امام على × و قرآن
بدون ترديد پيامبر به بحران نبود رهبرى بعد از خود آگاهى داشته و مىدانسته است كه هرگاه در اين جمع حضور نداشته باشد، اين جامعه تازه تأسيس براساس وحى با مشكلات فراوان فكرى و… روبرو خواهد شد كه براى حل آنها و هدايت خلق به سوى خدا به انديشه و علمى همانند علم خودش – كه برگرفته از وحى باشد – نيازمند است. از اين رو در موارد متعدد اين واقعيت را براى مردم با عبارتهاى مختلف بيان كرده است تا مردم بدانند براى حل مشكلات فكرى و استفاده از علم نبوى به چه كسى پناه ببرند و مرجعيت فكرى امت اسلامى، بعد از او، به عهده چه كسى است؟
به چند نمونه از اين روايات اشاره مىكنيم:
1- رواياتى كه دلالت دارند امام على × درب علم نبى | است.
در توضيح اين روايات بايد گفت: استفاده از هر چيزى نياز به بستر مخصوص به خود را دارد كه اگر انسان از آن بستر حركت نكند و وارد نشود به آن چيز دست نخواهد يافت.
وحى و آگاهىهايى كه از طريق وحى در اختيار پيامبر | قرار گرفت از اين واقعيت مستثنا نيست. از طرفى تا وقتى كه رسول خدا | در ميان امت حضور دارد، استفاده از وحى و آگاهيهاى وحيانى با رسيدن به خدمت نبى | ممكن است ولى بعد از نبى | كه دهها مشكل فكرى، علمى، سياسى، اجتماعى و… براى امت به وجود مىآيد و در اين ميان هر كس براى اينكه از اين بحران بهره گرفته، براى خود موقعيتى كسب كند، مدعى مىشود كه ارتباط تنگاتنگى با رسول خدا | داشته است و از آن حضرت استفاده ابزارى خواهد كرد و نسلى كه اين دوران را درك نكرده و از نزديك رسول خدا | و ياران واقعى او را نديده است، فريب خواهد داد. در اين دورانِ بحرانى تنها سخنان رسول خدا | آمىتواند راهگشا باشد و آشكار سازد كه چه كسانى از علم او به خوبى استفاده كرده و در اين مكتب پرورش يافتهاند و صلاحيت اين را دارند كه جانشين نبى | و بستر و طريق استفاده از معلومات وحيانى باشند.
از رواياتى كه بيان میکند تنها علی × شايستگى رهبری مسلمانان را دارد، رواياتى است كه در آنها رسول خدا | امام على × را درب علم خود دانسته و به مردم به روشنى گوشزد كرده است كه اگر تصميم دارند از اين علم استفاده كنند، بايد از اين راه وارد شوند؛
قال رسول الله | : «انا مدينة العلم و عليّ بابها، فمن اراد المدينة فليأت الباب.» ([1])
«رسول خدا | فرمود: من شهر علم و على درِ آن است، هر كس مىخواهد از اين شهر علم استفاده كند بايد از اين در وارد شود»
2- رواياتى كه دلالت مىكند امام على × درِ حكمت نبى | است؛
قال رسول الله |: «انا دار الحكمة و علىّ بابها.»([2])
«من خانه حكمتم و على × درب آن است».
3- رواياتى كه دلالت مىكند امام على × بعد از نبى بيانگر راه حل مشكلات فكرى، علمى، اجتماعى، سياسى و… امت اسلامى است؛
«قال رسول الله «يا علىّ انت تبيّن لامّتى ما اختلفوا فيه من بعدى.»([3])
«اى على × اختلافات امت را بعد از من تو روشن مىكنى».
4- رواياتى كه دلالت مىكند امام على × بعد از نبى | داناترين فرد از امت اسلامى است؛
رسول خدا | خطاب به فاطمه ÷ فرمود:
«زوّجتك خير اهلى، اعلمهم علما و افضلهم حلما و اوّلهم سلما»([4])
«بهترين فرد خاندانم، داناترين فرد، بردبارترين و اولين مسلمان را به عنوان همسر تو برگزيدم».
5- رواياتى كه دلالت مىكند امام على × داناترين فرد امت به سنت رسولخدا | است؛
قال رسول اللّه | : «اعلم امّتى بالسنّة و القضاء بعدى على بن ابى طالب.»([5])
«آگاهترين فرد امت به سنت من و قضاوت اسلامى، على × است».
6 – روایاتی که دلالت میکند امام علی × محرم اسرار نبی | است؛
قال رسول اللّه | : «صاحب سرّى على بن ابى طالب.»([6])
«محرم اسرار من على بن ابى طالب × است».
در توضيح اين روايت بايد گفت، سرّ را چنین تعریف کردهاند؛ «هوالحديث المكتم فى النفس.»([7]) ؛ «سرّ سخن پنهان در درون است».
هر انسان عاقلى در زندگى خود مطالبى دارد كه تلاش مىكند آنها را از ديگران پنهان كند و از اينكه ديگران از اين مطالب آگاه شوند، ناراحت مىشود. البته بعضى از اسرار چيزهايى است كه بايد روزى ديگران نيز از آنها مطلع شوند ولى تا فرارسيدن زمان مناسب بايد مخفى باشد. در اين مورد بايد مطمئنترين فرد را براى نگهدارى آن برگزيد، تا آن را حفظ كند و در زمان مناسب، بدون كم و زياد كردن و بدون ترس و واهمه آن را در اختيار مردم قرار دهد.
از طرفى با توجه به نقش اجتماعى، سياسى و مذهبى پيامبر | اسرار او، در سرنوشت امت اسلامى و دين اسلام بسيار مهم و تعيينكننده است. اين اسرار مىتواند درباره عملكرد و موضعگيرى افراد در برابر رسول خدا | و حركت اسلامى باشد، همچنين مىتواند اسرارى از رسالت الهى باشد كه هنوز وقت گفتن و تبليغ آنها براى همگان فراهم نشده است و بايد زمانى سپرى شود و نيز مىتواند اسرارى از عالم هستى باشد كه ديگران تحمل و طاقت دانستن آن اسرار را ندارند، چنان كه مىتواند اسرار نبى | از امورى باشد كه به عقل ما نمىگنجد.
با توجه به آنچه در تعريف «سرّ» گفته شد و آنچه درباره احتمالات اسرار نبى | ياد گرديد، مشخص مىشود كه محرم اسرار نبى | بودن بسيار مهم است و بايد شخص نزد رسول خدا | به اندازهاى مورد اعتماد باشد كه بتواند محرم اسرار او باشد.
بايد توجه داشت كه اين گونه روايات و روايات مشابه، مانند: «علی × اعلم الناس»، «على × فاروق بين حق و باطل» است([8]) و… در مجموع از شخصيت بسيار برجسته علمى امام على × حكايت مىكنند؛ شخصيتى كه، بعد از رسول خدا |، در ميان امت اسلامى نظير او را نمىتوان يافت. بنابر اين چنين فردى بايد با قرآن رابطهاى مستحكم داشته باشد و آشناترين و داناترين فرد امت به قرآن باشد و هم بايد فردى باشد كه در بيشترين آيات قرآن مورد توجه قرار گرفته است. اين تنها تحليل ما از روايات نيست، بلكه واقعيتى است كه هم امام على × آن را به صراحت اعلام كرده است و هم اصحاب رسول خدا و هم دانشمندان اسلامى آن را پذيرفتهاند.
([1]) مستدرك، حاكم، ج 3، ص 137؛ الصواعق المحرقه، ص 122؛ ذخائرالعقبى، ص 142؛ الرياض النضرة، ج 2، ص 137؛ مجمع الزوائد، ج 9، ص 117؛ مناقب، ابن مغازلى، ص 80؛ كفايةالطالب، ص 220؛ مناقب، الاسد الغالب، ص 31؛ اسد الغابة، ج 4، ص 95؛ كنزالعمال، ج 11، ص 600، حديث 32890.
([2]) صحيح، ترمذى، ج 5، حديث 3744؛ كنزالعمال، ج 11، حديث 32889؛ مناقب، ابن مغازلى، ص 86.
([3]) كنز العمال، ج 11، ص 605، حديث 32926.
([6]) ينابيع المودة، باب 56؛ ص 180؛ كنوزالحقائق، ج1، ص 344؛ مناقب، ابن مغازلى، ص 73
([8]) روايات متعددي از رسول اعظم | نقل شده است که علي صديق الاکبر و فاروق اين امت است. در اين باره رجوع کنيد به محمد بن ابي القاسم الطبري، بشارة المصطفي شيعه المرتضي، قم، موسسة النشر الاسلامي، 1420 هـ ق صص 140 – 139.















هیچ نظری وجود ندارد