حديث ثقلين
حديث ثقلين را محدثان با عبارات گوناگون نقل كردهاند. يكى از نكات مهمى كه در تمام نقلها به آن اشاره شده، اين است كه رسول خدا | از ارتحال زود هنگام خود خبر مىدهد و اين مسئله بعد از مكلف شدن رسول خدا | به انجام حج – كه به حجةالوداع شهرت يافت – است و از آن هنگام تا ارتحال رسول خدا | كه سه ماه بيشتر طول نكشيد، در اين مدت، رسول خدا | تمام تلاش خود را براى معرفى اهل بيت | به عنوان جانشينان خود به كار گرفت و از آن هنگام تا ارتحال آن حضرت، حداقل چهار بار را ثبت كردهاند كه رسول خدا | اين حديث را بيان كرده است و شايد هم در موارد بيشترى بيان كرده باشد، ولى چون خصوصيات زمانى و مكانى حديث را بيشتر راويان ضبط نكردهاند، مشخص نيست كه آيا بيش از اين موارد هم بيان فرموده است يا نه؟ اين موارد به شرح ذیل است:
1- حجةالوداع، روز عرفات
اولين جايى كه رسول خدا | اهل بيت × را در كنار قرآن به عنوان دو امانت خود معرفى كرده، روز عرفات است. راوى اين متن «جابر بن عبدالله انصارى» است.([1])
2- غديرخُم
دومين موردى كه رسول خدا | حديث ثقلين را بيان فرمود، روز هيجدهم ذىالحجة در غديرخم است. راوى اين متن «زيد بن ارقم» است.([2])
3- مسجد مدينه
سومين موردى كه رسول خدا | حديث ثقلين را بيان كرده در مسجد مدينه است.([3])
4- بستر بيمارى
چهارمين موردى كه براساس متون موجود، رسول خدا | حديث ثقلين را بيان كرده، در آخرين روزهاى زندگى خود در بستر بيمارى است كه راوى اين متن ام سلمه همسر رسول خدا | است.([4])
همان طور كه پيشتر بيان كرديم، حديث ثقلين از طرف اصحاب با توجه به ويژگيهايى همچون دقت نظر، قوت حافظه، شرايط سنى و… با الفاظ مختلف نقل شده است ولى درباره آخرين موردى كه رسول خدا | اين حديث را بيان كردهاند، ام سلمه چنين نقل مىكند:
«عن ام سلمة قالت: قال رسول اللّه فى مرض موته و قد امتلأت الحجرة باصحابه: ايها الناس يوشك ان اقبض قبضا سريعا فينطلق بى و قد قدمت اليكم القول معذرة اليكم، الا انّى مخلّف فيكم ثقلين كتاب اللّه عز و جل و عترتى، ثم اخذ بيد علىّ فرفعها فقال: هذا علىّ مع القرآن و القرآن مع على، لا يفترقان حتّى يردا علىّ الحوض، فاسألهما ما خلفت فيهما.»([5])
ام سلمه مىگويد: رسول خدا | در بيمارى كه با آن از دنيا رفت، در حالى كه حجرهاش از اصحابش پر بود فرمود:
اى مردم انتظار مىرود خيلى زود از اين جهان بروم و اين سخن را براى اتمام حجت مىگويم. توجه داشته باشيد من دو امانت ميان شما مىگذارم؛ يكى كتاب خدا و ديگرى عترتم. سپس دست على × را گرفت و بلند كرد و فرمود: اين على × با قرآن است و قرآن نيز با على × است. اين دو از هم جدا نمىشوند، تا اينكه در كنار حوض بر من وارد شوند و من نسبت به عملكرد شما درباره آنان سؤال كنم».
بايد توجه داشت كه معرفى اهل بيت × از طرف رسول خدا | به عنوان جانشينان خود به اين روايت اختصاص ندارد. گذشته از آيات قرآن كه بحث درباره دلالت بعضى از اين آيات موضوع اصلى این رساله است روايات فراوانى نيز بر اين مسئله دلالت مىكنند.
([1]) سنن، ترمذى، ج 5، ص 433، حديث 3811؛ تاريخ، طبرى، ج 2، ص 402؛ سيره، ابن هشام، ج 4، ص 248؛ تاريخ الاسلام، ذهبى، ج 2، ص 709.
([2]) خصائص، نسائى، ص 119، حديث 79؛ صحيح، مسلم، ج 4، ص 122؛ كفاية الطالب، ص 53؛ مستدرك، حاكم، ج 3، ص 161.
([3]) المحررالوجيز، ج 1، ص 34.
([4]) الصواعق المحرقه، ص 126؛ مجمعالزوائد، ج 9، ص 137؛ نورالابصار، ص 163؛ تاريخ الخلفاء، ص 173.
















هیچ نظری وجود ندارد