رعایت اخلاق در حادثه کربلا
در حادثه کربلا هم باید این دو هدف کلان دین را دید: احقاق حقوق و اخلاق. لذا به گمان من انسان به حادثه عاشورا که مینگرد، کار غیر اخلاق نه تنها در جبهه اباعبدالله۷ و یارانش نمیبیند، عین اخلاق و عالیترین آموزههای اخلاقی را در سختترین شرائط و با بدترین دشمن میبیند، چون انسان وقتی در سختترین شرائط مقید به اخلاق باشد نشان دهنده نهادینه شدن اخلاق در آن شخص است. شما دیدید بعضیها در شرائط طبیعی که در خانهاش نشسته هوا مطبوع است نماز میخواند، اما مثلا با اتوبوس مسافرت میکند. صبح وقتی اتوبوس در یک منطقه سرد نگه میدارد و قرار است با آب سرد وضو بگیرد، دیگر آن قدر نماز در او نهادینه نشده که بیاید و نماز بخواند!
اخلاقیات هم همینطور است. ما پایبند به اخلاق هستیم تا زمانی که تضاد منافع پیدا نشده، اما اگر رقیب پیدا کردیم، دیگر خود به خود به هم میریزد. اگر بالاتر از رقیب، دشمن پیدا کردیم، دیگر غیر اخلاق میشود اخلاق. در حادثه عاشورا، اخلاق نه تنها با رقیب با دشمن، نه دشمن عادی بدترین دشمن و وقیحترین دشمن رعایت میشود و به آنها آب میدهند؛ میگویند شما وقتی دشمن صدایت زد، جواب بدهید، احترامش را داشته باشید. این تعبیرها در پرتو همان اهداف دین است.


















هیچ نظری وجود ندارد