۱) فلسطینکشور فلسطین، سرزمین کم وسعتی است که با ۲۰۷۰۰ کیلومتر مربع مساحت حلقه اتصال آسیا، اروپا و آفریقا به شمار می آید. این کشور از نظر چهره ی طبیعی دو منطقه دارد. تپه های جلیلی در شمال، و بخش جنوبی که شامل جلگه مرتفع بیابانی است و به صحرای نقب معروف است و نیمی از فلسطین را در بر می گیرد. آب و هوای آن در تابستان ها نسبتاً گرم و در زمستان ها معتدل و توأم با ریزش های جوی است. ارتفاعات شمالی در بارندگی این سرزمین دخالت عمده ای دارد. از هفت میلیون نفر سکنه ی این کشور، اکثریت به مسلمانان اختصاص دارد که غالباً به زبان عربی گفت و گو می کنند و از نژاد سامی هستند. ناگفته نماند که از زمان غصب این سرزمین به دست اشغالگران صهیونیستی، بیش از چهار میلیون نفر فلسطینی آواره شده اند که بیشتر آنها در مناطق اشغالی و همجوار فلسطین، به زندگی دردآلود خود ادامه می دهند.آوارگان نوار غزه که حدود یک میلیون نفرند با وجود آن که در قلمرو تشکیلات خودگردان فلسطین قرار دارند، در شرایط دشوار، از جمله محدودیت مسکن، محیط زندگی غیر بهداشتی و محرومیت از خدمات رفاهی زندگی می کنند. یورش مداوم متجاوزان اسرائیلی نیز بر رنج ها و آلام آنان می افزاید. نیم میلیون آواره فلسطینی در سوریه اقامت دارند که ۴۵ درصد آنان را افراد زیر پانزده سال تشکیل می دهد. ۱/۸۰۰/۰۰۰ نفر از مردمان این سرزمین به صورت آواره در اردن زندگی می کنند که غالباً به تابعیت این کشور درآمده اند. چهار صد هزار آواره ی فلسطینی هم در لبنان وضع اسفناکی را سپری می کنند. دیگر آوارگان، در کشورهای خاورمیانه، اروپا و آمریکا اقامت دارند.در اواخر قرن نوزدهم میلادی، هم زمان با شکل گیری حرکت نژادپرستانه صهیونیزم، موج مهاجرت یهودیان به این منطقه آغاز گشت که این روند با صدور اعلامیه لرد بالفور (نخست وزیر وقت انگلستان) در حمایت از لزوم تشکیل یک دولت یهودی تسریع گردید. در دوارن قیمومیت بریتانیا بر فلسطین،یعنی از سال ۱۳۰۱ تا ۱۳۲۷ ش و فعال تر شدن سیاست های همسو با صهیونیسم، روند انتقال یهودیان به این سرزمین و آواره کردن فلسطینی ها شدت گرفت. کشتار خونین دیر یاسین در سال ۱۳۲۷ ش، زمینه گریختن فلسطینی ها را از سرزمین اصلی خود بیشتر فراهم ساخت. در این سال به دنبال توافق تمامی کشورهای بزرگ، کشتار مسلمانان فلسطینی و آتش زدن خانه های آنان چنان شدت یافت که آنان ناگزیر به ترک خانه های خود شدند. در این حال بن گوریون، تشکیل دولت غاصب صهیونیستی را اعلام کرد.با تشکیل این حکومت و به ویژه بعد از جنگ دوم اعراب و اسرائیل در سال ۱۹۶۷ م (۱۳۴۶ ش – ۱۳۸۶ ق) عده ی بیشتری از ساکنان فلسطین آواره شدند و متجاوزان که پیش تر ۷۸ درصد سرزمین یاده شده را تصرف کرده بودند، به نقاط حساس دولت های مجاور، از جمله کرانه ی غربی رود اردن، بلندی های جولان سوریه و نوار غزه دست یافتند. آمریکا برای متوقف ساختن جنگ اعراب بر ضد اسرائیل، طرح راجزر را ارائه کرد که مقدمه ای بر تصفیه مقاومت فلسطین به دست رژیم های دست نشانده گردید. نمونه ی بارز آنها، کشتار معروف سپتامبر سیاه سال ۱۹۷۰ م است که توسط شاه حسین صورت گرفت. قتل عام اسفناک تل زعتر، شش سال بعد در لبنان به دنبال این سیاست آمریکایی به اجرا درآمد.از این پس، مقاومت مبارزان فلسطینی به لبنان انتقال یافت، اما در آنجا هم فالانژها، نبردهای خونینی بر ضد رزمندگان فلسطینی ترتیب دادند. این حرکت، جنگ داخلی لبنان را به وجود آورد. رژیم غاصب اسرائیل نیز در سال ۱۹۷۸ م جنوب لبنان را مورد یورش شدیدی قرار داد. در همین سال، مصر با امضای پیمان کمپ دیوید و به رسمیت شناختن اسرائیل، به فلسطینی ها خیانت کرد. در اجلاس دوازدهم اتحادیه عرب که در سال ۱۹۸۱ م در «فاس» مراکش تشکیل شد، طرح فهد که شامل هفت بند بود، بر به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی تأکید ورزید. ایران که مدافع راستین حقوق مردم فلسطین است، به این طرح اعتراض کرد. اصولاً سیاستمداران محافظه کار درصدد هستند تحت پوشش صلح خاورمیانه و بدون در نظر گرفتن حق میلیون ها آواره ی فلسطینی و برای تأمین منافع استکبار، با دولت غاصب اسرائیل سازش کنند، اما جنبش فلسطین می کوشد با مبارزات پیگیر و مداوم، در مقابل غصب کنندگان سرزمین مسلمانان این سامان مقاومت کند. خوشبختانه در روزهای اخیر بر اثر عملیات نیروهای مقاومت فلسطینی بر ضد ارتش رژیم صهیونیستی و شهرک نشینان، اشغالگران پس از ۳۸ سال از نوار غزه عقب نشینی کردند که بر اثر این پیروزی، موجی از شادمانی سراسر نواحی اشغالی فلسطینی را فرا گرفته است. پیروزی قاطع و حیرت انگیز جنبش حماس نیز برگ زرین و پرافتخاری برای مبارزان و همه مجاهدان راستین فلسطینی به ارمغان آورد.
مزایای انتفاضه فلسطین:۱٫ در ادبیات سیاسی، انتفاضه حاکی از اقدامی دلیرانه و اعتراض مردم ستمدیده در برابر اشغالگران قدس است که با شروع آن در انتفاضه ی اول، تمام معادلات رژیم صهیونیستی بر هم ریخته شد و افسانه شکست ناپذیری غاصبان قدس دچار بطلان گردید.۲٫ وحدت و انسجامی که میان کشورهای منطقه و گروه های فلسطینی در جریان انتفاضه پدید آمد، موجب شد تا بار دیگر مسأله ی فلسطین در کانون توجه افکار بین المللی قرار گیرد.۳٫ با شرایطی که انتفاضه پدید آورده است، مجامع جهانی ناگزیر شده اند از حقوق فلسطینی ها سخن بگویند و از اجرای قطعنامه هایی در خصوص سرزمین آنها صحبت کنند.۴٫ انتفاضه، به عنوان حرکتی خودجوش و فراگیر و مردمی، پیرو ناامیدی از دولت های عربی منطقه و شکست روند سازش در کمپ دیوید دوم شکل گرفت که اقتصاد رژیم صهیونیستی را تهدید کرد. بخش گردشگری این دولت غاصب که از مهم ترین منابع درآمد است، بر اثر مقاومت فلسطین از هم پاشید و ضربات پیاپی آن موجب گشت تا مهاجرت معکوس آغاز گردد. برخی گزارش ها حاکی است به دلیل اوضاع نابسامان ناشی از عملیات شهادت طلبانه حماس، جهاد اسلامی و گردان های شهدای الاقصی، حدود هفتصد هزار نفر یهودی از فلسطین اشغالی رفته اند و مهاجرت یهودیان به این منطقه نیز روند نزولی به خود گرفته است. برخی شهرهای صهیونیستی مستقر در کرانه باختری رود اردن، نوار غزه و دشت اردن نیز تخلیه شده اند. وجهه ی بین المللی رژیم اشغالگر قدس هم مخدوش گردیده است.مرکز فلسطین بیت المقدس یا قدس شریف است که در ۵۵ کیلومتری غرب اردن و هشتاد کیلومتری شرق مدیترانه قرار دارد. دروازه شرقی بخش قدیم آن، با کوه زیتون یا کوه طور ارتباط دارد و دروازه ی جنوبی، رو به شهرهای بیت اللحم و الخلیل است. در جنوب شرقی بخش کهن این شهر، مجموعه مسجدالاقصی و مسجد صخره (قبه الصخره) واقع می باشد که مجموعه ی آنها را حرم شریف می گویند. حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله معراج خویش را از مسجدالاقصی آغاز کرد. (۱)
۲) فلسطینفلسطین همواره و در طول تاریخ به عنوان یکی از پیچیده ترین و پر ماجراترین مسأله جهان اسلام و خاورمیانه عربی مطرح بوده است. این پیچیدگی و حساسیت در اثر تحولات اسف بار سیاسی، نظامی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در طول تاریخ و به ویژه در نیم قرن اخیر چهره کرده است. در طی این قرون متمادی، حکومت ها و نظام های سیاسی و فکری به نام سرزمین فلسطین به قدرت رسیدند و چه بسیار رژیم هایی که به همین نام سرنگون و به بایگانی تاریخ سپرده شدند. به نام فلسطین خون صدها هزار نفر از فرزندان ملت های مسلمان منطقه بر زمین ریخته شد و به نام فلسطین چه ثروت های کلانی به هدر رفت. در قرن اخیر بهترین و پاک ترین فرزندان این سرزمین در بدترین زندان ها و سیاه چال های رژیم اشغال گر اسرائیل محبوس و یا با شکنجه های وحشتناک کشته شدند. هر چند یک بار نیز رژیم صهیونیستی به دلیل ناتوانی حکام عرب، بخش هایی از این سرزمین را اشغال و قلمرو و کیان غیر قانونی «اسرائیل» را گسترش داده است.
تاریخ و جغرافیای فلسطینفلسطین با وسعت ۲۰،۳۳۰ کیلومتر مربع و جمعیتی بالغ بر ۶،۵۵۶،۰۰۰ نفر سرزمینی است که از غرب به دریای مدیترانه، از شمال به لبنان، از شرق به رودخانه اردن و کشور سوریه و از جنوب به شبه جزیره سینا در مصر محدود می شود. از آنجا که از لحاظ جغرافیایی بخش جنوبی سوریه می باشد، گاهی به فلسطین سوریه جنوبی نیز می گویند. فلسطین قلب سرزمین های عربی و اسلامی و در واقع پلی است که کشورهای اسلامی آسیا را به کشورهای عربی – اسلامی آفریقا متصل می کند و راه ارتباط و اتصال جزیره العرب به دریای مدیترانه است. (۲)در دوران های گذشته به فلسطین ارض کنعان هم می گفتند، زیرا که از ابتدای تاریخ وطن عرب کنعانی بوده است و از آن رو این سرزمین را فلسطین نامیدند. اهمیت فلسطین بیشتر به خاطر سوابق تاریخی – مذهبی است که پیامبران الهی به طریقی با این سرزمین ارتباط داشته اند. قبر حضرت ابراهیم در شهر الخلیل قرار دارد و شهر بیت لحم زادگاه حضرت مسیح علیه السلام می باشد. حضرت اسحق و یعقوب نیز در این سرزمین متولد شده و زیسته اند. حضرت یوسف فرزند یعقوب از این سرزمین به مصر برده شده و در آن وادی به حکومت رسیدند. حضرت موسی بعد از عبور از رود نیل، عده ای از قوم خود را به همراه حضرت یوشع به فلسطین فرستادند. حضرت داود در این سرزمین به مدت چهل سال حکومت کردند و فرزندش حضرت سلیمان بنای هیکل را در شهر اورشلیم بنا کرد و بعد از مرگ در کوه صهیون دفن گردیدند. حضرت سلمیان نیز به مدت ۲۵ سال پادشاه عبرانیان بود و مرکز او در فلسطین قرار داشت. شهر قدس اولین قبله مسلمین بود و حضرت رسول از این شهر به معراج رفتند. قبر هاشم بن عبد مناف جد پیامبر اسلام در غزه قرار دارد. یکی از انگیزه های مهم صلیبیون که به مدت دو قرن برای تسلط بر فلسطین جنگیدند، اهمیت این سرزمین از نظر مذهبی بوده است. جمعیت فلسطین در سال ۱۹۱۷ میلای ۷۰۰ هزار نفر بود که تنها ۵۰ هزار نفر از آنها یهودی بودند. در سال ۱۹۴۷ به دنبال اجرای سیاست امپریالیستی انگلیس و صهیونیسم از جمعیت ۱۸۰۰۰۰ نفری تنها ۵۶۰ هزار نفر یعنی کمتر از یک سوم یهودی بودند. (۳)فلسطین قبل از جنگ جهانی اول و شکست و سقوط دولت عثمانی، جزیی از امپراطوری عثمانی بود و از سال ۱۹۱۹ در قیمومیت انگلیس قرار گرفت. در همین دوارن بود که زمینه مهاجرت یهودی ها به این سرزمین و موجبات آواره شدن و نسل کشی اعراب مسلمان فراهم گردید. این عمل آنچنان بحرانی در این سرزمین به وجود آورد که تا به امروز ادامه دارد.در سال ۱۹۱۷ لرد بالفور وزیر امور خارجه وقت انگلیس طی یادداشتی برای روچیلد که از صهیونیست های ثروتمند بود، وعده ایجاد یک وطن یهودی در سرزمین فلسطین را به آنها داد. همین یادداشت، سنگ بنای رژیم صهیونیستی اسرائیل گردید، از آن تاریخ سیل مهاجرت یهودیان و غصب زمین های مسلمانان و آواره کردن ایشان آغاز گردید. در این دوران بود که با ایجاد محیط ترور و وحشت توسط حکومت انگلیس و صهیونیست ها، زمینه برای شورش و قیام عمومی مردم فلسطین فراهم گردید که مهم ترین آنها قیام شیخ عزالدین قسام در سال ۱۹۳۶ بود. در سال ۱۹۴۹ انگلیس بر بخش مهمی از این سرزمین سلطه پیدا کرد و دولت اسرائیل را علیرغم این که حتی در این شرایط بیش از یک سوم از جمعیت فلسطین را تشکیل نمی دادند، پایه گذاری و موجودیت آن را اعلام کردند و در سازمان ملل متحد طرح تقسیم فلسطین و تشکیل این دولت ساخته دست استعمار را به تصویب رساندند. رژیم شاه هم در ایران آن را به صورت دو فاکتور به رسمیت شناخت.از آن تاریخ بحران فلسطین وارد مرحله تازه ای گردید و به عنوان نه تنها مسأله فلسطین بلکه جهان عرب و حتی جهان اسلام مطرح و از حالت ملی و منطقه ای خارج گردید و به صورت یک معظل بین المللی خود را نشان داده است. این سرزمین چهار جنگ منطقه ای و بین المللی را در این دوران پشت سر گذارده است که در این جنگ ها، دولت های دیگر نیز نقش داشته اند. جنگ ۱۹۴۸ دولت های عربی علیه اسرائیل، جنگ ۱۹۵۶ فرانسه، انگلیس، اسرائیل علیه مصر، جنگ ۱۹۶۷ معروف به جنگ شش روزه اسرائیل علیه مصر، اردن و سوریه و جنگ ۱۹۷۳ مصر علیه اسرائیل به نام جنگ رمضان را می توان نام برد. در همه این جنگ ها محوریت سرزمین فلسطین و تعارضات و تضادهایی که بر سر این سرزمین وجود داشته محوریت بوده است.در کنار این جنگ های بین دولی، نهضت های آزادی بخش، ایدئولوژی های متفاوت و در عین حال با هدف آزادسازی سرزمین فلسطین از چنگ صهیونیست ها عموماً به صورت عملیات چریکی و پارتیزانی شکل گرفته است. صرف نظر از حرکت شیخ عزالدین قسام که جنبه اسلامی داشت، کلیه این نهضت ها جنبه سکولار و عموماً ناسیونالیستی داشته و علیرغم اهمیت دینی این سرزمین اسلامی، از انرژی اعتقادات و باورهای دینی مردم بهره برداری لازم به عمل نیامد و عموماً با شکست مواجه گردیده است. اعراب در مرحله ای این معضل را به دولت های عرب واگذار کردند که عموماً ضعیف و وابسته به غرب بودند و در دوارن اوج ناسیونالیسم عربی به رهبری جمال عبدالناصر، موضوع فلسطین را بخشی از مشکل جهان عرب دیده و حل آن را موکول به حل مسأله وحدت جهان عرب می دیدند و زمانی نیز آن را در قالب ناسیونالیسم فلسطین و اعاده ارض سرزمین فلسطین دیده شده است.توفیق الطیب در کتاب ماورای دو شکست می گوید :در حقیقت شکست سال ۱۹۴۸ شکست اندیشه های فکری لیبرالیستی عربی به شمار می آید، در حالی که شکست سال ۱۹۶۷ شکست اندیشه های فکری سوسیالیستی و انقلابی عربی نامیده می شود. شکست نظامی و شکست فکری هر دو توأم و ملازم یکدیگر بوده اند، لذا تحلیل نهایی آن است که اصل شکست اعراب در جنگ های گذشته، شکست افکار و اندیشه های لیبرالیستی و سوسیالیستی آنان بوده است. به تعبیر دقیق تر شکست اندیشه ها و گرایشات نوین فکری عربی می باشد، و ما قبل از اینکه سرزمین مان را از دست بدهیم و برای خاکمان ماتم زده شویم، برای افکار و اندیشه مان به ماتم نشستیم، و چه بسا مصیبت فکرمان مقدمه مصیبت خاکمان بوده است. (۴)پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۹۷۹ موجب گردید، میان جوامعی که می کوشند هم از شر نظام های ورشکسته و ناکارآمد رهایی یابند و هم سیستم کارآمد و با ثباتی را جایگزین نمایند، مذهب نقش مهم و چشمگیری در تحقق آرمان ها و هویت بخشیدن به زیر ساخت های نظام های سیاسی و مشروعیت آنان پیدا کرد.گروه ها، شخصیت ها، روحانیون و بسیاری از رهبران مسلمان در دوارن معاصر که دارای گرایشات سنتی بودند، اسرائیل را به عنوان یک «درد سر فرعی» می شناختند که در پی فروپاشی خلافت عثمانی در قلب جهان اسلام به وجود آمده است. اندیشه این گروه بر این اساس بود که مشکل اصلی جوامع اسلامی فقدان یک دولت دینی توانا به منظور برافراشتن پرچم جهاد و مبارزه در جهت خلع ید از غاصبان سرزمین های اشغالی است.هواداران این طرز فکر در توجیه مواضع و عملکرد خود اظهار می دارند که از شیوه پیامبر یپروی می کنند؛ چرا که پیامبر پس از طی یک مرحله تربیت و آماده سازی سیزده ساله از مکه به مدینه هجرت کردند و در آنجا دولت اسلامی تشکیل دادند؛ آنگاه فرمان نبرد و جهاد برای مسلمانان صادر کردند. فلسطین یک سرزمین اسلامی و آزادسازی آن نیز یک وظیفه دینی است، اما هرگونه تلاشی برای آزادی این سرزمین منوط به پیدایش یک دولت اسلامی قوی در منطقه می باشد.پیروزی انقلاب اسلامی در ایران دوران جدیدی از ترکیب دین و سیاست و اعتماد و عدم جدایی این دو مقوله را به وضوح آشکار نمود و «اسلام سیاسی» بار دیگر در عرصه نظریات مربوط به سیاست و حکومت عنوان گردید. انقلاب اسلامی ایران توانست الگوی مناسب و قابل دسترسی برای نظام های سیاسی که دچار سرخوردگی ناشی از بی هویتی دینی بودند ارائه دهد.انقلاب اسلامی ایران علاوه بر آن که توانست الگوی مناسب جهت شکل گیری حکومت های اسلامی ارائه دهد، بلکه باعث تغییر و تحول در ایدئولوژی جنبش های مبارزاتی، – به خصوص در سرزمین فلسطین – گردید به گونه ای که رهبران این جنبش ها به این مسأله اذعان دارند که پیروزی انقلاب اسلامی در ایران توانست تحول بزرگی در روش مبارزاتی آنان و شکل گیری جنبش های جدید و به وجود آمدن پیش زمینه هایی جهت برقراری یک نظام حکومتی با زیر ساخت های اسلامی ایجاد نماید.
پی نوشت ها:
۱٫ گیتاشناسی کشورها، ص ۲۲۳؛ راشد الغنوشی، مسأله فلسطین، ترجمه سید هادی خسروشاهی، ص ۶۲ – ۵۵؛ و نیز جزوه ی انتفاضه به قلم دکتر فتحی شقاقی؛ جنبش جهاد اسلامی، فلسطین سرزمین تاریخ و مقاومت، ص ۲۴ – ۲۰٫۲٫ اکرم زعیتر، سرگذشت فلسطین، صص ۶۸ – ۶۷٫۳٫ همان، ص ۶۷٫۴٫ توفیق الطیب، الحل الاسلامی ما بعد النکبتین، ۱۹۷۹؛ توفیق الطیب نویسنده مسلمانی است که در سال ۱۹۶۸ کتابی تحت عنوان ماورای دو شکست به رشته تحریر درآورد که یکی از مهم ترین نشریات بحث انگیزی است که پس از شکست اعراب در جنگ ژوئن ۱۹۶۷ منتشر شده است، زیرا به صورت موضوعی، اسباب و ریشه شکست های اعراب را ارزیابی کرده است. (فتحی عبدالعزیز الشقاقی، الخمینی الحل الاسلامی و البدیل، قاهره، ماهنامه المختار الاسلامی)
فهرست منابع:۱) گلی زواره، غلامرضا: جغرافیای جهان اسلام، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، چاپ اول، ۱۳۸۵، صفحات ۱۹۵ – ۲۰۰٫۲) محمدی، منوچهر: بازتاب جهانی انقلاب اسلامی، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، چاپ اول، ۱۳۸۵، صفحات ۲۴۴ – ۲۴۹٫

















هیچ نظری وجود ندارد