پاسخ
«إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاهَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاهَ وَ هُمْ راکِعُونَ»؛[۱] سرپرست و ولىّ شما، تنها خدا است و پیامبر او و آنها که ایمان آوردهاند. همانها که نماز را برپا میدارند، و در حال رکوع، زکات میدهند».
یکی از آیاتی که ولایت امام علی(ع) را اثبات میکند، همین آیه شریفه است. این آیه با کلمه «إنّما» آغاز میشود که در لغت عرب به معناى انحصار میآید[۲] و مفاد آن، اثبات و نفی است؛ زیرا کلمه «انّما» یک معنا را به گونهای برای یک موضوع ثابت میکند که همزمان همان معنا را برای غیر آن، نفی میکند.[۳] بنابراین، کلمه «إنّما» در آیه شریفه را تنها باید بر ولایتی خاص حمل کرد؛ ولایتی که اوّلاً و بالذات به خداوند اختصاص دارد و برای دیگران با اذن و مشیّت الهی ثابت میشود.[۴] اما ولایت به معنای نصرت و محبت اختصاصی نیست؛ زیرا لزوم یاری کردن و محبت مؤمنان به همدیگر، از لوازم بدیهی ایمان و مورد اجماع مسلمانان است؛ چنانکه آیه کریمه: «المؤمنونَ وَ المُؤْمِنات بَعْضُهُمْ أَولیاءُ بَعْض»؛[۵] «مردان و زنان مؤمن بعضی از آنها اولیای بعض دیگرند» نیز بر آن دلالت میکند.
البته فخر رازی معتقد است که «انّما» همیشه بر حصر دلالت نمیکند؛ زیرا در غیر حصر نیز به کار رفته است؛ چنانکه در قرآن آمده است: «إِنّما الحیاه الدُّنْیا لَعِبٌ وَ لَهْو»؛ «همانا زندگی دنیا لهو و لعب است»[۶] روشن است که غیر از لهو و لعب نیز در زندگی دنیا متصور است.[۷] همچنین آلوسی، شبهه کرده که اگر استدلال شیعه به این آیه تمام باشد و «انما» افاده حصر کند، در این صورت، امامت و سرپرستی یازده امام دیگر نفی میگردد؛ زیرا لازمه حصر حقیقی در آیه، انحصار حاکمیت و سرپرستی در خدا و رسول(ص) و علی(ع) و نفی از غیرِ آنان است.[۸]
اما در پاسخ باید گفت:
۱٫ ادیبان معروف عرب به دلالت «انّما» بر حصر تأکید کردهاند، به همین دلیل زمخشری در تفسیر آیه ولایت گفته است: «معنای “إنّما” این است که موالات باید به آنان اختصاص یابد».[۹] اما باید توجه داشت که حصر بر دو نوع است: حصر حقیقی و حصر اضافی. اصل اوّلی در حصر، معنای حقیقی آن است، چه اینکه حصر اضافی جنبه ثانوی داشته و نیاز به قرائن دارد، و به دلیل نزول جداگانه آیه ولایت و سبب نزول خاصّ آن، چنین قرینهای وجود ندارد؛ چون نزول سوره مائده، در اواخر عمر شریف پیامبر اسلام(ص) بود؛ لذا آیه ولایت، بیانگر تعیین سرپرست مسلمانان برای بعد از پیامبر(ص) است؛ امّا از آنجا که وجود امام معصوم در هر زمانی، ضرورت دارد، باید ولایت بر مسلمانان به وسیله سرپرست جامعه، استمرار داشته باشد. بنابراین، آیه ولایت، مربوط به ولیّ بلا فصل بعد از پیامبر(ص) است و ناظر به زمانهای بعد نیست تا انحصاری بودن آن با امامتِ سایر امامان(ع) منافات داشته باشد. به عبارت دیگر، با وجود امام علی(ع)، ولی مسلمانان جز او فرد دیگری نیست، اما بعد از حضرتشان، سرپرست مسلمانان همان فردی است که توسط خدا برگزیده شده و توسط سرپرست قبلی به مردم ابلاغ شده است.
۲٫ فخر رازی با آنکه در آیه ولایت میگوید که «إنّما» بر حصر دلالت ندارد؛ امّا در آیات دیگری که با «إنّما» آمده، حصر را فهمیده است. این آیات عبارتاند از: «فَإِنَّمَا عَلَیکَ الْبَلَاغُ»،[۱۰] «یَسْٔئلُونَکَ عَنِ السَّاعَهِ أَیّانَ مُرْسَاهَا قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ رَبِّی»،[۱۱] «قُلْ إِنَّمَا أَتَّبِعُ مَا یُوحَیٰ إِلَی مِن رَّبِّی»،[۱۲] «إِنَّمَا السَّبیلُ عَلَى الَّذینَ یَسْتَأْذِنُونَکَ وَ هُمْ أَغْنِیاءُ»،[۱۳] «قَالَ إِنَّمَا یَأْتِیکُم بِهِ اللهُ إِن شَاءَ وَ مَا أَنتُم بِمُعْجِزِینَ»،[۱۴] «إِنَّمَا أَنتَ مُنذِرٌ وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هَادٍ».[۱۵]
فخر رازی، در همه این آیات، از «إنّما» حصر و اختصاص فهمیده، اما تنها هنگامی که به آیه ولایت میرسد، ادّعا میکند که «إنّما» مفیدِ حصر نیست!
[۱]. مائده، ۵۵٫
[۲]. سیوطى، عبدالرحمن بن ابیبکر، الأشباه و النظائر فی النحو، ج ۴، ص ۱۴۳، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ دوم؛ بابتى، عزیزه فوال، المعجم المفصل فی النحو العربی، ج ۱، ص ۲۷۳، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول.
[۳]. دقر، عبدالغنى، معجم القواعد العربیه فی النحو و التصریف، ص ۱۰۶، قم، الحمید، چاپ اول.
[۴]. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۳، ص ۳۲۶، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، ۱۳۷۲ش؛ سید مرتضی، علی بن الحسین، الذخیره فی علم الکلام، ص ۴۳۹ ـ ۴۴۰، قم، مؤسسه النشر الاسلامی، ۱۴۱۱ق؛ حمصی رازی، سدیدالدین، المنقذ من التقلید، ج ۲، ص ۳۰۲ – ۳۰۳، قم، مؤسسه النشر الاسلامی، ۱۴۱۲ق.
[۵]. توبه، ۷۱٫
[۶]. محمد، ۳۶٫
[۷]. رازی، فخر الدین، التفسیر الکبیر(مفاتیح الغیب)، ج ۱۲، ص ۳۸۶، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، ۱۴۲۰ق.
[۸]. آلوسی، سید محمود، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، ج ۳، ص ۳۳۴ – ۳۳۵، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۵ق.
[۹]. زمخشری، محمود، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج ۱، ص ۶۴۸، بیروت، دارالکتاب العربی، چاپ سوم، ۱۴۰۷ق.
[۱۰]. آل عمران، ۲۰؛ نحل، ۸۲؛ مفاتیح الغیب، ج ۷، ص ۱۷۶، و ج ۲۰، ص ۲۵۴٫
[۱۱].اعراف، ۱۸۷؛ مفاتیح الغیب، ج ۱۵، ص ۴۲۳٫
[۱۲].اعراف، ۲۰۳؛ همان، ص ۴۳۸ – ۴۳۹٫
[۱۳]. توبه، ۹۳؛ همان، ج ۱۶، ص ۱۲۳٫
[۱۴]. هود، ۳۳؛ همان، ج ۱۷، ص ۳۴۱٫
[۱۵]. رعد، ۷؛ همان، ج ۱۹، ص ۱۳٫


















هیچ نظری وجود ندارد