تصور عمومی از جنگ، عمدتاً به خطوط مقدم، شلیک موشکها و نبردهای نظامی محدود میشود، اما تجربه جنگ نابرابر اخیر در ایران، تصویر دیگری را نیز روایت میکند: تصویر ساختاری اجرایی که در دل حملات، از کار نیفتاد.
در روزهایی که آسمان بسیاری از شهرها میدان رزم هوایی دشمن بود، نه یک پمپ بنزین از مدار خدمت به مردم خارج شد. این جمله، کلید فهم یک واقعیت مغفول است: جمهوری اسلامی تنها به قدرت سخت نظامی خود متکی نیست.
هیچ فروشگاهی در آن روزها با کمبود کالای اساسی مواجه نشد. صف های طولانی یا هجوم هراسناک مردم به فروشگاهها شکل نگرفت و احساس قحطی در هیچ نقطه ای از کشور معنا پیدا نکرد.
هر بار که دکل یا پُست برقی هدف اصابت قرار میگرفت، تیمهای عملیاتی ظرف چند ساعت شبکه را بازسازی میکردند. این میانگین بازیابی، رکوردی شگفتانگیز در برابر استانداردهای جهانی جنگ های مدرن است.
در حوزه سلامت، با وجود فشار شدید بر منابع دارویی و تحریمهای فلج کننده، خدمت درمانی و پزشکی در هیچ بیمارستانی مختل نشد. اورژانسها بدون وقفه کار کردند و داروهای حیاتی به دست بیماران رسید.
سامانه بانکی کشور با حملات سایبری سنگین و بیسابقهای مواجه شد. نتیجه؟ فقط چند روز اختلال – آن هم نه در کل شبکه – که با مدیریت جهادی تیمهای فنی مهار گردید.
بمباران مخازن استراتژیک سوخت در تهران میتوانست چراغ نیروگاه ها را خاموش کند، اما وزارت نفت با یک فرایند موازی و از پیش طراحی شده، بدون لحظهای تاخیر، سوخت رسانی به نیروگاهها را ادامه داد.
شهرداری تهران در آن شرایط بحرانی اجازه نداد پایتخت به شهری ویران و آوارگان خیابانی تبدیل شود، پاکسازی سریع آوار، بازگشایی معابر و توزیع امکانات اولیه، تصویری از مدیریت شهری مقاوم را رقم زد.
در جنوب کشور و درست در منطقه ای که مستقیم تهدید نظامی میشد، یعنی جزیره خارک، نفتکشها همچنان بارگیری میکردند. وزارت نفت وسط جنگ، بدون لکنت، وظیفه تامین منابع مالی کشور را به پیش برد.
آموزش متوقف نشد. مدارس و دانشگاهها در کمتر از ۴۸ ساعت، تمام فرایند آموزشی را به بستر مجازی منتقل کردند، این جهش زیرساختی، حاصل سالها سرمایهگذاری خاموش در شبکه ملی اطلاعات بود.
رسانه ملی چندین بار زیر بمباران سنگین زیرساختهایش رفت، اما آنتن هرگز قطع نشد. پخش زنده اخبار، برنامههای آرامشبخش و اطلاع رسانی بحران، بدون وقفه ادامه یافت.
راه آهن کشور باری چند برابر ظرفیت اسمی خود را بر دوش کشید. جابجایی کالاهای اساسی، سوخت و تجهیزات از مسیر ریلی، ثابت کرد که شبکه حملونقل کشور چقدر انعطاف پذیر طراحی شده است.
وزارت بهداشت در اوج محدودیتهای دارویی ناشی از تحریم و جنگ، زنجیره تامین دارو را هوشمندانه مدیریت کرد، هیچ بیمار سرطانی یا دیالیزی بدون داروی حیاتی نماند.
وزارت کشاورزی در دو ماه حساس – ماه رمضان و عید نوروز – کالای اساسی را به دورافتاده ترین نقاط کشور رساند، گمرک همزمان در مرزهای زمینی باری چند برابر ظرفیت را با کمترین تشریفات اداری جابه جا کرد.
این روایت، فقط بخشی از تصویر بزرگتر است. خواستم بگویم جمهوری اسلامی – با درایت امام شهید – فقط یک قدرت نظامی نیست. ساختار اجرایی کشور با دقت و قدرتی مثال زدنی در این جنگ نابرابر پیش آمد.
جنگ، پشتیبانی لجستیکی میخواهد. یکی از بزرگترین ضعف های دشمن خارجی و اپوزیسیون داخلی، همین ناباوری به قدرت خاموش و چندلایه جمهوری اسلامی است.
آنها تصور میکردند با بمباران یک مخزن، کشور از کار می افتد، اما غافل از اینکه این نظام، یک پمپ بنزین اضافه دارد: ارادهای که در متن ساختار اجرایی آن دویده است.


















هیچ نظری وجود ندارد