در دوران جاهلیت، به سردمداران و حاکمان و امیرانی سفاک و شهوت پرست بر میخوریم که صحنه های شرم انگیز و حرص سیری ناپذیر و نفرتآور حکومتشان موی بر اندام هر انسان آزادهای راست میکند اما با ظهور اسلام و تحت تربیت مقدس نبوی به یکباره شکوه و جلال و صفا و انسانیت پسر ابوطالب چشم دل ما را روشن، جانمان را ملتهب و قلبمان را صیقل میدهد؛ براستی اگر تاریخ عالم چنین مشعل فروزانی نداشت همهی اوراقش سیاه بود، مگر در تاریخ عرب جاهلیت به جز رذالت و ظلم و صحنه های هول انگیز دیوسیرتان چیزی دیگری سراغ داریم ؟
این امام علی (ع)است که در عصر ظلمت و جاهلیت جلوه میکند و آفاق را روشن میسازد:
آفاق را ز نور، منور کند علی (ع) بی جبرئیل، کار پیمبر کند علی (ع)
این مرد بزرگ و قبله ی عارفان برای حفظ کلمه ی توحید و اعتلای نام پیامبرش، بیست و پنج سال زبان در کام، شمشیر در نیام، استخوان در گلو و خار در چشم در خانه نشست و هر آنچه صبر و حلم بود در مقابل استواریش رنگ باخت .
کسانی که می گویند : چرا شمشیر نکشید و جوی خون به راه نینداخت و حق را نستاند، باید بدانند که «اجتهاد در مقابل نصّ میکنند». اگر اسلام امروزه و پس از یکهزار و چهار صد سال هست، به حتم مدیون گذشت و استواری و فداکاری ولی الله الأعظم علی بن ابیطالب(ع)است.
امام علی(ع) مظهر مظلومیت در طول تاریخ است، یک تنه در مقابل ناکثین و قاسطین و مارقین و همه کسانی که میخواستند نهال نورس اسلام را به نحوی کج کرده و بشکنند، ایستاد و در این راه خود قربانی شد و خون پاکش این نهال نورس را آبیاری کرد،
جز قاتل شقی تو، ای شیر کردگار کافر کسی ندید که شق القمر کند
امام علی(ع) به اعتراف دوست و دشمن و به شهادت تاریخ، انسانی کامل و آراسته به تمام کمالات و نمونهی کاملی از آئین و پیروان نبی اکرم(ص) است و در این وادی عقول کاروان بشری حیران این پدیدهی خلقتند.
کدام عابدی را در تمام طول تاریخ سراغ دارید که این چنین در معبود خود ذوب شده باشد ، آن چنان که خود فرمود: اگر حجابها برداشته شود، بر یقین من افزوده نخواهد شد؛ «لوکُشف الغطاء ما ازددتُ یقینا»
امام علی (ع)، کل جهان هستی را با پشیزی سودا نکرد، او مقام خلافت را کم ارزشتر از آب دماغ بُزی می دانست و میفرمود :
اگر برای گرفتن حق مظلومی از ظالمی نبود ، افسار شتر خلافت را به گردنش میانداختم و او را به حال خود وا میگذاشتم.
امیرمؤمنان همان رمز أبدی و سرّ مکتومی است که در برابر حقیقت خود چشم تمامی بشریت را در همیشه تاریخ خیره کرده و ارواح و عقول بشری را به حیرت وا داشته است.
این شاهکار خلقت ، بلندی همت، پاکی دامان، مهربانی و عطوفت، بزرگی روح، قدرت بی پایان، شرافت و انسانیت، استغنای طبع و هر آنچه از زیباییها در قاموس بشری است، یکجا در وجود خود جمع کرده است که بجز نبی اکرم(ص) در کفّه ی هیچ ترازویی برابر قرار نمیگیرد.
به نظر میرسد که پس از حدود یک هزار و چهارصد سال، غیر از خدای علی(ع) و نبی اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) هنوز کسی به کُنه ذات مولای متقیان و شمع محفل عارفان پی نبرده است ، صفات عالیه ی انسانی و خُلقیات والای ملکوتی او چشم تمامی جهانیان را خیره کرده است و درک واقعی این مرد نامتناهی بر همه ی آدمیان نا ممکن است.
مکتب امام علی (ع) مرز نمیشناسد و قومیت و ملیت برای او مطرح نیست، مکتبی است که والایی و کرامت انسان در آن تجلی کرده است. چنین مکتبی برای همهی انساها و همیشه تاریخ است و به همین دلیل نویسندگان از ادیان و مذاهب دیگر در شناخت امام علی(ع) کتاب و رساله نوشتهاند و محو و مبهوت شیر خدا شده اند. امام علی (ع) اولین مسلمان و تنها وارث علوم پیامبر اسلام(ص) و در جوانمردی و عدالت ضرب المثل بود.
هرگز از مرگ نترسید حتی زمانی که شمشیر ابن ملجم بر فرق مبارکش در محراب عبادت فرود آمد ، فرمود : قسم به پروردگار کعبه که رستگار شدم ؛ فزت و رب الکعبه .
اما علی (ع) وجدان بیدار اجتماع و زبان گویای مردم بود ؛او تنها کسی بود که در مقابل قلدران و جباران و منافقان زمان یک تنه و مردانه ایستاد و حرف حق را بدون هیچ واهمهای به گوش مردم مظلوم رسانید و از خطا و خلاف جلوگیری کرد و اجازه نداد دین محمدی(ص) را عدهای فرصت طلب لکهدار کنند .
در همیشه تاریخ بزرگان و قهرمانان در معرض حُب و بُغض مردم هستند و تنها شخصیتی که دو قطب موافق و مخالفش تا سر حد الوهیت و کفر از هم دور هستند، امیرمومنان علی(ع) است.
شگفت اینکه جدال و تصادم افکار عمومی درباره او تا حدی است که یک دسته خدایش میخوانند و دستهای دیگر کافرش میدانند؛
نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را
خودش چه زیبا فرمود:
قومی از افراط در محبت من و جمعی از تندروی در دشمنی من به آتش قهر الهی خواهند سوخت.
جماعت غلات به حدی در عشق علی(ع) تند رفتهاند که او را خدا دانسته و پرستیده اند و خوارج نهروان به طور علنی او را کافر خواندند و سلسله ننگین اموی (بنی امیه) در منابر و محافل دشنامش دادند.
امام علی(ع) مطلع دیوان شرافت و فضیلت و آزادی و آزادگی است.
پیامبر اکرم(ص) از ابوذر غفاری پرسید: علی بن ابیطالب را چقدر میشناسی ؟
ابوذر غفاری عرض کرد: یا رسول الله مولایم علی بن ابیطالب را همین قدر میشناسم که او جانشین، پسرعمو و داماد شماست. رسول خد(ص) فرمود: ای اباذر! میخواهی فضیلتی از فضایل علی بن ابیطالب (ع) را برایت بگویم.
ابوذر غفاری عرض کرد: یا رسول الله… من افتخار میکنم تا فضایل مولایم علی بن ابیطالب را بشنوم.
پیامبر رحمت فرمود: شبی که به معراج رفتم، جمع کثیری از فرشتگان و ملائک اطراف من جمع شدند به آنها گفتم: ای فرشتگان، آیا حاجت و درخواستی از من پیامبر دارید؟
آنها گفتند: بلی یا رسول الله ما از شما میخواهیم وقتی به زمین برگشتی سلام ما را به علی بن ابیطالب(ع) برسان و به او بگو فرشتگان میگویند دلمان برای دیدنت تنگ شده است؛
یا رسول الله اذا رجعت الی الارض فاقرأ علیا منا السلام … و قد طال شوقنا الی رؤیته
(القطره ، آیه ا… سید احمد مستبنط& فضایل امام علی )
یا علی! آنچه گفتیم به وصف تو به جایی نرسید خامُشی در صفت توست به از گویایی
منبع : نشریه شیعه شناسی ، شماره۱۲

















هیچ نظری وجود ندارد