شیعیان در شهرهای مختلف سرزمین های اسلامی می زیستند و بدون شک در میان آن ها عالمانی بودند که مبانی دینی و احکام مذهبی را به آن ها می آموختند.در هر شهر، با توجه به شرایط سیاسی و اجتماعی و مذهبی آن، شیعیان فعالیت های علمی و آموزشی خود را دنبال می کردند، اما در برخی شهرها که جمعیت شیعیان فزون تر و قابل ملاحظه بود و عالمان و دانشمندان بیشتری حضور داشتند، این فعالیت ها رونق چشمگیری می یافت و شهرهای مذکور به عنوان مراکز (حوزه های) علمی و آموزشی شیعیان محسوب می شدند. این حوزه ها به نوبه ی خود و بسته به نحوه ی فعالیت های علمی و کیفیت و کمیت آن ها، از درجات اهمیت مختلفی برخوردار بودند که مهم ترین آن ها در عصر غیبت صغری به شرح زیرند:
کوفه کوفه اولین شهر بود که تمایلات شیعی به طور گسترده در آن بروز و ظهور یافت؛ اما تشیعی که در ابتدای امر در این شهر شکل گرفت، بیشتر جنبه سیاسی داشت تا اعتقادی و علمی، از این رو به زودی این شهر به مرکز ی برای قیام های شیعی و حرکت های ضد اموی تبدیل گردید.از آغاز قرن دوم هجری، نوعی حرکت فرهنگی در این شهر آغاز شد.شیعیان مراودات گسترده ای با ائمه علیهم السلام برقرار کردند و با گذشت اندک زمانی جو علمی بر این شهر حاکم گشت.این تحول در زمان امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام به وجود آمد. بسیاری از شاگردان این دو امام از کوفیان بودند که پس از چندی در زمره ی بزرگ ترین محدثان و فقیهان شیعه درآمدند.حضور این عالمان در کوفه و تجمع آنان برای بحث ها و مناظرات، چهره ی علمی به شهر می بخشید و آن را به صورت یکی از مراکز حدیث شیعه درآورد که شخصیت های ممتاز اصحاب ائمه علیهم السلام و راویان حدیث ایشان در آن می زیستند، به عنوان نمونه می توان به حضور اصحاب اجماع دراین شهر اشاره کرد.اصحاب اجماع کسانی هستند که همه ی علما و فقهای شیعه، اجماع و اتفاق نموده اند که هر حدیثی که این افراد به سند صحیح روایت کنند، مورد تصدیق و قبول است و دیگر ملاحظه ی سند آن تا معصوم لازم نیست، زیرا که آن ها در تقوا، علم، صداقت، درایت، حفظ و ضبط حدیث به مرحله ای رسیده بودند که تا درباره ی صحت صدور حدیث یقین نداشتند، آن را روایت نمی کردند.(۱) اصحاب اجماع هجده تن (شش نفر از اصحاب امام باقر علیه السلام، شش نفر از اصحاب حضرت باقر و حضرت صادق علیهماالسلام و شش تن از اصحاب امام کاظم و امام رضا علیهما السلام) را شامل می شدند.(۲) از این هجده نفر، جز دو نفر بقیه یا اهل کوفه بودند یا در آن سکونت داشتند، از جمله آن ها می توان به زراره بن اعین، محمد بن مسلم و بریده بن معاویه عجلی اشاره کرد. مسأله ی دیگر که به تقویت مکتب علمی کوفه کمک می نمود، رفت و آمد ائمه علیهم السلام به این شهر بود.امام سجاد، حضرت باقر و حضرت صادق علیهم السلام، بارها مخفیانه یا آشکارا به کوفه می آمدند و به زیارت مزار امیرالمؤمنین و سیدالشهداء می رفتند و طبیعی بود که در این آمد و شدها، محدثان شیعه و اصحاب ایشان در این شهر از محضر آنان بهره مند می شدند.گذشته از این، امام صادق علیه السلام در زمان حکومت منصور عباسی، مدت دو سال در شهر هاشمیه، پایتخت اولیه ی منصور اقامت داشت.این شهر به کوفه نزدیک بود و ارتباط اصحاب امام در کوفه را با آن حضرت میسر می ساخت.امام در این مدت علاوه بر مباحثاتی با اصحاب خود، مناظراتی نیز با ابوحنیفه و ابن ابی لیلی، که از فقیهان بنام اهل سنت در عراق بودند، داشت و آن ها را مغلوب عظمت علمی خویش می ساخت. وقتی امام در مسجد کوفه حضور می یافت، طالبان علم از هر سو بر گرد او جمع می شدند و از موضوعات مختلف سؤال می کردند.سخن حسن به علی و شاء، تأثیر فوق العاده ی حضور امام صادق علیه السلام در کوفه را نشان می دهد. طبق اظهارات وی، او نهصد تن از مشایخ حدیث را درک نموده که از امام صادق علیه السلام روایت می کردند.(۳) با انتقال ائمه علیهم السلام به عراق در نیمه ی اول قرن سوم، این شهر می توانست به جهت نزدیکی به محل استقرار ایشان و گسترش مراودات شیعیان، موقعیت ممتازی بیابد، لیکن عوامل چندی مانع از این امر شد. کوفه، هر چند موقعیت علمی خویش را تا عصر غیبت و پس از آن دارا بود، ولی مرکزیت یافتن شهر قم به عنوان قطب علمی، که عالمان آن دارای عقاید درست و پاکی بودند، از یک سو و شکل گیری تدریجی مکتب بغداد از سوی دیگر، موجبات ضعف موقعیت علمی کوفه را فراهم ساخت، با این حال هنوز شهر کوفه به عنوان مرکز اصلی تشیع در عراق قلمداد می شد و دارای مکتب خاصی بود. در این شهر از زمان امام صادق علیه السلام خاندان های علمی مشهوری می زیستند که، حدود بیست خاندان علمی در این شهر نام برده شده است(۴) و برخی از آن ها تا عصر غیبت، جایگاه علمی خود را حفظ کردند، از آن جمله می توان به اشعریان، که از قبایل یمنی بودند و شاخه ای از آن ها در قم زعامت دینی داشتند، آل نهیک، آل جهم، آل اعین و بنی جعفه اشاره کرد. در بین این خاندان ها آل اعین از همه مشهورتر و در عصر غیبت چند تن از این خاندان شاخص بودند، به عنوان نمونه علی بن سلیمان بن حسن، از شاخه بکریون که توقیعاتی از ناحیه ی امام درباره ی وی صادر شد.او از مشایخ روایت ابن بابویه قمی بود و کتابی به نام النوادر داشت. (۵) دیگری ابوالحسن علی بن یحیی زراری است که شیخ طوسی در کتاب الغیبه، در فصل مربوط به کسانی که امام مهدی علیه السلام را دیده اند، روایتی از محمد بن حسن قمی نقل می کند که طبق آن امام علیه السلام، راوی را در مسائل دینی اش، به ابوالحسن زراری ارجاع می دهد و طوسی این امر را دلیل بر این می داند که او وکیل امام علیه السلام بوده است.(۶) محمد بن سلیمان بن حسن نیز از همین خاندان و از اصحاب امام عسکری علیه السلام بود و در ایام غیبت با امام زمان علیه السلام ارتباط داشت. گویا او وکیل امام بود و در سال ۳۰۰ ق درگذشت.وی تألیفاتی از خود به جای گذاشته است.(۷) از خاندان آل نهیک می توان به عبیدالله بن احمد بن نهیک اشاره کرد که بسیاری از اصول اربعمائه را گرد آورده بود.(۸) ابوعلی احمد بن محمد بن عمار(م۳۴۶ق) نیز از مشایخ گرانقدر کوفه محسوب می شد که احادیث و اصول بسیاری را روایت می کرد.وی تألیفات متعددی داشت، از آن جمله کتابی درباره ی پدران نبی اکرم و ایمان حضرت ابوطالب می باشد.(۹) گذشته از اینان دانشمندان بنام دیگری هم در این عصر در کوفه می زیستند، مانند احمد بن میثم بن ابی نعیم(م ۲۷۰ق)، احمد بن محمد بن سعید، معروف به ابن عقده(م ۳۳۳ق)، محمد بن حسین بن حفص خثعمی (م۳۱۷ق) و علی بن محمد بن زبیر اسدی (م۳۴۸ق). شهر کوفه با توجه به شرایط و موقعیت خاص سیاسی و اجتماعی خود، دارای جو علمی ناهمگون و غیر یک دستی بود. چنان که اشاره شد، تشیع در ابتدا در قالب سیاسی خود در این شهر بروز کرد و همین ویژگی بود که تأثیر آن همواره در چهره ی اجتماعی و مذهبی این شهر به چشم می خورد. عدم ثبات عقیدتی از خصوصیات بارز کوفیان به شمار می رفت که از قدیم به آن شناخته شده بودند و همین امر موجب گردیده بود تا شهر کوفه جو ناآرامی داشته و از ابتدا محل درگیری های عقیدتی و گرایش های افراطی و تفریطی باشد. بخش عمده گرایش های افراطی و غلوآمیز شیعی، برخاسته از همین شهر بود.(۱۰) این گرایش ها، با سابقه دیرینه ای که در این شهر داشت، همچنان در عصر غیبت نیز مشاهده می شد. در میان عالمان و محدثان کوفی این عصر، به نام کسانی برمی خوریم که به غلو و ارتفاع، متهم و یا مشهور بودند، مانند علی بن احمد کوفی (م۳۵۲ق) که کتاب های بسیاری نیز تألیف کرد(۱۱) و محمد بن علی بن ابراهیم صیرفی که وقتی به قم آمد، به سبب همین امر او را از شهر بیرون راندند.(۱۲) کوفه هم چنین محل پیدایش بسیاری از فرقه های شیعی چون زیدیه و خطابیه و واقفیه و … بود و در عصر غیبت نیز اکثر محدثان و بزرگان زیدی و واقفی و فطحی در کوفه حضور داشتند. به طور مثال علی بن حسن طاطری، از سران بسیار متعصب واقفیه، ساکن کوفه بود و کتاب های متعددی در حمایت از مذهب خود نوشته بود.(۱۳)علی بن حسن بن فضال نیز به داشتن مذهب فطحیه شهرت داشت.(۱۴)این امر موجب ظهور آراء و اندیشه های گوناگون و در نتیجه پیدایش و گسترش علم کلام در این شهر می شد.رواج اندیشه های کلامی و عقلی از ویژگی های بارز حوزه ی علمی کوفه بود و همپای شکل گیری مکتب علمی شیعی در کوفه، اندیشه های کلامی نیز در این شهر رواج و توسعه می یافت، به طوری که تا پایان قرن دوم هجری، کوفه مرکز متکلمان شیعه محسوب می شد و در آستانه ی غیبت صغری، حوزه ی علمی این شهر بیشتر صبغه ی کلامی داشت و بیش از این که جنبه ی فقهی و حدیثی آن مطرح باشد، چهره کلامی آن خودنمایی می کرد.طبقه ی اول متکلمان شیعه در این شهر زیسته بودند و از میانشان شخصیت های ممتازی پدید آمدند.در عصر غیبت نیز علی رغم شکل گیری و توسعه ی مکتب کلامی بغداد، که حوزه ی کوفه را تا حد زیادی تحت الشعاع قرار داد، شخصیت های کلامی متعددی در شهر کوفه ظهور کردند.(۱۵) با این حال حوزه ی کوفه، مکتب فقهی و حدیثی خود را کمابیش حفظ نموده بود و در این عصر نیز راویان و محدثان بسیاری از این شهر برآمدند.از ویژگی های مهم شهر کوفه، که به این وضعیت کمک می کرد وجود منابع کهن حدیثی شیعه بود.بسیاری از راویان و محدثان کوفه، اصول اربعمائه را در اختیار داشتند و از آن ها روایت می نمودند.درباره علی بن محمد بن زبیر(م۳۴۸ق)، که بیش از صد سال عمر کرد، گفته شده که راوی اکثر این اصول بوده است.(۱۶)هم چنین ابوعلی احمد بن محمد بن عمار (م۳۴۶ق)، از مشایخ جلیل القدر کوفه، شمار زیادی از کتب مذکور را در اختیار داشت و از آن ها نقل می نمود.(۱۷)محدثان کوفی روابط گسترده ای با سایر حوزه های علمی شیعه در شهرهای دیگر داشتند که درباره ی آن ها گفتگو خواهد. بدیهی است که در این مرکز علمی، همانند دیگر مراکز، فعالیت های آموزشی در سطح وسیعی صورت می گرفت و این امر در مکان های مختلفی انجام می پذیرفت.به طور معمول مساجد یکی از مهم ترین مراکز آموزشی به شمار می رفتند که در آن ها به دانش پژوهان در سطوح عالی آموزش داده می شد.شهر کوفه مساجد بسیاری داشت که برخی از آن ها در محلات شیعه نشین و یا در اختیار شیعیان بودند.مسجد جامع کوفه، مهم ترین مرکز آموزشی شهر بود که محافل درسی شیعیان نیز در آن برگزار می گردید و شماری از عالمان و محدثان شیعه به منظور تدریس یا تحصیل در آن حضور می یافتند.درباره ی اهمیت و موقعیت علمی شیعیان در این مسجد اخباری در دست است.کشی روایت هایی آورده که همگی از اهمیت این مسجد، به عنوان یکی از مراکز فقه و حدیث شیعه حکایت دارد.(۱۸)حسن بن علی و شاء نیز از حضور شمار زیادی از راویان امام صادق علیه السلام در این مسجد سخن گفته است.(۱۹)این مسجد در عصر غیبت صغری نیز موقعیت علمی و آموزشی خود را کمابیش حفظ کرده بود. از دیگر مساجد قدیمی منسوب به شیعیان در کوفه، دو مسجد زید و صعصعه، پسران صوحان، و از اصحاب امام علی علیه السلام، را می توان نام برد که این دو مسجد هنوز در شهر کوفه باقی هستند.(۲۰)مسجد دیگری در محله ی بنی جعفه، از قبایل شیعه مذهب کوفه قرار داشت که به نام مسجد جعفی مشهور بود.از قبیله ی بنی جعفه شخصیت های ممتازی برآمدند که از آن میان می توان به جابر بن یزید جعفی از اصحاب امام صادق علیه السلام اشاره کرد.هم چنین مساجد دیگری توسط اصحاب ائمه علیهم السلام در کوفه احداث شده بودند، مانند مسجد حسین بن شداد جعفی، از اصحاب امام صادق علیه السلام که در سال ۲۰۳ق درگذشت.(۲۱)و مسجد جعفر بن بشیر بجلی(م۲۰۸ق)، از اصحاب امام رضا علیه السلام که تألیفات بسیاری در ابواب فقهی داشت.این مسجد محل آمد و شد بسیاری از بزرگان و عالمان شیعه بود که به کوفه می آمدند.(۲۲)از دیگر مساجد شیعیان در کوفه، مسجد سمال، منسوب به آل ابی سمال از خاندان های علمی و بنام شهر است که در ارتباط با امام رضا علیه السلام بودند.(۲۳)محمد بن حسن بن صالح همدانی نیز مسجدی در کوفه داشت.او از عالمان و متکلمان ممتاز عصر خود به شمار می رفت که در سال ۱۶۸ق درگذشت.وی زیدی مذهب و صاحب تألیفاتی چند بود.(۲۴)این مساجد اغلب در عصر غیبت صغری دایر بودند و می توان حدس زد که حلقه های درسی و جلسات روایت و املای علمای شیعه در آن ها برگزار شد.آل اعین از خاندان های بنام شیعه در کوفه نیز در محلات خاص خود مساجدی داشتند که مرکز فعالیت های علمی و آموزشی بود.(۲۵) قم قم نخستین شهر در ایران بود که با مهاجرت گروهی از شیعیان کوفه به آن جا، پذیرای مذهب تشیع شد.شیعیان قم از همان آغاز، ارتباط نزدیکی با ائمه علیهم السلام داشتند و نام بسیاری از ایشان در زمره ی راویان، محدثان و اصحاب ائمه علیهم السلام ذکر شده است.با گسترش تشیع در قم و افزایش ارتباط علمای آن دیار با ائمه، این شهر به صورت یکی از مراکز علمی شیعه درآمد، به طوری که شماری از عالمان ممتاز و راویان بزرگواری که به طور مستقیم احادیث را از ائمه ی علیهم السلام دریافت می کردند، در قم می زیستند.نقش اساسی عالمان قم در حفظ و اشاعه ی دین، به گونه ای بود که در روایتی آمده است:«اگر اهل قم نبودند دین از بین رفته بود».(26) روابط عالمان قم با ائمه علیهم السلام تا عصر غیبت ادامه یافت و در طی دوران غیبت صغری نیز روابط نزدیکی با نائبان خاص امام علیه السلام داشتند.پیوند علمی این شهر با امامان و نائبان امام دوازدهم موجب شد تا علوم اهل بیت علیهم السلام در آن به طور گسترده انتشار یابد و شهر قم موقعیت ممتاز و برتری در بین شهرهای شیعی و مراکز علمی تشیع به دست آورد.آن چه که این موقعیت را بیشتر تحکیم می بخشید، مهاجرت شماری از عالمان و اندیشمندان شیعه از دیگر مراکز علمی به این شهر بود.(۲۷)بدین ترتیب قم در عصر غیبت صغری مرکز اصلی حفظ احادیث اهل بیت و نقل و انتقال آن ها گردید.شهر قم از نظر عقیدتی یک دست بوده، تابعیت تک تک ائمه علیهم السلام را پذیرفته بود و در عصر غیبت نیز پیوند خود را با نائبان خاص امام دوازدهم حفظ کرد.عالمان قم به شدت با مظاهر انحراف و افراطی گری مقابله می نمودند، به طوری که در آستانه ی غیبت صغری، حرکت گسترده ای از طرف علمای قم در این جهت صورت گرفت.آنان نسبت به هر گونه حرکت انحرافی و اندیشه ی نادرست واکنش نشان داده و به شدت با آن برخورد می کردند، تا آن جا که تعدادی از راویان و محدثان، که گاه چهره های برجسته و ممتازی در میان آن ها دیده می شد، مورد قدح و طعن آنان قم قرار گرفتند، برای نمونه احمد بن محمد بن خالد برقی (م۲۸۰ق)،راوی موثق و عالم بزرگ قم به جهت نقل برخی از روایات ضعیف، مورد اعتراض علمای قم واقع شد و احمد بن محمد بن عیسی، زعیم دینی شهر، وی را از قم اخراج کرد.التبه پس از چندی که حقیقت امر آشکار گردید و اتهام منسوب به برقی برطرف شد، وی را باز گردانیده و از او دلجویی کرد.(۲۸)همین قضیه برای سهل بن زیاد آدمی نیز پیش آمد؛ احمد بن محمد بن عیسی به غلو و کذب اقوال او شهادت داده او را از قم بیرون راند و از وی اظهار برائت نمود و مردم را از شنیدن روایات او نهی کرد.سهل از قم خارج شد و به ری رفت و در آن جا سکونت گزید.(۲۹)محمد بن اورمه، از دیگر کسانی بود که به غلو متهم گردید و نزدیک بود که به دست مردم قم کشته شود.(۳۰)از جمله کسان دیگری که به جرم عقاید افراطی از شهر اخراج شدند، محمد بن موسی همدانی و حسین بن عبیدالله محرر بودند.(۳۱)جو مقابله با افراطی گری به گونه ای بود که حتی اجازه ی ورود چنین اندیشه هایی را به شهر نمی داد.زمانی که محمد بن علی صیرفی که در کوفه به کذب و غلو شهرت داشت به قم آمد، علمای قم وی را از شهر رانده و اخراج کردند.(۳۲) حتی علمای قم، از نقل روایاتی که بوی غلو می داد نیز خودداری می نمودند.ابن الولید، محدث بزرگ قم، که از مشایخ و استادان شیخ صدوق است، برخی روایات محمد بن حسن صفار، محدث بزرگ کوفی را که در کتاب هایش نقل نموده بود، روایت نمی کرد، زیرا در آن شائبه ی غلو درباره ی ائمه علیهم السلام وجود داشت.(۳۳) این جو علمی قم چنان موقعیت علمی ثابت و معقولی را برای آن پدید آورده بود که می توانست مرجع حل و فصل برخی مشکلات و مسائل علمی باشد، به ویژه در عصر غیبت که عدم حضور امام علیه السلام این امر را محسوس تر می ساخت، تا جایی که گاه نائبان خاص امام علیه السلام، در پاره ای مسائل به رأی و نظر علمای قم توجه می کردند.نقل شده است که حسین بن روح، نائب سوم، کتابی بنام التادیب را نزد گروهی از علمای قم فرستاد و از آن ها خواست تا آن را بررسی کنند و ببینند چه مقدار از مطالب آن با نظر آن ها مخالفت دارد.عالمان قم پس از بررسی کتاب، اظهار داشتند که جز یک مسأله، بقیه ی مطالب کتاب تأیید می گردد.(۳۴)این امر نشان دهنده ی آن است که مکتب علمی قم، مبنای اساسی برای سنجش آراء و اقوال علمی شیعیان محسوب می شد. جو علمی قم کاملا تحت تأثیر مکتب حدیثی و متأثر از محدثان بزرگ شیعه بود، که تعداد کثیری از آن ها در این شهر به سر می بردند.در میان تعداد بی شمار محدثان و فقیهان این شهر در عصر غیبت، حتی به نام یک متکلم و یا عالمی با گرایش های کلامی برنمی خوریم.در این عصر خاندان های علمی قدیمی و علمای برجسته در قم می زیستند.مهم ترین این خاندان ها اشعریان بودند که از چهره های شاخص ایشان می توان به احمد بن محمد بن عیسی(م۲۸۰ق)، محمد بن احمد بن یحیی اشعری(م۲۸۰ق)، سعد بن عبدالله قمی(م۲۹۹ق)و ابوعلی احمد بن ادریس (م۳۰۶ق)اشاره کرد.خاندان برقی از وابستگان و موالیان اشعریان بودند که محدثان و علمای برجسته ای از میان آن ها ظهور نمودند.این خاندان نیز در اصل کوفی بودند که به قم مهاجرت کردند و در قریه ی برق رود سکنی گزیدند و از این رو به نام برقی شهرت یافتند.از شخصیت های برجسته ی این خاندان، احمد بن محمد بن خالد (م۲۸۰ق)و محمد بن عبیدالله برقی، ملقب به ماجیلویه هستند. از دیگر خاندان های علمی قم، خاندان بابویه بودند که از آن میان علی بن حسین بن موسی بن بابویه(م۳۲۹ق)، پدر شیخ صدوق در این عصر می زیست.از سایر علما و محدثان قم باید به محمد بن حسن صفار(م۲۹۰ق)، احمد بن حسن بن الولید(م۳۴۳ق)، عبدالله جعفر حمیری(م۲۹۸ق)و ابن قولویه(م۳۶۲ق)اشاره کرد. پی نوشت : ۱-طوسی، اختیار معرفه الرجال، ش ۴۳۰، ۷۰۵ و ۱۰۵۰. ۲-ابو عمروکشی از قول گروهی از مشایخ شیعه سه گروه از یاران امامان را که از قدر وجلالت بیشتری برخوردار بودند به عنوان فقهای مبرز شیعه یا اصحاب اجماع یاد کرده و گفته است:«همه ی بزرگان شیعه بر صحت آن چه که اینان درست و صحیح دانسته اند اتفاق نظر دارند». (اختیار معرفه الرجال، همان) بدین گونه موقعیت ویژه ای در بین محدثان و راویان برای این سه گروه در نظر گرفته شد که حاکی از موقعیت برتر علمی آنان بوده است. ۳-نجاشی، رجال، ص ۲۸. ۴-رک:رجبی، کوفه و نقش آن، ص ۲۷۸، به نقل از رجال بحر العلوم. ۵-همان، ص ۲۱۹ و نجاشی، همان، ص ۲۶. ۶-طوسی، الغیبه، ص۱۶۳. ۷-همان، ص ۱۶۲ و ابوغالب رازی، رساله ابی غالب، ص۲۲۶. ۸-همو، رجال، ص ۲۳۰. ۹-طوسی، الفهرست، ص۷۰. ۱۰-شهر کوفه محل ظهور و مرکز تجمع غالیان بود.اولین فرقه، گروهی از غلات بودند که در زمان امام علی علیه السلام در این شهر ظهور کردند و سپس در زمان امام صادق علیه السلام خطابیه و مغیریه، پیروان ابن ابی الخطاب و سعید بن مغیره، خطرناک ترین غالیان پدید آمدند. ۱۱-تفرشی، نقد الرجال، ج۴، ص ۲۶۹. ۱۲-نجاشی، همان، ص ۲۶۶. ۱۳-طوسی، همان، ص ۳۹۱. ۱۴-همان، ص ۲۹۲. ۱۵-از آن جمله می توان به احمد بن محمد بن عقده (۳۳۲ه)محدث ومتکلم شهیر این عصر اشاره کرد. ۱۶-همو، رجال، ص۴۳۰. ۱۷-همو، الفهرست، ص۶۲. ۱۸-همو، اختیار معرفه الرجال، ش ۸۳۹ و ۹۸۱. ۱۹-نجاشی، ش۸۰. ۲۰-رجبی، کوفه و نقش آن، ص ۴۳۴. ۲۱-همان، ص ۴۳۵. ۲۲-همان. ۲۳-همان، ص ۴۳۶. ۲۴-همان، ص ۴۳۷. ۲۵-ر.ک:ابوغالب زراری، همان، ص۱۲۷. ۲۶-رک:قمی، تاریخ قم، ص۲۷۸. ۲۷-در این باره به بخش روابط حوزه های علمی نگاه کنید. ۲۸-تفرشی، نقد الرجال، ج۱، ص۱۵۵. ۲۹-همان، ج۲، ص ۳۸۴. ۳۰-نجاشی،رجال، ص ۳۲۹. ۳۱-همان و کشی، رجال، ص ۴۳۲. ۳۲-همان، ص ۳۳۲. ۳۳-نجاشی، همان، ص۳۵۴. ۳۴-طوسی، الغیبه، ص۲۲۷ و ۲۴۰. منبع:کتاب اوضاع سیاسی، اجتماعی و فرهنگی شیعه در غیبت صغری

















هیچ نظری وجود ندارد