در گذر قرون و اعصار رویداد پر افتخار غدیر از موضوعاتی است که شاعران و سرایندگان اندیشمند و چیره دست،از مذاهب گوناگون درباره آن قصیدههایی زیبا و دلانگیز سروده و شعرهای گوناگونی گفتهاند که هماره زینت بخش مجلسها و عطرآگین سازنده نشستهای دینی و فرهنگی و انسانی و اخلاقی بوده و دوست و دشمن و دور نزدیک هر بامداد و شامگاه آنها را زمزمه کرده و بدانها مترنم گردیدهاند. افزون بر این قصیدهها و سرودهها از سوی شاعران،دانشمندان و بزرگان ما در این مورد دست به تألیف کتابها و گردآوری دیوانهای بسیاری زده و انبوهی از این قصیدهها و اشعار زیبا و پر محتوا را در آنها به ثبت رساندهاند که از جمله این فرهنگها و مجموعهها کتاب ارزشمند«الغدیر»،یادگار ارجدار علامه امینی است که در طول بحثهای ما یکی از مدارک و منابع روایاتی است که میآوریم. 1ـ نخستین سراینده حماسه غدیر شاید نخستین سراینده حماسه بزرگ غدیر،خود امیر والاییها، حضرت علی(علیه السلام) است که در این مورد از جمله این گونه سرود: محمد النبی اخی و صنوی و حمزة سید الشهداء عمی… فاوجب لی ولایته علیکم رسول الله یوم غدیر خم فویل ثم ویل ثم ویل لمن یلقی الاله غدا به ظلمی (1) حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم)پیامآور بزرگ خدا،برادر و همتا و همسنگر من است و حمزه،آن سالار شهیدان احد عموی من.جعفر طیار که بامدادان و شامگاهان،هماره با فرشتگان پرواز میکند،فرزند ارجمند مادر من است. دخت سرفراز پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) ـ فاطمه (سلام الله علیها) ـ که کران تا کران دنیای زیبای وجود او با گوشت و خون من آمیخته است،همتا و همسر و مایه مباهات و آرامش خاطر من،و دو نواده و نور دیده پیامبر از فاطمه،فرزندان من میباشند.با این وصف کدامین شما از زندگی و نعمتهای زندگی و پیامبر زندگیساز،از من بهره بیشتری دارید. من در اعلان اسلام و ایمان به پیامآور آزادی و حقوق بشر بر همه شما مسلمانان پیشی گرفتم و پیشگام شدم،و این به برکت دانش و بینش ژرفی است که خدا آن را به من ارزانی داشته است .از این رو همان سر رشته دارای و ولایت معنوی،و راستین را، که خدا به پیامبر داده است،همان را به من ارزانی داشت و مرا به امامت دین و رهبری امت برگزید. و نیز آوردهاند که گروهی از یاران پیامبر از آن جمله،سلمان،عمار،ابو ذر،ابو بکر،عمر،عثمان،طلحه،زبیر،فضل بن عباس،عبد الرحمان بن عوف،مقداد،ابن مسعود و…در جایی نشسته بودند و هر کدام از فضیلتها و امتیازات خویش سخن میگفت که امیر والاییها از در در آمد و پرسید:در چه مورد گفتگو میکنید؟ پاسخ دادند،درباره سخنانی گفتگو میکنیم که از پیامبر گرامی در وصف خود شنیدهایم.فرمود پس از این را هم بشنوید!و آن گاه در دم به سرودن این سروده پرداخت. لقد علم الاناس به ان سهمی من الاسلام یفضل کل سهم… واقعیت این است که همه مردم خوب میدانند که بهره من از اسلام بر بهره دیگران برتری دارد،چرا که پیامبر خدا،احمد،برادر معنوی و عقیدتی و پدر همسر ارجمندم من است. درود همواره خدا بر آن حضرت باد که افزون بر این دو پیوند بزرگ،عموزاده گرانقدر من نیز میباشد.امتیاز دیگر من این است که من پیشوای همه مردم به سوی اسلام هستم و عرب و عجم را،من به سوی حق و عدالت رهنمون گردیدم.و من هستم که سر کردگان و گردنکشان خشونت و تزویر و زورمداران حق ستیز و گردن کلفت را از سر راه حق طلبان و عدالت خواهان و تشنگان آزادی و آزادگی برداشتم.خدای فرزانه در کتاب پر شکوهاش سررشته داری مرا بر همگان واجب فرمود و فرمان برداری از مرا به روشنی بر همگان لازم و بایسته اعلان کرد. موقعیت من نسبت به پیامبر،همان موقعیت هارون است نسبت به موسی،او برادر موسی و جانشین او بود و من نیز برادر پیامبر و جانشین او و این هم نام من است.به همین جهت است که آن حضرت در غدیر مرا به رهبری و پیشوایی امت برگزید و این انتخاب آسمانی را به همگان اعلان کرد و به همه گزارش داد. اینک کدامین شما در اسلام و ایمان و سابقه درخشان در فداکاری و ایثار و پیوند خویشاوندی با پیامبر میتواند با من و بهرهای که من دارم با من برابری کند؟ بر این باور وای و هزاران وای بر کسی که روز رستاخیز،در حالی که بر من ستم روا داشته است خدا را دیدار کند!و هزاران وای بر کسی که از فرمان برداری من سر باز زند و بخواهد با من درگیر شود و مرا از میان بردارد… 2ـ شاعر عصر رسالت از سرایندگان نامدار حماسه جاودانه غدیر،حسان بن ثابت،شاعر بلند آوازه عصر رسالت است . انبوهی از دانشمندان شیعه و اهل سنت آوردهاند که پس از اعلان امامت آسمانی امیر مؤمنان به وسیله پیامبر و به فرمان خدا در آن روز تاریخی،«حسان»در برابر پیامبر قرار گرفت و گفت:اجازه میفرمایید تا در این مورد سرودهای را،که هم اکنون پرداختهام برای همگان بخوانم؟ پیامبر فرمود: بخوان،و او این گونه سرود: ینادیهم یوم الغدیر نبییهم بخم و اسمع بالنبی منادیا… پیامبر توحیدگرایان در روز تاریخی غدیر برای امت خویش سخن گفت و من نیز در آنجا سخنان آن حضرت را گوش میدادم. آن روز فرشته وحی از سوی پروردگارش به او فرمان آورده بود که:تو ای پیامبر در پرتو قدرت ما در امن و امان خواهی بود،پس از رساندن فرمان من بیمی به دل راه مده. آن چه را خدای فرزانه،پروردگار مردم بر تو فرو فرستاده است،آن را به مردم برسان،و در رساندن پیام خدا از دشمنان حق نترس. پس از این پیام بود که پیامبر به پا خاست و در حالی که دست علی(ع)را در دست داشت با ندایی رسا،فریاد برآورد که:هان ای مردم،سالار و سر رشتهدار شما چه کسی است؟مردم در پاسخ او گفتند:سر رشتهدار ما خدای توست و خودت ای پیامبر،هر دستوری داری بده که امروز نافرمانی،در میان ما نخواهی یافت. پس از آن پیامبر فرمود:علی جان برخیز که من میخواهم به فرمان خدا،تو را پس از خویشتن امام و پیشوای آسمانی امت سازم.آن گاه رو به مردم کرد که:هان ای مردم،هر آن کس مرا پیشوا و سر رشتهدار خویش میشناسد،بداند که این علی(ع)سالار و سر رشتهدار اوست،بنابر این بر اساس راستی و اخلاص،هماره یار و یاور او باشید. و این جا بود که دست به دعا برداشت و گفت:بار خدایا،هر کس علی را دوست داشت،تو او را دوست بدار و هر آن کس که او را دشمن داشت تو وی را دشمن دار. خداوندا،یار و یاور او را یاری کن،چرا که آنان پیشوای عدالت و امام هدایتگری را یاری میکنند که بسان ماه شب چهاردهم نور افشانی میکند و تیرگیها را میزداید. هنگامی که«حسان»به این جا رسید،پیامبر در تشویق او فرمود:هان ای«حسان»!تا آن گاه که با زبان و ذوق هنریات آرمان آزادمنشانه و بشر دوستانه و شایسته سالاری ما را یاری میرسانی فرشته وحی یاریت خواهد رساند. «لا تزال یا حسان مؤیدا به روح القدس ما نصرتنا بلسانک». 3ـ قیس بن سعد و حماسه غدیر حماسه جاودانه غدیر،از رویدادهای شناخته شدهای است که در نظرگاه یاران پیامبر و فرزندان آنان،هیچ رویدادی به شهرت آن نبوده است و درست به همین دلیل است که این رویداد شکوهبار در نثر و نظم بسیاری از آنان از موقعیت ویژهای برخوردار بوده است،به گونهای که میتوان گفت موضوع غدیر و امامت آسمانی امیر مؤمنان در نظرگاه یاران پیامبر و نسل پس از آنان،بسان رسالت پیامبر،موضوعی است تردید ناپذیر.برای نمونه«قیس انصاری»فرزند«سعد بن عباده»،بزرگ خزرج،که در پیکار صفین در سپاه امیر والاییها بود،روزی به پا خاست و این گونه سرود : قلت لما بغی العدو علینا حسبنا ربنا و نعم الوکیل… و علی امامنا و امام لسوانا اتی به التنزیل… هنگامی که دشمن بیداد پیشه بر ما ستم کرد،گفتم پروردگارمان ما را بسنده است و او بهترین یار و سر رشتهدار است.همان پروردگاری ما را بسنده است که دیروز در بصره و پیکار جمل پیروزی و سرفرازی را به ما ارزانی داشت.هان ای مردم به هوش باشید که علی(ع)امام آسمانی ما و سالار همه انسانهاست،و این حقیقت و این موقعیت بلند او را قرآن آورده است. قرآن آن روز این حقیقت را بیان کرد که پیامبر در غدیر خم،دست علی(ع)را گرفت و بلند نمود و فرمود:هان ای مردم!هر که را من سرور و سررشته دارم،علی سررشتهدار و امام اوست و آگاه باشید که این اصلی سرنوشت ساز و اساسی است. آری،آنچه را پیامبر آورد و بیان فرمود،ایمان عمیق به آن،بر امت او قطعی است و کسی را نرسد که در مورد آن بهانهجویی کند. 4ـ عمرو بن عاص و حماسه غدیر این عنصر نیرنگباز و تیرهبخت،وزیر مشاور معاویه و مهره اصلی نظام سرکوب و فریب اموی است،هم او دشمن کینهتوز امیر عدالتها و آزادگیها و سرفرازیهاست،اما از شگفتیهای شخصیت والای آن حضرت یکی هم این است که بدترین استبدادگران نیز گاه نتوانستهاند از بیان امتیازات و فضیلتهای پر تلألؤ او بگذرند و خورشید وجود او را هماره زیر دستار کتمان حقیقت،نهان دارند،به همین جهت با همه سانسور و اختناق و حقکشی و حقپوشی و حقستیزی دشمنان ناجوان مرد علی(ع)،گاه به صورت ناخواسته و ناخودآگاه خود آنان زبان به شکوه و عظمت او گشوده و در نثر و سروده،پرتویی از ویژگیها و درخشندگیهای زندگی او را باز گفتهاند. برای نمونه:وزیر مشاور معاویه در قصیدهای طولانی که از شصت و شش بیت تشکیل شده است،چنین میسراید: معاویة الحال لا تجهل و عن سبل الحق لا تعدل… (2) هان ای معاویه خود را از روند تاریخ و جامعه و فراز و نشیب روزگار به نادانی مزن و از راه حق و عدالت بیشتر از این انحراف مجوی…آیا دجالگری مرا در آن روز سرنوشتساز و آن شرایط سخت از یاد بردی؟روزی که بر صاحبانش جامه زیور و آراستگی پوشیده بود؟ هان ای پسر هند!ما از سر نادانی و حقکشی و هوای دل دست به یاری تو گشودیم،و تو را در برابر علی(ع)که برترین شخصیت روزگاران و«نبأ پر شکوهتر»است پشتیبانی نمودیم. آن گاه که ما تو را بر فراز سر خویش بالا بردیم،در حقیقت خود و جامعه و عصر خویشتن را به پستترین و فروترین مراتب فرومایگی و انحطاط فرو بردیم. چه بسیار سفارشهایی که ما از پیامبر خدا در وصف علی(ع)شنیدیم و نشنیده گرفتیم!!مگر در روز جاودانه غدیر نبود که پیامبر بر فراز منبر صعود کرد و در حالی که کاروانهای بیشمار حج از حرکت باز ایستاده بودند،به رساندن پیام خدا پرداخت؟ مگر دست آن حضرت را در دست خویش نگرفت و در حالی که فرمان خدا را در وصف او به مردم میرسانید،فرمود هان ای مردم،آیا من نسبت به شما از خودتان سزاوارتر نیستم؟!آنان یک صدا فریاد بر آوردند که چرا،چرا،هر آنچه میخواهی انجام ده که گوش بفرمانیم. درست در آن شرایط بود که علی(ع)را به عنوان امیر مؤمنان مفتخر ساخت و این عنوان را نه از جانب خویش که از سوی خدای فرزانه به او ارزانی داشت.و آن گاه افزود:که هان ای مردم،هر کسی مرا سررشتهدار و مولای خویش میشناسد،بداند که اینک علی نیک سرور و سررشتهداری برای اوستو از پی آن نیایشگرانه رو به بارگاه خدا آورد که:هان ای خدای شکوه و عظمت، دوستداران و یاران و رهروان راه علی را دوست بدار و هر آن کس که این برادر پیامبرت را دشمن دارد،تو دشمن او باش. سپس رو به مردم آورد و در هشداری سخت فرمود:هان ای مردم،در مورد خاندان وحی و رسالت پیمان شکنی نکنید،چرا که هر کس با خاندان من پیوند خویش را بشکند و از آنان ببرد،به دوستی و شفاعت من نخواهد رسید.هان ای معاویه،آن جا بود که سرورت«عمر»هنگامی که دریافت که دیگر پیوندهای گستناپذیر علی(ع)گسستنی نیست،گام به پیش نهاد و امامت و پیشوایی آسمانی او را تبریک گفت. و پیامبر به او و دیگر حاضران فرمود:هان بدانید که علی پیشوا و امام و سررشتهدار جامعه و دین شماست،پس از او حمایت کنید و حرمت او را پاس دارید که هر کس بر راه و رسم او در آید و از در دوستی به او وارد شود،چنان است که بر من وارد شده است… «فقال(صلی الله علیه و آله و سلم):ولیکم:فاحفظوه…» (3) . 5ـ سید حمیری این شاعر بلند آوازه نیز در شمار شاعران و سرایندگان حماسه غدیر است که از جمله در این مورد چنین میسراید: یا بایع الدین بدنیاه لیس بهذا امر الله… هان ای کسی که دین و ایمان خود را به زرق و برق دنیا و جاه و مقام آن فروختهای،بدان که خدا چنین دستوری نداده است. تو از کجا و با کدامین معیار و ملاک به دشمنی با جانشین راستین پیامبر،علی(ع)برخاستهای،آن هم با این آگاهی که پیامبر خدا از آن حضرت خشنود بود؟ راستی در روز غدیر پیامبر گرامی چه کسی را از میان همه یاران خویش که بر گردش بودند،ندا داد و نام بلند آوازهاش را برد؟در مورد چه کسی فرمود:این علی،سررشتهدار و امام راستین هر کسی است که من سررشتهدار او هستم؟و دعا کرد که:بار خدایا،هر آن که علی را دوست بدارد،تو او را دوست داشته باش و هر کس او را دشمن دارد،تو دشمن او باش!راستی پیامبر،اینها را در مورد چه کسی جز امیر مؤمنان فرمود؟! و نیز در سروده دیگری درباره حماسه جاودانه غدیر این گونه میسراید: هلا وقفت علی المکان المعشب… چرا در یک سرزمین پر طراوت و سرسبز دستور بر زمین نهادن بارها و فرود کاروانها را ندادی؟ …آری،در سرزمین غدیر خم بود که خدای فرزانه به پیامبرش پیام داد که:هان ای محمد(صلی الله علیه و آله و سلم)به پا خیز و در میان مردم سخن بگو. به پا خیز و علی(ع)را در میان جامعه و مردم خویش به عنوان رهبر و امام راستین برگزین که اگر چنین نکنی،رسالت خویش را به انجام نرساندهای. و آنگاه بود که پیامبر علی(ع)را صدا زد و از پی او مردم را ندا داد،سپس در راه رساندن پیام خدا او را به عنوان امیر مؤمنان و پیشوای شایسته کرداران روی دست گرفت و به همگان نشان داد و او و مردم را دعا کرد،اما پس از آن رویداد شگفت و آشکار،گروهی امامت آن حضرت را دروغ انگاشتند و گروهی تصدیق نمودند. پیامبر،ولایت راستین را برای انسانی پاک و معصوم قرار داد،چرا که این مقام پر شکوه و این موقعیت پرفراز هرگز برای انسانهای غیر معصوم و ساخته نشده بارگاه خدا قرار داده نشده است. حضرت علی(علیه السلام)آراسته به فضیلتها و ویژگیهای شکوهباری بود که هر تلاشگر پر اخلاصی بخواهد به پارهای از آنها آراسته گردد سرگردان و وامانده میشود. هان ای مردم ما دوستی و پیروی از خاندان محمد(صلی الله علیه و آله و سلم)را از دین میشماریم و هر آن کس که آنان را دوست بدارد،از دیدگاه ما در خور دوستی است،و هر کس به جای آنان،دیگران را به دوستی بر گیرد،ما او را دوست نخواهیم داشت. کسی که به جای خاندان پیامبر دیگران را برگزیند و دوست بدارد،آن گاه که بمیرد به دوزخ وارد میگردد و نه به حوض کوثر و پیام آور خدا،چرا که اگر بخواهد در کنار حوض در آید و بر پیامبر نزدیک شود او را میزنند و دور میسازند. و نیز از شاهکارهای این شاعر آزادمنش و آگاه در این مورد این سروده است که میگوید: …عجبت من قوم اتوا احمدا بخطبة لیس لها موضع قالوا له:لو شئت اعلمتنا الی من الغایة و المفزع… …من از مردمی شگفت زدهام که نزد پیامبر خدا آمدند و گفتاری ناپسند و بیجا گفتند !چرا که آنان به آن حضرت گفتند:هان ای پیامبر!تو اگر بخواهی میتوانی به ما اعلان کنی که سرانجام پس از شما چه کسی پیشوا و پناهگاه مردم است؟!و میتوانی آشکار سازی که پس از رحلت غم بار تو چه کسی در اداره جامعه دستخوش طمعورزی و جاهطلبی خواهد گردید و حق را غصب خواهد نمود؟ پیامبر فرمود:آری،اما اگر این حقیقت را به شما بگویم،از آن بیم دارم که شما همان کاری را انجام دهید که گوساله پرستان بنیاسرائیلـآن گاه که رهبری هارون را وا نهادند و رفتندـانجام دادند!بر این باور بهتر است نگویم و از بیان آن بگذرم! راستی که آنچه پیامبر در پاسخ آنان فرمود،برای کسانی که بیندیشند و به حقیقت گوش سپارند،بیانی روشن و رسا وجود دارد. اما از این پرسش و پاسخ چیزی نگذشته بود که از سوی پروردگارش فرمانی تخلفناپذیر فرود آمد،فرمان این بود که:هان ای پیامبر آنچه را فرمان یافتهای به مردم برسان،که اگر نرسانی چنان است که گویی پیام خدا را نرسانده و رسالت خویش را انجام ندادهای و اطمینان داشته باش که خدا تو را از شرارت بد اندیشان حراست خواهد کرد… و آن گاه بود که پیامبر با آن تدبیر حکیمانهاش در غدیر علی(علیه السلام)را به امامت و سررشتهداری مردم برگزید و همگان را به دوستی و پیروی از او سفارش کرد…
پی نوشتها: 1)الغدیر،ج 2،ص .25 2)الغدیر،ج 2،ص .124 3)الغدیر،ج 2،ص .114
منبع: امام علی(علیه السلام) از ولادت تا شهادت، سید محمد کاظم قزوینی
















هیچ نظری وجود ندارد