مورخان اهل سنت:
مورخان اسلامى که سیره رسول خدا | را نوشتهاند به حادثه غدیر اشاره کردهاند؛ چه مشروح و چه به عنوان خطبه رسول خدا | در حجهالوداع. حتى کسانی که عناد خاصى با شیعه دارند نیز نتوانستهاند وقوع حادثه را نادیده بگیرند؛
«فصل فى خطبته |بمکان بین مکه و مدینه فى ایراد الحدیث الدال على انّه × خطب بمکان بین مکه و المدینه مرجعه عن حجه الوداع قریب من الجحفه یقال له غدیرخم»([۱])
«فصلى درباره سخنرانى رسول خدا | در محلى بین مکه و مدینه و آوردن احادیثى که دلالت مىکند رسول خدا | هنگام بازگشت از حجهالوداع نزدیک جُحفه که به آن غدیر خم مىگویند، سخنرانى کرده است».
ابن کثیر عناد خاص خود را به شیعه چنین ابراز مىدارد:
«و نحن نورد عیون ما روى فى ذلک مع اعلامنا انّه لا حظ للشیعه فیه و لا متمسک لهم و لا دلیل لما نبینّه و ننبّه علیه.»([۲])
«ما عین آنچه را درباره حادثه غدیر وارد شده است، مىآوریم با این که پیشتر اعلام مىکنیم که حادثه غدیر بهرهاى براى شیعه ندارد و وسیلهاى براى آنان نیست و دلیلى نیز براى حقانیت آنان نیست که در آینده آن را بیان مىکنیم و به این مسأله توجه خواهیم کرد».
عجیب است که ابن کثیر پس از نقل حدیثى در این زمینه مىنویسد:
«قال شیخنا ابوعبدالله الذهبى و هذا حدیث صحیح.»([۳])
«استاد ما ذهبى گفته است حدیث غدیر صحیح است.»
کسى نیست به ابن کثیر بگوید که اگر این حدیث صحیح است، چگونه به نفع شیعه نیست و عجیبتر آن که با دیدگاه افراطى اهل سنت درباره صحابه به خصوص سلفیون که ابن کثیر از آنان است در ادامه براى این که به گفته خود او شیعه را از این حدیث بىبهره کند، حاضر شده است به ابوهریره – که از صحابه است – نسبت دروغگویى بدهد، چرا که وى نزول آیه {الیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ} را در روز غدیر نقل کرده است([۴]) و عجیبتر آن است که ابن کثیر در تفسیرش به حادثه غدیر اشاره مىکند و مىنویسد:
«و قد ثبت فى الصحیح»؛([۵]) در نقل صحیح، این حادثه ثابت شده است.
















هیچ نظری وجود ندارد