یکی دیگر از سخنانی برخی به عنوان تحریفات بیان کردهاند درباره تعداد شهدا وتعداد کشتههای دشمن است. ایشان در جایی از کتابش بیان کرده که برخی مصادیق از قبیل یک کلاغ، چهل کلاغ است…!!!
همه منابع یک صدا نوشتهاند شمار کشتههای سپاه عمر سعد ۸۸ نفر است؛ همچنین شمار شهیدان را از ۷۳ الی ۱۰۳ شهید به ۲۳۳ نفر رسانیدهاند.[۱]
پاسخ:مؤلف این کتاب ادعای بسیار بزرگی کرده وبیان کرده که همه منابع یک صدا نوشتهاند.یا ایشان تمامی منابع و کتب را ندیده و یا منابع را محدود در چند کتاب میدانسته که چنین سخنی را قاطعانه بیان کرده است. اما اگر به کتابهای مختلفی که در این زمینه مطالبی راآوردهاند مراجعه کنیم به طور واضح میبینیم که مطلبی که ایشان ادعا کردهاند خلاف واقع میباشد.
تعداد یاران امام حسین (ع)
۱ – مرحوم سید بن طاووس در لهوف و کاشف الغطاء در کتاب «مقتلالحسین» بیان کردهاند:در روایت معتبری از امام باقر (ع) وارد شده که «انهم مأه راجل و خمسه و اربعون فارسا» یعنی یاران حضرت عبارت بودند از ۱۰۰ نفر پیاده و ۴۵ نفر سواره.[۲]
عن عمار الدهنی عن الباقر (ع) :«ان الحسیین نزل کربلا وضرب ابنیته و کان معه مأه راجل و خمسه و اربعون فارسا.»بنابراین مرحوم سید بن طاووس و ابن نماء حلی قائلاند که تعداد یاران حضرت ۱۴۵ نفر بوده است.
۲ – اما به نقل دانشنامه امام حسین (ع) که دارالحدیث آن را تدوین نموده است، بیان شده که تعداد آنها ۶۰۰ نفر بوده.[۳]۳ – همچنین ابن جوزی در تذکره الخواص میگوید: هزار نفر بودهاند.[۴]
تعداد سپاه دشمن
۱ – خوارزمی بیان کرده که تعداد دشمنان امام حسین (ع) ۲۲ هزار نفر بوده است.[۵]۲ – مرحوم سید بن طاووس و ابن نماء حلی قائلاند که تعداد آنها ۲۰ هزار نفر بودهاند.[۶]۳ – قول صحیح ۳۰ هزار نفر است زیرا در روایات زیادی وارد شده که امامصادق (ع) میفرماید:
روزی امام حسین (ع) وارد شد بر برادرش امام حسن (ع) و برای اینکه به او سم میدهند گریه میکرد امام حسن (ع) فرمود:«لکن لایوم کیومک یا ابا عبدالله یزدلف الیک ثلاثون الف رجل یدعون انهم من امه جدنا محمد …»هیچ روزی مانند روز تو نیست یا اباعبد الله زیرا ۳۰ هزار نفر که ادعا میکنند از امت جدّ ما پیامبر هستند دور تو جمع میشوند و تو را به شهادت میرسانند.[۷]
تعداد شهداء کربلا
دانشنامه امام حسین (ع) بیان میکند که گرچه در منابع معتبر وارد شده، تعداد شهداء ۱۵۵ نفر میباشد؛ اما با توجه به نام شهداء در منابع موجود که به صورت تک تک وارد شده میفهمیم که تعداد آنها بالاتر است.[۸]
تعداد کشتههای دشمن
محقق بزرگوار جناب باقر شریف قرشی در کتاب حیاه الامام الحسین (ع) نقل میکند که:هشت هزار و هشتاد نفراز دشمنان در کربلا کشته شدند بطوری که خانهای در کوفه نبود که از آن صدای نوحه و گریه بلند نباشد.[۹]
* ابو مخنف در مقتل مینویسد:«جعل یقاتل حتی قتل الف و تسعمأه هو خمسین سوی المجروحین»[۱۰]امام حسین (ع) خود به تنهایی ۱۹۵۰ نفر را به درک واصل کرد.
* ابن شهر آشوب مینویسد:امام حسین (ع) به تنهایی ۱۹۵۰ نفر را به درک واصل کرد.
* مسعودی و صاحب کتاب منهاج الدموع مینویسند:«یقاتل حتی قتل الف مأه و خمسین رجلا سوی المجرمین …فقال عمر بن سعد أتدرون لمن تقاتلون؟ هذا ابن الانزع البطین هذا ابن قتال العرب فا حملوا علیه من کل جانب حتی صار کالقنفذ …»امام حسین (ع) به تنهایی ۱۹۵۰ نفر را به درک واصل کرد عمر سعد صدا زد آیا میدانید با چه کسی میجنگید؟ این پسر امیر المومنین است این پسر کشتده عرب است لذا از همه طرف بر او حمله کردند تا بدن مبارک آن حضرت پر از نیزه و شمشیر شد.[۱۱]
* نفس المهموم و خوارزمی در مقتل الحسین و مقرم در مقتل مینویسند:حضرت علی اکبر (ع) ۱۲۰ نفر را کشت که در مرحله بعد به ۲۰۰ نفر رسید «… حتی اکمل المأتین».[۱۲]
* علامه مجلسی نقل میکند:حضرت قاسم ۳۵ نفر را کشت.[۱۳]
* قمر بنی هاشم در حملهای که بر دشمنان کرد ۴۰۰۰ تیرانداز در اطراف شریعه فرات را، پراکنده کردند و تعدادی نیز کشته شدند.[۱۴]* جناب حر بن یزید ریاحی خود هفتاد نفر سواره را به هلاکت رسانید.[۱۵]* بریر همدانی ۳۰ نفر را به هلاکت رساند.[۱۶]* وهب بن حباب کلبی خود نوزده سواره و دوازده پیاده را به هلاکت رساند.[۱۷]* حبیب بن مظاهر پیرمرد کربلا ۶۲ نفر را به هلاکت رساند.[۱۸]* نافع بن هلال که تیرانداز بود هفتاد سواره را از بین برد.[۱۹]* دیگر شهدای کربلا نیز هر کدام عدهای را به درک واصل کردند.
حال چطور میتوان گفت همه مقاتل یک صدا گفتهاند شمار کشتههای دشمن ۸۸ نفر بوده است در حالیکه حضرت علی اکبر به تنهایی ۲۰۰ نفر را کشت و امام حسین (ع) به تنهایی ۱۹۵۰ را به هلاکت رساند و این اصلاً بعید نیست زیرا آنها خاندان بنی هاشم بودند که از نیروی بدنی قوی برخوردار بودند. تعداد زخمهای بدن مبارک حضرت سیدالشهدا (ع) یکی دیگر از تحریفاتی که برخی افراد تحت عنوان یک کلاغ، چهل کلاغ آورده است تعداد زخمهای بدن مبارک امام حسین (ع) است؛ ایشان میگوید: مقاتل شمار زخمهای حضرت را از (۶۳) زخم به ۱۲۰ و ۳۲۰ و ۱۹۰۰ و ۴۱۸۰ زخم رسانیدند.[۲۰]
پاسخ:در جواب میگوئیم که شما در اینجا میخواهید چه چیزی را اثبات کنید! آیا میخواهید از مظلومیت امام حسین (ع) بکاهید؟ و یا از مقدار اشک مردم بر آن بدنی که هیچ جای سالم در آن نمانده بود بکاهید؟ و یا میخواهید بگویید که دشمنان امام حسین (ع) قسی القلب نبودند؛ در حالیکه سرتاسر کتب تاریخی و مقاتل پر شده از جنایات این افراد به گونهای که انسان قدرت بیان کردن آن موارد را ندارد.
اینکه شما میگوئید: کتابها زخمهای بدن آن حضرت را از ۶۳ زخم به تعداد بالایی رسانیدهاند براستی چه کسی میتواند به طور قطعی بگوید که بدن امامحسین (ع) چند زخم داشت! که این قدر شما به صراحت آن تعداد زیاد را نفی میکنید.
پس نباید بدون دلیل ادعا کرد؛ همچنین اینکه در تعداد زخمها، کمترین تعداد را مقدار مسلم گرفتهاید و مقدار زائد بر آن را جزء تحریفات شمردهاید چه دلیلی دارد؟!در روایات مختلفی وارد شده است که بدن امام حسین (ع) آنقدر زخمی شده بود که صار کالقنفذ … مانند خار پشت شده بود یعنی تمام بدن مبارکشان پراز نیزه و شمشیر بود.[۲۱]
مرحوم شیخ صدوق میفرماید:«اصیب الحسین بن علی و وجد به ثلاثمأه و بضعا و عشرین طعنه برمح أو بسیف أو رمیه سهم؛ فروی أنها کانت فی مقدمه لانه کان لا یولی …»در بدن مبارک حضرت بیش از ۳۲۰ زخم از نیزه یا شمشیر یا تیر اصابت کرده بود و میفرماید این تعداد بنابر روایتی در جلوی بدن حضرت بوده زیرا حضرت به دشمن پشت نمیکرد.[۲۲]
مرحوم علامه مجلسی نیز نقل میکند ازامام باقر (ع) که میفرماید:«اصیب الحسین و وجد به ثلاثمأه و بضع و عشرون»بیش از ۳۲۰ زخم بر بدن حضرت وارد شد.
ایشان در ادامه میفرماید:در نقل دیگری وارد شده که تعداد زخمهای بدن مبارک حضرت ۱۹۰۰ زخم بوده است.[۲۳]در روایت دیگری آمده است که چهار هزار تیر و هشتاد زخم، شمشیر و نیزه بر بدن مبارک آن حضرت رسیده بود.[۲۴]
نقلهایی که تعداد زیادی را آوردهاند هیچ بعدی ندارد؛ زیرا علاوه بر کسانی که شمشیر ونیزه داشتند، ابن شهرآشوب و دیگران نقل میکنند: چهار هزار و صد و هشتاد تیرانداز بر امام حسین (ع) حمله ور شدند «حملوا بالطعن مأه وثمانین و اربعه آلاف بالسهام»[۲۵]
توجیه اختلاف نقلها:میتوان این اختلاف روایات را جمع کرد به این معنا که آن مقدارکم زخمهای بزرگ بوده ومقدار زائد، زخمهای کوچک بوده چنانچه صاحب «اکلیل المصائب» میفرماید: [۲۶]یا بگوئیم آن مقدار کم، زخمهایی بوده که در جلوی بدن حضرت اصابت کرده بود چنانچه برخی روایات به این مطلب اشاره دارند (أنها کانت فی مقدمه) و زخمهای زائد بر پشت بدن حضرت اصابت کرده بود.از قرائنی چون قساوت قلب دشمنان و یا اینکه هر کس با هر چه در دست داشت به آن بدن مبارک جسارت کرد و یا اینکه به تعبیر روایت آنقدر تیر و نیزه خورده بود که: «صار کالقنفذ»؛ ازتمام این قرائن انسان قطع پیدا میکند که بدن مبارک آن حضرت پر از زخم بوده و حداقل اینکه نمیتوان به گفته مؤلف عاشورا پژوهی گفت مقدار آن زخمها ۶۳ تا بوده است و مقدار زائد بر آن تحریف است.
پی نوشت ها:
[۱]. عاشورا پژوهی، صحتی سردرودی، ص ۵۶.[۲]. مقتل الحسین (ع) ، ص ۵؛ لهوف، ص ۱۵۸؛ مثیر الاحزان؛ تاریخ طبری، ج ۴، ص ۲۹۲[۳]. دانشنامه امام حسین (ع) ، ج ۶، ص ۸۴؛ مروج الذهب مسعودی، ج ۳، ص ۷۰.[۴]. همان.[۵]. مقتل الحسین، ج ۱، ص ۴۴۲.[۶]. لهوف، ص ۱۴۵؛ مثیر الاحزان، ص ۵۰.[۷]. بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۲۱۸؛ امالی صدوق، ص ۱۱۵؛ لهوف، ص ۲۵؛ مناقب ابن شهرآشوب، ج ۴، ص ۸۶.[۸] دانشنامه امام حسین (ع) ، ج ۷، ص ۲۸۱.[۹]. حیاه الامام الحسین (ع) ، ج ۳، ص ۳۱۵.[۱۰]. مقتل ابی مخنف للطبری، ص ۱۹۷.[۱۱]. مناقب آل ابی طالب (ع) ، ج ۴، ص ۱۱۰؛ اثبات الوصیه، ص ۱۷۸؛ نزهه الناظر، ص ۸۸.[۱۲]. نفس المهموم، ص ۳۰۹؛ مقتل خوارزمی، ج ۲، ص ۳۱؛ مقتل الحسین مقرم، ص ۲۵۹.[۱۳]. بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۳۴.[۱۴]. بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۴۱؛ مقتل الحسین مقرم، ص ۲۶۸.[۱۵]. مقتل خوارزمی، ص ۱۲۰؛ ذریعه النجاه، ص ۲۰۶.[۱۶]. بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۱۵؛ ذریعه النجاه، ص ۲۱۲.[۱۷]. بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۱۶.[۱۸]. همان، ج ۴۵، ص ۲۷.[۱۹]. ذریعه النجاه، ص ۲۳۱.[۲۰]. عاشوراپژوهی، ص ۵۶.[۲۱]. ارشاد، ج ۲، ص ۱۱۱؛ اعلام الوری، ج ۱، ص ۴۶۸؛ مناقب آل ابی طالب (ع) ، ج ۴، ص ۱۱۰؛ اثبات الوصیه مسعودی، ص ۱۷۸؛ نزهه الناظر، ص ص ۸۸.[۲۲]. امالی صدوق، ص ۱۶۴؛ بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۵۲.[۲۳]. بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۵۳.[۲۴]. عین الحیاه، ص ۵۲۷.[۲۵]. مناقب آل ابی طالب، ج ۳، ص ۳۰۳.[۲۶]. اکلیل المصائب، ص ۵۶۴.


















هیچ نظری وجود ندارد