خطبه شقشقيه از على × نيست
يكى از مواردى كه حضرت على × در آن به صراحت ادعاى خلافت مىكند، خطبه شقشقيه است. يكى از شبهاتى كه مطرح كردهاند، اين است كه خطبه شقشقيه از حضرت على × نيست. به اين شبهه توجه كنيد:
«اما نقل الناقل عنه انّه قال لقد تقمصها ابن ابى قحافة… فنقول اوّلاً اين اسناد هذاالنقل و انّما يوجد مثل هذا فى كتاب نهجالبلاغه و امثاله و اهل العلم يعلمون ان اكثر خطب هذا الكتاب مفتراة على علىّ و هذا لا يوجد غالبا فى كتاب متقدم و لالها اسناد معروف.»([1])
اما روايتى كه راوى از على × نقل مىكند كه گفته است ابن ابى قحافه خلافت را همانند پيراهنى بر تن كرد… اولاً:ً سند اين روايت كجاست؟ امثال اين سخنان در كتاب نهجالبلاغه و امثال آن يافت مىشود و اهل علم مىدانند كه بيشتر خطبههاى اين كتاب افترا بر على × است و از اين رو غالبا در كتابهاى قبل از نهجالبلاغه يافت نمىشود و اين سخنان اسناد شناخته شدهاى ندارد!
قبل از نقد اين سخن، تذكر اين نكته لازم است كه خطبه شقشقيه خطبه سوم نهجالبلاغه و علت نامگذارى آن كاربرد كلمه شقشقيه در پايان آن از طرف حضرت امير × است.
اين خطبه از نظر محتوا به سه بخش زیر تقسيم مىشود:
الف – بيان جايگاه آن حضرت در رهبرى جامعه اسلامى و غصب آن توسط دیگران؛
ب – نقد كيفيت انتخاب هر سه خليفه و نقد رفتار خلفا و آثار منفى اين دوران در جامعه اسلامى؛
ج – بيان علت پذيرش خلافت و رهبرى جامعه با وجود انحرافهایی كه در اين دوران در جامعه به وجود آمده بود.
نقد
1- در اين كه حضرت على × رفتار خلفا را نقد كرده است، جاى هيچ شك و شبههاى نيست.
2- نقد خلفا و بيان شايستگى نصبى خود براى خلافت به اين خطبه اختصاص ندارد تا با انكار صدور آن از حضرت، مشكل خاتمه يابد. چه در نهجالبلاغه و چه در غير آن، موارد بسیاری از نقد خلفا، يا بیان حقانيت حضرت در رسیدن به خلافت، يافت مىشود كه انكارناپذير است.
3- با كمى بررسى و مطالعه آثار سيد رضى به راحتى روشن مىشود كه اين كلمات از سيدرضى نيست تا آن را ساخته و پرداخته وى بدانيم و بر فرض كه اين خطبه را ساخته سيدرضى بدانیم، با دیگر خطبهها و سخنان حضرت چه كنيم؟
4- اين خطبه در منابع بسيارى نقل شده است كه در بعضى از كلمات با نقل سيدرضى اختلاف دارد. اين مسأله حكايت از آن دارد كه این خطبه ساخته سيدرضى نيست و اين اختلاف در نقل – هم در منابع شيعه و هم در منابع اهل سنت – به چشم میخورد. ابنجوزى مى نویسد:
«خطبة اخرى و تعرف بالشقشقية ذكر صاحب نهجالبلاغه بعضها و اخلّ بالبعض و قداتيت بها مستوفاة اخبرنا…»([2])
خطبه ديگرى كه به خطبه شقشقيه معروف است، صاحب نهجالبلاغه بعضى از اين خطبه را آورده بعضى را نياورده است و من تمام خطبه را آوردهام.
همانطور كه ملاحظه مىكنيد، ابنجوزى تصريح مىكند كه خطبه از حضرت على × است و طريق نقل خودش با طريق نقل سيدرضى فرق دارد. وی آن را از طريق خودش نقل مىكند.
در منابع شيعه اين خطبه در كتب متعدد شیعی – چه قبل و چه بعد از رضى- نقل شده است. به عنوان نمونه شيخ مفيد &، (متوفاى 413 ق) كه استاد سيد رضى است، اين خطبه را نقل مىكند كه با نقل سيدرضى تفاوت دارد.([3])
5- وجود خطبه در متون قبل از سيد رضى هم در منابع اهل سنت و هم در منابع شیعه قابل بررسى است.
خطبه در منابع شيعه:
اين خطبه در منابع متعددى ذكر شده است كه عدهاى نيز بر آن شرح مستقلی نگاشتهاند، ولى ما تنها به ذكر مواردى مىپردازيم كه قبل از سيد رضى وجود داشته است:
1- ابن قبه: وى ابوجعفر محمد بن عبدالرحمن الرازى است كه ابتدا معتزلى و شاگرد ابوالقاسم بلخى بود، بعد از گرايش به تشيع در دفاع از شيعه كتبى مانند «الانصاف فى الامامة» را نوشت.
او اين خطبه را در اين كتاب آورده است. گرچه تاريخ وفات او مشخص نيست، ولى استادش ابوالقاسم بلخى متوفاى 317 ق است كه بايد وفات ابن قبه نيز قبل از به دنيا آمدن سيدرضى باشد.
كتاب «الانصاف في الامامة» اكنون در اختيار ما نيست، ولى شارحان نهجالبلاغه از جمله ابن ابى الحديد معتزلى مىنویسد:
«و وجدت ايضا كثيرا منها فى كتاب ابى جعفر بن قبه احد متكلمى الاماميّة و هو الكتاب المشهور المعروف بكتاب الانصاف و كان ابوجعفر هذا من تلامذة الشيخ ابى القاسم البلخى رحمهالله تعالى و مات فى ذلك العصر قبل ان يكون الرضى رحمه اللّه تعالى موجودا.»([4])
بسيارى از آن خطبه را در كتاب ابوجعفر ابن قبه، يكى از متكلمان اماميه، يافتم و نام آن كتاب «الانصاف» است كه كتابى مشهور و معروف است. ابن قبه شاگرد ابوالقاسم بلخى است و در همان عصر و قبل از آن كه سيد رضى به دنیا بیاید، از دنيا رفته است.
2- ابن بابويه: محمد بن على بن الحسين مشهور به شيخ صدوق (متوفاى 381 ق) است حداقل در دو کتاب «علل الشرايع» و «معانى الاخبار» اين خطبه را نقل مىكند.
در هر دو كتاب مىنويسد، از حسن بن عبدالله بن سعيد العسكرى خواستم اين خطبه را برايم تفسير كند و او نیز تفسير كرد.([5])
3- محمد بن محمد بن النعمان مشهور به شيخ مفيد (متوفاى 413 ق) و استاد سيدرضى در كتاب الارشاد این خطبه را نقل كرده است.([6])
با توجه به اين كه نقل او با نقل سيد رضى در بعضى از كلمات متفاوت است، حكايت از آن دارد كه اينان از دو طريق جداگانه نقل كردهاند.
4- ابن ميثم، وی كمال الدين ميثم بن على بن ميثم البحرانى، شارح نهجالبلاغه است. گرچه وفات او بعد از سيدرضى است، ولى درباره سند اين خطبه مىنويسد:
«و قد وجدتها فى موضعين تاريخهما قبل مولد الرضى بمدة.»([7])
اين خطبه را در دو جا يافتم كه تاريخ آن دو كتاب سالها قبل از تولد سید رضى است.
خطبه در منابع اهل سنت
1- شيخ ابوالقاسم بلخى (متوفاى 317 ق)، وی از رهبران مهم معتزله است که اين خطبه را نقل كرده است.
ابن ابى الحديد در اينباره مىنويسد:
«و قد وجدت انا كثيرا من هذه الخطبة فى تصانيف شيخنا ابى القاسم البلخى امام البغداديين من المعتزله و كان فى دولة المقتدر قبل ان يخلق الرضى بمدّة طويله.»([8])
من بخش زیادی از اين خطبه را در نوشتههاى پيشوايمان ابوالقاسم بلخى، – كه رهبر معتزليان بغداد در عصر مقتدر عباسى بود و فاصله آن تا تولد رضى بسيار زياد است – يافتهام.
2- ابن خشاب: وی مصدق بن شبيب و از دانشمندان اهلسنت است. وی مىنویسد:
اين خطبه را براى استادم ابن خشاب خواندم و چون شوخ طبع بود در نقد حرف ابن عباس سخنى گفت. به او گفتم:
«اتقول انها منحوله! فقال: لا و اللّه و انى لا علم انها كلامه كما اعلم انّك مصدق. قال: فقلت له ان كثيرا من الناس يقولون آنهامن كلام الرضى رحمه اللّه تعالى. فقال: انّى للرضى و لغير الرضى هذا النفس و هذا الاسلوب: قد و قفا على رسائل الرضى و عرفنا طريقته و فنّه فىالكلام المنثور، ثم قال: و اللّه لقد وقفت على هذه الخطبة فى كتب صنّفت قبل ان يخلق الرضى بمائتى سنة و لقد و جدتها مسطورة بخطوط اعرفها و اعرف خطوط من هو من العلماء و اهل الادب قبل ان يخلق النقيب ابو احمد والد الرضى.»([9])
آيا معتقدى كه اين خطبه ساخته سید رضى است؟
گفت: نه به خدا قسم. همان طور كه مىدانم تو مصدق بن شبيب هستى، مىدانم كه اين خطبه كلام على × است.
گفتم: ولى بسيارى از مردم براين باورند كه اين كلام مرحوم سید رضى است؟
گفت: رضى و غير رضى كجا مىتوانند چنين كلام و چنين روشى را ايجاد كنند! ما با نثر رضى و روش او در رسائلش آشنا هستيم. به خدا قسم! من اين خطبه را در كتابهايى يافتهام كه دويست سال قبل از تولد رضى تأليف شدهاند. من اين خطبه را با خطوطى يافتهام كه با خط مىدانم اين خط چه عالم و چه اديبی است، عالمانى كه قبل از ابواحمد پدر رضى مىزيستهاند.
همان طور كه ملاحظه مىكنيد، «ابن خشاب» تاريخ اين نوشتهها را به دويست سال قبل از تولد سید رضى مىرساند.
3- قاضى عبدالجبار معتزلى: وی برجستهترين متكلم معتزلى، (متوفاى 415ق) است. گرچه وفات او نزديك به وفات رضى است، ولى قطعا مستند او كلام رضى نيست؛ زيرا در اصل صدور خطبه از امام ترديد نمىكند، بلكه درصدد توجيه اولويت شخصى برمىآيد.([10])
4- احمد بن محمد بن عبد ربه اندلسى: وی دانشمند مشهور اهلسنت (متوفاى 328 ق) است. به شهادت چند نفر از جمله مرحوم مجلسى اين خطبه در جلد چهارم عقدالفريد آمده است،([11]) ولى تا آنجا كه ما تحقيق كرديم خطبه شقشقيه در اين كتاب نيست، بلكه همان نقد خلفا است که به بيان ديگرى آمده است.([12])
بايد توجه داشت كه حذف و تحريف حقايق تاريخى و احاديثى كه با جريانهاى فكرى عدهاى سازگار نبوده است، در كتابهاى اهلسنت فراوان است كه نمونهاش را در استناد حضرت به آيات قرآن در اولويت نصبى خود بيان كرديم.
گذشته از كتبى كه تمام خطبه يا بخشى از خطبه را آوردهاند، در بسيارى از كتب لغت بعضى از لغات خطبه مثل شقشقيه را تفسير كرده و همه گفتهاند كه اين كلمه در خطبه على × – كه با همين نام ناميده مىشود – آمده است.([13])
بر اين اساس با توجه به اسناد موجود در بين اهلسنت و شيعه – چه قبل از تولد سيدرضى & و چه بعد از آن – در كتب تاريخى، حديثى، لغوى و… نمىتوان در صدور خطبه شقشقيه از حضرت امير × خدشه وارد كرد.
([1]) منهاج السنة، ج 7، ص 86؛ التفسير، القاسمى، ج 13، ص 254.
([4]) شرح نهجالبلاغه، ابن ابى الحديد، ج 1، ص 206.
([5]) علل الشرايع، ج 1، ص150؛ معانى الاخبار، ص 360.
([7]) شرح نهجالبلاغه، ابن ميثم، ج 1، ص 251.
([8]) شرح نهجالبلاغه، ابن ابى الحديد، ج 1، ص 205.
([10]) المغنى فى ابواب التوحيد و العدل، ج 20، ص 295.
([11]) بحارالانوار، ج 29، ص 506.
([12]) العقد الفريد، ج 4، ص 157.
([13]) النهاية، ج 2، ص 490؛ مجمع الامثال، ج 1، ص 369؛ القاموس، ج 3، ص 251؛ لسانالعرب، ماده مشقشق.
















هیچ نظری وجود ندارد