… از آن سبب آن را آبشور میخوانند» میگویند از محلات ایجاد شده در قرن هشتم هجری است. مؤلف جامع مفیدی در این باب گوید: «خواجهابوالمعالی… در زمان اختیار، در محله ابوالمعالی که به اسم خواجه نیکونهاد مرسوم گردیده در شهور سنه و سبع و ثمانین و سبعمائه به قرب مدرسه نظامیه طرح مدرسه عالی اساس انداخته…» در تاریخ یزد و تاریخ جدید یزد هم ذکر این مدرسه آمده است ولی از محله ابوالمعالی نامی نیست. از اینجا معلوم میشود که بعدها به مناسبت مدرسه مذکور به «ابوالمعالی» منسوب شده است.محله باغ گلشن، این باغ از تأسیسات محمدتقیخان که موقوفات فراوانی از خود به یادگار گذاشته بوده است.محله چار (چهار) منار، این محله در اوائل قرن هشتم هجری از زمانی که تأسیسات سیدشمسالدین محمدبنرکنالدین، از قبیل مدرسه و خانقاه و بازار به وجود آمد آبادان شد، نام این محله در زمانی که تأسیسات شمسالدین مذکور ایجاد شد کوچه بهروک (یاپهروک) بودازین کوچه به کرات در جامعالخیرات یاد شده است مؤلف جامع مفیدی مصرحاً مینویسد: «کوچه بهروک اکنون به چارمنار اشتهار یافته» در «تاریخ شهدای یزد» هم چندبار نامش استطراداً به میان آمده است.محله دارالشفاء، دارالشفاء نام بنائی بوده است که به دستور خواجهشمسالدین صاحب دیوان ایجاد شدو نام آن بر محلهای که عمارت مذکور در آنجا قرار داشت باقی ماند. در همه تواریخ یزد ذکر «دارالشفای صاحبی» مضبوط است وچون جزء موقوفات سیدرکنالدین هم یک دارالشفایی بوده، لذا از آن صاحب دیوان به دارالشفای صاحبی شهرت گرفت.ضمناً باید گفت که مرحوم آیتی به اشتباه درالشفای صاحبی را که به امر صاحب دیوان و به توسط خواجه شمسالدین تاریکو ساخته شد به سیدشمسالدین پسر سیدرکنالدین نسبت داده است.محله شابوافقاسم (shabolqasem هدر تلفظ اصیل یزد) از محلات قدیم و اصیل شهر، و نام درست آن شهابالدین قاسم است. مراد از این شخص خواجه شهابالدین قاسم طرازاست که آثاری چند در یزد بنا کرد.از جمله مدرسهای که بقایای آن هنوز در همین محله موجود است. نام محله مذکور در جامع مفیدی یک بار شهابالدین قاسم و بار دیگر شاه ابوالقاسم آمده است. معلوم میشود که در عصر صفوی، هم نام صحیح و اصلی و هم به نام تحریف شده مرسوم کنونی شهرت داشته است. در (تاریخ شهدا یزد) هم ذکرش به طور استطراد چند بار آمده.محله میرچقماق، آبادانی این محله از امیرچقماق شامی است. بدین معنی است که او در محله دهوک (Dehok) به ایجاد مسجد پرداخت و پس از آن محله مذکور به نام او خوانده شد. از تواریخ یزد بر میآید که «دهوک» به دو قسمت بالا و پائین تقسیم میشده و تأسیسات میرمذکور در «دهوک» «اسفل یا سفلی» بوده است. این محله در زمان تألیف تاریخ یزد «خارج شهر» (=ظاهر شهر) محسوب میشد. این محله پس از ایجاد تأسیسات امیرچقماق به محله میرچقماق مشهور شد. در جامع مفیدی هر دو نام دیده میشود و معلوم میشود که در عصر صفوی هنوز نام «دهوک» بر جای بوده است.
بررسی طراحی شهر موقوفه دولتآباد ملایر:بررسی حاضر در واقع نگاهی به تجلی فرهنگ اسلام در ایجاد شهری از شهرهای سرزمین ایران در اوایل قرن سیزدهم هجری قمری است. انگیزهای که شاهزاده شیخعلی میرزاشیخالملوک را در حدود سال ۱۲۳۶ هجری قمری به بنیاد شالوده و ساختارهای فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و کالبدی شهر دولتآباد (ملایرکنونی) و وقف بسیار بر آنها کشانید.بادقت در تعریف جغرافیای فرهنگی و دیدگاههای آن ملاحظه میشود که شهرها جزو پیچیدهترین اجزای چشم اندازهای فرهنگی هستند و از مراحل فرهنگی گوناگونی گذر کردهاند.در بناهای سلطانآباد اراک ( درسال ۱۲۲۷ هجری قمری) «31» و قصبه دولتآباد ملایر در سال ۱۲۲۴ هجری قمری در زمان فتحعلیشاه قاجار که با ترکیب شهرسازی دوره اسلامی ساخته شده بود. در هر دو جا همزیستی ارکان سه گانه بخوبی کانون و محور ساختار کالبدی شهر میشود. این معنا در وقفنامه شیخالملوکی، که تنها سند موجود درباره نحوه ایجاد ارکان شهری دولتآباد ملایر است، و آثار بازمانده این موقوفه ردیابی فرهنگ وحی را در فرهنگ مادی، یعنی ساختار کالبدی دوره آغازین دولتآباد، بهخوبی جلوهگر میکند.موقوفات و مصارف آنها که در وقفنام مورخ ۱۲۳۷ قمری و سنگ وقف مورخ ۱۲۳۶ قمری مندرج است، در جهت حفظ گسترش و استمرار منظورهای اعتقادی واقف میباشد، بدیهی است وقتی در سال ۱۲۳۶ مسجد و بازار وقف میشود ساختمان آنها باید از سالهاآغاز شده باشد.به هر حال بازار و سایر موقوفه پایه مادی بقثای مسجد شیخالملوکی و برای هزینههای امام و مدرس و طلاب و مؤذن است حمام موقوفه هم، که از لوازم پاکیزگی برای زندگی مردم و انجام صحیح فرایض دینی است.در کنار این مجموعه بنا میگردد. مضافاً این که مصارف تعزیه اباعبدالله الحسین در ایام محرم و ایام جمعه هم جزوی از مصارف موقوفه را در بر میگیرد.همانطوری که ذکر شد سنگ وقف منظوم مورخ ۱۲۳۶ و وقفنامه مورخ ۱۲۳۷ هجری قمری و آثار مادی شیخالملوکی این دوره جزء مهمترین اسناد با مدارک درباره ایده شهرسازی قصبه دولتآباد است و این اسناد تا حدودی فرهنگ شهرسازی و محورهای اصلی شهری را در دوره اولیه حکومت قاجاریه روشن میسازد. مضافاً این که وقفنامه از لحاظ روشنبینی حاوی نکات ارزشمندی در وظایف حاکم میباشد.
نقش موقوفات در طراحی فضای شهری اصفهانبا استیلای مغولان بر ایران، به سال ۶۱۶ ه.ق مرحله درخشانی از تمدن و فرهنگ اسلامی- ایرانی که مرکزیت آن بیشتر در خراسان بود، به افول گرایید.تقریباً پس از سه قرن، زمینهای فراهم شد تا شلعههای تمدن اسلامی – ایرانی، یک بار دیگر از دل انبوه خاکسترها سربرآورد.این بار پس از غروب آفتابی که از خراسان برآمده بود، آفتاب تمدن اسلامی – ایرانی از افق اصفهان طلوع کرد. و این شهر را به کانون عظیم علم و هنر و معرفت و حکمت و شعر و ادب مبدل ساخت و اصفهان از آن پس برای قرنها نگین انگشتری مشرق زمین شد.نکتهای مهم که باید به آن اشاره کرد، نقش فرهنگ وقف در شکلگیری اصفهان به عنوان کانون دومین مرحله درخشش تمدن اسلامی – ایرانی است، همچنان که تأثیر نهاد وقف در تشکیل مرحله نخست درخشش این تمدن پیش از هجوم مغول را نباید از یاد برد.دوران شکوفایی اصفهان را باید دوران طلایی وقف در تاریخ ایران دانست. این دوران از قرن یازدهم هجری به این سو، آثار آن با وضوح بیشتری مشخص گردید.مرکزیت اصفهان در دورههایی از تاریخ ایران که موجب شده است این منطقه کانون توجه پژوهشهای جهانی قرار گیرد و اینکه علیرغم همه تحقیقات انجام گرفته در عرصههای مختلف جامعهشناسی و مردمشناختی، هنری و زیبایی شناختی توسط محققان، اندیشمندان و سفرنامهنویسان داخلی و خارجی، اما موضوع وقف از دیدها و دیدگاهها تا حدود زیاید پنهان مانده است.موقوفات شهر اصفهان، اغلب در خارج از شهر، دارای رقباتی است که درآمد آنها به حفظ و نگهداری موقوفات کمک شایانی میکند. توسعه و گسترش شهر اصفهان در ادوار مختلف تاریخی با موقوفات شهر بیارتباط نیست.چه انسانهای خیر در هر دورانی به ایجاد هستههای اولیه محلات نوبنیاد، یعنی مسجد، حمام، بازارچه و سقاخانه و غیره مبادرت کردهاند که نقش بسیار مهمی در توسعه شهر اصفهان داشته است.در این شهر، موقوفات مهم چون مسجد، کاروانسرا، مدرسه، حمام و بازارچه به صورت مجتمع در کنار یک دیگر و اغلب در بخش تجاری شهر قرار گرفتهاند که معرف اندیشههای منطقی، اقتصادی و اصولی ساخت شهر در گذشته بوده است.شهر اصفهان با داشتن اثار باستانی متعدد و بینظیرش، در میان شهرهای ایران شاخص و متمایز است.متجاوز از ۲۷۳ اثر باستانی ثبت شده مهم و با ارزش در این شهر وجود دارد که قسمت اعظم آن را موقوفات شهر تشکیل میدهد و دیدن این همه آثار شهری و هنری، تجلی روح وهنر گذشتگان را به ما مینمایاند.
پراکندگی جغرافیائی موقوفات اصفهانگزارش اوقاف نشان میدهد که موقوفات این استان و به ویژه اصفهان از اهمیت خاصی برخوردار است، به طوری که شهر اصفهان دارای ۱۴۰۲ موقوفه و ۴۹۴۹ رقبه و استان اصفهان دارای ۵۳۸۳ موقوفه و ۱۸۱۷۸ رقبه میباشد.به این نکته باید توجه داشت که ارزش موقوفات به رقبات آن بستگی دارد، در حقیقت، رقبات است که موقوفات را حفظ میکند وپایدار نگه میدارد، و به این نکته نیز باید اشاره شود که اغلب آثار باستانی در شهر اصفهان، موقوفهاند و مطالعات اجمالی ما در شهر اصفهان بیانگر این واقعیت است که اگر آثار باستانی فعلی شهر، موقوفه نبودند و رقبه نداشتند، شاید بناها، این چنین پایدار باقی نمیماندند، زیرا درآمد رقبات، اول برای حفظ و پایداری موقوفات به کار میرفته و بعد برای مقاصد دیگر خرج شده است. نکته دیگر این که بعضی از موقوفات شهر در حال حاضر قابل استفاده نیست و تنها به صورت میراث فرهنگی و یادگار معماریهای اعصار گذشته باقی مانده است. مانند آب انبارها و کاروانسراها، طویلهها و غیره.مطالعه نقشه پراکندگی جغرافیائی موقوفات مهم شهر اصفهان برای ما روشن میکند که بافتهای قدیمی شهر دارای موقوفات بیشتری هستند، یعنی به نسبت قدمت محلات بر تعداد موقوفات افزوده میشود، ولی بافتهای جدید شهری، موقوفات کمتری دارند، ضمناً بخش بازار اصفهان دارای تراکم موقوفات بیشتری است که اغلب آنها را مراکز مذهبی مانند مساجد، مدارس، امامزادهها، مقبرهها و تکایا تشکیل میدهند. بخش جنوبی شهر به واسطه سکونت ارامنه در آن که از عصر صفویه (شاهعباس اول، ۱۰۰۵ ه.ق) مسکونی شده، دارای موقوفات کمتری است.«38»
وقف محلهبا نام محله در شهرهای اسلامی ایرانی آشنایی داریم و میدانیم که زمانی هدفهای اجتماعی و زمانی دیگر مقاصد سیاسی و اقتصادی در پیدایش آنها نقش مهمی داشتهاند، مطالعاتی که تا امروز صورت گرفته است، توجه پژوهشگران را کمتر به تأثیر وقف در پیدایش محلات معطوف داشته است. در این بررسی اجمالی، تنها به روند پیدایش محلات وقفی،که هستههای اصلی و اولیه آنها با موقوفات بنیان نهاده شده، در اشاره خواهد شد.از قرن چهارم تا عصر شاه عباس اول (۹۹۶-۱۰۳۸ه.ق)، شهر اصفهان از دو محله، به نامهای «جوباره» در شهر اصفهان پدید آمد. در این دوره، طرحهای عمرانی بسیار بزرگی، کالبد شهری را دگرگون کرد، و این تغییر وتحول، حاصل اندیشههای علمی و شهرسازی مدیران مملکتی و حکمای آن عصر بوده است. اما این بدان معنانیست ک عامه مردم، سهمی در عرمان و آبادانی شهر نداشتهاند، بلکه برعکس، انسانها نسبت به توانهای مادی و معنوی خود گامهای مثبتی برداشتهاند، به طوری که انسانهای خیر و توانگر با آگاهی کامل و با جهانبینی خویش، که از دین مبین اسلام نشأت گرفته بود، به توسعه و گسترش شهرکمکهای فراوان نمودهاند و با ایجاد هستههای مرکزی محلات، موجب گسترش شهر اصفهان گردیدهاند.شکوفاییهای اقتصادی شهر در اندک زمانی آن را به یک مرکز بازرگانی مهم جهان تبدیل کرد و در نتیجه تجار و ثروتمندان شهرهای مختلف به آن روی آوردند و با ساختن مساجد، حمامها، بازارچهها، کاروانسراها، حسینیهها و سقاخانهها، هستههای اصلی محلات جدیدی را پایهگذاری کردند و خانههای خود را نیز به صورتی زیبا و مجلل در جوار آنها بنا نمودندف مطالعه تاریخ بنای آنها در نقاط مختلف شهر، بیانگر آن است که گسترش شهر در چه تاریخی صورت پذیرفته است.مطالعات ما در شهر اصفهان، نشان میدهد که در حال حاضر حدود ۱۵۷ محله و کوی کوچک و بزرگ با اسامی باستانی وجود دارد که تاریخ پیدایش آنها اغلب برای ما روشن است «48» از تعداد ۱۵۷ محله اصفهان، ۳۱ محله به نام شخصیتهای معروف نامگذاری شده است و اغلب آنها اسامی واقفان را برخود دارند، البته منظور وقف تمام محله نیست، بلکه تنها هستههای اصلی و مرکز محلات، که مساجد، حمامها، بازارچه و گاهی حسینیه، کاروانسراها و سقاخانه و چاه آب تشکیلدهنده آن است و معمولاً اشخاص خیر و توانگر این بناها را میساختند و آنها را وقف مینمودند و از درآمد واحدهای اقتصادی چون حمام، بازارچه و کاروانسرا مخارج حفظ و نگهداری همین بناها را تأمین میکردند و حتی اسم خود را بر روی همین محلات میگذاشتند.
موقوفات اصفهان و برنامهریزی شهریدر بزرگترین شهر سنتی ایران، یعنی اصفهان، با مسألهای به نام موقوفات و رقبات آن روبهرو هستیم، چه دخل و تصرف در موقوفات از نظر شرعی جایز نیست، در حالی که اراضی و بناهای موقوفات و رقبات آن سهم قابل توجهی را در زمینهای شهری به خود اختصاص داده است، بدون شک مسئولان ودستاندرکاران عمران شهری، بدون در نظر گرفتن توزیع فضایی بناهای موقوفه و رقبات آن در شهر زیبای اصفهان نمیتوانند به طراحی با اهداف جامع و قابل قبول دست یابند.موقوفات و رقبات آن در شهر اصفهان، از نظر اقتصادی و فقهی، ویژگیهای خاصی دارد، و از نظر معماری، به خصوص معماری اسلامی، نیز در آن چنان سطحی قرار دارد که از طرف یونسکو به عنوان شهری با میراثهای فرهنگی متنوع به ثبت رسیده است.پراکندگی جغرافیایی و توزیع فضایی موقوفات و رقبات آن در شهر اصفهان با بافتهای قدیمی و فرسوده شهری منطبق است.به علاوه، بافت قدیمی این شهر با وسعتی در حدود ۱۳۰۰ هکتار نیاز به آن چنان برنامهریزی شهری دارد که از یک طرف بازسازی، نوسازی و سالمسازی شهر را تأمین کند و از طرف دیگر آسیبپذیری و یا نابودی بناهای موقوفه و رقبات آن را به حداقل برساند. بنابراین میتوان گفت شناخت دقیق موقوفات و ویژگیهای آنها از ضروریات عمده طراحان و برنامهریزان توسعه شهری برای بافتهای قدیمی شهر محسوب میشود.با این همه، عظمت موقوفات شهر اصفهان و توزیع فضایی آنها در بافت قدیمی، هرگز اجازه نمیدهد که آن را در یک مقاله به تصویر بکشیم، چنین امری، پژوهش های بنیادی و کاربردی بسیار وسیعی را میطلبد، پرواضح است که نتایج حاصل از این مطالعات، در نخستین قدم برای برنامهریزیهای توسعه و سالمسازی بافتهای قدیمی نه تنها نیاز جغرافیدانان، شهرسازان، برنامهریزان، معماران، و جامعهشناسان را برآورده میسازد، بلکه از نظر حفظ آثار اسلامی و سنت وقف ارزش فوقالعادهای دارد«49».
















هیچ نظری وجود ندارد