گرچه عالم برزخ و عالم قیامت شباهتهای زیادی با هم دارند، در هر دو جهان قدرت فعّالیتهای خوب و بد از انسان سلب میشود، و پس از مرگ، هیچ کس قادر نیست در پرونده اعمال خود تحوّلی بوجود آورد، زیرا هر دو جهان، دار پاداش و کیفرند، نه دارِ تکلیف و عمل، ولی ازجهات متعدد با یکدیگر تفاوت دارند در این رابطه آن چه میتوان گفت این است که دست یابی به همه تفاوتها کار آسانی نیست، زیرا هیچ کس از آن جهان برنگشته است که مشاهدات خود را از چگونگی و تفاوتهایی که در آن دو جهان مشاهده کرده است برای دیگران، درست، شرح دهد؛ امّا از سویی نیز آسان است، برای اینکه اصول راهنما داریم که گنجینه بسیار ارزشمندی از آیات قرآن کریم و روایات امامان معصوم (ع) درباره عالم برزخ و قیامت آمده است که با استناد به آنها میتوانیم وضعیت را به اندازه وسع و توان خود روشن کنیم. از بررسی آیات و روایات مربوط به عالم برزخ و آخرت میتوان استفاده کرد که بین آن دو عالم، تفاوتهایی اساسی وجود دارد که به طور خلاصه و گذرا بیان میشود.
۱. تفاوت اول:
یکی از تفاوتهای اساسی عالم برزخ و قیامت این است که تا زمانی عالم برزخ وجود دارد، عالم دنیا هم چنان باقی و برقرار است، جمعی میمیرند و به عالم برزخ منتقل میشوند و جمعی دیگر پا به عرصه دنیا گذاشته با عشق و اشتیاق دست به کارهای بزرگی میزنند و پیوسته در کوران حوادث روزگار از حالتی به حالت دیگر تغییر موضع میدهند، عدهای در پی کسب معنویت و عمل به وظایف بندگی خدای متعال، با زحمات و تلاشهای مستمر، خواهان رسیدن به مرحله تکامل انسانیّت و معنویّت هستند و برخی با ظلم و تجاوز، در منجلاب مادّیت و شهوترانی غرق گشته و پستترین مراحل زندگی را انتخاب میکنند، ولی در مورد عالم قیامت وضع این چنین نیست، زیرا پیش از قیام قیامت زندگی دنیا پایان مییابد، و در قرآن کریم درباره حوادث که از پایان عمر جهان و برپایی رستاخیز خبر میدهد، سخن فراوان به میان آمده است، این حوادث مهم و مهیب به (اشراط الساعه) یعنی نشانههای قیامت تعبیر میشود، طبعاً چنین حادثهای بسیار شگفت و شکننده خواهد بود. قرآن عظیم الشأن، با بیان بسیار رسا چنین میفرماید: «إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زلزالها»([۱]) زلزله عظیمی کره زمین را چنان میلرزاند که همه چیز درهم کوبیده خواهد شد، «وَجُمِعَ الشَّمْسُ وَالْقَمَر»([۲]) خورشید و ماه با خارج شدن از مدار به هم میپیوندد، «وَإِذَا الْبِحَارُ سُجِّرَت»([۳]) و آبهای موّاج به شعلههای آتش تبدیل میگردد و … خلاصه پیش از برپا شدن روز جزا تمام موجودات زنده یک جا از بین میرود، به سبب همین تفاوت است که تا قبل از قیامت رابطه برزخیان با دنیا، که دار تکلیف است برقرار خواهد ماند. چون عالم برزخ تتمّهٔ عالم دنیا محسوب میگردد، به همین دلیل ممکن است در اثر برخی از عوامل و افعال نیک که در دنیا صورت میگیرد نعمت بعضی از افراد متنعّم در عالم برزخ افزایش یابد و یا به درجه بالاتر نائل گردند، و هم چنین عذاب بعضی از افراد معذّب در برزخ تخفیف یابد و یا اینکه به کلی از بین برود و همچنین عکس قضیه نیز صادق است یعنی ممکن است بر اثر اعمال و افعال بدی که در دنیا انجام میشود. کیفرشان شدیدتر و بر عذابشان افزوده شود، این مطلبی است که در روایات زیادی خاطر نشان گردیده است، همانند صدقه جاریه و یا تأسیس مراکز فسق و فجور، که تمام گناهانی که به عهده عاملین آن تعلق میگیرد برای مؤسسین آنها نیز بعد از مردن در عالم برزخ میرسد، که در این باره در بحث تکامل ارواح مفصّلاً صحبت شد. امّا در عالم قیامت چنین نیست که تغییر در وضعیت متوفی بوجود آید زیرا دیگر دنیایی نیست که در آن عمل خوب و بد انجام شود. پس نه انسان باقی میماند و نه تکلیفی وجود دارد و قیامت فعلیت محض است و هر که پا به قیامت گذارد، به فعلیت محض رسیده است.
۲. تفاوت دوم:
یکی از مهمترین و عمیقترین مسائل مورد توجّه در مباحث عالم برزخ بحث رجعت است. از آیات قرآن کریم و روایات حضرات معصومین (ع) چنین استفاده میشود که: خداوند قادر متعال هنگام ظهور امام زمان حضرت مهدی (عج) عدهای از مردگان را که دارای ایمان خالص و یا کفر خالص بودهاند پس از مرگ و پیش از قیامت، با همین بدن عنصری به این دنیا باز میگرداند، تا مؤمنان به اجر و پاداش یاری آن حضرت برسند و شاهد عزّت و حاکمیت او بر زمین باشند و کافران مورد انتقام و عذاب قرار گیرند.
رجعت از عقاید عمومی و قدیمی است که در ملل مختلف جهان، میان همه اقوام و مذاهب شرق و غرب قبل از اسلام چه در ادیان آسمانی و چه مکاتب دیگر وجود داشته و کم و بیش هنوز وجود دارد؛ رجعت در زمان پیامبران گذشته و امّتهای پیشین به سطح وسیع اتّفاق افتاده است. همانند جریان عزیر یا آرمیا که از پیامبران بنی اسرائیل بود، از دنیا رفت و پس از صد سال خداوند او را زنده کرد و به دنیا بازگشت، ([۴]) و یا زنده شدن هزاران نفر که از ترس مرگ از خانههای خود فرار کردند، خداوند آنها را میراند، پس زنده کرد. ([۵]) و هم چنین کشته بنی اسرائیل، که در زمان حضرت موسی اتّفاق افتاد، دم گاو را به مقتول زد، زنده شد. ([۶]) و یا زنده شدن هفتاد نفر از همراهان حضرت موسی، ([۷]) امّا در این مورد شیعیان امامیه با استناد به قرآن و سنّت دو منبع اصلی اسلام درباره آن روز سخن فراوان گفتهاند، بنابر این اعتقاد: رجعت، بازگشت دو گروه از مردگان مؤمنان محض و کافران محض پس از ظهور حضرت مهدی (عج) است.
امام صادق (ع) یکی از شرایط ایمان را اعتقاد به رجعت دانسته میفرماید:مَنْ أَقَرَّ بِسَبْعَهِ أَشْیاءَ فَهُوَ مُؤْمِنٌ … وَمنها الاِیمَانِ بِالرَّجْعَه. ([۸]) هر کس به هفت چیز اعتقاد داشته باشد مؤمن است که یکی از آنها ایمان به رجعت است.
اعتقاد به رجعت نزد شیعه در طول اعتقاد به توحید و همانند آن، از ضروریات مذهب به شمار میآید. که برخی احادیث، انکار کننده رجعت را از دایره تشیّع خارج میداند. امام صادق (ع) فرموده است:
لَیسَ مِنَّا مَنْ لَمْ یؤْمِنْ بِکرَّتِنَا. ([۹])از ما نیست کسی که ایمان به بازگشت ما ندارد.در این روایت، امام صادق (ع) اعتقاد به رجعت را یکی از ویژگیهای فکری شیعه معرفی کرده و از منکران آن برائت میجوید. در تفسیر علی بن ابراهیم قمی روایتی از امام صادق (ع) نقل میکند: عَنِ الْمُفَضَّلِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللهِ (ع) فِی قَوْلِهِ {وَ یوْمَ نَحْشُرُ مِنْ کلِّ أُمَّهٍ فَوْجاً}([۱۰]) قَالَ لَیسَ أَحَدٌ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ قُتِلَ إِلَّا یرْجِعُ حَتَّی یمُوتَ وَلا یرْجِعُ إِلَّا مَنْ مَحَضَ الاِیمَانَ مَحْضاً أَوْ مَحَضَ الْکفْرَ مَحْضا. ([۱۱])مفضل از امام صادق (ع) درباره آیه «آن روزی که از هر امّتی گروهی را محشور میگردانیم» نقل کرده است که آن حضرت فرمود: هیچ مؤمنی کشته نشده است، مگر این که باز میگردد، تا به مرگ طبیعی از دنیا برود و باز نمیگردند، مگر مؤمنان محض و کافران محض.
البتّه بحث رجعت از اهمّیت و جایگاه بسیار والایی برخوردار است که باید مورد بررسی قرار گیرد، امّا از آن جایی که این بحث دامنه گستردهای دارد که در این مختصر نمیگنجد خوانندگان محترم، به کتاب (رجعت در عصر ظهور) که به نحو استدلالی مورد تحقیق قرار گرفته مراجعه کنند، تا شاید افقهای روشنی را پیش روی طالبان حقیقت بگشاید. خلاصه رجعت همان بازگشت از برزخ به دنیا است، ولی بازگشت از قیامت به دنیا به هیچ وجه امکان پذیر نیست. زیرا مؤمنان هیچگاه آرزوی بازگشت به دنیا و تغییر در وضع موجودشان را ندارند، چون همه خوبیها و کمالهای او به مرحله ظهور و شهود رسیدهاند، هر انسانی که از سیر حرکت خود به جوار قرب الاهی و لقاء او نائل آید، به نهایت مطلوب که فوق آن مطلوبی نیست نائل گشته است. امّا کافران و منافقان که دوزخ محل ورود و استقرار آنها است، بعد از دیدن عذابها و رنجهای دوزخ تقاضای بازگشت به دنیا را میکنند، ولی به هیچ وجه بازگشت امکانپذیر نیست، آنها در حالی درخواست بازگشت میکنند که گویی از این واقعیت بیخبرند که سرای آخرت دار جزاست. علی (ع) در معنی آخرت اینگونه فرموده است:وسمیت الآخره آخره لانّ فیها الجزاء و الثواب. ([۱۲])آخرت را از آن رو آخرت نامیدهاند که سزا و پاداش در آن است.
در رابطه به همین مطلب خدایتعالی با لحن شدید و شکننده در قرآن مجید میفرماید: {رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ، قَالَ اخْسَواْ فیها وَ لا تُکلِّمُون}.([۱۳])پروردگارا ما را از این (دوزخ) بیرون آر، اگر بار دیگر تکرار کردیم قطعاً ستمگریم (و مستحق عذاب)!» خداوند میگوید: «دور شوید در دوزخ، و با من سخن مگویید»!
از این آیه شریفه استفاده میشود که آنان ضمن اعتراف به گناهان خود، آرزوی رجعت به دنیا را دارند که با پاسخ منفی خداوند روبرو میشوند، که: «اخْسَواْ فیها وَ لَا تُکلِّمُون» دور شوید و با من صحبت مکنید. علّامه طباطبایی در ذیل آیه فوق مینویسد: «قال اخْسَواْ فیها» معنایش این است که خداوند به آنها میگوید: همچون سگان دور و داخل آتش شوید، این کلمهٔ مخصوص به سگان گفته میشود، و اگر به انسان گفته شود برای خوار کردن او و ثابت کردن استحقاق عقاب برای اوست. «ولا تکلمون» برای اینکه بیشتر آنها را خوار کرده و غضب خود را آشکار کرده باشد، میگوید با من سخن نگوئید، زیرا کسی که به منظور اهانتش با او سخن نگوید، بر خواری و بدبختیش میافزاید. ([۱۴]) البتّه در بحث معاد همین کتاب از حالات دوزخیان و چگونگی دوزخ به طور خلاصه اشاره خواهد شد.
۳. تفاوت سوّم:
یکی دیگر از تفاوتهای میان برزخ و قیامت این است که روح انسان پس از ارتحال از این دنیا در عالم برزخ با جسد برزخی و مثالی به حیات خود ادامه میدهد؛ امّا در قیامت روح به همان بدن اصلی دنیوی خود تعلّق میگیرد و معاد جسمانی خواهد بود، آیات زیادی که هر یک به نوعی چگونگی و حالات قیامت را بیان میدارد بر این مسأله دلالت میکنند، ما فعلاً یک آیه را به عنوان نمونه یاد آور میشویم و در آینده در این موضوع بحث خواهیم نمود.{وَضَرَبَ لَنَا مَثَلًا وَنَسی خَلْقَهُ قَالَ مَن یحْیِ الْعِظَامَ وَهِی رَمِیم}. ([۱۵])و برای ما مثالی زد و آفرینش خود را فراموش کرد و گفت: چه کسی این استخوانها را زنده میکند در حالی که پوسیده است؟!
البتّه انکار معاد در هر دورانی بوده و منحصر به دوران ما نیست، به خصوص در آغاز ظهور اسلام که شدّت آن از طرف معاندین و اهل کفر به حدّ بسیار بالایی بود، تا آنجایی که یک روز شخصی منکر حشر، از راه خصومت و مجادله استخوان پوسیدهای را به نزد رسول اکرم (صل الله علیه و آله و سلم) آورده و در حضور آن بزرگوار خرد کرد و گفت: خدای تو میگوید: این استخوان در قیامت زنده میشود؟ در این موقع آیات قرآن همچون قطرات حیات بخش باران بهار بر قلب پیامبر بارید و با منطقی قوی و صریح به او پاسخ داد:{قُلْ یحییها الَّذِی أَنشَأَهَا اوّل مَرَّهٍ وَهُوَ بِکلّ خَلْقٍ علیام}.بگو همان کسی آن را زنده میکند که نخستین بار آن را آفرید و او به هر مخلوقی داناست!
آیه مبارکه به روشنی بیانگر این حقیقت است که روح در قیامت به همین بدن پوسیده و ازهم متلاشی شده تعلق خواهد گرفت، کوتاه سخن اینکه پس از مرگ و جدایی روح از بدن دنیوی، زندگی برزخی با جسم مثالی شروع میشود و کم و بیش در آن عالم باقی میماند، بعد از آن قیامت او آغاز میگردد و وارد زندگی ابدی و همیشگی با همین بدن عنصری میگردد.
۴. تفاوت چهارم:
از دیگر تفاوتهای برزخ و قیامت، مسأله شفاعت است. از آیات و روایات فراوانی مسأله شفاعت در قیامت استفاده میشود و هیچ کس منکر آن نیست. شفاعت به معنای ضمیمه کردن چیزی به چیزی برای کمک است و بیشتر برای کسی استعمال میشود که دارای رتبه برتر است و در کنار پایین تر قرار داده میشود تا او را کمک کند ([۱۶]). شفاعت کار خارج از ضابطه نیست، شفاعت نوعی لطف و کرم از جانب خداوند به بندگانی است که اعتقاد و عملشان درست بوده و به رغم اینکه انسان خوبی بودهاند احیاناً در جایی لغزیدهاند، گناهی مرتکب شده و موفّق به توبه نگردیدهاند.
البتّه در مسأله شفاعت چند مطلب از اهمّیت ویژهای برخوردار است که باید مورد دقّت قرار گیرد.
الف ـ بدون شک همه شفاعتها از آنِ خداوند و منتهی به او است. زیرا او مالک همه چیز است. آیاتی از کلام الله مجید که میگوید: شفاعت بدون اذن خداوند امکان ندارد، ناظر به همین معنا است. ([۱۷]){قُلْ لِلَّهِ الشَّفاعَهُ جَمیعاً}. ([۱۸])بگو تمام شفاعت از آن خداوند است.
ب ـ شفاعت در واقع و حقیقت، همان مغفرت الاهی است که وقتی به خداوند ـ که منبع و صاحب خیرها و رحمتهاست ـ نسبت داده شود، به نام (مغفرت) خوانده میشود و هنگامیکه به وسایط و مجاری رحمت منسوب میگردد، نام (شفاعت) به خود میگیرد، بنابراین هر چیزی که سبب شمول مغفرت هست، سبب شمول شفاعت نیز خواهد بود. از نظر عقلی، سبب مغفرت، جز قابلیت قابل چیز دیگری نخواهد بود. به عبارت روشنتر، شفاعت شافعان شامل کسانی میشود که شایستگی و قابلیت شفاعت را داشته باشند. از نظر قرآن قطعی و مسلّم است که کفر و شرک به خدا مانع مغفرت است؛ یعنی اعتقاد به یگانگی خداوند و قرار داشتن در صراط مستقیم الاهی شرط لازم شفاعت است.
{إِنَّ اللهَ لا یغْفِرُ أَن یشرَک بِهِ وَیغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِک لِمَن یشَاء}. ([۱۹])خداوند، شرک به او را نمیآمرزد (ولی) کمتر از آن را برای هر کس بخواهد (و شایسته بداند) میآمرزد.از این آیه به روشنی دانسته میشود که کفر و شرک مانع قابلیت رسیدن به شفاعت و مغفرت میشود، چون همان طور که گفته شد ـ شفاعت نیاز به وجود زمینه مساعد دارد و چنین افرادی این زمینهها را به کلی از بین بردهاند. شفاعت همچون آبی است که بر پای نهال ضعیفی ریخته میشود؛ بدون شک اگر نهال به کلی مرده باشد، این آب آن را زنده نمیکند. قرآن مجید در این رابطه با بیان روشن و قاطع میفرماید:
{فَما تَنْفَعُهُمْ شَفاعَهُ الشَّافِعین}. ([۲۰])شفاعت هیچ یکی از شفاعت کنندگان به حال آنها سودی نمیبخشد.
پس شفاعت شامل همه مجرمین نمیگردد.
ج ـ در توسّل و استشفاع به اوّلیای خدا باید توجه داشت که خداوند آنان را وسیله و شفیع قرار داده است: قرآن در این باره به بیان صریح و رسا میفرماید:{یاأیهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ اتَّقُواْ اللهَ وَابْتَغُواْ إِلَیهِ الْوَسِیلَهَ}. ([۲۱])ای کسانی که ایمان آوردهاید! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید! و وسیلهای برای تقرب به او بجوئید.
با توجّه به این که وسایل و اسباب را خداوند سبب قرار داده و از ما خواسته است از این وسایل و اسباب استفاده کنیم، این نه تنها شرک نیست بلکه عین توحید است، زیرا انسانی که متوسّل میشود و کسی را شفیع قرار میدهد توجّهش به خداست و از خدا توسط شفیع چیزی را طلب میکند، چون خدا خواسته و رضایت داده است که شفیع، شفاعت کند، بلی توسل به شفیع بدون توجّه به خداوند شرک در عبادت خواهد بود.از این رو میبینیم که خدای متعال گناهکاران را امر میکند که به خانه رسول اکرم (صل الله علیه و آله و سلم) بروند و علاوه بر اینکه خود طلب آمرزش میکنند، از آن حضرت بخواهند که برای ایشان طلب مغفرت کند.{وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَاءُوک فَاسْتَغْفَرُواْ اللهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللهَ تَوَّابًا رَّحِیمًا}. ([۲۲])و اگر این مخالفان، هنگامی که به خود ستم میکردند (و فرمانهای خدا را زیر پا میگذاردند)، به نزد تو میآمدند و از خدا طلب آمرزش میکردند و پیامبر هم برای آنها استغفار میکرد خدا را توبه پذیر و مهربان مییافتند.
درباره شفاعت روایات فراوانی نقل شده است که مجال نقل همه آنها نیست. ما از بین همه آنها فقط یک روایت را انتخاب کرده و به این بحث پایان میدهیم.محمّد بن مسلم گوید:از امام باقر (ع) شنیدم که میفرمود: روز قیامت بر پیشانی هر کس نوشته شده است که او مؤمن است یا کافر. در این هنگام یکی از مؤمنان و دوستان اهل بیت (ع) که لغزشهایی داشته است، روانه دوزخ میگردد، پس فاطمه زهرا (س) که ناظر بر جریان است درصدد شفاعت او برآمده میگوید: خدایا نام مرا از این رو فاطمه نهادی که دوستان من و دوستان فرزندانم را از آتش دوزخ بازداری و تو خُلف وعده نمیکنی؛ از جانب حق خطاب میشود آری آنچه گفتی راست است و من از این جهت دستور دادم که این بنده را روانه دوزخ کنند تا تو شفاعت او را کنی ومن شفاعت تو را بپذیرم و بدین سبب بر فرشتگان و پیامبران و همه اهل محشر جایگاه و مقام تو در پیشگاه من معلوم گردد. ([۲۳])
از این روایت شریف دانسته میشود که شفاعت خاندان رسول مکرّم اسلام (صل الله علیه و آله و سلم) ، لطف بزرگی در آمرزش برخی از گناهان در قیامت است؛ امّا اینکه محدوده شفاعت تا کجا است، چه گناهانی به واسطه محبّت و دوستی خاندان پیامبر بخشوده میشود و شفاعت کنندگان کیاناند؟ مربوط به بحث مفصّل شفاعت است.
امّا عالم برزخ: از برخی روایات استفاده میشود که شفاعت در برزخ وجود ندارد و مؤمنان گناهکار آثار اعمال بد دنیوی خود را در برزخ میبینند.
عمر بن یزید گوید: از امام صادق (ع) سؤال کردم که از شما شنیدم که فرمودید: شیعیان ما در بهشت هستند؛ هر چند گناهکار باشند. فرمودند: آری. عرض کردم: فدایت شوم، گناهان فراوان و بزرگاند؛ فرمود: امّا در قیامت همه شما در اثر شفاعت پیامبر مطاع یا وصی پیامبر داخل بهشت خواهید شد؛ ولی من درباره برزخ شما نگرانم. عرض کردم: برزخ چیست؟ فرمود: قبر است از هنگام مردن تا هنگامی که قیامت به پا شود. ([۲۴])
۵. تفاوت پنجم:
در برزخ سؤال، همگانی نیست و اگر باشد هم فقط از عقاید و کلّیات سؤال میشود و در قیامت از جزئیات و کلّیات میپرسند و همگانی خواهد بود.
{فَوَ رَبِّک لَنَسْئَلَنَّهُمْ أجْمَعِینَ عَمَّا کاَنُواْ یعْمَلُون}. ([۲۵])پس سوگند به پروردگارت که از همه آنان خواهیم پرسید، از آنچه انجام میدادند.
و حتّی از انبیای خدا هم سؤال میکنند.{فَلَنَسْئَلَنَّ الَّذِینَ اُرْسِلَ إِلَیهِمْ وَ لَنَسْئَلَنَّ الْمُرْسَلِین}. ([۲۶])
به یقین، (هم) از کسانی که پیامبران به سوی آنها فرستاده شدند سؤال خواهیم کرد (و هم) از پیامبران سؤال میکنیم.از پیامبران درباره ادای رسالتهایی که به دوش داشتهاند، سؤال میشود و آنها پاسخ خواهند داد که پیام الهی را به امّتهایشان ابلاغ کردند و رسالت خویش را ادا نمودند. هم چنین از امّتها درباره رسالت انبیاء سؤال میشود که پیامبرانی برای شما فرستادیم. آیا شما آنها را تصدیق کردید یا تکذیب؟
چنانچه در آیه دیگری از قرآن آمده است، از رهبران دینی نیز در مورد برخورد مردم با آنان سؤال میشود.{یوْمَ یجْمَعُ اللهُ الرُّسُلَ فَیقُولُ مَا ذَا أُجِبْتُم}. ([۲۷])روزی که خدا پیامبران را گرد آورد و بپرسد که دعوت شما را چگونه پاسخ دادند؟
دامنه سؤال در قیامت چنان گسترده است که از گوش و چشم و دل هم سؤال میگردد:{إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ کلُّ اولئک کاَنَ عَنْهُ مَسْؤلاً}. ([۲۸])چرا که: گوش و چشم و دل، همه مسئولاند.
حتّی از نحوه برخورد آدمی با نعمتهای الهی نیز پرسیده میشود.{ ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ یوْمَئذٍ عَنِ النَّعِیم}. ([۲۹])سپس در آن روز (همه شما) از نعمتهایی که داشتهاید بازپرسی خواهید شد!
در روایات بسیاری از ائمّه معصومین (ع) وارد شده است که مقصود از (نعیم) که از آن در روز قیامت سؤال میشود، پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله و سلم) و امامان معصوم (ع) اند. برای مثال در یکی از احتجاجات امیر مؤمنان علی (ع) با فرد زندیق آمده است: … وَهُمُ النَّعِیمُ الَّذِی یسْأَلُ الْعِبَادَ عَنْهُ لأَنَّ اللهَ تَبَارَک وَتَعَالَی أَنْعَمَ بِهِمْ عَلَی مَنِ اتَّبَعَهُمْ مِنْ اوّلیائِهِمْ قَالَ السَّائِلُ مَنْ هَؤُلَاءِ الْحُجَجُ قَالَ (ع) هُمْ رَسُولُ اللهِ (صل الله علیه و آله و سلم) وَمَنْ حَلَّ مَحَلَّهُ مِنْ أصْفِیاءِ الله… . ([۳۰])
و آنان (حجج الهی) همان «نعیمی» هستند که بندگان خدا از آن سؤال میشوند. زیرا خداوند به وجود آنان بر دوستداران و پیروانشان نعمت ارزانی داشته است. زندیق پرسید: این حجج الهی چه کسانیاند؟ امام (ع) فرمود: آنان رسول خدا و جانشینان وی هستند که از سوی خداوند برگزیده شدهاند.
در حدیثی از پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله و سلم) نقل شده است: أَنَا اوّل قَادِمٍ عَلَی اللهِ ثُمَّ یقْدَمُ عَلَی کتَابُ اللهِ ثُمَّ یقْدَمُ عَلَی أَهْلُ بَیتِی ثُمَّ یقْدَمُ عَلَی أُمَّتِی فَیقِفُونَ فَیسْأَلُهُمْ مَا فَعَلْتُمْ فی کتَابِی وَأهْلِ بَیتِ نَبِیکمْ. ([۳۱])من نخستین کسی هستم که (در قیامت) به پیشگاه خداوند حاضر میشوم. سپس قرآن بر من وارد میشود و پس از آن خاندانم و سپس امتم. پس امتم میایستند و خداوند از آنها میپرسد که با کتاب من (قرآن) و اهل بیت پیامبرتان چه کردید.
۶. تفاوت ششم:
در عالم برزخ انسانها تدریجی و به فواصل زمانی وارد میشوند و به حیات خود ادامه میدهند تا مقدّمات تحقق قیامت و برانگیخته شدن افراد فراهم شود؛ امّا در قیامت به طور ناگهانی و جمعی محشور میگردند:{وَنُفِخَ فی الصُّورِ فَجَمَعْنَاهُمْ جَمْعاً}. ([۳۲])و در صور [شیپور] دمیده میشود و ما همه را جمع میکنیم!
{وَلا یزَالُ الَّذِینَ کفَرُواْ فی مِرْیهٍ مِّنْهُ حَتی تَأْتِیهُمُ السَّاعَهُ بَغْتَه}. ([۳۳])کافران همواره در باره قرآن در شک هستند، تا آنکه روز قیامت بطور ناگهانی فرارسد.
{حَتَّی إِذا جاءَتْهُمُ السَّاعَهُ بَغْتَهً قالُوا یا حَسْرَتَنا عَلی ما فَرَّطْنا فیها}. ([۳۴])تا هنگامی که ناگهان قیامت به سراغشان بیاید میگویند: ای افسوس بر ما که درباره آن، کوتاهی کردیم!
۷. تفاوت هفتم:
عذاب قیامت به مراتب سختتر و شدیدتر از عذاب برزخ است و قابل تحمّل نخواهد بود:{وَ حَاقَ بآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذَاب النَّارُ یعْرَضُونَ عَلَیهَا غُدُوًّا وَعَشِیا وَیوْمَ تَقُومُ السَّاعَهُ أَدْخِلُواْ ءَالَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَاب}. ([۳۵])و بدترین عذاب متوجّه آل فرعون شد. آتشی که هر صبح و شام بر آن عرضه میشوند تا قیامت به پا شود و چون به پا شد گفته میشود ای آل فرعون داخل شدیدترین عذاب شوید.
در روایتی از امام صادق (ع) نقل شده است که آن حضرت فرمود: إِنَّ لِلْقَبْرِ کلاماً فی کلِّ یوْمٍ یقُولُ أَنَا بَیتُ الْغُرْبَهِ أَنَا بَیتُ الْوَحْشَهِ أَنَا بَیتُ الدُّودِ أَنَا الْقَبْرُ أَنَا رَوْضَهٌ مِنْ رِیاضِ الْجَنَّهِ أَوْ حُفْرَهٌ مِنْ حُفَرِ النَّارِ. ([۳۶])
به درستی که قبر هر روز کلامی دارد و میگوید: من خانه غربتم، من خانه وحشتم، من خانه کرمهایم، من قبرم و من باغی از باغهای بهشت یا گودالی از گودالهای آتشم.از این روایت دانسته میشود که بهشت برزخی باغی از باغهای بهشت و عذاب برزخی نیز گودالی از گودالهای آتش در قیامت است. نه اینکه همان بهشت یا جهنّم در قیامت باشد.
۸. تفاوت هشتم:
تفاوت دیگر برزخ و قیامت، محدود بودن عالم برزخ است که انسان بعد از مرگ فقط تا قیام قیامت به زندگی برزخی خود ادامه میدهد. به عبارت دیگر، مدّت زمان عالم برزخ ابتدایش مرگ و انتهایش دمیده شدن در صور و به پایان رسیدن عالم دنیا است. همان روزی که خورشید و ماه، زمین و آسمان، جن و انس و فرشتگان همه باید ندای حق را (لبیک) گویند و به سوی او بشتابند. قرآن کریم که چشمه زلال معرفت است، میفرماید:
{وَمِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلی یوْمٍ یبْعَثُون}.و پیش رویشان برزخی است تا روزی که برانگیخته میشوند.
چنانکه ـ طبق روایتی ـ امام صادق (ع) در جواب کسی که، از آن حضرت سؤال کرد «برزخ چیست؟»، فرمود: مُنْذُ حِینِ مَوْتِهِ إِلَی یوْمِ الْقِیامَه. ([۳۷])از هنگام مرگش تا روز قیامت میباشد.
امّا بعد از برپایی قیامت مؤمنان برای ابد در بهشت و کافران همیشه در جهنّم خواهند بود و قرآن کریم در مورد بهشت قیامت تعبیر «جنّهًْ الخلد» به کار برده است.
{قُلْ أذَالِک خَیرٌْ أمْ جَنَّهُ الْخُلْدِ الَّتی وُعِدَ الْمُتَّقُونَ…}. ([۳۸])بگو: آیا این [آتش سوزان] بهتر است یا بهشت جاودانی که به پرهیزکاران وعده دادهاند؟… .
از عذاب جهنّم قیامت نیز با تعبیر (عذاب الخلد) یاد کرده است: {… وَ ذُوقُواْ عَذَابَ الْخُلْدِ بِمَا کنتُمْ تَعْمَلُون}.پس [به آنان گویند:] … به کیفر آنچه همواره انجام میدادید، عذاب جاودانه را بچشید.
ناگفته نماند تفاوتهای عالم برزخ و قیامت بیش از موارد مذکور است که بررسی همه آنها از حوصله نگارنده و گنجایش این نوشتار خارج است.
منابع
[۱]) زلزله/ ۱.[۲]) قیامه/ ۹.[۳]) تکویر/ ۶.[۴]) بقره/ ۲۵۹.[۵]) بقره/ ۲۴۳.[۶]) بقره/ ۷۲ و ۷۳.[۷]) اعراف ۱۵۵.[۸]) وسائل الشیعه، ج ۲۴، ص ۱۳۲. بحار الانوار ج ۵۳، ص ۱۲۱.[۹]) من لا یحضره الفقیه ج ۳، ص ۴۵۸. بحار الانوار ج ۵۳، ص ۹۲.[۱۰]) نمل/ ۸۳.[۱۱]) تفسیر قمی، ج ۲ ص ۱۳۱. بحار الانوار، ج ۵۳، ص ۵۲.[۱۲]) علل الشرایع، ص ۲.[۱۳]) مؤمنون/ ۱۰۷ و ۱۰۸.[۱۴]) ترجمه تفسیر المیزان، ج ۱۵، ص ۱۰۱.[۱۵]) یس/ ۷۸ و ۷۹.[۱۶]) راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن ص ۴۵۷.[۱۷]) مریم/ ۸۷؛ «لا یمْلِکونَ الشَّفاعَهَ إِلاَّ مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ» طه/ ۱۱۰؛ «لا تَنْفَعُ الشَّفاعَهُ إِلاَّ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ» سبأ/ ۲۳؛ «وَ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَهُ عِنْدَهُ إِلاَّ لِمَنْ أَذِنَ لَهُ» بقره/ ۲۵۵؛ «مَنْ ذَا الَّذی یشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ».[۱۸]) زمر/ ۴۴.[۱۹]) نساء/ ۱۱۶.[۲۰]) مدّثّر/۴۸.[۲۱]) مائده/ ۳۵.[۲۲]) نساء/ ۶۴.[۲۳]) «سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (ع) یقُولُ لِفَاطِمَهَ وَقْفَهٌ عَلَی بَابِ جَهَنَّمَ فَإِذَا کانَ یوْمُ الْقِیامَهِ کتِبَ بَینَ عَینَی کلِّ رَجُلٍ مُؤْمِنٍ أوْ کافِرٍ فَیؤْمَرُ بِمُحِبٍّ قَدْ کثُرَتْ ذُنُوبُهُ إِلَی النَّارِ فَتَقْرَأُ بَینَ عَینَیهِ مُحِبّاً فَتَقُولُ إِلَهِی وَسَیدِی سَمَّیتَنِی فَاطِمَهَ وَفَطَمْتَ بِی مَنْ تَوَلَّانِی وَتَوَلَّی ذُرِّیتِی مِنَ النَّارِ وَوَعْدُک الْحَقُّ وَأَنْتَ لَا تُخْلِفُ الْمِیعَادَ فَیقُولُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ صَدَقْتِ یا فَاطِمَهُ إِنِّی سَمَّیتُک فَاطِمَهَ وَفَطَمْتُ بِک مَنْ أَحَبَّک وَتَوَلَّاک وَأحَبَّ ذُرِّیتَک وَتَوَلَّاهُمْ مِنَ النَّارِ وَوَعْدِی الْحَقُّ وَأَنَا لَا اُخْلِفُ الْمِیعَادَ وَإِنَّمَا أَمَرْتُ بِعَبْدِی هَذَا إِلَی النَّارِ لِتَشْفَعِی فِیهِ فَأُشَفِّعَک لِیتَبَینَ لِمَلَائِکتِی وَأنْبِیائِی وَرُسُلِی وَأَهْلِ الْمَوْقِفِ مَوْقِفُک مِنِّی وَمَکانَتُک عِنْدِی فَمَنْ قَرَأْتِ بَینَ عَینَیهِ مُؤْمِناً فَجَذَبْتِ بِیدِهِ وَأَدْخَلْتِهِ الْجَنَّهَ [فَخُذِی بِیدِهِ وَ أَدْخِلِیهِ الْجَنَّه]» (علل الشرایع، ج ۱، ص ۱۷۹؛ کشف الغمه، ج ۱، ص ۴۶۳، بحار الانوار، ج ۸، ص ۵۰)[۲۴]) الکافی، ج ۳، ص ۲۴۲. قبلاً از این روایت در بحث (فشار و عذاب قبر) استفاده شده است.[۲۵]) حجر / ۹۲ ـ ۹۳.[۲۶]) اعراف/ ۶.[۲۷]) مائده/ ۱۰۹.[۲۸]) اسراء/ ۳۶.[۲۹]) تکاثر/ ۸.[۳۰]) بحار الانوار، ج ۹۰ ص ۱۱۸.[۳۱]) همان، ج ۷ ص ۲۶۵.[۳۲]) کهف/ ۹۹.[۳۳]) حج/ ۵۵.[۳۴]) انعام/ ۳۱.[۳۵]) غافر/ ۴۵ و ۴۶.[۳۶]) الکافی، ج ۳، ص ۲۴۲، ح ۳؛ بحار الانوار، ج ۶، ص ۲۶۷.[۳۷]) همان.[۳۸]) فرقان/ ۱۵.
اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی

















هیچ نظری وجود ندارد