خلافت القاهر بالله
القاهر بالله در سال 320 هجري قمري، بعد از «مقتدر» بر مسند خلافت نشست و فرزندان مقتدر را دستگير کرد و مورد شکنجه قرار داد و يکي از برادرزادههاي خود را در اتاقي زنداني نمود و درب آن را با گچ و آجر مسدود کرد تا در آنجا بميرد.([1]) وي نيز قرباني ترکها شد، در سال 322 هجري قمري او را از خلافت خلع کردند و به چشمش ميل کشيدند، ولي تا زمان خلافت «المطيع» با چشمان کور زنده بود.
دميري مينويسد: اين خليفه روزهاي جمعه مانند ساير گدايان در جامع منصور در بغداد گدايي ميکرد و ميگفت:
ايها الناس تصدقوا علي بالامس کنت امير المؤمنين و أنا اليوم من فقراء المسلمين فسئلت عنه فقيل لي انه القاهر بالله.
من ديروز امير شما بودم و امروز فقير شما هستم، ناقل قضيه ميگويد: درباره او سؤال کردم (که او کيست؟) اين شخص کيست؟ گفته شد: القاهر بالله خليفه عباسي!([2])
بيعت با وي در روز پنج شنبه دو روز مانده از ماه شوال سال سيصد و بيست انجام گرفت. سپس در روز چهارشنبه پنجم جمادي الاول سال سيصد و بيست و دو خلع شد، خلافتش يک سال و شش ماه و شش روز بود، کنية او «ابومنصور» و مادرش يک کنيز بود.([3])
[1]. دانستنیهای سودمند از مکتب خلافت و ولایت، سید جواد میر عظیمی، ص130.
[2]. عماد زاده، حسین، تاریخ مفصل اسلام، ص463.
[3]. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ج 2، تحقیق و ترجمه بهراد جعفری، ص963.
















هیچ نظری وجود ندارد