۹ اردیبهشت ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

دعاى بهشتیان

دعاى بهشتیان
0
SHARES
2
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

دعاى بهشتیان

خانه گلین زهرا(س) سرد و اندوهبار مى‏نمود. داغ از دست دادن پیامبر رحمت هنوز بر سینه مدینه سنگینى مى‏کرد. دخت گرانقدر واپسین فرستاده آفریدگار، کنجى بر خاک نشسته بود، زانوى اندوه به سینه مى‏فشرد و به روزهاى شیرین گذشته مى‏اندیشید; روزهاى دوستى، یگانگى و یکرنگى; روزهاى مهربانى و شادگارى مدینه; هنگامى که پدر پاکیها زنده بود و در این شهر نفس مى‏کشید. سر بلند کرد، چشمانش را پیرامون خانه گرداند، به جایگاههایى که پیامبر مى‏نشست، خیره شد و باز در اندیشه فرو رفت; اندیشه روزهایى که پدر همراه یارانش به خانه او مى‏آمد، در مى‏کوفت و ….در این هنگام صدایى برخاست و رشته افکارش را گسست. پوشش خویش را مرتب ساخت، خود را به در رساند و آن را گشود. مرد کهنسالى، که پشت در بود، با مشاهده دخت پاکدامن پیامبر سر به زیر افکند و گفت: سلام.فاطمه مرد سالخورده را شناخت. سلامش را پاسخ گفت; او را گرامى داشت و فرمود: سلمان، بر من ستم مى‏دارى و بسیار اندک به دیدارم مى‏آیى.پس وى را در جایگاه شایسته نشانید. یاور کهنسال پیامبر سر به زیر افکنده بود و به زمین مى‏نگریست.

این خاکها با دیگر خاکهاى مدینه تفاوت داشت. هر ذره آن عطر گامهاى محمد(ص) را در خویش گنجانده بود و خاطرات روزهاى شاداب گذشته را به یادش مى‏آورد; خاطره‏هایى که سرشک بر دیدگانش جارى مى‏ساخت و آه حسرت از نهادش برمى‏آورد.دخت گرانقدر پیامبر، که اندوه و دریغ درون سلمان را دریافته بود، فرمود: دوست دارى خبرى بشنوى که شادمانت‏سازد؟یاور سالخورده آیین وحى مشتاقانه پاسخ داد: آرى، پدر و مادرم فدایت‏باد.سرور بانوان هستى فرمود: دیروز درها به روى خویش بسته بودم و تنها در اتاق به سر مى‏بردم; با خود مى‏اندیشیدم که پس از رحلت پدر گرامى‏ام فرشتگان نیز ما را ترک گفته‏اند و دیگر روزهاى معنوى فرود وحى و فرشته بدین سرا پایان پذیرفته است. در این اندیشه حسرت بار غوطه‏ور بودم که ناگهان در گشوده شد، سه بانوى بلندپایه و ارجمند به اتاق گام نهادند، سلام کردند و گفتند: اى سالار جهانیان، اى یگانه روزگاران و نمونه پاکدامنان، ما حوران بهشتیم; پروردگار ما را به خدمت گسیل کرده است، بسى شیفته دیدار بودیم.از کسى که بزرگتر از دیگران به نظر مى‏رسید، پرسیدم: نامت چیست؟پاسخ داد: مقدوده، خداوند مرا براى مقداد آفرید تا در بهشت همدمش باشم.

از دیگرى پرسید: چه نام دارى؟گفت: سلمى، پروردگار مرا براى سلمان آفرید، تا در باغهاى شاداب بهشت همنشین او باشم.به سومى نگریستم، پرسیدم: تو را به کدامین نام مى‏خوانند؟پاسخ داد: ذره، نامم ذره است. پروردگار توانا مرا آفرید تا در سراى دیگر همدم ابوذر باشم.آنگاه ظرفى پر از خرماى بهشتى در برابرم قرار دادند; رطبى از برف سپیدتر و از عنبر سیاه و مشک ناب خوشبوى‏تر. من اندکى از آن برایت‏برداشتم; زیرا تو از مایى و در شمار اهل بیت جاى دارى.بعد برخاست و از اتاق بیرون رفت. یاور کهنسال رسول خدا(ص) از شادى در پوست نمى‏گنجید. هرگز فکر نمى‏کردروزى بتواند پیش از مرگ لذت میوه‏هاى بهشت را دریابد. پیوسته پروردگار را سپاس مى‏گفت و بر پیامبر(ص) و خاندان پاکش درود مى‏فرستاد. اندیشه‏اش از پرسش و دلش از اشتیاق آکنده بود. راستى خرماى بهشتى چه شکلى است؟ آیا شکل و اندازه‏اش نیز چون رنگش شگفت‏انگیز خواهد بود؟ سرور پاکدامنان چند رطب برایم کنار نهاده است؟ …در این هنگام، فاطمه بازگشت; آنچه براى پیرو فداکار و سالخورده آل محمد(ص) اندوخته بود، در برابرش قرار داد و فرمود: سلمان، با این افطار کن و فردا هسته‏اش را برایم بیاور.یار پاکدل پیام‏آور نور، لحظه ای در هدیه سالار روشن‏روانان نگریست. در حالى که عبارتهاى گونه‏گون سپاس‏آمیز بر زبان مى‏راند، آن را برداشت، برخاست; دخت فرستاده آفریدگار را بدرود گفت و راه خانه خویش پیش گرفت.او، چون همیشه بى‏آنکه با کسى سخن بگوید، کوچه‏هاى مدینه را پشت‏سر مى‏گذاشت. ولى کوچه‏ها و مردم مانند روزهاى پیش نبودند.

هر جا که او گام مى‏نهاد از عطر دل‏انگیز میوه بهشتى سرشار مى‏شد. رهگذران و فروشندگان دوره‏گرد، با شگفتى، به وى چشم مى‏دوختند و گاه برخى از آنها مى‏گفتند: سلمان، بوى مشک ناب در فضا مى‏پراکنى، مگر با خویش عطر حمل مى‏کنى؟مؤمن کهنسال آیین نیکبختى نمى‏دانست چه بگوید. ناگزیر به سلام و بدرودى کوتاه بسنده مى‏کرد و شتابان راه مى‏پیمود تا به خانه گام نهاد و برون از هیاهوى خاک و خاک گرایان به عبادت پرداخت.اندکى بعد شامگاه فرا رسید و آواى آسمانى اذان در سراسر مدینه پیچید. سلمان، که بهره‏گیرى از میوه بهشتى را توفیقى بزرگ مى‏دانست، نماز گزارد; سفره گسترد و آماده افطار شد. چون دست‏سمت رطب دراز کرد، سفارش سرور جهانیان در وجودش طنین افکند: سلمان، با این افطار کن و فردا هسته‏اش را برایم بیاور.هدیه حضرت فاطمه(س) را برداشت; درونش را کاوید تا هسته‏اش را کنار نهد، ولى هیچ نیافت. چگونه ممکن است‏خرما بى‏هسته باشد؟ آیا کسى در آن دست‏برده است؟ سفارش دخت معصوم رسول خدا(ص) چه مى‏شود؟ این پرسشها رهایش نمى‏کرد و آن شب تا بامداد با او بود.چون ساعتى از روز گذشت، شتابان خود را به خانه فاطمه‏۳ رساند، در کوفت و پس از ورود بى‏درنگ گفت: اى دخت گرامى‏ترین فرستاده آفریدگار، رطبها هسته نداشت.فاطمه(س) فرمود: آن رطب میوه نخلى است که خداوند در بهشت ‏برایم کاشته است، مگر نمى‏دانى میوه‏هاى بهشتى هسته ندارد؟

سپس لحظه ای درنگ کرد و آنگاه ادامه داد: سلمان، بانوان بهشتى دعایى مى‏خوانند که پیشتر پدرم به من آموخته بود و هر صبح و شام مى‏خوانم. در سایه این دعا تا کنون تب بر پیکرم چیرگى نیافته است.سلمان سراپا گوش بود و چهره‏اش از اشتیاق شنیدن سرشار مى‏نمود. سرور جهانیان، در پاسخ به شوق درونى سلمان، دعاى بهشتیان را چنین بازگو کرد:بسم الله الرحمن الرحیمبسم الله النور بسم الله نور النور بسم الله نور على نور بسم الله الذى هو مدبر الامور بسم الله الذى خلق النور من النور الحمد لله الذى خلق النور من النور و انزل النور على الطور فى کتاب مسطور فى رق منشور بقدر مقدور على نبى محبور الحمدلله الذى هو بالعز مذکور و بالفخر مشهور و على السراء و الضراء مشکور و صلى الله على سیدنا محمد و آله الطاهرین.به نام خداوند بخشنده مهربانبه نام خدایى که نور است. به نام آفریدگارى که نور نور است. به نام پروردگارى که نور بر نور است‏به نام خداوندى که تدبیرگر کارهاست.

به نام پروردگارى که نور را از نور آفرید. سپاس خداوندى را که نور از نور آفرید، نور[وحى] را بر کوه طور فرو فرستاد در کتابى نوشته شده، ورقى گشاده و اندازه‏اى معین بر پیامبرى آراسته. سپاس خداوندى را که به سرفرازى یاد شده، به فخر و بزرگى شهره است و پنهان و آشکار مورد ستایش و سپاس قرار گرفته است; و پروردگار بر سرور ما محمد و خاندان پاکش درود فرستد.سلمان دعا را به خاطر سپرد، خداى را سپاس گزارد، دخت پیامبر رحمت را بدرود گفت و به خانه رفت.از آن پس خانه یاور فداکار خاندان رسول خدا جایگاه آمد و شد بیماران گردید. دردمندان از هر سوى مدینه بدانجا مى‏شتافتند، دعاى بهشتیان را مى‏آموختند و در سایه آن از رنج رهایى مى‏یافتند. او بعدها به یکى از دوستان پاکدلش چنین گفت:به پروردگار سوگند، دعاى فاطمه زهرا(س) را به بیش از هزار تن از ساکنان مکه و مدینه، که گرفتار تب بودند، آموختم و همه به برکت آن تندرستى خویش را بازیافتند. (۱)
پى‏ نوشت:

۱- این نوشتار با بهره‏گیرى از منابع زیر تدوین شده است:مدائن القصائل و المعاجز، سید على حسینى شمس الدین، ج ۲، ص‏۱۳ و ۱۴; مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمى، ترجمه احمد طیبى شبسترى، ص‏۱۵۶٫

منبع: ماهنامه کوثر
منبع: آوینی

 

http://shiastudies.com

برچسب ها: معصوم شناسیshia
نوشته قبلی

بشارت‌های پیامبران به امام مهدی(علیه السلام)

نوشته‌ی بعدی

شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها

مرتبط نوشته ها

پیامبر اکرم (ص) از نگاه امام صادق (ع)
پیامبر اکرم (ص)

پیامبر اکرم (ص) از نگاه امام صادق (ع)

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نیامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

مدینه فاضله امام زمان (عج)
انقلاب مهدوی

مدینه فاضله امام زمان (عج)

نوشته‌ی بعدی
شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها

شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

ستاره اندلس مادر امام موسی کاظم (ع)

ستاره اندلس مادر امام موسی کاظم (ع)

حیات سیاسی امام رضا (ع)

حیات سیاسی امام رضا (ع)

پیامبر اکرم (ص) از نگاه امام صادق (ع)

پیامبر اکرم (ص) از نگاه امام صادق (ع)

Home 1

برکات جنگ رمضان

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا