ای صوت رسای آسمانیای رمز ندای جاودانیای قله کوه عشق و عاشقوی مرشد ظاهر و نهانیای جلوه کامل انا الحقدر عرش مرفع جهانیای موسی صعق دیده در عشقاز جلوه طور لامکانیای اصل شجر ظهوری از تودر پرتو سر سرمدانیبرگوی به عشق سر لاهوتدر جمع قلندران فانیای نقطه عطف راز هستیبرگیر زدوست جام مستیای دورنمای پور آذرنادیده افول حق زمنظرای نار فراق بر تو گلشنشد برد و سلام از تو آذربردار حجاب یار از پیشبنمای رخش چو گل مصوراز چهره گلعذار دلدارشد شهر قلندران منورآشفته چه گشت پیچ زلفششد هر دو جهان چو گل معطربر گوش دل و روان درویشبرگوی به صد زبان مکررای نقطه عطف راز هستیبرگیر زدوست جام مستی (۱)یکی از مباحث مهم عرفان، مبحث امامت خصوصا امامت حضرت صاحب الزمان – عجل الله تعالی فرجه الشریف – است. هر کدام از عرفا، طبق ذوق عرفانی خویش و به مقتضای مقام در این خصوص ابراز نظر کرده اند.حاصل کلام عرفا این است که خداوند سبحان، که فیاض علی الاطلاق است، به مقتضای فیاضیت خویش باید واسطه فیض داشته باشد تا فیوضات ربوبی را به عالم و آدم رساند و در ملک حضرت مالک الملوک بسط دهد.هر کدام از انبیای اولوالعزم در زمان خود صاحب این مقام بوده اند تا اینکه نوبت به خاتم الانبیا رسید او نیز این مقام را به جانشین بلافصل خود علی بن ابی طالب سپرد و علی (ع) نیز به اولاد معصوم خویش حسن و حسین و اولاد معصوم حسین – سلام الله علیهم – تفویض فرمود که آخرین نفر از این سلسله شریفه، وجود اقدس حضرت صاحب الزمان است. وی دوازدهمین امام و جت خدا است که هم اکنون زنده و روزی به امر الهی ظهور خواهد کرد، و جهان را پر از عدل و داد می نماید.عرفا انسان کامل و امام معصوم را به عنوان خلیفه و ولی خدا از ابعاد گوناگون مورد بررسی قرار داده اند که در شعر حضرت امام (ره) به پاره ای از آنها اشاره شده است. در اینجا به شرح مختصر آن می پردازیم.
هدف و غایت آفرینش از نظر عرفان، انسان کامل غایت آفرینش است; یعنی، اگر انسان کامل نبود، جهان آفریده نمی شد. در حدیثی قدسی نیز آمده است: لولاک لما خلقت الافلاک (اگر تو نبودی افلاک را نمی آفریدم) با اینکه این حدیث شریف در خصوص حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی – صلی الله علیه و آله و سلم – است، ولی هر انسان کاملی در حد خویش مصداق این کلام شریف است، از اینرو هر کدام از حضرات معصومین – سلام الله علیهم – مورد خطاب این حدیث اند. حضرت امام (ره) می گوید:خاصه کنون کاندر جهان، گردیده مولودی عیانکز بهر ذات پاک آن شد امتزاج ماء و طیناز بهر تکریمش میان بربسته خیل انبیااز بهر تعظیمش کمر خم کرده چرخ هفتمینمهدی امام منتظر نوباوه خیرالبشرخلق دو عالم سر به سر بر خوان احسانش نگینمهر از ضیائش ذره ای، بدر از عطایش بدره ایدریا زجودش قطره ای گردون ز کشتش خوشه چین (۲)محیی الدین عربی نیز آنچه را عرفا و علمای شیعه در خصوص حضرت مهدی (عج) گفته اند، بیان می کند:”بدان که خدا ما را تایید کند یقینا خدای خلیفه ای دارد که روزی ظهور خواهد کرد در حالی که زمین پر از ظلم و جور شده است، ولی او آن را از عدل و قسط پر خواهد ساخت. حتی اگر از عمر دنیا یک روز بیشتر نمانده باشد، خدا آن روز را آنقدر طولانی می نماید که مهدی خلیفه خدا از عترت رسول خدا و فرزند فاطمه که اسمش هم اسم رسول خدا و جد او حسین بن علی بن ابی طالب است ظهور کند. او از مردم در بین رکن و مقام بیعت می گیرد; شبیه رسول الله است هم در خلق و هم در خلق… به واسطه مهدی همه مذاهب از بین می رود و جز دین خالص، دینی باقی نمی ماند… شهدای مهدی بهترین شهدا و امنای مهدی، بهترین امنا هستند. حکم هر چیزی را از سوی خدا می داند، زیرا که او خلیفه ی خداوند است. زبان پرندگان را می داند و عدالتش در انس و جن سریان دارد. (۳) “لاهیجی در کتاب شرح گلشن راز می گوید:”ظهور تمامی ولایت و کمالش به خاتم اولیاء خواهد بود چون کمال حقیقت دایره در نقطه اخیر به ظهور می رسد و خاتم الاولیاء عبارت از امام محمد مهدی است که موعود حضرت رسالت صلی الله علیه و آله – است حیث قال: لو لم یبق من الدنیا الا یوم یطول الله ذلک الیوم حتی یبعث فیه رجلا منی او من اهل بیتی یواطی اسمه اسمی و اسم ابیه اسم ابی یملاء الارض قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و جورا و قال ایضا: المهدی من عترتی من اولاد فاطمه – علیها السلام – [بدو یابد تمامی دور عالم] یعنی به خاتم الاولیاء که عبارت از مهدی است دور عالم تمامی و کمال تام یابد و حقایق اسرار الهی در زمان آن حضرت تمام ظاهر می شود، زیرا که چنانچه در دور نبوت کمال احکام شرعیه و اوضاع ملیه در زمان خاتم انبیا به ظهور پیوسته ختم نبوت شد، در دور ولایت نیز اسرار الهی و حقایق و معارف یقینی در دور خاتم اولیاء به کمال رسیده به آن حضرت مختتم می شود… (۴) “وی سپس در تبیین این مطلب که مهدی از فرزندان حضرت رسول اکرم – صلی الله علیه و آله – است می گوید:”بدانکه نسبت فرزندی به سه نوع متحقق می شود، یکی نسبت صلبی که معارف و مشهور است، دوم نسبت قلبی که به حسن ارشاد و متابعت دل تابع در صفا مثل متبوع گردد، سیوم نسبت حقی حقیقی که تابع به برکت حسن متابعت متبوع به نهایت مرتبه کمال که جمع و فرق الجمع است برسد و تابع و متبوع یکی گردد. چون خاتم اولیاء البته از آل محمد است نسبت صلبی ثابت است و چون دل مبارکش به سبب حسن متابعت خاتم انبیاء مرآت تجلیات نامتناهی الهی شده است نسبت قلبی واقع است و چون وارث مقام “لی مع الله وقت” گشته است نسبت حقی حقیقی که فوق جمع تشبیهات است، تحقق یافته پس هر آینه میان خاتم الولایه و خاتم النبوه نسبت تام که نسبت ثلاثه است واقع باشد. (۵) “عزیزالدین نسفی در کتاب مقصد اقصی می گوید:”چون ولایت و نبوت را دانستی اکنون بدانکه شیخ سعدالدین حموی می فرماید که هر دو طرف جوهر اول را در این عالم دو مظهر می باشد، مظهر این طرف که نامش نبوت است خاتم انبیا است و مظهر آن طرف که نامش ولایت است صاحب الزمان است و صاحب الزمان اسامی بسیار دارد…ای درویش. صاحب الزمان علم به کمال و قدرت به کمال دارد. علم و قدرت را با وی همراه کرده اند، چون بیرون آید تمامت روی زمین را بگیرد و روی زمین را از جور و ظلم پاک گرداند و به عدل آراسته گرداند و مردم در وقت وی در آسایش باشند. شیخ سعدالدین حموی در حق این صاحب الزمان کتابها ساخته است و مدح وی بسیار گفته است… صاحب الزمان که گفته شد ولی است چون بیرون آید ولایت ظاهر شود و حقایق آشکار شود… (۶) “بخش پایانی کلام محیی الدین در اشعار حضرت امام (ره) چنین بیان شده است.امرش قضا، حکمش قدر، حبش جنان بغضش سقرخاک رهش زیبد اگر بر طره ساید حور عیندانند قرآن سر به سر بابی زمدحش مختصراصحاب علم و معرفت، ارباب ایمان و یقینسلطان دین شاه زمن، مالک رقاب مرد و زندارد به امر ذوالمنن روی زمین زیر نگینذاتش به امر دادگر، شد منبع فیض بشرخیل ملایک سر به سر دربند الطافش رهینگر نه وجود اقدسش ظاهر شدی اندر جهانکامل نگشتی دین حق زامروز تا روز پسینایزد به نامش زد رقم، منشور ختم الاوصیاچونانکه جد امجدش گردید ختم المرسلین (۷)
حاکمیت دین و تحقق عدالت یکی از حکمتهای ظهور حضرت مهدی (عج) حاکمیت دادن به دین و تحقق یافتن عدالت دینی است. منظور از عدالت دینی، عدالتی است که دین معرفی می کند، نه عدالت سیاسی. هر سیاستمدار طبق ذوق و سلیقه خود و در جهت اغراض شیطانی و حکومتی خویش مدعی آن است، بطوریکه در جهان امروز بسیاری از ظلمها در لباس عدالت رواج می یابد.از نظر عرفا عدالت وقتی جهانگیر می شود که دین خالص الهی جهانگیر شود. لازمه جهانگیری دین حق، از بین رفتن مذاهب مختلف و باقی ماندن مذهب واحد است. محیی الدین عربی می گوید:”… مهدی ظلم و ظالم را از بین برده و دین را برپا داشته و روح زندگی و عزت را در اسلام می دمد دین را آنگونه که هست ظاهر می سازد، به طوریکه اگر رسول الله (ص) بود همان حکم را می کرد. به واسطه مهدی بساط همه مذاهب برچیده می شود و جز دین خالص چیزی باقی نمی ماند. عموم مسلمین به وجود او خوشحال شده و عرفای بالله و اهل حق با وی بیعت می کنند مردان الهی هستند که به دعوت او لبیک گفته و امر او را برپا می دارند و به یاریش می شتابند… حضرت عیسی در دمشق بر وی نازل می شود و به سنت رسول الله (ص) نماز می گذارد… (۸) “حضرت امام (ره) در حاکمیت حضرت مهدی (عج) و ریشه کن کردن ظلم و جور و گسترش عدالت مطلقه و از بین رفتن مذاهب ضاله می گوید:ای خسرو گردون فرم لختی نظر کن از کرمکفار مستولی نگر اسلام مستضعف ببینناموس ایمان در خطر از حیله لامذهبانخون مسلمانان هدر از حمله اعداء دینظاهر شود آن شه اگر شمشیر حیدر بر کمردستار پیغمبر به سر دست خدا در آستیندیاری از این ملحدان باقی نماند در جهانایمن شود روی زمین از جور و ظلم ظالمیننوح و خلیل و بوالبشر ادریس و داود و پسراز ابر فیضش مستمر ارکان علمش مستعینموسی به کف دارد عصا دربانیش را منتظرآماده بهر اقتدا عیسی به چرخ چارمینبر روی احبابت شود مفتوح ابواب ظفربر جان اعدایت رسد هر دم بلای سهمگینتا باد نوروزی وزد هر ساله اندر بوستانتا ز ابر آزادی دمد ریحان و گل اندر زمینبر دشمنان دولتت هر فصل باشد چون خزانبر دوستانت هر دمی بادا چو ماه فرودینعالم شود از مقدمش خالی ز جهل از علم پرچون شهر قم از مقدم شیخ اجل میر مهین (۹)مولوی نیز در این خصوص اشعاری دارد که به ذکر گزیده آن اکتفا می کنیم:مهدی سوار آخرین بر خصم بگشاید کمینخارج رود زیر زمین الله مولانا علیتخم خوارج در جهان ناچیز و ناپیدا شودآن شاه چون پیدا شود الله مولانا علیمهدی و مهتدی تویی رحمت ایزدی توییروی زمین گرفته ای داد زمانه داده ای. . .خواجه بیا، خواجه بیا، خواجه دگر بار بیادفع مده دفع مده ای مه عیار بیاعاشق مهجور نگر، عالم پرشور نگرتشنه مخمور نگر،ای شه خمار بیاپای تویی، دست تویی هستی هر هست توییبلبل سرمست تویی جانب گلزار بیاگوش تویی، دیده تویی، وزهمه بگزیده تویییوسف دزدیده تویی، بر سر بازار بیاای ز نظر گشته نهان ای همه را جان و جهانبار دگر رقص کنان بی دل و دستار بیاروشنی روز تویی، شادی غم سوز توییماه شب افروز تویی، ابر شکربار بیاای علم عالم نو، پیش تو هر عقل گروگاه میا، گاه مرو، خیز به یکبار بیاای شب آشفته برو، وی غم ناگفته بروای خرد خفته برو، دولت بیدار بیاای نفس نوح بیا، وی هوس روح بیامرهم مجروح بیا، صحت بیمار بیاای مه افروخته رو، آب روان در دل جوشادی عشاق بجو، کوری اغیار بیا (۱۲)حضرت امام خمینی در خصوص جهانگیری و جهانداری حضرت صاحب الامر در جای دیگر از دیوان خود می فرماید:مصدر هر هشت گرودن مبدا هر هفت اخترخالق هر شش جهت، نور دل هر پنج مصدروالی هر چار عنصر حکمران هر سه دخترپادشاه هر دو عالم، حجت یکتای اکبرآنکه جودش شهره نه آسمان بل لامکان شدمصطفی سیرت، علی فر، فاطمه عصمت حسن خوهم حسین قدرت، علی زهد و محمد علم مهروشاه جعفر فیض و کاظم حلم و هفتم قبله گیسوهم تقی تقوا، نقی بخشایش و هم عسگری مومهدی قائم که در وی جمع، اوصاف شهان شدپادشاه عسگری طلحت تقی حشمت نقی فربوالحسن فرمان و موسی قدرت و تقدیر جعفرعلم باقر، زهد سجاد و حسینی تاج و افسرمجتبی حلم و رضیه عفت و صولت چو حیدرمصطفی اوصاف و مجلای خداوند جهان شدجلوه ذاتش به قدرت تالی فیض مقدسفیض بی حدش به بخشش، ثانی مجلای اقدسنورش از “کن” کرد برپا هشت گردون مقرنسنطق من هرجا چو شمشیر است و در وصف شه اخرسلیک پای عقل در وصف وی اندر گل نهان شددست تقدیرش به نیرو جلوه عقل مجردآینه انوار داور، مظهر اوصاف احمدحکم و فرمانش محکم، امر و گفتارش مسدددر خصایل ثانی اثنین ابوالقاسم محمد (ص)آنکه از “یزدان خدا” بر جمله پیدا و نهان شد (۱۳)
آیینه خدا نما حضرت مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف – آیینه تمام نمای حضرت حق است. در عرفان اسلامی هر یک از اقطاب و معصومین الهی اعم از انبیا یا اولیا – سلام الله علیهم اجمعین – آیینه تمام نمای خدایند، زیرا تنها مظهر کامل اسما و صفات الهی وجود مبارک انسان کامل است و اهل بیت عصمت و طهارت همانند رسول اکرم مظاهر جمال و جلال خدا هستند. همه عرفا به این مطلب اشاره کرده اند، به خصوص حضرت امام خمینی (ره) در بسیاری از آثار خود به بیان این حقیقت پرداخته اند. وی در مقدمه وصیت نامه سیاسی – الهی خود می فرمایند:… سبحانک اللهم صل علی محمد و اله مظاهر جمالک و جلالک و خزائن اسرار کتابک الذی علی فیه الاحدیه بجمیع اسمائک و صفاتک حتی المستاثر منها الذی لایعلمه غیرک(پاک پروردگارا بر محمد و آل محمد درود فرست که مظاهر جمال و جلال و گنجینه های اسرار کتاب تو هستند. آن کتابی که احدیت به تمامی اسما و صفات تو حتی اسما مستاثرت که جز تو از آن خبر ندارد در آن تجلی کرده است.)انسان کامل چون خلیفه خداست، ضرورتا باید به صفات خداوندی متصف باشد زیرا لازمه خلیفه بودن سنخیت وی با مستخلف است که این سنخیت در تخلق به اخلاق الله حاصل می شود.”خلیفه را از اتصاف به صفات مستخلف و تخلق به اخلاق او گزیر نیست; زیرا که خلفا مشاهد صفات ربوبیت و مظاهر اسما الوهیت اند بل ظهور صفات الهی و سریان اخلاق نامتناهی در عموم کرام و شرفا جز به یمن انفاس خلفا میسر نگردد، و از این جهت لازم شود که هر چه مستلزم وجود مستخلف (خدا) باشد لازم وجود خلیفه شود الا وجوب [یعنی واجب الوجود بودن که صفت محض حضرت حق است”] (۱۴)بنابراین، حضرت مهدی به عنوان یکی از اهل بیت عصمت و طهارت، مظهر جمال و جلال الهی است، به عبارت دیگر آیینه ای که خدای سبحان تمامی اسما و صفات خود را در آن می بیند.مرآت ذات کبریا مشکوه انوار هدامنظور بعث انبیاء مقصود خلق عالمین (۱۵)در این بیت، امام نه تنها حضرت مهدی را آیینه ذات کبریایی معرفی می کند، بلکه وی را هدف نهایی از بعثت تمام انبیا نیز می داند، زیرا همه انبیا جهت اجرای احکام الهی مبعوث شدند، ولی شرایط زمانه اجازه نداد تا آن پاکان به مقاصد پاک خود برسند و این آرزو در دلشان ماند، ولی امام مهدی با ظهور خود و اجرای کامل احکام الهی به مقصود انبیا تحقق خارجی خواهد بخشید، زیرا که مهدی:امرش قضا حکمش قدر حبش جنان بغضش سقرخاک رهش زیبد اگر بر طره ساید حور عین (۱۶). . .حضرت صاحب زمان مشکوه انوار الهیمالک کون و مکان مرآت ذات لامکانیمظهر قدرت، ولی عصر، سلطان دو عالمقائم آل محمد، مهدی آخر زمانیبا بقاء ذات مسعودش همه موجود باقیبی لحاظ اقدسش یکدم همه مخلوق فانیخوشه چین خرمن فیضش همه عرشی و فرشیریزه خوار خوان احسانش همه انسی و جانیاز طفیل هستی اش هستی موجودات عالمجوهری و عقلی و نامی و حیوانی و کانیشاهدی کو از ازل از عاشقان بر بست رخ رابر سر مهر آمد و گردید مشهود و عیانیاز ضیائش ذره ای برخاست شد مهر سپهریاز عطایش بدره ای گردید بدر آسمانیبهر تقبیل قدومش انبیا گشتند حاضربهر تعظیمش کمر خم کرد چرخ کهکشانیگو بیا بشنو بگوش دل ندای “انظرونی”ای که گشتی بی خود از خوف خطاب “لن ترانی” (۱۷)اشعار فوق، بیانگر عظمت حضرت صاحب الزمان، عجل اللهتعالی فرجه الشریف اند، کسی که مظهر قدرت، عدالت و لطف و قهر الهی است.همه انبیای الهی به خصوص انبیای اولوالعزم، سلام الله علیهم، چنین بوده اند، لیکن آن بزرگان مظاهر ظهور و بروز این کمالات بودند نه مظاهر وقوع، ولی حضرت مهدی هم مظهر ظهور است و هم مظهر وقوع.همه انبیا آیینه عدالت، حکمت، قدرت، رحمت و… بوده اند، اما عدم قابلیت انسانهای زمانشان امکان وقوع و تحقق این کمالات را نمی داد، از اینرو همه آنها منتظر ظهور حضرت مهدی و تحقق بخشیدن به آرزوهایشان می باشند; به عبارت دیگر حکومت حضرت مهدی حکومت همه انبیای الهی است، بدین جهت امام خمینی فرمود:بهر تقبیل قدومش انبیا گشتند حاضربهر تعظیمش کمر خم کرد چرخ کهکشانیبنابراین می توان گفت مظهریت انسان کامل و آیینه خدا بودنش تاکنون آنگونه که باید و شاید شناخته نشده است و این مساله به طورشایسته فقط در حکومت حضرت مهدی شناخته خواهد شد، زیرا تاکنون انسانهای کامل نتوانسته اند کاملا فضایل خود را عیان کنند، اما در دوران ظهور حضرت قائم، این کمالات ظاهر گشته و مردم نیز به برکت وجود وی کمال وجودی یافته و این فضایل را بهتر درک خواهند کرد، پس مرآتبت حضرات معصومین در زمان آخرین معصوم اهل بیت کاملا روشن می شود، بدین سبب است که می توان گفت حدیث قدسی لولاک لما خلقت الافلاک به شکل کامل متوجه حضرت مهدی است، یا اینکه این دیث شریف در حق حضرت محمد صلی الله علیه و آله سلم بیان شده است، اما عظمت و برکت حضرت خاتم الانبیا آنگاه به طور شایسته روشن خواهد شد که حضرت خاتم الاوصیا ظاهر شود و احکام دین جدش را به اجرا درآورد، پس می توان گفت بقای همه هستی به بقای وجود حضرت مهدی است همانطور که حدوث آن به حدوث وجود حضرت مهدی است.با بقاء ذات مسعودش همه موجود باقیبی لحاظ اقدسش یکدم همه مخلوق فانیاز طفیل هستی اش هستی موجودات عالمجوهری و عقلی و نامی وحیوانی و کانیعرفا در خصوص مرآتبت انسان کامل حرفهای زیادی دارند که همه موید گفتار فوق الذکر است. آنان عقیده دارند غرض از هستی عالم این است که خدا اسما و صفات خود را در آیینه کثرات مشاهده کند. کنت کنزا مخفیا فاحببت ان اعرف فخلقت الخلق لکی اعرف. (۱۸)(من گنج نهانی بودم، دوست داشتم که شناخته شوم پس همه مخلوقات را آفریدم تا شناخته شوم)کنت کنزا گفت مخفیا شنوگوهر خود گم مکن اظهار شوبهر اظهار است این خلق جهانتا نماند گنج حکمتها نهان (۱۹)عشق است غنی ز بوده و نابودهجاوید به مستقر عز آسودهعکس رخ خود ز این و آن بنمودهو آنگه به جمال و حسنشان بستوده (۲۱)از آنجایی که هر مخلوقی به اندازه سعه وجودی خود می تواند، مظهر گنجینه های الهی باشد و از طرفی محدویت های مادی و معنوی نمی گذارد که مخلوقات مستقیما با مبدا اعلی و منشا هستی در ارتباط باشند، لذا حکمت الهی اقتضا می کند که واسطه فیضی در میان مخلوقات قرار دهد تا هم خود را در آن مشاهده کند و هم مخلوقات خدا را در آن ببینند که همان آیت عظمی و آیینه تمام نمای حضرت حق یعنی، انسان کامل است، از این رو امام خمینی (ره) می گوید:مرآت ذات کبریا مشکوه انوار هدامنظور بعث انبیاء مقصود خلق عالمینداود قیصری می گوید:”… برای اینکه خداوند متعال وقتی به واسطه ذات خود برای ذات خود تجلی کرد و تمام صفات و کمالات خود را در ذات خود مشاهده کرد، اراده کرد که این کمالات و صفات خود را در حقیقتی مشاهده کند که برای خداوند به منزله ی آیینه باشد.” (۲۰)حضرت امام خمینی (ره) در جای دیگر می فرماید:”یقینا آن حقیقت غیبیه مطلقه که به حسب حقیقت ظهوری ندارد به ناچار برای ظهورش آیینه ای لازم است که عکس آن حقیقت در آن تجلی کند.” (۲۲)عطار نیشابوری تمثیل بسیار زیبایی در خصوص آیینه بودن انسان کامل دارد. وی می گوید: چون هیچ موجودی تاب و توان رویارویی مستقیم با خداوند را نداشته و از طرفی طاقت دوری از او را نیز ندارد، پس باید به گونه ای غیرمستقیم با حضرت معبود در ارتباط باشند، از این جهت انسان کامل واسطه بین عالم الوهیت و عالم عبودیت است. عطار در این تمثیل انسان کامل را آیینه خدائی تعبیر می کند:پادشاهی بود بس صاحب جمالدر جهان حسن بی مثل و مثالملک عالم مصحف آیات اودلربائی پرچم رایات اومی ندانم هیچکس آن زهره داشتکز جمال او تواند بهره داشتهر که کردی سوی آن برقع نگاهسر بریدند از تن وی بیگناهمردن از عشق رخ آن دل نوازبهتر از صد زندگانی درازنی کسی را صبر زو بودی دمینی کسی را تاب او بودی همیهر که او دیدی جمالش آشکارجان بدادی و به مردی زار زارلیک چون کس تاب دید او نداشتلذتی جز در شنید او نداشتشاه را قصری نکو بنگاشتندو آینه اندر برابر داشتندبر سر آن قصر وقتی پادشاهوآنگهی در آینه کردی نگاهروی او از آینه می تافتیهرکس از رویش نشان می یافتی (۲۳)چون کسی را نیست چشم آن جمالوزجمالش هست صبر ما محالبا جمالش چونکه نتوان عشق باختاز کمال لطف خود آیینه ساخت (۲۴)
اولیت و آخریت مهدی (عج) در مباحث گذشته بیان شد که حکمت و حکومت همه انبیا، تحقق احکام الهی در روی زمین بوده است که هر کدام از آن پاکان در حد توان و اقتضای زمان در این راه کوشیده اند، ولی هیچکدام به هدف و مقصود خود نرسیدند و تنها قدرتی که به این امر لباس تحقق خارجی خواهد پوشاند وجود مقدس صاحب الزمان است، به عبارت دیگر آخرین معصوم از سلسله معصومین مجری احکام الهی خواهد بود که اولین خواسته هر پیامبر و امامی است، پس آنچه در اول موردنظر بوده است به دست آخرین نفر از این سلسله الهی تحقق خواهد یافت. در واقع، حضرت مهدی هدف غایی نبوت و امامت است و چون هدف غایی است، پس وجودا قبل از همه و وقوعا بعد از همه خواهد بود، بدین جهت حضرت امام (ره) می گوید:روزگارش گرچه از پیشینیان بودی موخرلیک از آدم بدی فرمانش تا عیسی مقرراز فراز توده غبرا، تا گردون اخضروز طراز قبه ناسوت تا لاهوت یکسربنده فرمانبرش گردیده و عبد آستان شد (۲۵)مولوی در شرح حدیث شریف نحن الاولون الخرون (ما اولیهای آخری هستیم) می گوید:ظاهر آن شاخ اصل میوه استباطنا بهر ثمر شد شاخ هستگرنبودی میل و اومید ثمرکی نشاندی باغبان بیخ شجرپس به معنی آن شجر از میوه زادگر به صورت از شجر بودش ولادمصطفی زین گفت ک آدم و انبیاخلف من باشند در زیر لوابهر این فرموده است آن ذوفنونرمز نحن الاخرون السابقونگر به صورت من ز آدم زاده اممن به معنی جد جد افتاده امکز برای من بدش سجده ملکوز پی من رفت بر هفتم ملکپس ز من زایید در معنی پدرپس زمیوه زاد در معنی شجر (۲۶)اول فکر آخر آمد در عملخاصه فکری کو بود وصف ازلمولوی می گوید همانطور که هدف باغبان از کاشتن درخت، ثمره آن است و درخت بی ثمر ارزش کاشتن ندارد، به عبارت دیگر اگر در ظاهر، میوه محصول درخت است، ولی در واقع درخت محصول میوه است، زیرا اگر میوه دهی نباشد درختی کاشته نمی شود.جامی می گوید:آدم که به صورت پدر و من پسرمآندم که بدیده حقیقت نگرمصدگونه گواه آید ازو در نظرمکو از ره معنی پسر و من پدرم (۲۷)از اینرو همه انبیا مانند درختی هستند که کاشته می شوند تا میوه بدهند. میوه انبیای سلف پیامبر اکرم و خاندان وی است که اگر اینها نبودند آنان نیز نبودند. از این جهت حضرت امام خمینی (ره) ظهور شجره طیبه نبوت را به برکت وجود حضرت رسول اکرم (ص) دانسته و می گوید.ای صوت رسای آسمانیای رمز ندای جاودانیای قله کوه عشق و عاشقوی مرشد ظاهر و نهانیای جلوه کامل اناالحقدر عرش مرفع جهانیوی اصل شجر ظهوری از تودر پرتو سر سرمدانی (۲۸)
پینوشتها:
۱٫ دیوان، ص ۲۹۰- ۲۸۹٫۲٫ الفتوحات المکیه، چاپ بیروت، ج ۳، باب، ۲۶۶٫۳٫ دیوان امام، قصیده بهاریه، ص ۲۵۹٫۵ و ۴٫ لاهیجی، شرح گلشن راز، انتشارات محمودی، ص ۳۱۷ و ۳۱۵٫۶٫ اشعه اللمعات، ص ۲۴۵ و ۲۴۶٫۷٫ دیوان امام، قصیده بهاریه، ص ۲۶۰٫۸٫ الفتوحات المکیه، باب ۳۶۶٫۹٫ دیوان امام، قصیده بهاریه، ص ۲- ۲۶۱٫۱۰٫ کلیات شمس تبریزی، چاپ امیرکبیر، ص ۱۱۸۹٫۱۱٫ کلیات شمس تبریزی، چاپ امیرکبیر، ص ۹۱۷٫۱۲٫ همان مدرک، ص ۶۴٫۱۳٫ دیوان امام، ص ۷- ۲۷۵٫۱۴٫ مجمع البحرین، شمس الدین ابرقویی، باب سیم.۱۵٫ دیوان امام، ص ۲۶۰٫۱۶٫ دیوان امام، ص ۲۶۰٫۱۷٫ دیوان امام، ص ۲۶۵٫۱۸٫ بحارالانوار، چاپ بیروت، ج ۸۴، ص ۱۱۹٫۱۹٫ مثنوی، دفتر چهارم، ص ۲۶۴٫۲۰٫ شرح فصوص قیصری، چاپ بیدار، ص ۱۵۷٫۲۱٫ اشعه اللمعات، ص ۲۰٫۲۲٫ مصباح الهدایه، ص ۵۴٫۲۳٫ منطق الطیر.۲۴٫ منطق الطیر، ص ۷۰٫۲۵٫ دیوان امام، ص ۲۷۷٫۲۶٫ دفتر چهارم، ابیات ۵۲۲ تا ۵۳۰٫۲۷٫ اشعه اللمعات، جامی، ص ۲٫۲۸٫ دیوان، ص ۲۸۹٫منبع:حوزه.نت

















هیچ نظری وجود ندارد