قال مولانا الرضا(ع): «من لم یشکر المنعم من المخلوقین لم یشکر الخالق» (عیون اخبار الرضا/ج۱/ص۲۷): کسی که شکر نعمتدهندهی مخلوق را به جا نیاورد، شکر خالق را به جا نیاورده است. حال دقائق حدیث در اینجاست که:
1 ـ این منعم کیست؟
2 ـ انعامش چیست؟
3 ـ شکر این منعم چگونه است؟
هر کسی ممکن است این منعم را به نحوی تصور کند؛ از افراد معمولی گرفته تا پدر و مادر، تا اوصیا و انبیا و تا خود خاتم الأنبیاء(ص) ؛ امّا نگاهی به لحظات حساس زندگانی حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام) این منعم را بهتر معرفی می کند
در کتاب عوالم جلد ۱۱، صفحهی ۴۶۵ و مجمع النورین صفحهی۱۸۸ آمده است: که فاطمه زهرا(علیها السلام) در وصیتهایش به امیرالمؤمنین(ع) گفت: وقتی مرا دفن میکنی با من این نامه را دفن کن. امیرالمؤمنین(ع) فرمود: به حق پیامبر(ص) خبر بده به من که چه چیزی در آن است؟ گفت: وقتی پدرم خواست مرا به ازدواج تو در آورد، به من فرمود: تزویج میکنم تو را به علی(ع) با مهریه ۴۰۰ درهم؛ گفتم: به علی(ع) راضیام و راضی نیستم به مهریه ۴۰۰ درهم! پس جبرئیل آمد و گفت: یا رسول الله(ص) خداوند میفرماید: بهشت و آنچه در بهشت است، مهریه فاطمه است. گفتم: راضی نیستم! پیامبر(ص) فرمود: چه چیزی میخواهی؟ گفتم: امت تو را میخواهم چون قلب تو مشغول به امتت است. پس جبرئیل برگشت و این نوشته را آورد که: «شفاعه أمه محمّد صداق فاطمه»: شفاعت امت محمّد(ص) مهریه فاطمه(علیها السلام) است؛ پس وقتی روز قیامت شود خواهم گفت: الهی این قبالهی شفاعت امت محمد(ص) است.
آیا منعمی بالاتر از این منعم سراغ دارید؟ آن هم در چه لحظهای! در وقت ازدواج و مهریه و لحظات حساس زندگی، مثل چنین لحظاتی که فاطمه زهرا(علیها السلام) در حال ازدواج با امیرالمؤمنین(ع) بوده است، هر کسی به غیر از خودش به چیز دیگری متوجه نیست امّا او در چنین لحظاتی به فکر من و تو بوده است و آینده ما را تا ابد ضمانت کرده است. آن هم چگونه؟ با ورود به بهشت و متنعّم شدن به انواع نعمتهایی که نه گوشی شنیده و نه چشمی دیده است! آن هم نه برای چند صباحی بلکه برای ابد!. آیا در مقابل این منعم و این انعام چه باید انجام داد؟ امّا انعام او به اینجا تمام نشده است.
اسماء (یا ام سلمه) میگوید: وقتی لحظات آخر عمر فاطمه زهرا(علیها السلام) بود، فرمود: مرا در اتاقی قرار بده و پرده اتاق را بکش و برو؛ بعد از ساعتی بر گرد، اگر پارچه روی سرم کشیده شده بود، بدان که از دار دنیا به نزد پدرم رفتهام. ام سلمه میگوید: آنچه فرموده بود انجام دادم و از اتاق بیرون رفتم، امّا گوش میدادم ببینم چه اتفاق میافتد؛ دیدم فاطمه زهرا(علیها السلام) در حالی که با خدا صحبت میکند؛ این گونه عرض میکند: خدایا به «حقّ أبی و شوقه الیّ …» (خدایا به حق پدرم و شوقی که به من دارد) و به حق گریه دو فززندم خدایا شیعیان پدرم و شوهرم علی را ببخش!
ببینید از لحظه ازدواجش تا لحظه مرگش! چگونه آیندهی ابدی من و تو را ضمانت میکند و به یاد من و تو بوده است؟! چگونه انعامش را بر من و تو سرازیر میکند؟! به نص روایت و به حکم عقل اگر ما این انعام را شکر نگوییم، شکر خالق را انجام ندادهایم و حال سؤال این است که ما چه کردهایم؟ تا به حال در مقابل این نعمت ابدی ـ که او برای ما ضمانت کرده است ـ چه قدمی برداشتهایم؟
حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام) نعمتش بر ما به اینجا هم تمام نمیشود بلکه وقتی به صحرای محشر وارد میشود و تمام خلایق متحیر و مبهوت هستند، به انحاء مختلف دوستان و شیعیانش را نجات میدهد که در روایات آمده است، وقتی وارد بهشت میشود چادرش را در حالی که یک طرف آن به دستش است، طرف دیگر را به صحنه محشر پهن میکند و خطاب میرسد به صحنه محشر: ای محبان فاطمه(علیها السلام) «تعلّقوا بأهداب مرط فاطمه»: چنگ بزنید به رشتههای چادر فاطمه(علیها السلام) که در آن وقت هزار هزار هزارها به رشتههای چادر او وارد بهشت میشوند. (تفسیر امام عسکری/ص۴۳۴)
حال شما قضاوت کنید آیا مخلوقی هست که نعمت آن مخلوق بر ما و انعام او بر ما بیشتر از انعام فاطمه زهرا(علیها السلام) باشد؟
پس بدانید به حکم نص صریح و حکم عقل سلیم، شکر این منعم و نعمتهایش واجب است و شما فرزندان فاطمه زهرا(علیها السلام) و شما شیعیان او و شما محبان او بدانید در مقابل این نعمت ابدی و این تضمین حتمی و این انعام غیر قابل توصیف او، چه اندازه از ساعتهای عمر و زندگانیتان را باید برای خدمت به او صرف کنید.
تا اینجا انعام و منعم را در حدیث معرفی کردیم امّا شکر این منعم چیست؟ جواب تشکر این انعام چیست؟
باید دید این منعم چه خواستهای داشته و آیا در عمرش تقاضایی کرده است یا نه؟
رسول خدا(ص) با حزن و اندوه خواستهی دخترش حضرت زهرا(علیها السلام) را این گونه مطرح کرده است: گویی میبینم که با ظلم وارد خانه فاطمه(علیها السلام) شده، حرمتش را شکسته، حقّش را غصب کرده، از ارث محرومش کرده، پهلویش را شکسته، و جنینش را سقط کردهاند و او در مقام کمک خواهی فریاد بر میآورد: «یا محمّداه! فلا تجاب، وتستغیث فلا تغاث» (یا رسول الله! اما جواب و کمکی از کسی نمیبیند، یاورطلبی و استغاثه میکند ولی کسی به فریادش نمیرسد). (امالی شیخ صدوق/ص۱۷۶؛ فرائد السمطین/امام الحرمین جوینی/فصل ۷)
این درخواست آن منعم است که کسی پیدا شود و به استغاثه او پاسخ گوید و فریاد او را لبیک گوید و این هم جزئی از شکر منعم خواهد بود.
منبع : نشریه امام شناسی ، شماره ۳۸

















هیچ نظری وجود ندارد