1 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

در سايه هادى امت

0
SHARES
1
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

امام هادى عليه السلام فرزند امام جوادعليه السلام در 15 ذيحجه سال 212 ه.ق در «صريا» (1) -روستاى نزديک مدينه- به دنيا آمد. (2) و درسوم رجب سال 254 در سن 41 سالگى درشهر «سامرا» (3) بر اثر زهرى که با دسيسه «معتز» (سيزدهمين خليفه عباسي) توسط «معتمد عباسى » برادر زاده «معتز» به آن حضرت خورانده شد، به شهادت رسيد، و درمنزل خودش در «سامرا» واقع در شمال عراق،مدفون گرديد. (4) و تا امروز زيارتگاه دوستداران اهل بيت پيامبرصلى الله عليه وآله مى باشد.نام مادر آن حضرت، سمانه، (5) کنيه اش،اباالحسن، مشهورترين القاب وى هاى و نقى است. (6)امام هادى عليه السلام بعد از شهادت پدربزرگوارش امام جوادعليه السلام در سال 220 ه .ق در سن شت سالگى به امامت رسيد. در اين مدت سى و سه سال امامتش با شش تن ازطاغوت هاى عباسى رو به رو بود:1 – معتصم عباسى، در بقيه حکومت او،حدود هفت سال.2 – واثق پسر معتصم، پنج سال و هفت ماه.3 – متوکل برادر واثق، چهارده سال.4 – منتصر پسر متوکل، شش ماه.5 – مستعين پسرعموى منتصر، شش سال و نه ماه.6 – معتز پسرديگر متوکل، حدوددوسال. (7)
موضعگيرى هاى امام هادى عليه السلام
امام هادى عليه السلام مثل اجداد طاهرينش، درمقابل زورگويان و خلفاى بنى عباس، هرگز تسليم نشد و هيچ گاه آن ها را تاييد نکرد، بلکه با کنايه وگاهى آشکار، آن ها را طاغوت و ظالم معرفى نمود.وى نسبت به دوستان و شيعيان نيز – که تعدادشان در آن زمان کم نبود.- حضورا يا به وسيله وکلاى خود با آن ها در ارتباط بود. و با ظرافتى خاص،مشکلات شرعى و اقتصادى آن ها را حل مى کرد.احمدبن محمدبن عيسى نامه امام هادى عليه السلام به موالى بغداد، مدائن و عراق را – که توسط «ابن راشد» براى آن ها فرستاده شد.- چنين نقل مى کند:«… من «ابوعلى بن راشد» را به منصب «على بن الحسين بن عبدربه » و وکلاى قبلى خود برگزيدم. اونزد من به منزله على بن الحسين بن عبدربه است. وهمان اختياراتى را که نمايندگان سابق من داشتند، او نيز دارد، تا حق مرا دريافت کند… شمانيز براى پرداخت وجوهات نزد او رويد و روابط خودرا با وى تيره نسازيد… اطاعت از او، اطاعت ازمن وعصيان از دستورات او، عصيان از من است…» (8)
رفتار حکام بنى عباس
زمامداران حکومت عباسى، با آن که دچارضعف و مشکلات داخلى فراوانى بودند، وخوشگذرانى و عياشى، آنان را از انجام کارهاى مهم باز مى داشت، ليکن هيچگاه ازعلويان و حرکت هاى آنان، حتى در دورترين نقاط کشور پهناور اسلامى غافل نبودند.در اين ميان متوکل عباسى نسبت به آنان از همه سرسخت تر و کينه توزتر بود.ابوالفرج اصفهانى مى نويسد: «متوکل نسبت به فرزندان ابوطالب خيلى بدرفتارى مى کرد و با خشونت و تندى با آنان برخوردمى نمود. و کينه سختى از آن ها بردل داشت وپيوسته نسبت به آنان بدگمان بود و آن ها رامتهم مى کرد… کار بدرفتارى متوکل نسبت به علويان در حدى بود که هيچ يک از خلفاى بنى عباس با آنان چنين رفتارى نکرده بودند.» (9)ابراهيم بن مدبر مى گويد: «محمدبن بن صالح علوى از من خواست تا دختر عيسى بن موسى يا خواهرش را… براى او خواستگارى کنم، چون نزد پدر دختر رفتم و موضوع را با اودر ميان گذاشتم، نپذيرفت و در پاسخ من گفت: به خدا قسم، موافقت نکردن من با اين ازدواج، نه به خاطر آن است که کسى راشريفتر و مشهورتر از محمدبن صالح، سراغ دارم; بلکه بدان خاطر است که از متوکل وفرزندان او، بر جان و مالم بيم دارم…» (10)
تقيه يا مبارزه مخفى
يکى از شيوه هاى مبارزاتى ائمه معصومين عليهم السلام و تربيت شدگان مکتب اهل بيت عليهم السلام با دشمنان اسلام، در عصرخفقان، شيوه «تقيه » يا مبارزه مخفى است.«تقيه » از جمله عناوين و برنامه هايى است که گاهى مورد سوء استفاده و بد فهمى قرارمى گيرد. علت آن هم، جدا ساختن «تقيه »ازمعناى واقعى وهدف اصلى آن است.«تقيه » در حقيقت يک دستورالعمل سياسى است که نوعى پنهانکارى به شمارمى آيد و اهداف زير را دنبال مى کند:الف: حفظ نيروهاى مؤمن از متلاشى شدن به دست ناصالحان.ب: هدر نرفتن توان عناصر مؤمن درراههاى کم ثمر و ذخيره سازى آن ها براى شرايط حساس و سرنوشت ساز.ج: حفظ اسرار و خط مشى ها و برنامه ها ازقرارگرفتن در اختيار دشمن.د: جاى دادن عناصر مؤمن در تشکيلات دشمن به منظور بهره گيرى از قدرت وامکانات دشمن عليه خودش.اين ها نکاتى است که از لابه لاى روايات تقيه به دست مى آيد. و با توجه به اين نکات،اهميت و نقش آن در حفظ نظام تفکر شيعى و جامعه شيعيان دانسته مى شود. (11)امام باقرعليه السلام مى فرمايد: «تقيه از برنامه هاى دين من و پدران من است و کسى که به وظيفه تقيه عمل نکند، ايمان ندارد.» (12)امام صادق عليه السلام مى فرمايد: «پدرم هماره اين نکته را يادآور مى شد که هيچ چيز به اندازه «تقيه » چشم مرا روشن نمى سازد. زيرا«تقيه » سپر مؤمن است.» (13)اين که امام صادق عليه السلام «تقيه » را سپرمؤمن مى داند، يعنى مؤمنى که درحال مبارزه است، براى قاومت بيشتر در مقابل دشمن،احتياج به سپر دارد. نه اين که «تقيه » بهانه اى باشد براى گوشه گيرى و ترک مبارزه بلکه «تقيه » يعنى فعاليت برعليه دشمن به طورمخفيانه و دور از چشم دشمن.امام هادى عليه السلام به شخصى به نام «داود»مى فرمايد: «اگر بگويى تارک تقيه مثل تارک نماز است، راست گفته اي.»و در روايت ديگر مى فرمايد: … امام صادق عليه السلام فرمود: «از مانيست کسى که تقيه را لازم نداندو ما را از مردم پست حفظ نکند.» (14)در زمان اختناق بنى عباس با اين که ائمه معصومين عليهم السلام در تنگنا و فشار شديدى بودند،هيچگاه دست از مبارزه با دشمنان برنداشتندالبته گونه اى که حرکت و مبارزه آن ها، تا حد امکان دور از چشم حکام جور و جاسوسان آن ها بود.
در مدينه
امام هادى عليه السلام در مدينه از چنان موقعيت و محبوبيتى برخوردار بود که فرماندار آن شهر قدرت موضعگيرى عليه آن حضرت وتحميل امرى بر او را نداشت. ولى آن حضرت بسيار سعى مى کرد تا فعاليت هايش دور ازچشم عاملان حکومت باشد و تمام برنامه هايش را به صورت سرى انجام دهد.محمدبن شرف مى گويد: همراه امام هادى عليه السلام در مدينه راه مى رفتم. امام عليه السلام فرمود: «آيا تو پسر «شرف » هستي؟» عرض کردم: «آري.» آنگاه خواستم از حضرت پرسشى کنم. امام عليه السلام از من پيشى گرفت وفرمود: «ما در حال عبور از شاهراه هستيم واين محل براى طرح سؤال مناسب نيست.» (15)درعين حال رفت و آمدهاى فراوان مردم ازنقاط دور و نزديک به خانه امام عليه السلام، نفوذ ومحبوبيت آن حضرت در ميان قشرهاى مختلف مردم از ديد عمال حکومت عباسى پنهان نبود. و همين امر سبب شد تا آنان ازناحيه امام عليه السلام احساس خطر کرده، وجود او رادر «مدينه » به زيان حکومت بدانند.بريحه عباسى که حاکم و متصدى نماز «مکه » و«مدينه » بود، طى نامه اى به «متوکل » نوشت:«اگر تو را به حرمين (مکه و مدينه) نيازى هست، «على بن محمد» را از اين دو شهربيرون کن; زيرا او مردم را به سوى خودخوانده است و گروه زيادى دعوتش راپذيرفته اند.» (16)بدين سبب متوکل برآن شد که امام هادى عليه السلام را از مدينه به مرکز خلافت بياورد ومحدوديتها و مراقبت هاى بيشترى را در موردوى اعمال کند.
تبعيد به سامرا
يحيى بن هرثمه با در دست داشتن نامه متوکل و ماموريت بررسى و ارزيابى اوضاع سياسى «مدينه » و بازرسى منزل امام عليه السلام واحضار او به «سامرا»، وارد مدينه شد.وقتى مردم مدينه از ورود هرثمه وماموريت او آگاه شدند، فرياد اعتراض برآورده،شيون و ناله سردادند، به گونه اى که خودهرثمه مى گويد: «من تا آن روز آن چنان ضجه و ناله اى نشنيده بودم.» (17)امام هادى عليه السلام على رغم برخوردارى ازپايگاه مردمى در «مدينه »، مخالفت علنى وموضعگيرى آشکار عليه دستگاه خلافت رامصلحت نديد. بلکه همان سياست مبارزه مخفى (تقيه) که روش پدر و جد بزرگوارشان بود، را دنبال نمود.امام هادى عليه السلام سه روز پس از دريافت نامه متوکل، همراه فرزند خردسالش امام حسن عليه السلام وديگر اعضاء خانواده با اتفاق يحيى بن هرثمه مدينه را به مقصد سامرا ترک کردند. در بين راه حوادثى رخ داد و کرامات و معجزاتى از آن حضرت ديده شدکه در تاريخ ثبت است. (18)نکته مهم و در خورتوجه، خط مشى عملى امام عليه السلام در برابر مامور ويژه متوکل در طول سفر است. بدون شک يکى از ماموريت هاى مهم يحيى بن هرثمه گزارش چگونگى برخورد امام عليه السلام با نامه و خواسته متوکل وهمچنين رفتار و حرکات آن حضرت با ماموران حکومتى و افراد مختلف ديگر در طول سفر بود.ولى امام عليه السلام با سياست مبارزه مخفى خود(تقيه) آن چنان حساب شده و با دقت مسائل را دنبال کرد که نه تنها بهانه اى به دست دشمن نداد، بلکه به گونه اى رفتار کرد که پيک ويژه متوکل اعتراف نمود: «سوگند به خدا، جز خوبى چيزى از او سراغ ندارم.» (19)
در سامرا
متوکل عباسى در ادامه سياست کينه توزانه اش نسبت به خاندان پيامبرصلى الله عليه وآله وتحقير آنان، هنگام ورود امام هادى عليه السلام به «سامرا»، خود را به آن حضرت نشان نداد ودستور داد امام عليه السلام را در کاروانسراى ويژه گدايان و مستمندان که به «خان الصعاليک »معروف بود، فرود آورند. (20)پس از گذشت يک روز از توقف امام عليه السلام در«خان الصعاليک » آن حضرت را به دستورمتوکل به خانه اى که از قبل براى او در نظرگرفته شده بود، منتقل کردند.از آن جا که هدف متوکل ازاحضار امام عليه السلام به «سامرا»، تحت نظر گرفتن و دورنگهداشتن آن حضرت از فعاليت هاى اجتماعى و فرهنگى بود،طبعا منزلى که براى آن بزرگوار در نظر گرفته بودند،متناسب با هدف ياد شده بود.از بيان شيخ صدوق برمى آيد که منزل يادشده در اردوگاه و محله ويژه نظاميان عباسى بود و به همين جهت به آن حضرت نيز مانندفرزندش امام حسن عليه السلام، «عسکرى »مى گفتند. خانه ياد شده براى امام عليه السلام درحقيقت حکم زندان را داشت. چون که ازسوى متوکل جاسوسانى تحت عنوان دربان وخدمتکار براى آن حضرت گمارده بود که تمامى حرکت ها و ارتباطهاى امام عليه السلام راکنترل و گزارش مى کردند و مانع رفت و آمدشيعيان به خانه آن حضرت مى شدند. (21)شيخ مفيد مى نويسد: «پس از انتقال امام هادى عليه السلام به «سامرا»، متوکل در ظاهر نسبت به آن حضرت احترام واکرام مى کرد ولى درعمل در صدد توطئه و نيرنگ بر ضد آن حضرت بود.» (22)اما توطئه هاى متوکل نسبت به امام هادى عليه السلام يکى پس از ديگرى با شکست مواجه مى شد و هر روز که برزندگى حضرت هادى عليه السلام مى گذشت ابعاد وجودى و چهره الهى و ملکوتى آن گرامى، در ميان مردم وحتى درباريان تجلى بيشترى پيدا مى کرد وهمين امر، خشم و کينه متوکل را نسبت به آن حضرت افزون تر مى کرد; به گونه اى که وجودامام عليه السلام براى وى غير قابل تحمل شد وتصميم گرفت آن حضرت را به قتل برساند.ابن اورمه مى گويد: در روزگار متوکل به «سامرا» رفته و بر «سعيد حاجب » وارد شدم; واين در وقتى بود که متوکل «ابوالحسن عليه السلام » رابه او سپرده بود تا او را بکشد. سعيد رو به من کرد و (از روى تمسخر و استهزا) گفت:- آيا دوست دارى خداى خود را ببيني؟- سبحان الله! خدا که با چشم ديده نمى شود!- منظورم کسى است که شما او را امام مى دانيد.- بى ميل نيستم.- ماموريت يافته ام او را بکشم و فردا اين کاررا خواهم کرد; هم اکنون پستچى آن جاست;وقتى بيرون آمد، نزد او برو.وقتى پستچى بيرون آمد وارد اتاقى شدم که آن حضرت زندانى بود; ديدم قبرى درپيش روى امام عليه السلام کنده شده است. سلام کردم و سخت گريستم. امام عليه السلام از علت گريه ام پرسيد، عرض کردم:- براى آنچه مى بينم. فرمود:- براى اين موضوع گريه مکن; زيرا آنان به مقصودشان نمى رسند. سپس فرمود: «دو روزبيشتر طول نمى کشد که خداوند خون او ويارانش را که ديدى خواهد ريخت.»سوگند به خدا، دو روز بعد، متوکل کشته شد. (23)
ارتباط با شيعيان
امام على النقى عليه السلام در برقرارى ارتباط باشيعيان – که در شهرها و مناطق گوناگون و دورو نزديک سکونت داشتند.- ناگزير همين روش را رعايت مى کرد و وجوه وهدايا ونذرهاى ارسالى از طرف آن ها را با نهايت پنهانکارى دريافت مى کرد.«محمدبن داود قمى » و «محمد طلحى » نقل مى کنند: اموالى از قم و اطراف آن که شامل «خمس » و نذور وهدايا و جواهرات بود، براى امام ابوالحسن هادى عليه السلام حمل مى کرديم. درراه پيک امام رسيد و به ما خبر داد که بازگرديم; زيرا موقعيت براى تحويل اين اموال مناسب نيست. ما بازگشتيم و آن چه نزدمان بود، همچنان نگه داشتيم تا آن که پس ازمدتى امام دستور داد اموال را بر شترانى که فرستاده بود، بارکنيم و آن ها را بدون ساربان به سوى او روانه کنيم. ما اموال را به همين کيفيت حمل کرديم و فرستاديم. بعد از مدتى که به حضور امام رسيديم، فرمود: «به اموالى که فرستاده ايد، بنگريد!» ديديم درخانه امام،اموال به همان حال محفوظ است. (24)گرچه روشن نيست که اين جريان در زمان اقامت امام عليه السلام در مدينه اتفاق افتاده يا درسامرا; اما در هرحال نمونه بارزى ازارتباطهاى محرمانه و دور از ديد جاسوسان دربار خلافت عباسى به شمار مى رود. (25)
——————————————–پى نوشت ها :

1 – در المناقب، ابن شهر آشوب، ج 4، ص 382، آمده است که «صريا» قريه اى است که امام موسى بن جعفر(ع) در فاصله 3 ميلى مدينه احداث نمود.2 – الارشاد، شيخ مفيد، با ترجمه رسولى محلاتى،ج 2، ص 285.3 – جلاءالعيون، علامه مجلسى، ص 568.4 – المناقب، ج 4، ص 401.5 – کشف الغمة فى معرفة الائمة، على بن عيسى اربلى، ج 3، ص 166.6 – المناقب، ج 4، ص 401.7 – اعلام الورى باعلام الهدى، ابى على الفضل بن الحسن طبرسى، طبع سوم، ص 355.8 – اختيارمعرفة الرجال (رجال کشي)، ص 513 و514.9 – مقاتل الطالبيين، ابوالفرج اصفهانى، ص 395.10 – همان، ص 399.11 – ر.ک: امام باقر(ع)، جلوه امامت در افق دانش،احمدترابى، ص 128.12 – بحارالانوار، علامه مجلسى، ج 75، ص 431.13 – همان، ص 432.14 – وسائل الشيعه، ج 11، ص 466، حديث 26 و27.15 – کشف الغمة فى معرفة الائمه، ج 3، ص 178.16 – بحارالانوار، ج 50، ص 209.17 – مروج الذهب، مسعودى، ج 4، ص 170، طبع بيروت، دارالفکر.18 – ر.ک: تحليلى ازتاريخ دوران دهمين خورشيدامامت، امام هادي(ع)، مرکز تحقيقات اسلامى سپاه،ص 80 – 85.19 – مروج الذهب، ج 4، ص 170.20 – اعلام الورى باعلام الهدى، ص 365 و 366.21 – ر.ک: تحليلى ازتاريخ دوران دهمين خورشيدامامت، امام هادي(ع)، ص 87 و 88.22 – الارشاد، ج 2، ص 299.23 – بحارالانوار، ج 50، ص 195 و 196.24 – همان، ص 185.25 – ر.ک: سيره پيشوايان، مهدى پيشوايى، ص 572 و 573.

 منبع : كوثر، مهر 1379، شماره 43،

 

نوشته قبلی

امام هادى عليه السلام و نکته هايى از آيات وحى

نوشته‌ی بعدی

تشيع يا اسلام اعتدالي

مرتبط نوشته ها

الو سلام حاج آقا / 49
الو سلام حاج آقا

الو سلام حاج آقا / 49

صفوان بن یحیی
شخصیت های شیعه

صفوان بن یحیی

حضرت زهرا (ع) از منظر امام صادق (ع)
فاطمه زهرا (س)

حضرت زهرا (ع) از منظر امام صادق (ع)

مناظره امام رضا (ع) با جاثليق
معاونت پژوهش

میراث ماندگار خورشید هشتم

ستاره اندلس مادر امام موسی کاظم (ع)
شخصیت های شیعه

ستاره اندلس مادر امام موسی کاظم (ع)

حیات سیاسی امام رضا (ع)
امام رضا (ع)

حیات سیاسی امام رضا (ع)

نوشته‌ی بعدی

تشيع يا اسلام اعتدالي

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

الو سلام حاج آقا / 49

الو سلام حاج آقا / 49

صفوان بن یحیی

صفوان بن یحیی

حضرت زهرا (ع) از منظر امام صادق (ع)

حضرت زهرا (ع) از منظر امام صادق (ع)

مناظره امام رضا (ع) با جاثليق

میراث ماندگار خورشید هشتم

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا