۹ اردیبهشت ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home ائمه شیعه پیامبر اکرم (ص)

دستامد‌های علمی وعملی خلقت نوری اهل بیت

دستامد‌هاي علمي وعملي خلقت نوری اهل بیت
0
SHARES
5
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

دستامد‌های علمی وعملی خلقت نوری اهل بیت

مقدمه:

تدوین خلقت اهل البیت  آثار، نتایج و پیامد‌های ژرف و اساسی علمی وعملی در ساحه‌های گوناگون به دست می‌دهد که پر فایده بودن و اولویت طرح این موضوع را‌ آشکار می‌سازد.

افزون بر آگاهی بخشی عمومی و آشنا کردن ذهن و اندیشه مردم با فضائل بی‌شمار اهل البیت  برای خرد ورزان و فرهیخته‌گان نیز می‌تواند منشأ تکاپوی اندیشه گردد و چشمه‌ی دانش آنان را به جوشش آورد .

اگرچه طرح خام و نارسای آن با شعار گونه‌اش در محافل ومجالس عمومی در برخی موارد به چشم می‌خورد که دستاورد مهمی ندارد امّا تدوین محققانه و همه جانبه‌اش نگریستن به این موضوع مهم همرا با ریزبینی و دستامدها تا اندازه‌اى در این پژوهش در نظر گرفته شده است. امید است در مراحل بعدی کامل‌تر و دقیق‌‌‌‌‌تر إرائه شود. دستامدهای تاریخ آفرینش نوریه اهل‌البیت  هرگز به این چند فهرست ارائه شده محدود و خلاصه نمی‌شود بلکه با دقت می‌توان آثار و پیامد‌های بی‌شمار را برای آن طرح کرد و ارائه نمود.

طرح این فصل پاسخى است به یک پرسش که برخی آن طرح کرده‌اند:

بحث خلقت نوریه با فرض صحت و اعتبار علمی چه سودی دارد و ضرورت طرح آن در چه درجه‌ای از اولویت پژوهشی قرار دارد؟

الف- دستامد‌های فلسفی

با تبیین خلقت نوری، قطعی‌ترین و گویا‌ترین منظومه فلسفی از متن دین بیرون می‌آید، نضج می‌گیرد و شکوفا می‌شود و به وارداتی بودن حکمت اسلامی از یونان و هند و چین و… خط بطلان می‌کشد. ریشه‌های این حکمت در متن داده‌های وحیانی تنیده و با یافته‌های ناب عقلانی قابل تدوین و ترسیم و ارائه به انظار عموم اندیشمندان است.

این نظام برومند فلسفی ویژگیهای زیر را داراست که هیچ یک از نظامهای فلسفی موجود، آنها را ندارد:

۱- ارائه یک چشم‌انداز کلان و کلی نسبت به سراپای هستی که از خداوند آغاز می‌شود و به ترتیب از بالا به پایین تمامی موجودات را تبیین می‌کند. بنابراین، با وجود هستی و حضور قطعی آن در نظام جهان روبرو هستیم و هرگز پوچی، تاریکی و حضور نیستی را در سلسله موجودات نمی‌پذیریم.

۲- افزون بر گشودن چشم‌انداز فراروی دریچه‌ای از نگاههای ژرف عقلی، اجزای آن نیز به صراحت و روشنی در خلقت نوریه تبیین شده است؛ بگونه‌ای که هیچ خلاء و کاستی در سیستم جهان وجود ندارد. نخستین اجزاء پس از خداوند و ذات و صفات و افعال او؛ اجزای نوری جهان، سپس عالم جبروت و پس از آن نظام ملکوت و در پایان عالم ناسوت قرار دارد با ترتیبى که در متن پژوهش گنجانده شد.

۳- نخستین موجود آفریده شده در این چشم‌انداز با تمام جزئیات خود کاملاً تبیین شده است و هرگز ابهامی در نحوه پیدایش و چگونگی رویش آن وجود ندارد. اولین موجود آفریده شده حقیقت نوری محمد  و پس از آن سایر ائمه  تا آخرین پیشوایان پاک است. بر خلاف فلسفه و عرفان که به کلی گویی بسنده کرده بودند، در این جایگاه ریزترین مسایل نیز طرح شده و هستی بخشیدن و هستی گرفتن بصورت شفاف تبیین شده است. ابهام و ارائه مفهوم در نخستین نور نه تنها نیست که مصداق آن با حالات و کردار نوری همگی گرد آمده‌اند.

۴- کیفیت برون آمدن اولین نور بر نظریه آفرینش استوار است نه دیدگاه‌های صدور با پیشینه وجودی موجودات یا سایه پنداشتن موجودات دیگر خلقت واژه‌ای است که از نخستین موجود آفریده شده تا پایان هستی در سلسله نظام آفرینش بکار برده شده است و هرگز دیدگاه‌های دیگری را نمی‌توان جایگزین آن کرد. بر نظریه فیض صدور یا تجلی می‌توان نقد‌های زیادى نوشت اما بر نظریه آفرینش نمی‌توان خرده گرفت و آن را محال دانست؛ زیرا برآمده از متن داده‌های ناب وحیانی است نه یافته‌های خام عقلانی.

۵- اهل البیت  در نظام خلقت نه یکی از اهداف مهم آفرینش به شمار می‌رود که با وجود آنان بی‌هدفی و تصادفی بودن یا دیگر مسائل سست از خلقت و پدید آمدن موجودات نفی می‌شود. بنابراین هستی بر پایه‌ای هدف و غرض و مقصد ویژه‌ای لباس هستی پوشیده و پدید آمده است نه از روی اجبار یا بازیچه یا پوچی و… این اهداف همراه با آگاهی و اراده صورت گرفت نه با جبر و…

۶- فراگیری نور پردازی و عدم اختصاص آن به یک مرتبه یا چند مرتبه در نظام خلقت، دستامد دیگر فلسفی این موضوع به شمار می‌رود که در آن گستره نور اهل البیت  همه جا را فراگرفته‌اند. جای نیست که نور در آن نفوذ نکرده باشد و حضور اهل البیت در آنجا آن مشاهده نشود. عمومیت و شمول نور افشانی تنها با خلقت نوریه قابل فهم و هضم است.

۷- اهل البیت  در سراسر مراحل آفرینش و نورپردازی الهی تنها حلقه واسطه فیض رسانی به شمار می‌روند نه خالق یا پروردگار یا شریک خداوند. بنابراین خالقیت و ربوبیت در تمام نظام هستی از بالا تا پایین همگی ویژه خداوند است و هیچ فردی در آن مشارکت ندارد.

۸- چگونگى آ‎غاز و پردازش نور با عشق همراه بود و با عشق ادامه یافت و هستی را نور با عشق در بر گرفت و پوشش داد. از آغاز نور پیامبر  به سجده افتاد و سپس با عشق انفجار نوری او عالم نوری را پر از فیض نور کرد. دیگر مراتب هستی نیز با فرمانبرداری تمام عاشقی را به اثبات رساندند و عشق تمام هستی را پُر کرد.

۹- میان حلقه‌های زنجیره نوری دو گونه اتصال بر قرار است:

یکی از سوی خداوند به نور مستقیم او حقیقت محمدیه  و دیگری با وجود نوری او به اشیاء و موجودات فرودست که موجودات مراتب فروتر نیز هریک گرد خود و در منظومه جهانی خویش اتصالات و هماهنگی‌های وجودی هم با کل هستی دارند و هم با جهان و اقمار خود با محوریت اهل البیت . تمام این معارف فلسفی از متن خلقت نوری برمی‌آید.

۱۰ – درون‌مایه و جوهره تمام موجودات پس از خداوند، نور وجودی اهل‌البیت  است و موجودات دیگر همگی پدید آمده از نور آنهاست؛ گاهی تمامی چهارده نور مقدس مغز و هسته به شمار می‌روند و دیگران پوسته؛ گاهی برخی از آنان هسته و دیگر اشیاء پوسته به شمار می‌آیند. چنانکه در آفرینش نور وجودی شیعه و آسمان و زمین روشن گردید.

۱۱- تدریجی بودن و گام به گام منتشر شدن موجودات نسبت به ساختار جهانی خود و عالمى که در آن قرار دارند از یکسو، دفعی بودن فعل الهی و فیض دهی یکجا و آنی و کامل به همه مراتب آفرینش از دیگر سو، سیر خلقت را از وجه ربّی با وجه خلقی متمایز می‌سازد و کیفیت آن دو را مشخص می‌نماید.

۱۲- افزون بر جاری بودن عناصر، قواعد، قوانین و معیارهای سازماندهی شده در کل چشم‌انداز خلقت و تمامی زنجیره‌های آن، جهان ویژه یک مرتبه در گرد خود نیز قوانین خاص خود را داراست چنانکه سعه عالم جبروت با عالم ملکوت سازگاری ندارد و تحت یک فرمول نمی‌گنجد اگرچه در اصل نور پذیری ائمه  و فرودستی از عالم غیبی و نوری مشترک هستند.

۱۳- نامحدود بودن خداوند و محدود بودن موجودات آفریده شده اعم از عالم نوری یا دیگر عوالم از دستامد مهم دیگر خلقت نوریه است که با آن بسیاری از پرسشها پاسخ می‌گیرد و حقایق آشکار می‌گردد و فرق واجب و ممکن روشن می‌شود که در تمام هستی تنها یک نامحدود و بی‌انتها وجود دارد و دیگران همگی محدود وپایان پذیر هستند.

۱۴- اهل البیت  بهترین، نزدیک‌ترین و اولی‌ترین موجود به خداوند هستند که از طریق آنها می‌توان حق را شناخت. خلقت نوریه مجرای معرفتی پروردگار را برای همیشه برای بشر از کانال اهل البیت  فراهم می‌کند و این دستامد کمی نیست.

ب- دستامد کلامی

۱- با تبیین خلقت نوریه یکی از حلقه‌های مفقوده فعل الهی و نخستین موجود آفریده شده در جای خود قرار می‌گیرد و زنجیره بحث فعل الهی کامل می‌شود. بحثی که امروز در حوزه‌های کلامی جای آن کاملاً خالی است.

۲- حادث و قدیم بخوبی تبیین می‌گردد و اصل ذاتی بودن، مطلق بودن و منحصر بودن قدیم به خداوند بخوبی آشکار می‌گردد و از سوی دیگر قدیم نسبی که نور وجودی ائمه  نسبت دیگر موجودات باشد، نیز معنی پیدا می‌کند.

۳- ولایت تکوینی اهل البیت  با ترسیم خلقت نوری آشکار می‌گردد و پیشینه آن به قبل از آفرینش جهان ماده بر می‌گردد؛ جایی‌ که جز اهل البیت  موجود دیگری حضور نداشت. تصرف در جهان ماده بخشی از آن ولایت است نه کل آن.

۴- عصمت ائمه  در پرتو نورانیت وجودی آنها تبیین می‌گردد و پاکی آنها به پیش از خلقت استناد می‌شود جایی‌که ائمه  نور محض بودند و جز پاکی و طهارت چیزی با وجود آنها آمیخته نشده است و در اصل بعدی نیز پاک و جاری شدند.

۵- یکسان بودن حضور و غیاب ائمه  در خلقت نوری مشخص می‌گردد و هرگز مرگ و فقدان وجود فیزیکی آنها مانع سعه وجود آنها به شمار نمی‌رود. بنابراین، نذر و شفاگیری و دیگر مسایل مورد نیاز با تبیین این گونه موضوع بخوبی حل می‌شود که ما امروز در مزار پر راز آن پیشوایان شاهدیم.

۶- تثبیت ولایت ائمه  در کل مراتب هستی و نظام آفرینش حقیقت دیگری است که از خلقت نوریه به دست می‌آید. چنانکه در ولایت مداری فرشتگان و آفرینش حیات آغازین بشری بنام «ذر» بدان اشاره شد. در آنجا هریک به تناسب وجودی خود و میزان تکلیف خود ولایت ائمه  را پذیرفتند.

۷- علوم بی‌پایان اهل البیت  با خلقت نوری اثبات می‌شود و دریاهای نوری که پیامبر  بدانجا غواصی کرد قبل از تمام مراحل خلقت این مهم را بخوبی برای ما بازگو می‌کند و پرده از اسرار آن بر می‌دارد.

۸- فضایل وجودی، اخلاقی، عبادی و… ائمه  همگی ریشه در خلقت نوریه آنها دارد که با تبیین این مهم می‌توان به گونه‌هایی از آن حقایق دست یافت. اصل عبادت و پرستش ائمه  در عالم نوری و سپس حضور آنها در دیگر مراتب وجود حقایقی هستند که خلقت نوریه آنها را برای ما بازگو می‌کند.

۹- آموزش دادن به ملائکه، زمینیان و افراد جن و… همگی از برکت علوم اهل البیت  است که از طریق شناخت عالم نوری آنها می‌توان به آنها دست یابید و دانش بی‌پایان و پهناور ائمه  را ثابت کرد.

۱۰- تقدم مقامی و منزلت اهل البیت  میان تمامی فرشتگان نیز حقیقت دیگری است که از خلقت نوریه بر می‌آید و فرشتگان را فرمانبردار ائمه  معرفی می‌کند. چنانکه دیگر موجودات نیز این حالت را دارند.

۱۱- برتری و فضیلت ائمه  بر دیگر پیام آوران الهی و پدید آمدن انبیاء از نور وجودی آنها نیز از این بحث به خوبی استفاده می‌شود که در مقام داوری و ارج نهادن کدام را مقدم باید کرد؟ مقام رسالت یا ولایت.

۱۲- ایجاد پیوند وجودی میان شیعه و نور ائمه و دیگر انسان‌ها همگی در پرتو خلقت نوریه آشکار می‌گردد. پدید آمدن شیعه از نور ائمه و پدیدار شدن انسان‌های دیگر از این نور در جای خود بسیار حایز اهمیت کلامی است.

۱۳- سلسله مراتب ولایت اهل البیت  همانگونه که در عالم ماده تجلّی کرد و بروز نمود، در عالم معنا و نوری نیز به همان شیوه آشکار شد. بنابراین یکی تفسیر کننده و کامل کننده مرحله بعدی به شمار می‌رود.

۱۴- غیبت و دیگر رخدادهای کلان ائمه  در خلقت نوری بخوبی تبیین شده است که نمی‌توان رخدادهای این جهانی را بدون ریشه در آن رخدادها تحلیل و تفسیر کرد. چه رسد به غیبت صغرا و کبرای امام عصر (عج).

۱۵- معراج پیامبر  با این بحث جایگاه واقعی خود را باز می‌یابد و بسیاری از حقایق آن بخوبی روشن می‌شود؛ زیرا سیر صعودی و نزولی وجودی آن حضرت در این بحث گنجانده شده است.

ج- دستامدها عرفانی، اخلاقی

۱- انسان کامل بی هیچ کاستی، کژی و سستی در خلقت نوریه پیامبر خدا و پس از وی ائمه معصومین  هستند. اینها تمامی مراتب و کمالات وجودی هر موجود را به صورت تمام و همه جانبه دارایند. جامع غیب و شهود و مُلک و ملکوت اهل البیت  به شمار می‌روند.

۲- زمینه و بستر کامل شدن در نهاد تمامی انسان‌ها در عالم ذر قرار داده شد و هر کس می‌تواند با پیروی از دستورات ائمه  به درجات و برخی از مراتب کمالی آنها نایل شوند. چنانچه خود آنها فرموده‌اند. با این تفاوت که معصومان جامع جمیع کمالات وجودی و مطلق فضایل را دارا هستند اما دیگران به تناسب درجات کمالی خود از پاره‌ای از فضایل آنها می‌توانند بهره برند و بصورت نسبی جامع فضائل گردند.

۳- شیعیان بیش از دیگر انسانهای روی زمین، استعداد و زمینه دست یابی به کمالات معنوی و قرب ربوبی را به دلیل نزدیکی به ائمه  و پدید آمدن از نور وجودی آنها دارا هستند. این حقیقت بخشی ذاتی و بخشی اکتسابی به شمار می‌رود و هر دو قابلیت افزایش و کاهش را دارایند.

۴- وجود نوری داشتن و تاریخ نوری برای خود بیادگار گذاشتن زیربنای تمامی فضیلت‌های اهل البیت  به شمار می‌رود؛ بگونه‌ای که هر فضیلتی دیگر همگی از این چشمه سار جوشیده است. به تعبیر دیگر، زیر بنای دیگر مراحل وجودی و کمالات، ویژگی‌ها و صفات برجسته انسانی ائمه  خلقت نوری‌ آنها به حساب می‌آید. اگرچه این مهم یک فضیلت به شمار می‌آید امّا یک فضیلتی که تمام فضیلت‌ها از آن بوجود می‌آید و با تمامی آنها برابری می‌کند، یا این که وجود نوری آنها بر تمام مراتب دیگر ائمه  محیط، مقدم و زیربنایی‌تر است و در هر جهانی که باشند تمام ویژگی‌های علمی، عملی و… آنان را این نور پوشش می‌دهد.

۵- همین که پیروان ائمه  وجود خود را اولاً‌ و بالذات آفریده خداوند بزرگ و ثانیاً و بالعرض به تبع و پیرو وجود نوری اهل البیت  بدانند، چیز کمی نیست. آنگاه کسی برای خود وجود مستقل نمی‌بیند بلکه هستی خود را مدیون پروردگار و فیض رسانی ائمه می‌شمارد. فهم این حقیقت در نفی خودخواهی و خودمحوری و دور ریختن غرور و رذایل اخلاقی نقش تأثیر گذاری دارد. بنابراین، فقیر دانستن و ناچیز شمردن و وابسته دیدن ذات خود را به ذات و طفیل دیگری مهم‌ترین راهکار خودسازی به حساب می‌آید که در این بحث می‌توان از آن مدد جست.

۶- همان‌گونه که ائمه اعطا کننده وجود با نیروی خالقیت پروردگار به موجودات هستند، جاعل و اعطا کننده دانش به موجودات نیز هستند. آنچه جامعه بشری امروزی از دانش در دست دارد یا ریشه در داده‌های وحیانی دارد یا کشف و یافته‌های عقلانی تلقی می‌شود که همگی به کمک و آموزش ائمه  صورت گرفته است؛ ائمه در آ‎غاز آفرینش به زمینیان دانش آموختند همان‌گونه که به ملکوتیان دانش آموختند.

۷- برای تربیت شدن و الگوگیری تربیتی باید دست به دامان اهل البیت زد و از آنها در این مسیر راهنمایی و هدایت‌گری را درخواست نمود؛ زیرا ائمه همان‌گونه که مربیان فرشتگان در عالم ملکوت به شمار می‌روند، مربیان زمینیان نیز هستند. آموزش و پرورش آنان مانند سعه وجودی آنها تمامی هستی را در بر‌می‌گیرد و هیچ جای و شیء خارج از تربیت آنان نیست. اگرچه ما کیفیت و ظهور آن را به خوبی و روشنی احساس نمی‌کنیم.

۸- آشناترین افراد به روح و نیروی‌های معنوی درونی پیشوایان پاک هستند. ازاین‌رو، در تمام مسایل فرا مادی و روحانی و مراتب و ابعاد این موجود باید به ائمه  رجوع کرد نه دیگران. اخلاق و عرفان هردو ارتباط مستقیم با روح و پرورش نیروی معنوی دارند و تخلیه کردن بدی‌ها و رذایل اخلاقی از روح را ائمه  می‌توانند بخوبی انجام دهند و انسان‌ها را به فضایل آراسته و از رذایل پیراسته سازند. آراستگی و پیراستگی همه جانبه و مطابق با خواسته کل غرایز انسانی نه تک بعدی و یکسو نگری.

د- دستامد اجتماعی

۱- شیعه با اثبات و تبیین خلقت نوری ریشه هویتی خود را فرو رفته در اعماق ما قبل تاریخ عرفی می‌داند نه تنها پدیده‌ای سطحی و این جهانی. از این‌رو، می‌توان به درازنا و فراخنای هویت فراگیر تشیع پی‌بُرد و حقانیت مذهب دیر پای ازلیت و ابدیت آن را برای دیگران آشکار کرد. موقعیت ارزشی، سیاسی، اجتماعی و مذهبی شیعه با تبیین این مهم ارتقا می‌یابد و رهبران شاخص آن را می‌توان از منظر اصل پدید آمدن وجود بررسی کرد؛ مذهبی که نخستین بار، با داده‌های وحیانی پی‌ریزی گردید، لباس هستی پوشیده و پرده نیستی را درید. این ویژگی انحصاری مذهب تشیع به شمار می‌رود که هرگز دیگران بدان دست نمی‌یابند.

۲- عدم تفکیک حقیقی میان شیعه و افراد بی‌شمار آن، دستامد دیگر خلقت نوریه است که جریان این همانی را نه میان کلی با جزئی بلکه میان کل با اجزاء به تصویر می‌کشد. این همانی جریان فکری، اعتقادی و علمی را به عنوان نظام و مذهب در اشخاص بی‌شمار و متعدد متجلّی و آشکار می‌داند. بنابراین نمی‌توان جمعی را شیعه دانست در حالی‌که از آیین، عادات و رسم‌های واقعی اجراء شده شیعه در سیر تاریخی وجودی خود بریده یا برهنه و یا نیم بند باشند. از همین جا شیعه واقعی و اعتباری یا رسمی به عنوان تمایز اصلی میان مفهوم و مصداق بروز می‌کند.

۳- با تبیین خلقت نوری، هرگز نمی‌توان جریان شیعه را در اول قرن هجری محدود کرد و آن را پدید آمده یا برآمده از نزاع خلافت و تهمت و… دانست. چه رسد به آنکه این مذهب واقعی و نوری را ابداعی بیگانه یا خودی‌ها شمرد. چنانکه یادآوری شد، شیعیان همانند پیشوایان پاک خویش پیش از خلقت عالم ماده از نور اهل البیت  پدید آمدند و نور آنها به پیروی کامل از اهل البیت حرکت می‌کردند. خود مذهب شیعه نیز مجموعه دستوراتی بود که خداوند به نور ائمه  دستور اجرای آنها را داد و آنها بدان عمل می‌کردند.

۴- افزون بر گسترش و تعمیق مذهب شیعه میان خود آنان با تمامی هستی دیگر موجودات نیز پیروان مذهب شیعه شمرده می‌شود. فرشتگان نیز شیعیان امیرالمؤمنین  هستند و تمامی ذکر و اوراد خود را از مذهب شیعه آموختند و بدان پایبند عملی دارند. بدین سان نمی‌توان جریان شیعه را به انسان‌ها محصور کرد و به فرشتگان پایان داد بلکه آسمان و زمین در حرکت تکوینی و طبیعی خود فرمانبردار امامان شیعه هستند. همان‌گونه که کل هستی به إذن خدا فرمانبردار اهل البیت  به شمار می‌روند.

۵- مهم‌ترین دستامد جامعه شناختی دیگر خلقت نوری این است که شیعیان پیش از آنکه خود را به خاک، خون، زبان و دیگر عوارض فیزیکی و فرهنگی و بشری محدود کنند چون به نور وجودی اهل البیت  اتصال دارند خود را متعلق به آنها می‌دانند نه جای دیگر؛ زیرا ذات و درون‌مایه شیعه برون آمده از نور وجودی آنهاست و به آنها تعلق دارد. تقدم و پیش کشیدن این اتصال ذاتی، وجودی و نوری بر دیگر تمایزهای ساختگی و اعتباری برترین رمز موفقیت و حلقه اتحاد شیعه در سراسر جهان به شمار می‌رود و آنان را در برابر تهاجم دشمن بیمه می‌کند و برای حل اختلاف و مشکلات داخلی نیرومند می‌سازد.

۶- بزرگترین افتخار و بی‌مانندترین هویت تاریخی، مذهبی و اجتماعی در جریان ماقبل تاریخ با تبیین خلقت نوری از آن شیعه می‌شود و این امتیاز را جز شیعه هیچ پیرو ادیان و فِرق و مذاهب ندارند. درخشیدن این افتخار همه تاریکی‌ها را از میان می‌برد و در تاریخ آسمان تشیع نور افشانی می‌کند.

۷- تمامی ادیان و فِرق پیرو و برآمده از ریشه و تنه درخت تنومند شیعه به شمار می‌رود. همان‌گونه که گفته شد، یکصد و بیست و چهار هزار پیامبر از عرق نوری پیامبر  فروچکیدند و به گواهی تورات و انجیل همه برای معرفی نور احمد  آمده بودند و خود غرض اصلی بعثت نبودند.

۸- با تبیین خلقت نوریه، شیعه زمینه رشد معنوی و تکامل وجودی را بیش از دیگران در نهاد خود می‌بینند که با بهره‌گیری از آن می‌تواند به برترین قله‌های انسانیت راه‌ یابند و بنده الهی به شمار آید.

۹- شیعه با طرح موضوع خلقت نوریه به آزمون‌های سخت و تمرین‌های کمالی طاقت فرسای پیشوایان خود برای تصدی مقام رسالت و امامت در تمامی عوالم وجودی دست می‌یابد که در جای خود می‌تواند با الگو قرار دادن آن ملاک‌ها و معیار‌های نوری محض و فرمانبرداری الهی به مقامات و کمالات بالای انسانی دست یابند و از سختی‌ها و ناشکیبائی‌ها نهراسند و با بردباری بسوی هدف حرکت کنند.

۱۰- نفی و انکار و پیدایش دشمنان و ضدیت آنها با پیشوایان در مقام عمل از «عالم ذر» سرچشمه می‌گیرد و دیده تیزبین و نگاه‌های ژرف شیعه را برای همیشه در تشخیص مدعیان دروغین بندگی و پیروی باز می‌گذارد تا در مقام داوری میان افراد در واگذاری مسؤولیت‌ها، دچار تردید یا سرشکستگی نشوند و با نور ایمان افراد پر نور را در جای خود و مناصب مهم بگمارد.

۱۱- هستی و مراتب خلقت پدید آمده از نور وجودی پیشوایان شیعه است. ازاین‌رو، سزاوار‌ترین افراد به اداره، بهره وری و ارائه خدمات به دیگر انسانها از کل طبیعت این موجودات به شمار می‌رود.

۱۲- هستی بخشیدن، کانال فیض قرار گرفتن و حلقه واسطه شدن در دست‌گیری بی‌بینوایان و ستم دیدگان و گشادگی نظر همراه با وسعت بینش و یکسان نگری در فیض دهی برای تمامی انسانها حقیقت دیگری‌ است که از خلقت نوریه به دست می‌آید و ما را از تنگ نظری و محدود بینی می‌رهاند.

۱۳- پیرو بودن تنها در یک کانال و حقیقت برای شیعه تعریف شده و آن هم پیشوایان پاک است نه دیگران. ازاین‌رو شیعه باید پیشرو تمامی میدان‌های علمی و عملی، در ساحه‌های گوناگون قرار گیرد و هرگز پیرو دیگران نباشد. چنانچه ائمه  همیشه فیض دهنده بودند نه گیرنده آنان نیز باید این گونه باشند.

۱۴- وجود دهی و تأثیر گذاری بخش جدایی ناپذیر شیعه به شمار می‌رود چنانکه ائمه  این گونه بودند. بنابراین شیعه بی‌خاصیت و تأثیر پذیر از دیگران در واقع شیعه نیست و این خاصیت با خلقت نوری پیشوایان آنها سازگاری ندارد.

هـ- دستامد روایی و خبری

۱- دوستی و دشمنی اهل البیت  تنها ریشه در خلقت نوری بلکه در حیات فیزیکی و این جهانی آنها دارد. بنابراین در نخستین گفتگوی نوری پروردگار با حقیقت نوریه محمدیه  در عالم نوری، از این اسرار پرده برداشته می‌شود و حقایق ائمه  بازگو می‌گردد تا زمینه وجودی و سعه بردباری حضرت در عوالم دیگر بیشتر توسعه یابد و هرگز در تنگنا قرار نگیرد.

۲- بسیاری از فقره‌های دیگر زیارت‌نامه‌ها، دعاها و مناجاتهای ائمه  را خلقت نوریه تفسیر و تأکید می‌کند که ناظر بر حقایق عالم مادی است. «اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد».

در ظرف علمی خداوند و گفتگوی نوری، آینده‌ها و شیوه دشمنی با اهل البیت  و دشمنان نهادینه شده آنها بازگو گردیده است تا دشمن پدیده‌ای ناآشنا جلوه نکند.

۳- پدید آمدن وجود نوری ائمه  با عشق آغاز شد، با عشق گسترش یافت و با عشق موجودات دیگر از نور آنها پدیدار گردید. بر همین پایه نافرمانی دیگران از دستورات انوار مقدسه نفی و طرد شده و بیزاری جستن از آنها برای پیروان ائمه  در عالم ماده و نوری حقیقت تلقی شد؛ «برئت الی الله و إلی رسوله…» هریک ابعاد دیگر این رخداد را برای ما بازگو می‌کند. بیزاری در قلب، اندیشه، خرد و اعضاء بدن از دشمنان ائمه  باید در وجود شیعه نهادینه شود.

۴- اگرچه شفاعت اولاً و بالذات ویژه قلمرو و فعل و اوصاف الهی تعریف شده است اما ثانیاً و بالعرض ائمه  با دستور الهی می‌تواند دیگران را شفاعت کنند و در مسایل گوناگون میان خدا و بندگان واسطه شوند. در خلقت نوری پیامبر آخرین پرده نوری که بیرون آمد، «شفاعت» بود. ازاین‌رو، اصل مقوله و مؤلفه پادرمیانی با سرشت نوری ائمه  آمیخته شده است و این مهم ویژگی استقلال آنها به شمار نمی‌رود و اعطاء شده خداوند نامیده می‌شود.

۵- بسیاری از فقره‌های دعا، زیارت‌نامه‌ها، مناجات و دیگر احادیث نقل شده از ائمه  را امروز بزرگان ما تفسیر مادی این جهانی می‌کنند و برای آن مضمون‌های بلند و نورانی، مصداق‌های مادی می‌تراشند در حالی‌‌که این‌ها برخی از مصادیق و مراتب مفاهیم این ادعیه مأثوره است نه تمام حقایق معنی آنها. «بکم فتح الله و بکم یختم». یا فقره {و اشرقت الارض بنورکم}. همه دال بر حقایق مجرد و فرامادی معنای بلند این متن‌ها به شمار می‌آید.

آری! گشودن نه تنها به معنی فتح سرزمین‌ها و نه به معنی تسخیر قلبها است که به معنی گشودن هستی و مراتب موجودات است، موجوداتی که خلقت آنها با ائمه  آغاز شده و با ائمه  پایان می‌یابد و همه هستی با تمامی درجات از نور آنها پدید آمده‌اند.

۶- میان حقایق نوری اهل البیت  با خداوند تنها انفصال و انفکاک نیست بلکه بین وجود آنها و حق نهایت اتصال برقرار است. پیوند نیازمند با بی‌نیاز و فقیر محض با غنی کامل. اهل البیت  عین ربط به ذات حق‌ و دیگر موجودات عین ربط به آنها هستند. «ارواحکم فی الارواح و اجسادکم فی الاجساد و قبورکم فی القبور» در سایه این حقایق نوری معنی واقعی خود را باز می‌یابند و تفسیر دقیق آنها به دست می‌آیند.

۷- واسطه بودن ائمه  تنها در سیر نزولی وجودی آنها برای فیض رسانی منحصر نمی‌شود بلکه واسطه بودن در سیر صعودی و بالا کشیدن و ارتقا دادن موجودات نیز صدق می‌کند. اعمالی را که فرشتگان بالا می‌برند، باید با تأیید ائمه صورت گیرد و این مقام را نیز پروردگار به آنان اعطا نموده است.

۸- در برخی از ادعیه و مناجات افزون بر تبیین ارتباط ژرف انسان و خدا چگونگی شکل گیری و مراتب عالم خلقت نیز گنجانده شده است همان‌گونه که در برخی از دیگر مسایل علمی فراوان بکار رفته است. در برخی از ادعیه فاطمیه هستی پس از عالم غیب و جهان نوری به عالم جبروت – (عرش و کرسی)- و جهان ملکوت – (روحانیین) – سپس به عالم جنّ و انس و آنگاه به جهان ماده تقسیم شده است که در جای خود قابلیت تدوین یک رساله مستقل علمی را داراست. همان‌گونه که در دیگر بخش‌های علمی این‌گونه‌اند و این در خلقت نوری تبیین شده است.

و- دستامد‌های تفسیری

۱- قرآن حقیقت جدایی از اهل البیت  نه تنها تعریف و تفسیر و تدوین نشده است بلکه با وجود آنها نازل و تدوین و تفسیر گردیده است. چنانچه پیامبر نبودی، قرآن هم نبود و اگر ائمه وجود نداشت، مفسران واقعی شناخته نمی‌شدند. بنابراین تفسیر مستقل داده‌های وحی بدون توضیح و تفسیر ائمه  اعتبار و حجیت ندارد. اگرچه بتوان برخی از صراحت‌های آن‌ها فهمید امّا «نؤمن ببعض و نکفر به بعض» می‌شود.

۲- بسیاری از واژگان، جمله‌ها و سوره‌ها را تنها ائمه  می‌دانند که چیست و چگونه باید آن را تعریف کرد؟ آیا آنها فقط مفاهیم هستند یا مصادیق خارجی دارند؟ همان‌گونه که در خلقت نوریه تبیین شد، واژگان عرش، کرسی، لوح و قلم و… موجودات مجرد با سعه وجودی در عوالم بالاتر قرار دارند و تنها مفاهیم نیستند چنانکه برخی از مفسران آن را تفسیر کرده‌اند و این مهم تنها به مدد روایت‌ها میسور است نه خود آیات بصورت مستقل که قابلیت تفسیر به گونه‌های مختلف را دارا هستند.

۳- با خلقت نوری، به حقیقت وجودی نوری کتاب مبین در لوح محفوظ نیز پی‌ می‌بریم و این کتاب را مرتبه نازله آن می‌شماریم؛ زیرا خداوند برای هر موجودی وجود ویژه‌ای قرار داده است و برای کتاب نیز مرتبه نوریه را پیش از این مراتب قرار داده بود که آنجا نزد حق ماندگار شد و وجود نازله‌اش این جا فروچکید.

۴- کیفیت اتصال حقیقت محمدیه  با عالم ملکوت هنگام دریافت وحی با وجود نوری بسیار راهگشای مباحث دریافت وحی در علوم قرآن و تفسیر به شمار می‌رود و تمام گمانه‌زنی‌ها را در این مورد همراه با اشکالاتی که وارد شده است، برطرف می‌کند. یعنی پیامبر  پیش از این وحی، پیامبر بود و قرآن در وجودش نهادینه شده بود. در عالم ماده چه با فرود جبرئیل یا اتصال مستقیم این حقیقت تجلّی کرد و ظاهر شد و بیرون آمد.

۵- پیامبر  همان‌گونه که ظرف نوری پذیرش قرآن را داشت، فهم نوری تفسیری آن را نیز داشت. به همین دلیل در تلقی و یافت، نگهداری و پاسبانی، تبلیغ و تطبیق و اجرا از عصمت کامل و صد در صدی برخوردار بود که در تمام مراحل داده‌های وحیانی آن بکار می‌گرفت. پس از او انوار مقدسه این حالت را دارا بودند. بنابراین اعطای فهم بطن، ژرفنا و تأویل آیات برای آنان آسان بود.

۶- تأویل آیات دستامد مهم دیگر خلقت نوریه است که در طول بحث بدان تکیه شد. چنانچه این تأویل‌ها را ائمه  نمی‌کردند و پیوند خود را با قرآن بازگو نمی‌نمودند، هرگز کس دیگری توانایی این عمل را نداشت و نمی‌توانست مصادیق خارجی آیات را برای ما معرفی کند. این علم در واقع منحصر و ویژه اهل البیت  است و افراد دیگر هرگز توان تطبیق آیه را با مصداق خارجی آن ندارد.

۷- تفسیر دیگران چنانچه با آیات قرآن و روایات ائمه  سازگاری داشته باشند، حجیت دارد و گرنه هیچ تفسیری منهای اهل البیت  برای ما حجیت آور نیست. می‌توان آنها را آراء انسانی برای فضا سازی فهم بیشتر قرآن به شمار آ‌ورد و در این مسیر از آنها مدد گرفت نه حجیت داشتن.

بنابراین تفسیر اصلی تنها از آنِ ائمه  است و پیروان واقعی آنها به کمک داده‌های وحیانی دیگر نظیر احادیث قطعی ائمه می‌توانند به تفسیر بپردازند و معرفت بشری را به محتوای قرآن افزایش دهند.

۸- تطبیق احکام قرآنی یا فقه قرآنی نیز تنها به روش اهل البیت  استوار است و اجرای آن موارد مشخص بدون تأیید یا نص آنها حجیت ذاتی ندارد اگرچه حجیت ثانوی پیدا می‌کند. بنابراین مجریان واقعی محتوای قرآن پیشوایان پاک و پیروان واقعی و نائبان خاص آنهاست نه افرادی که معانی آیات را نمی‌دانند و با حقیقت قرآن بیگانه‌اند چه آنکه میان فهم یک نظریه و تطبیق آن هماهنگی و تلازم وجودی و حکمی برقرار است.

ز- دستامدهای تاریخی

۱- امروز یهود و مسیحیت همراه با دیگر ادیان غیر توحیدی قدمت تاریخی و پیشینه وجودی خود را بیشتر از دیگر ادیان و ملل می‌دانند و پیروان آیین خویش را برخوردار از هویت تاریخی و اصالت دینی می‌شمارند. مسلمانها بویژه شیعه در بینش آنان جمعیت تازه تأسیسی هستند که عمر کوتاه و پیشینه نزدیک دارند. دین آنها نیز از این قاعده مستثنی نیست و جدید و نو به شمار می‌رود نه ریشه دار و دائمی.

با خلقت نوریه تنها ادعای ادیان نسبت به قدمت بر دیگر ادیان بویژه مسلمین از همه ادیان از میان می‌رود که امت اسلامی دارای پیشینه فراتر از زمان و مکان تعریف می‌شود. بنابراین تاریخ اسلام در دایره زمانی و مکانی خاص نمی‌گنجد و مساوی با هستی تاریخ آن آغاز  می‌شود. تمامی ادیان و ملل در دامن اسلام و تاریخ فرامادی دین اسلام نضج می‌گیرند و می‌رویند. اگرچه یک مرحله از مراحل تاریخ اسلام در پایان قرار می‌گیرد اما مراحل وجود آن در آغاز قرار دارد و همانند وجود مقدمه بر ذی‌المقدمه است.

۲- با تبیین خلقت نوریه تاریخ دین پیامبر پیش از بعثت بخوبی آشکار می‌شود و ظرف تحقق نوری آن حضرت با مظروف یکسان تلقی می‌شود. بنابراین پیامبر پیش از این عالم خاکی با وجود نوری به دین مشخص عمل می‌کرد که همان اسلام امروزی، ‌با درونمایه اهل البیت  است. تنها دو گونه ظهور در دین اسلام وجود دارد که باید تبیین شود؛ یکی ظهور تفصیلی و وجودی در عالم نوری با عملکرد اهل البیت  نسبت به بندگی پروردگار در مقام فرمانبرداری کامل مطابق و هم سنخ عالم نوری. اعم از خدا شناسی، کردار بقصد آموزش دادن و دیگر مسائل. دیگری ظهور اجمالی وجودی در عالم خاکی با پیام رسانی وحی و فرا خوانی مردم به این آیین مقدس که با تضییق و تنگناهای وجودی روبرو است. اگر چه درونمایه و جوهره هردو بندگی پروردگار به شمار می‌آید و جز فرمانبرداری حقیقت دیگری از آن به دست نمی‌آید اما ویژگی‌های خاص خود را دارا هستند.

۳- ارزیابی روابط هر واقعه تاریخی زندگی ائمه با سایر وقایع پیدا و پنهان در تمام ادوار حیات آنها بویژه بررسی رخدادهای زمینی ناپیوسته با عالم نوری که از قلمرو ابزار معرفتی تاریخ موجود بیرون است.

۴- اثبات بسیاری از کرامات و معجزات تاریخی ائمه  در حیات نوری و پیوند آن با حیات مادی در خلقت نوریه تبیین می‌شود. وقتی ائمه نخستین موجود در عالم هستی به شمار می‌آید و واسطه فیض رسانی محسوب می‌شود، پدید آمدن آسمان و زمین و دیگر موجودات از نور دشوارتر است یا بروز و ظهور زنده کردن مرده یا شفا دادن مریضی بی درمان عادی!؟

مقایسه میان فضایل نوری با کرامات مادی حقیقت آنها را بیشتر آشکار می‌سازد.

۵- نامحدود بودن ائمه نسبت به دیگر موجودات و رخدادهای محدود که از تاریخ خلقت نوری به دست می‌آید؛ زیرا همان‌گونه که خود آنها نسبت به موجودات فرودست نامحدود هستند، تاریخ و رخدادهای کرداری و گفتاری آنها نیز نسبت به دیگر تاریخ‌ها نامحدود و کمالات آنها نیز این گونه‌اند.

۶- تاریخ شیعه با نور پردازی خداوند در آغاز هستی با حقیقت محمدیه آغاز می‌شود و با پدید آمدن دیگر انوار مقدسه گسترش می‌یابد و با نور پاشی از کانال آنها به دیگر مراتب هستی فراتر می‌رود و با کامل شدن خلقت همان ظهور منجی موعود حضرت مهدی (عج) باشد، پایان می‌پذیرد. پس تاریخ شیعه محور دیگر تاریخ‌های حاشیه و به تبع است.

همان‌گونه که کلام، فلسفه، عرفان، اخلاق، فقه‌، حقوق و… با نخستین موجود آفریده شده آغاز می‌شود و در هر مرحله‌ای از خلقت توسعه می‌یابد، تاریخ شیعه نیز با نخستین موجود آفریده شده آغاز می‌‌شود و در هر مرحله‌ای از خلقت توسعه می‌یابد و تاریخ شیعه نیز در هر مرحله ویژگی‌های خاص خود را دارد و نسبت به فراخنا و تگنای آن مراتب تبیین و تفسیر می‌‌گردد.

۷- سیکل تاریخ و تصویر کامل آن با خلقت نوری ترسیم می‌شود سپس با مراحل بعدی و سیر صعودی ائمه به اوج می‌رسد. بنابراین تاریخ وجهه ربّی و وجهه خلقی هر دو در این موضوع نهفته است و یکی کامل کننده اجزای دیگری است.

۸- بازیابی آمیخته‌گی تاریخ اهل البیت  با علوم فلسفه، کلام، فقه، اخلاق و … از دستامد دیگر خلقت نوریه است. این مهم پیوستگی و ارتباط تمام علوم ائمه را به یکدیگر و میزان پیوستگی آنها را بازگو می‌کند. اگرچه درونمایه واحدی بر تمامی آنها همواره در حرکت است ولی با شکل‌های گوناگون ظهور می‌یابد.

۹- بازگو کردن تاریخ آفرینش نوری ائمه  از جانب خود آنها بیانگر اهمیت و میزان توجه به تقدم این گونه تاریخ‌ها نسبت به دیگر رخدادهای مادی و طبیعی است، از یک سو فهم و تبیین این مرحله از تاریخ ائمه در حیطه ادراک دیگران قرار نمی‌گرفت و هرگز بشر تا پایان عمر از آن چیزی نمی‌دانست و نمی‌توانست با ابزارهای موجود پرده برداری کند.

از دیگر سو شناخت جایگاه و مرتبه آنان بسیار در این تاریخ اهمیت داشت که برای ما آنها را بیان کردند تا به حقایق وجودی ائمه  بیشتر پی‌بریم و فضایل زیربنایی آنها را بدانیم.

۱۰- ارزش هر تاریخ به درون‌مایه و محتوای آن بستگی دارد نه پوسته و بیرونی و حجم اطلاعات آن. ائمه  مقداری اندک از تاریخ نوریه خود را برای ما باز کرده‌اند که فوق العاده اهمیت علمی و معرفتی دارد. چنانچه به دستامدهای دیگر آن اشاره شده است هیچ تاریخ ائمه به پای این مرتبه از تاریخ که تاریخی بی‌بدیل و یگانه است، نمی‌رسد.

۱۱- مراحل و تداوم یک تاریخ در گونه‌ها و فراز و فرودها بخشی دیگر از اسرار آن تاریخ به شمار می‌رود که با تبیین خلقت نوریه می‌توان آن را به دست آورد و مرحله نوری تاریخ ائمه پیش از هستی بخشی به دیگر مراتب خلقت. مرحله تاریخ ژنیتکی آن از آغاز آفرینش آدم تا خلقت و تاریخ جنینی آنان و سپس تاریخ حیات فیزیکی آنها هریک ادوار ویژه‌ای هستند که در جهان خاص خود برای ما پیامها و درسهای ویژه می‌دهد.

۱۲- در تمام این مراحل اهل البیت  به یک چیز می‌اندیشند و دیگران را به تفکر به آن دعوت می‌کردند و آن بندگی راستین خداوند بود و بس. کردار آنان، پندار آنان و گفتارشان همگی راهنمای این حقیقت است و بس.

ح- دستامدهای فقهی

۱- عبادت و دستورات فقهی بر مکلفین تنها محدود به تکالیف این جهانی نیست بلکه وظایف و تکالیف فقهی ریشه نوری در وجود نوری دارد. به تعبیر دیگر، تکلیف و دستورات الهی همراه با وجود نوری ائمه یکجا و همراه و متصل به یکدیگر پدید آمد و هرگز از هم جدا نشدند.

۲- دستورات فقهی تنها اعتبارات و قراردادهای شارع منهای حقایق خارجی نیست بلکه مابإزاء عینی و حقایق خارجی افزون بر اعتبارات در عالم نوری نیز وجود برتر و عینی‌تر دارند، آنان که فقه را تنها قراردادی و اعتباری می‌پندارند از ریشه نوری و وجود مستقل آن در عالم نوری بی‌خبر‌اند؛ آنان که فقه را ساخته علمای دینی می‌دانند نه داده‌های وحیانی بی‌خبرترین انسانها به شمار می‌روند.

۳- افزون بر ثبوت اصل حقایق عبادی در عالم نوری گونه‌های آن نیز قابل اثبات هستند. بنابر این تنها واجبات در عبادت نوری نیست بلکه مناجات و دیگر اذکار و اوراد نیز حقیقت دارند و هریک به تناسب مکلف تعیین و انتخاب شده است. چنانکه در این جهان به تناسب آن «فقه» تعریف می‌شود.

۴- عبادت و دستورات فقهی و اعمال عبادی را موجودات مجرد دیگر نیز انجام می‌دهند و تنها به وظایف انسانها نمی‌توان فقه را محدود کرد. فرشتگان یکی از انواع موجودات مجرد هستند که به عبادت تناسب با عالم وجودی خود مشغول هستند و همگی رکوع و سجود و تسبیح دارند.

۵- فقه نوری، فقه ملکوتی با فقه انسانی در اصل ارکان و اجزاء و اهداف متحدند اگرچه در شکل اجراء و کیفیت وجودی و تأثیرگذاری مختلف هستند. نماز، سجده، رکوع، ذکر و… در هر عالمی وجود دارد اما تناسب با مکلفین آن عوالم متناسب با طبیعت و موجودات آن مرتبه از مراتب خلقت تعریف شده و اجراء می‌گردد.

۶- دستورات فقهی تنها از یک مسیر و کانال تعریف، قاعده بندی و ضابطه‌مند آموزش داده می‌شود و به دیگران منتقل می‌گردد. نخست از جانب خداوند و گنجینه دانش بی‌پایان او بر موجودات نوری سپس با تعالیم موجودات نوری به دیگر موجودات فرودست. مانند فرشتگان و زمینیان.

بنابراین اصل دستورات فقهی یکسان و فقه واحدی بر کل هستی در اصل تکوین و تشریع حاکمیت دارد نه فقه چندگانه با تعریف‌های گوناگون و آراء با کلمه نسبت به مآخذ اصلی آن که رأی و قیاس باشد. تعدد فقه بر اساس تعدد آراء انحرافی از مکتب اهل البیت  صورت گرفته و جدا شده است که بر پایه خلقت نوریه آنچه موافق فقه جعفری باشند صحیح و هر آنچه مخالف آن باشند باطل، فاسد و نادرست است.

۷- میزان تقرب به خداوند بر اساس عمل و کردار به فقه سنجیده می‌شود. در عالم نوری نیز همین حقیقت جریان داشت و ائمه  دستورات فقه الهی را بی‌چون و چرا عمل می‌کردند تا بدین مقام رسیدند. در عالم فرشتگان نیز این حقیقت عملی شد و میزان تقرب آنها با عبادت فقهی سنجیده شد نه ملاکهای دیگر.

۸- میزان کفر و بی‌دینی هر موجود را نیز با پذیرش و نپذیرفتن فقه باید تعریف کرد و سنجید. همان‌گونه که در مورد شیطان این مهم به اثبات رسید؛ زیرا فقه با تعبد محض به دستورات الهی و پایبندی عملی به همه مقررات دینی است چه فلسفه آنرا بدانیم یا ندانیم. ابلیس با سرپیچی در یکی از رکن‌های عبادت به نام «سجده» تا ابد خود را از دایره عبودیت بیرون کرده و کافر فقهی شد اگرچه فلسفه آن را نمی‌دانست.

۹- ولایت پذیری بخش مهم دیگر فقه به شمار می‌رود که منکران آن را در این جهان و جهان پیشین نمی‌توان مسلمان واقعی به شمار آورد؛ زیرا تمام هستی و موجودات آن این ولایت را پذیرفته‌اند و از آن سرپیچی نکرده‌اند. در عالم ذر نیز همه بدان حقیقت نبوی و علوی به عنوان دستور فقهی گردن نهادند و پذیرفتند.

منبع: برگرفته از کتاب حلقت نوری اهل بیت؛ اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی

برای دانلود کتاب اینجا را کلیک کنید.

نوشته قبلی

پرتو افکنی نور فاطمیه در عالم ناسوت

نوشته‌ی بعدی

اصل هستی نور صلبی

مرتبط نوشته ها

پیامبر اکرم (ص) از نگاه امام صادق (ع)
پیامبر اکرم (ص)

پیامبر اکرم (ص) از نگاه امام صادق (ع)

عدالت صحابه از منظر فریقین و مسئله عصمت
پیامبر اکرم (ص)

عدالت صحابه از منظر فریقین و مسئله عصمت

معنای امامت در اسلام
پیامبر اکرم (ص)

امامان دوازده ‎گانه در احادیث نبوی

تصریح پیامبر (ص) به دوازده امام شیعه
پیامبر اکرم (ص)

تصریح پیامبر (ص) به دوازده امام شیعه

دو یادگار گرانسنگ پیامبر (ص)
پیامبر اکرم (ص)

دو یادگار گرانسنگ پیامبر (ص)

الو سلام حاج آقا / ۲۹
پیامبر اکرم (ص)

مقام تفسیرى على (ع) در نگاه پیامبر (ص)

نوشته‌ی بعدی
اصل هستي نور صلبي

اصل هستی نور صلبی

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

ستاره اندلس مادر امام موسی کاظم (ع)

ستاره اندلس مادر امام موسی کاظم (ع)

حیات سیاسی امام رضا (ع)

حیات سیاسی امام رضا (ع)

پیامبر اکرم (ص) از نگاه امام صادق (ع)

پیامبر اکرم (ص) از نگاه امام صادق (ع)

Home 1

برکات جنگ رمضان

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا