در این مقاله با توجه به روایات شریفه به خصوصیات جسمی، اخلاقی و کرامات امام زمان(علیه السلام) میپردازیم:الف) خصوصیات جسمی1. سن و چهرهعمران پسر حصین میگوید: به رسول خدا(ص) گفتم: این مرد (مهدی) را برایم توصیف کن و شمّهای از حالات او را بیان فرما. پیامبر(ص) فرمود: «او از فرزندان من است؛ اندامش چونان مردان بنی اسرائیل سخت و ستبر است؛ به هنگام سختی و گرفتاری امّت من قیام میکند؛ رنگ چهرهاش به عربها شباهت دارد؛ قیافهاش چون مرد چهل ساله مینماید؛ صورتش چون پاره ماه میدرخشد؛ زمین را پر از عدل و داد میکند؛ آنگاه که آکنده از ظلم و ستم شود. بیست سال زمام امور را در دست دارد و همه شهرهای کفر، چون قسطنطنیه، روم و… را میگشاید..».(1)امام حسن مجتبی(ع) میفرماید: «… خداوند عمر حضرت مهدی(عج) را در روزگار غیبت طولانی میگرداند. پس از آن با قدرت بیپایانش او را از چهره جوانی کمتر از چهلسال ظاهرمیکند».(2)امام صادق(ع) میفرماید: «زمانی که حضرت قائم(عج) ظهور میکند، مردم او را انکارمیکنند و کسی بر او درنگ نمیکند؛ جز آنان که خداوند در عالم ذر(3) از آنان پیمان گرفته است. آن حضرت در چهره جوانی کامل و موفّق – معتدل – ظاهر میشود».(4)امیرمؤمنان میفرماید: «هنگامی که مهدی(عج) قیام میکند، سن او بین سی تا چهل سال خواهد بود».(5)مروی میگوید: به امام رضا(ع) عرض کردم: نشانه و علامت قائم شما به هنگام قیام و ظهور چیست؟ امام فرمود: «نشانهاش این که سن حضرت زیاد است؛ ولی از نظر چهرهجوان مینماید؛ به گونهای که اگر کسی به او نظر کند، میپندارد او در سن چهلسالگی یا کمتر است. نشانه دیگرش این که گذشت روزگار او را پیر نمیکند تازمانی که اجلش فرارسد».(6)امام صادق(ع) میفرماید: «بهطور حتم، ولیّ خدا صد و بیست سال همانند ابراهیم خلیل عمر خواهد کرد و به چهره و رخسار جوانی کامل و سی ساله ظاهر خواهد شد».(7)مرحوم مجلسی میگوید: شاید مراد مدت حکومت و سلطنت حضرت باشد یا این که عمر حضرتش به همان مقدار بوده است؛ امّا خداوند آن را طولانی کرده است.مراد از کلمه موفّق، معتدل بودن اعضاست و کنایه از این که در سنین متوسط و یا آخر سنین جوانی است.(8)درباره سن حضرت بههنگام ظهور، اقوال دیگری نیز هست. ارطات میگوید: حضرت مهدی(عج) شصت ساله است.(9) ابنحمّاد میگوید: حضرت مهدی(عج) هیجده ساله است.(10)2. مشخصات بدنیابوبصیر میگوید: به امام صادق(ع) گفتم: از پدر شما شنیدهام که امام زمان(عج) سینهای گشاده و کتفهایی باز و عریض دارد. حضرت فرمود: «ای ابا محمد! پدرم زره پیامبر(ص) را پوشید؛ ولی برایش بلند بود؛ بهطوری که بر زمین میرسید. من نیز آن را پوشیدم؛ ولی بر قامتم بلند بود؛ ولی آن زره بر قامت حضرت قائم چنان مناسب و اندازه است که بر بدن رسول خدا(ص) اندازه بود و قسمت پایین آن زره کوتاه است؛ بهطوری که هر بیننده گمان میکند اطراف آن را گره زدهاند».(11)ریان پسر صلت میگوید: به امام رضا(ع) عرض کردم: آیا شما صاحب این امر هستید؟فرمود: «من امام و صاحب امر هستم؛ ولی نه آن صاحب امری که زمین را از عدل و داد پرمیکند؛ آنگاه که از ستم و بیداد پر شده باشد. چگونه میتوانم صاحب آن امر باشم، درحالی که ناتوانی جسمی مرا میبینی؟ حضرت قائم کسی است که وقتی ظهور میکند، در سن پیران است؛ ولی به نظر جوان میآید. اندامی قوی و تنومند دارد؛ بهطوری که اگر دست را به سوی بزرگترین درخت دراز کند، آن را از ریشه بیرون میآورد و اگر میان کوهها فریاد برآورد، صخرهها میشکند و از جا کنده میشود. عصای موسی و انگشتر سلیمان همراه اوست».(12)ب) کمالات اخلاقیحضرت مهدی(عج) مانند پیشوایان معصوم دیگر دارای کمالات اخلاقی ویژهای است. از آنجا که معصومین(ع) انسانهای کاملی هستند و از هر جهت اسوه و الگوی بشریت هستند، اخلاق نیکو را نیز در بالاترین حد دارا میباشند.حضرت رضا(ع) میفرماید: «مهدی(عج) داناترین، بردبارترین و پرهیزگارترین مردمان است. او از همه انسانها بخشندهتر، شجاعتر و عابدتر است».(13)1. ترس از خداکعب میگوید: خشوع و ترس حضرت مهدی(عج) در برابر خداوند، مانند خشوع عقاب در برابر دو بالش است.(14) شاید مقصود کعب این باشد که هر چند عقاب پرندهای قدرتمند است، امّا این نیرو بستگی تمام به میزان یاری بالهایش دارد؛ اگر بالها لحظهای او را یاری نکنند، از آسمان به زمین سقوط میکند. حضرت مهدی نیز هر چند قدرتمندترین رهبران الهی است، ولی این قدرت از ذات حق تعالی است. اگر خداوند، لحظهای حضرتش را یاری نکند، توان ادامه فعّالیت را ندارد. از این رو، حضرتش در برابر ذات الهی، کمال خشوع و خضوع و ترس را دارد.طبق نقل ابنطاووس(15) خشوع حضرت در برابر خداوند به خشوع دو طرف انتهای نیزه تشبیه شده است. سرعت عمل و دقت نشانهگیری در کار نیزه بستگی به دو سر آن که همانند دو بال هستند، دارد و اگر یک سرش کج باشد، نیزه به خطا میرود.شاید منظور این است که قدرت مهدی(عج) از خداوند است و بستگی تمام به یاری حق دارد.2. زهدامام صادق(ع) میفرماید: «چرا در ظهور حضرت مهدی تعجیل میکنید؟ خدا میداند که پوشاک او سخت و خشن، خوراکش نان جو و حکومتش، حکومت شمشیر است و مرگ در سایه شمشیر».(16)عثمان بن حمّاد میگوید: در مجلس امام صادق(ع) حاضر بودم که شخصی به حضرتش عرض کرد: علی بن ابیطالب لباسی سخت میپوشید که ارزش آن چهار درهم بود؛ امّا شما لباس ارزشمندی بر تن دارید! حضرت در پاسخ فرمود: «علی(ع)در زمانی آن لباس را میپوشید که مورد انکار و اعتراض قرار نمیگرفت. بهترین لباس هر زمان، لباس مردم آن دوران است. هنگامی که قائم ما قیام کند، نظیر لباس علی(ع) را میپوشد و از سیاست و خط مشی آن حضرت پیروی میکند».(17)ج) لباسدر روایات از لباس مخصوصی برای حضرت قائم(عج) به هنگام ظهور یاد شده است؛ گاهی از پیراهن رسول خدا(ص) سخن گفته شده و گاه از پیراهن یوسف(ع) به عنوان لباس حضرت به هنگام ظهور نام برده شده است.یعقوب پسر شعیب میگوید: امام صادق(ع) فرمود: «آیا نمیخواهی پیراهنی را که حضرت قائم به هنگام ظهور، بر تن دارد به تو نشان دهم؟» عرض کردم: البته مایلم آن را ببینم. حضرت، صندوقچهای را خواست و آن را گشود و از آن پیراهن کرباسی بیرون آورد و آن را باز کرد و در گوشه آستین چپ آن لکه خونی بود.امام(ع) فرمود: «این پیراهن پیامبر(ص) است و در روزی که چهار دندان پیشین حضرت را (در جنگ احد) شکستند، آن را بر تن داشت و حضرت قائم(عج) در حالی که این پیراهن را بر تن دارد، قیام میکند. من آن خون را بوسیدم و بر دیده خود نهادم. آنگاه حضرت لباس را پیچیده و برداشت».(18)مفضل بن عمر میگوید: امام صادق(ع) فرمود: «میدانی پیراهن یوسف چه بود؟» گفتم: خیر، فرمود: «چون برای ابراهیم(ع) آتش افروختند، جبرئیل برای او پیراهنی آورد و بر تن او پوشاند تا گرما و سرما به او آسیب نرساند و چون وفات او فرا رسید، آن را در جلد دعایی نهاد و به بازوی فرزندش اسحاق آویخت. او نیز آن را به یعقوب داد. آنگاه که یوسف متولد شد، یعقوب آن را در بازوی یوسف قرار داد. بر یوسف نیز حوادثی گذشت تا این که عزیز مصر شد. چون یوسف آن را در آنجا از جلد بیرون آورد، یعقوب(ع) بوی آن را شنید و این سخن خداوند در قرآن است که در حکایت یوسف از قول یعقوب میفرماید: «و من بوی یوسف را استشمام میکنم، اگر مرا به خطا نسبت ندهید»(19) و آن همان پیراهنی است که از بهشت فرود آمده است».عرض کردم: قربانت گردم؛ آن پیراهن به دست چه کسی رسیده است؟ فرمود: «به دست اهل آن است؛ پیراهن همراه قائم ماست؛ آنگاه که ظهور کند». سپس فرمود: «هر پیامبری که دانش یا چیز دیگری را به ارث برده است، همه آنها به محمد(ص) رسیده است».(20)د) اسلحهرسول خدا(ص) به علی(ع) فرمود: «هنگامی که قائم ما قیام میکند و زمانی که مأموریت ظهورش فرا میرسد، شمشیری همراه دارد که به وی ندا میدهد: ای ولیّ خدا! قیام کن و دشمنان خود را بکش».(21)امام صادق(ع) میفرماید: «حضرت مهدی(عج) به هنگام ظهور، پیراهن پیامبر(ص) را که در جنگ احد پوشیده بود و عمامه و زره آن حضرت را که بر قامت او آراسته است، میپوشد و ذوالفقار (شمشیر) پیامبر(ص) را در دست میگیرد و شمشیر میکشد و در مدّت هشت ماه از کشته بیدینان، پشتهها میسازد».(22)جابر جعفی میگوید، امام باقر(ع) فرمود: «امام مهدی(عج) از مکه بین رکن و مقام به همراه وزیر و سی صد و اندی (سیزده) نفر از یارانش ظهور میکند؛ در حالی که عهد و دستور العمل پیامبر(ص) و پرچم و اسلحه آن حضرت با اوست. آنگاه ندا کنندهای از آسمان مکه به نام و ولایت حضرتش ندا میدهد؛ بهطوری که تمامی اهل زمین آن نام را میشنوند و اسم حضرت، اسم پیامبر(ص) است».(23)ه ) چهرهشناسی امامیکی از ویژگیهای حضرت مهدی(عج) این است که شخصیت درونی انسانها را از چهرهشان میشناسد و افراد صالح را از ناصالح تشخیص میدهد و مفسدان را با همان شناخت به سزای اعمالشان میرساند.امام صادق(ع) میفرماید: «هنگامی که حضرت قائم، قیام میکند، احدی نمیماند، مگر آن که حضرت او را میشناسد: که فردی صالح و نیک است یا منحرف و فاسد».(24)نیز میفرماید: «هنگامی که قائم ما قیام کند، دشمنان ما را از چهرههایشان میشناسد. آنگاه آنان را از پیشانی (سر) و پاهایشان میگیرد (و دستگیر میکند) و خود با یارانش، آنان را با شمشیر به قتل میرسانند».(25)همچنین میفرماید: «هنگامی که قائم آل محمد(ص) قیام کند، دوستانش را به کمک قدرت تشخیصی که دارد، از دشمنانش میشناسد».معاویه دهنی میگوید: امام صادق(ع) در رابطه با آیه مجرمین از چهرههایشان شناخته میشوند، آنگاه از سر و قدمهایشان گرفته میشوند،(26) فرمود: «ای معاویه! دیگران درباره آن چه میگویند؟» عرض کردم: میپندارند که خداوند، روز قیامت، گناهکاران را از قیافهشان میشناسند و از موهای جلوی سر و پاهایشان میگیرند و آنان را در آتش میاندازد. امام فرمود: «خداوند چه نیازی دارد که مجرمان را از چهرهشان بشناسد و حال آن که آنان را آفریده است». عرض کردم: پس معنای آیه چیست؟ فرمود: «هنگامی که حضرت قائم قیام کند، خداوند به او علم سیماشناسی عطا میکند و حضرت دستور میدهد، کافران را از سرو پا گرفته و با شمشیر ضربات سختی بر آنان بزنند».(27)و) کراماتدر آخرالزمان هر چند مردم برای روی کارآمدن دولتی قدرتمند و در عین حال پشتیبان ستمدیدگان، لحظه شماری میکنند، ولی به بسیاری از دولتهایی که روی کار میآیند، خوشبین نیستند و سخن هر حزب و گروهی را نمیپذیرند و اصولاً کسی را قادر نمیدانند که بتواند نظم را به جامعه جهانی بازگرداند و دنیای پرآشوب را سامانبخشد.از این رو، مدّعی بازگشت نظم به جامعه و گسترش امنیّت در جهان، باید دارای توانی فوق توان دیگر انسانها باشد و اثبات این مطلب نیاز به نشان دادن کرامات و کارهای خارق العاده دارد و شاید برای این است که حضرت مهدی(عج) در آغاز ظهور، دست به یک سلسله کرامات و معجزات میزند؛ به پرنده در حال پرواز اشاره میکند و او فوراً فرودمیآید و در دست حضرت قرار میگیرد. چوب خشک را در زمین بایر فرومیبرد و آن چوب بیدرنگ سبز میشود و شاخ و برگ میدهد.با این کارها به مردم ثابت میشود که سرو کار آنان با شخصیتی است که آسمان و زمین به امر خداوند در اختیار و تحت فرمان اوست. این کرامات نویدی برای مردمی است که سالها و بلکه قرنها خود را زیر فشار و قهر آسمان و زمین میدیدند. مردمی که از بالای سر، مورد تهاجم هواپیماها و موشکها قرار گرفته، میلیونها قربانی دادهاند و قدرتی را نمییافتند که مانع آن همه تجاوزات گردد؛ ولی اینک خود را در برابر شخصیتی میبینند که آسمان و زمین و آن چه در آنهاست در اختیار اویند.مردمی که تا دیروز، چنان در قحطی به سر میبردند که حتی برای تهیه نیازهای اوّلیه زندگی، رنجها و مشکلاتی را متحمّل میشدند و در اثر خشکسالی و کمبود زراعت، در محاصره اقتصادی شدیدی قرار گرفته بودند، امروز در برابر شخصیتی قرار گرفتهاند که با اشارهای زمین را سبز و خرّم میکند و آب و باران را جاری میسازد.مردمی که دچار بیماریهای بیدرمان شدهاند، با کسی رو به رو میشوند که حتی بیماریهای غیر قابل درمان را نیز علاج میکند و مردگان را زندگی میبخشد. اینها معجزات و کراماتی هستند که حکایت از توانایی، صداقت و حق بودن گفتههای این رهبر آسمانی دارد. کوتاه سخن آن که جهانیان باور میکنند که این نوید دهنده با هیچ یک از مدّعیان پیشین شباهتی ندارد و او همان رهایی بخش واقعی و ذخیره الهی و مهدی موعود است.کرامات مهدی(عج) گاهی برای رزمندگانش روی میدهد که بر ایمانشان میافزاید و اعتقادشان را استوارتر میگرداند و گاه برای دشمنان و یا تردید کنندگان است که سبب ایمان و اعتقاد آنان به حضرت میشود.اینک به بخشی از آن معجزات و کرامات اشاره میکنیم:1. سخن گفتن پرندهامیرمؤمنان(ع) میفرماید: «حضرت مهدی(عج) در مسیر حرکت خود به یکی از سادات حسنی که دوزاده هزار نفر رزمنده را به همراه دارد، برخورد میکند؛ حسنی در مقام احتجاج برمیآید و خود را سزاوارتر به رهبری میداند. حضرت در پاسخ او میگوید: «من مهدی هستم». حسنی میپرسد: آیا دلیل و نشانهای داری تا با تو بیعت کنم؟ حضرت به پرندهای که در آسمان در حال پرواز است، اشاره میکند و آن پرنده فرود میآید و در دستان حضرت قرار میگیرد. آنگاه به قدرت خداوند لب به سخن میگشاید و بر امامت حضرت مهدی(عج) گواهی میدهد.برای اطمینان بیشتر سیّد حسنی، امام(ع) چوب خشکی را به زمین فرو میبرد؛ آن چوب سبز میشود و شاخ و برگ میدهد. بار دیگر، پاره سنگی را از زمین بر میدارد و با یک فشار آن را خرد کرده، همانند خمیر نرم میکند.سیّد حسنی با دیدن آن کرامات به حضرت ایمان میآورد. خود و همه نیروهایش تسلیم امام(ع) میشوند و حضرت او را به عنوان فرمانده نیروی خط مقدّم میگمارد».(28)2. جوشش آب و آذوقه از زمینامام صادق(ع) میفرماید: «هنگامی که امام(ع) در شهر مکه ظهور میکند و قصد حرکت به کوفه را دارد، به نیروهایش اعلام میکند که کسی آب و غذا و توشه راه با خود برندارد. حضرت(ع) سنگ موسی(ع) را که به وسیله آن دوازده چشمه آب زلال از زمین جوشاند، همراه دارد. در مسیر راه هر جا توقف میکنند، آن سنگ را نصب میکند و از زمین چشمههای آب میجوشد. هر کس گرسنه باشد با نوشیدن آن سیر میگردد و هر کس تشنه باشد، سیراب میشود.تهیه آذوقه و آب بین راه سپاهیان به همین ترتیب است تا هنگامی که به شهر نجف برسند؛ در آنجا با نصب آن سنگ، برای همیشه از زمین آب و شیر میجوشد که گرسنه و تشنهای را سیر میکند».(29)امام باقر(ع) میفرماید: «هنگامی که حضرت قائم(ع) ظهور میکند، پرچم پیامبر(ص) و انگشتر سلیمان و سنگ و عصای موسی همراه او خواهد بود. پس به امر حضرت در بین سپاهیان اعلام میشود که کسی زاد و توشه برای خود و علوفه برای چهارپایان بر ندارد. برخی از همراهان میگویند: او میخواهد ما را به هلاکت بیندازد و مرکبهای مان را از گرسنگی و تشنگی نابود کند. اصحاب با حضرت حرکت میکنند. به اوّلین جایی که میرسند، حضرت سنگ را بر زمین میکوبد و آب و غذا برای نیروها و علوفه برای حیوانات بیرون میآید و از آن استفاده میکنند تا به شهر نجف میرسند».(30)3. طیّ الارض و نداشتن سایهامام رضا(ع) میفرماید: «هنگامی که حضرت مهدی(عج) ظهور میکند، زمین از نور خداوند روشن میشود و زمین زیرپای مهدی به سرعت حرکت میکند (و او با سرعت، مسیرها را میپیماید) و اوست که سایه نخواهد داشت».(31)4. وسیله انتقالامام باقر(ع) بهشخصی بهنام سوره فرمود: «ذوالقرنین مخیّر گردید که یکی از دوابرسخت و رام را برگزیند. او ابر رام برگزید و ابر سخت برای حضرت صاحب(ع) ذخیره شد».سوره پرسید: ابر سخت چیست؟ حضرت فرمود: «ابرهایی که در آن رعد و برق و آذرخش و صاعقه باشد. هرگاه ابری چنین بود، صاحب شما بر آن سوار است. بیشک او سوار بر ابر میشود و با آن به سوی آسمان بالا میرود و آسمانها و زمینهای هفت گانه را میپیماید؛ همان زمینهایی که پنج عدد آن مسکونی و دو تای دیگر ویران است».(32)امام صادق(ع) میفرماید: «خداوند، ذوالقرنین را در انتخاب بین دو ابر سخت و رام مخیّر کرد. او ابر رام را برگزید و آن ابری است که در آن رعد و برق وجود نداشت و اگر ابر سخت را برمی گزید، اجازه استفاده از آن را نداشت؛ زیرا خداوند، ابر سخت را برای حضرت قائم(عج) ذخیره کرده است».(33)5. کُندی حرکت زمانامام باقر(ع) میفرماید: «چون امام زمان(ع) ظهور کند، به سوی کوفه حرکت مینماید. در آنجا هفت سال حکومت میکند که هر سال آن برابر ده سال از سالیان شماست. پس از آن، خداوند هر چه اراده کند، انجام میدهد». گفته شد چگونه سالها طولانی میشود؟ امام فرمود: «خداوند به منظومه (و فرشته اداره کننده آن) دستور میدهد که از سرعت خود بکاهد. از این رو، روزها و سالها طولانی میشود».گفته شد: میگویند اگر کمترین تغییری در حرکت آنها پدید آید، آنها به هم میریزند و فاسد میشوند. امام فرمود: «این سخن افراد مادّی گرا و کافر به خداست؛ ولی مسلمانان (که عقیده به خداوند گرداننده آنها دارند) چنین سخنی را نمیتوانند بگویند».(34)6. قدرت تکبیرکعب درباره گشودن شهر قسطنطنیه به دست مهدی(عج) میگوید: حضرت، پرچم را به زمین فرو میبرد و به سوی آب میرود تا برای نماز صبح وضو بگیرد؛ آب از حضرت دور میشود. امام(ع) پرچم را بر میدارد و به دنبال آب حرکت میکند تا آن که از آن ناحیه میگذرد. آنگاه پرچم را در زمین فرو میبرد و سپاهیان را فرا میخواند و میفرماید: «ایمردم! خداوند دریا را برای شما شکافت؛ همچنانکه آن را برای بنی اسرائیل شکافت». پس سپاهیان از دریا میگذرند و رو به روی شهر قسطنطنیه قرار میگیرند. سپاهیان ندای تکبیر سر میدهند و دیوارهای شهر به لرزه درمیآید.بار دیگر تکبیر میگویند و دوباره دیوارها میلرزد. بار سوم که صدا به تکبیر بلند میکنند، دیوارهایی که میان دوازده بُرج مراقبت هستند، فرو میریزند.(35)رسول خدا(ص) میفرماید: «… حضرت مهدی(عج) جلوی قسطنطنیه فرود میآید. در آن روزگار، آن دژ، هفت دیوار دارد. حضرت هفت تکبیر میگوید و دیوارها فرو میریزد و با کشتن تعداد بسیاری از رومیان، آنجا به تصرف حضرت مهدی(عج) در میآید و گروهی نیز به اسلام رو میآورند».(36)امیرمؤمنان(ع) در این زمینه میفرماید: «… سپس حضرت مهدی و یارانش به حرکت خود ادامه میدهند و بر هیچ دژی از دژهای رومیان نمیگذرند، مگر آن که با گفتن «لا إله إلّا اللَّه» دیوارهای آن فرو میریزد تا آن که در نزدیکی شهر قسطنطنیه فرود میآیند. در آن جا چند تکبیر میگویند و ناگهان خلیجی که در مجاورت آن شهر است، خشک میشود و آبهایش در زمین فرو میرود و دیوارهای شهر نیز فرو میریزد. از آنجا به سوی شهر رومیه حرکت میکنند و چون به آنجا میرسند، مسلمانان سه تکبیر میگویند و شهر چون رمل و شن نرم – که در برابر تند بادها قرار گرفته باشد – از هم میپاشد».(37)نیز آن حضرت میفرماید: «… مهدی(عج) به پیش روی خود ادامه میدهد تا این که به یکی از شهرهای مشرف به دریا میرسد. لشکریان حضرت تکبیر سر میدهند و در پی آن دیوارهای شهر از هم گسیخته شده، فرو میریزند».(38)7. عبور از آبامام صادق(ع) میفرماید: «پدرم فرمود: هنگامی که حضرت قائم قیام کند … سپاهیانی را به شهر قسطنطنیه میفرستد. آنگاه که به خلیج برسند، جملهای بر روی پاهای خود مینویسند و از روی آب میگذرند. رومیان چون این معجزه و عظمت را میبینند، بهیکدیگر میگویند: وقتی سپاهیان امام زمان اینچنین باشند، خود حضرت چگونه خواهد بود! از این رو، درها را بر روی آنان میگشایند و سپاهیان حضرت وارد شهر شده، در آنجا فرمانروایی میکنند».(39)8. شفای بیمارانامیرمؤمنان(ع) میفرماید: «… حضرت مهدی(عج) پرچمها را به اهتزاز درمی آورد و معجزات خود را آشکار میکند و به اذن خداوند چیزهایی را از نیستی بهوجود میآورد. بیماران دچار پیسی و خوره را شفا میدهد و مردگان را زنده، و زندگانرا میمیراند».(40)9. عصای موسی در دستامام باقر(ع) میفرماید: «عصای موسی متعلّق به آدم بوده است که به شعیب (پیامبر) رسیده و پس از او به موسی بن عمران داده شده است. آن عصا نزد ماست و به تازگی که من آن را دیدم، هنوز سبز بود؛ مانند روزی که از درخت جدایش کردند. چون از آن عصا سؤال شود، سخن میگوید و آن برای قائم ما آماده است و آن چه موسی با آن کرد، حضرت قائم نیز با آن انجام میدهد و هر چه بدان عصا دستور داده شود، انجام میدهد و هرجا افکنده شود، جادوها را میبلعد».(41)10. ندای ابرامام صادق(ع) میفرماید: «… حضرت مهدی(عج) در آخر الزمان ظهور میکند. بر سر آن حضرت ابری در حرکت است و هرجا برود، آن ابر نیز میرود تا حضرت را از تابش خورشید حفظ کند و با صدایی رسا و آشکار، ندا میدهد، این مهدی است».(42)سرانجام طبق فرموده امام صادق(ع): «هیچ معجزهای از معجزات پیامبران و اوصیا نمیماند، مگر آن که خداوند عزّوجلّ آن را به دست قائم ما انجام میدهد تا حجّت بر دشمنان تمام گردد».(43)پی نوشت : 1. ابنطاووس، ملاحم، ص142.2. کمال الدین، ج1، ص315؛ کفایة الاثر، ص224؛ اعلام الوری، ص401؛ الاحتجاج، ص289.3. عالم ذر – عالم پیش از آفرینش انسانها بر روی زمین است که خداوند در آن عالم، از انسانها درباره پروردگاری خودش اقرار گرفت؛ (وإذا أخَذَ ربُّکَ مِنْ بَنی آدَمَ من ظُهُورهِمْ ذریَّتهُمْ و أشْهَدهُمْ عَلی أنفُسهِمْ ألسْتُ بربِّکُم قالُوا بَلیشَهِدنا أنْ تَقُولوا یَوْم القیمَة إنّا کُنّا عَنْ هذا غافِلینَ؛ ای رسول ما به یاد آ ور هنگامی که خدای تو از پشت فرزندان آدم، ذریّه آنان را برگرفت و آنان را بر خود گواه ساخت که آیا من پروردگار شما نیستم؟ همه گفتند: بلی ما به خدایی تو گواهیمیدهیم.) برخی مفسران گفتهاند: مراد ظهور ارواح فرزندان آدم است در عالم روح وگواهی آنان به توحید خدا و پروردگاری او در عالم ملک و ملکوت تا آن که دیگر نگویند ما از این واقعه (قیامت یا یکتایی خدا) غافل بودیم؛ اعراف(7) آیه 172.4. نعمانی، غیبة، ص188؛ عقد الدرر، ص41؛ بحارالانوار، ج52، ص287؛ ینابیع المودّه، ص492.5. احقاق الحق، ج19، ص654.6. کمال الدین، ج2، ص652؛ اعلام الوری، ص435؛ خرائج، ج3، ص1170.7. بحارالانوار، ج52، ص283.8. بحارالانوار، ج52، ص283.9. ملاحم، ابنطاووس، ص73؛ کنز العمّال، ج14، ص586.10. ابنحمّاد، فتن، ص102.11. بصائر الدرجات، ج4، ص188؛ اثبات الهداة، ج3، ص440 و 520؛ بحارالانوار، ج52، ص319.12. کمال الدین، ج2، ص48؛ اعلام الوری، ص407؛ کشف الغمّه، ج3، ص314؛ بحارالانوار، ج52، ص322؛ وافی، ج2، ص113؛ اثبات الهداة، ج3، ص478.13. ینابیع المودّه، ص401؛ اثبات الهداة، ج3، ص537؛ احقاق الحق، ج13، ص367.14. ابنحمّاد، فتن، ص100؛ عقد الدرر، ص158؛ ابنطاووس، ملاحم، ص73؛ متقی هندی، برهان، ص101.15. ابنطاووس، ملاحم، ص73.16. نعمانی، غیبة، ص233 و 234، با کمی تفاوت؛ بحارالانوار، ج52، ص354.17. کافی، ج6، ص444؛ بحارالانوار، ج41، ص159، و ج47، ص55.18. نعمانی، غیبة، ص243؛ اثبات الهداة، ج3، ص542؛ حلیة الابرار، ج2، ص575؛ بحارالانوار، ج52، ص355.19. یوسف (12) آیه 94.20. کافی، ج1، ص232؛ کمال الدین، ج2، ص674؛ بحارالانوار، ج52، ص327.21. کفایة الاثر، ص263؛ بحارالانوار، ج36، ص409؛ عوالم، ج15، بخش3، ص269؛ اثبات الهداة، ج3، ص563.22. نعمانی، غیبة، ص308؛ بحارالانوار، ج52، ص223؛ ر. ک: ارشاد، ص275.23. الاصول الستة عشر، ص79؛ اثبات الهداة، ج3، ص588؛ بحارالانوار، ج26، ص209؛ مستدرک الوسائل، ج11، ص38.24. کمال الدین، ج2، ص671؛ خرائج، ج2، ص930؛ اثبات الهداة، ج3، ص493؛ بحارالانوار، ج51، ص58 و ج52، ص389.25. احقاق الحق، ج13، ص357؛ ر. ک: نعمانی، غیبة، ص242؛ کمال الدین، ج2، ص366؛ ارشاد، ج5، 36؛ اعلام الوری، ص433؛ کشف الغمّه، ج3، ص256.26. (یُعْرَفُ المُجرمونَ بِسیماهُمْ فَیْؤخَذُ بِالنَّواصی والأقْدامِ؛ (آن روز) بدکاران به سیمایشان شناخته میشوند. پس موی پیشانی آنان با پاهایشان بگیرند)؛ الرحمن (55) آیه 41.27. اختصاص، ص304؛ نعمانی، غیبة، ص128؛ بصائر الدرجات، ص356؛ بحارالانوار، ج52، ص321؛ الشیعة و الرجعه، ج1، ص431؛ المحجة، ص217؛ ینابیع المودّه، ص429.28. عقدالدرر، ص97، 138، 139؛ القول المختصر، ص19؛ الشیعة و الرجعه، ج1، ص158.29. بصائر الدرجات، ص188؛ کافی، ج1، ص231؛ نعمانی، غیبة، ص238؛ خرائج، ج2، ص690؛ نورالثقلین، ج1، ص84؛ بحارالانوار، ج13، ص185 و ج52، ص324.30. کمال الدین، ص670؛ بحارالانوار، ج52، ص351؛ وافی، ج2، ص112.31. کمال الدین، ص372؛ کفایة الاثر، ص323؛ اعلام الوری، ص408؛ کشف الغمّه، ج3، ص314؛ فرائد السمطین، ج2، ص336؛ ینابیع المودّه، ص489؛ نورالثقلین، ج4، ص47؛ بحارالانوار، ج51، ص157؛ ر. ک: کفایة الاثر، ص324؛ احتجاج، ج2، ص449؛ اعلام الوری، ص409؛ خرائج، ج3، ص1171؛ مستدرک الوسائل، ج2، ص33.32. مفید، اختصاص، ص199؛ بصائر الدرجات، ص409؛ بحارالانوار، ج52، ص321.33. اختصاص، ص326؛ بحارالانوار، ج52، ص312؛ غایة المرام، ص77.34. مفید، ارشاد، ص365؛ بحارالانوار، ج52، ص337؛ الشیعة و الرجعه، ج1، ص400.35. عقد الدرر، ص138.36. العلل المتناهیه، ج2، ص855؛ عقد الدرر، ص180.37. عقد الدرر، ص139.38. الشیعة و الرجعه، ج1، ص161.39. نعمانی، غیبة، ص159؛ دلائل الامامه، ص249؛ اثبات الهداة، ج3، ص573؛ بحارالانوار، ج52، ص365.40. الشیعة و الرجعه، ج1، ص169.41. کمال الدین، ج2، ص673؛ بحارالانوار، ج52، ص318، 351؛ کافی، ج1، ص232.42. تاریخ موالید الائمه، ص200؛ کشف الغمّه، ج3، ص265؛ صراط المستقیم، ج2، ص260؛ بحارالانوار، ج51، ص240؛ اثبات الهداة، ج3، ص615؛ نوری، کشف الاستار، ص69.43. خاتون آبادی، اربعین، ص67؛ اثبات الهداة، ج3، ص700.منبع: چشم اندازی به حکومت حضرت مهدی (علیه السلام)

















هیچ نظری وجود ندارد