برخى از مسلمین تصورمى کنند باید فعالیت هاى تبلیغى، فرهنگى و اجتماعى خود را به قلمرو جهان اسلام منحصر نمایند و این مجموعه را از گزند آسیب هاى گوناگون حفظ نمایند؛ البته سالم سازی اجتماعات اسلامى و رشد فضیلت هاى قرآنى و آسمانى در میان آنان امرى اجتناب ناپذیر است. در حالى که به موازات ایجاد تعهد و انگیزه هاى معنوى در بین افراد مسلمان اگر از این فراخوانى افراد غیر مسلمان بپرهیزند دیگران با فعالیت هاى تبلیغى، افراد آنان را جذب مى کنند.البته دعوت اسلامى نیاز به مقدماتى دارد، در وهله نخست باید شخص دعوت کننده خود از لحاظ باورها و اعتقادات، ایمان اسلامى و میزان تقید به موازین شرعى آن قدر در اوج باشد که در هنگام فعالیت هاى تبلیغى در جوامع دیگر استحاله نگردد و دچار خودباختگى و حقارت نشود، نکته دوم این که پیام رسان مسلمان باید موقعیت هاى اقلیمى زبانى، آداب و رسوم مردمان، میزان تأثیر پذیرى ملل دیگر و مقتضیات زمانى را در نظر گیرد. قرآن دعوت به توحید را وظیفه افراد و جوامع مى داند:ولتکن منکم أمه یدعون الی الخیر و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و أولئک هم المفلحون(۱)باید از میان شما گروهى باشند که به خیر دعوت کنند و امر به معروف و نهى از منکر نمایند، اینها رستگارانند.باید با جذاب ترین شیوه ها، رعایت حرمت و حقوق افراد و میزان توانایى آنان و بهره گرفتن از امکانات مرسوم از هر عصرى که اسلام استفاده از آنها را منع نکرده است، اسلام برای افراد غیر مسلمان معرفى شود. قرآن استفاده از حکمت، نصیحت پسندیده و مجادله ای نیکو را مورد توجه قرار مى دهد:ادع الی سبیل ربک بالحکمه و الموعظه الحسنه و جادلهم بالتی هی أحسن إن ربک هو أعلم بمن ضل عن سبیله و هو أعلم بالمهتدین(۲)مردم را با حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارت بخوان و با بهترین شیوه با آنان جدال کن. زیرا پروردگار تو به کسانى که از راهش منحرف شده اند آگاه تر است و هدایت یافتگان را بهتر مى شناسد.انسان مسلمانى که مى خواهد دیگران را به سوی یکتاپرستى و آیین محمدی دعوت کند باید با منابع دینى و معارف قرآنى آشنایى کافى داشته و بتواند به سوالات و شبهات پاسخ گوید. مطالبش برهانى، منطقى و در عین حال توام با لطافت و ظرافت باشد، گاهى فراخوانى مزبور فردى است و در مواقعى از طریق گروههاى منسجم، سازمان هاى مذهبى و نشریات صورت مى گیرد، گفت و شنودهاى منظم و هدف دار، سخنرانى هاى پرمحتوا و دل نشین، فعالیت های آموزشى و مانند آنها مى تواند در این راستا موثر و مفید باشد.البته امکانات مادى وقتى با قدرت معنوى توام گردید، تلاش زودتر به ثمر مى رسد.قرآن مى فرماید: و أعدوا لهم ما استطعتم من قوه(۳) و در برابر آنان تا مى توانید نیرو مهیا کنید. عدم واهمه و شجاعت و شهامت کافى هم ضرورت دارد چنان که قرآن تاکید دارد:الذین یبلغون رسالات الله و یخشونه و لا یخشون أحدا إلا الله و کفی بالله حسیبا(۴)کسانى که پیام هاى خدا را مى رسانند فقط از او مى ترسند و از هیچ کس جز او هراسى ندارند. خدا برای حساب کردن اعمالشان کافى است.در هنگام ایجاد رابطه با دول غیر مسلمان، باید مراقب بود، هر گونه تمایل به سوی اهداف سیاسى و فرهنگى آنان با قرآن تباین دارد و اصولا سیاستمداران غربى و استکبار جهانى موقعى از ملل مسلمان راضى مى شوند که آنان از آیین و مذهب خویش دست بردارند:و لن ترضی عنک الیهود و لا النصاری حتی تتبع ملتهم قل ان هدی الله هو الهدی و لئن اتبعت أهواءهم بعد الذی جاءک من العلم ما لک من الله من ولی و لا نصیر(۵)یهودان و ترسایان از تو خشنود نمى شوند تا به آیینشان گردن نهى، بگو هدایت، هدایتى است که از جانب خدا باشد. اگر از آن پس که خدا تو را آگاه کرده است از خواسته ى آنان پیروی کنى هیچ یاور و مددکارى از جانب او نخواهى داشت.بنابراین در برابر افراد بیگانه هر گونه سستى و مسامحه نه تنها روا نیست بلکه این روند حریم دیانت را مورد خدشه قرار مى دهد، صبغه ى مذهبى را کمرنگ تر مى سازد. انفعال و کنار آمدن با پیشنهادات غیر اصولى دشمنان؛ جامعه ى اسلامى را که با سلاح ایمان به نبرد با اهریمن مى پردازد و از دژهاى استوار معنویت صیانت مى کند چنان دچار آفت مى سازد که اگر خصم در روز روشن به قلمرو ایمان و پارسایى یورش آورد، مسلمین خم به ابرو نمى آورند و رگ غیرتشان که با شعارهاى دروغین مداهنه تخدیر شده به جوش نمى آید و بدین گونه زمینه هاى هجوم همه جانبه ى استکبار و نفاق مدرن به مرزهاى اعتقادى فراهم مى شود.اصولا ایجاد مناسبات دوستانه با قدرت هایى که معنویت و عزت مسلمانان را بر نمى تابند، کار خلافى است و قرآن هر مسلمانى را از این رابطه ی خطرناک و ذلت آور باز مى دارد:یا أیها الذین آمنوا لا تتخذوا بطانه من دونکم لا یألونکم خبالا ودوا ما عنتم قد بدت البغضاء من أفواههم و ما تخفی صدورهم أکبر قد بینا لکم الآیات ان کنتم تعقلون(۶)ای کسانى که ایمان آورده اید، دوست هم رازی جز از هم کیشان خود مگیرید که دیگران از هیچ فسادى در حق شما کوتاهى نمى کنند و خواستار رنج و مشقت شمایند و کینه توزى از گفتارشان آشکار است و آن خصومتى که در دل دارند از آن چه بر زبان مى آورند افزون تر است. نشانه هایى را برایتان آشکار ساختیم، اگر به عقل دریابید.در این آیه خداوند به مسلمانان هشدار داده است و اعلام خطر آن عمومى است و باید در هر زمان و مکان به این اخطارها توجه گردد.متاسفانه بسیاری از پیروان قرآن از این هشدارها غفلت ورزیده اند و در نتیجه گرفتار نابسامانى های فراوان شده اند، دشمنانى به ظاهر از مسلمین حمایت مى کنند ولى در عمل ضربه هایى مى زنند که آسیب هاى آن تا سال ها جبران نمى شود. کشورهاى اسلامى و ملل مسلم نباید فریب ظواهرى چون دموکراسى غربى و لیبرالیسم، حقوق بشر و مجامع انسان دوستانه ى استکبار را بخورند، این تشکیلات جز پریشانى و تباهى چیزى براى جهان اسلام نمى خواهند و با این ابزارهاى فریبنده، مسلمین را به دشوارى هاى فرساینده مبتلا مى سازند.از عوامل مهم شکست مسلمانان در برابر قدرت ها همین مناسباتى است که دشمنان از آنها سود مى برند و بوسیله چنین رابطه هایى، اسرار مسلمانان را به دست مى آورند، نقاط ضعف مسلمانان را شناسایى مى کنند و برای اجراى نقشه هاى شوم خویش برنامه ریزى مى کنند، ایجاد رابطه با یک کشور توسعه یافته و صنعتى غربى الزاما تحولى در رشد اقتصادى و اجتماعى کشور مسلمان بوجود نیاورده بلکه در مواردى گرفتارى ها را افزایش داده است.در طریق حق هم نباید از نیروی کم هراس داشت، حضرت على (ع) مى فرمایند: لا تستوحشوا فی طریق الهدی لقله اهله(۷)این آیه نکات دیگرى را متذکر مى گردد:ها أنتم أولاء تحبونهم و لا یحبونکم و تومنون بالکتاب کله و اذا لقوکم قالوا آمنا و اذا خلوا عضوا علیکم الأنامل من الغیظ قل موتوا بغیظکم ان الله علیم بذات الصدور(۸)آگاه باشید که شما آنان را دوست مى دارید و حال آنکه آنان شما را دوست ندارند، شما به همه این کتاب ایمان آورده اید. چون شما را مشاهده کنند، مى گویند ما ایمان آورده ایم ولى چون خلوت کنند از غایت کینه اى که نسبت به شما دارند سر انگشت خویش به دندان گزند. بگو در کینه ى خویش بمیرید. هر آینه خدا به آنچه در دلهاست آگاه است.امام جواد (ع) فرموده اند:ایاک و مصاحبه الشریر فانه کالسیف یحسن منظره و یقبح اثره.(۹)از دوستى با اشرار بپرهیز، زیرا این افراد همچون شمشیرى ظاهرى خوب ولى اثری نامطلوب دارند.امام خمینى در فراز پیامى به مناسبت نوروز سال ۱۳۵۹ هـ شمى فرماید:ما باید حسابمان را با قدرت ها و ابرقدرت ها یکسره کنیم و به آنها نشان دهیم که با تمام گرفتاری مشقت بارى که داریم با جهان برخوردی مکتبى مى نماییم. برادران عزیزم که چشم امید من به شماست با یک دست قرآن و با دست دیگر سلاح برگیرید و چنان از حیثیت و شرافت خود دفاع کنید که قدرت تفکر علیه خود را، از آنان سلب نمائید.(۱۰)امام خمینى با الهام از مضامین قرانى، جامعه اسلامى را به مقابله با هر گونه تهاجمى فرا مى خواند و خواهان آن است که ستیزه جویى با قدرت طلبان زورگو در روح مسلمین با اقتدار و عزت زنده بماند و به مصداق: لن یجعل الله الکافرین علی المومنین سبیلا(۱۱) متذکر مى گردد:«نکته ى مهمى که همه ى ما باید به آن توجه کنیم و آن را اصل و اساس سیاست خود با بیگانگان قرار دهیم این است که دشمنان ما و جهان خواران تاکى و تا کجا ما را تحمل مى کنند و تا چه مرزی استقلال و آزادى ما را قبول دارند و به یقین آنان مرزى جز عدول از همه هویت ها و ارزش هاى معنوى الهیات نمى شناسند، ما چه بخواهیم و چه نخواهیم صهیونیست ها و آمریکا و…. در تعقیبمان خواهند بود تا هویت دینى و شرافت دینى و شرافت مکتبى مان را لکه دارننمایند»(12)
نور الهی خاموش نمی شودخداوند در قرآن کریم مى فرماید: یریدون أن یطفوا نور الله بأفواههم الله متم نوره و لو کره الکافرون(۱۳) مى خواهند نور خدا را دهانهایشان خاموش کنند ولى خداوند کامل کننده نور خویش است، اگرچه کافران را خوش نیاید. و نیز بر اساس دیدگاه قرآنى در مصاف حق و باطل، پیروزى از آن حق و شکست متوجه ی باطل است:بل نقذف بالحق علی الباطل فیدمغه فاذا هو زاهق و لکم الویل مما تصفون(۱۴)باطل جلوه ای موقت و کوتاه دارد و غلبه اش زودگذر است: فأما الزبد فیذهب جفاء(۱۵) و دین حق بر تمام ادیان غلبه خواهد یافت.هو الذی أرسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله و لو کره المشرکون(۱۶) اوست آن خدایى که پیامبر خود را همراه با هدایت و دین راستین فرستاد تا او را بر تمامى ادیان پیروز گرداند هر چند مشرکان را ناخوش آید.رسول اکرم (ص) نیز فرموده اند: الاسلام یعلو و لا یعلی علیه(۱۷) اسلام برتری مى یابد و چیزى بر آن رجحان نمى یابد. شیعه و سنى به این حدیث اعتماد نموده و بر آن استناد کرده اند. فقهاى شیعه از گذشته در کتب فقهى خویش، در ابواب گوناگون این روایت را سند قرار داده اند و چنین استنادی و فتوا دادن بر طبق آن، بالاترین گواه بر صحت و اصالت این حدیث به شمار مى آید.به دلیل اعتماد به همین حقایق مسلم قرآنى و روایى است که مسلمانان نسبت به آینده ی خویش امیدوار بوده اند و با وجود قرار گرفتن در شرایط سخت، خود را نباخته و در جستجوى راههایى برای رهایى از گرفتارى ها و آلام خویش بوده و در مقام چاره جویى و اصلاح برآمده اند، همین ایمان و اعتقاد منجر به وجود مصلحانى خوش فکر، مبارز و فداکار در دنیای اسلام گردیده است و آن بیدارگران اقالیم قبله به علل انحطاط و ریشه های تشتت جوامع اسلامى اندیشیده و با احساس دردها، به فکر چاره جویى بر آمده و قیام هاى شکوهمند و جنبش های پرخروشى را سامان داده اند.آیاتى که بدان اشاره کردیم و نیز سخنان گهربار رسول اکرم (ص) مسلمانان را به سوى عزت و کرامتى که شایسته آن هستند، راهنمایى مى نمایند، افکار آنان را بیدار کرده و هشدار مى دهند هیچ گونه وضعى و شرایطى را که مستلزم زیر دست واقع شدن فرد مسلمان یا اجتماع اسلامى نسبت به دیگران است نپذیرند و باید همواره بکوشند از هر جهت در هر وضعى برتر و عالى تر از دیگر اجتماعات زندگى کنند با توجه به این که اسلام در میدان منطق نیرومند است و در مقایسه با مکاتب و افکار بشری در اوج قرار دارد و از لحاظ نفوذ در دل ها و توسعه و ترقى موفق تر از هر آیینى مى باشد و در یک کلام هیچ مسلکى قادر به رقابت با اسلام نمى باشد زیرا از این که نیازهای گوناگون بشرى را در ابعاد معنوی، اجتماعى و فرهنگى، برطرف کنند، عاجزند. بنابراین مسلمانان تا زمانى که از موازین اسلام منحرف نگردند و تعالیم آن را در عرصه های مختلف عملى سازند، علو و برترى دارند و تقدم خود را از هر جهت حفظ مى کنند.(۱۸)شهید آیت الله مطهرى بر این باور است که دین زنده است و هرگز نمى میرد، حقایق دینى و اصول کلى مذهب فانى نمى گردد و در واقع حساب مسلمین با بنیان هاى اسلامى یکى نمى باشد، اگرچه اسلام در تمامى قاره ها در حال پیشروى است ولى فکر دینى همگام با این گسترش کمى جلو نمى رود یعنى حقیقت اسلام به صورت اصلى در مغز و روح ما وجود ندارد و بسیاری از دستورات دینى که جنبه ى سازنده، رشد دهنده و پویایى و خلاق دارند در میان جوامع مسلمان تغییر شکل داده اند و دشمن هم مى خواهد همین اعتقادات کم خاصیت و فاقد تحرک در میان مسلمانان رواج یابد و از مسلمانان بیدار، آگاه، خردمند، مومن راستین و فداکار فرزانه هراس دارد. بدیهى است رستاخیز دینى، نهضت روشنگر اسلامى و احیاى ارزش هاى قرآنى، هم مى تواند جامعه ى اسلامى را به قله ى سعادت و کرامت برساند و هم دشمن را در رعب و آشفتگى فرو برد.(۱۹)انسانى که باورهاى دینى را در زندگى فردی و اجتماعى پیاده کرده است بر اساس پیوستگى به مذهب جهت گیرى خویش را در عرصه هاى سیاسى و اجتماعى بروز مى دهد یعنى حامى و مدافع کسى است که در این راستا گام برداشته و از کسى که این طریق را برنگزیده دورى مى جوید پس این اصل که مسیحى ها و برخى صوفیان تبلیغ کرده اند یعنى تابع صلح کل بودن، در اسلام پذیرفته نمى باشد. مسلمان در ضمن آن که نسبت به نوع بشر دلسوزى دارد و براى رفع مشکلات انسان ها صرف نظر از هر مرام و مسلکى گام بر مى دارد اما در فرهنگ و ادبیات و گزینش ها و سلیقه ها و رابطه ها جذب و دفع خود را نشان مى دهد و میزان گرایش هاى عقیدتى را در برخورد با واقعیت های اجتماعى و سیاسى به نمایش مى گذارد.وقتى مسلمان، آیین محمدى را به عنوان حقیقتى مسلم پذیرفت، این باور برایش مسئولیتى خطیر به وجود مى آورد و در رابطه با دیگران باید هنجارهاى منبعث از ارزش ها را رعایت کند، اگر مصلحتى را به نفع اجتماع تشخیص داد باید براى کاربردى نمودن آن بکوشد و در این راستا با عواملى که مردم را به زنجیر مى کشد و یا موانعى را به وجود مى آورند کنار نیاید. اگر مصالح اسلام در معرض خطر است یا مسلمانان در سرزمینى عزت و کرامت خویش را در معرض تهدید مى بیند کشورهاى اسلامى نمى توانند در مقابل این فاجعه ى نگران کننده خاموش باشند و اگر احساس مى نمایند رابطه با کشورهای غیر مسلمان ضابطه اى تعیین کننده را که قرآن و سنت نبى اکرم (ص) بر اصالت و حقانیت آن تاکید دارد مخدوش مى سازد، باید در این مناسبات تجدید نظر کنند.قرآن مى فرماید درباره ى کافرانى که با شما در حال ستیز نمى باشد و در آواره نمودن مسلمانان دخالتى ندارند، مى توانید روش نیکى را پیش گیرید ولى نیکى نمودن به دشمنانى که با مسلمین در ستیزند، یعنى بدى کردن به افراد مسلمان.(۲۰)
به سوی تفاهم اسلامیچنگ زدن به ریسمان الهى و اطاعت از دستورات قرآن و نبى اکرم (ص) و حفظ موقعیت ممتاز رهبری دینى، وحدت اسلامى را شکوفا و پربار مى نماید. ترویج فضیلت های اخلاقى در جامعه و احیاى عدالت، تقوا و زهد، ساده زیستى، فداکارى، امر به معروف و نهى از منکر و دیگر مکارم اخلاقى و موازین معنوى مى تواند اخوت دینى را تقویت کند و چون جویبارهایى بوستان وحدت، را با طراوت سازد.این روند نیروی محرکه اى پر قدرت و شگفت انگیزی به ارمغان مى آورد که قادر است سعادت و تعالى مسلمین را تضمین کند و آنان را ضمن پایدارى و استقامت در برابر زورگویى استکبار، به هویت اصیل بازگرداند و راه ترقى و پیشرفت در جنبه هاى گوناگون علمى، فرهنگى، هنرى و ذوقى را هموار کند.بدیهى است فرقه گرایى، همسویى با گروهک هاى منحرف، روى آوردن به عافیت طلبى و رفاه زدگى و غافل گردیدن از مصالح اساسى و دامن زدن به اختلافات موهوم چراغ سبز نشان دادن به دشمنان و در گرداب تبلیغات کاذب ابر قدرت ها واقع شدن، این عزت و اقتدار را تضعیف مى نماید.از نشانه هاى دیگر جارى بودن فرهنگ اسلامى در میان مسلمانان این است که نسبت به هم حسن تفاهم دارند و درباره ی یکدیگر دچار توهمات و افکار منفى نمى باشد اما متاسفانه به قول متفکر شهید آیت الله مطهری:«یکى از ابتلائات مسلمین این است که گذشته از این که از لحاظ پاره اى معتقدات تفرق و تشتت پیدا کرده اند و فرقه هایى درمیان آنان پیدا شده است دچارسوء تفاهمات زیادى نسبت به یکدیگر مى باشند. در گذشته و حاضر آتش افروزانى بوده و هستند که کوشش شان بر این بوده و هست که بر بدبینى هاى مسلمین نسبت به یکدیگر بیفزایند، تهدیدی که از ناحیه ى سوء تفاهمات بى جا و خوب درک نکردن یکدیگر متوجه مسلمین است بیش از آن است که از ناحیه ى خود اختلافات مذهبى متوجه آنهاست.(۲۱)مشترکات زیادى وجود دارد که مى تواند به خوبى دل هاى مسلمین را بهم نزدیک کند و احساسات برادرى را در آنها برانگیزد، زیرا همه خدای واحد را مى پرستند، به رسالت حضرت رسول اکرم (ص) ایمان دارند، قرآن را قانون اساسى و زیربناى معتقدات خویش مى دانند، به سوى یک قبله نماز مى گزارند، بانگ اذان همه یکى است، در ماهى مشخص روزه دارند، مراسم حج را با هم و مانند هم برگزار مى کنند، به خاندان عترت ارادت مى روند و مقام معنوى آن ستارگان درخشان را تکریم مى نماید اما متاسفانه برخى فرق اسلامى تصوراتى غلط و غیر واقعى درباره ى هم دارند و این تفکر روابط آنان را آشفته مى سازد، دشمن هم وقتى مشاهده کند چنین ضعفهایى وجود دارد از کمین گاه خویش بیرون مى آید و بر این جو بدبینى و نفرت مى افزاید و چنین آتشى را بیشتر شعله ور مى سازد.فرق اسلامى باید آن طور که هستند هم را بشناسند و امور وهم انگیز را نسبت به برادران ایمانى دور کنند و لازم است از طریق اجراى دستورات الهى، با هم بودن را تمرین کنند و با دعوت به خیر و صلاح و احیاى عنصر امر به معروف و نهى از منکر انسجام اسلامى را حفظ نمایند.از حساس ترین مسائلى که ائمه هدى (ع) در طول زندگانى با برکت خود برای تحقق آن در عینیت جامعه بر اساس قرآن و سنت نبوى اهتمام داشته اند همین نزدیک نمودن قلوب مسلمانان و تقریب مذاهب اسلامى است و هدف آن بزرگواران محافظت از این موجودیت در برابر دشمنان است، زیرا شکوفایى و شکوهمندى مسلمین جز در فضایى آکنده از دوستى و گفتگوهاى سازنده قابلیت ظهور نمى یابد، در شرایطى که کینه توزى، تعصبات کور و جاهلیت زدگى نمایان گردد و افکار گمراه کننده و اعمال هواپرستانه برخى حکام ستمگر چون قارچ هاى سمى بروید، نمى توان از تفاهم اسلامى اثرى دید.در پرتو تفاهم فرق و مذاهب، مسلمانان تکیه گاه استوارى در رویارویى با فرهنگ هاى مهاجم و مخرب به دست مى آورند و زمینه اى گسترده برای پژوهش، بحث و بررسى، اجتهاد و استنباط از منابع اسلامى فراهم مى آید و چنین امکانات وسیع فرهنگى و علمى تنها در پرتو آرامش، تفاهم، ارج و احترام به اندیشه و تلاش های دوستانه و دلسوزانه به وقوع مى پیوندد.مسلمانان باید مراقب باشند، مخالفان آنان در واقع با هدف هاى اسلامى مخالفند و چون حسن تفاهم اهداف عالى قرآن و سنت نبوى را زودتر عملى مى سازد آتش فرقه کرایى را بر مى افروزند همان آفت خطرناکى که عزت و شوکت مسلمین را به سوى زوال سوق مى دهد.برخى از تضادها و نزاع ها که در میان جوامع اسلامى رواج دارد ناشى از بدبینى هایى است که از گذشته هاى تاریخى به نسل هاى بعدى انتقال یافته و شکاف ها را بدون آن که اساسى داشته باشد عمیق تر نموده است قرآن کریم تأکید مى نماید:یا أیها الذین آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا و اتقوا الله لعلکم تفلحون(۲۲)ای کسانى که ایمان آورده اید، شکیبا باشید و دیگران را به صبر فرا خوانید و از مرزها محافظت نمایید و از خدا پروا داشته باشید، باشد که رستگار گردید.طبق منابع مستند و نصوص اسلامى هر چه عبادات در خلوت و دور از چشم افراد صورت گیرد به اخلاص و وارستگى نزدیک تر است، با این وجود آیین محمدى دستور موکد داده است نماز به جماعات اقامه گردد و ثواب این عمل بیش از حد تصور از نماز فرادا افزون تر است، نماز جمعه و نماز عیدین و برنامه عبادى سیاسى حج هم برای تقویت قلوب و از بین رفتن بدبینى ها و افزایش اقتدار معنوى و صلابت مسلمانان در نظر گرفته شده است.
کوشش و رویشرسول اکرم (ص)، عترت نبى اکرم، اصحاب ائمه، دانشمندان شیعه و سنى و مشاهیر فرق گوناگون جهان اسلام براى اتحاد و انسجام مسلمین تلاش هاى فراوانى انجام داده اند. در دهه هاى اخیر نیز با حضور شیخ محمد تقى قمى در قاهره، دارالتقریب تاسیس شد و علمایى چون کاشف الغطا، آیت الله سید محسن حکیم، سید عبدالحسین شرف الدین، علامه هبه الدین شهرستانى و سید محسن امین به آن پیوستند. آیت الله بروجردى از این طرح حمایت نمود و با شیوخ الازهرا از قبیل شیخ محمود شلتوت، شیخ عبدالحمید سلیم، شیخ سلیم البشری و شیخ الباقورى همکارى کرد.سید جمال الدین اسد آبادى، علامه محمد اقبال لاهورى، سید قطب، ابوالاعلى مودودى، محمد عبده و علامه عبدالحسین امینى نیز در این راستا اهتمامى با اهمیت نشان دادند و بیش از همه ی این علما، امام خمینى در تمامى ابعاد و جوانب و نیز با شتاب، عمق و واقع گرایى براى اقتدار، عزت و کرامت مسلمین کوشید، چنانچه مقام معظم رهبرى حضرت آیت الله خامنه اى مجدانه پیگیر این اصل مهم و سرنوشت ساز مى باشد.با وجود این اندیشه هاى مصلحانه و وحدت بخش، جهل و تعصب عوام، احساسات خام برخى اقوام و پیروان فرقه ها، افراطى گرى برخى گروههاى تکفیرى همچون وهابیت و سرسپردگى عده اى از حکام کشورهاى اسلامى، تحقق اتحاد مسلمانان را با د شوارى هایى روبرو کرده است.در متون اهل سنت و منابع شیعیى مواردى وجود دارد که منجر به تفسیرهایى تفرقه انگیز و توام با خطا و اشتباه گردیده و گروهایى تندرو به جاى یافتن ریشه های اشتراک سعى در نمایان ساختن اختلافات و اشاعه آن در جامعه دارند و با برخى مسایل کلامى و اعتقادى برخورد سلیقه اى مى نمایند. همچنین عناصر شیعه و سنى با پاره اى سیاست هاى منطقه اى آمیخته گردیده و بعضى حکام مسلمان طرح هلال شیعى را مطرح کرده اند و گویى این تفکر اختلاف آمیز نتیجه هراس آنان از روى کارآمدن شیعیان در عراق، پیروزی حزب الله در لبنان و دیگر موفقیت های پیروان اهل بیت (ع) پیامبر مى باشد.محققان و متفکران جهان اسلام هم براى از بین بردن دیدگاهاى افراطى و توهم آمیز و رفع شبه های ویران گر از خود عزم جدی و قاطع نشان نمى داده اند. استکبار و صهیونیسم نیز به این تشتت هاى مذهبى دامن مى زند و که البته براى رهایى از این آشفتگى هایى زیان بار مى توان به موارد ذیل روی آورد:۱- از نشر کتاب ها و درج مطالب تفرقه آمیز در مطبوعات، جلوگیری به عمل آید.۲- شبکه هاى اطلاع رسانى جهان اسلام در برنامه هاى مذهبى، تاریخى، گزارش ها و گفتگوها به امر انسجام و عظمت مسلمانان فکر کنند نه طرح مسایل اختلافى.۳- فقها و علما با برنامه ریزى هاى علمى و فکری از برخى تکفیرها و تفسیق های فرق افراطى جلوگیرى نمایند.۴- مبلغان و روحانیون بکوشند مردم در اجراى مراسم سنتى مذهبى و مجالس سوگواری براى معصومین از افراط و تفریط اجتناب کنند.۵- منابع روایى توسط اهل فن به لحاظ میزان صحت و سقم مطالب مورد بازبینى و تحقیق قرار گیرد.۶- دیدارها، همایش ها، گرده هم آیى ها و نشست های علمای مذاهب اسلامى جهت آشنایى و تفاهم بیشتر مى تواند موثر و مفید واقع شود.۷- لزوم تصحیح نگرش های پیروان هر مکتب نسبت به مکاتب و فرق یگر.۸- فرهنگ سازى فراگیر در مورد وحدت ریشه ى و هموار نمودن این بستر.۹- تقویت ابعاد اخلاقى وحدت ساز مثل رفعیت، گذشت، خیرخواهى، و تعهدورزى نسبت به مصالح مسلمین.در خاتمه کتاب توجه خوانندگان را به فرازى از وصیت نامه سیاسى والهى امام خمینى (ره) جلب مى نماییم:«وصیت من به ملت هاى کشورهاى اسلامى آن است که انتظار نداشته باشید که از خارج کسى به شما در رسیدن به هدف، که آن اسلام و پیاده کردن احکام اسلام است، کمک کند. خود باید به این امر حیاتى که آزادى و استقلال را تحقق مى بخشد قیام کنید و علماى اعلام و خطباى محترم کشورهاى اسلامى دولت ها را دعوت کنند که از وابستگى به قدرت هاى بزرگ خارجى خود را رها کنند و با ملت خود تفاهم کنند که در این صورت پیروزى را در آغوش خواهند کشید و نیز ملت ها را دعوت به وحدت کنند و با برادران ایمانى خود در هر کشورى و باهر نژادى که هستند دست برادرى دهند که اسلام بزرگ آنان را برادر خوانده و اگر این برادرى ایمانى با همت دولت ها و ملت ها و با تایید خداوند متعال روزى تحقق یابد. خواهید دید که بزرگ ترین قدرت جهان را مسلمین تشکیل مى دهند. به امید روزى که با خواست پروردگار عالم این برادرى و برابرى حاصل شود»(23)
پی نوشت:
(۱). سوره آل عمران، آیه ۱۰۴٫(۲). سوره نحل، آیه ۱۲۵٫(۳). سوره انفال، آیه ۶۰٫(۴). سوره احزاب، آیه ۳۹٫(۵). سوره بقره، آیه ۱۰۶٫(۶). سوره آل عمران، آیه ۱۱۸٫(۷). نهج البلاغه، خطبه ۱۹۲٫(۸). سوره آل عمران، آیه ۱۱۹٫(۹). بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۳۶۴، الفصول المهمه، ص ۲۶۰٫(۱۰). در جستجوى راه کلام امام، دفتر ۱۴، صص ۴۰۱ – ۴۰۲٫(۱۱). سوره ى نساء، آیه ۱۴۱٫(۱۲). صحیفه نور، ج ۰ ۲، ص ۲۳۷٫(۱۳). سوره صف، آیه ۸٫(۱۴). سوره ى انبیاء، آیه ۸٫(۱۵). سوره رعد، آیه ۱۷٫(۱۶). سوره صف، آیه ۸٫(۱۷). نهج الفصاحه، ص ۳۸٫(۱۸). پنج مقاله، شهید آیت الله مطهری، ص ۱۰۲ – ۱۰۱٫(۱۹). ده گفتار، شهید مطهرى، مقاله احیاى تفکر اسلامى، ص ۱۱۱ – ۱۲۲ – ۱۲۷٫(۲۰). نک، ممتحنه، آیات ۸ و ۹٫(۲۱). یادداشت هاى استاد مطهرى، ج ۲، ص ۲۰۴ – ۲۰۳٫(۲۲). سوره آل عمران، آیه ۲۰۰٫(۲۳). صحیفه ى امام، ج ۲۱، ص ۴۲۸ – ۴۲۷٫
















هیچ نظری وجود ندارد