۳ اردیبهشت ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

جعل حدیث ابزاری در مقابل تشیع

0
SHARES
8
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

جعل حدیث از ابزارهای موثر معاویه در تحکیم سلطه بنی امیه و مبارزه آنان با بنی هاشم بوده است، محققان و سیره نویسان این مطلب را مورد تصریح قرار داده اند که مبدأ جعل حدیث در اسلام، سال ۴۱ هجری و هم زمان با شهادت علی علیه السلام است. به عنوان مثلا صبحی صالحی نوشته است: «جعل حدیث در سال چهل و یکم هجری آغاز گردید و این در پایان خلافت خلیفه چهارم – علی بن ابی طالب علیه السلام – بود که مسلمانان درگیر اختلافاتی شده و به جمهور مسلمانان (اهل سنت)، خوارج و شیعه تقسیم گردیدند».(1) صبحی صالحی سپس می افزاید: «از مهمترین انگیزه های جعل حدیث از همان آغاز، نصرت مذاهب بوسیله طرفداران هر کدام از فرقه ها بوده است».(2) برخی از نویسندگان اهل سنت در صدد بر آمده اند که شیعه را آغاز گر جعل حدیث معرفی کرده و نخستین دسته از احادیث جعلی را احادیثی اعلام کنند که در فضیلت علی واهل بیت او علیه السلام وارد شده است،(۳)این عده همچنین معتقدند که در بین اهل سنت هم افراد و جریاناتی به جعل حدیث مبادرت کرده اند لکن کار آنان در زمینه هدفی جز مقابله با شیعه در بر نداشته است.(۴)اما در نقد این عقیده باید گفت که درمورد آغاز گری معاویه نسبت به جعل حدیث – آن هم جعل روایاتی در فضائل خلفای سه گانه و مذمت علی علیه السلام -اسناد روشنی وجود دارد که برخی از آنها عبارتند از: ۱-ابن ابی الحدید به نقل از ابوالحسن مدائنی (۵)- در کتاب «الاحداث»-گزارش مفصلی آورده است که خلاصه آن به قرار زیر است: «پس از عام الجماعه – یعنی صلح معاویه با امام حسن علیه السلام – معاویه دستور العمل واحدی برای کارگزاران خود ارسال نمود و در مورد منع مردم از نقل فضائل علی علیه السلام ونیز اظهار لعن و بیزاری از آن حضرت فرمانی صادر کرد در این فرمان آمده بود: بنگرید هر کس درباره ی عثمان منقبتی نقل کند وی را گرامی دارید و او را به خود نزدیک گردانید، در نتیجه ی این فرمان مردم به نقل فضائلی درباره عثمان مبادرت کردند و با توجه به صله و عطاهای معاویه در این باره به مبالغه پرداختند و کسی از عاملان معاویه درباره عثمان چیزی نقل نمی کرد جز آنکه نام او نوشته شده و در صف نزدیکان معاویه داخل می گشت، روزگاری به همین منوال سپری گردید تا آن که معاویه خطاب به کارگزاران خود بخشنامه ی دیگری صادر کرد و در آن متذکر شد: نقل حدیث درباره عثمان و در هر مکانی فراوان شده،(۶)چون نامه من به دست شما رسید از مردم دعوت کنید تا درباره دیگر صحابه از جمله خلفای اولیه روایاتی نقل کنند، خصوصا در مقابل هر حدیثی که مردم درباره ابوتراب (علی علیه السلام) نقل می کنند، حدیثی هم در فضیلت صحابه نقل کنند که این موضوع موجب روشنی چشم من و مغلوب شدن منطق وحجت ابوتراب و پیروان او خواهد بود» مدائنی سپس افزوده است: «چون نامه های معاویه برای مردم خوانده شد اخبار جعلی فراوانی در فضائل صحابه نقل گردید و مردم در بازگویی این اخبار جدیت و کوشش فراوان به خرج دادند تا جایی که نقل این روایات به منبرها کشیده شد و به معلمان دستور داده شد تا این اخبار را به کودکان یاد دهند علاوه بر آن، این فضائل به زنان و دختران وخدمتگذاران هم تعلیم داده شد و به هر جهت روزگاری به این منوال سپری گردید تا آنکه معاویه بخشنامه جدید ی صادر کرد و در آن خطاب به عاملان خود نوشت: بنگرید که هر کس متهم به دوستی با علی علیه السلام و اهل بیت او باشد، اسم او را از دیوان – دفتر حقوق و مزایا – محو کنید و سهمیه او را از بیت المال قطع نمایید و باز در تعقیب این بخشنامه، فرمان دیگری صادر کرد که: بنگرید که هر کس به دوستی علی و خاندانش متهم گردد او را تحت فشار قرار داده و خانه را بر سرش خراب کنید». مدائنی در مورد تبعات و نتایج فرمانهای معاویه نوشته است: «اهل عراق خصوصا اهالی کوفه به مصیبتی بزرگتر از این حادثه دچار نشدند، در این دوران شرایطی به وجود آمد که گاه یکی از شیعیان به ملاقات دوست خود رفته اما از ترس غلام و خدمتگذار خود حاضر نبود که مطلبی برای او نقل کند، در این زمان بود که احادیث جعلی – درباره علی و اهل بیت او – فراوان شد و فقها و قضات و والیان از این جعلیات پیروی کردند و بدترین مردم از این نظر قاریان و محدثان ریاکاری بودند که تظاهر به ایمان و عبادت کرده و به جهت تقرب به حکام و نیل به ثروت و مال دنیا به جعل حدیث پرداختند و نتیجه آن که به مرور زمان این خبرها به دست افراد متدین افتاد که خود از دروغ و بهتان برحذر بودند اما با این تصور که این اخبار صحیح و برحق است، به نقل آن مبادرت کردند در صورتی که اگر به جعلی بودن آن پی برده بودند، از نقل آن خودداری می کردند.» (7) 2- سند دیگری که ابن ابی الحدید به نقل آن پرداخته است، گزارش ابوجعفر اسکافی (۸) از دانشمندان قرن سوم می باشد. در این گزارش که با عنوان: «فصل فی ذکر الاحادیث الموضوعه فی ذم علی»تنظیم شده اسکافی گفته است: «معاویه عده ای از صحابه و جماعتی از تابعان را ترغیب نمود که اخبار زشت و قبیحی درباره علی علیه السلام نقل کنند، اخباری که متضمن طعن و نکوهش علی علیه السلام و اظهار برائت از آن حضرت باشد. معاویه برای آنان جوایزی قرار داد تا آنها به چنین کاری ترغیب شدند. به این ترتیب آنان به جعل روایاتی اقدام نمودند که رضایت معاویه را از هر جهت در پی داشت این راویان از طبقه صحابه: ابوهریره، عمرو بن عاص و مغیره بن شعبه و از تابعان عروه بن زبیره بودند. از جمله زهری از قول عروه بن زبیر و او از عایشه روایت نمود که:«در نزد پیامبرصلی الله علیه و آله بودم که علی علیه السلام و عباس بر آن حضرت واردشدند، در این هنگام پیامبر صلی الله علیه و آله به من گفت:«ای عایشه بدان که این دو نفر به کیش و مذهب من از دنیا نمی روند». اسکافی در نقل دیگری آورده است: پس از عام الجماعه ابوهریره با معاویه وارد عراق شد. او در یک سخنرانی به مردم گفت: «آیا تصور می کنید که من بر خدا و رسول او دروغ بسته و خود را مستحق آتش می گردانم، به خدا قسم که از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که فرمود: هر پیامبری حرمی دارد و حرم من در مدینه و در بین دو کوه عیر و ثور واقع است، اگر کسی در مدینه به حادثه جویی بپردازد، لعنت خدا و ملائکه و همه مردم بر او باد و من شهادت می دهم که علی درمدینه به حادثه جویی پرداخت». اسکافی گوید: چون این خبر به معاویه رسید او را نواخت و گرامی داشت و امارت مدینه را به او تفویض نمود. ابن ابی الحدید پس از نقل این مطلب می نویسد: «اما در مورد کوه ثور چه بسا خطا از ناحیه راوی (ابوهریره) باشد، چون کوهی بنام ثور در مدینه وجود ندارد بلکه آن نام کوهی در مکه است اما در مورد این سخن که: «علی در مدینه به حادثه جویی پرداخت»، پناه بر خدا از چنین نسبتی، به خدا سوگند که علی علیه السلام در مدینه به یاری عثمان برخاست و اگر به جای عثمان، جعفر بن ابی طالب نیز در محاصره قرار می گرفت، علی علیه السلام به جز همان کاری که برای عثمان انجام داد، کار دیگری نمی کرد. ابن ابی الحدید سپس از قول اسکافی درباره ابوهریره اضافه کرده است: «ابوهریره از نظر مشایخ ما شخصی صحیح الروایه نیست، او کسی است که عمر او را با تازیانه تنبیه کرد و به او گفت: فراوان به نقل حدیث می پردازی و در مورد تو این نسبت، نسبتی شایسته است که بر رسول خدا صلی الله علیه و آله دروغگو بوده ای.(۹) حدیث دیگری که اسکافی در خصوص عملکرد معاویه آورده است به این صورت است که: معاویه صد هزار درهم به سمره بن جندب پرداخت نمود که او شهادت دهد که آیات: «و من الناس من یعجبک قوله فی الحیوه الدنیا و یشهد الله علی ما فی قلبه و هوالد الخصام و اذا تولی سعی فی الارض لیفسد فیها و یهلک الحرث و النسل و الله لایحب الفساد».(10) درباره علی بن ابی طالب علیه السلام ، و آیه: «و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله…» (11) ناظر به حال ابن ملجم نازل شده است، اما سمره قبول نکرد، معاویه مبلغ را به دویست هزار درهم افزایش داد باز سمره قبول نکرد، معاویه سیصد هزار درهم به او پیشنهاد نمود باز سمره نپذیرفت و بالاخره او مبلغ چهارصد هزار درهم به او پرداخت نمود و سمره پذیرفت که مطابق خواسته معاویه چنین شهادتی را بدهد. اسکافی پس از آن می نویسد: «از نظر تاریخی این مطلب، مطلب صحیحی است که بنی امیه مردم را از اظهار فضائل علی علیه السلام باز داشتند و راویان را به دلیل نقل فضائل آن حضرت تحت فشار قرار دادند. به طوری که گاه راوی حدیث چون به ذکر روایتی از علی علیه السلام می پرداخت – حتی روایتی که ارتباطی با فضائل نداشته بلکه در مورد حکمی از احکام دینی بود – از ذکر نام علی علیه السلام خودداری کرده و تنها با کنایه می گفت: از ابوزینب چنین رسیده است که»:(12) با این تجزیه و تحلیل روشن می گردد که جعل حدیث – خاصه در رشته فضائل و رذائل – پدیده ای است که پس از به خلافت رسیدن معاویه به وقوع پیوست و دیگر وجهی برای این سخن ابن ابی الحدید باقی نمی ماند که در یک جا می نویسد: «بدان که اصل روایات ساختگی در رشته فضائل از ناحیه شیعه به وقوع پیوست، آنان در ابتدای امر به انگیزه دشمنی با مخالفان خود روایاتی در فضیلت مولای خود جعل کردند… و چون پیروان ابوبکر کار شیعیان را در جعل این گونه روایات ملاحظه کردند آنان نیز در مقابل روایاتی به نفع ابوبکر جعل کردند».(13) در این جهت باید از ابن ابی الحدید سؤال شود که این فعالیت شیعیان قبل از شهادت علی علیه السلام به وقوع پیوسته است یا پس از شهادت آن حضرت. اما قبل از شهادت علی علیه السلام و با حضور آن سرور در بین مردم، زمینه ای جهت جعل این گونه روایات در بین نبود و پس از شهادت آن حضرت بر طبق همان اسنادی که ابن ابی الحدید خود نقل کرده است فرصتی در اختیار شیعیان نبود که به جعل حدیث در فضائل علی علیه السلام و اهل بیت او اقدام کنند زیرا معاویه با صدور بخشنامه های مکرر خود بذر جعل حدیث را در بین مسلمانان پاشید و با به خدمت گرفتن ابوهریره، عمرو بن عاص، مغیره بن شعبه و… روز به روز نهال آن را بارورتر نمود و این کار پس از عام الجماعه یعنی اندکی پس از شهادت علی علیه السلام و صلح او با امام حسن علیه السلام به وقوع پیوست.(۱۴) پی نوشت ها: ۱- علوم الحدیث و مصطلحه ص ۲۸۶. ۲-همان مأخذ و همان صفحه. ۳-از جمله بنگرید به شرح نهج البلاغه ج ۱ ص ۴۸، الموضوعات فی الاثار و الاخبار تألیف هاشم معروف حسنی، بیروت، دار التعارف ص ۱۰۸ به نقل از سباعی در کتاب السنه و مکانتها فی التشریع. ۴- همان ماخذ و نیز الحدیث و المحدثون ص ۹۷ تحت عنوان: «اثر العکسی تشیع فی وضع الحدیث». 5- ابوالحسن مدائنی از دانشمندان و مورخان قدیمی اهل سنت است که در سال ۲۲۵هجری و در سن ۹۰ سالگی در گذشت. وی دارای آثار فراوانی در زمینه تاریخ و سیره بوده است که از جمله می توان از کتابهای خطب النبی، الاحداث، کتاب خطب امیر المؤمنین، کتاب من قتل من الفاطمیین و کتاب الفاطمیات نام برد، ابن ابی الحدید ناقل مطالب بسیاری از این دانشمند در مجلدات شرح نهج البلاغه می باشد. ۶-دلیل تقدم نشر فضائل عثمان بر فضائل دیگر صحابه – خاصه ابوبکر و عمر- از نظر معاویه آن بود که اولا: عثمان در روزهای پایان حیات خود از چشم بسیاری از مسلمانان افتاده و حتی در مسلمانی او هم تردید وارد شده بود، به این جهت مردم بر او شوریده و نهایتا او را به قتل رساندند. ثانیا معاویه به انگیزه خونخواهی عثمان در مقابل علی علیه السلام به مقاومت پرداخت و به این بهانه مردم شام را در جنگ با علی علیه السلام بسیج نمود و این موارد ایجاب می کرد که شخصیت تخریب شده عثمان را هر چه سریعتر در اذهان مسلمانان باز سازی کند. ۷-شرح نهج البلاغه ج۱۱ ص ۴۴ الی ۴۶. ۸-ابوجعفر محمد بن عبدالله اسکافی از متکلمان معتزلی مذهب و از رؤسای این مذهب بوده است، فرقه ای بنام اسکافیه به او منسوب شده اند. او در اصل سمرقندی است که ساکن بغداد گردید. ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه او را از دوستداران علی علیه السلام دانسته و از معتقدان به افضلیت علی علیه السلام بر سایر خلفا می شمارد، ابن الندیم او را از جهت علم و ذکاوت و همت و پاکدامنی شخصی کم نظیر دانسته است، اسکافی در سال ۲۴۰ هجری بدرود حیات گفت، جهت اطلاع بیشتر بنگرید به شرح نهج البلاغه ج ۴ ص ۶۳ متن و هامش. ۹- شرح نهج البلاغه ج ۴ ص ۶۸. ۱۰- سوره بقره آیات ۲۰۵ و ۲۰۶ که معنی آن چنین است: از مردم کسانی هستند که گفتار آنان در زندگی مایه اعجاب تو می شود و خدا را بر آنچه در دل دارند گواه می گیرند اما (در همان حال) آنان سخت ترین دشمنانند (به این جهت) هنگامی که به ولایت رسند، در راه فساد در زمین کوشش می کنند و زراعتها ونفوس انسانی را نابود می سازند در حالی که خدا فساد را دوست ندارد، ناگفته نماند که به عقیده مفسران این آیات در شأن اخنس بن شریق نازل شده است. در این مورد بنگرید به مجمع البیان تألیف فضل بن حسن طبرسی، بیروت، دار المعرفه ج ۱ ص ۵۳۴. ۱۱- سوره بقره آیه ۲۰۷ که معنی آن چنین است: بعضی از مردم جان خود را به خاطر خشنودی خدا می فروشند و خدا نسبت به بندگان مهربان است، این آیه طبق شهادت مفسران شیعه و بسیاری از مفسران عامه به مناسب فداکاری علی علیه السلام در لیله المبیت و در شأن آن حضرت نازل گردید در این مورد بنگرید به تفسیر مجمع البیان ج ۱ ص۵۳۵. ۱۲- شرح نهج البلاغه ج ۴ ص ۷۳. ۱۳-شرح نهج البلاغه ج ۱ص ۴۹. ۱۴- ناگفته نماند که جعل حدیث علل و انگیزه های نیز دارد که در این گفتار از نقل آنها خود داری شده است، جهت اطلاع بنگرید به اضواء علی السنه المحمدیه ص۱۲۱ الی ۱۲۴ علم الحدیث ص ۹۵الی ۱۰۶.

برچسب ها: علوم حدیث
نوشته قبلی

فلسفه ی حقوقی تشیع وامامت

نوشته‌ی بعدی

درآمدى بر کلام سیاسى شیعه ؛ قاعده لطف (۲)

مرتبط نوشته ها

قدرت خاموش ساختار غیرنظامی ایران
ویژه جنگ رمضان

قدرت خاموش ساختار غیرنظامی ایران

امتیاز شیعه در حوزه اجتهاد
علوم شیعه

امتیاز شیعه در حوزه اجتهاد

اعتقاد به عصمت ائمه علیهم السلام
ولایت و امامت

اعتقاد به عصمت ائمه علیهم السلام

زیارت در اندیشه و بینش شیعی
عقاید شیعه

زیارت در اندیشه و بینش شیعی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

یاران امام عسکرى (ع) در خطّه نیشابور
امام عسکری (ع)

یاران امام عسکرى (ع) در خطّه نیشابور

نوشته‌ی بعدی

درآمدى بر كلام سياسى شيعه ؛ قاعده لطف (۲)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

قدرت خاموش ساختار غیرنظامی ایران

قدرت خاموش ساختار غیرنظامی ایران

امتیاز شیعه در حوزه اجتهاد

امتیاز شیعه در حوزه اجتهاد

اعتقاد به عصمت ائمه علیهم السلام

اعتقاد به عصمت ائمه علیهم السلام

زیارت در اندیشه و بینش شیعی

زیارت در اندیشه و بینش شیعی

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا