11 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

تاریخ بیهقى

0
SHARES
4
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

زندگى نامهخواجه ابوالفضل محمدبن حسین بیهقى، دبیر فاضل و مشهور دربار غزنویان در سال ۳۸۵ ق در قریه حارث آباد بیهق ولادت یافت و بعد از کسب فضایل در نیشابور، به دیوان رسائل محمودى راه جست و در خدمت خواجه بونصر مشکان به کار پرداخت وى هم چنان در خدمت سلاطین غزنوى به سر مى برد تا در زمان عزالدوله رشید که در سال ۴۴۱ق سلطنت یافته بود، چندى صاحبدیوانى انشا کرد، لکن به تهمت حاسدان، معزول و محبوس شد. در سال ۴۴۳ق که طغرل کافر نعمت بر عبدالرشید خروج کرد، او را کشت، بسیارى از خادمان درگاه را در قلاع محبوس ساخت و بیهقى را از حبس سلطان یا به قولى از حبس قاضى غزنین بیرون آورد و به زندان قلعه فرستاد. بیهقى بعد از رهایى از زندان، باقى عمر را در انزوا به سر برد تا در سال ۴۷۰ق بدرود حیات گفت.۲
آثار«مهم ترین اثر بیهقى، تاریخ مشهور اوست که در شرح سلطنت آل سبکتکین نوشته شده بود و به سى مجلد بالغ مى شد و در آن از تشکیل دولت غزنوى تا اوایل ایام سلطان ابراهیم بن مسعود سخن رفته بود و اکنون قسمتى از آن درباره سلطنت مسعودبن محمود غزنوى و تاریخ خوارزم از زوال دولت آل مأمون و افتادن آن ولایت به دست سلطان محمود و حکومت آلتون تاش حاجب در آن سامان تا غلبه سلاجقه در دست است».3 از این تاریخ بزرگ، جز شش مجلد تاکنون به دست نیامده و همین مقدار، دلیل روشنى بر شایستگى تاریخ نگار فرزانه و ادیب توانایى است که ۸۵ سال عمر گرامى را در راه دانش اندوزى و مطالعه تاریخ و ادب صرف کرد و به گرد آورى اسناد و مدارک پرداخت.ابوالحسن بیهقى کتابى دیگر به نام زینه الکتاب در آداب کتابت، به ابوالفضل بیهقى نسبت داده است که اکنون در دست نیست. هم چنین در یکى از مجموعه هاى خطى کتابخانه ملک چند ورق مشتمل بر شرح پاره اى از لغات است که به ابوالفضل بیهقى نسبت داده مى شود.۴«تاریخ بیهقى یکى از امهات کتب تاریخ و ادبیات فارسى است. اهمیّت تاریخى این کتاب تنها در آن نیست که قسمتى از مهم ترین حوادث سیاسى دوره غزنوى در آن نگارش یافته، بلکه بیشتر از باب روش کار مؤلف و اتقان و صحت مطالب و دقت بیهقى در نقل حوادث و استفاده او از اسناد و مدارکى است که مقام دربارى او در اختیارش نهاده بود.»5
صداقت و اطلاعدو شرط عمده مورخ، صداقت و اطلاع است که بیهقى شاید بیش از خوانندگان خود متوجّه اهمیّت آن بوده و بدین جهت در هر فرصتى خاطر خوانندگان را از راست گویى و حقیقت دوستى و هم چنین احاطه و اطلاع خود بر اخبار اطمینان مى دهد … مندرجات کتاب بیهقى یا از مشهودات خود اوست که در طى روزگار با دقت تمام تعلیق مى کرده یا اطلاعاتى است که با کنجکاوىِ بسیار، از اشخاص مربوط و مطّلع به دست مى آورده یا منقولاتى است از کتاب ها که غالباً نام آن ها را ذکر مى کند و حتى راجع به ارزش آن ها نظر خود را اظهار مى دارد. بیهقى از سالیان دراز تألیف این کتاب را در نظر داشت و با دلبستگى و علاقه مندى تمام به تهیّه مواد آن مشغول بوده و براى این کار از موقع مساعد خود در دربار استفاده کرده است که به قول خودش براى دیگر کس میسر نبوده است».6
امانت و دقترعایت اصل امانت و دقت کافى در ضبط و نقل مطالب، شیوه اى پسندیده و مقبول براى اغلب مورخان و محققّان قدیم بوده که نهایت اهمیّت را براى صحت ضبط و دقّت روایات قائل بوده اند، اما در این میان، روش بیهقى در نگارش تاریخ، شیوه اى منحصر به فرد است و رعایت امانت او به حد وسواس مى رسد تا جایى که چیزى را بر کاغذ نمى آورد مگر آن را به معاینه دیده باشد یا از معتمدى شنیده باشد و یا در کتاب اطمینان بخشى خوانده باشد. آن چه را که به صحتش ایمان ندارد تصریح مى کند و آن چه را با تردید تلقى کرده، تردید خود را بر زبان مى آورد و اطمینان مى دهد که: «محال است چیزى نبشتن که به ناراحت ماند».7آن چه باعث شده است که این اثر ارزش مند مقبول طبع صاحب نظران واقع شود، همین جنبه صداقت و امانت و راست گویى و حقیقت گویى وى مى باشد تا آن جا که خود مى گوید: «نباید که صورت بندد خوانندگان را که من از خویشتن مى نویسم، و گواه عادل برین چه گفتم، تقویم سال هاست که دارم با خویشتن همه بذکر این احوال ناطق».8بیهقى در نقل روایات و ضبط وقایع، خواه تاریخى و خواه داستانى، همه جا کمال امانت و راستى را به کار برده و همراه با وقایع تاریخى، داستان هایى از هنر سحرآفرین بلاغت و سخن دانى خود مى گنجاند که خواننده را مسحور و مجذوب مى کند، آن چنان که اگر ده ها بار هم آن داستان را بخوانند باز هم سیر نمى شوند.به هر حال، امانت دارى و دقت و اهتمام او در این کتاب به شیوه هاى گوناگون بیان شده است: ۱ـ شنیدن از اشخاص معتمد وثقه، ۲ـ خواندن اخبار و کتاب هاى گوناگون، ۳ـ نامه ها و مشافهاتى که در آغاز کار دیوان رسالت به همراه داشته است، ۴ـ مشاهدات و نظریه هاى شخصى، ۵ـ مواردى بدون ذکر مبنع و مأخذ، ۶ـ مواردى از زبان خود بیهقى.
۱ ـ شنیدن از اشخاص معتمد وثقهبیهقى آن چه را از افراد موثق و مورد اعتماد شنیده بازگو نموده و آرزو مى کرده: «همیشه مى خواستم آن را بشنوم از معتمدى که آن را به رأى العین دیده باشد».9 در جاى دیگر مى گوید: «و من که این تاریخ پیش گرفته ام، التزام این قدر بکرده ام که آن چه نویسم، یا از معاینه من است یا از سماع درست از مردى ثقه».10 اینک این افراد را معرفى مى کنیم:الف ـ وى در درجه اول از استادش، ابونصر مشکان که مدت نوزده سال در دیوان رسالت زیر نظر او به خدمت دیوانى اشتغال داشته، اخبارى نقل کرده است. با بررسى مقایسه اى بیشترین نقل قول بیهقى از استادش بوده است که او را با نام هاى: خواجه بونصر، استادم، بونصر مشکان در هیجده مورد ذکر نموده است.۱۱ب ـ پس از استادش بونصر مشکان بیشترین نقل قول هاى او از خواجه بوسعید عبدالغفار از دبیران کافى و از معتمدان سلطان مسعود بوده که با لقب حمید امیرالمؤمنین (ستوده فرمانرواى گرویدگان) از او یاد نموده و حدود ۲۴ صفحه از این کتاب را گفته هاى او تشکیل مى دهد.۱۲ج ـ استاد عبدالرحمن قوال خنیاگر و سرودگوى دربار که خود را عبدالرحمن فضولى (یاوه گو) نامیده نیز از افراد مورد اعتماد او بوده که در شش مورد گفته هاى وى را ذکر نموده است.۱۳د ـ دیگر افرادى که از آنان مطلبى را شنوده و در سمت دبیرى، مستوفى، وکیلِ در و پرده دار، بوده اند عبارت اند از: ۱ـ خواجه طاهر دبیر، (ص ۱) ۲ـ خواجه احمد عبدالصمد (ص ۴۷۰ و ۱۱۱۲) ۳ـ مسعدى (ص ۵۱) ۴ـ ابوعبدالله (ص ۲۶۸) ۵ـ معتمد عبدوس (ص ۲۲۸) ۶ـ خواجه عمید عبدالرزاق (ص ۲۳۲) ۷ـ ابوعلى اسحق (ص ۵۳) ۸ـ عبدالملک مستوفى (ص ۲۴۹، ۲۵۱، ۶۳۸، ۷۴۸) ۹ـ ابوالحسن على بن احمد (ص ۲۴۶، ۶۷۸، ۶۸۶) ۱۰ـ اسمعیل بن شهاب (ص ۲۲۰) ۱۱ـ ابوالمظفر بن احمد (ص ۲۴۷) ۱۲ـ خواجه بو منصور ثعالبى (ص ۱۱۰۲) ۱۳ـ ابوالحسن حریلى (ص ۲۳۵) ۱۴ـ مستى زرین مطربه (ص ۶۲۴) ۱۵ـ عندیب (ص ۶۵۱) ۱۶ـ حاجب نوشتگین و لوالجى (ص ۷۱۱) ۱۷ـ عبدالملک نقاش مهندس (ص ۷۲۲) ۱۸ـ حسن تبانى (ص ۱۱۲۲).گاهى همین افراد سخن را از دیگران شنیده و براى بیهقى نقل کرده اند، چنان که مى گوید:«از عبدالملک مستوفى شنیدم و از احمد بو عمر نقل مى کند».14 در جاى دیگر مى نویسد: «اسمعیل بن شهاب گوید از احمد بن ابى داود شنیدم».15
۲ ـ خواندن اخبار و کتاب هاى گوناگون«در این اخبار فواید و عجایب بسیار است، چنان که خوانندگان و شنوندگان را از آن بسیار بیدارى و فواید حاصل شود».16 بیهقى آن چه را در کتاب هاى مورد اعتماد و اطمینان بخش دیده، خوانده و همانند امانت دارى حقیقت گو آن را نقل کرده است: «و من که بوالفضلم کتاب بسیار فرو نگریسته ام، خاصه اخبار که از آن التقاط ها کرده و در میانه این تاریخ چنین سخن ها را براى آن آرم تاخفتگان و به دنیا فریفته شدگان بیدار شوند و هر کس آن کند که امروز و فردا او را سود دارد».17وى در مقایسه کتاب ارزش مند خود با دیگر منابع مى گوید: «در تاریخ مى خوانند که فلان پادشاه، فلان سالار را به جنگ فرستاد و فلان روز صلح کردند و این آن را یا او این را بزد و برین بگذاشتند، اما من آن چه واجب است به جاى آرم».18 اخبار و کتاب هایى که از آنان به عنوان مأخذ خود استفاده کرده چنین است:۱ـ اخبار خلفا (ص ۲۴، ۲۲۰، ۲۴۱، ۶۴۰، ۹۸۸)۲ـ اخبار ملوک عجم ترجمه ابن مقفع (ص ۱۵۹) کتاب سیر ملوک عجم (ص ۱۰۹۸)،۳ـ اخبار خلفاى عباسیان (ص ۱۵۹، ۹۷۳)، ۴ـ اخبار رؤسا (ص ۱۸۹)، ۵ـ اخبار عمر ولیث (ص ۴۴۵)، ۶ـ اخبار خلفاء عباسیان (ص ۷۳۵)، ۷ـ اخبار معتضد امیرالمؤمنین (ص ۱۱۰۲)، ۸ـ کتاب ابوریحان (ص ۱۱۰۳)، کتابى به خط ابوریحان (ص ۱۱۰۰) و تعلیقات همین کتاب: (چنین نوشت ابوریحان در مشاهیر خوارزم)، ۹ـ اخبار آل بویه در کتاب تاجى که ابواسحاق دبیر ساخته (ص ۲۴۱)، ۱۰ـ اخبار یعقوب لیث (ص ۳۹۷)، ۱۱ـ کعب احبار گفته (ص ۵۱۵)، انوشیروان گفته (ص ۵۱۵)، «این حال ها محمود ورّاق سخت نیکو شرح کرده است در تاریخى که کرده است» (ص۴۱۱).وى در فایده این کتاب هاى و اخبار گفته است: «و غرض من از نبشتن این اخبار آن است تا خوانندگان را از من فایده اى حاصل آید و مگر کسى را از این به کار آید». (ص ۲۲۶) «فایده کتب و حکایات و سیر گذشته این است که آن را به تدریج بر خوانند و آن چه بیاید و به کار آید بردارند.» (ص ۳۰) و «تاریخ ها دیده ام بسیار که پیش از من کرده اند پادشاهان گذشته را خدمت کاران ایشان که اندران زیادت و نقصان کرده اند و بدان آرایش آن را خواسته اند (ص ۱۶۲) اما در تاریخ بیش از این که راندم، رسم نیست.» (ص ۱۶۳).
۳ ـ نامه ها و مشافهاتبخش دیگرى از این تاریخ گرانبها، مزیّن به نامه ها و مشافهات و نسخه هایى است که در زمان بیهقى در دیوان رسالت نگهدارى مى شده و این مورّخ نامى در هنگام نگارش تاریخ خود از آن استفاده کرده است: «و نامه ها و مشافهات این جا ثبت کنم تا بر آن واقف شده آید.»(ص ۲۵۷). وى با جمع آورى این نوشته ها اولا، یک مجموعه نفیس از نثر پارسى را به یادگار گذاشته و ثانیاً، همچون مورخى صریح و شجاع، تمام رویدادهاى عمر خود را جمع آورى کرده است.۱۹ عنوان نامه ها و مشافهات به قرار زیر است:۱ـ نامه حشم تگینا باد به مسعود (ص۵). این نامه درباره ارکان دولت محمودى بوده که در آغاز مجلد پنجم آمده است،۲ـ نامه به قدرخان (ص ۶۴)، محتواى نامه در باب دوستى با قدرخان است،۳ـ نامه امیر به آلتونتاش (ص ۷۳) در باب دریافت دل وى و جواب نامه آلتونتاش به امیرى (ص ۷۶)،۴ـ مشافهه اولى (ص ۲۵۹) تقاضاى وصلت، ۵ ـ مشافهه الثانیه (ص ۲۶۲) درباره شرح ولیعهدى مسعود،۶ـ نامه القائم به مسعود (ص ۴۴۶)، ۷ـ نسخه العهد (بیعت نامه) (ص ۴۵۲)، ۸ـ نامه ترکمانان در باب صلح (ص ۷۱۳)، ۹ـ نامه به ارسلان خان، ۱۰ـ نامه مسعود به خوارزم شاه آلتونتاش و نامه سلطان مسعود به قدرخان (ص ۲۵۸)، ۱۱ـ نامه مسعود به آلتونتاش (ص ۴۶۷)، ۱۲ـ نامه ترکمانان به سورى (ص ۶۹۳).
۴ ـ مشاهدات و نظریه هاى شخصى«آن چه گویم از معاینه گویم و از تعلیق که دارم و یا از تقویم».20 بیهقى در چند مورد، مطالبى را از زبان خود مى گوید و یا با ذکر: «چنین آورده اند، گویند، چنان خوانند» اشاره اى صریح به ذکر منبع و مأخذ نموده است که به این صورت بیان گردیده است: «چنین گوید ابوالفضل بیهقى»21، «همى گوید ابوالفضل محمد بن الحسین بیهقى»،۲۲ «چنین آورده اند: حکایت فضل و سهل ذوالریاستین با حسین مصعب»23 و «چنان خواندم».24
۵ ـ مواردى بدون ذکر منبع و مأخذبا توجه به این که بیهقى مى گوید: «من مى خواستم که این تاریخ بکنم هر کجا نکته اى بودى در آن آویختى»25 مطالبى را بدون ذکر منبع آورده است که برخى از آن ها را یادآور مى شویم:الف ـ «شنودم به درست که این سرهنگان را پوشیده سلطان مسعود فرموده بود که گوش به یوسف مى دادند و نیز شنودم که طغرل حاجبش را بر وى در نهان مشرف کرده بود تا انفاس یوسف مى شمرد.» (ص ۵۷)ب ـ «پس از آن شنیدم که قریب ۱۰ فرسنگ فروغ آن آتش بدیده بودند.» (ص ۶۶۶)ج ـ «حدیث کرد یکى از فقهاى بلخ.» (ص ۲۵۴)د ـ «از ثقات او (خواجه احمد حسن میمندى) شنیدم.» (ص ۲۰۵)هـ ـ «از چند ثقه زاولى شنیدم.» (ص ۴۱۱).«این حکایات بى فایده نیست و تاریخ به چنان حکایات آراسته گردد.» (ص ۴۷۵). «و شرط آن است که گوینده باید که ثقه و راست گوى باشد و نیز خرد گواهى دهد که آن خبر درست است و نصرت دهد کلام خدا آن را که گفته اند: «لا تُصَدِقَنّ مِنَ الاَخبار ما لا یستقیم فیه الرأى»; راست مشمار از خبرها آن چه براى (خرد) درست نیاید». (ص ۱۰۹۹) «زیرا روا نیست در تاریخ تحریف و تغییر و تبذیر کردن.» (ص ۶۷۸)و این، رازِ امانت دارى و صداقت و راست گویى این مورخ بزرگ و ادیب نامور است که باعث شده اثر ارزش مند او در بین آثار دیگرى که به امانت پاى بندند همچون: وفیات الاعیان ابن خلّکان، تاریخ عالم آراى عباسى، کتاب مشهور منیه الفضلاى ابن طباطباء، تجارت الامم ابوعلى مسکویه و… از اعتماد بیشترى برخوردار شود.
۶ ـ مواردى از زبان خود بیهقىدر نگاه اوّل، شاید تصور شود که این موارد همان مشاهدات و نظریه هاى شخصى است که در بخش چهارم به آن پرداخته شده، اما در آن جا هم از طریق معاینه یا تعلیق یا یادداشت هایى بوده که بدون ذکر منبع و مأخذ بوده است که در بخش پنجم همان موارد با ذکر منابع و مآخذ روشن ترى آورده شده است. اما مواردى در این اثر گرانبها وجود دارد که در واقع، تحلیل و تجزیه حوادث و وقایع روزگار دوران اوست و به قول استاد دکتر على اکبر فیاض: «هیچ کس به قدر بیهقى معناى تاریخ را درست نفهمیده و به شرایط و آداب تاریخ نویسى استشعار نداشته است. ابداعى که بیهقى در این فن آورده حتى در نظر خود او بى سابقه بوده است. خود او مى گوید: «در دیگر تواریخ چنین طول و عرض نیست که احوال را آسان تر گرفته اند و شمّه اى بیش یاد نکرده اند، امّا چون من این کار را پیش گرفتم مى خواهم که داد این تاریخ را به تمامى بدهم و گرد زوایا و خبایا برگردم تا هیچ از احوال پوشیده نماند».26مزّیت عمده این کتاب بر تاریخ هاى دیگر این است که خواننده همه جا خود را با نویسنده اى حقیقت گو و امانت دار از یک سو، و عباراتى بلیغ و گویا از دیگر سو، روبه رو مى بیند. با این که بیهقى مانند همه خوانندگان و شنوندگان از مظلومیت حسنک وزیر سخت به خود مى پیچد، هیچ گاه تحت تأثیر احساسات، عنان اختیار خِرد و عقل سلیم را از کف نمى دهد و از رعایت جانب امانت و بیان حقیقت فروگذارى نمى کند.این نویسنده توانا براى آرایش و زینت تاریخ خود، اشعار عربى و فارسى و حکایات و امثالى را آورده که بیشتر در موارد پند و اندرز و بى اعتبارى دنیاست. درباره مأخذ این اشعار و نام گوینده آنان هم امانت دارى را رعایت نموده و به جز چند مورد نادر، اسامى شعرا و گویندگان را ذکر کرده است. برابر کتاب مذکور، ۳۲۱ بیت به عنوان شاهد آورده شده که طبق تصحیح استاد سعید نفیسى ۳۲۷ بیت و یک مصراع مى باشد. گوینده هاى این اشعار عبارت اند از:
الف اشعار پارسى۱ـ رودکى، ۳۲ بیت (ص ۴۹، ۲۳۵، ۲۸۵، ۵۰۲، ۹۳۰);۲ـ لبیبى، ۵ بیت (ص ۶۰-۶۱);۳ـ دقیقى طوسى، ۱۱ بیت (۵۱۳ و ۵۲۳);۴ـ ابوطیب مصعبى، ۱۴ بیت (ص ۵۱۳-۵۱۷);۵ـ ابوالعباس ربنجنى، ۳ بیت، در چاپ خطیب رهبرى ۴ بیت (ص ۵۱۴);۶ـ معروفى بلخى، ۱ بیت (ص ۶۹۰);۷ـ مسعودى رازى، ۲ بیت (ص ۹۲۵);۸ـ عنصرى، ۲ بیت (ص ۱۱۱۱);۹ـ ابوحنیفه اسکافى، ۲۴۳ بیت که طبق چاپ مرحوم نفیسى شش بیت اضافه در چهار قصیده دارد.(ص ۴۲۴ ـ ۴۳۲، ۵۱۶ ـ ۵۲۲، ۹۶۶ ـ ۹۷۳);۱۰ـ گوینده پنج بیت معلوم نیست که سه بیت آن در صفحه هاى ۶۳۹ و ۶۴۰ در تاریخ بیهق آمده و از شیخ ابوالمظفر عبدالجبار است و دو بیت باقیمانده در صفحه ۲۳۶٫
ب ـ اشعار عربى۵۹ بیت عربى به عنوان شواهد شعرى و به تناسب موضوعى آمده که نام گوینده تعدادى را ذکر نکرده است: ۱ـ عتابى، ۲ بیت (ص ۴۹); ۲ـ ابن رومى، ۲ بیت (ص ۴۹); ۳ـ ابى سهل زوزنى، ۴ بیت (ص ۱۷۸); ۴ـ عبدالله زبیر، ۴ بیت (ص ۲۳۸ ـ ۲۳۹). دو بیت از این اشعار به نقل از حصین بن الحمام ذکر شده است; ۵ ـ ابن الانبارى، ۲۱ بیت (ص ۲۴۲ ـ ۲۴۳); ۶ـ سدیف، ۱ بیت (ص ۲۸۵); ۷ ـ ابوالفتح بستى، ۳ بیت (ص ۲۵۳); ۸ ـ حُطیئه، ۱ بیت (ص ۲۸۴); ۹ ـ متنبى، ۱ بیت (ص ۲۸۵); ۱۰ـ ابو العتاهیه، ۱ بیت (ص ۲۸۵);ابیات نامعلوم: ۱ بیت در (ص ۲۲، ۳۰، ۶۲ و ۲۴۳) و دو بیت در (ص ۵۲، ۶۳، ۱۵۶، ۲۳۵ و ۲۷۲). بیت هاى بدون ذکر نام گوینده در (ص ۲۴۰) که دو بیت آن از فضل بن عبدالصمد زناشى، و یک بیت در (ص ۲۵۲) از ابوعبدالله العزیز و یک بیت در (ص ۳۰) از متنبى شاعر معروف عرب مى باشد.
ج ـ حکایات و داستان ها۱۹ داستان به تناسب موضوع و براى عبرت گیرى خوانندگان در این اثر ارج مند آمده است:۱ـ داستان فضل بن ربیع و مأمون (ص ۲۴); ۲ـ حدیث ملطفه ها و مأمون (ص ۲۹); ۳ـ قصه نصر احمد در علاج خشم خود (ص ۱۶۱); ۴ـ حکایت فضل سهل ذوالریاستین با حسین مصعب (ص ۱۸۹); ۵ـ داستان مأمون و امام رضا(علیه السلام) (ص ۱۹۱); ۶ـ حکایت افشین و بودلف (ص ۲۲۰); ۷ـ قصه عبدالله بن زبیر (ص ۲۳۶); ۸ـ قصه هارون الرشید و جعفر برمکى (ص ۲۴۰); ۹ـ قصه بردار کردن ابن بقیه (ص ۲۴۱); ۱۰ـ داستان امیر رضى و عمش عبدالعزیز (ص ۲۴۶); ۱۱ـ قصه سبکتکین (ص ۲۴۹); ۱۲ـ حکایت موسى با بره گوسفند (ص ۲۵۰); ۱۳ـ داستان زندانى شدن بوذرجمهر (ص ۴۷۲); ۱۴ـ حکایت ابوالمظفر برغشى (ص ۴۹۴); ۱۵ـ حکایت فضل برمکى و هارون الرشید (ص ۶۴۰); ۱۶ـ حکایت عمرولیث در مرگ فرزند (ص ۶۹۸); ۱۷ـ داستان هارون الرشید با دو زاهد: ابن سماک و عبدالعزیز (ص ۷۳۶); ۱۸ـ حکایت جعفر بن یحیى بن خالد برمکى (ص ۹۸۸); ۱۹ـ حکایت خوارزم شاه ابوالعباس (ص ۱۱۰۰).با پایان یافتن کتاب رشحات جادویى و سحرآمیز این اثر بزرگ، خواننده را بر بال هاى خیال به تماشاى قرون و اعصار گذشته مى برد و آن چه تاکنون درباره او گفته و نوشته اند، به نظر حقیر و ناچیز مى آید و این نویسنده بزرگ حق دارد بگوید:امّا غرض من آن است که تاریخ پایه اى بنویسم و بنایى بزرگ افراشته گردانم، چنان که ذکر آن تا آخر روزگار باقى ماند و توفیق اتمام آن را از حضرت صمّدیت خواهانم.۲۷و به قول ادیب پیشاورى:در شکر غلطد چو طوطى هر که خواند این کتاب *** هین بخوان اى خواجه تا بر قول من ایقان کنى
پی نوشت:

۱ دکترى ادبیات فارسى، استادیار.۲ . ذبیح الله صفا، تاریخ ادبیات در ایران، ج ۲، ص ۸۹۱٫۳ . ابوالحسن على بن زید بیهقى، تاریخ بیهق، تصحیح احمد بهمن یار، ص ۱۷۵٫۴ . ذبیح الله صفا، همان، ج ۲، ص ۸۹۱ .۵ . همان، ص ۸۹۲ .۶ . خواجه ابوالفضل بیهقى، تاریخ بیهقى، به کوشش دکتر خلیل خطیب رهبر، مقدمه، ص ۴ .۷ . همان، ص ۱۶۱٫۸ . همان، ص ۸۸۶٫۹ . همان، ص ۱۶۲ .۱۰ . همان، ص ۱۱۰۰ .۱۱ . ر.ک: همان، ص ۴۳، ۵۴، ۷۰، ۱۹۵، ۲۰۰، ۲۷۷، ۲۸۸، ۴۵۵، ۴۵۶، ۴۷۹، ۶۶۶، ۶۷۰، ۶۷۴، ۶۷۹، ۶۹۱، ۷۰۰، ۸۷۳ و ۸۹۰ .۱۲ . ر.ک: همان، ص ۱۶۴ ـ ۱۸۸٫۱۳ . ر.ک: همان، ص ۵، ۵۸، ۶۱ ـ ۶۲ و ۶۸۹٫۱۴ . همان، ص ۲۴۹ .۱۵ . همان، ص ۲۰ .۱۶ . همان، ص ۱۱۰۲ .۱۷ . همان، ص ۲۴۱ .۱۸ . همان، ص ۴۹۱ .۱۹ . محمد شفیعى، «تراژدى تاریخ بیهقى»، یادنامه ابوالفضل بیهقى، ص ۳۷۴ .۲۰ . بیهقى، همان، به کوشش خلیل خطیب رهبر، ص ۲۰۴٫۲۱ . همان، ج ۵، ص ۸۳٫۲۲ . همان، ص ۱۴۹، ۱۸۶، ۸۶۹ و ۱۹۹٫۲۳ . همان، ص ۱۸۹ .۲۴ . همان، ص ۲۸۴، ۴۷۲ و ۶۳۴٫۲۵ . همان، ص ۴۷۰ .۲۶ . ابوالفضل محمدبن حسین بیهقى، تاریخ بیهقى، تصحیح على اکبر فیاض، ص ۱۱٫۲۷ . بیهقى، همان، به کوشش خلیل خطیب رهبر، ص ۱۴۹٫
منبع: سایت قبس

 

نوشته قبلی

شناخت شخصیت و آثار تقى الدّین مقریزى (۷۶۶ ـ ۸۴۵ هـ ق)

نوشته‌ی بعدی

احیاى ارزشها در حکومت‏ على(ع)

مرتبط نوشته ها

ضرورت تشکیل حکومت جهانی
انقلاب مهدوی

ضرورت تشکیل حکومت جهانی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نيامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

مدینه فاضله امام زمان (عج)
انقلاب مهدوی

مدینه فاضله امام زمان (عج)

نوشته‌ی بعدی

احیاى ارزشها در حکومت‏ على(ع)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

پیوند راهبردی ایران و حزب‌الله لبنان

پیوند راهبردی ایران و حزب‌الله لبنان

غلو از دیدگاه تشیع

غلو از دیدگاه تشیع

جغرافیای تاریخی هجرت حضرت معصومه (س)

جغرافیای تاریخی هجرت حضرت معصومه (س)

ارزیابی قیام مختار

ارزیابی قیام مختار

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا