۲۸ فروردین ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

جستاری در زندگانى امام مهدى(عجل الله تعالی فرج الشریف)– قسمت اول

0
SHARES
1
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

دوازدهمین پیشوای معصوم، حضرت حجه بن الحسن المهدی، امام زمان – عجل الله تعالی فرجه – در نیمه شعبان سال ۲۵۵ هجری در شهر «سامرأ» دیده به جهان گشود. (۱) او همنام پیامبر اسلام (م ح م د) و همکنیه آن حضرت (ابوالقاسم) است. (۲) ولی پیشوایان معصوم از ذکر نام اصلی او نهی فرموده‌اند. (۳)از جمله القاب آن حضرت، حجت، قائم، خلف صالح، صاحب الزمان (۴)، بقیه الله است (۵) و مشهورترین آنها «مهدی» می‌باشد. (۶)پدرش، پیشوای یازدهم حضرت امام حسن عسکری – علیه السلام – و مادرش، بانوی گرامی «نرجس »است (۷) که بنام «ریحانه»، «سوسن» و «صقیل» نیز از او یاد شده است. (۸) میزان فضیلت و معنویست نرجس خاتون تا آن حد، والا بود که «حکیمه» خواهر امام هادی – علیه السلام – که خود از بانوان عالیقدر خاندان امامت بود، او را سرآمد و سرور خاندان خویش، و خود را خدمتگزار او می‌نامید. (۹)حضرت مهدی دو دوره غیبت داشت: یکی کوتاه مدّت (غیبت صغری) و دیگری دراز مدّت (غیبت کبری). اولی، از هنگام تولد تا پایان دوران نیابت خاصّه ادامه داشته و دومی، با پایان دوره نخست آغاز شد و تا هنگام ظهور و قیام آن حضرت طول خواهد کشید. (۱۰)تولد حضرت مهدی (ع) از دیدگاه علمای اهل سنت چنانکه در صفحات آینده توضیح خواهیم داد، اعتقاد به موضوع مهدویت اختصاص به شیعه ندارد، بلکه بر اساس روایات فراوانی که از پیامبر اکرم (ص) رسیده، علمای اهل سنت نیز این موضوع را قبول دارند. منتها آنان نوعاً تولد حضرت مهدی را انکار می‌کنند و می‌گویند: شخصیتی که پیامبر اسلام از قیام او (پس از غیبت) خبر داده، هنوز متولد نشده است و در آینده تولد خواهد یافت! (۱۱)با این حال تعداد قابل توجهی از مورخان و محدّثان اهل سنت، تولد آن حضرت را در کتب خود ذکر کرده و آن را یک واقعیت دانسته‌اند. بعضی از پژوهشگران بیش از صد نفر از آنان را معرفی کرده‌اند. (۱۲)دیدار حضرت مهدی (ع)از آنجا که حکومت ستمگر عباسی، به منظور دستابی به فرزند آن حضرت و کشتن او، خانه امام را سخت تحت کنترل و مراقبت قرار داده بود، تولد حضرت مهدی – علیه السلام – بر اساس طرح دقیق و منظمی که پیشاپیش، از سوی امام در این مورد ریخته شده بود، کاملاً به صورت مخفی و دور از چشم مردم (و حتی شیعیان) صورت گرفت. مستندترین گزارش در این زمینه، از طرف «حکیمه» عمه حضرت عسکری – علیه السلام – رسیده که از نزدیک شاهد تولد حضرت مهدی – علیه السلام – بوده است. اما باید توجه داشت که این پنهانکاری به آن معنا نیست که بعدها یعنی در مدت ۵ – ۶ سال آغاز عمر او، که امام یازدهم در حال حیات بود، کسی آن بزرگوار را ندیده بود، بلکه – چنانکه یک نمونه از آن را در زندگانی حضرت عسکری نوشتیم – افراد خاصی از شیعیان در فرصتهای مناسب و گوناگون به دیدار آن حضرت نائل می‌شدند تا به تولد و وجود وی یقین حاصل کنند و در موقع لزوم به شیعیان دیگر اطلاع دهند. دانشمندان ما جریان این دیدارها را به صورت گسترده گزارش کرده‌اند (۱۳)، ولی شاید مهمترین آنها دیدار چهل تن از اصحاب امام عسکری – علیه السلام – با آن حضرت باشد که تفصیل آن بدین قرار بوده است: «حسن بن ایوب بن نوح» (14) می‌گوید: ما برای پرسش درباره امام بعدی، به محضر امام عسکری – علیه السلام – رفتیم. در مجلس آن حضرت چهل نفر حضور داشتند. عثمان بن سعید (یکی از وکلای بعدی امام زمان) بپا خاست و عرض کرد: می‌خواهم از موضوعی سؤال کنم که درباره آن از من داناتری. امام فرمود: بنشین. عثمان با ناراحتی خواست از مجلس خارج شود. حضرت فرمود: هیچ کس از مجلس بیرون نرود. کسی بیرون نرفت و مدتی گذشت. در این هنگام، امام، عثمان را صدا کرد. او بپا خاست. حضرت فرمود: می‌خواهید به شما بگویم که برای چه به اینجا آمده‌اید؟ همه گفتند: بفرمایید. فرمود: برای این به اینجا آمده‌اید که از حجت و امام پس از من بپرسید. گفتند: بلی. در این هنگام پسری نورانی همچون پاره ماه که شبیه‌ترین مردم به امام عسکری – علیه السلام – بود، وارد مجلس شد. حضرت با اشاره به او فرمود: «این، امام شما بعد از من و جانشین من در میان شما است. فرمان او را اطاعت کنید و پس از من اختلاف نکنید که در این صورت هلاک می‌شوید و دینتان تباه می‌گردد…» (15). علل سیاسی – اجتماعی غیبت شکی نیست که رهبری پیشوایان الهی به منظور هدایت مردم به سر منزل کمال مطلوب است و این امر در صورتی میّسر است که آنها آمادگی بهره برداری از این هدایت الهی را داشته باشند. اگر چنین زمینه مساعدی در مردم وجود نداشته باشد، حضور پیشوایان آسمانی در بین مردم ثمری نخواهد داشت. متأسفانه فشارها و تضییقاتی که بویژه از زمان امام جواد – علیه السلام – به بعد بر امامان وارد شد، و محدودیتهای فوق العاده‌ای که برقرار گردید – به طوری که فعالیتهای امام یازدهم و دوازدهم را به حداقل رسانید – نشان داد که زمینه مساعد جهت بهره مندی از هدایتها و راهبریهای امامان در جامعه (در حدّ نصاب لازم) وجود ندارد. ازینرو حکمت الهی اقتضا کرد که پیشوای دوازدهم، بتفصیلی که خواهیم گفت، غیبت اختیار کند تا موقعی که آمادگی لازم در جامعه به وجود آید. البته همه اسرار غیبت بر ما روشن نیست ولی شاید نکته‌ای که گفتیم رمز اساسی غیبت باشد. در روایات ما، در زمینه علل و اسباب غیبت، روی سه موضوع تکیه شده است: الف – آزمایش مردمچنانکه می‌دانیم یکی از سنتهای ثابت الهی، آزمایش بندگان و انتخاب صالحان و گزینش پاکان است. صحنه زندگی همواره صحنه آزمایش است تا بندگان از این راه در پرتو ایمان و صبر و تسلیم خویش در پیروی از اوامر خداوند تربیت یافته و به کمال برسند و استعدادهای نهفته آنان شکوفا گردد. در اثر غیبت حضرت مهدی، مردم آزمایش می‌شوند: گروهی که ایمان استواری ندارند، باطنشان ظاهر می‌شود و دستخوش شک و تردید می‌گردند و کسانی که ایمان در اعماق قلبشان ریشه دوانده است، به سبب انتظار ظهور آن حضرت و ایستادگی در برابر شدائد، پخته‌تر و شایسته‌تر می‌گردند و به درجات بلندی از اجرا و پاداش الهی نائل می‌گردند. امام موسی بن جعفر – علیه السلام – فرمود: هنگامی که پنجمین فرزندم غایب شد، مواظب دین خود باشید، مبادا کسی شما را از دین خارج کند. او ناگزیر غیبتی خواهد داشت، به طوری که گروهی از مؤمنان از عقیده خویش بر می‌گردند. خداوند به وسیله غیبت، بندگان خویش را آزمایش می‌کند…(۱۶)از سخنان پیشوایان اسلام بر می‌آید که آزمایش به وسیله غیبت حضرت مهدی، از سخت‌ترین آزمایشهای الهی است (۱۷). و این سختی از دو جهت است: ۹ ۱ – از جهت اصل غیبت، که چون بسیار طولانی می‌شود بسیاری از مردم دستخوش شک و تردید می‌گردند. برخی در اصل تولد و برخی دیگر در دوام عمر آن حضرت شک می‌کنند و جز افراد آزموده و مخلص و دارای شناخت عمیق، کسی بر ایمان و عقیده به امامت آن حضرت باقی نمی‌ماند. پیامبر اسلام ضمن حدیث مفصلی می‌فرماید: مهدی از دیده شیعیان و پیروانش غایب می‌شود و جز کسانی که خداوند دلهای آنان را جهت ایمان، شایسته قرار داده، در اعتقاد به امامت او استوار نمی‌مانند (۱۸). ۲ – از نظر سختیها و فشارها و پیشامدهای ناگوار که در دوران غیبت رخ می‌دهد و مردم را دگرگون می‌سازد، به طوری که حفظ ایمان و استقامت در دین، کاری سخت دشوار می‌گردد و ایمان مردم در معرض مخاطرات شدید قرار می‌گیرد. (۱۹)ب – حفظ جان امام خداوند، به وسیله غیبت، امام دوازدهم را از قتل حفظ کرده است، زیرا اگر آن حضرت از همان آغاز زندگی در میان مردم ظاهر می‌شد، او را می‌کشتند (چنانکه تفصیل آن را نوشتیم). بر این اساس اگر پیش از موعد مناسب نیز ظاهر شود، باز جان او به خطر می‌افتد و به انجام مأموریت الهی و اهداف بلند اصلاحی خود موفق نمی‌گردد. «زراره»، یکی از یاران امام صادق – علیه السلام – می‌گوید: امام صادق – علیه السلام – فرمود: امام منتظر، پیش از قیام خویش مدّتی از چشمها غایت خواهد شد. عرض کردم: چرا؟ فرمود: بر جان خویش بیمناک خواهد بود .(۲۰)ج – آزادی از یوغ بیعت با طاغوتهای زمان پیشوای دوازدهم، هیچ رژیمی را، حتی از روی تقیه، به رسمیّت نشناخته و نمی‌شناسد. او مأمور به تقیه از هیچ حاکم و سلطانی نیست و تحت حکومت و سلطنت هیچ ستمگری در نیامده و در نخواهد آمد، چرا که مطابق وظیفه خود عمل می‌کند و دین خدا را به طور کامل و بی هیچ پرده پوشی و بیم و ملاحظه‌ای اجرا می‌کند. بنابراین جای هیچ عهد و میثاق و بیعت با کسی و مراعات و ملاحظه نسبت به دیگران باقی نمی‌ماند. «حسن بن فضّال» می‌گوید: امام هشتم فرمود: گویی شیعیانم را می‌بینم که هنگام مرگ سومین فرزندم (امام حسن عسکری) در جستجوی امام خود، همه جا را می‌گردند اما او را نمی‌یابند. عرض کردم: چرا غایب می‌شود؟ فرمود: برای اینکه وقتی با شمشیر قیام می‌کند، بیعت کسی در گردن وی نباشد. (۲۱)غیبت صغری و کبری چنانکه گفتیم، غیبت امام مهدی به دو دوره تقسیم می‌شود: «غیبت صغری» و «غیبت کبری». غیبت صغری از سال ۲۶۰ هجری (سال شهادت امام یازدهم) تا سال ۳۲۹ (سال در گذشت آخرین نایب خاص امام) یعنی حدود ۶۹ سال بود. (۲۲) در دوران غیبت صغری، ارتباط شیعیان با امام بکلی قطع نبود و آنان، به گونه‌ای خاص و محدود، با امام ارتباط داشتند. توضیح آنکه: در طول این مدّت، افراد مشخصی (که ذکرشان خواهد آمد) به عنوان «نایب خاص» با حضرت در تماس بودند و شیعیان می‌توانستند به وسیله آنان مسائل و مشکلات خویش را به عرض امام برسانند و توسط آنان پاسخ دریافت دارند و حتی گاه به دیدار امام نائل شوند. ازینرو می‌توان گفت در این مدّت، امام، هم غایب بود و هم نبود. این دوره را می‌توان دوران آماده سازی شیعیان برای غیبت کبری دانست که طی آن، ارتباط شیعیان با امام، حتی در همین حد نیز قطع شد و مسلمانان موظف شدند در امور خود به نایبان عام آن حضرت، یعنی فقهای واجد شرائط و آشنایان به احکام اسلام، رجوع کنند. اگر غیبت کبری یکباره و ناگهان رخ می‌داد، ممکن بود موجب انحراف افکار شود و ذهنها آماده پذیرش آن نباشد. اما گذشته از زمینه سازیهای مدبرانه امامان پیشین، در طول غیبت صغری، بتدریج ذهنها آماده شد و بعد، مرحله غیبت کامل آغاز گردید. همچنین امکان ارتباط نایبان خاص با امام در دوران غیبت صغری، و نیز شرفیابی برخی از شیعیان به محضر آن حضرت در این دوره، مسئله ولادت و حیات آن حضرت را بیشتر تثبیت کرد. (۲۳)با سپری شدن دوره غیبت صغری، غیبت کبری و دراز مدّت امام آغاز گردید که تاکنون نیز ادامه دارد و پس از این نیز تا زمانی که خداوند اذن ظهور و قیام به آن حضرت بدهد، ادامه خواهد داشت. غیبت دو گانه امام دوازدهم، سالها پیش از تولد او توسط امامان قبلی، پیشگویی شده و از همان زمان توسط راویان و محدثان، حفظ و نقل و در کتابهای حدیث ضبط شده است که به عنوان نمونه به نقل چند حدیث در این زمینه اکتفا می‌کنیم: ۱ – امیر مؤمنان – علیه السلام – فرمود: (امام) غایب ما، دو غیبت خواهد داشت که یکی طولانی‌تر از دیگری خواهد بود. در دوران غیبت او، تنها کسانی در اعتقاد به امامتش پایدار می‌مانند که دارای یقینی استوار و معرفتی کامل باشند. (۲۴)۲ – امام باقر – علیه السلام – فرمود: (امام) قائم دو غیبت خواهد داشت که در یکی از آن دو: خواهند گفت: او مرده است…(۲۵)۳ – ابوبصیر می‌گوید، به امام صادق – علیه السلام – عرض کردم: امام باقر می‌فرمود: قائم آل محمد (ص) دو غیبت خواهد داشت که یکی طولانی‌تر از دیگری خواهد بود. امام صادق – علیه السلام – فرمود: بلی، چنین است…(۲۶)۴ – حضرت صادق – علیه السلام – فرمود: امام قائم دو غیبت خواهد داشت: یکی کوتاه مدّت و دیگری دراز مدّت…(۲۷)سیر تاریخ، صحت این پیشگوییها را تأیید کرد و همچنانکه پیشوایان قبلی فرموده بودند، غیبتهای دو گانه امام عینیّت یافت. نواب خاص (۲۸)نایبان خاص حضرت مهدی در دوران غیبت صغری، چهار تن از اصحاب با سابقه امامان پیشین و از علمای پارسا و بزرگ شیعه بودند که «نوّاب اربعه» نامیده شده‌اند. اینان به ترتیب زمانی عبارت بودند از: ۱ – ابو عَمرو عثمان بن سعید عَمری، ۲ – ابو جعفر محمد بن عثمان بن سعید عَمری، ۳ – ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی، ۴ – ابو الحسن علی بن محمد سَمَری. البته امام زمان – علیه السلام – وکلای دیگری نیز در مناطق مختلف مانند: بغداد، کوفه، اهواز، همدان، قم، ری آذربایجان، نیشابور و… داشت که یا به وسیله این چهار نفر، که در رأس سلسله مراتب وکلای امام قرار داشتند، امور مردم را به عرض حضرت می‌رساندند (۲۹) و از سوی امام در مورد آنان «توقیع» هایی (۳۰) صادر می‌شده است. (۳۱) و یا – آن گونه که بعضی از محققان احتمال داده‌اند – سفارت و وکالت این چهار نفر، وکالتی عامّ و مطلق بوده ولی دیگران در موارد خاصی وکالت و نیابت داشته‌اند (۳۲). مانند: محمد بن جعفر اسدی، احمد بن اسحاق اشعری قمی، ابراهیم بن محمد همدانی، احمد بن حمزه بن الیسع (۳۳)، محمد بن ابراهیم بن مهزیار (۳۴)، حاجز بن یزید، محمد بن صالح (۳۵)، ابو هاشم داود بن قاسم جعفری، محمد بن علی بن بلال، عمر اهوازی، و ابو محمد و جنائی (۳۶). ۱ – ابو عَمرو عثمان بن سعید عَمری عثمان بن سعید از قبیله بنی اسد بود و به مناسبت سکونت در شهر سامرّأ، «عسکری» نیز نامیده می‌شد. در محافل شیعه از او به نام «سمّان» (= روغن فروش) یاد می‌شد، زیرا به منظور استتار فعالیتهای سیاسی، روغن فروشی می‌کرد و اموال متعلق به امام را، که شیعیان به وی تحویل می‌دادند، در ظرفهای روغن قرار داده به محضر امام عسکری می‌رساند. (۳۷)او مورد اعتماد و احترام عموم شیعیان بود. (۳۸) گفتنی است که عثمان بن سعید قبلاً نیز از وکلا و یاران مورد اعتماد حضرت هادی و حضرت عسکری – علیهما السلام – بوده است. «احمد بن اسحاق» که خود از بزرگان شیعه می‌باشد، می‌گوید: روزی به محضر امام هادی رسیدم و عرض کردم: من گاهی غایب و گاهی (در اینجا) حاضر و وقتی هم که حاضرم همیشه نمی‌توانم به حضر شما برسم. سخن چه کسی را بپذیرم و از چه کسی فرمان ببرم؟ امام فرمود: «این ابو عَمرو (عثمان بن سعید عَمری)، فردی امین و مورد اطمینان من است، آنچه به شما بگوید، از جانب من می‌گوید و آنچه به شما برساند، از طرف من می‌رساند». احمد بن اسحاق می‌گوید: پس از رحلت امام هادی – علیه السلام – روزی به حضور امام عسکری – علیه السلام – شرفیاب شدم و همان سؤال را تکرار کردم. حضرت مانند پدرش فرمود: این ابو عَمرو مورد اعتماد و اطمینان امام پیشین، و نیز طرف اطمینان من در زندگی و پس از مرگ من است. آنچه به شما بگوید از جانب من می‌گوید و آنچه به شما برساند از طرف من می‌رساند. (۳۹)پس از رحلت امام عسکری، مراسم تغسیل و تکفین و خاکسپاری آن حضرت را، در ظاهر، عثمان بن سعدی انجام داد.(۴۰) نیز همو بود که روزی در حضور جمعی از شیعیان به فرمان امام عسکری – علیه السلام – و به نمایندگی از طرف آن حضرت، اموالی را که گروهی از شیعیان یمن اورده بودند، از آنان تحویل گرفت و امام در برابر اظهارات حاضران مبنی بر اینکه با این اقدام حضرت، اعتماد و احترامشان نسبت به عثمان بن سعید افزایش یافته است، فرمود: گواه باشید که عثمان بن سعید وکیل من است، و پسرش محمد نیز، وکیل پسرم مهدی خواهد بود. (۴۱) همچنین، در پایان دیدار چهل نفر از شیعیان با حضرت مهدی که شرح آن در اوائل این بخش گذشت – حضرت خطاب به حاضران فرمود: آنچه عثمان (بن سعید) می‌گوید، از او بپذیرید، مطیع فرمان او باشید، سخنان او را بپذیرید، او نماینده امام شماست و اختیار با اوست. (۴۲)تاریخ وفات عثمان بن سعید روشن نیست. برخی احتمال داده‌اند او بین سالهای ۲۶۰ – ۲۶۷ در گذشته باشد و برخی دیگر فوت او را در سال ۲۸۰ دانسته‌اند. (۴۳)۲ – محمد بن عثمان بن سعید عَمری محمد بن عثمان نیز همچون پدر، از بزرگان شیعه و از نظر تقوا و عدالت و بزرگواری مورد قبول و احترام شیعیان (۴۴) و از یاران مورد اعتماد امام عسکری – علیه السلام – بود، چنانکه حضرت در پاسخ شؤال «احمد بن اسحاق» که به چه کسی مراجعه کند؟ فرمود: عَمری (عثمان بن سعید)، و پسرش، هر دو، امین و مورد اعتماد هستند، آنچه به تو برسانند، از جانب من می‌رسانند، و آنچه به تو بگویند از طرف من می‌گویند. سخنان آنان را بشنو از آنان پیروی کن، زیرا این دو تن مورد اعتماد و امین منند. (۴۵)پس از درگذشت عثمان، از جانب امام غایب توقیعی مبنی بر تسلیت وفات او و اعلام نیابت فرزندش «محمد» صادر شد. (۴۶) «عبد الله بن جعفر حِمیَری» می‌گوید: وقتی که عثمان بن سعید در گذشت، نامه‌ای با هما خطی که قبلاً امام با آن با ما مکاتبه می‌کرد، برای ما آمد که در آن ابو جعفر (محمد بن عثمان بن سعید) به جای پدر منصوب شده بود. (۴۷)همچنین اما، ضمن توقیعی در پاسخ سؤالات «اسحاق بن یعقوب»، چنین نوشت: خداوند از عثمان بن سعید و پدرش، که قبلاً می‌زیست، راضی و خشنود باشد. او مورد وثوق و اعتماد من، و نوشته او نوشته من است (۴۸). ابو جعفر تألیفاتی در فقه داشته است که پس از وفاتش، به دست حسین بن روح، سومین نایب امام (و یا به دست ابو الحسن سمری، نایب چهارم) رسیده است. (۴۹)محمد بن عثمان، حدود چهل سال عهده دار سفارت و وکالت امام زمان بود و در طول این مدّت، وکلای محلّی و منطقه‌ای را سازماندهی و بر فعالیتشان نظارت می‌کرد و به اداره امور شیعیان اشتغال داشت. توقیع‌های متعددی از ناحیه امام صادر، و توسط او به دیگران رسید. او سرانجام در سال ۳۰۴ یا ۳۰۵ درگذشت. (۵۰)او پیش از مرگ، از تاریخ وفات خود خبر داد، و دقیقاً در همان تاریخی که گفته بود، در گذشت. (۵۱)۳ – ابو القاسم حسین بن روح نوبختی در روزهای آخر عمر ابو جعفر، گروهی از بزرگان شیعه نزد او رفتند. او گفت: چنانچه از دنیا رفتم، به امر امام، جنشین من و نایب امام «ابو القاسم حسین بن روح نوبختی» خواهد بود. به او مراجعه کنید و در کارهایتان به او اعتماد نمایید. (۵۲)حسین بن روح، از دستیاران نزدیک نایب دوم بود و عَمری از مدتها پیش، برای تثبیت امر نیابت او زمینه سازی می‌کرد و شیعیان را جهت تحویل اموال، به او ارجاع می‌داد و او، رابط بین عثمان بن سعید و شیعیان بود. (۵۳)حسین بن روح، کتابی در فقه شیعه به نام «التأدیب» تألیف کرده بود. آن را جهت اظهار نظر، نزد فقهای قم فرستاد. آنان پس از بررسی، در پاسخ نوشتند، جز در یک مسئله، همگی مطابق فتاوای فقهای شیعه است. (۵۴) بعضی از معاصرین او، عقل و هوش و درایت وی را تحسین کرده و می‌گفتند: به تصدیق موافق و مخالف، حسین بن روح از عاقلترین مردم روزگار است. (۵۵) نوبختی در دوران حکومت «مقتدر»، خلیفه عباسی، به خدت پنج سال به زندان افتاد و در سال ۳۱۷ آزاد شد. (۵۶) و سرانجام، بعد از بیست و یک سال فعالیّت و سفارت، در سال ۳۲۶ چشم از جهان فرو بست. (۵۷)۴ – ابو الحسن علی بن محمد سَمَری (۵۸)به فرمان امام عصر (ع) وبا وصیت و معرفی نوبختی، پس از حسین بن روح، علی بن محمد سمری منصب نیابت خاص و اداره امور شیعیان را عهده دار گردید. (۶۰)سمری از اصحاب و یاران امام عسکری – علیه السلام – بوده است. (۶۱) او تا سال ۳۲۹ که دیده از جهان فرو بست، مسئولیت نیابت و وکالت خاص را به عهده داشت. چند روز پیش از وفات او توقیعی از ناحیه امام به این مضمون خطاب به وی صادر شد: ای علی بن محمد سمری! خداوند در سوک فقدان تو پاداشی بزرگ به برادرانت عطا کند. تو تا شش روز دیگر از دنیا خواهی رفت. کارهایت را مرتب کن و هیچ کس را به جانشینی خویش مگمار. دوران غیبت کامل فرا رسیده است و من جز با اجازه خداوند متعال ظهور نخواهم کرد و ظهور من پس از گذشت مدتی طولانی و قساوت دلها و پر شدن زمین ازستم خواهد بود. افرادی نزد شیعیان من مدّعی مشاهده من (ارتباط با من به عنوان نایب خاص) خواهند شد. آگاه باشید که هر کس پیش از خروج «سفیانی» و «صیحه آسمانی» (62) چنین ادعایی بکند، دروغگو و افترا زننده است و هیچ حرکت و نیرویی جز به خداوند عظیم نیست. (۶۳)در ششمین روز پس از صدور توقیع، ابو الحسن سمری از دنیا رفت. (۶۴) پیش از مرگش از وی پرسیدند: نایب بعد از تو کیست؟ پاسخ داد: اجازه ندارم کسی را معرفی کنم. (۶۵)با در گذشت ابو الحسن سمری دوره جدیدی در تاریخ شیعه آغاز گردید که به دوران غیبت کبری معروف است و ما در صفحات آینده پیرامون آن بحث خواهیم کرد. وظایف و فعالیتهای اساسی نوّاب خاص انتخاب نواب خاص از سوی امام دوزدهم، در واقع ادامه و توسعه فعالیت شبکه ارتباطی «وکالت» بود که گفتیم از زمان پیشوای نهم به صورت فعّال در آمده، و در زمان امام هادی و امام عسکری – علیهما السلام – گسترش چشمگیری یافته بود، و اینک در زمان امام قائم به اوج رسیده بود. وظایف و فعالیتهای اساسی نوّاب خاص را می‌توان در چند مورد زیر خلاصه کرد: رالف – پنهان داشتن نام و مکان امام گرچه امکارؤیت حضرت مهدی – عجل الله تعالی فرجه – در دوران غیبت صغری برای نوّاب خاص و برخی از شیعیان وجود داشت و گهگاه دیدارهایی صورت می‌گرفت (۶۶) امّا به دلیل مشکلات سیاسی، هر یک از نواب اربعه در زمان خود موظف بودند از بردن نام حضرت و افشای محل او در سطح عمومی خودداری ورزند. زیرا در غیر این صورت، جان امام از سوی حکومت وقت به خطر می‌افتاد. این سیاست استتار و پنهانکاری، دقیقاً بر اساس دستور و راهنمایی خود امام صورت می‌گرفت. چنانکه روزی ابتدأاو بدون اینکه سؤالی از حضرت در این باره شده باشد، توقیعی به این مضمون خطاب به محمد بن عثمان (سفیر دوم) صادر شد: کسانی که از اسم (من) می‌پرسند، باید بدانند اگر سکوت کنندبهشت، و اگر حرفی بزنند جهنم (در انتظار آنان) است. چه، اینان اگر بر اسم واقف شوند، آن را فاش می‌سازند و اگر از مکان آگاه شوند، آن را نشان می‌دهند. (۶۷) همچنین روزی عبید الله بن جعفر حمیری و احمد بن اسحق اشعری، که هر دو از بزرگان اصحاب امامان و از شیعیان برجسته و صمیمی بودند، در دیداری که با عثمان بن سعید (سفیر اوّل) داشتند از وی پرسیدند: آیا جانشین امام عسکری – علیه السلام – را دیده است؟ وی پاسخ مثبت داد. از نام آن حضرت پرسش کردند، وی از گفتن آن خودداری کرد و گفت: بر شما حرام است که در این باره پرسش کنید، و من این سخن را از پیش خود نمی‌گویم – چه اختیاری ندارم که حلالی را حرام یا حرامی را حلال کنم – بلکه این، به دستور خود اوست، زیرا حکومت (عباسی) بر این باور است که امام عسکری در گذشته و فرزندی از خود باقی نگذاشته است، و به همین دلیل نیز ارثیه او را بین کسانی تقسیم کردند که وارث آن حضرت نبودند (جعفر کذاب و مادر حضرت عسکری) و این موضوع با صبر و سکوت امام روبرو گردید، و اینک کسی جرأت ندارد با خانواده او ارتباط برقرار کند یا چیزی از آنها بپرسد، و اگر اسم امام فاش شود مورد تعقیب قرار می‌گیرد. زینهار! زینهار! خدا را در نظر بگیرید و از این بحثها خودداری کنید. (۶۸)در زمان نیابت ابوالقاسم حسین بن روح، از ابوسهل نوبختی که از بزرگان شیعیان بود، سؤاتل کردند که چگونه تو، به این سِمَت انتخاب نشدی و حسین بن روح انتاب شد؟ وی پاسخ داد: آنان که او را به این مقام برگزیده‌اند، خود داناترند. کار من، بر خورد و مناظره با مخالفان و دشمنان است. اگر من همانند حسی نبن روح مکان امام را می‌دانستم، شاید اگر در فشار قرار می‌گرفتم، محل او را نشان می‌دادم، ولی اگر اما زیر عبای ابو القاسم پنهان شود، چنانچه او را قطعه قطعه هم کنند، هرگز لباس خود را کنار نمی‌زند! (۶۹)ب – سازماندهی وکلا چنانکه گفتیم نمایندگان و وکلای محلی امام در عصر غیبت – با اختیارات گوناگون و حزه‌های فعالیت متفاوتی که داشتند – در مناطق تمرکز شیعیان مستقر بودند و هر چند در زمان پیشوای دهم و یازدهم این دسته از وکلا معمولاً توسط وکیل اوّل با امام تماس می‌گرفتند، امّا در هر حال امکان ارتباط مستقیم با خود امام نیز برای آنان وجود داشت، ولی در عصر غیبت صغری امکان ارتباط مستقیم کلاً قطع گردید و وکلای فرعی و منطه‌ای امام در بلاد مختلف که اسامی گروهی از آنان قبلاً گذشت – (۷۰) ناگزیر منحصراً زیر نظر نایب خاصّ، انجام وظیفه می‌کردند و نامه‌ها و سؤالات و وجوه شرعی شیعیان را توسط نایب خاص به محضر امام غایب می‌رساندند. چنانکه قبلاً اشاره کردمی، در زمان سفارت ابو جعفر محمد بن عثمان، تنها در بغداد حدود ده نفر زیر نظر او فعالیت می‌کردند. (۷۱)نوّاب خاصّ، در مقابل دریافت وجوه و اموال، قبض نمی‌دادند ولی شیعیان از وکلای دیگر قبض مطالبه می‌کردند. بنا به نقل شیخ طوسی، در اواخر عمر محمد بن عثمان، شخصی به توصیه او، اموال مربوط به امام را به حسین بن روح می‌پرداخت، و از او قبض مطالبه می‌کرد. به دنبال شکوه حسین بن روح از این بابت، محمد بن عثمان دستور داد که از وی قبض مطالبه نشود و افزود: هر چه به دست ابو القاسم برسد، به دست من رسیده است. (۷۲)ج – اخذ و توزیع اموال متعلق به امام نوآب خاص امام، هر کدام در دوران سفارت خود، وجوه و اموال متعلق به آن حضرت را که شیعیان مستقیماً یا توسط وکلای محلی می‌پرداختند، تحویل می‌گرفتند و به هر طریقی که ممکن بود به امام می‌رساندند، یا در مواردی که امام دستور می‌داد مصرف می‌کردند. در روزهای شهادت امام عسکری – علیه السلام – گروهی از شیعیان قم و بعضی دیگر از مناطق ایران وارد سامرأ شدند و در آنجا از در گذشت امام آگاه گشتند. این گروه، اموالی را از طرف شیعیان مناطق خود آورده بودند تا تحویل امام بدهند و وقتی از جانشین امام عسکری پرسش کردند، بعضیها جعفر (کذاب)، برادر امام، را نشان دادند. آنان طبق روال معمول، نشانی و خصوصیات پولها و اموال را از جعفر پرسیدند تا معلو شود که وی دارای علم امامت است یا خیر؟ وقتی که جعفر از پاسخ درماند، از تحویل اموال به وی خودداری کردند و ناگزیر به عزم بازگشت به وطن، از سامرّأ خارج شدند. در بیرون سامرأ، پیک سرّی حضرت بقیه الله – عجل الله تعالی فرجه الشریف – آنان را به محضر امام راهنمایی کرد و پس از تشرّف به حضور امام، بعد از آنکه حضرت خصوصیات تمامی پولها و امول را بیان فرمود، اموال را تحویل ایشان دادند. آنگاه امام فرمود: بعد از این چیزی به سامرأ نیاورید. من شخصی را در بغداد معیّن می‌کنم، اموال را به او می‌دهید و توقیع توسط او صادر می‌گردد. (۷۳) از آن به بعد بود که امام، عثمان سعید را به نیابت خاص منصوب کرد و او در بغداد وظایف خود را آغاز کرد. د – پاسخگویی به سؤالات فقهی و مشکلات عقیدتی حوزه فعالیت نواب اربعه تنها به مواردی که شمردیم محدود نمی‌شد، بلکه دایره فعالیت آنها شامل پاسخگویی به همه گونه سؤالات فقهی و شرعی، حل مشکلات عقیدتی و نیز میارزه علمی با شبهاتی می‌شد که مخالفان مطرح می‌کردند و از این راه در تضعیف عقاید و پریشانی فکری شیعیان می‌کوشیدند. نواب خاصّ، این وظایف را با استفاده از آموزشهای امام و دانش بسیار بالایی که داشتند، به بهترین وجهی انجام می‌دادند. نگاهی گذرا به کارنامه سفارت این چهار شخصیت بزگر، ابعاد گسترده کوششها و موفقیهای آنان را در این زمینه نشان می‌دهد. آنان از یک سو، وسوسه‌های مربوط به انکار وجود امام را، از راههای گوناگون خنثی می‌کردند و در این راستا، گاه ناگزیر، پرده از دیدارهای سرّی خود را امام بر می‌داشتند (۷۴) و گاهی نیز توقیعی از سوی حضرت در این باره صادر می‌شد و امام در دفع شبهات مزبور به کمک آنان می‌شتافت. (۷۵)از سوی دیگر، سؤالات فقهی و شرعی شیعیان را به عرض امام رسانده پاسخ آنها را می‌گرفتند و به مردم ابلاغ می‌کردند. به عنوان نمونه، می‌توان از توقیعی نام برد که توسط محمد بن عثمان صادر شده و طی آن به پرسشهای «اسحاق بن یعقوب» در زمینه‌های گوناگون پاسخ داده شده است. (۷۶) همچنین می‌توان توقیع مفصلی یاد کرد که در پاسخ به سؤالات نماینده مردم قم، «محمد بن عبدالله بن جعفر حمیری»، صادر گردید. (۷۷)از این گذشته، گاه، نواب خاصّ، مناظراتی با مخالفان انجام داده و آنان را محکوم می‌ساختند و تأکید می‌کردند که این پاسخها را از امام آموخته‌اند. چنانکه حسین بن روح، در یک مجلس مناره، پاسخ شخصی را که شبهه‌ای در مورد شهادت امام حسین – علیه السلام – مطرح کرده بود، به صورت گسترده بیان نمود و فردای آن روز با اشارهبه پاسخ مزبور، به یکی از شیعیان – که فکر می‌کرد پاسخها تراوش فکری خود اوست – اظهار داشت: اگر از آسمان سقوط کنم و طعمه مرغان هوا شرم یا باد تندی مرا به محل دروری پرتاب کند، در نظرم بهتر از این است که در دین خدا رأی و نظریه شخصی خود را اظهار کنم. مطالبی که دیروز شنیدی از حجت خدا شنیده شده است. (۷۸)همچینین وی در پاسخ پرسش یکی از متکلّمان وقت در مورد عامل شهادت امام موسی بن جعفر – علیه السلام – و اینکه آیا پیشوایان معصوم همه، با شمشیر یا با مسمومیّت در گذشته‌اند و نیز راز برتری حضرت فاطمه – علیها السلام – نسبت به دختران دیگر پیامبر اسلام (ص)، توضیحات روشن و قانع کننده‌ای داد که تحسین دانشمند مزبور را بر انگیخت و گفت: در این باره پاسخی از این بهتر و کوتاهتر از کسی نشنیده‌ام (۷۹). ه’- مبارزه با مدّعیان دروغین نیابت مبارزه با غلات و مدّعیان دروغین بابیّت و نیابت و وکالت و افشای ادعاهای باطل آنان را نیز باید به فعالیتهای نواب اربعه افزود. چنانکه درسیره امام هادی توضیح دادیم، گروهی از افراد منحرف و جاه طلب با طرح مطالب بی اساس از قبیل ربوبیت والوهیت ائمه، مقاماتی برای خود ادعا می‌کردند و به نام امام از مردم خمس یا وجوه دیگر را می‌گرفتند و این موضوع موجبات بد نامی شیعه را فراهم ساخته و مشکلاتی برای ائمه ایجاد می‌کرد. در عصر غیبت صغری، علاوه بر اینها، افراد دیگری پیدا شدند که به دروغ مدعی سفارت و نیابت خاص امام بودند و در اموال متعلق به امام تصرفات بیمورد نموده و در مسائل فقهی و اعتقادی، سخنان گمراه کننده بر زبان می‌راندند. اینجابود که نواب خاصّ، با رهنمود امام، به مقابله با آنان بر می‌خاستند و گاه رد طرد و لعن آنان از ناحیه حضرت، توقیع صادر می‌شد. ابو محمد شریعی، محمد بن نصیر نمیری، احمد هلال کرخی، ابو طاهر محمد بن علی بن بلال، حسین بن منصور حلاّج و محمد بن علی شلمغانی از این گروه بودند. (۸۰)شلمغانی قبلاً از فقهای شیعه شمرده می‌شد و حتی کتابی به نام «تکلیف» نوشته بود، ولی بعدها به غلوّ و انحراف کشده شد و افکاری کفرآمیز مطرح کرد. از آن جمله، بر روی نظریه حلول تأکید می‌کرد و می‌گفت: روحی پیامبر اسلام (ص) در پیکر محمد بن عثمان (سفیر دوم)، روح امیر مؤمنان – علیه السلام – در کالبد حسین بن روح (نایب خاص سوم) و روح حضرت فاطمه – علیها السلام – در بدان ام کلثوم، دختر محمد بن عثمان حلول کرده است. حسین بن روح، این عقیده را کفر و الحاد معرفی کرده آن را از نوع عقاید مسیحیان در مورد حضرت مسیح شمرد و او را طرد نمود و افشار افکار باطلش او را در میان قومش رسوا ساختن. با تو جه به نقش تخریبی شلمغانی بود که در ذیحجه سال سیصد و دوزاده، توقیعی توسط حسین بن روح در لعن و تکفیر وارتداد او صادر کردید و سر انجام در سال ۳۲۳ کشته شد. (۸۱)پی نوشت:۱- شیخ مفید، الارشاد، قم مکتبه بصیرتی،، ص ۳۴۶ – فتّال نیشابوری، روضه الواعظین، الطبعه الاولی، بیروت، مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۶ ه’. ق، ص ۲۹۲ – کلینی،، اصول کافی، تهران، مکتبه الصدوق، ۱۳۸۱ ه – ق، ج ۱، ص ۵۱۴ – طوسی، الغیبه، تهران، مکتبه نینوی الحدیثه، ص ۱۴۱ – طبرسی،، اعلام الوری، الطبعه الثالثه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ص ۴۱۸ – ابن صبّاغ مالکی، الفصول المهمه، ط قدیم (بی تا)، ص .۳۱۰ در بعضی از مآخذ، تاریخ تولد حضرت، سال ۲۵۶ هجری ضبط شده است (صدوق، کمال الدین، قم، مؤسسه النشر الاسلامی (التابعه) لجماعه المدرسین بقم المشرفه، ۱۴۰۵ ه- ق، ص ۴۳۲ – طوسی،، الغیبه، ص ۱۳۹ و ۱۴۷) و در برخی دیگر، سال ۲۵۸ (علی بن عیسی الاربلی، کشف الغمّه، تبریز مکتبه بنی هاشمی، ۱۳۸۱ ه-ق، ص ۲۲۷ – ابن ابی الثلج بغدای، تاریخ الائمه، قم، مکتبه بصیرتی، (ضمن مجموعه نفیسه)، ص ۱۵) ذکر شده است و ابو جعفر محمد بن جریر بن رستم طبری آن را در سال ۲۵۷ می‌داند (دلائل الامامه، الطبعه الثالثه، قم، منشورات الرضی،، ص ۲۷۱ و ۲۷۲. ۲- شیخ مفید، همان کتاب، ص ۳۴۶ – طبرسی،، همان کتاب، ص ۴۱۷ – اربلی، همان کتاب، ص ۲۲۷ – ابن صبّاغ، همان کتاب، ص .۳۱۰ ۳- صدوق، همان کتاب، ص ۶۴۸ – کلینی،، همان کتاب، ص ۳۳۲ – مجلسی،، بحارالأنوار، تهران، المکتبه الاسلامیه، ۳۹۳ ه-. ق، ج ۵۱، ص ۳۱ – .۳۴ ولی آیا نهی ائمه از ذکر نام مخصوص آن حضرت، یک اقدام سیاسی مقطعی و مربوط به دوران غیبت صغری بوده یا اینکه حرمت ذکر نام آن حضرت تا هنگام ظهور و قیامش باقی است؟ در میان علمای شیعه مورد اختلاف است (ر. ک به: حاج میرزا حسین طبرسی نوری، النجم الثاقب، تهران، انتشارات علمیه اسلامیه، باب ۲، ص ۴۸ و ۴۹. ۴- مسعودی، همان کتاب، ص ۴۱۸ – ابن صباغ، همان کتاب، ص .۳۱۰ ۵ -مسعودی، اثبات الوصیه، الطبعه الرابعه، نجف، المطبعه الحیدریه، ۱۳۷۴ ه’. ق، ص .۲۴۸ ۶ – ابن صبّاغ، همان کتاب، ص .۳۱۰ ۷- شیخ مفید، همان کتاب، ص ۳۴۶ – صدوق، همان کتاب، ص ۴۳۲ – طبرسی، همان کتاب، ص ۴۱۸ مسعودی، همان کتاب، ص ۲۴۸ – فتّال نیشابوری،، همان کتاب، ص ۲۸۳ – طوسی، همان کتاب، ص ۱۴۳ محمد بن جریر بن رستم طبری، همان کتاب، ص ۲۶۸ – ابن صبّاغ، همان کتاب، ص .۳۱۰ ۸- صدوق، همان کتاب، ص ۴۳۲ و ر. ک به: روضه الواعظین، ص .۲۹۲ برخی از محققان معاصر، احتمال داده‌اند که نام او همان نرجس باشد، و اسامی دیگر به جز صقیل را بانوی پیشین او حکیمه دختر امام جواد – علیه السلام – به وی داده باشد (بنابر روایاتی، او قبلاً کنیز حکیمه بوده است). مردم آن زمان کنیزان خویش را برای خوشامد گویی، به اسامی گوناگون می‌خواندند و نرجس، ریحانه و سوسن همه اسامی گلها هستند (دکتر حسین جاسم، تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم، ترجمه دکتر سید محمد تقی آیت اللّهی، چاپ اوّل، تهران، مؤسسه انتشارا امیرکبیر، ۱۳۶۷ ه’. ش، ص ۱۱۴). ۹- فتّال نیشابوری، همان کتاب، ص ۲۸۳ – صدوق، همان کتاب، ص ۴۲۷ – مجلسی، همان کتاب، ج ۵۱، ص .۱۲ ۱۰- شیخ مفید، همان کتاب، ص .۳۴۶ ۱۱- ابن أبی الحدید، شرح نهج البلاغه، قاهره، دار احیاالکتب العربیه، ۱۹۶۰ م، ج ۷، ص ۹۴ و ج ۱۰، ص .۹۶ ۱۲- فقیه ایمانی، مهدی، مهدی، منتظر در نهج البلاغه، اصفهان، کتابخانه عمومی امیر المؤمنین علی – علیه السلام -، ص ۲۳، .۳۹ تعدادی از این منابع که در دسترس نگارنده است و تولد حضرت مهدی به صراحت در آنها بیان شده، به قرار زیر است:ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ط ۲، قاهره، ۱۳۸۵ ه’. ق، ص ۲۰۸ – شبراوی، الاتحاف بحبّ الأشراف، ط ۲، قم، منشورات الرضی،، ۱۳۶۳ ه’. ش، ص ۱۷۹ – محمد امین بغدادی سویدی، سبائک الذهب فی معرفه قبائل العرب،بیروت دارصعب، ص ۷۸ – مؤمن شبلنجی، نور الأبصار، قاهره، مکتبه المشهد الحسینی ،، ص ۱۶۸ – شیخ محمد صبّان، اسعاف الراغبین، (در حاشیه نور الأبصار)، ص ۱۴۱ – ابن أثیر، الکامل فی التاریخ، بیروت، دارصادر، ج ۷، ص ۲۷۴ (حوادث سال ۲۶۰) حمدالله مستوفی، تاریسخ برگزیده، چاپ دوّم، تهران، انتشارات امیر کبیر، ۱۳۶۲ ه’. ش، ص ۲۰۷ – ابن طولون، الأئمه الاًثنی عشر، قم، منشورات الرضی،، ص ۱۱۷ – ابن صبّاغ مالکی، الفصول المهمه، (بی تا)، ص ۳۱۰ – شیخ سلیمان قندوزی، ینابیع المودّه، بیروت، مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، ج ۳، ص .۳۶ ۱۳- صدوق، همان کتاب، ص ۴۳۴ – .۴۷۸ شیخ مفید، همان کتاب، ص ۳۵۰ و ۳۵۱ – شیخ سلیمان قندوزی، ینابیع المودّه، بیروت، مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، ج ۳، ص ۱۲۳ – .۱۲۵ ۱۴- چنانکه در سیره امام هادی – علیه السلام – نوشتیم، ایوب بن نوح یکی از وکلای آن حضرت بوده است. ۱۵- طوسی، همان کتاب، ص ۲۰۴ ور.ک به: صدوق، همان کتاب، ص ۴۳۵ – مجلسی، همان کتاب، ج ۵۱، ص ۳۴۶ – شیخ سلیمان قندوزی، همان کتاب، ج ۳، ص ۱۲۳ – (آیت الله) صافی، لطف الله، منتخب الأثر، تهران، مرکز نشر کتاب، ۱۳۷۳ ه’. ق، ص .۳۵۵ ۱۶- شیخ طوسی، همان کتاب، ص ۲۰۴ – نعمانی، الغیبه، تهران، مکتبه الصدوق، ص ۱۵۴ – مجلسی، بحار الأنوار، تهران، المکتبه الاسلامیه، ۱۳۹۳ ه’. ق، ج ۵۱، ص ۱۵۰ ور.ک به: اصول کافی، تهران، مکتبه الصدوق، ۱۳۸۱ ه’. ق، ج ۱، ص .۳۳۷ ۱۷- طوسی، همان کتاب، ص ۲۰۳ – ۲۰۷ – صافی، همان کتاب، باب ۴۷، ص ۳۱۴ و .۳۱۵ ۱۸- صافی، همان کتاب، فصل ۱، باب ۸، ص ۱۰۱، ح .۴ ۱۹- (آیت الله) صافی، لطف الله، نوید امن و امان، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ص ۱۷۷ و .۱۷۸ ۲۰- کلینی، همان کتاب، ج ۱، ص ۳۳۷ – طوسی، همان کتاب، ص ۲۰۲ – صدوق، همان کتاب، ص ۴۸۱ صافی، منتخب الأثر، فصل ۲، باب ۲۸، ص ۲۶۹ – نعمانی، همان کتاب، ص .۱۶۶ ۲۱- صدوق، کمال الدین، باب ۴۴، ص ۴۸۰، ح ۴ – مجلسی، همان کتاب، ج ۵۱، ص ۱۵۲ – صافی، منتخب الأثر، فصل ۲، باب ۲۵، ص ۲۶۸، ح .۳ ۲۲- مرحوم شیخ مفید آغاز غیبت صغری را از سال تولد آن حضرت (سال ۲۵۵) حساب کرده است (الاًرشاد، ص ۳۴۶) و با این محاسبه، دوران غیبت صغری، ۷۵ سال می‌شود. طبعاً نظریه مرحوم مفید از این لحاظ بوده است که حضرت مهدی در زمان حیات پدر نیز حضور و معاشرت چندانی با دیگران نداشته و از نظر کلی غایت محسوب می‌شده است. گویا بر اساس همین ملاحظه است که محققانی مانند: طبرسی، سید محسن امین، و آیت الله سید صدر الدین صدر نیز آغاز غیبت صغری را از سال میلاد آن حضرت، و مدّت آن را ۷۴ سال دانسته‌اند (اًعلام الوری، ص ۴۴۴ – اعیان الشیعه، بیروت، دار التعارف للمطبوعات، ج ۲، ص ۴۶ – المهدی،، بیروت، دار الزهرأ، ۱۳۹۸ ه’. ق، ص ۱۸۱). ۲۳- صدر، سید صدر الدین، المهدی،، بیروت، دار الزهرأ، ۱۳۹۸ ه’. ق، ص ۱۸۳ – پیشوای دوازدهم امام زمان، نشریه مؤسسه در راه حق، ص .۳۸ ۲۴- شیخ سلیمان قندوزی، ینابیع المودّه، بیروت، مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، ج ۳، باب ۷۱، ص .۸۲ ۲۵- نعمانی، همان کتاب، ص .۱۷۳ ۲۶- نعمانی، همان کتاب، ص .۱۷۳ ۲۷- نعمانی، همان کتاب، ص .۱۷۰ نیز ر.ک به: منتخب الأثر، فصل ۲، باب ۲۶، ص ۲۵۱ – .۲۵۳ ۲۸- در آن روزگار، به جای «نیابت» و «نواب» بیشتر تعبیر «سفارت» و «سفرأ» به کار برده می‌شد. ۲۹- چنانکه طبق نقل شیخ طوسی، حدود ده نفر در بغداد به نمایندگی از طرف محمد بن عثمان فعالیّت می‌کردند (الغیبه، ص ۲۲۵). ۳۰- توقیع به معنای حاشیه نویسی است و در اصطلاح علمای شیعه به نامه‌ها و فرمانهایی که در زمان غیبت صغری از طرف امام به شیعیان می‌رسیده توقیع گفته می‌شود. ۳۱- صدر، المهدی،، ص .۱۸۹ ۳۲- امین، سید محسن، أعیان الشیعه، ج ۲، ص .۴۸ ۳۳- طوسی،، الغیبه، ص ۲۵۷، .۲۵۸ ۳۴- کلینی،، اصول کافی،، ج ۱، ص ۵۱۸، ح .۵ ۳۵- کلینی، همان کتاب، ص ۵۲۱، ح ۱۴ و .۱۵ ۳۶- طبرسی،، اًعلام الوری، ص .۴۴۴ ۳۷- طوسی،، الغیبه، تهران، مکتبه نینوی الحدیثه ص .۲۱۴ ۳۸- طوسی، همان کتاب، ص .۲۱۶ ۳۹- طوسى،، الغیبه، ص .۲۱۵ ۴۰- طوسى،، همان کتاب، ص .۲۱۶ ۴-۱ طوسى،، همان کتاب، ص .۲۱۶ ۴۲- طوسى،، همان کتاب، ص .۲۱۷ ۴۳- دکتر حسین، جاسم، تاریخ سیاسى غیبت امام دوازدهم، ترجمه دکتر سید محمد تقى آیت اللّهى، چاپ اوّل، تهران، مؤسسه انتشارات امیر کبیر، ۱۳۶۷ ه’. ش، ص ۱۵۵ و .۱۵۶ ۴۴- طوسى،، همان کتاب، ص .۲۲۱ ۴۵- طوسى،، همان کتاب، ص .۲۱۹ ۴۶- طوسى،، همان کتاب، ص ۲۱۹ – .۲۲۰ ۴۷- طوسى،، همان کتاب، ص ۲۲۰ – بحار الأنوار، ج ۵۱، ص .۳۴۹ ۴۸- طوسى،، همان کتاب، ص ۲۲۰ – مجلسى،، بحار الأنوار، ج ۵۱، ص ۳۵۰ – طبرسى اًعلام الورى، الطبعه الثالثه، ص ۴۵۲ – على بن عیسى اربلى،، کشف الغمه، تبریز، مکتبه بنى هاشمى،، ۱۳۸۱ ه’. ق، ج ۳، ص .۳۲۲ ۴۹- طوسى، الغیبه، ص .۲۲۱ ۵۰- طوسى،، الغیبه، ص .۲۲۳ ۵۱- طوسى، الغیبه، ص ۲۲۲ – بحار الأنوار، ج ۵۱، ص .۳۵۱ ۵۲- طوسى،، همان کتاب، ص ۲۲۶ و ۲۲۷ – بحار الأنوار، ج ۵۱، ص .۳۵۵ ۵۳- طوسى،، همان کتاب، ص ۲۲۴ و ۲۲۵ و .۲۲۷ ۵۴- طوسى،، همان کتاب، ص .۲۴۰ ۵۵- مجلسى،، بحار الأنوار، ج ۵۱، ص ۳۵۶، ور.ک به: طوسى،، همان کتاب، ص .۲۳۶ ۵۶- دکتر حسین، جاسم، تاریخ سیاسى غیبت امام دوازدهم، چاپ اوّل، تهران، انتشارات امیر کبیر، ۱۳۶۷ ه’. ش، ص .۱۹۹ ۵۷- طوسى،، همان کتاب، ص .۲۳۸ ۵۸- سَیمَرى و صَیٌمَرى نیز گفته شده است (صدر، محمد، تاریخ الغیبه الصغرى، ط ۱، بیروت دار التعارف للمطبوعات، ۱۳۹۲ ه’. ق، ص ۴۱۲). ۵۹- طوسى،، همان کتاب، ص .۴۴۵ ۶۰- طوسى،، همان کتاب، ص .۲۴۲ ۶-۱ صدر، همان کتاب ص .۴۱۲ ۶۲- چنانکه در بحث علائم ظهور گفته شده، قیام شخصى به نام سفیانى و صداى آسمانى از علامتهایى هستند که در آستانه ظهور امام رخ خواهد داد. ۶۳- طوسى،، الغیبه، ص ۲۴۲ و ۲۴۳ – مجلسى،، بحار الأنوار، ج ۵۱، ص ۳۶۱ – طبرسى،، همان کتاب، ص ۴۴۵ – صدر،همان کتاب، ص- .۱۵ ۶۴- طوسى،، همان کتاب، ص .۲۴۳ ۶۵- طوسى،، همان کتاب، ص .۲۴۲ ۶۶- طوسى،، همان کتاب، ص ۲۲۲ و ۲۴۶ – صدوق، کمال ادین، قم، مؤسسه النشر الاسلامى (التابعه) لجماعه المدرسین بقم المشرفه، ۱۴۰۵ ه’. ق، ص .۴۴ ۶۷- طوسى،، همان کتاب، ص .۲۲۲ ۶۸- طوسى،، همان کتاب، ص ۱۴۶ و .۲۱۹ ۶۹- طوسى،، الغیبه، ص ۲۴۰ – مجلسى،، بحار الأنوار، ج ۵۱، ص .۳۵۹ ۷۰ مرحوم طبرسى،، فهرست جالبى از این دسته وکلا، با ذکر محل مأموریتشان، ذکر کرده است (اًعلام الورى، ص ۴). ۷۱- طوسى،، همان کتاب، ص .۲۲۵ ۷۲- طوسى،، همان کتاب، ص ۲۲۵ و .۲۲۶ )۷۳ طوسى،، همان کتاب، ص ۲۲۵ و .۲۲۶ ۷۴- صدوق، کمال الدین، رقم، مؤسسه النشر الاسلامى (التابعه) لجماعه المدرسین بقم المشرفه، ۱۴۰۵ ه’. ق، ص ۴۴۰ – .۴۴۱ ۷۵- طوسى،، همان کتاب، ص ۱۷۶ – .۱۷۷ ۷۶- طبرسى،، همان کتاب، ص ۴۵۲ – .۴۵۳ ۷۷- طوسى،، همان کتاب، ص ۲۲۹ – .۲۳۶ ۷۸- طوسى،، همان کتاب، ص ۱۹۸ – .۱۹۹ ۷۹- طوسى،، همان کتاب، ص ۲۳۸ – .۲۳۹ ۸۰- طوسى،، همان کتاب، ص .۲۴۴ ۸۱- طوسى،، همان کتاب، ص ۲۴۸ – ۲۵۴ ور. ک به: دکتر حسین، جاسم، تارخى سیاسى غیبت امام دوزادهم، ص ۲۰۰ – .۲۰۵ مسعودى، قتل او را در سال ۳۲۲ دانسته است (التنبیه والاشراف، قاهره، دار الصاوى للطبع والنشر و التألیف ص ۳۴۳).

 

نوشته قبلی

‏خصوصیات جسمى، اخلاقى و کرامات امام زمان(علیه السلام)

نوشته‌ی بعدی

جستاری در زندگانى امام مهدى(عجل الله تعالی فرج الشریف)– قسمت دوم

مرتبط نوشته ها

چرا امام قائم (عج) در قرآن نیامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

مدینه فاضله امام زمان (عج)
انقلاب مهدوی

مدینه فاضله امام زمان (عج)

سه برداشت از شکوفایی علم در عصر ظهور
انقلاب مهدوی

سه برداشت از شکوفایی علم در عصر ظهور

امام مهدی و دنیای استکبار
برگزیده ها

امام مهدی و دنیای استکبار

نوشته‌ی بعدی

جستاری در زندگانى امام مهدى(عجل الله تعالی فرج الشریف)– قسمت دوم

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

ایرانیان حاضر در کربلا

سیری در سیره اخلاقی امام حسین (ع)

حدیث سلسله الذهب

هجرت امام رضا (ع) به ایران

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا